آموزش پژوهی

آموزش پژوهی

آموزش پژوهی دوره 11 پاییز 1404 شماره 3 (پیاپی 43)

مقالات

۱.

تاثیر آموزش هنر بر افزایش نشاط ذهنی و کاهش استرس در دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش هنر بر نشاط ذهنی و کاهش استرس در دانش آموزان صورت گرفت. این پژوهش به شیوه نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه پنجم و ششم دوره ابتدایی شهرستان کوهرنگ در سال تحصیلی 1402-1401بود. نمونه آماری شامل 30 نفر؛ 15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گروه آزمایش طی دوازده جلسه در برنامه آموزش هنر شرکت کردند؛ درحالی که گروه کنترل در همین زمان به روال عادی آموزش خود را دریافت کردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه استرس ادراک شده کوهن و همکاران (1983) و پرسشنامه نشاط ذهنی دسی و رایان (1977) بود. داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار spss23 تحلیل شدند. برای آزمون فرضیه های پژوهش از تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش هنر منجر به افزایش نشاط ذهنی و کاهش استرس در دانش آموزان دختر پایه پنجم و ششم دوره ابتدایی شهر کوهرنگ شد. بر این اساس، می توان گفت که درس هنر دارای قابلیت های زیادی در جهت افزایش نشاط ذهنی و کاهش استرس دانش آموزان است.
۲.

از برزیل تا ایل؛ بررسی تطبیقی عدالت آموزشی از منظر دو مربی تربیتی (پائولو فریره و محمد بهمن بیگی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : 0
عدالت آموزشی به عنوان یکی از شاخص های بنیادی توسعه پایدار، مفهومی چندلایه و چندبعدی است که از سطح توزیع امکانات فراتر می رود و ابعاد بازشناختی، فرهنگی و مشارکتی را نیز دربرمی گیرد. در عصری که نابرابری های آموزشی همچنان جوامع را در سراسر جهان به چالش می کشد، گفتمان درباره سوادآموزی و عدالت آموزشی اهمیت ویژه ای پیدا می کند. در این مقاله با رویکرد تطبیقی، به بررسی عدالت از منظر دو مربی تربیتی، پائولو فریره و محمد بهمن بیگی خواهیم پرداخت. فریره، مربی تربیتی برزیلی، بر آموزش رهایی بخش مبتنی بر آگاهی انتقادی در دل ساختارهای استعماری تأکید دارد؛ در حالی که بهمن بیگی با نگاهی بومی گرا، آموزش را ابزار خودباوری در جامعه ی محروم عشایر ایران می داند. در این مطالعه ابتدا رویکردهای ناظر به عدالت آموزشی مورد بررسی قرار می گیرند و در ادامه پس از بررسی رویکرد های آموزشی پائولو فریره و محمدبهمن بیگی، به تحلیل تطبیقی نظریه های آموزشی فریره و بهمن بیگی خواهیم پرداخت که هم گرایی و واگرایی عملکرد این دو مربی را مبتنی بر رویکردهای ناظر بر عدالت آموزشی بررسی کرده و پس از آن دیدگاه های آن ها را برای تحول اجتماعی از طریق آموزش بررسی خواهیم کرد. هدف این مطالعه، روشن کردن مفاهیم گسترده تر مشارکت آن ها در آموزش بزرگ سالان، سوادآموزی و مبارزه مداوم برای عدالت آموزشی است. یافته ها نشان می دهد در پرتو پیشینه نظری ، عدالت آموزشی رویکردهای متنوعی دارد، اما جایگاه پائولو فریره را می توان عمدتاً در سه حوزه ی عدالت انتقادی، اگزیستانسیالیسم آموزشی و پست مدرنیسم تربیتی تحلیل کرد و اندیشه بهمن بیگی را می توان با رویکردهای برابری فرصت، کفایت آموزشی، اگزیستانسیالیسم آموزشی، فمنیسم آموزشی و فایده گرایی اجتماعی پیوند زد.
۳.

بررسی پدیدارشناسانه تجارب معلمان از تأثیر ارزشیابی کیفی- توصیفی بر بهزیستی روانی دانش آموزان ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
در رویکرد ارزشیابی توصیفی، فرایند سنجش فراتر از نمرات عددی می رود و بر پایش مستمر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با مشارکت فعال آن ها و والدین تمرکز دارد. این شیوه به معلم امکان می دهد تا با استفاده از ابزارهای متنوع، نقاط قوت و ضعف دانش آموز را شناسایی و برنامه ریزی آموزشی مناسبی برای بهبود یادگیری او ارائه کند. پژوهش حاضر با هدف تبیین پدیدارشناسانه تجارب زیسته معلمان ابتدایی شهرستان اردل از تأثیرات اجرای ارزشیابی کیفی–توصیفی بر بهزیستی روان دانش آموزان انجام شده است. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی صورت گرفته است. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۲ معلم ابتدایی که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند، جمع آوری شد. پس از رسیدن به اشباع داده ها، تحلیل آن ها با بهره گیری از رویکرد سه مرحله ای ون منن انجام گرفت. تحلیل عمیق تجارب معلمان منجر به استخراج سه مضمون اصلی و نه زیرمضمون شد. یافته ها حاکی از آن است که اجرای این نوع ارزشیابی، اثرات مثبت و منفی متعددی بر بهزیستی روان دانش آموزان داشته است که این تأثیرات بر درک و برداشت معلمان از آن اثرگذار بوده است. نتایج نشان می دهد که اجرای صحیح ارزشیابی کیفی–توصیفی می تواند به بهبود بهزیستی روان دانش آموزان کمک کند؛ اما چالش هایی مانند نبود آموزش کافی برای معلمان و مقاومت والدین، اثربخشی آن را محدود کرده است. نتایج این پژوهش می تواند در بازنگری سیاست های آموزشی و طراحی دوره های توانمندسازی معلمان مورد استفاده قرار گیرد.
۴.

رابطه بین سواد اطلاعاتی با تعهد به تغییر و اشتیاق شغلی مدیران و معاونان مدارس ابتدایی شهر ملایر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین سواد اطلاعاتی با تعهد به تغییر و اشتیاق شغلی مدیران و معاونان مدارس ابتدایی شهر ملایر بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن شامل تمامی مدیران و معاونان (زن و مرد) مدارس ابتدایی شهر ملایر به تعداد 120 نفر می شده است که در سال تحصیلی 1404-1403 در مدارس ابتدایی این شهر مشغول به خدمت بوده اند. با توجه به اندک بودن حجم جامعه، همه افراد در مطالعه شرکت داده شدند. برای گردآوری داده ها از مقیاس: سنجش سواد اطلاعاتی یزدانی (1392)، پرسشنامه تعهد به تغییر براتی و همکاران (1390) و پرسشنامه اشتیاق شغلی وزیرپناه (1391) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون و با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 22 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین متغیر «سواد اطلاعاتی» با متغیرهای «تعهد به تغییر» و «اشتیاق شغلی» مدیران و معاونان مدارس ابتدایی شهر ملایر رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (05/0<P). همچنین معلوم شد که بیشتر مؤلفه های سواد اطلاعاتی با اکثر مؤلفه های تعهد به تغییر و اشتیاق شغلی رابطه مثبت و معنادار دارند.
۵.

اثربخشی مدل SEM بر غنی سازی آموزش و یادگیری دانش آموزان تیزهوش و بااستعداد مدارس عادی به کمک فناوری مبتنی بر شبکه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی مدل SEM بر غنی سازی آموزش و یادگیری دانش آموزان تیزهوش و بااستعداد در سطح مدارس عادی به کمک فناوری مبتنی بر شبکه صورت گرفت. پژوهش حاضر از نظر رویکرد، کیفی و از نوع پدیدارشناسی است. در مرحله نخست، از روش گروه کانونی با ۱۲ معلم برای طراحی فعالیت های غنی سازی بهره گرفته شد و در مرحله دوم، اثربخشی برنامه از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۰ نفر از والدین و به روش پدیدارشناسی ارزیابی گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها برای سؤال اول پژوهش، از روش مقایسه مستمر و برای سؤال دوم پژوهش، از تحلیل مضمون برای کمک به مستندسازی و تحلیل یافته ها استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که مدل SEM، چارچوبی منعطف و کارآمد برای بهبود مدارس است که می تواند متناسب با هر بستری بومی سازی شود. همچنین نتایج حاکی از آن بود که اجرای این مدل به کمک فناوری، دانش آموزان را درگیر یادگیری های عمیق، تفکر سطح بالا و تکالیف کاربردی می کند و رشد مهارت های شناختی، اجتماعی و رفتاری آنان را به طور معناداری تقویت می نماید. این طرح راهکاری عملی برای شکوفایی استعدادهای پنهان در نظام آموزش عمومی کشور ارائه می دهد.
۶.

شناسایی و تحلیل عوامل درون و برون سازمانی موثر بر آموزش ترکیبی در دبیران متوسطه دوم استان لرستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل عوامل درون و برون سازمانی موثر بر آموزش ترکیبی در دبیران متوسطه دوم استان لرستان با استفاده از الگوی تحلیلی SWOT بود. این پژوهش از نوع کیفی با رویکرد کاربردی و اکتشافی انجام شد. جامعه آماری شامل 36 نفر از خبرگان و کارشناسان رشته های علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه های استان لرستان بودند که با روش نمونه گیری هدفمند و مبتنی بر اشباع نظری 14 نفر برای انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته همکاری کردند. داده های حاصل از مصاحبه ها با روش تحلیل محتوای کیفی کدگذاری و دسته بندی شدند. روایی مصاحبه های بخش کیفی نیز با شیوه بررسی به وسیله اعضاء پژوهش، بررسی همکار، مشارکتی بودن پژوهش و ضریب توافقی کندال با مقدار (759/0) مورد بررسی قرار گرفت که مؤید روایی مطلوب مصاحبه ها بود. در پایان روش دلفی و مقوله بندی شاخصه ها، برای نقاط قوت 19، نقاط ضعف 19، فرصت ها 10 و تهدیدها 10 شاخصه استخراج و جهت طراحی مدل مدل SWOT مورد استفاده قرار گرفت. ماتریس SWOT طراحی شده نشان داد که آموزش ترکیبی نیازمند مداخله همزمان در تقویت نقاط قوت و فرصت ها و کاهش نقاط ضعف و تهدیدهاست. پژوهش حاضر با ارائه مدلی جامع مبتنی بر تحلیل SWOT نشان داد که آموزش ترکیبی نیازمند توجه همزمان به مولفه های درون سازمانی و مولفه های برون سازمانی است و به کارگیری این مدل می تواند راهبردی موثر بر آموزش ترکیبی در نظام آموزشی استان لرستان فراهم آورد.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۴۲