ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۰۱.

کارکرد تعین بخش روایت شناسی «نظریه ژار ژنت» در داستان کوتاه رئالیستی -با تکیه بر مجموعه داستان کوتاه«غریبه هاو پسرک بومی» احمد محمود-(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۸۲
روایت آنجا معنا و مفهوم مهمی می یابد که انسان برای درک پدیده های فردی، اجتماعی و سیاسی پیرامون خویش نیازمند به شناخت آن می شود. روایت به طور خاص یک داستان است؛ داستانی که مجموعه ای از رخدادها در زنجیره زمانی در آن شکل می گیرد.در واقع، روایت آن چیزی است که داستان را بازگوید یا نمایش دهد و این نمایش یا بازگویی براساس نظریه روایت ژار ژنت(۱۹۳۰- ۲۰۱۸ ) باید در برهه ای از زمان باشد.روایت در داستان کوتاه به دلیل تمایل فراوان نویسندگان معاصر به روایت سوژه های اجتماعی تحت تاثیر مکتب رئالیسم است.این مکتب از جمله مکاتب مطرح و تاثیر گذار در ادبیات داستانی خصوصاَ داستان کوتاه معاصر ایرانی است. از مولفه های مهم این مکتب، نگرش ایدئولوژیک، زبان محاوره، تشریح جزئیّات وقایع، تیپ سازی، تأویل و تفسیر وقایع تلخ جامعه، نمود طبیعی، ایراد عبارت های فلسفی، برجسته کردن امور عاطفی، وقایع سیاسی، نقدِ عملکرد دولتمردان، تشریح جزئیات وقایع و تبیین علل و عوامل حوادث را می توان نام برد. در جستار پیش رو، درصددیم که نظریه روایت شناسی ژرار ژنت در مولفه های رئالیسم موجود در مجموعه داستان کوتاه «غریبه ها» که دارای داستانی به همین نام و دو داستان کوتاه دیگر با عنوان های «آسمان آبی دز» و «با هم» اثر احمد محمود(۱۳10-۱۳81) را مورد بررسی قرار دهیم. نتایج پژوهش نشان می دهد که در نظریه روایت شناسی ژنت سطوح گفتمان (مفهوم زمان و زیر شاخه های آن، وجه و لحن) و ترامتنیت مهمترین ویژگی های تمایز داستان و روایت دانسته شده این ویژگی ها به شکلی گسترده و ترکیبی با مولفه های رئالیسم قابل ارائه به مخاطب است
۴۰۲.

خوانش رویارویی هرمزد و اهریمن در بندهش از دیدگاه «نظم» و «آشوب» بر پایه نشانه شناسی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۴۱
دوگانه های «نظم» و «آشوب» کارکردی کلیدی در تولید معنا و تفسیر فرهنگ در نشانه شناسی فرهنگی دارند. نشانه شناسی فرهنگی، فرهنگ و قلمرو آن را، متنی سرشار از نشانه می داند که از طریق این نشانه ها می توان سازوکار و عملکرد آن فرهنگ را بررسی کرد. مفاهیم نظم و آشوب در «بندهش» به عنوان متنی اسطوره ای دینی، نقشی ساختاری در سازوکار خلقت، توصیف جهان و جایگاه انسان دارد. نظم در بندهش که از آن به عنوان آفرینش هرمزدی یاد می شود به مشابه نظام نشانه ای به جهان، معنا می بخشد. از سوی دیگر آشوب اهریمنی و رویارویی او با هرمزد به عنوان یک نظام نشانه ای در تقابل با نظم، قرار دارد. تعامل نظم به عنوان عنصر ایجابی و سازنده با آشوب که عنصری سلبی و ویرانگر است به تولید معنا و خلق مفاهیم پیچیده می انجامد. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای به خوانش نقش محوری این دو نیروی متضاد به عنوان نمادهایی از نظم و آشوب در اساطیر و تفکّر فرهنگ ایران باستان می پردازد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که آفرینش جهان در اساطیر یونانی، بابلی، شمال اروپا و اقوام آمریکایی بر ساختار آشوب بنا شده، اما در اساطیر مزدایی و در بندهش، آفرینش برپایه نظم نهاده شده و آشوب، عارض بر نظم است.
۴۰۳.

منطق فازی و مولانا: بررسی امکان تبیین مبانی معرفت شناسی مولانا با منطق فازی در مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۱
پژوهش حاضر به واکاوی ساختار معرفت شناسی مولانا در مثنوی معنوی می پردازد و نسبت آن را با منطق فازی تبیین می کند؛ منطقی که در برابر دوگانگی صلب منطق ارسطویی بر پایه قلمرو ابهام پذیری، پویایی، پیوستگی، موقعیت مندی و مدرج بودن معرفت استوار است. برخلاف تصور رایج از ناسازگاری ابیات مثنوی، ساختار معرفتی آن، در چارچوب منطق فازی، انسجامی چندلایه، سیال و نظام مند می یابد. نتایج تحقیق نشان می دهد که سطوح معرفت شناختی در مثنوی معنوی شامل حس، خیال، وهم، ظن، عقل، علم و یقین، نه تنها ابزارهای ادراکی، بلکه جلوه هایی از نسبت وجودی انسان با حقیقت اند. او در سه ساحت عقلانی، شهودی و حضوری معرفت به ترتیب از سه روش منطق ارسطویی، منطق فازی و فرامنطق بهره می گیرد. جریان معرفت نزد مولانا پیچیده، چندجهتی و پیوسته است: گاه صعودی و عمودی، گاه بازگشت پذیر و دایره ای، گاه حلزونی و هم زمان در لایه های مختلف.
۴۰۴.

نگاهی تطبیقی به منش و کنش دو شخصیتِ: آشوکا و ضحاک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۲
ضحاک (اژی دَهاکَه/ آزی دَهاک) یکی از پیچیده ترین شخصیت ها در اسطوره های ایرانی و ادبیات حماسی فارسی است؛ چراکه او پیوسته نماد بدکاری و بدکیشی و بی دادگری بوده و می توان او را کسی پنداشت که بسیاری از خصوصیات بد شهریاران در تاریخ ایران یا در پیوند با فرهنگ ایران در او جای داده شده است. همین موضوع سبب شده تا داستان و شخصیت او لایه های گوناگونی از شخصیت های اساطیری و تاریخی را بپذیرد و ویژگی هایش با بسیاری از شخصیت های اساطیری و تاریخی مربوط به فرهنگ ایران تطابق یابد؛ از همین روی، پژوهندگان ضحاک را با کسانی سنجیده و همسان یافته اند. در ادامه این سنجش ها، نگارنده همسانی های ضحاک با یکی از پادشاهان سلسله مائوریا در هند یعنی آشوکا را پیش کشیده و به این نتیجه رسیده است که گویا این دو شخصیت، هر دو از سکاها هستند که در کشور هند استقرار می یابند؛ هر دو پدری راهب مسلک (مرداس و چاندرا گوپتا) دارند که حکومت او را تصرف می کنند و به آن پایان می دهند؛ هر دو به خون خواری و ناباکی آوازه دارند و البته با وجود ستمکاری، در نزد گروهی از مردم دارای محبوبیت اند؛ هر دو در زمان عدم حضور خود در کشور، جانشینانی (کندرو و کومار) بسیار مورد اطمینان دارند؛ هر دو آیینی هندی (بت پرستی/ بودیسم) را گسترش می دهند. آشوکا پس از ظلم بسیار طریق دین و یاری به مردم برمی گزیند. درباره ضحاک این ویژگی را نمی بینیم؛ اما برادرزاده یا نواده او یعنی کوش پیل دندان، چنین ویژگی ای دارد که شخصیت او را به آشوکا نزدیک می سازد.
۴۰۵.

بررسی و تحلیل رمان های «ساعت بغداد» از شهد الراوی و «دو منظره» از غزاله علیزاده بر پایه جامعه شناسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۵۶
جامعه شناسی زبان شاخه ای از زبان شناسی است که به بررسی روابط میان زبان و جامعه می پردازد. این رشته به تحلیل چگونگی تأثیر متقابل زبان بر ساختارهای اجتماعی و فرهنگ و نیز تأثیر جامعه بر زبان می پردازد. در جامعه شناسی زبان عواملی نظیر جنسیت، طبقه اجتماعی، تحصیلات، سن و قومیت در ایجاد تنوع زبانی نقش اساسی دارند. پژوهش حاضر به بررسی جامعه شناسی زبان در رمان های «ساعت بغداد» از شهد الراوی و «دومنظره» از غزاله علیزاده بر پایه جامعه شناسی زبان می پردازد و نگارندگان در پی آن هستند که با بهره گیری از شیوه توصیفی- تحلیلی به این پرسش ها پاسخ دهند: مؤلفه های جامعه شناختی زبان در رمان های «ساعت بغداد» و «دو منظره» کدام است؟ این مؤلفه ها در رمان های «ساعت بغداد» و «دو منظره» چگونه نمود یافته است؟ به منظور پاسخ دادن به پرسش های فوق، ابتدا مؤلفه های جامعه شناسی زبان از دو رمان مذکور استخراج و مؤلفه ها برمبنای جامعه شناسی زبان بررسی و تحلیل شده است. دستاورد پژوهش بیانگر آن است که مؤلفه های جامعه شناسی زبان در رمان های مذکور عبارت از تحصیلات، جنسیت، سن، شغل، دین و مذهب، باورها و عقاید است.
۴۰۶.

بازآفرینی اسطوره ها در پویانمایی ربات وحشی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۵۷
اسطوره ها پس از گذار از مرحله تکوین، بارها بازخوانی و بازآفرینی می شوند. بازآفرینی مضامینِ اساطیری در پویانمایی، گونه ای از اقتباس در آفرینش های هنری است. قابلیت های روایی، تصویرسازی، حضور عناصر داستان و مضمون های مرتبط با هویت یابی در اسطوره ها، فرصتی در اختیار نویسندگان و تهیه کنندگان صنعت فیلم سازی می گذارد تا پویانمایی هایی گیرا برای مخاطبان معاصر بسازند. بررسی چگونگی بازتولیدِ اسطوره ها در فیلم، موضوعی بینارشته ای و از حوزه های پژوهشی در ادبیات تطبیقی است. در مقاله حاضر کوشیده ایم تا بازآفرینی مضامین اسطوره ای را در پویانمایی ربات وحشی ((The Wild Robot, 2023 نشان دهیم. با توجه به چندبعدی بودن بن مایه های اساطیریِ این فیلم، برای تحلیل متن، هم از نظریه "زمان چرخه ای" و "فضای مقدس" میرچا الیاده و هم از نظریه "سفر قهرمان" کمبل بهره برده ایم. این پویانمایی توانسته است مضامین اسطوره ای "گایا"، افسانه آفرینش "آدم" و ماجرای "کشتی نوح" را ضمن ایجاد فضای سرگرمی به مخاطبان رده های سنّی پایین تر منتقل کند. یافته های پژوهش نشان می د هد، کنشگران رسانه ای که دغدغه های فرهنگی دارند با گزینش کهن الگوهای اساطیری، می توانند بخش های مهمی از باورهای فرهنگی و دینی را در قالب پویانمایی، بازتولید و بازتفسیر کنند و به این ترتیب، تأثیر به سزایی در احیای روایت هایی داشته باشند که نسل جدید مخاطبان، کمتر به سراغ آن ها می روند.
۴۰۷.

بررسی تطبیقی تکنیک های شخصیت پردازی در دو رمان «پیرمرد و دریا» ارنست همینگوی و «تنگسیر» صادق چوبک براساس نظریه لئونارد بیشاپ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۵۷
داستان، شخصیت در کنش است. هرچه شخصیت ها قوام بیش تری می یابند، نشانه های تازه تری از ویژگی های آن ها آشکار گشته، و همین امر باعث بروز واکنش هایی از آن ها نسبت به یکد یگر می شود که با آن چه پیش تر در ذهن وجود داشته کاملا متفاوت است. لذا شخصیت برآیند دو تکانه است. تکانه فردیت بخشی و تکانه نوعی یا تیپ سازی. ارنست همینگوی در رمان پیرمرد و دریا و صادق چوبک در رمان تنگسیر از شیوه های مشترک و گوناگونی در شخصیت پردازی رمان خود استفاده کرده اند که عبارتند از ارائه شخصیت های باورکردنی، کاربرد اندک نام ها در فصل آغازین داستان، اشخاص با انگیزه نامشخص، توصیف فیزکی و روانی شخصیت، دادن اطلاعات از طریق شخصیت های فرعی، بیان سابقه روانی شخصیت، شخصیت پردازی مختصر و مفید، شخصیت های تصادفی، شخصیت های واسطه، ویژگی های همیشگی شخصیت. هدف از این پژوهش بررسی تطبیقی تکنیکهای شخصیت پردازی در دو رمان پیر مرد و دریا و تنگسیر صادق چوبک است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد از میان تکنیک های مختلف، حقیقت مانندی و باورپذیری شخصیت، توصیف شخصیت، آوردن اشخاص با انگیزه نامشخص بسامد بالایی در این دو رمان دارند.
۴۰۸.

تحلیل تطبیقی عالم خیال منفصل در اندیشه مولانا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۱
بحث عالم خیال منفصل برای عرفا و همچنین فلاسفه بسیار مهم بوده است و هرکدام نظرات متفاوتی در باب این عالم داشته اند. از بین عرفا، مولانا در مثنوی به صورت غیرمستقیم اشاراتی به این عالم کرده است. ملاصدرا هم در اسفار اربعه، بخشی از کتاب را به این بحث اختصاص داده است. این پژوهش با هدف بررسی و تحلیل آراء مولانا و ملاصدرا در خصوص عالم خیال از دو منظر هستی شناسی و معرفت شناسی انجام شده است که در ذیل آن، تفاوت ها و شباهت های نظریات آن ها بیان گردیده است. روش این پژوهش، توصیفی تحلیلی بوده و شواهد و نمونه ها از منابع کتابخانه ای جمع آوری گردیده است. یافته های تحقیق نشان داد که در آراء مولوی و ملاصدرا در خصوص حقیقتِ قوه خیال متصل و وجود عالم خیال منفصل و عملکردشان اختلاف چندانی مشاهده نمی شود. هر دو به وجود عالم خیال منفصل معترفند. ضمن اینکه هر دو عالم خیال را باطن عالم ماده می دانند. ولیکن به دلیل اینکه نگاه مولانا به عالم خیال بیشترعرفانی و نگاه ملاصدرا هم بیشتر فلسفی است، درنتیجه در بازخورد با عالم خیال تفاوت هایی بین این دو اندیشمند وجود دارد.
۴۰۹.

مقایسه استعاره های عرفانی و استعاره های بلاغی بر اساس نظریه «استعاره کلی» در دیدگاه های هانس بلومنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۰۴
بلومنبرگ تفاوت استعاره های حقیقت و دیگر استعاره ها را با توجه به تفاوت مفاهیم موجود در آن ها، ذیل مفهومی به نام استعاره کلی بررسی می کند. استعاره هایی که به شرح مفاهیمی می پردازند که به نحو نظری- مفهومی قابل بیان نیستند. این استعاره ها عبارت اند از ایده هایی که تحت دسته بندی یک ایده اصلی تجمیع یافته و در ساحتِ شناخت، به موقعیت «اعتقاد» می رسند و تثبیت می شوند. قدرت روایتگری موجود در استعاره های کلی موجب می شود جایگزین مفاهیم وجودی شوند و این اولین و مهم ترین تفاوت این استعاره ها و استعاره های بلاغی است. تا سال 1936؛ یعنی تا پیش از آنکه آی.ا.ریچاردز اصطلاحات tenor و vehicle را به عنوان اجزای استعاره معرفی کند (موضوع و محمول در استعاره). مبنای شناخت استعاره ها، همان دیدگاه سنتی مبتنی بر شباهت؛ یعنی دیدگاه ارسطو بود؛ اما در دیدگاه های مدرن و خصوصاً نظریه هانس بلومنبرگ استعاره را به نحو دیگری تقسیم بندی می کنند. بلومنبرگ بر اساس وجود استعاره هایی که بداهت و کلیت آنها دیدگاه های سنتی را نقض می کرد، به رویکردی در استعاره شناسی دست یافت که بر اساس آن، ساختار استعاره ها در ارتباط با محتوای آنها تعریف می شود. وی در مقاله «نور به عنوان استعاره ای برای حقیقت» از استعاره های حقیقت نام می برد و با در نظر گرفتن تاریخچه ای برای آن، ویژگی های حقیقت را به ویژگی استعاره های حقیقت تعمیم می دهد. در این پژوهش کوشیده ایم با بررسی تاریخچه یا سابقه استعاره های حقیقت در اندیشه های هانس بلومنبرگ و مقایسه آن با استعاره های کلی مطرح شده در عرفان، به ساختاری دست یابیم که بتواند قالب مناسبی برای بررسی استعاره در متون عرفانی باشد. روش ما در این بررسی مقایسه نمونه های استعاره در بلاغت سنتی (قصاید خاقانی، غزل های حافظ) با استعاره های کلی در متون عرفانی (تذکره الاولیاء عطار) و کارکرد متفاوت هریک از آنها در متن است. در بررسی استعاره ها به ویژگی هایی از جمله خودکاری، بافت معنایی، بحث شباهت و تجانس، تاریخچه مفهوم و بُعد طبیعی و متافیزیکی پرداخته شده است.
۴۱۰.

خوانشی از تصوف خاقانی بر پایه نقد دیدگاه های صاحب نظران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۱
ابهام دررابطه با جایگاه تصوف خاقانی، ناشی از دیدگاه هایی که آن را صوری یا مقطعی می دانند، بازنگری این موضوع را ضروری کرده است. این پژوهش با هدف تبیین اصالت تصوف خاقانی و ارائه چارچوبی نو انجام شد. با روش توصیفی تحلیلی، شواهد زندگی (چله نشینی و مراودات با صوفیان)، اندیشه (مضامین عرفانی) و زبان شعری (ابداعات زبانی) خاقانی بررسی شد. یافته ها نشان می دهد که خاقانی، به عنوان صوفی خلاق، تصوفی اصیل و متمایز را شکل داد که «حکمی- آذربایجانی- ترکیبی» نامیده می شود. این تصوف، ریشه در حکمت اسلامی دارد، در سبک شعری موسوم به آذربایجانی با پیچیدگی های زبانی بروز یافته و تلفیقی از زهد عملی مکتب بغداد (متجلی در چله نشینی ها) و عشق عرفانی مکتب خراسان (بیان شده در قصاید) را نشان می دهد. چله نشینی های سی ساله و اصطلاح سازی های صوفیانه، نقش خاقانی را به عنوان چهره ای پیشرو در پیوند شعر و تصوف تأیید می کند. این مطالعه با ارائه چارچوبی بدیع، جایگاه متمایز خاقانی را در ادبیات فارسی بازنمایی کرده و راه را برای پژوهش های نوین در تصوف هموار می سازد.
۴۱۱.

اخوان ثالث و رجعت رمانتیک؛ ملاحظاتی درباره ی مبانی نظری باستان گرایی مهدی اخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۲
اخوان ثالث به زعم بسیاری از پژوهشگران، از دل سپردگان به سنت در عصر جدید به شمار می آید؛ بررسی ها نشان می دهد که این نظریه که عموماً بر اساس قراین متنی برآمده از روی ساخت شعر اخوان صورت بندی شده است، در پژوهش های معاصر به صورت یک کلان روایت پذیرفته شده درآمده است. اینک پرسش مهم و کلیدی اینجاست که آیا گرایش به سنت که از آن تحت عناوینی از قبیل باستان گرایی یا ایران گرایی یاد می شود، در معنای اصیل و مصطلح خود یعنی یک نوع گفتمان پویا ناظر بر بازآفرینی نظم جدید در ساحت ها و ابعاد مختلف جامعه، در منظومه فکری و متعاقباً در ژرف ساخت شعر اخوان نیز حضور و جریان دارد یا خیر؟ به عبارت دیگر آیا ایران گرایی مهدی اخوان ثالث، با رسالت ها و آرمان های معین ایران گرایی در نهضت مشروطه و در بافت گفتمانی و فضای سیاسی ایران پسامشروطه همسو است یا خیر؟ به منظور دستیابی به پاسخ این پرسش، اشعار اخوان ثالث مورد مطالعه و تحلیل محتوایی فراتر از محور افقی شعر قرار گرفته است. نتایج حاصل از دریافت و تشریح این آثار نشان می دهد که اخوان ثالث اگرچه به صورت گسترده به گفتمان ایران باستان و مشخصا اسطوره ها و نمادهای آن ارجاع داده است، در سطح روی ساخت شعر، اما سویه ی فلسفی و نظری این گفتمان را در دستگاه فکری خود ترجمه و منتقل نساخته است. از این چشم انداز، شعر اخوان با مؤلفه های بنیادین مندرج در گفتمان ایران باستان از قبیل امیدواری، پیروزی نور بر تاریکی، حضور امر قدسی در مناسبات اجتماعی و زیست فردی، فرجام شناسی و غلبه ی خیر بر شر، در فاصله ی کاملا معناداری قرار دارد. درست به همین دلیل، سنت گرایی اخوان، به مثابه ی رجعتی صرفاً رمانتیک، علیه اصالت و رسالت خویش، یعنی خلق پراکتیس و عاملیت، شورش کرده است.
۴۱۲.

ارزیابی ترجمه رازانی از رمان «اللصّ و الکلاب» نجیب محفوظ بر پایه گرایش های ریخت شکنانه آنتوان برمن، با تمرکز بر منطقی سازی، شفاف سازی و تضعیف کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۸
نقد و ارزیابی علمی ترجمه، روشی نظام مند برای کیفیت سنجی ترجمه و پایاییِ تصمیم های مترجم است. در گذشته، این امر، سنّتی و سلیقه ای انجام می گرفت اما اکنون الگوهای متعددی بر مبنای نظریات مطالعات ترجمه، جهت ارزشیابی روشمند ترجمه، ارائه شده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی - تحلیلی، ترجمه فارسی بهمن رازانی از رمان اللصّ و الکلاب اثر نجیب محفوظ را بر اساس نظریه «گرایش های ریخت شکنانه» از آنتوان برمن بررسی می کند. بدین منظور، سه فصل از فصل های نخستین، میانی و پایانی رمان به عنوان جامعه نمونه با تمرکز بر سه گرایش پر تواترِ «منطقی سازی»، «شفاف سازی» و «تضعیف کیفی» بررسی و تحلیل و در پایان بسامد هر گرایش به صورت آماری با نمودار ارائه شد. تحلیل یافته ها نشان می دهد «تضعیف کیفی» با بسامد ۸۹، گرایش غالب در این ترجمه است که عمدتاً در قالب معادل گزینی های نادقیق و کاهش بار معنایی و آوایی واژگان به تضعیف دلالت ها انجامیده است. «منطقی سازی» با بسامد ۷۲، از طریق شکستن جمله های بلند، تغییر نشانه گذاری و ساده سازی ساخت های نحوی، سبک سیال و چندلایه متن مبدأ را خطی تر کرده است. «شفاف سازی» نیز با بسامد ۶۱، با افزودن توضیحات، تعیین مرجع و جنسیت ضمایر، هرچند خوانایی متن مقصد را افزایش داده، اما با رفع ابهام های عامدانه، به کاهش «غرابت سنجیده» متن انجامیده است. مجموع این یافته ها حاکی از گرایش آشکار ترجمه به مقصدگرایی و فاصله گرفتن از سبک و صورت متن مبدأ است. ضمناً نتایج این مطالعه بر ضرورت بهره گیری از الگوهای نظری در نقد ترجمه ادبی و تبیین حدود منطقی سازی اجباری در جفت زبان های ناهم ساخت نیز تأکید می کند.
۴۱۳.

تحلیل تطبیقی اسطوره ای شخصیت گوبدشاه اغریرث با گَنِشا و ایزیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۱۰۲
در اساطیر ایران و سرزمین های کهن مجاور آن یعنی هند و مصر به شخصیت هایی با پیکری نیم انسان نیم حیوان برمی خوریم که ماهیت شان تأمل برانگیز است. در مقاله حاضر دو شخصیت هندی گنشا با سر فیل و بدن انسان، داکشا با سر بز و بدن انسان و الهه مصری ایزیس با سر گاو و بدن انسان معرفی و بررسی می شوند. سپس به شخصیت گوبدشاه با بالاتنه انسان و پایین تنه گاو که از جاودانان در اساطیر ایران است می پردازیم. چرایی و چگونگی ایجاد پیکر ترکیبی برای گنشا، داکشا و ایزیس در اساطیر به تفصیل شرح داده شده است اما با کمال تعجب علت و چگونگی به وجود آمدن گوبدشاه در اساطیر ایرانی مسکوت مانده یا به دست ما نرسیده است. از این رو پژوهش حاضر به روش تحلیلی تطبیقی در نظر دارد چگونگی پیدایش گوبدشاه را بررسی کند. در چنین شرایطی توجه به فرایند به وجود آمدن پیکر انسان-حیوان برای گنشا، داکشا و ایزیس می تواند راه را به طریق قیاس برای کشف چگونگی پیدایش گوبدشاه هموار سازد. این بررسی قیاسی به ما نشان می دهد که گوبدشاه صورتی احیا شده از اغریرت است که پس از به دو نیم شدن اغریرت به دست برادرش افراسیاب به جرم آزاد کردن اسیران ایرانی، احتمالا به یاری ایزدان، بالاتنه او به پایین تنه یک گاو پیوند زده شده و نیز به مقام جاودانگی رسیده است.
۴۱۴.

خرد، تدبیر و رأی نزد زنان شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۸
شاهنامه به عنوان یک شاهکار ادبی، نه تنها عرصه بازتاب روح دلاوری، شرح جنگ ها و حماسه های بی بدیل است، بلکه آوردگاه اندیشه و خردمندی و میدان تضارب آرا و تجربه های گران سنگ نیاکان ما نیز به شمار می رود که به صورت خصایص مدنی و فرهنگی برای ما به یادگار مانده است. حضور درخشان بانوان در اغلب داستان های شاهنامه، همپا و همپایه مردان، ستودنی است. این درخشش و نقش آفرینی در عرصه های گوناگون از جمله بحران های پیچیده اجتماعی- سیاسی همراه با هوشمندی و پاکدامنی، خیره کننده است. هرچند درباره مسئله زن در شاهنامه فردوسی، پژوهش های قابل تقدیری درباب مباحث داستانی، عاطفی و برخی جنبه های دیگر انجام شده، تاکنون تحقیقی مستقل در زمینه خردورزی و رایزنی زنان در حماسه ملی ایران تحریر نشده است و این ضرورت تدوین چنین پژوهشی را بایستگی می بخشد. این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای تدوین شده است. چشم انداز نتایج تحقیق نشان می دهد که فردوسی در خلال شاهنامه درصدد است تا هم نقش دلاوری و دلاویزی بانوان را در صحنه های مخاطره آمیز و هیجان انگیز رزم و بزم دوره های اساطیری و تاریخی شاهنامه نشان دهد و هم عیار کاردانی، چاره گری و هوشمندی آنان را در کمال نجابت و شایستگی به تصویر کشد.
۴۱۵.

تحلیل آدلریِ مکانیسم های جبران در شخصیت اصلی رمانِ نوجوان کاکاکرمکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل شخصیت اصلی رمان کاکاکرمکی پسری که پدرش درآمد بر اساس نظریه روانشناسی شخصیت آلفرد آدلر و مفاهیم وابسته آن است. آدلر، یکی از بنیان گذار مکتب روانشناسی فردی، معتقد بود که علاقه اجتماعی در ذات همه انسان ها وجود دارد و آن را از طریق خانواده و مدرسه یاد می گیرند، اما اگر شخص نتواند حس تعلق و ارزشمندی را در خانواده خود درک کند، احساس علاقه اجتماعی او کامل نشده و احتمال این که به شخص نامطلوب اجتماعی تبدیل شود زیاد است. در رمان موردبررسی، مرور دوران کودکی و نوجوانی شخصیت اصلی، یعنی کاکا، انگیزه بروز اعمال و رفتار فرد و شرایطی که باعث شده بذر کارهای خشونت بار در وجود او کاشته شود، بیان می شود و خود او به عقده های شخصیتی اش اعتراف می کند. با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع قیاسی، به واکاوی شواهد درون متنی، روند شکل گیری احساس حقارت، عقده حقارت و مکانیزم-های جبران در شخصیت اصلی پرداخته شده است و یافته ها حکایت از آن دارد که سبک زندگی اشتباه کاکا او را به برتری جویی و دیده شدن به هر قیمتی سوق داده است.
۴۱۶.

بلاغتِ «تعلیق» در داستان رستم و سهراب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۸۶
پژوهش های فنی و تخصصی اروپاییان در ادبیات داستانی، راه بردنشان به شگردهای گوناگون داستان نویسی و شناسایی عناصر داستان به شکلی اندام وار و استوار، هم فراهم آورنده زمینه واکاوی سنّت قصه گویی و قصه نویسی ایرانی برای یافتن ایده ها و آرا پیرامون این مسائل بوده است و هم فراهم آورنده زمینه ارزیابی متون منظوم و منثور داستانی مان از نگرگاه هنر داستان نویسی و شکل کارکرد عناصر داستان در آنها. در این راستا جستار پیشِ رو که به شیوه توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای به سرانجام رسیده است، به قدر خود دریچه ای دیگر بر عنصر داستانی «تعلیق» (Suspense) و کارکرد آن در یکی از نام بُردارترین داستان های شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی (329-416ق) -به مثابه قدکشیده ترین کوهموج داستان پردازی منظوم رزمی در ادب پارسی- گشوده است. پس از شناساندن عنصر داستانی «تعلیق» (هول و ولا یا حالت انتظار)، توجه های نظری بدان در سنّت قصه گویی و قصه نویسی اسلامی-ایرانی ریشه یابی و بازخوانی شده است. سپس ازآنجاکه داستان «رستم و سهراب» از نگرگاهِ بهره گیری از توانش این عنصر داستانی بسیار قوی و غنی ظاهر شده و در اندازه خود، بخشی از ابعاد وسعت و عظمت هنر داستان پردازی فردوسی را آینگی نموده است، به گونه ای فنی چگونگی بازتاب تعلیق در این داستان واکاوی و نشان داده شده است که فردوسی چگونه در پی رنگی استوار با ایجاد زنجیره ای از تعلیق ها و هول و ولاها، خواننده را تا پایان داستان درگیر با «بعد چه می شود؟» و در بی قراری پی گرفتن رویدادها و گشوده شدن معمای کنش ها نگاه داشته است. در ابتدا و انتهای تنه اصلی جستار نیز، «براعت استهلال» داستان رستم و سهراب و نیز «معمای زندرزم»، هردو از نگرگاه تعلیق آفرینی شان در خواننده داستان، بررسی شده است.
۴۱۷.

تحلیل باورهای بلاگردانی در ادبیات و فرهنگ عامه کردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۳۵
تحلیل باورهای بلاگردانی در ادبیات و فرهنگ عامه کردی چکیده باورهای بلاگردانی بخش مهمی از باورهای مردم هر جامعه ای را تشکیل می دهند. این باورها در میان مردم کرد نیز جایگاه خاصی داشته اند. از این رو، پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل این باورها می پردازد و می کوشد مواردی چون بلاگردانی جهت دفع بیماری، مرگ، بلایای طبیعی، جانوران خطرناک، چشم زخم، آل و جن زدگی را تجزیه و تحلیل کند. شناساندن این باورها، دلیل کاربرد و تجزیه و تحلیل آن ها از اهداف این پژوهش است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. داده ها به شیوه کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهد که باورهای بلاگردانی مردم کرد مبتنی بر دو قانون هومیوپاتیک و تماس است و برخی نیز به موازات باورهای دینی شکلی نو به خود گرفته اند به گونه ای که برای اهداف متمایز به کار برده می شوند. واژه های کلیدی: باور، باور بلاگردانی، باور دینی، قانون تماس، قانون هومیوپاتیک.
۴۱۸.

L’exotisme dans une optique contemporaine Cas d’étude: Les Grandes Blondes de Jean Echenoz(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۰۰
Cette étude examine la manière dont l’idéologie de l’exotisme est présentée dans un contexte postmoderne. Pour ce faire, nous avons choisi Les Grandes Blondes (1995) de Jean Echenoz, dans lequel l’idée du voyage et de l’exotisme joue un rôle fondamental et incarne au mieux les caractéristiques du monde postmoderne. A travers une approche sociocritique inspirée de Georg Lukács et des théories de Marc Augé sur la surmodernité et l’excès d’espace, nous analyserons les spécificités de la représentation de l’exotisme chez Echenoz par comparaison aux récits de voyage traditionnel et les raisons de son choix d’un cadre exotique pour son roman. Nos analyses montrent que le décalage entre la représentation de l’exotisme chez Echenoz et celle des écrivains des siècles précédents réside dans l’écart entre les conditions de vie de la société postmoderne et celles des sociétés antérieures. Par une représentation chronologiquement décalée de l’exotisme, Echenoz cherche à établir une relation de conformité entre la société contemporaine et la littérature.
۴۱۹.

L’autofiction : un genre de prédilection dans le roman beur de l’extrême contemporain(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۸
Résumé- L'œuvre beure de l'extrême contemporain se distingue par une créativité artistique et un calibre captivant, faisant d’elle un espace de création dynamique et vivant. La majorité des textes beurs produits actuellement revêtent généralement une dimension autobiographique, où la narration à la première personne prédomine pour diverses raisons, illustrant la condition de la communauté beure évoluant au sein d'une société étrangère. En effet, la manière de raconter la vie évolue d'une époque à l'autre et d'un écrivain à l'autre. Ainsi, au sein de cette production littéraire, nous trouvons diverses formes d'autobiographie, un genre majeur qui apparaît sous de multiples appellations, compliquant parfois la tâche de distinguer les différentes variantes de l'écriture de soi en raison de leur étroite parenté. La question centrale de notre article est de comprendre pourquoi l'autofiction, en tant que nouvelle incarnation de l'autobiographie, est devenue la forme la plus courante dans la création littéraire beur de l'extrême contemporain.
۴۲۰.

L’espace federmanien : la réalité ou la fictionnalité?(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۴
Du fait que le concept de réalité occupe une place primordiale dans le genre de la surfiction, l’espace, en tant qu’un des éléments principaux du texte, n’échappe pas à cette logique. L’étude de la notion d’espace chez Federman soulève deux questions essentielles : s’agit-il d’un espace réel ou fictif dans ses récits de vie ? Et s’il s’agit de faits réels, pourquoi recourt-il à la fictionnalisation de l’espace ? Enfin, quel est le rôle de l’espace scripturaire dans le déroulement de ses histoires ? Pour aborder l’espace chez le surfictionneur, nous avons choisi trois de ses ouvrages : Chut (2008), La Voix dans le débarras (2008) et Quitte ou Double (2004). Afin de mieux étudier la notion d’espace chez l’écrivain, nous nous appuierons sur La Poétique de l’espace (1974) de Gaston Bachelard, car celui-ci et Federman partagent une conception similaire (une conception intime) de l’espace et que pour tous deux, la maison natale joue un rôle essentiel dans la vie.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان