فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۰۱ تا ۱٬۸۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۱۲ مورد.
منبع:
نثرپژوهی ادب فارسی دوره ۲۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۵
105 - 136
حوزههای تخصصی:
عقدالعلی للموقف الاعلی، نخستین اثرِ تاریخ نویسی و وقایع نگاریِ کرمان همزمان با فروپاشیِ حکومت سلجوقیان بر کرمان است که افضل الدین ابوحامد احمد بن حامد کرمانی، نگارندهء این اثر ارزشمند کوشیده است در این کتاب، گامی فراتر از تاریخ نگاریِ صرف نهاده و با رویکردی مبتنی بر پند و اندرز و نثری آکنده از حکمت، اخلاق و تهذیب؛ فضایل یک پادشاهِ آرمانی را برای حاکمِ وقتِ کرمان یعنی ملک دینار، تشریح نماید. اگرچه تاکنون راجع به ویژگی های سبکی نثرِ این کتاب، پژوهش هایی انجام شده است اما نوشتارِ حاضر با بهره گیری از روش مطالعات تاریخی و بر اساسِ تقسیم بندی های وُلفگانگ کناوت از ویژگی ها و صفاتِ شهریارِ آرمانی، به وجهی دیگر از نثر مزبور یعنی جنبهء اندرزنامه ای آن پرداخته است. در همین راستا پرسش اصلی نوشتار حاضر عبارت از این است که از منظرِ نثرِ عقدالعلی للموقف الاعلی یک پادشاه چگونه می تواند به پادشاهی آرمانی مبدّل گردد و چرا صاحبِ کتاب مزبور اقدام به نگارش اثری با این مضمون کرده است؟ یافته های پژوهش نشانگر آن است که افضل الدین ابوحامد کرمانی با توجه به آشنایی اش با بسیاری از متون ادبی، تاریخی و اندرزنامه ای و تسلطش بر سنت های ایرانی و ارزش های اسلامی، ویژگی ها و فضائل یک پادشاه آرمانی را در عقدالعلی للموقف الاعلی به تصویر کشانیده و بر آن است تا بدین ترتیب با هدایت ملک دینار، حاکمِ وقتِ کرمان؛ ثبات، امنیت و رونقِ از دست رفتهء کرمان با بازگرداند.
نقدی بر کتاب در لفظ دری
منبع:
نقد، تحلیل و زیبایی شناسی متون سال ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۳
110 - 129
حوزههای تخصصی:
دیوان ناصرخسرو یکی از دیوان هایی است که بخش هایی از آن تحت عناوین مختلف شرح و منتشر شده است. یکی از این آثار کتابی است تحت عنوان «دُر لفظ دری» که در آن دکتر کاظم دزفولیان قصایدی را شرح کرده است.این کتاب در 200 صفحه نوشته شده است و انتشارات طلایه آن را منتشر کرده است.در این مقاله به بررسی و نقد این کتاب می پردازیم و نکاتی را پیرامون بخش هایی از آن بیان خواهیم کرد.در این مقاله به برخی از اشکالات و ناراستی های کتاب اشاره شده است.با بررسی های دقیق در این مقاله خواهیم دید که نویسنده به بسیاری از جنبه های شعر ناصرخسرو توجه نکرده است و در مواردی نیز برخی ابیات را درست شرح نکرده است؛ لذا این شرح یکی از شرح های ناقصی است که تقریبا گرهی از دشواری های شعر ناصرخسرو را نگشوده است و ضروذی است نویسنده در چاپ های بعدی نسبت به اصلاح موارد ذکر شده و همچنین افزودن جوانب شرح نشده اقدام نماید.
بررسی و تحلیل سبکی نسخه خطی «قضایای حضرت موسی (ع) و گریز به وقایع شهادت حضرت حسین (ع)»
حوزههای تخصصی:
نسخه خطی «قضایای حضرت موسی (ع) و گریز به وقایع شهادت حضرت حسین (ع)» از جمله متون تاریخی- دینی است که در قرن سیزدهم هجری به رشته تحریر درآمده است. در این مقاله برآنیم تا علاوه بر معرفی این نسخه خطی با رویکرد بررسی سبک شناختی متون، به ذکر برخی ویژگی های ادبی و زبانی این اثر بپردازیم. پژوهش پیش رو، مطالعه ای نظری است که به روش کتابخانه ای و شیوه توصیفی- تحلیلی انجام یافته است. جامعه و محدوده مورد مطالعه، نسخه خطی «قضایای حضرت موسی و ...» است که در کتابخانه مجلس به شماره 208153 نگهداری می شود. از نظر اصول نگارشی، رعایت پیوسته نویسی در کلمات مرکب و جدانویسی در پیشوندهای فعلی، نوشتن حرف «گ» بدون سرکش، متصل نوشتن پیشوندها و ... برخی از ویژگی های رسم الخطی این نسخه است. در این اثر اشتباهات نگارشی و املایی از قبیل: دوروغ: دروغ، خاب: خواب، می خواستند: می خاستند، سوزنده گی: سوزندگی، عظیم الجسه گی: عظیم الجثگی، عرزه: عُرضه، طلاطم: تلاطم و همچنین لغزش در ذکر برخی آیات و اشعار نیز یافت می شود که دلالت بر بی دقتی کاتب دارد. نویسنده به دور از تکلف و تصنّع از زیورهای کلامی مانند سجع، تلمیح، تجنیس، استشهاد، تضمین، اقتباس، تمثیل، اسلوب الحکیم، تشبیه، کنایه، مجاز و ... در نوشته خود هر چند به صورت اندک بهره برده و از امکانات زبانی برای بیان اندیشه های حکمی و تعلیمی استفاده کرده است.
تصحیح دو اشتباه در شرح احوال محمدحسین حسینی شیرازی، شاعر و عارف دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۹۴
137-157
حوزههای تخصصی:
محمدحسین حسینی شیرازی از عارفان و شاعران دوره قاجار است که مهم ترین اثر وی خمسه حسینی ( وامق و عذرا ، مهر و ماه ، اشترنامه ، الهی نامه و وصف الحال ) است. سال تولد حسینی در برخی تذکره ها و مقدّماتِ کتاب های وامق و عذرا ، مهر و ماه ، اشترنامه و وصف الحال 1184ه .ق ثبت شده است. تأمل در معتبرترین نسخه خطی خمسه حسینی، نسخه علامه طباطبایی و مادّه تاریخی که در پایان الهی نامه آمده، نشان می دهد این سال صحیح نیست. بنابر ثبت و تأیید شاعر در پایان نسخه، الهی نامه در سال 1237ه .ق سروده شده و سال 1239ه .ق کتابت شده است. مادّه تاریخ آن نیز سال 1239ه .ق را نشان می دهد. همچنین حدود دویست بیت مانده به پایان الهی نامه شاعر در بیتی سنِّ خود را چهل وپنج سال ذکر کرده است؛ بنابراین سال تولد وی1192یا 1194ه .ق بایست باشد. ابیات پایانی الهی نامه که در رثای ابوالقاسم سکوت (درگذشته 1239ه .ق) سروده شده، سال1194ه .ق را اثبات می کند. در این پژوهش با بررسی آثار، آشکار شد که سر منشاء اشتباه در محاسبه تاریخِ تولد، فهرست نسخ خطی کتابخانه سپهسالار بوده است. زادگاه حسینی نیز مورد تردید است؛ برخی کربلا و برخی شیراز ثبت کرده اند. همچنین در برخی منابع، حسینی را رئیس اخوان نعمت اللهیه دانسته اند در حالی که هیچ سند قطعی مبنی بر اینکه او رئیس اخوان نعمت اللهی یا از اقطاب این سلسله باشد یا حتی وارد سلسله نعمت اللهیه شده باشد وجود ندارد. بنابر بیان آشکار و پی در پی در آثار حسینی، وی دست ارادت به ابوالقاسم سکوت داده بود و تا پایان عمر بر آن پایدار ماند. در تذکره ها درباره اینکه ابوالقاسم سکوت از پیروان سلسله نوربخشیه یا اویسی بوده باشد، اشاراتی شده است. پیداست حسینی نیز که متشرّع و شیعه اثنی عشری بود، راه سلوک عرفانی را همچون استاد خویش می پیموده است. البته بیشتر اقطابِ سلسله ذوالریاستینِ نعمت اللهیه از خاندان حسینی بوده اند و چه بسا این نکته موجبِ اشتباه برخی تذکره نویسان در انتساب حسینی به نعمت اللهیه بوده است. در این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی انتقادی و برشمردن دلایل قطعی این مسائل بررسی و بیان شده است.
«تمثیل های وحدت وجود» در آثار اسیری لاهیجی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
از مهمترین اندیشه های عرفانی که در میان عرفا از دیرباز رایج بوده و به شکلهای مختلف به بیان آن پرداخته اند، مبحث وحدت وجود است. این اندیشه از آغاز در کلام عرفا وجود داشته است و رگههایی از این نوع تفکر را در متون نظم و نثر عرفانی می توان مشاهده کرد. در آثار ابن عربی این مبحث تبدیل به نظریه ای میشود تحت عنوان «وحدت وجود». این مبحث با اصطلاحاتی مانند «وحدت»، «کثرت»، «وحدت در کثرت»، «کثرت در وحدت»، «وحدت شهود»، در آثار عرفانی بعد از ابن عربی به طور گسترده ای مطرح شده-است. عرفا و شاعران پیرو اندیشه های ابن عربی، بعد از او کوشیده اند این مسأله را در آثار خود شرح دهند و برای توضیح این مبحث به تمثیل روی آورده اند. اسیری لاهیجی یکی از شارحان اندیشه های ابن عربی است. وحدت وجود یکی از مهمترین مضامین آثار اوست. وی برای توضیح اندیشه های وحدت وجودی خود از تمثیلهای مختلفی استفاده کرده است. در این پژوهش برآنیم با روش توصیفی-تحلیلی و ابزار کتابخانه ای به تحلیل تمثیلهای وحدت وجود در آثار اسیری لاهیجی بپردازیم. هدف از پژوهش آن است که به این پرسش پاسخ بدهیم که وحدت وجود در اندیشه اسیری چگونه بیان شده است و برای بیان این اندیشه از چه تمثیلهایی استفاده میکند. یافتههای تحقیق نشان میدهد که اسیری از تمثیل هایی مانند تصویر و آینه، عدد واحد و سایر اعداد، دریا و جلوهای گوناگون آن و چندین تمثیل دیگر برای بیان این اندیشه استفاده کرده است.
نازینْک، گونه ای شعر عامه بلوچی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۲ مرداد و شهریور ۱۴۰۳ شماره ۵۷
75 - 102
حوزههای تخصصی:
ادبیات عامه بلوچ تنوع زیادی دارد و بخش اعظم آن را شعر تشکیل می دهد. انواع گوناگون شعر در همه عرصه های زندگی مردم حضور دارد و این حاکی از ذوق عامه آن ها برای پرداختن به شعر و ادب است. نازینک یکی از کهن ترین جنبه های ادبیات شفاهی قوم بلوچ است که در سراسر سرزمین بلوچستان هنوز رواج دارد و آن را مردم بلوچ، به ویژه مادران در توصیف فرزندان خود می خوانند. سراینده هیچ کدام از این سروده ها مشخص نیست و سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل شده اند. ﺳﺎﺧﺘﺎر نازینک ﺑﻨﺎ ﺑﺮ ﺷﻮاﻫﺪی ﻛﻪ در دﺳﺖ اﺳﺖ، شبیه لالایی بلوچی است. درون مایه آن متنوع و بیشتر توصیفی از ویژگی هایی است که در گذشته برای دختر و پسر شایسته درنظر می گرفته اند. این اشعار تفاخر مادران و پدران نسبت به فرزندان خود و دربردارنده آرزوهای آنان است. این سروده ها موزون و از نظر زبانی روان و شیوا و از نظر ادبی پربارند. در بیشتر نازینک ها قافیه وجود دارد. هدف از این پژوهش، معرفی نوعی شعر عامه بلوچ است که تاکنون تحقیقی درباره آن صورت نگرفته است. این پژوهش به شکل بنیادی، برپایه تحقیقات میدانی و به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است.
جایگاه شاه و باور مذهبی به وی در اندیشه مردم عصر صفوی با نگاهی به متون ادبیات شیعی و با تأکیر بر دیوان صائب تبریزی
منبع:
مطالعات ادبیات شیعی سال ۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
177 - 203
حوزههای تخصصی:
باور به شاه در دوره صفوی یکی از اعتقادات مهم درمیان مردم و تاثیر گذار بر کنش های اجتماعی و زندگی روزانه آن زمان بود. یکی از منابع مهم در دوران صفوی دیوان اشعار و ابیات باقی مانده شاعران این عصراست. منابع ادبی می توانند بازتابی از افکار جامعه باشند.اشعار صائب تبریزی به عنوان ملک الشعرای دربار و هم عصر سه شاه صفوی نیز شاهدی مناسب در کنارسایر دادهای تاریخی برای درک جایگاه شاه و باور به وی در میان مردم و زندگی آنها است.با توجه به مساله پژوهش که بررسی باورهای عامه به شاه ایران در متون ادبی و تاریخی این دوره علی الخصوص دیوان صائب تبریزی است تا دریابد چه درکی از شاه و جایگاه وی در میان ادیبان ، مردم و صائب تبریزی به عنوان نمونه ای از جامعه ی عصر صفوی بوده است؛ سوالات پژوهش این خواهد بود: شاه در باور مردم و صائب تبریزی دارای چه ویژگی هایی بود؟ این ویژگی هاچه تاثیری بر زندگی مردم می توانست داشته باشد؟شاه در باور مردم به عنوان شخصی مقدس، نایب ائمه، مرشد کامل طریقت، شفا دهند و مبرا از گناه شناخته میشد که اطاعت از وی واجب و فرامین وی حتی بر فرامین شرعی اولویت داشتند، ویژگی برجسته شاه عدالتش بود و بنا بر نسب قدسی که داشت امری ذاتی برای وی به حساب می آمد زندگی مردم می توانست با هر تصمیمی از شاه و حتی یک خواب وی دچار تغییر شود. این پژوهش با تکیه بر روش توصیی-تحلیلی و استناد به کتب ادبی صورت پذیرفته است.
تحلیل استعاره های مربوط به حوزۀ بیماری و شفا در ناداستان از قیطریه تا اورنج کانتیاثر حمیدرضا صدر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بین رشته ای ادبی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳شماره ۱۱
399 - 449
حوزههای تخصصی:
لیکاف ضمن به چالش کشیدن تلقی سنتی از استعاره، بر این نکته تأکید ورزید که پایه تفکر انسان، استعاری است و ذهن انسان به شکل ناخودآگاه برای درک مفاهیم انتزاعی، از امور محسوس بهره می جوید. یکی از مهم ترین زمینه هایی که ذهن و زبان به جای بیان مستقیم، دست به دامن تصاویر استعاری می شود، موضوعات مربوط به حوزه شفا و بیماری است. بیماران، همراهان آنان و حتی پزشکان به دلیل تجارب پیچیده مربوط به بیماری به ویژه بیماری های لاعلاج، خواسته یا ناخواسته از زبان استعاری در این زمینه بهره می جویند. موضوعی که نه تنها در جریان مفاهمه بیمار با دیگران اثرگذار است، بلکه این امکان را نیز فراهم می آورد که با دستکاری در نظام استعاری این حوزه، شیوه مواجهه بیمار و اطرافیان با بیماری نیز اصلاح گردد. درهمین راستا در این پژوهش تلاش شده است تا کتاب «از قیطریه تا اورنج کانتی» که دربردارنده تجربه زیسته حمیدرضا صدر-نویسنده اثر- از بیماری سرطان است، به شیوه تحلیلی-توصیفی و با محوریت تصاویر مربوط به حوزه بیماری و شفا بررسی شود. برای انجام پژوهش تمامی تصاویر مربوط به موضوع با فراوانی 189 تصویر شناسایی شد و ازاین میان 101 نمونه که شامل تصاویر دربردارنده ارزش گذاری ها راوی درباره بیماری بود تحلیل گردید. نتایج نشان می دهد استعاره های با محوریت بیماری به مثابه دشمن، هیولا، رقابت ورزشی، فرمانده بی رحم، زندان، عنصر گدازنده، اوباش، همدم، عنصر فروبرنده، عنصر لِه کننده، پرتگاه و طوفان به ترتیب، بیشترین فراوانی را در متن دارند. تصاویری که در تمامی آنها تلقی و ارزشگذاری منفی راوی نسبت به بیماریآشکار است. موضوعی که باعث فرسایش هرچه بیشتر روانی و جسمی بیمار شده است.
تحلیل برون همسری در سه منظومه فولکلوریک کردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۲ خرداد و تیر ۱۴۰۳ شماره ۵۶
147 - 191
حوزههای تخصصی:
فرهنگ و جهان بینی، پایه های موجودیت و شناخت هر جامعه را شکل می دهند که البته این ها هم در اثر عواملی بیرونی چون کوچ جمعی، دین آوری، خشک سالی، جنگ و غیره دگردیسی می یابند. این دگردیسی ها گاهی در درازنای روزگاران به چنان فرجامی دچار می آیند که به فراموشی زیرساخت ها و علل اولیه شکل گیری آن فرهنگ هم منجر می شود. بستری که محمل بازنمود آن زیرساخت ها را در هر فرهنگی فراهم می آورد، روایت های فولکلوریک است که با تحلیل آن ها می توان سرچشمه هایی را بازیافت که در اسناد تاریخی کم تر نشانی از آن ها مانده است. بنا به شواهد تاریخی، فرهنگ مادربرتری در زاگرس پیش از حضور گسترده اقوام آریایی در نجد ایران، پدیده غالب اجتماعی بوده است. چنین پدیده هایی خرده فرهنگ ها و آداب اجتماعی خاصی را با خود می آورد که در سطوح مختلف اجتماعی و ادبی بازنمود می یابد. «برون همسری» از ویژگی های فرهنگ مادربرتری است که می توان نمود آن را در ادب شفاهی کردستان پی گرفت که این جستار با تحلیل محتوای سه روایت شفاهی و مشهور کردی («مم و زین»، «لاس و خزال» و «خَج و سیامند») آن را به شیوه تحلیلی توصیفی به انجام می رساند و نشان می دهد که عامل کنش و درگیری در آن ها حاصل برخورد دو فرهنگ برون همسری و درون همسری است.
بازتاب تمثیل دنیا و آخرت در مثنوی معنوی مولوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یکی از جنبه های پرکاربرد تمثیل مربوط به کاربرد آن در شعر است. شاعران برای تجسّم بخشیدن به تصورات ذهنی خود با مخاطب، از روش تمثیل استفاده می کنند. مولانا از جمله شعرایی است که ابیات زیادی از او به عنوان تمثیل در نزد مردم رایج شده است. تمثیل رمزی از شیوه های مولوی است که به جهت ملموس شدن جهان بینی خود با تمثیلات، تعبیرات و تشبیهات به بیان فکر و ایده های خود در مباحث گوناگون می پردازد. زیرا این تجسّم سبب می شود مفاهیم عرفانی، راحت تر درک شود و با کاربردتمثیل به موضوع جنبه عینیت می بخشد. بنابراین ضرورت دارد تصاویر ذهنی مولانا که با روش تمثیل بیان شده، تبیین گردد؛ تا مشخص شود به چه میزان در این راه موفق بوده است. با توجه به شیوه شاعری مولوی، محقق در این پژوهش کوشیده است به شیوه ی گردآوری کتابخانه ای مبتنی بر مطالعه ی کتب و با روش توصیفی- تحلیلی عمل نماید. هدف از انجام پژوهش حاضر، میزان بهره گیری ازصورخیال مربوط به دنیا و آخرت در مثنوی معنوی، بسامد و کثرت صنایع ادبی استفاده شده و مقیاس تأثیرپذیری از آیات، احادیث، اساطیر و چگونگی کاربرد هریک از موارد ذکر شده توسط این شاعر پرآوازه ی زبان فارسی پرداخته و مشخص نماید. نتیجه ی تحقیق نشان می دهد مولوی با زبان تمثیل و با استفاده از انواع مجاز، استعاره، تشبیه،کنایه و...در بیان معارف بلندی که در ذهن دارد به خوبی سود جسته و از میان انواع صور خیالی که درباره ی دنیا و آخرت به کار می گیرد و از تشبیه و کنایه بیش ترین سهم و بهره را برده است.
Etude des indications spatio-temporelles dans les œuvres théâtrales de Samuel Beckett(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Cette étude explore l'utilisation des indications spatio-temporelles dans les œuvres théâtrales de Samuel Beckett, mettant en évidence leur rôle fondamental dans la structuration de ses pièces. Les concepts d’espace et du temps, détachés de leur sens habituel, deviennent des objets obsédants pour les personnages beckettiens, soulignant ainsi la dimension existentialiste et absurde qui caractérise ses œuvres. L’objectif principal de cette recherche est d'analyser comment ces éléments spatio-temporels contribuent à la création d’un univers clos et oppressant, où les personnages sont pris au piège d’un cycle répétitif, sans espoir d’évasion ni de progression. Cette étude repose sur une analyse structurelle qui s'articule autour de trois axes principaux : l’analyse du langage verbal, paraverbal, et de la structure textuelle. Ces approches seront explorées pour montrer comment Beckett utilise les éléments spatio-temporels pour construire un univers théâtral hermétique et oppressant. L’analyse révèle que ces éléments jouent un rôle crucial non seulement dans la caractérisation des personnages, mais aussi dans la création de l’atmosphère théâtrale. Les résultats suggèrent que ces éléments influencent profondément la perception émotionnelle et philosophique du spectateur, ouvrant ainsi de nouvelles perspectives pour les recherches futures sur leur impact dans le théâtre minimaliste. L’étude repose sur les théories de Franck Evrard, Marie-Claude Hubert, Bruno Clément et Anne Ubersfeld, en se concentrant sur les didascalies, les dialogues et les éléments paraverbaux, afin d’éclairer leur rôle dans la construction de l’univers théâtral de Beckett.
نظریه «حیث التفاتی» «ادموند هوسرل» و تحلیل تطبیقی دیدگاه های «هوسرل» و «عین القضاة همدانی» درباره نفس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مباحث مهم در عرفان اسلامی، نفس، انواع و اطوار آن است. مساله نفس به حدی حایز اهمیت است که تقریباً تمام عرفا به طرح آن پرداخته اند. چنان که از زوایای مختلفی مانند منشأ خلقت نفس، درجات نفس و عملکرد آن، مورد بحث واقع شده است. به نظر می رسد که بزرگان عرفان اسلامی، اگرچه در برخی موضوعات درباره نفس یکسان عمل کرده اند اما گاهی نیز به مبحثی خاص پرداخته اند که نشان از نحوه نگرش ویژه آن ها به موضوع نفس دارد. «عین القضاه همدانی» که از عرفای صاحب نظر در عرفان اسلامی محسوب می شود. درباره نفس سخنانی بیان کرده که د ر نوع خود دارای تازگی و اهمیت است و می توان مشابهت فراوانی میان گفته های وی و «ادموند هوسرل» فیلسوف بزرگ پدیدار شناس یافت. یکی از مصادیق مطالعات تطبیقی بیان شباهت های فکری میان دو اندیشمند است که الزاما از هم تأثیر نپذیرفته اند. در این مقاله به شیوه تحلیلی_تطبیقی، بنابر نظریه «حیث التفاتی» از «هوسرل» به بررسی دیدگاه های خاص وی درباره نفس انسانی پرداخته شده و از آن جا که میان وی و «عین القضاه» در پاره ای از مباحث مربوط به نفس انسان تشابهات جالب توجهی وجود دارد. نظریه «هوسرل» با دیدگاه «عین القضاه همدانی» مطابقت داده شده و براساس چهار مبحث مهم و کلی به بیان دیدگاه های مشابه آنان پرداخته. یکی از دستاوردهای این مقاله، تبیین رابطه میان عقل و نفس در هنگام شهود عرفانی است که هر دو اندیشمند معتقدند: عقل در آن لحظه، حضور دارد اما از تحلیل نوع و کیفیت آن عاجز است.
ترجمه گری تابو: بررسی هنجارها در پنج ترجمه انگلیسی گلستان در سده نوزدهم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۲
89 - 109
حوزههای تخصصی:
این مقاله می کوشد تا به شیوه کیفی- تبیینی و با ابزار کتابخانه در دسترس و بر اساس هنجارهای ترجمه ای پیشنهادی «توری» نشان دهد که جامعه خوانندگان زبان و فرهنگ مقصد، چگونه نویسندگان و آثار زبان و فرهنگ مبدأ را دریافت و درک می کنند و می پذیرند. دو پرسش اصلی نیز عبارتند از: 1- مترجمان، عناصر زبانی و به ویژه فرهنگی متون مبدأ را با چه کیفیتی و به چه میزان درک و دریافت می کنند و چگونه و به کمک چه ابزار زبانی و فرهنگی در فرهنگ مقصد، بازآفرینی می نمایند؟ ۲- چه رخ می دهد که متنی واحد در فرهنگ مبدأ را بیش از دو و گاه چند مترجم تصمیم می گیرند به زبانی واحد در فرهنگ مقصد ترجمه کنند؟ به نظر می رسد خوانندگان فرهنگ مقصد، محتویات متون ترجمه شده را در الگوی ارتباطی و در بستر و گفتمانی کاملاً دگرگونه تر از الگوی ارتباطی و گفتمانی فرهنگ مبدأ، درک و دریافت و تعبیر می کنند و می پذیرند. این مقاله می کوشد تا درک و دریافت و پذیرش سعدی از نگاه پنج مترجم غربی را از رهگذر چگونگی برگردان تابوها در گزیده ای از حکایات گلستان در سده نوزدهم انگلستان بررسی کند. نتایج نشان می دهد که «گلدوین»، «راس» و «ایتسویک» ترجیح می دهند که مسائل تابو را جابه جا و تلطیف یا حذف کنند و پلاتس ترجیح می دهد که تابوها را عیناً برگرداند یا به لاتین ترجمه کند. «ریهاتسک» برخلاف دیگر مترجمان می کوشد تا تابوها را نه حذف، نه تلطیف و نه جابه جا کند و نه به لاتین برگرداند، بلکه همه تابوها را بسان متن اصلی ترجمه کند و از رهگذر راهبرد بسندگی و وفاداری به متن اصلی، گلستان را آنچنان که هست، در دسترس خوانندگان انگلیسی زبان قرار دهد؛ چه معتقد است که برگردان های پیشین گلستان، بیش از اندازه مهذب و پاک سازی شده هستند.
تحلیل کنش اژدهااوژنی پهلوان در «هفت خان» بر پایه دیدگاه «ژرژ دومزیل»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۴
1 - 27
حوزههای تخصصی:
اژدهاکشی از کنش های ویژه پهلوان برای اثبات پهلوانی است و در منظومه های حماسی ایرانی، پهلوانان زیادی به ستیز با اژدها می روند و او را می کشند. این کنش را می توان بر پایه دیدگاه های گوناگون بررسی کرد. این پژوهش، کنش یادشده را بر پایه دیدگاه دومزیل در نوشتار «خدایان سه کنش» تحلیل می کند و نشان می دهد که اژدهاکشی رستم و اسفندیار به ویژه در هفت خان های آنان، ویژگی های برجسته ای دارد. نخستین ویژگی هر دو داستان، دگردیسی اسطوره اژدهاست. در هفت خان رستم، دیگر اژدها، موجود مار مانند شناخته شده نیست، بلکه دیوی است که کنش اژدهاگونه دارد؛ یعنی هستی و زندگی شاه ایران و سپاهیان را در تاریکی مرگ به بند می کشد و پهلوان باید آن را رها کند. اسفندیار نیز در هفت خان ناگزیر است برای رهانیدن «زن» یعنی نماد و سرنمون باروری و هستی ناب، هفت گدار سخت را پشت سر بگذارد تا بتواند آنان را از چنگال اژدها برهاند و با خود باروری و برکت به همراه آورد. در نهایت می توان گفت که پهلوان با گذر از هفت خان، اژدها را نابود می کند و این کنش او، پدیدآورنده باروری و مانایی هستی و زیستن می شود.
بررسی میزان جنسیت زدگی زبان در دو اثر از صادق هدایت و آنتون چخوف (زنی که مردش را گم کرد- بانو با سگ ملوس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده: آثار ادبی و مسائل اجتماعی با هم ارتباط تنگاتنگی دارند. چنانکه با بررسی آثار بزرگ ادبی می توان به نکات ظریف اجتماعی پی برد. از جمله مسائل مهمی که همواره در طول تاریخ ذهن بشر را به خود مشغول داشته مساله زن و جایگاه او در جوامع مختلف می باشد.بر این اساس این مقاله درصدد است تا با مطالعه مضمون جنسیت زدگی در دو اثر از صادق هدایت «زنی که مردش را گم کرد» و آنتوان چخوف «بانو با سگ ملوس» روابط فکری و ادبی این دو نویسنده را تطبیق و بررسی نماید. در حقیقت از طریق ترکیب مطالعات میان رشته ای زنان و ادبیات داستانی مسائل و پرسش های مطرح می شود که از اهداف هر دو رشته است. برای این منظور با تحلیل محتوا از نوع جهت دار، عناصر زبانی جنسیت زده را طبق مفاهیم مدل پاک نهاد جبروتی و پایه های ارزشی فمنیسم از متن اصلی هر دو داستان استخراج٬ دسته بندی و کدگذاری کرده و به تفسیر آنها پرداختیم.با توجه به فراوانی واژگان جنسیت زده داستان هدایت از لحاظ زبانی کاملا جنسیت زده است و او از این ابزار برای به تصویر کشیدن جامعه مردسالار عصر خود به خوبی بهره برده است.این درحالی است که در داستان چخوف واژگان جنسیت زده محدودتری به کار رفته و با نزدیک شدن به پایان داستان از میزان استفاده از واژگان کاسته شده است.
بررسی عشق و روابط حاکم بر آن در «خسرو و شیرین» نظامی و بازنگری انتقادی پیشینۀ پژوهشی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات پیشرو در حوزه نقد ادبی پیوند نزدیکی با نوع شناخت و تلقی از انسان و نیروهای درونی او پیدا کرده و بیش از هر چیز بر رویکردهای بین رشته ای متمرکز شده است. یکی از این رویکردهای مهم در این میان، دیدگاه رابرت استرنبرگ در تحلیل نظام عشق و روابط حاکم بر آن در دو تئوری «مثلث عشق» و «قصه عشق»، بسط یافته است. حال این پژوهش سعی دارد تا با روشی توصیفی – تحلیلی منظومه عاشقانه «خسرو و شیرین» نظامی گنجوی را بر اساس این دو تئوری بررسی و تحلیل نماید. نتایج این بررسی نشان خواهد داد که در مجموع تمامیروابط عاطفی موجود در این روایت، با مؤلفه شور و اشتیاق آغاز شده و در مؤلفه صمیمت نیز اشتراک دارند؛ اما تفاوت عشق در شیرین و فرهاد با عشق خسرو در مرحله تعهد است. همین اختلاف، الگوی عشق را در شیرین و فرهاد به عشق آرمانی و در خسرو به عشق رمانتیک مبدل خواهد کرد که مقدمات جریان تراژدی را در این اثر غنایی رقم می زند. از سویی، شکل نخستین قصه ها از نوع قصه هنر هستند؛ که در مراحل بعدی، قصه های اعتیاد، کلکسیون و ایثار در این روایت موجودیت خواهند یافت.
طنز سیاه و بررسی آن در مجله طنز و کاریکاتور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸۴
۹۰-۵۷
حوزههای تخصصی:
مجله «طنز و کاریکاتور» از نشریات طنز ایران است که از سال 1369 تاکنون به ارائه طنز اجتماعی و فرهنگی به شیوه نوشتاری و تصویری پرداخته است. هدف این مقاله، معرفی طنز سیاه و بررسی آن در ماهنامه طنز و کاریکاتور با مطالعه و تحلیل 298 شماره نشریافته این مجله است. اهمیت دادن به طنزهای چندوجهی و درونگرایانه و واقعیت جهان خشن معاصر، باعث ایجاد تعادل در نسبت طنز سیاه و طنزهای شاد و معمول مطبوعاتی در این مجله شده است. صفحه «ایستگاه مرگ» با نگاهی طنزآمیز به واقعیت ترسناک مرگ، اغلب آثار سوررئالیستی و جدی در کنار کاریکلماتورهای نوین، یادبودها، آثار ضد جنگ و ضد تروریسم و بخشی از کاریکاتورهای طنز چهاربُعدی و اجتماعی نمونه های برجسته طنز سیاه در ماهنامه طنز و کاریکاتور است. بیشترین میزان طنز سیاه در بخش طنز نوشتاری، متعلق به جملات قصار و کاریکلماتور و در بخش طنز تصویری به ترتیب از آنِ کارتونهای بدون شرح و کاریکاتور چهره است. 36 صفحه یعنی 12 درصد روی جلدها و 61 صفحه از پشت جلد و بخش داخلی جلدها نیز به طنز سیاه اختصاص دارد.
ساخت آغازگرها و نقش آن در شکل گیری گفتمان ایدئولوژیک فتوّت نامه شیخ ابوحفص شهاب الدین عمر سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۵
127 - 161
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، به منظور تحلیل گفتمانی متن فتوّت نامه سهروردی و کشف سازوکارهای میان ذهن و زبان نویسنده و بافت فرهنگی-اجتماعی متن و نیز تحلیل مؤلفه های اندیشگانی پنهان در آن، به روش زبانشناسان سیستمی-نقشی (نقشگرا)، از تحلیل آغازگرها استفاده شده است؛ زیرا آغازگر به عنوان نقطه عزیمت پیام، امکان پردازش پیام متنی را برای گوینده و نیز تعیین جهت گیری کنشی و فکری پیام را برای مخاطب فراهم می آورد. از تحلیل انواع آغازگرها در این متن، این نتایج به دست آمد: فراوانی آغازگرهای تجربی در این متن، نشانگر غلبه کنش ایضاحی و اثباتی در گفتمان مؤلف است که اهدافی چون تشریع نهاد فتوّت، یک سویگی بخشیدن به نهادهای اخلاق، عرفان و سیاست و نیز مشروعیت بخشی به پایگاه شیعی این نهاد را (تحت حمایت مستقیم خلیفه الناصر لدین الله) تقویت می کند. کاهش معنادار آغازگرهای میان فردی، نشانگر پایین بودن کنش های ارتباطی و تعاملی در متن و مؤید تقویت منظورهای گفتمانی تک صدایی و اقتداری موجود در سازه های تجربی (تشریعی، مشروعیت بخشی و کنش های اثباتی و ایضاحی) است. از میان آغازگرهای متنی، عناصر ساختاری به جهت نقشی که در پیوستگی و توسعه متن ایفا می کنند، پررنگتر از دو نوع دیگر (تداومی و افزوده پیوندی) است. در این متن، فراوانی آغاگرهای ساده و بی نشان، بیشتر از آغازگرهای مرکب و نشاندار است که تاثیر آن در متن، به شکل سهولت و قاعده مندی زبانی و دستوری در عین انسجام متنی در بافت گفتمان ایدئولوژیک متن مشاهده می شود.
یادآوری و بازآفرینی انسان از دست رفته: بررسی رمان آدم نما از منظر مطالعات حافظه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۸
41 - 82
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی رمانِ آدم نما، نوشته ضحی کاظمی، از چشم انداز مطالعات حافظه می پردازد و دو هدف کلیدی را در نظر دارد. هدف نخست، کنکاش در تأثیر فناوری های پیشرفته در جامعه پادآرمان شهریِ آدم نما بر حافظه شخصیت ها و تغییر هویت انسانی آن هاست. هدف دوم بررسی ارتباط عمل روایت پردازی و روایتگری رمان با حافظه و کارکردهای آن و در نگاه گسترده تر ارتباط آن با شکل گیری عمل سیاسی و ایجاد تغییر در اجتماع است. ضرورت این پژوهش در آن است که آدم نما در دورانی نگارش می یابد که پیشرفت ِ پرشتاب فناوری های گوناگون خواه ناخواه به دغدغه های بسیاری پیرامون تأثیر این پیشرفت ها بر ذهن، حافظه، هویت فردی و جمعی، و فرهنگ دامن می زند، و به این ترتیب، بررسی این دغدغه ها در بوته ادبیات پاسخی طبیعی و بهنگام است. در این راستا، مطالعه حاضر از چارچوب نظری موجود در حوزه مطالعات حافظه بهره می برد و به فراخور نیاز، خوانشی نزدیک از بخش هایی از رمان ارائه خواهد کرد. به این ترتیب، موضوعات کانونی چون حافظه آشکار و حافظه روندی، ارتباط حافظه با فناوری و شکل گیری هویت، و نیز پیوند حافظه با سیاست و روایت در رمان تبیین خواهد شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که فناوری های نوین در حوزه زیست شناسی در جامعه پادآرمانیِ آدم نما ابزاری برای مهار و شکل دهی به هویت انسانی است که او را در مسیر تکوین به سوی وضعیت پساانسان قرار می دهد. در مقابل، روایت می تواند ابزاری برای حفظ هویت انسانی محسوب شود و با خلق نگرش و کنش سیاسی، جامعه را به سوی آگاهی، مقاومت و تغییر پیش برد.
واکاوی و تحلیل باورهای اساطیری موجود در داستان ها و افسانه های سیستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۶
115 - 144
حوزههای تخصصی:
باورهای اساطیری، مجموعه دیدگاه هایی هستند که عمری به درازای تاریخ بشر دارند و سرچشمه بسیاری از آداب و سنّت هایی که انسان امروزی، تعاملات و روابط خود را با سایرین، براساس آن تنظیم نموده است. این باورهای اساطیری از لحاظ مردم شناختی بسیار اهمیّت دارند ودر بسیاری از عرصه های جامعه شناختی، هنری و ادبی متجلّی شده اند؛ لذا می توان به راحتی، نشانه های آن ها را در میان پدیده های مختلف انسانی یافت. اصلی ترین تجلّی گاه های باورهای اساطیری، افسانه ها و داستان های بومی و محلی است؛ عناصری که با توجه به ارتباط تنگاتنگی که با اسطوره ها دارند، نیازمند توجهی جدّی می باشند؛ مسئله ای که در این پژوهش نیز مورد توجه قرار گرفته و براساس آن نگارنده کوشیده است تا با روش توصیفی تحلیلی، به واکاوی و تحلیل باورهای اساطیری در داستان ها و افسانه های سیستانی بپردازد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که باورهایی همچون اعتقاد به ثنویّت و ستیز ناسازها، تقدّس و قداست خواب و رؤیا، فرّه ایزدی، باور به آرمان شهر و تقدّس استخوان مردگان، از جمله مهم ترین معتقدات اساطیری موجود در داستان ها و افسانه های سیستانی است که خود حاصل پیوند ناگسستنی مردمان سیستان با فرهنگ کهن ایران باستان و همچنین فرهنگ سکایی است.