ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۸۱ تا ۶۰۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
۵۸۱.

ارزشیابی اجرای آزمایشی بسته تربیت و یادگیری کتاب درسی کار و فناوری پایه ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۲۰۷
هدف و زمینه:یکی از مسئولیت های سیاست گذاران، ارزشیابی برنامه درسی است. این پژوهش، به منظور ارزشیابی اجرای آزمایشی بسته تربیّت و یادگیری کتاب کار و فنّاوری پایه ششم، انجام شد.روش ها: روش انجام پژوهش، آمیخته(کمّی و کیفی) بود. برای این منظور، اطّلاعات و داده ها با ابزارهای مشاهده کلاس واقعی، مصاحبه، پرسش نامه و گروه کانونی از 46 معلّم، 92 دانش آموز، 46 مدیر، 94 نفر از اولیا و 44 موقعیت کلاس درس از هفت استان به دست آمد. ابزارهای پژوهش مشتمل بر اهداف، انطباق با توانایی های جسمی و شناختی دانش آموزان، قابلیّت اجرای روش های یاددهی_ یادگیری پیش بینی شده، قابلیت اجرای روش های ارزش یابی پیش بینی شده، کیفیّت اجزای بسته تربیّت و یادگیری، توانمندی ها و نیازهای آموزشی معلّمان و میزان اثرگذاری بسته آموزش معلّم از طریق گروه کانونی نهایی شد.یافته ها:نتایج پژوهش نشان داد که در بخش اهداف، دانش آموزان به 9 هدف(ابراز دریافت حسی، افزایش قدرت ایده پردازی و تخیّل، ساخت پروژه متناسب با توانمندی دانش آموز، رعایت الزامات انجام پروژه ها، رفتار همدلانه و مشارکتی، رفتار مسئولانه در فعّالیت های یادگیری، کسب مهارت های پایه یادگیری رشته های موضوعی، شناخت مفاهیم مقدماتی فناوری و سواد دیجیتال و بهره گیری درست از فناوری ها، ارائه محصول اجرای مهارت) به نقطه معیار 70 درصدی دست یافته و در 3 هدف دیگر به این نقطه دست نیافته اند. از منظر انطباق با توانایی های جسمی و شناختی، نتایج نشان داد که بسته یادگیری در موارد واژگان تخصصی و فنی، پیچیدگی فعّالیت و سطح مفاهیم و وابستگی به جنسیّت دارای اشکال است. ازنظر قابلیّت اجرای روش های یاددهی_ یادگیری، موارد فقدان یا نقص در طراحی آموزشی از سوی معلّمان مشاهده شد. ازنظر قابلیت اجرای روش های ارزشیابی، ابزارهایی مانند سیاهه مشاهده رفتار، خودسنجی، همسال سنجی و گزارش کار، کم ترین استفاده را در بین معلّمان داشت. ازنظر کیفیّت اجزای بسته، وضعیت تصاویر کتاب از منظر معلّمان و دانش آموزان، خوب ارزیابی شد. ازنظر شکل ظاهری کتاب، مشکلاتی در زمینه اندازه قلم، جلد کتاب، حجم کتاب، طراحی درون متن و نوشتار درون متنی وجود داشت. ازنظر توانمندی ها و نیازهای آموزشی معلّمان، پیشنهادهایی مانند فراهم سازی ابزار و وسایل و تجهیزات، زمان بندی و مدیریت زمان اجرا و بازنگری محتوایی ارائه شد. نتیجه گیری: ارزشیابی این برنامه، بیانگر وجود اشکالاتی در طراحی بود. نتایج این پژوهش می تواند، در بهبود کیفیّت برنامه درسی کار و فنّاوری و نیز طراحی دوره های آموزشی برای معلّمان ابتدایی مفید باشد.
۵۸۲.

جایگاه «گفت وشنود میان -فرهنگی» در اندیشه های پائولو فریره و ارائه دلالتهای تربیتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۴۰
هدف از این پژوهش، بررسی جایگاه گفت وشنود میان- فرهنگی در اندیشه های انتقادی پائولو فریره و ارائه دلالتهای تربیتی آن برای بهبود و توسعه نظام آموزشی کشور است. روش به کار رفته در این پژوهش روش تحلیلی - استنتاجی است و برای گردآوری داده های پیرامون مقوله گفت وشنود میان- فرهنگی از همه نظرات و اندیشه های فریره استفاده شده است. تحلیل و بررسیهایی که از مبانی فلسفی (انسان شناختی، معرفت شناختی و ارزش شناختی) فریره درباره جایگاه گفت وشنود میان- فرهنگی به دست آمده حاکی از آن است که دلالتهای تربیتی فریره بر گفت وشنود یا دیالوگ تأکید دارند. با تأکید بر مبانی انسان شناختی در این پژوهش، اصول تربیتی اعم از خودآگاهی انتقادی، دیگری، آزادی اندیشه، تعامل متواضعانه و درک متقابل فرهنگی استنتاج شده است. فریره با در نظر گرفتن گفت وشنود میان- فرهنگی به مثابه عامل شکست سکوت فرهنگهای حاشیه ای و ستمدیده در اهداف آموزشی، تأکید کرده روی تربیت انسانی فعال و شهروندی آزاد و آینده نگر که مایل به تغییر وضعیت موجود خویش از راه گفت وشنود با دیگر فرهنگهاست. وی با پیشنهاد بهره گیری از روش تدریس بحث و گفت وشنود میان فرهنگهای متفاوت و نیز توصیه به برقراری روابط افقی و ارتباط متقابل مربی با متربیان، محتوا و برنامه درسی را عامل مهم بهبود و پاسخگوی روابط میان- فرهنگی می داند که حل مسئله و گفت وشنود در آن نقشی مهم دارند.
۵۸۳.

بررسی آثار روان شناختی و اجتماعی استفاده از فضای مجازی توسط دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۱۹
هدف پژوهش تعیین آثار مولفه های روان شناختی (افسردگی، تنظیم خلق و خو و اشتغال ذهنی) و اجتماعی (انزوای اجتماعی و ترجیح تمایل اجتماعی آنلاین) استفاده دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر بابلسر از فضای مجازی بود. پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت از نوع توصیفی و پیمایشی می باشد. جامعه آماری دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر بابلسر به تعداد 1698 نفر بودند. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان ۲۶۱ نفر و با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته با 56 گویه بوده است. روایی صوری و محتوایی ابزار با نظر متخصصین مورد تایید قرار گرفت و پایایی ابزار نیز بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 831/0 براورد شد. نتایج نشان داد، استفاده از فضای مجازی به میزان 559/0 در افسردگی، 563/0 در خلق وخو و به میزان 663/0 در اشتغال ذهنی دانش آموزان دختر نقش مثبت معناداری داشته است. همچنین استفاده از فضای مجازی به میزان 559/0 در انزوای اجتماعی و 448/0 در ترجیح تمایل اجتماعی آنلاین دانش آموزان دختر نقش مثبت معناداری داشته است. در نتیجه آثار و پیامدهای منفی استفاده از فضای مجازی در ابعاد مختلف روان شناختی و اجتماعی قابل توجه و نیازمند مداقه بیشتر از سوی مسئئولان و آموزشگران فضای مجازی است.
۵۸۴.

چالش ها و فرصت های استفاده از هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی: از نگاه نو معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۴ تعداد دانلود : ۲۵۶
در عصر حاضر که شاهد تحولات چشمگیری در عرصه فناوری هستیم، هوش مصنوعی به عنوان یکی از نوین ترین دستاوردهای بشر، توجه بسیاری از حوزه ها را به خود جلب کرده است. آموزش وپرورش به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه جوامع، از این تحولات بی نصیب نمانده است. هوش مصنوعی به عنوان ابزاری نوین، فرصت های جدیدی را برای ارتقای کیفیت آموزش در سطوح مختلف، به ویژه در آموزش ابتدائی که پایه یادگیری و شکوفایی استعدادها است، فراهم می کند . مقاله حاضر به بررسی چالش ها و فرصت های استفاده از هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی از دیدگاه نومعلمان می پردازد. روش پژوهش، توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه مدنظر، نومعلمان ورودی سال 98 دانشگاه فرهنگیان تبریز به تعداد 260 نفر بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 155 نفر تعیین شد. از پرسشنامه محقق ساخته 32 سؤالی جهت جمع آوری داده ها استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار 4افزار4 PLS و مدل معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که نومعلمان باوجود آگاهی از مزایای بالقوه هوش مصنوعی در آموزش، چالش های متعددی را در استفاده از آن در کلاس درس مشاهده می کنند. این چالش ها شامل از دست دادن تفکر مستقل و خلاق، محدود بودن هوش مصنوعی در درک و پاسخ به نیازها، از دست دادن تعامل با انسان ها، چالش در تشخیص تقلب، نیاز به آموزش و توسعه حرفه ای مناسب، نیاز به دانش و تخصص در هوش مصنوعی و تولید محتوای نادرست و گمراه کننده است. بااین حال، نومعلمان همچنین فرصت های متعددی را برای استفاده از هوش مصنوعی در جهت ارتقای کیفیت آموزش ابتدائی قائل هستند. درنهایت، مقاله حاضر پیشنهاد هایی را برای غلبه بر چالش ها و استفاده مؤثر از هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی ارائه می دهد.
۵۸۵.

پیش بینی خودکارآمدی و خودتنظیمی تحصیلی بر اساس فراحافظه با میانجی گری باورهای ضمنی هوش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۶
این پژوهش با هدف پیش بینی خودکارآمدی و خودتنظیمی تحصیلی بر اساس فراحافظه با میانجی گری باورهای ضمنی هوش در دانش آموزان صورت گرفته است. روش پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری، دانش آموزان سال دوم متوسطه شهر مریوان به تعداد 1800 نفر بود. تعداد نمونه آماری 316 نفر بود که به روش نمونه گیری خوشه ای و با استفاده از جدول مورگان و فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری در این پژوهش عبارت بودند از پرسش نامه های استاندارد خودکارآمدی تحصیل پاتریک (1997)، خودتنظیمی بوفارد (1995)، چندعاملی فراحافظه تریر و ریچ (2000) و همچنین باورهای ضمنی هوش عبدالفتاح و بیتس (2006). نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که فرضیه های پژوهش و معناداری تمامی عوامل موجود در مدل تأیید شد. به عبارت دیگر بین فراحافظه بر اساس خودکارآمدی و خودتنظیمی با میانجی گری باورهای ضمنی هوش، رابطه مثبتی و معناداری وجود دارد. واژه های کلیدی: فراحافظه، باورهای ضمنی هوش، خود کارآمدی تحصیلی، خود تنظیمی تحصیلی
۵۸۶.

طراحی الگوی پرورش سواد رایانه ای دانش آموزان مدارس ابتدایی بر اساس نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۳۸
پیشینه و هدف: سواد رایانه ای در دنیای مدرن بسیار مهم است و به معنای توانایی استفاده از رایانه ها و فهم مفاهیم مرتبط با آن ها است، همچنین، به عنوان یک مهارت اساسی در اکثر حوزه های شغلی و کاربردی تاثیرگذار است. هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی پرورش سواد رایانه ای دانش آموزان مدارس ابتدایی بر اساس نظریه داده بنیاد است. روش: برای ارائه این الگو و به دست آوردن داده های متناسب با زمینه مورد مطالعه از روش کیفی نظریه برخاسته از داده ها یا داده بنیاد استفاده شد. شرکت کنندگان در پژوهش حاضرکه در استان یزد انجام گرفت، متخصصان دارای مدرک کارشناسی ارشد و دکتری فناوری بودند که تعداد 20 نفر از آن ها به صورت نمونه گیری نظری جهت انجام مصاحبه عمیق انتخاب شدند و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. بررسی اعتبار و پایایی یافته ها با استفاده از شاخص ثبات و شاخص تکرارپذیری انجام گرفت. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات کیفی از کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. یافته ها: نتایج بیانگر آن است که 703 گزاره مفهومی اولیه با 66 مقوله فرعی و 27 مقوله اصلی در قالب ابعاد شش گانه مدل پارادایمی شامل: موجبات علّی (خانواده، مدرسه، تعاملات گروهی، معلم، محتوا، امکانات، فرصت یادگیری)، پدیده اصلی (پرورش سواد رایانه ای)، راهبرد (آموزش، نظارت، برنامه ریزی، انگیزش، تکالیف یادگیری، تقویت یادگیری)، شرایط زمینه ای (سواد، شیوه های تدریس، فناوری)، شرایط محیطی (شرایط اقتصادی، شرایط فرهنگی، شرایط اجتماعی، شرایط سیاسی) و پیامدها (جذابیت در یادگیری، استفاده بهینه از منابع، افزایش مهارت، افزایش آگاهی، ایجاد فرصت، خودکارآمدی، تسهیل ارتباطات)، شناسایی شدند. نتیجه گیری: یکپارچه سازی مقوله ها بر مبنای روابط موجود بین آن ها، حول محور پرورش سواد رایانه ای، شکل دهنده مدل پارادایمی است که الگوی پرورش سواد رایانه ای دانش آموزان مدارس ابتدایی را انعکاس می دهد. در نتیجه پرورش این مهارت می تواند به دانش آموزان در کارهای روزمره، تحصیل و حتی مسائل شغلی کمک کند.
۵۸۷.

کیفیت سنجی اجرای طرح ارزیابی گروه آموزشی علوم تربیتی و راه کارهای ارتقای کیفیت آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۲
هدف: پژوهش حاضر با هدف کیفیت سنجی اجرای طرح ارزیابی درونی گروه آموزشی علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان و ارایه راهکارهای جهت ارتقای کیفیت آموزش آن در سال تحصیلی 03- 1402 در دانشگاه فرهنگیان استان کرمانشاه انجام شده است. پژوهش به جهت نوع هدف کاربردی و از لحاظ نوع داده مورد جستجو، از نوع پژوهش های کمی می باشد که با روش پیمایشی از نوع مقطعی انجام ستفاده از نمونه گیری طبقه ای و بر اساس جدول تعیین حجم نمونه کرجسی و مورگان با آلفای (05/.)، 250 دانشجو به عنوازیابی درونی به عوامل اهداف و تشکیلات و راهبردهای یاددهی- یادگیری و پایین امتیاز به عامل امکانات و تجهیزات آموزشی تعلق گرفت. از مجموع شش عامل مورد بررسی، سه عامل تشکیلات ؛ راهبردهای یاددهی- یادگیری و دانشجو معلمان در سطح مطلوب، دو عامل، رشته های تحصیلی و اعضای هیات علمی در وضعیت نسبتاً مطلوب و یک عامل امکانات و تجهیزات در سطح نامطلوب ارزیابی شد.
۵۸۸.

ارائه مدل مدیریت مدارس یادگیرنده در مدارس دولتی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۱
مدارس دولتی در ایران با توجه به ویژگی های ساختاری و مدیریتی خود، که متأثر از ساختار متمرکز مدیریت آن است، با اصول سازمان یادگیرنده فاصله دارند؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر، ارائه مدل مدیریت مدارس یادگیرنده در مدارس دولتی شهر تهران است. رویکرد پژوهش کیفی و کمّی است. در بخش کیفی، از طریق نمونه گیری هدفمند با 22 نفر از خبرگان وزارت آموزش وپرورش و مدارس شهر تهران تا دستیابی به اشباع نظری مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد و در بخش کمّی نیز از طریق نمونه گیری در دسترس، 351 پرسش نامه بین مدیران مدارس دولتی شهر تهران توزیع شد. تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی، برای اکتشاف مدل مدیریت مدارس یادگیرنده با استفاده از تئوری داده بنیاد از طریق نرم افزار مکس کیودا و در بخش کمّی، برای آزمون مدل ارائه شده با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری از طریق نرم افزار اسمارت پی ال اس انجام شد. در بخش کیفی پس از انجام مصاحبه های کیفی و کدگذاری ها، عوامل علّی، زمینه ای، مداخله ای، راهبردها و پیامدهای مدیریت مدارس یادگیرنده مشخص شد. در بخش کمّی نیز نتایج مبیّن معنا داری مدل های اندازه گیری و معادلات ساختاری بود که درنهایت مدل مدیریت مدارس یادگیرنده با 6 بعد اصلی و 17 مقوله فرعی و 221 شاخص تأیید شد. مدیران وزارت آموزش وپرورش و تمامی ذی نفعان مدارس با توجه به عوامل علّی و شرایط زمینه ای و مداخله ای و اتخاذ راهبرد هایی در زمینه توانمندسازی منابع انسانی، توسعه مدیریت دانش و یادگیری، یادگیری تیمی و مشارکتی، شبکه ارتباطات یادگیری و مدرسه خودارزیاب، مسئول و پاسخ گو از مزایای مدیریت مدارس یادگیرنده بهره مند خواهند شد. 
۵۸۹.

بررسی کاربرد هوش مصنوعی در تربیت معلم: یک مرور نظام مند

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۰۵
مقدمه: ظهور هوش مصنوعی به عنوان نیرویی تحول آفرین، پارادایم های سنتی آموزش را دگرگون ساخته و به ویژه نظام های تربیت معلم را با فرصت ها و چالش های نوین روبه رو کرده است. هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی کاربرد هوش مصنوعی در ارتقای روش ها و محتوای آموزشی دوره های تربیت معلم است. روش: این پژوهش با رویکرد مرور نظام مند و مبتنی بر دستورالعمل PRISMA انجام شد. پایگاه های اطلاعاتی ScienceDirect، Springer، IEEE و SID برای جست وجوی مقالات منتشرشده بین سال های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ مورد استفاده قرار گرفتند. پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، ۲۷ مقاله مرتبط انتخاب و تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل مطالعات منتخب نشان داد که کاربرد هوش مصنوعی در تربیت معلم در پنج محور اصلی قابل طبقه بندی است: ۱) توسعه سواد هوش مصنوعی و صلاحیت های دیجیتال معلمان، ۲) شخصی سازی یادگیری و بازخورد هوشمند، ۳) استفاده از هوش مصنوعی مولد در تولید محتوا و طراحی تدریس، ۴) ارزیابی عملکرد و شایستگی های تدریس با رویکرد داده محور، و ۵) چالش های اخلاقی و زیرساختی. نتایج تطبیقی نشان داد نظام های آموزشی پیشرو بر شایستگی های انتقادی و اخلاقی تمرکز دارند، در حالی که در کشورهایی مانند ایران توجه بیشتری به ابعاد فناورانه و زیرساختی معطوف است. نتیجه گیری: یافته ها بیانگر ظرفیت بالای هوش مصنوعی در بازآفرینی فرآیند تربیت معلم از طریق آموزش انطباقی، محتوای غنی و ارزیابی های دقیق است. با این حال، تحقق این ظرفیت نیازمند سرمایه گذاری در توسعه سواد هوش مصنوعی، تدوین چارچوب های اخلاقی و ایجاد زیست بوم آموزشی یکپارچه است. این پژوهش بر لزوم گذار از رویکرد ابزاری به رویکردی پداگوژیک و یکپارچه در سیاست گذاری های تربیت معلم تأکید دارد.
۵۹۰.

بررسی رابطه تفکر خلاق و یادگیری زایشی و میانجی نقش هوش معنوی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۶
مقدمه و هدف: توجه به ابعاد نوین آموزش عالی و توسعه مهارت های فکری دانشجویان، اهمیت بررسی عواملی چون تفکر خلاق و یادگیری زایشی را دوچندان می سازد. هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه بین تفکر خلاق و یادگیری زایشی و میانجی نقش هوش معنوی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون بود. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر، از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی و از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون در سال تحصیلی 1404-1403 به تعداد 3800 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده و تعداد 350 نفر بعنوان حجم نمونه انتخاب شد. شیوه نمونه گیری به صورت تصادفی خوشه ای بود. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه پرسشنامه تفکر خلاق تورنس (1990) ، پرسشنامه یادگیری زایشی دهقان (1399) و پرسشنامه هوش معنوی گینگ (2008) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری بر پایه نرم افزارهای SPSS27 و PLS3 استفاده شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که تفکر خلاق و یادگیری زایشی با نقش میانجی هوش معنوی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون رابطه مثبت و معناداری دارد. تفکر خلاق با یادگیری زایشی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون رابطه مثبت و معناداری دارد. تفکر خلاق با هوش معنوی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون رابطه مثبت معناداری دارد. در نهایت مشخص گردید که هوش معنوی با یادگیری زایشی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون رابطه مثبت و معناداری دارد. نتیجه گیری: تفکر خلاق به عنوان یکی از عوامل کلیدی یادگیری زایشی نقش مهمی در بهبود فرایندهای یادگیری دانشجویان ایفا می کند. علاوه بر این، هوش معنوی نیز به عنوان یک متغیر میانجی، موجب تقویت رابطه بین تفکر خلاق و یادگیری زایشی می شود و خود نیز به طور مستقیم بر یادگیری زایشی اثر مثبت دارد. 
۵۹۱.

بررسی میزان توجه به ساحت های شش گانه تربیتی در کتاب های درسی علوم تجربی و ریاضیات دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۵۶
در پژوهش حاضر، میزان توجه به ساحت های شش گانه تربیتیِ سند تحول بنیادین آموزش وپرورش در کتاب های درسی علوم تجربی و ریاضی دوره ابتدایی را با استفاده از روش توصیفی ازنوع تجلیل محتوا بررسی کرده ایم و جامعه تحلیلی موردنظر، شامل کتاب های علوم تجربی و ریاضی دوره ابتدایی در سال تحصیلی 1402-1403 بوده است. داده های تحقیق با استفاده از شیوه تحلیلی آنتروپی شانون تحلیل و توصیف شده اند و نتایج حاصل شده نشان می دهد ازمیان کتاب های درسی علوم تجربی شش پایه، بیشترین توجه به ابعاد و مؤلفه های ساحت های شش گانه سند تحول بنیادین آموزش وپرورش در کتاب علوم تجربی سال پنجم با 40/19 درصد و کمترین توجه در کتاب علوم تجربی سال دوم با 85/11 درصد صورت گرفته است؛ همچنین براساس نتایج به دست آمده در کتاب های درسی علوم تجربی دوره ابتدایی، بُعد زیستی و بدنی با 55/32 درصد به بیشترین میزان و بُعد زیبایی شناختی و هنری با 50/7 درصد به کمترین میزان، موردتوجه بوده است. ازبین کتاب های درسی ریاضی شش پایه، بیشترین توجه به ابعاد و مؤلفه های ساحت های شش گانه سند تحول بنیادین آموزش وپرورش در کتاب ریاضی سال ششم با 00/18 درصد و کمترین توجه در  کتاب ریاضی سال دوم با 50/15 درصد صورت گرفته؛ همچنین براساس نتایج به دست آمده در کتاب های درسی ریاضی دوره ابتدایی، بُعد علمی و فناوری با 37/36 درصد به بیشترین میزان و بُعد سیاسی و اجتماعی با 37/11 درصد به کمترین میزان، موردتوجه بوده است.
۵۹۲.

مطالعه انگیزش در بخش آموزش عالی با روش علم سنجی: دورنمای مطالعات و مصورسازی مرز دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۴
پیشینه: انگیزش به معنای برانگیختن علاقه و توجه فراگیران به مطالب و محتوای درسی و کلاسی، مفهومی است که در آموزش عالی یک حوزه پژوهشی در حال توسعه ،با پتانسیل مطالعات عمیق، برای بهبود زمینه های یادگیری ست. علیرغم حجم بالای انتشارات این حوزه، ساختار فکری پژوهشگران و چشم انداز آن ناشناخته است. اهداف و روش : این پژوهش با استفاده از روش علم سنجی و بر اساس استخراج 4884 مقاله بین المللی از پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس به دنبال شناسایی الگوی توزیع زمانی انتشارات، نمایش همکاری ها و مشارکت های پژوهشگران، کانون های پژوهشی، و روندهای نوظهور و جریان ها و جهت گیریهای پژوهشی آتی است. یافته ها : ترسیم تصاویر مفهومی از محتوای پژوهشها و بررسی روند موضوعی و مرز دانش در دوره های زمانی مختلف شامل :دوره ی اول، تا پیش از سال 2000 : حوزه علمی ضعیف ، مهجور، دوره دوم ، قبل از 2010 دوره نوزادی. دوره سوم : تا قبل از سال 2015 ، شروع رشد و دوره چهارم ، تا قبل از سال 2020و دوره آخر، از سال 2020 تا زمان حاضر دوره ی رشد، توسعه و بلوغ این حوزه ی علمی است. نتیجه: مطالعات حاکی از افزایش سریع تعداد مطالعات این حوزه بخصوص با رویکرد بین رشته ای است. همچنین محورهای انگیزش متناسب با تغییر در اهداف و انگیزهای آموزش تغییر و گسترش یافته و نقش محوری آن در بهبود عمکرد و تغییرات روزافزون بوده است.
۵۹۳.

واکاوی تجارب زیسته معلمان دارای آسیب جسمانی-حرکتی در فرایند تدریس در مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۰
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی فرصت ها و چالش های حرفه ای معلمان دارای آسیب جسمانی-حرکتی در فرآیند تدریس در مدارس ابتدایی انجام شد روش ها : این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پژوهش پدیدارشناسی انجام گرفت. جامعه پژوهش، معلمان دارای آسیب جسمانی-حرکتی شاغل در مدارس ابتدایی استان آذربایجان غربی بودند که از میان آنان، 15 معلم از شهرستان های پیرانشهر، اشنویه، نقده و مهاباد به صورت هدفمند انتخاب شدند و نمونه گیری تا رسیدن به اشباع نظری و تثبیت مضامین ادامه یافت. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساخت یافته صورت گرفت. برای سنجش دقت و صحت یافته ها، از چهار معیار لینکلن و گوبا شامل اعتبار درونی، قابلیت اعتماد، تأیید و انتقال پذیری استفاده شد. بازبینی مشارکت کنندگان و هم سنجی داده ها با همتایان به تقویت اعتبار درونی کمک کرد. همچنین با ثبت مراحل تحقیق و استفاده از نقل قول های مستقیم، قابلیت تأیید و انتقال پذیری نتایج افزایش یافت. به منظور سنجش پایایی داده ها، دو مصاحبه با فاصله دو هفته ای بازآزمون شد و انسجام پاسخ ها تأیید گردید. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از رویکرد کلایزی نشان داد که این معلمان با پنج چالش اساسی شامل «موانع فیزیکی محیط کار»، «نگرش منفی مدیران و والدین»، «فشار برای اثبات توانمندی»، «کمبود منابع آموزشی» و «کلیشه های اجتماعی» مواجه هستند. با این حال، تجربه زیسته آنان بیانگر وجود پنج فرصت مهم در حرفه معلمی بود: «فرصت های ارتباطی و روانی»، «ارتقای نگرش و انگیزه در محیط کاری» و «رشد حرفه ای»، «تقویت فرهنگ پذیرش و عدالت آموزشی» و «بهره گیری از فناوری و راهبردهای نوین تدریس». نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد نظام آموزشی کشور نیازمند بازنگری در سیاست های زیرساخت های فیزیکی، آموزش مدیران و کارکنان و حمایت های حرفه ای از معلمان دارای آسیب جسمانی-حرکتی است. بر اساس تجارب زیسته مشارکت کنندگان، اتخاذ رویکردهایی برای کاهش فشارهای روانی، مقابله با کلیشه های اجتماعی و تقویت فرصت های حرفه ای می تواند گامی مؤثر در تحقق عدالت آموزشی باشد.
۵۹۴.

تحلیل ساختاری تفسیری هویت حرفه ای اعضای هیات علمی در پساکرونا با تأکید بر تدریس: یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۵
پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری تفسیری هویت حرفه ای اعضای هیئت علمی در زمان پساکرونا با تأکید بر تدریس صورت گرفت. این پژوهش با ماهیت عمل گرایی و رویکرد آمیخته از نوع اکتشافی متوالی انجام شد و داده های پژوهش طی دو مرحله (کیفی، کمّی) جمع آوری گردید. در بخش کیفی، نمونه گیری با استفاده از رویکرد هدفمند از نوع روش صاحب نظران کلیدی و معیار «اشباع نظری» با 21 نفر از اعضای هیئت علمی و خبرگان دانشگاهی مصاحبه بدون ساختار انجام گرفت. تحلیل مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمون صورت گرفت. در بخش کمّی به منظور جمع آوری داده ها پرسش نامه تدوین شده در اختیار گروه کانونی متشکل از 10 نفر از اعضای هیئت علمی قرار داده شد. برای تعیین ارتباط بین نشانگرها و دستیابی به الگوی ساختاری - تفسیری آن از روش مدل سازی ساختاری تفسیری استفاده شد. یافته ها حاکی از آن بود که نشانگرهای هویت حرفه ای اعضای هیئت علمی در زمان پساکرونا با تأکید بر تدریس شامل اخلاق حرفه ای، رغبت و تمایل به یادگیری بیشتر، تغییر در باورها و نگرش نسبت به تدریس، به روز بودن، همراهی با فراگیران، حرفه ای گرایی مشارکتی، تغییر و تحول در شیوه های تدریس، حمایت عاطفی و علمی از سایر مدرسان در تدریس آنلاین، خودراهبری در یادگیری، سواد رسانه ای، شبکه سازی و همکاری، حضور فعال در رسانه های جمعی و بهره گیری از آن ها، روابط مربی گری، بهبود روابط اجتماعی، خودباوری و انعطاف پذیری بود. نتایج نشان داد استادان با پذیرش تغییرات و بهره گیری از فرصت های جدید می توانند هویت حرفه ای خود را در مسیر رشد و تطابق با شرایط جهانی تقویت نمایند. در نهایت، ایجاد فضای دوستانه و ارتباطات مثبت بین اعضای هیئت علمی منجر به فضایی خواهد شد که دانشجویان و اعضای هیئت علمی با همدیگر ارتباطات مثبت و احساس تعلق نسبت به محیط دانشگاه داشته باشند.
۵۹۵.

پدیدارشناسی دیدگاه دانش آموزان دوره متوسطه اول در ارتباط با معلم خوب: یک مطالعه موردی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۶
هدف پژوهش حاضر تحلیل تجربه و ادراک دانش آموزان متوسطه در رابطه با خصوصیات و ویژگی های معلم خوب است. این پژوهش در رده پژوهش های کیفی است که با روش پدیدارشناسی و در چارچوب پارادایم تفسیری انجام شد. جامعه ی مشارکت کنندگان دانش آموزان یک دبیرستان دولتی پسرانه دوره اول متوسطه بودند که از بین آن ها 33 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه عمیق و نیمه ساختارمند استخراج و به روش تحلیل محتوا کیفی هدایت شده گرانهیم و لاندمن با رویکرد استقرایی تحلیل شد. برای تأمین روایی و پایایی پژوهش از روش ارزیابی لینکلن و گوبا (1985) استفاده گردید. یافته ها در قالب دو مقوله اصلی (ویژگی های دانشی و مهارتی، ویژگی های منش) و پنج مقوله فرعی (تدریس اثربخش، مدیریت مؤثر کلاس درس، مربی گری مهارت های زندگی، خصوصیات رفتاری، خصوصیات اخلاقی) و 77 مفهوم ارائه شدند. در نهایت، نتایج پژوهش معلم خوب را فردی مدیر، باسواد، قابل اعتماد، مسئولیت پذیر، اجتماعی، صمیمی، همدل و فهمیده می داند که نقش وی با خروج دانش آموزان از مدرسه به پایان نمی رسد، بلکه فراتر از مدرسه، این نقش در زندگی روزمره معلم جهت تقویت و توسعه این ویژگی ها همواره باید با او همراه باشد. نتایج پژوهش همچنین، در راستای ارتقای کیفیت معلمان و پیشرفت دانش آموزان، بر ضرورت توجه به مقوله های استخراجی تأکید می کند و این مقولات را به عنوان راهنمایی جهت طراحی برنامه های درسی آموزش معلمان در دانشگاه های مربوطه و مخصوصا در بحث آموزش ضمن خدمت آن ها، در نظر می گیرد.
۵۹۶.

بررسی نقش میانجی تاب آوری هیجانی در ارتباط بین کمال گرایی مثبت و منفی و تاب آوری تحصیلی با رفتارهای خودشکن تحصیلی دانشجویان علوم پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۸
مقدمه: رفتارهای خودشکن تحصیلی با وجود پیامدهای مثبت موقتی، به شکست تحصیلی منجر می شوند، بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی تاب آوری هیجانی در ارتباط بین کمال گرایی مثبت و منفی و تاب آوری تحصیلی با رفتارهای خودشکن تحصیلی دانشجویان انجام گرفت. روش ها: روش پژوهش مقطعی از نوع همبستگی با معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مراغه و دانشکده علوم پزشکی مراغه در پاییز و زمستان سال 1402-1401 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده 340 نفر برای مطالعه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه کمال گرایی تری- شورت و همکاران(1995)، پرسشنامه تاب آوری تحصیلی ساموئلز(2004)، مقیاس تاب آوری هیجانی مرل (2011) و مقیاس رفتارهای خودشکن تحصیلی اژدربین و همکاران (1401)جمع آوری شدند و از طریق آزمون پیرسون، سوبل و بوت استراپ در بستر نرم افزار آماری SPSS و Amos نسخه 24 تحلیل شدند. یافته ها: اثر مستقیم کمال گرایی مثبت (41/0-) کمال گرایی منفی (56/0) تاب آوری هیجانی (17/0-) و تاب آوری تحصیلی (143/0-) در برآورد رفتارهای خودشکن تحصیلی دانشجویان معنی دار به دست آمد(05/0P<). اثر غیر مستقیم کمال گرایی مثبت (44/3- =t-value)، کمال گرایی منفی (99/1 =t-value) و تاب آوری تحصیلی (46/2- =t-value) با میانجیگری تاب آوری هیجانی معنی دار مشاهده شد(05/0P<). نتیجه گیری: با توجه به نقش میانجی تاب آوری هیجانی در تعدیل ارتباط میان کمال گرایی منفی و مثبت و تاب آوری تحصیلی با رفتارهای خودشکن تحصیلی دانشجویان، به نظر می رسد که با تقویت تاب آوری هیجانی می توان اثرات کمال گرایی مثبت و تاب آوری تحصیلی را در بهبود و اصلاح رفتارهای خودشکن تحصیلی افزایش داد.
۵۹۷.

بررسی رابطه انگیزه پیشرفت و خودپنداره تحصیلی با درگیری تحصیلی: نقش میانجی کمال گرایی فراگیران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۴
مقدمه: با توجه به اینکه درگیری تحصیلی تاثیر چشم گیری بر نوع و میزان عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارد، بررسی متغیرهای موثر بر میزان درگیری تحصیلی ضرورت دارد. لذا، پژوهش حاضر با هدف تبیین رابطه علّی بین انگیزه پیشرفت و خودپنداره تحصیلی با میزان درگیری تحصیلی و نقش میانجی کمال گرایی دانش آموزان صورت گرفت. روش ها: مطالعه حاضر توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانش اموزان دوره اول متوسطه شهرستان سمنان سال تحصیلی 1400-1401 بودند. دانش آموزان با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. به منظور اندازه گیری متغیرهای پژوهش، از پرسشنامه های انگیزه پیشرفت هرمنس(1977)، خودپنداره تحصیلی دکتر دلاور(1373)، درگیری تحصیلی ریو(2013) ، کمال گرایی هویت و فلت(1991) استفاده شد. داده های این پژوهش با استفاده از آزمون همبستگی و تحلیل مسیر با نرم افزار Smos24, SPSS23 تحلیل شد. یافته ها: با توجه به مقادیر شاخص های بدست آمده، انگیزه پیشرف دارای اثر مستقیم (0.47β=)و غیر مستقیم (0.53= β) مثبت و معنادار بر درگیری تحصیلی است(0.001 p<)، همچنین خودپنداره تحصیلی دارای اثر مستقیم (0.44= β)و غیر مستقیم (0.58= β) مثبت و معنادار بر درگیری تحصیلی بود(0.05 p<). علاوه براین، کمال گرایی به صورت مثبت میزان درگیری تحصیلی دانش آموزان را پیش بینی می کنند (0.05 p<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده حاکی از آن می باشد که افزایش و تقویت میزان خودپنداره و کما گرایی مثبت و هم چنین ایجاد انگیزه پیشرفت در دانش آموزان می تواند درگیری تحصیلی دانش آموزان را افزایش دهد و بین انگیزه پیشرفت و درگیری تحصیلی رابطه مثبت وجود دارد، همچنین نتایج حاکی از رابطه مثبت بین خودپنداره تحصیلی و درگیری تحصیلی بود.
۵۹۸.

توسعه و راه اندازی برنامه های بین رشته ای مرتبط با سرطان و طب سنتی: چالش ها و فرصت ها(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۰
مقدمه: توسعه و راه اندازی برنامه های بین رشته ای از الزامات سیاست گذاری برنامه های آموزشی در نظام آموزش عالی سلامت است. این مطالعه به منظور بررسی و شناسایی چالش ها و فرصت ها در زمینه توسعه و راه اندازی برنامه بین رشته ای سرطان و طب سنتی انجام شد. روش ها: این مطالعه کیفی با بررسی عمیق متون و به روزترین و مرتبط ترین مقالات و برگزاری پانلی با ترکیبی از متخصصان جهت شناسایی چالش ها و فرصت های توسعه و راه اندازی برنامه بین رشته ای سرطان و طب سنتی در سال 1402-1401 در دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام شد. طبق تحلیل محتوا عرفی انجام شده، موارد استخراج شده کدگذاری و در مقوله های مرتبط قرار گرفتند و ابعاد و مولفه ها دسته بندی شدند. یافته ها: چالش ها و فرصت های توسعه و راه اندازی برنامه بین رشته ای در53 مفهوم(کد فرعی) و 9 مقوله اصلی شناسایی شدند که عبارتند از: چالش ها و فرصت های ساختاری/سازمانی، سیاستگذاری، آموزشی، زیر ساختی و منابع، فرایندی و مشکلات کار تیمی، ماهیت پیچیده بیماری، فرهنگی اجتماعی، حمایتی و غیرحرفه ای ها . نتیجه گیری: فرصت ها و چالش های برنامه های توسعه بین رشته ای سرطان و طب سنتی در این مطالعه شناسایی گردید. کاربست این فرصت ها و رفع چالش های شناسایی شده تاثیر فوق العاده ای در پیشرفت پیشگیری، تشخیص، مراقبت، درمان، تسکین درد و بقا و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان دارد. لذا تعامل بهتر و بیشتر متخصصان حوزه سرطان و طب ایرانی همراه با ارتقای تحقیقات پایه و بالینی، کیفیتی عالی از مراقبت های بین رشته ای بیماران سرطانی را رقم خواهد زد و می توان با رویکرد بین رشته ای این روند مطلوب را تسریع نمود.
۵۹۹.

مطالعه تاثیر روش های آموزش مبتنی بر شبیه سازی بر کیفیت آموزش بالینی در دانشجویان علوم پزشکی: یک مطالعه مروری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۸
مقدمه: پیشرفت در آموزش علوم پزشکی موجب شده است از روش آموزش شبیه سازی برای تمرین دوره های بالینی بیشتر استفاده شود. دانشجویان علوم پزشکی برای ورود به بالین نیازمند کسب تجربه و مهارت های روانی- حرکتی می باشند. به نظر می رسد فراهم آوردن شرایط شبیه سازی شده مانند بالین بهترین راه برای آموزش و تمرین مکرر برای قضاوت در شرایط پیچیده است. هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر روش های آموزش مبتنی بر شبیه سازی بر کیفیت آموزش بالینی در دانشجویان علوم پزشکی می باشد. روش ها: این مطالعه مروری بر مطالعات انجام شده در زمینه روش های آموزشی مبتنی بر شبیه سازی از سال 1398 الی 1402 است. مطالعات ایرانی با استفاده از کلید واژگان آموزش بالینی، کیفیت، دانشجویان علوم پزشکی، و شبیه سازی و با جستجو در پایگاه های داده PubMed، Google scholar و همچنین پایگاه های داخلی همچون پایگاه ایرانمدکس و مگیران جمع آوری گردید. یافته ها: در مجموع، از تعداد 128 مقاله به دست آمده، تعداد 11 مقاله مورد وارد مطالعه شد و مورد بررسی نهایی قرار گرفت. مطالعات شامل 2 مقاله توصیفی، 1مقاله کیفی، 7 مقاله نیمه تجربی و 1 مقاله کارآزمایی بالینی بود. بر اساس نتایج بدست آمده از مطالعه حاضر، شبیه سازی آموزش بالینی، سبب ایجاد محیط امن آموزشی، بهبود مهارت های بالینی، افزایش رضایتمندی و خودکارمدی و افزایش اعتماد به نفس در دانشجویان می گردد. نتیجه گیری: آموزش پزشکی مبتنی بر شبیه سازی یک رویکرد آموزشی ارائه می کند و تحقیقات بیشتر برای شناسایی اینکه چگونه آموزش پزشکی مبتنی بر شبیه سازی می تواند انگیزه دانشجویان علوم پزشکی را افزایش دهد، مورد نیاز است. ادغام آموزش های مرسوم با آموزش مبتنی بر شبیه سازی می تواند در یادگیری در بین دانشجویان موثر باشد.
۶۰۰.

تأثیر برنامه کوتاه مدت راه حل محور بر پریشانی روان شناختی دانش آموزان با آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۳
هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر برنامه کوتاه مدت راه حل محور بر پریشانی روان شناختی دانش آموزان با آسیب بینایی بود. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی به شیوه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل همه دانش آموزان با آسیب بینایی شهر یاسوج می شد که ده نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس از مدارس شهر یاسوج انتخاب و به طور تصادفی در یک گروه کنترل و یک گروه آزمایش ده نفری جایگزین شدند. برنامه کوتاه مدت راه حل محور طی هشت جلسه به گروه آزمایش ارائه شد؛ درحالی که گروه کنترل تا پایان مرحله پیگیری هیچ درمانی را دریافت نکردند. آزمودنی ها با استفاده از مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس لابیوند و لابیوند (۱۹۹۵) ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مختلط در نسخه ۲۶ نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل گردید. یافته ها: یافته ها حاکی از آن بود که برنامه کوتاه مدت راه حل محور در مراحل پس آزمون و پیگیری بر افسردگی، اضطراب و استرس دانش آموزان با آسیب بینایی تأثیر مثبت و معناداری داشت (۰۰۱/۰= P). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر، این نتیجه به دست آمد که درمان راه حل محور سبب بهبود پریشانی روان شناختی دانش آموزان با آسیب بینایی می شود و می توان از این برنامه در مدارس ویژه دانش آموزان با آسیب بینایی استفاده نمود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان