فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۵۴۱ تا ۴٬۵۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
منبع:
رویکردی نو در علوم تربیتی سال چهارم پاییز ۱۴۰۱شماره ۳
35 - 47
حوزههای تخصصی:
امروزه در بسیاری از جوامع شاهد طلاق عاطفی و طلاق رسمی هستیم که می تواند سبب بروز عوارض منفی جسمانی و روانی در زوجین، کودکان آنها و یا حتی اجتماع شود. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش ذهنیت های والد تنبیه گر و کودک آسیب پذیر طرحواره ای در طلاق عاطفی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد قم در سال تحصیلی 1399-1400 انجام گرفت. حجم نمونه ای 298 نفری با روش نمونه گیری در دسترس صورت گرفت. ابزار مورد استفاده عبارت بودند از پرسشنامه طلاق عاطفی گاتمن و مقیاس مقابله با شرایط پر استرس اندلر و پارکر. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از روش رگرسیون سلسله مراتبی در قالب نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که ذهنیت والد تنبیه گر دارای رابطه مثبت و معنادار با سبک مقابله ای هیجان مدار می باشد. همچنین این ذهنیت دارای رابطه منفی و معنادار با سبک مقابله ای مسئله مدار می باشد. ذهنیت والد تنبیه گر دارای رابطه مثبت و معنادار با سبک مقابله اجتنابی می باشد؛ همچنین این ذهنیت دارای رابطه مثبت و معنادار با طلاق عاطفی نیز می باشد. ذهنیت کودک آسیب پذیر دارای رابطه مثبت و معنادار با سبک مقابله ای هیجان مدار می باشد. ذهنیت کودک آسیب پذیر دارای رابطه منفی و معنادار با سبک مقابله ای مسئله مدار میباشد. ذهنیت کودک آسیب پذیر دارای رابطه مثبت و معنادار با سبک مقابله اجتنابی می باشد؛ ذهنیت کودک آسیب پذیر دارای رابطه مستقیم و مثبت با طلاق عاطفی می باشد.
بررسی تاثیر هوش فرهنگی با انگیزش و خلاقیت یادگیری بر دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو در علوم تربیتی سال چهارم زمستان ۱۴۰۱شماره ۴
172 - 180
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر بین هوش فرهنگی و یادگیری کلاس با انگیزش تحصیلی دانش آموزان انجام گردید. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان نمونه پژوهش شامل 150 آزمودنی بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های انگیزش تحصیلی، هوش فرهنگی ( آنگ ۲۰۰۴) و ادراک از محیط کلاس ( جنتری ۲۰۰۲) استفاده شد. در پژوهش حاضر، ضریب آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس های پرسشنامه انگیزش تحصیلی (درونی ؛ بیرونی و بی انگیزشی ) به ترتیب 79/0 ،80/0 و 70/0 به دست آمد. ضریب آلفای کرونباخ مولفه های هوش فرهنگی شامل مولفه فراشناختی، شناخت، انگیزشی، رفتاری و نمره کل پرسشنامه به ترتیب برابر با 70/0، 71/0، 76/0، 70/0 و 83/0 به دست آمد..داده های آماری با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد هوش فرهنگی با خلاقیت در یادگیری درونی و بیرونی رابطه مثبت و معناداری داشتند. همچنین، هوش فرهنگی و دو مولفه ی (فراشناختی و انگیزشی) و ادراک خلاقیت یادگیری کلاس با بی انگیزشی رابطه منفی و معناداری داشتند. در نهایت، باید گفت که از طریق تقویت هوش فرهنگی و خلاقیت محیط یادگیری کلاس در دانش آموزان می توان به افزایش انگیزش تحصیلی آنان کمک کرد.
تأثیر آموزش های پیش دبستانی بر میزان احترام به خود دانش آموزان پایه اول ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هفدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۶۵
159 - 178
حوزههای تخصصی:
آموزش های پیش دبستان می توانند تأثیر بسزایی در جنبه های مختلف رشد و ابعاد شخصیتی کودکان به خصوص در ابعاد روانی و زندگی فردی و اجتماعی آنان داشته باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش های پیش دبستانی بر میزان احترام به خود دانش آموزان پایه اول ابتدایی به روش پس رویدادی بر روی 100 نفر از دانش آموزان پیش دبستانی رفته و نرفته پایه اول شهرستان ساوه انجام شد. ابزار پژوهش پرسشنامه استاندارد احترام به خود پوپ و همکاران (1989) بود. داده های پژوهش با استفاده از آزمون های توصیفی و استنباطی (tمستقل، تحلیل واریانس یکطرفه و آنوا)، مورد تحلیل قرار گرفت یافته های بدست آمده حاکی از آن بود که میانگین احترام به خود در ابعاد تحصیلی، جسمانی و اجتماعی در کودکانی که دوره پیش دبستانی را گذارنده اند نسبت به گروهی که این دوره را نگذرانده اند، بالاتر است و تفاوت معنی داری بین میزان احترام به خود خانوادگی و همچنین احترام به خود در دانش آموزان دختر و پسر یافت نشد.
طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی هنر مبتنی بر رویکرد چندفرهنگی در دوره اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هفدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۶۶
75 - 112
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی هنر مبتنی بر رویکرد چندفرهنگی در دوره اول متوسطه انجام شده است. روش پژوهش از نوع آمیخته است. جامعه پژوهشِ بخش کیفی، کلیه اسناد بالادستی در دسترس در حوزه هنر و چندفرهنگی و کشورهایی که در حوزه برنامه درسی هنر و چندفرهنگی دارای تجاربی هستند، بوده است. و در بخش کمی متخصصان برنامه ریزی درسی، هنر و چندفرهنگی و کارشناسان آشنا به موضوع هنر و چندفرهنگی در دوره اول متوسطه بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمع آوری بخش کیفی، اسناد و منابع مرتبط و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی پرسشنامه با نظر متخصصان تأیید و پایایی با استفاده از ضریب توافقی 33/90 به دست آمد. به منظور تجزیه داده های بخش کیفی از تحلیل محتوا با رویکرد استقرایی و در بخش کمی از روش دلفی استفاده شد. در بخش نتایج در عنصر اهداف، 21؛ در عنصر محتوا، 19؛ در عنصر فرصت های یادگیری، 14؛ در عنصر منابع، 6؛ در عنصر فضا، 4 و در عنصر ارزشیابی،11 مؤلفه بدست آمد. در خصوص اعتبار الگو،70 درصد توافق بین نظرات صاحب نظران بر روی مناسب بودن گویه ها شکل گرفت. لذا الگو از اعتبار مناسب برخوردار بوده است. .
طراحی مدل آموزش کارآفرینی در نظام آموزش فنی و حرفه ای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هفدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۶۶
113 - 138
حوزههای تخصصی:
آموزش فنی و حرفه ای و آموزش کارآفرینی همواره به عنوان ابزاری در راستای تحول اقتصادی و اجتماعی در کشورهای مختلف مورد تأکید قرار گرفته است. هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدل آموزش کارآفرینی در نظام آموزش فنی و حرفه ای ایران است. روش تحقیق از منظر هدف، کاربردی و بر اساس گردآوری اطلاعات، کیفی با استفاده از روش نظریه داده بنیاد می باشد. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی، با 15 نفر از خبرگان و متخصصان آموزش کارآفرینی و آموزش های فنی و حرفه ای و کاردانش، مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته صورت گرفت و داده ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی از طریق نرم افزار مکس کیو دی اِی 2018 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. الگوی پارادایمی حاصل بر اساس پدیده محوری (مهارت آموزی کارآفرینانه) متأثر از شرایط علی، شرایط زمینه ای و متغیرهای مداخله گر به همراه راهبردهای کنش و واکنش و پیامدهای آموزش کارآفرینی در نظام آموزش فنی و حرفه ای (سطح فردی و سطح کلان) شکل گرفت.
The Unspoken Side of Academic Textbooks on School Management(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۰, Issue ۱, Spring ۲۰۲۲
32 - 43
حوزههای تخصصی:
هر ساله کتاب های درسی دانشگاهی متعددی در زمینه مدیریت مدرسه در ایران منتشر می شود، اما تعداد کمی از آنها با استقبال خوب دانشگاهیان می شوند. که تا کنون 45 بار بازنشر است و «مبانی نظری و مبانی مدیریت آموزشی» که 25 بار باز شده است، از طریق قرائت علامت و تحلیل و تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان داد که روایت این دو کتاب بر پارادایم عقلانی است که مدارس را یکپارچه و هماهنگ می نگرد، اما از بازی قدرتی که همیشه همراه با تناقض و تنش بوده، غفلت می کند. زیرا برای حفظ لفاظی منطقی، کتاب های درسی بر اساس اصول تکیه و تنها برخی از نظریه ها در کتاب های منطقی مطرح شده اند که در مورد پویایی قدرت ساکت هستند. روایت علاق بند (نویسنده کتاب ها) همه چیز مربوط به «دینامیک قدرت» را ناگفته بگذارد. این روایت دو دسته از مخاطبان را به خود جذب می کند. دسته اول بازیگران مدارس و دیگر دست اندرکاران نظام آموزشی هستند که از تناقضات مدرسه و دنیای ناعادلانه آن خسته شده اند. بنابراین، پارادایم عقلانی که در بازی قدرت ناگفته باقی می ماند، مانند درمان و بی عدالتی عمل می کند. گروه دوم، برخی از پذیرندگان مربیان هستند که به آموزش دانش مدیریت آموزشی می پردازند. آنها باید مفاهیم را ساده کرده و پیچیدگی ها و ناراحتی های مدیریت آموزشی را بر این اساس زدایی کنند. روایت علاق بند (نویسنده کتاب ها) دارد همه چیز مربوط به «دینامیک قدرت» را ناگفته بگذارد. این روایت دو دسته از مخاطبان را به خود جذب می کند. دسته اول بازیگران مدارس و دیگر دست اندرکاران نظام آموزشی هستند که از تناقضات مدرسه و دنیای ناعادلانه آن خسته شده اند. بنابراین، پارادایم عقلانی که در بازی قدرت ناگفته باقی می ماند، مانند درمان و بی عدالتی عمل می کند. گروه دوم، برخی از پذیرندگان مربیان هستند که به آموزش دانش مدیریت آموزشی می پردازند. آنها باید مفاهیم را ساده کرده و پیچیدگی ها و ناراحتی های مدیریت آموزشی را بر این اساس زدایی کنند. روایت علاق بند (نویسنده کتاب ها) دارد همه چیز مربوط به «دینامیک قدرت» را ناگفته بگذارد. این روایت دو دسته از مخاطبان را به خود جذب می کند. دسته اول بازیگران مدارس و دیگر دست اندرکاران نظام آموزشی هستند که از تناقضات مدرسه و دنیای ناعادلانه آن خسته شده اند. بنابراین، پارادایم عقلانی که در بازی قدرت ناگفته باقی می ماند، مانند درمان و بی عدالتی عمل می کند. گروه دوم، برخی از پذیرندگان مربیان هستند که به آموزش دانش مدیریت آموزشی می پردازند. آنها باید مفاهیم را ساده کرده و پیچیدگی ها و ناراحتی های مدیریت آموزشی را بر این اساس زدایی کنند. دسته اول بازیگران مدارس و دیگر دست اندرکاران نظام آموزشی هستند که از تناقضات مدرسه و دنیای ناعادلانه آن خسته شده اند. بنابراین، پارادایم عقلانی که در بازی قدرت ناگفته باقی می ماند، مانند درمان و بی انصافی عمل می کند. گروه دوم، برخی از پذیرندگان مربیان هستند که به آموزش دانش مدیریت آموزشی می پردازند. آنها باید مفاهیم را ساده کرده و پیچیدگی ها و ناراحتی های مدیریت آموزشی را بر این اساس زدایی کنند. دسته اول بازیگران مدارس و دیگر دست اندرکاران نظام آموزشی هستند که از تناقضات مدرسه و دنیای ناعادلانه آن خسته شده اند. بنابراین، پارادایم عقلانی که در بازی قدرت ناگفته باقی می ماند، مانند درمان و بی انصافی عمل می کند. گروه دوم مربیان مربیان هستند که به آموزش دانش مدیریت آموزشی می پردازند. آنها باید مفاهیم را ساده کرده و پیچیدگی ها و ناراحتی های مدیریت آموزشی را بر این اساس شناسایی کنند.
اصلاح رفتار قلدری: یک مطالعه ی اقدام پژوهی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف اصلاح رفتار قلدری یکی از دانش آموزان پایه ششم ابتدایی به روش اقدام پژوهی در سال تحصیلی 1401-1400 و در شهرستان خداآفرین انجام گرفته است. رفتارهای قلدرمآبانه ی این دانش آموز در موقعیت های مختلفمشاهده گردید و مورد بررسی قرار گرفت. داد ه های پژوهش با استفاده از مشاهده، مصاحبه و پرسشنامه ی قلدری ایلینویز (2001) گردآوری شد. پس از آن برای حل این مشکل، محقق با استفاده از پیشینه ی نظری و عملی موجود، راهکارهایی را جهت اصلاح این رفتار، معین کرده و آن ها را اجرا نمود. این راهکارها عبارت بود از: آموزش مؤلفه های هوش هیجانی؛ تقویت مهارت های اجتماعی، ارتباطی و خودکنترلی؛ آموزش مهارت های حل مسئله؛ حمایت از رفتارهای مثبت، محبت به دانش آموز وآگاه سازی والدین و سایر همکاران در خصوص رفتار قلدری دانش آموز و نحوه ی برخورد با این مسئله. نتایج و مشاهده ها نشان داد که اجرای این راهکارها مؤثّر بوده و منجر به اصلاح رفتار قلدری در این دانش آموز شده است.
بررسی ویژگی های روان سنجی پرسش نامه جهت گیری برنامه درسی تربیت هنری معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر هنجاریابی پرسش نامه جهت گیری برنامه درسی تربیت هنری برای معلمان دوره ابتدایی با روش پیمایشی بود. پس از برگردان نسخه اصلی پرسش نامه جهت گیری برنامه درسی تربیت هنری فیلانی (2003) به زبان فارسی و بازترجمه و اصلاح آن، فرم نهایی برای اجرا تهیه شد. آزمودنی ها شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی شهر مشهد به تعداد 13259 نفر در سال تحصیلی 1399-1400 بود که با توجه به حجم نمونه در مطالعات تحلیل عاملی، تعداد 360 معلم به روش نمونه گیری در دسترس در مطالعه شرکت کردند. روایی پرسش نامه مذکور از سه جنبه روایی محتوایی، سازه و همبستگی بین خرده مقیاس ها مورد ارزیابی قرار گرفت. بررسی نظرات متخصصان و معلمان حاکی از روایی محتوایی این ابزار بود. به منظور بررسی روایی سازه، ساختار عاملی پرسش نامه به روش تحلیل عاملی تأییدی و با شیوه حداکثر درست نمایی در سطح ماتریس واریانس کواریانس بررسی شد و نتایج حاکی از آن بود که الگوی تأییدی از برازش قابل قبولی برخوردار است. همچنین، تمام بارهای عاملی استخراج شده بالاتر از 40/. و توزیع سوالات در خرده مقیاس ها مورد تأیید بود. الگوی ضرایب همبستگی بین خرده مقیاس ها نیز نشان داد که روابط درونی خوبی بین خرده مقیاس ها وجود دارد (001/0 p<). جهت بررسی اعتبار پرسش نامه جهت گیری برنامه درسی تربیت هنری به همسانی درونی پرداخته شد و ضرایب آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس های کودک محوری، دیسیپلینی و فرهنگی به ترتیب 87/0، 88/0 و 87/0 حاصل گردید. به علاوه، به منظور مقایسه نتایج پژوهش های آتی با گروه هنجار در فرهنگ ایرانی، میانگین و انحراف معیار هر کدام از خرده مقیاس های پرسش نامه مذکور گزارش گردید. با توجه به یافته های تحقیق می توان گفت که پرسش نامه جهت گیری برنامه درسی تربیت هنری دارای شاخص های روان سنجی مطلوب است.
تبیین تجربه کاری معلمان مناطق محروم با نقش واسطه ویژگی های شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تبیین تجربه کاری معلمان شهرستان بجنورد است. در همین راستا، مدل مفهومی تحقیق مشتمل بر سه متغیر اصلی «متغیرهای محیط کار»، «ویژگی های شغلی» و «پیامدهای شغلی» طراحی شد. جامعه آماری پژوهش، همه معلمان شهرستان بجنورد و روستاهای اطراف آن است که 14000 نفر بودند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد ریزو و همکاران (1970)، بابین و بولس (1996 )، هاکمن و اولدهام (1980)، چرچیل و همکاران (1974)، و بوش و همکاران (1990) بهره گرفته شد. جامعه آماری پژوهش، همه معلمان شهرستان بجنورد بودند و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 374 نفر برآورد شد. برای اطمینان از بازگشت پرسشنامه ها، 390 پرسشنامه به روش نمونه گیری تصادفی ساده توزیع شده و 385 پرسشنامه جمع آوری و تحلیل شد. داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Lisrel و SPSS تحلیل شد. نتایج نشان دهنده آن بود که تجربه کاری معلمان مشغول به خدمت در شهر با روستا متفاوت است و رابطه میان متغیرهای محیط کاری و پیامدهای شغلی را تعدیل می کند. همچنین، متغیرهای محیط کار بر پیامدهای شغلی معلمان تاثیرگذارند و ویژگی های شغلی این رابطه را تسهیل می کند. نتایج این پژوهش می تواند راهنمای عملی برای مدیران مدارسی باشد که در مناطق محروم کشور خدمت کرده و دغدغه افزایش کیفیت آموزشی و تعالی دانش آموزان و معلمان مدرسه خود را دارند.
بررسی انتقادی عرفان اُشو با نگاهی به نهج البلاغه
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال پنجم مهر ۱۴۰۱ شماره ۵۲
221 - 233
حوزههای تخصصی:
پیشرفت علم و توسعه اسباب آرامش و رفاه نتوانسته بر میل فطری و گرایش به معنویت و در راس آن خداجویی سرپوش بگذارد. در کمتر از دو دهه گذشته بازار تفکراتی نو در قالب عرفان های نوظهور بشدت گرم شده است و هر از گاهی در گوشه ای از دنیا نامی نو و عنوانی جدید ظهور می کند که هر کدام روشی را سرلوحه رفتار خداجویانه خود قرار می دهد که بدون توجه به خواستگاه آن عرفان، در بین سایر افراد جامعه بشری گسترش یافته است که هر کدام با توجه به تنوع سلیقه ها ی انسان دوران ما نسخه جذابی تجویز می کند. در این بین گروهی از این عرفان ها کمتر و گروهی بیشتر با اقبال عمومی مواجه شده است. نمونه ای از این عرفان ها، عرفان اُشو است که در مشرق زمین طلوع کرد و در آمریکا رشد و توسعه یافت که با پذیرش گروهی کثیر از افراد بالاخص جوانان رو به رو شد. اُشو با تکیه بر عشق و بی بند و باری جنسی، راه رسیدن به آرامش به رهپویانش می نمایاند. این مقاله به صورت توصیفی تحلیلی و نقادی به بررسی عرفان اُشو و تطبیق آن برآموزه های اسلامی و به صورت دقیق تر نهج البلاغه پرداخته است. در این مقاله سعی شده است در گام اول، نظام فکری و پیام های عمده این جریان عرفانی جمع بندی شود و در ذیل هر کدام از عناوین نقاط غیرقابل دفاع در مبانی یا نتایج سوء فردی و اجتماعی آموزه های برای مخاطبین تبیین گردد. تاکنون کتاب خاصی با تاکید بر این عرفان چاپ نشده است کتاب جریان شناسی عرفان های نوظهور نوشته حمیدرضا مظاهری سیف و کژراهه که جمع آوری شده توسط گروهی از محققان است به صورت کلی وگذرا انواع عرفان های نوظهور را نقد کرده است و مقالات در این مورد انگشت شمارند، از آن جا که کتب اُشو براحتی و رایگان در اختیار عموم قرار گرفته است و از طرفی فرهنگ ایرانی اسلامی ایران غنی از عرفان و تفکرات مبتنی بر اسلام است، شایسته است که نقد و بررسی در این مورد بیشتر مورد توجه قرار گیرد. نهج البلاغه که به حق اَخ القران نام گرفته است سرشار از مضامین عرفانی و اخلاقی است که باید بیشتر از پیش بر آن تأکید شود تا بتوان راه درست را به رهپویان تشنه معرفت نمایاند.
بررسی رابطه هویت تحصیلی و مولفه های آن با عملکرد تحصیلی دانش آموزان متوسطه دوم شهرستان خاش
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال پنجم مهر ۱۴۰۱ شماره ۵۲
246 - 264
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق پیش رو؛ بررسی رابطه هویت تحصیلی و مولفه های آن با عملکرد تحصیلی دانش آموزان متوسطه دوم شهرستان خاش که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 133 نفر از آنان با نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های میدانی هویت تحصیلی از پرسشنامه منزلتهای هویت تحصیلی(واز و ایزاکسون ؛2008) و برای جمع آوری داده های میدانی عملکرد تحصیلی پرسشنامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999)، استفاده شد و داده ها به وسیله نرم افزار 26spss توصیف و تحلیل گردید. نتایج رگرسیون همزمان نشان داد؛ هویت تحصیلی و مولفه های آن توان پیش بینی عملکرد تحصیلی دانش آموزان را دارند .براساس نتایج به دست آمده، اهمیت قائل شدن هویت تحصیلی و در نظر گرفتن این مقوله در برنامه های درسی، آموزش و تدریس معلمان، تألیف کتب درسی برای مسؤلین و توجه به متغیرهای دیگر اثرگذار بر عملکرد تحصیلی و مقایسه آن با نتایج تحقیق حاضر و مشابه آن به محققان آینده توصیه گردید.
تبیین تجارب زیسته مربیان مراکز آموزشی و توان بخشی مشکلات ویژه یادگیری از چالش های تغییر آموزش حضوری به آموزش مجازی در دوران شیوع ویروس کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین تجارب زیسته مربیان مرا کز آموزشی و توان بخشی مشکلات ویژه یادگیری از چالش های تغییر آموزش حضوری به آموزش مجازی در دوران شیوع ویروس کرونا بود. روش: این پژوهش جزء پژوهش های کیفی و از نوع پدیدارشناسی است که براساس الگوی هفت مرحله ای کلایزی انجام گرفت. شرکت کنندگان در این پژوهش مربیان شاغل در مرا کز آموزشی و توان بخشی مشکلات ویژه یادگیری شهر تهران در سال تحصیلی 1401 - 1400 بودند. ابزار این پژوهش مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. برای انتخاب آزمودنی ها از نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری استفاده شد و در پایان، 15 مربی در گروه مشارکت کنندگان قرارگرفتند. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون صورت گرفت. پس از استخراج و دسته بندی موضوعی، دو مضمون فرا گیر 1( چالش های غیرسازنده مشتمل بر مضامین سازمان دهنده شامل: تجهیزات و زیرساخت های فضای مجازی، ارتباط متقابل مربی با شا گرد و والدین، عدم همکاری و نظارت دقیق، در دسترس نبودن تولید محتوای شناختی، اهمال کاری والدین و دانش آموزان و 2( چالش های سازنده مشتمل بر مضامین سازمان دهنده شامل: فرصت های آموزشی، ایجاد فرصت یادگیری، اهمیت و کاهش هزینه ها شناسایی شدند. اعتبار داده ها با استفاده از فنون تأییدپذیری از طریق خودبازبینی پژوهشگران و اعتمادپذیری با هدایت دقیق جریان جمع آوری اطلاعات و همسوسازی پژوهش های مرتبط تعیین شد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصله، ضرورت پذیرش آموزش مجازی با تمامی محاسن مربوط به آن و حذف نقاط ضعف و مشکلات آن در دنیای امروزه امری انکارناپذیر است که مسئولان آموزش و پرورش باید توجه ویژه ای به آن داشته باشند.
عوامل تأثیرگذار بر موفّقیّت سامانه های یادگیری الکترونیکی در دوران پساکرونا (مورد مطالعه: دانشگاه های مستقر در تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
اهمیت انکارناپذیر یادگیری الکترونیکی در آموزش منجر به رشد گسترده تعداد دوره های آموزش الکترونیکی و سیستم های ارائه انواع مختلف خدمات در زمان کووید 19 می شود. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری شامل مدیران مراکز رشد و فناوری اطلاعات و ارتباطات، در دانشگاه های تهران بودند، که تعداد آنها 192 نفر گزارش شد. نمونه بر اساس فرمول کوکران 128 نفر محاسبه و به روش نمونه گیری تصادفی در دسترس انتخاب شدند. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه تحقیق آل-فریحات و همکاران(2020) استفاده گردید. روایی به روش محتوایی با استفاده از روایی درونی و ماتریس همبستگی(روایی واگرا) و بارها عاملی مورد تایید قرار گرفته است. پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد تایید قرار گرفت.جهت تحلیل داده های بدست آمده، از روش همبستگی به شیوه معادلات ساختاری با نرم افزار اسمارت پی ال اس(SmartPLS) استفاده شده است. براساس یافته های پژوهش کیفیت سیستم فنی (r=0.533)، کیفیت سیستم اطلاعات (r=0.472)، کیفیت خدمات (r=0.523)، کیفیت سیستم تحصیلی(r=0.613)، کیفیت سیستم پشتیبانی(r=0.851)، کیفیت یادگیرنده (r=0.763) و کیفیت استاد (r=0.508) از عوامل اثرگذار بر موفقیت سامانه های یادگیری الکترونیکی بودند. طبق نتیجه به دست آمده کیفیت سیستم پشتیبانی مهمترین عامل تأثیرگذار بر موفقیت سامانه های یادگیری الکترونیکی شناخته شد.
مدل اضطراب اجتماعی والدین کودکان کم توان ذهنی: نقش شیو ه های تربیتی والدین با میانجی گری راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین مدل اضطراب اجتماعی والدین کودکان کم توان ذهنی: نقش شیوه های تربیتی با میانجی گری راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان بود. روش: مطالعه حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش والدین دانش آموزان ابتدایی کم توان ذهنی شهر ارومیه در سال تحصیلی 1400 - 1399 بود. حجم نمونه براساس جدول کرجسی و مورگان 200 نفر تعیین شد که با توجه به شیوع بیماری کووید- 19 با روش دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش سیاهه اضطراب اجتماعی ) کونور و همکاران، 2000 (، پرسشنامه شیوه های تربیتی والدین )بامریند، 1991 ( و پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان ) گارنفسکی و همکاران، 2001 ( بودند. داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS-26 و LISREL-8.5 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که شیوه تربیتی سهل گیر بر راهبرد مثبت نظم جویی شناختی هیجان، شیوه های تربیتی مستبد و مقتدر بر راهبردهای مثبت و منفی نظم جویی شناختی هیجان و راهبردهای مثبت و منفی نظم جویی شناختی هیجان و شیوه های تربیتی سهل گیر و مستبد بر اضطراب اجتماعی اثر مستقیم و معنادار داشتند ) 05 / P>0 (، اما شیوه تربیتی سهل گیر بر راهبرد منفی نظم جویی شناختی هیجان و شیوه تربیتی مقتدر بر اضطراب اجتماعی اثر مستقیم و معناداری نداشتند ) 05 / P<0 (. همچنین، شیوه های تربیتی مستبد و مقتدر با میانجی راهبردهای مثبت و منفی بر اضطراب اجتماعی اثر غیرمستقیم و معنادار داشت ) 05 / P>0 (، اما شیوه تربیتی سهل گیر با میانجی راهبردهای مثبت و منفی بر اضطراب اجتماعی اثر غیرمستقیم و معناداری نداشت ) 05 / .)P<0 نتیجه گیری: با توجه به یافته ها، برای کاهش اضطراب اجتماعی می توان زمینه را برای تعدیل شیوه های تربیتی و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان فراهم کرد.
تبیین هیجانات شرم و گناه دانش آموزان بر اساس هیجانات معلم و ساختار اهداف کلاس: نقش واسطه ای بازخورد معلم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تبیین هیجانات شرم و گناه دانش آموزان بر اساس هیجانات معلم و ساختار اهداف کلاس با توجه به نقش واسطه ای بازخورد معلم بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، همه دانش آموزان پایه های چهارم، پنجم و ششم دوره ابتدایی شهر لامرد و معلمان آن ها هستند. 400 دانش آموز و معلمان آن ها که 37 نفر بودند، با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. معلمان آزمون بازخورد شایستگی و سیاهه هیجان معلم و دانش آموزان پرسش نامه ساختار هدف کلاس و آزمون عاطفه خودآگاه برای کودکان را تکمیل نمودند. جهت بررسی روابط علّی بین متغیرها از روش تحلیل مسیر و برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS و AMOS نسخه 24 استفاده شد. یافته ها نشان دادند که از بین هیجانات معلم، شادی، عشق و خشم با هیجان شرم دانش آموزان رابطه دارند. اما هیچ کدام از مولفه های هیجان معلم با احساس گناه دانش آموزان رابطه نداشتند. از طرف دیگر ساختار هدف تبحری رابطه منفی و ساختار هدف اجتنابی رابطه مثبت و معنی داری با هیجان شرم و گناه دانش آموزان داشتند، اما ساختار هدف عملکردی رابطه معنی داری با این دو هیجان نداشت. ساختار هدف عملکردی با میانجی گری بازخورد معلم، بر هیجان شرم اثرگذار بود. همچنین تأثیر غیرمستقیم هیجانات ترس، غم و عشق معلم بر هیجان شرم از طریق بازخورد معلم، معنی دار بود. بر اساس نتیجه به دست آمده پیشنهاد می شود که از قرارداد وابستگی جهت ایجاد ساختار تبحری در کلاس درس استفاده گردد. همچنین نوع بازخورد معلم نیز باید به گونه ای باشد که ضمن تشویق دانش آموزان به امور آموزشی، ایجادکننده هیجان شرم و گناه در آن ها نباشد.
رابطه راهبردهای انضباطی معلمان با عاطفه دانش آموزان دختر ابتدایی نسبت به معلم و نگرش آن ها به یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه راهبردهای انضباطی معلمان با عاطفه دانش آموزان نسبت به معلم و نگرش آن ها به یادگیری تدوین شده است. برای پیگیری این هدف، در قالب یک طرح همبستگی، 391 نفر از جامعه آماری دانش آموزان مدارس دولتی دوره دوم ابتدایی منطقه 15 شهر تهران به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. داده های موردنیاز به وسیله سه پرسشنامه گردآوری شد: پرسشنامه راهبردهای انضباطی، پرسشنامه نگرش به یادگیری و پرسشنامه عاطفه نسبت به معلم. طبق یافته های حاصل از پژوهش، کاربرد راهبردهای انضباطی تنبیه و پرخاشگری توسط معلمان با نگرش دانش آموزان نسبت به یادگیری رابطه منفی دارد؛ کاربرد راهبردهای انضباطی گفتگو، اشاره غیر مستقیم، پاداش دهی و تصمیم گیری مشارکتی با عاطفه دانش آموزان نسبت به معلم و نگرش به یادگیری رابطه مثبت دارد؛ و نگرش دانش آموزان به یادگیری با عاطفه آن ها نسبت به معلم رابطه مثبت دارد. همچنین طبق تحلیل رگرسیون، کاربرد راهبردهای انضباطی توسط معلمان پیش بینی کننده عاطفه دانش آموزان نسبت به معلم و نگرش آن ها به یادگیری است. بر اساس این نتایج، دانش آموزانی که با روش تنبیهی و پرخاشگری معلم در انضباط کلاسی مواجه هستند، معلم شان را دوست ندارند و به یادگیری درس نیز علاقه ندارند و اهمیت نمی دهند؛ اما در مقابل، دانش آموزانی که راهبردهای انضباطی مثبت و مشارکتی را تجربه می کنند، معلم شان را بیشتر دوست دارند و نسبت به یادگیری درس نگرش مثبت دارند. این مسئله ضرورت بازاندیشی بر عمل تربیتی را برای معلمان ابتدایی دوچندان می کند.
تبیین رویکرد معلمان به تدریس بر اساس هیجانات پیشرفت معلمان و خلاقیت هیجانی آنان با میانجی گری خوش بینی تحصیلی و خودکارآمدی معلم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تبیین رویکرد معلمان به تدریس بر اساس هیجانات پیشرفت معلمان و خلاقیت هیجانی آنان با میانجی گری خوش بینی تحصیلی و خودکارآمدی معلم است. طرح پژوهش حاضر از نوع همبستگی است که در آن با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری روابط بین متغیرهای پژوهش مورد بررسی قرار گرفت. شرکت کنندگان شامل 501 معلم (298 مرد و 203 زن) با دامنه سنی 24 تا 56 سال از بین جامعه آماری معلمان آموزش وپرورش شهرستان های پارسیان، عسلویه، بخش های شیبکوه، کوشکنار و چاه مبارک در استان های هرمزگان و بوشهر به روش تصادفی- طبقه ای انتخاب شدند و به پرسش نامه های هیجانات پیشرفت معلم، خلاقیت هیجانی، خوش بینی تحصیلی معلم، خودکارآمدی معلم و رویکرد معلم به تدریس پاسخ دادند. یافته های پژوهش نشان دادند که مدل نظری پژوهش با داده های تجربی برازش مطلوبی دارد. مؤلفه های لذت و آمادگی بر هر دو رویکرد تدریس معلم محور و دانش آموز محور تأثیر مستقیم، مثبت و معنی دار داشتند. مؤلفه اصالت/ اثربخشی بر رویکرد تدریس دانش آموز محور تأثیر مستقیم، مثبت و معنی دار و مؤلفه اضطراب بر رویکرد تدریس دانش آموز محور تأثیر مستقیم، منفی و معنی دار داشتند. مؤلفه های لذت، افتخار، آمادگی و اصالت/ اثربخشی با میانجی گری متغیرهای خوش بینی تحصیلی و خودکارآمدی معلم بر رویکردهای تدریس معلم محور و دانش آموز محور تأثیر مثبت و معنی داری داشتند. مؤلفه اضطراب با میانجی گری خوش بینی تحصیلی بر رویکردهای تدریس معلم محور و دانش آموز محور تأثیر مثبت و معنی داری داشت. مؤلفه نوآوری با میانجی گری خوش بینی تحصیلی بر هر دو رویکرد تدریس معلم محور و دانش آموز محور تأثیر منفی و معنی داری داشت. بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که مؤلفه های هیجانات پیشرفت معلم، خلاقیت هیجانی، خوش بینی تحصیلی و خودکارآمدی معلم در به کارگیری رویکردهای تدریس معلم محور و دانش آموز محور نقش تعیین کننده ای دارند.
بررسی نقش برنامه های درسی رشته های علوم اجتماعی و رفتاری در پرورش قابلیت های عمومی کارآفرینی دانشجویان کارشناسی دانشگاه شهید بهشتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره هجدهم بهار ۱۴۰۱شماره ۱
69 - 84
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش برنامه های درسی رشته های علوم اجتماعی و رفتاری در پرورش قابلیت های عمومی کارآفرینی دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی است. این تحقیق به لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها توصیفی_ پیمایشی و به منظور گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که روایی صوری و محتوایی پرسشنامه با استفاده از نظر استادان متخصص در این حوزه تأیید شد و پایایی آن نیز با استفاده از ضریب آلفای کرانباخ 87/0 تأیید شد. جامعه آماری پژوهش، تمامی دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی بودند که از میان آنان 220 نفر از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. نتایج یافته ها حاکی از آن است که نقش برنامه درسی تربیت بدنی در دو مؤلفه " قابلیت های فردی و فنی کارآفرینی" به طور مطلوب و در مؤلفه پرورش "قابلیت های مدیریتی" به نسبت دو مؤلفه "فردی و فنی" کارآفرینی چندان مطلوب عمل نکرده است و نقش برنامه درسی روان شناسی در مؤلفه " قابلیت های مدیریتی کارآفرینی" به طور مطلوب و در دو مؤلفه " فردی و فنی" به طور مطلوب عمل نکرده است و در بین دیگر رشته ها تفاوت چندانی در مطلوبیت نقش برنامه درسی در پرورش قابلیت های عمومی کارآفرینی که شامل " قابلیت های فردی، مدیریتی و فنی" می شود، مشاهده نشده است.
طراحی و اعتباریابی الگوی کوچینگ بر مبنای نظریه انتخاب در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۱ شماره ۸۱
113 - 138
حوزههای تخصصی:
توانایی مربیگری دانشجومعلمان در محیط آموزشی صلاحیتی اساسی برای هر معلمی است. هدف از پژوهش حاضر طراحی و اعتباریابی الگوی مربیگری بر مبنای نظریه انتخاب در دانشگاه است. این پژوهش از نوع آمیخته متوالی بود و در دو بخش کیفی با رویکرد داده بنیاد و بخش کمّی به روش زمینه یابی انجام شد. بخشِ کیفی شامل مصاحبه با استادان دانشگاه است که طبق اصل اشباع نظری، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند (N:۳۶۰)، انجام شده است و بخش کمّی طبق فرمول کوکران بود و گروه هدف 360 نفر از دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان بودند. در این مرحله از روش نمونه گیری چند مرحله ای استفاده شد. برای جمع آوری داد ه ها در بخش کیفی از روش سندکاوی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی از پرسش نامه محقق ساخته بهره گیری شد. شیوه تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی کدگذاری باز، محوری و انتخابی با نرم افزار مکس کیودا و با رویکرد تحلیل مضمون صورت گرفت و در بخش کمّی از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی استفاده شد. بر اساس نتایج، الگوی مربیگری شامل ۲ بُعد مربیگری شخصی و مربیگری آموزشی و 7 مؤلفه اصلی شامل کشف خود، هدف گذاری هوشمند، جست وجوگری و پیگیرماندن در کار، رابطه سازی، آموزش و ایجاد دانش، محیط سازی، اثربخشی و نفوذ است. در این پژوهش 35 شاخص برای الگوی مربیگری ارائه شد. درنهایت ابعاد و مؤلفه های اصلی الگوی مربیگری بر مبنای نظریه انتخاب مشخص شد. مشخص شد که الگوی ارائه شده برازش مناسبی دارد و ساختار عاملی مفروض آن تأیید شد.
واکاوی و اولویت بندی راهبردهای آموزش اصیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۸۲
7 - 28
حوزههای تخصصی:
دو هدف عمده از پژوهشِ حاضر واکاوی راهبردهای آموزش اصیل و اولویت بندی این راهبردها در بافت مدارس ابتدایی است. برای شناسایی راهبردهای آموزش اصیل از روش گروه های کانونی مجازی استفاده شد. به این منظور با استفاده از رویکرد هدفمند و ازطریق روش نمونه گیری گلوله برفی سه گروه کانونی پنج نفره از متخصصان تعلیم وتربیت (به جز گرداننده جلسه) انتخاب و بررسی شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات در این بخش مصاحبه غیرساختاریافته بود و تحلیل مصاحبه ها در دو سطح مفاهیم فرعی و مفاهیم اصلی صورت گرفت. درنهایت اعتبار تحلیل ها ازطریق شناخت بازخورد گروه کانونی و مثلث سازی تحلیل گر تأیید شد. همچنین برای اولویت بندی راهبردهای آموزش اصیل از روش تحلیل سلسله مراتبی استفاده شد. به این منظور، بیست نفر از معلمان خبره به صورت هدفمند و با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب و بررسی شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه مقایسه های زوجی مشتمل بر پنج ماتریس مقایسه دوبه دو بود که از دل تحلیل مصاحبه ها در بخش قبلی بیرون آمدند. نرخ ناسازگاری هریک از ماتریس های پنج گانه کمتر از 0/1 بود و لذا از اعتبار مقایسه ها اطمینان حاصل شد. درنهایت برای تجزیه وتحلیل داده ها به شاخص هایی همچون میانگین هندسی و بردار ویژه استناد شد. نتایج این پژوهش شناسایی و اولویت بندی 35 راهبرد آموزش اصیل بود که این راهبردها در چهار مؤلفه دسته بندی شدند. براین اساس مهم ترین راهبردهای کلی آموزش اصیل به ترتیب عبارت از «فرصت های کسب تجارب آموزشی اصیل»، «سنجش یادگیری»، «شخصی سازی یادگیری»، و «اصالت معلم» بودند.