فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۰۸۱ تا ۶٬۱۰۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به روش تفسیری-تاریخی و با استناد به متنی دست اوّل از دوران قاجار یعنی «خاطرات عین السلطنه»، در پی پاسخ به این پرسش برآمده ایم که عین السلطنه به عنوان یکی از کسانی که هم دست به ثبت آراء و نظرات خود زده و هم علی رغم بستگی هایش به دربار خواهان تغییر جدّی اوضاع ایران است، چه نقدهایی بر معماری و شهرهای پیشامدرن ایران داشته است و چگونه می توان این نقدها را با توجّه به خواست قانون به عنوان مطالبه ای محوری در دوران مشروطه تحلیل کرد؟ برای رسیدن به این منظور، پس از معرفی چارچوب نظری تحقیق که بر اساس تحلیل های محمدعلی همایون کاتوزیان درباره ی دوران مشروطه است، به بررسی متن خاطرات عین السلطنه پرداخته ایم و گزاره های نقادانه ی او را از سال ۱۳۰۰ ه.ق تا کودتای رضاخان (۱۳۳۹ ه.ق) استخراج و دسته بندی کرده ایم. این نقدها را در سه دسته ی کلّی «نقد وضعیت بهداشتی شهرها و بناهای ایران»، «نقد طرح و وضع شهر» و «نقد طرح و عناصر بناها و معماری ایران» تقسیم کرده ایم که هریک خود به زیرمجموعه هایی قابل تقسیم هستند. در بخش تحلیلی نشان داده ایم که اکثر این نقدها، چه به صورت عیان (مانند نقد وضعیت معابر) چه به صورت پنهان تر (مانند خواست پلان در طرح ریزی شهرها و بناها یا استانداردسازی بناها) به خواست همه جانبه و گسترده ی «قانون مندی» و «پیش بینی پذیری» در دوران مشروطه گره خورده اند.
بررسی تاثیر فرم شهر بر میزان مصرف انرژی عملکردی در بخش مسکونی، نمونه موردی: شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارتقاء راندمان انرژی در بخش مسکونی مناطق شهری در آینده نزدیک به بخش مهمی در دستیابی به توسعه پایدار تبدیل می شود. لذا این مطالعه با هدف بررسی پایداری الگوهای مسکن از منظر انرژی عملکردی صورت گرفته است که در ضمن آن به محاسبه میزان مصرف انرژی عملکردی و بررسی چگونگی ارتباط آن با مشخصه های فرم شهر پرداخته است. در راستای انجام این مهم به بررسی وجود ارتباط بین متغیرهای تحقیق -مشخصه های کالبدی فرم شهر (متغیرهای مستقل) و اطلاعات میزان مصرف گاز و برق خانوارها در طول یک سال (متغیرهای وابسته)- اقدام شده است و الگوهای مسکونی به هفت دسته کلی حیاط مرکزی، بافت فرسوده، ویلایی، ردیفی یک، دو و سه طبقه و آپارتمانی تفکیک شده اند. تحلیل نتایج حاصل از تحلیل همبستگی آشکار می سازد که بین الگوی سکونت و میزان مصرف انرژی عملکردی رابطه همبستگی قوی وجود دارد. همچنین بین کیفیت بنای ساختمان، عمر ساختمان، نوع سازه و مساحت با میزان مصرف انرژی عملکردی رابطه همبستگی با شدت متوسط برقرار است. در بخش تحلیل واریانس نیز مشخص شد که خانه های حیاط مرکزی با 65 گیگاژول بر متر مربع دارای بیشترین سرانه مصرف انرژی عملکردی در بین سایر الگوهاست و یکی از دو گونه سکونتی ویلایی با سرانه انرژی عملکردی 8 گیگاژول بر متر مربع و بافت فرسوده با سرانه انرژی عملکردی 14 گیگاژول بر متر مربع کارآمدترین گونه سکونتی تشخیص داده شدند.
بررسی وتطبیق نیارشی دو آرامگاه باباتوکل و میرمطهر در روستای بابالنگر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری اقلیم گرم و خشک سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۷
153 - 178
حوزههای تخصصی:
موضوع پژوهش این مقاله بر مطالعه دو آرامگاه باباتوکل و میرمطهر واقع در روستای بابالنگر از توابع استان خراسان رضوی متمرکز است که نسبت به دیگر آثار موجودِ روستا، در وضعیت مناسب تری قرار دارند. این دو بنا از لحاظ فرهنگی و طبیعی در بستری غنی از ابنیه تاریخی در جوار خود بهره مند بوده اما تاکنون مورد بررسی و شناخت دقیق قرار نگرفته اند. چگونگی نیارش بناهای مورد بحث و دوره ها، ساختارهای تاریخی و بانیان احتمالی، پرسش های این پژوهش بود. شناخت هر چه بیشتر این دو آرامگاه موجب تصمیم گیری های موثرتری در آینده برای رفع آسیب ها و همچنین ماندگاری آن ها خواهد بود. هدف پژوهش مستندنگاری دو آرامگاه و بررسی پیشینه ی تاریخی آن ها و بررسی دوره بندی و الحاقات ابنیه و فنون ساخت و طراحی دو آرامگاه و مقایسه بایکدیگر برای حصول نتایج مورد انتظار است. با استفاده از روش های گردآوری و مطالعات اسنادی، میدانی، ویژگی های دو آرامگاه بررسی شد. مطالعات اسنادی شامل مطالعه کتاب ها، سفرنامه ها، وقف نامه ها، عکس ها، مقالات، مجله ها و نشریات، پایان نامه های مرتبط و سایر موارد تحقیقاتی است. مطالعات میدانی نیز از طریق حضور و بازدید از سایت، رولوه و اصلاح نقشه ها و تهیه عکس انجام گرفته و همچنین مصاحبه و گفتگو با صاحب نظران، کارشناسان و اهالی منطقه بود. روند پژوهش مشخص کرد که دوره ساخت بنا، مربوط به عصر تیموری است و شخصی با لقب «بلقیس زمان» بانی آن بوده است. هسته اولیه آرامگاه ها، مقبره ای چهارتاقی گنبددار با چهار بازشو بوده که در دوره های بعد سه بازشو بسته و دو ایوان در قسمت شرقی بنا اضافه شده است. نتایج بررسی ها، شباهت ها و تفاوت های دو آرامگاه در نوع قوس ها و پلان و پوشش ها و فنون اجرا و مصالح را نشان داد. یافته های پژوهش، نشان داد که آرامگاه میرمطهر با فاصله زمانی خاصی از آرامگاه باباتوکل ساخته شده و ایرادات سازه ای قبلی، در آن رفع گردیده است.
تحلیل چالش های تصمیم گیری اخلاقی مدیران شهری در طرح های توسعه شهری؛ مورد مطالعاتی: طرح جامع اراضی عباس آباد تهران (مصوب سال 1384)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیران شهری در برابر معضلات پیچیده و فراگیر اخلاقی عرصه شهرسازی، نیازمند مدل های اخلاقی کاربردی هستند که هم رفتار آنان و هم نظام ارزشی مدیریت شهری را هدایت و کنترل نماید. پژوهش حاضر به ارائه چارچوب تصمیم گیری اخلاقی مدیران شهری و تحلیل چالش های تحقق آن در طرح جامع اراضی عباس آباد تهران (مصوب 1384) با استفاده از روش تحقیق تلفیقی (کمی و کیفی) پرداخته است. در بخش کمی، از آزمون های آماری ناپارامتریک برای تحلیل پرسشنامه از 23 نفر از متخصصان و صاحب نظران و در بخش کیفی، از تحلیل محتوای هدایت شده برای سؤالات باز پرسشنامه، اسناد و قوانین استفاده شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد هر چه فرایندهای طرح، از تهیه به اجرا پیش می رود، از زمینه های اخلاقی دورتر می شوند و این اختلاف، در فرایند اجرا مشهودتر است. همچنین در فرایند اجرای طرح، هر چه رویه های تصمیم گیری از شناخت مسائل اخلاقی به سوی اجرای گزینه های اخلاقی پیش می رود، مطلوبیت آن کمتر می شود. مهم ترین چالش ها و دلایل این نتایج را می توان در اتکا به تأثیرات عوامل فردی در برابر ناکارآمدی نظام مدیریت یکپارچه اراضی، ضعف قوانین در تعیین ماهیت مدیریت واحد اراضی، تعارضات منافع بازیگران گوناگون، فشارهای بیرونی در برابر رعایت اصول اخلاقی و عدم توازن تأمین منافع اختصاصی و عمومی، جست وجو نمود.
بررسی عوامل موثر بر چگونگی سکونت در محلات؛ نمونه موردی: محله عودلاجان در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۲۰ بهار ۱۳۹۴ شماره ۱
31 - 40
حوزههای تخصصی:
در شهرهای قدیمی ایران، محله، مکانی واقعی برای زندگی، فضایی برای تعاملات اجتماعی و همچنین مکانی برای فعالیت های تولیدی و اقتصادی بوده است. با تحولات شهری و دگرگونی سبک زندگی، محله ها نیز با تغییرات قابل توجهی مواجه شدند. در تهران به عنوان پایتخت، تغییرات ایجاد شده بارزترند. محله عودلاجان که در هسته تاریخی شهر واقع شده و تا سال های 1340، مطلوب ترین محله برای زندگی بوده، به دنبال گسترش شهر و شکل گیری محلات جدید و همچنین تاثیر عوامل دیگر از جمله نفوذ بازار و سیاست های شهری، دچار تحولات اساسی شده است. در اثر فرآیند جابجایی جمعیت و استقرار گروه های مهاجر و کم درآمد به جای ساکنان اصیل در محله، نحوه سکونت و رفتار افراد در فضای محله نیز تغییر کرده است. هدف از این پژوهش، شناخت چگونگی سکونت در محله و عوامل موثر بر آن است. مطالعات انجام شده در محله نشان می دهد که چگونگی سکونت و رفتار ساکنان در محله تا حد قابل توجهی متاثر از تصویر ذهنی آنها از محله است. این تصویر ذهنی از یک طرف بستگی به ویژگی های فردی ساکنان دارد و از طرف دیگر متاثر از عوامل بیرونی مانند خصوصیات کالبدی محیط، نوع نگاه ها از بیرون به محله و سیاست های شهری است.
بازخوانی اندیشه تشبیهی و تنزیهی در کالبد معماری مساجد مکتب اصفهان (مطالعه موردی؛ مسجد امام اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳۴
19 - 28
حوزههای تخصصی:
باور و اعتقاد چه در شکل دهی به زندگی و چه نقشی که در جنبه معنوی زندگی انسان ها ایفا می کند عاملی اساسی در صورت بخشی به معماری به شمار می رود. بدین ترتیب معماری مکان کالبدی اندیشه و باور اعتقادی انسان متعلق به آن می گردد. در دوره صفویه که امتزاج تفکر شیعی با اندیشه عرفانی به همراه اندیشه فلسفی است مکتب اصفهان را به وجود می آورد که نقش مهمی در آفرینش هنری این دوره داشته است. ازآنجایی که مساجد (خصوصاً جامع) بیشترین تأثیرپذیری را از عقاید و باورهای زمان خود دارند، برای بازخوانی اندیشه تشبیهی و اندیشه تنزیهی در نظر گرفته شد. به همین منظور با تبیین این اندیشه ها و استخراج معیارهای کیفی و کمی صُور تشبیهی و صُور تنزیهی در معماری چهارچوب اصلی پژوهش مشخص شد سپس اندام های کالبدی مسجد امام با این معیارها برای تشخیص نوع تشبیهی و تنزیهی سنجیده شد که ماحصل پژوهش تعادل تشبیهی-تنزیهی در بخش گنبدخانه مسجد امام بود.
سنجش و تحلیل قواعد نظری مسکن مطلوب با تکیه بر آرای مردم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۸ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱۶۵
۹۶-۸۱
حوزههای تخصصی:
پرداختن به وجوه مختلف مسکن مطلوب و مؤلفه های اصلی تبیین کننده آن یکی از دغدغه های اصلی متخصصین این حوزه است. مشخص است که دستیابی هرچه صریح تر و عملی تر به این مؤلفه ها، از به خطا رفتن و به همان نسبت هدر رفتن سرمایه های کلان اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی جلوگیری می کند. به استناد غالب پژوهش هایی که در زمینه ارتقای کیفیت مسکن صورت گرفته است نقش مردم به عنوان عامل تعیین کننده و تثبیت کننده کیفیت مسکن، انکارناپذیر است. لذا پژوهش پیش رو با این فرض صورت پذیرفته است که مردم برای سنجش کیفیت مکان سکونت خود، قائل به اصول و قواعدی هستند که قابل بازشناسی است. لاجرم این اصول و قواعد، وجوه پیدای مسکن تا زوایای درونی و پنهان آن را در بر می گیرد. مطلوبیت کالبدی، مطلوبیت کارکردی، مطلوبیت اجتماعی و مطلوبیت فرهنگی چهار بعد سنجش مطلوبیت مسکن در این پژوهش است که با روش تحلیلی، توصیفی و تبدیل داده های کیفی به متغیرهای کمی مورد بررسی قرار گرفته است، بخشی از اطلاعات کیفی مورد نیاز با رجوع به منابع اسنادی و کتابخانه ای و بخش دیگر به وسیله پیمایش میدانی گردآوری شده است. جامعه آماری منتخب، 420 نفر از مردم هستند که براساس نمونه گیری تصادفی در سه محدوده از پهنه مرکزی بافت شهر تهران انتخاب شده اند. جهت آزمون فرصیات، ابتدا روایی و پایایی سازه تحقیق توسط تحلیل عاملی تأییدی (با توجه به ضریب اطمینان مورد نظر) بررسی و بار عاملی هر یک از مؤلفه ها ارزیابی شده است. سپس مدل معادلات ساختاری، تنظیم و برآیند نیروهای تحقیق با نرم افزار لیزرل تحلیل و تفسیر شده است. نتایج تحقیق بیانگر این محتوای کلی است که مردم در سنجش خوب بودن خانه خود به ترتیب بیشترین اهمیت را برای مؤلفه های اجتماعی، فرهنگی، کالبدی و کارکردی قائل هستند. تحلیل فضای سکونت، از نگاه مردم تأکید بر این مفهوم کلی است که کیفیت های دیدنی و نادیدنی مسکن مطلوب، می بایست در یک فرایند تجربی توسط خود مردم درک شده، مورد استفاده و آزمون قرار گیرد و سپس توسط خود مردم تعمیم یافته و فراگیر شود.
مولدها و پردازشگرها در فرایند طراحی معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
An Investigation to Physical Aspects of Middle Area in Squares as a Useful Indicator for Designing Community-Oriented Urban Plazas (Case Study: Italian Piazzas of Campidoglio in Rome, Del Campo in Siena and San Marco in Venice)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Middle of squares, one of the components of physical aspect is considered as an appropriate indicator in designing successful urban squares, which consequently promotes visual quality. The present study aims to determine how the above mentioned aspect was presented in the Middle-Ages and Renaissance within Italian squares. Considering the aim of the investigation, library studies as well as visual documentations, with a historical-descriptive approach were applied in studying Italian community-oriented squares, Campo located in Siena, Del Campidoglio in Rome and San Marco in Venice. Results showed that, urban designers have employed some indicators, including physical aspect and its factors such as proportions, shape, surface design, materials, colors and topography in order to promote aesthetic-visual qualities, as well as human scale and unity of space to successfully design attractive middles in squares. These all, efficiently influence users’ presence, pause, movement type and trend, direction, speed and even their behavior. Accordingly, considering the mentioned aspect is of great importance in designing future squares.
ارزیابی عوامل مؤثر در ناکامی طرح های تجمیع مناطق روستایی (مطالعه موردی: شهرستان پاوه، بخش نوسود، شهرک شرام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۶ بهار ۱۳۹۶ شماره ۱۵۷
۱۳۰-۱۱۷
حوزههای تخصصی:
برنامه ریزی "توسعه روستایی" به عنوان یکی از سازوکارهای رسیدن به توسعه، مستلزم شناخت دقیق مقتضیات و نیازهای جوامع روستایی، متناسب با شرایط مختلف می باشد. طرح های ادغام و تجمیع روستاها به عنوان یکی از سیاست ها ی مهم در "بازسازی روستاهای مناطق جنگزده" و "برنامه ریزی توسعه مناطق روستایی" مطرح گردیده است. در دوران بازسازی مناطق جنگزده طرح ساماندهی "شهرک شرام"، برای تجمیع روستاهای هانی گرمله، بیدرواز و کیمنه(استان کرمانشاه، شهرستان پاوه، بخش نوسود، دهستان شرام) تهیه گردید که باوجود برنامه ریزی های انجام شده، روستاییان ماندن در غربت یا رفتن به روستاهای اصلی و بازسازی نشده خود را بر سکونت در محل تجمیع ترجیح دادند. مسئله اساسی تحقیق حاضر، ارزیابی علل اقتصادی، اجتماعی - فرهنگی و کالبدی - فیزیکی ناکامی طرح های تجمیع روستایی با تأکید بر طرح تجمیع شهرک شرام می باشد. در این تحقیق با توجه به رویکردهای کالبدی- فضایی، اقتصادی و اجتماعی و دیدگاه های نظریه پردازان مختلف در رابطه با مسائل ادغام و تجمیع، در صدد تبیین ارزیابی دلایل شکست پروژه های تجمیع مناطق روستایی برآمده ایم. در ادبیات تحقیق بسیاری از مهمترین منابع در مورد اسکان مجدد و ادغام و تجمیع را مورد بررسی قرار داده ایم. تحقیق حاضر از نوع کاربردی و تا حدودی توصیفی بوده و تکنیک مورد استفاده مصاحبه سازمان نیافته و در بعضی موارد خاص مشاهده و بررسی اسناد و مدارک موجود بوده است. در قسمت یافته های تحقیق بعد از شناسایی علل و عوامل مختلف ناکامی طرح شهرک، مشخص گردیده است برنامه ریزی مناسب و استفاده از توانایی های روستاییان می تواند بستر مناسبی برای موفقیت طرح های تجمیع فراهم نماید. بر این اساس می بایست برای رسیدن به تفاهم و نقطه نظرات مشترک بین طرفین طرح ها، روابط مثبت و سازنده ای بین برنامه ریزان و روستاییان ایجاد شود و با عنایت به اینکه برنامه ریزی اغلب طرح های تجمیع با در نظر گرفتن رویکرد کالبدی- فضایی انجام گرفته (و این مورد نیز کم و بیش در تحقیق حاضر نمایان است) ، توجه به رویکردهای کالبدی – فضایی، اقتصادی و اجتماعی -فرهنگی غیر قابل اجتناب می نماید و عملاً لزوم به کارگیری رویکردی جامع در برنامه ریزی اینگونه طرح ها ضروری خواهد بود.
واکاوی اثرات فرم شهری بر سلامتی شهروندان، نمونه موردی: مناطق 3 و 4 شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۶ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
110 - 124
حوزههای تخصصی:
رشد سریع شهرنشینی و گسترش فیزیکی شهرها در دهه های اخیر با پیامدهای منفی بسیاری در ابعاد مختلف همراه بوده است. یکی از مهم ترین این پیامدها، کاهش سلامتی شهروندان تحت تأثیر عواملی همچون وابستگی به خودروی شخصی، کاهش پیاده مداری (به عنوان فعالیت بدنی روزانه) و توزیع نامناسب فعالیت ها است. در این راستا، موضوع سلامت در شهر در سال های اخیر موردتوجه قرارگرفته است. تحقیقات نظری بیانگر آن است که فرم شهری که شامل مجموعه ای از ویژگی های کالبدی و غیر کالبدی در شهر است، در کاهش یا افزایش سلامتی ساکنین مؤثر است. ازاین رو، هدف این تحقیق، بررسی رابطه بین فرم شهری و سلامتی شهروندان در شهر ارومیه است. به عبارت دیگر، این تحقیق به دنبال آن است تا مهم ترین عناصر فرم شهری با تأکید بر میزان فشردگی و پراکندگی مناطق شهر ارومیه را شناسایی کند که بر سلامت عمومی تأثیر بیشتری دارند. روش این تحقیق به صورت توصیفی و تحلیلی و همچنین توسعه ای – کاربردی است. جمع آوری اطلاعات نیز بر اساس مطالعات اسنادی و پیمایش (توزیع پرسش نامه میان ساکنین مناطق 3 و 4 شهر ارومیه) است. برای تحلیل از روش تاپسیس استفاده می شود. نتایج این تحقیق نشان داد که در میان عوامل یازده گانه فرم شهری در سه دسته زیست محیطی، اجتماعی و کالبدی، مهم ترین عامل مؤثر بر سلامتی شهروندان، میزان فشردگی بافت است و پس ازآن اختلاط کاربری، کیفیت فضاهای پیاده، کیفیت هوا و کیفیت فضاهای سبز در رتبه های بعدی قرار دارند. نتایج تحلیل تاپسیس نشان داد که طبق نظر ساکنین، وضعیت فعلی فرم منطقه 4، تأثیر بیشتری بر سلامتی شهری دارد و این نشان می دهد که فرم شهری فشرده (و عناصر آن) بر سلامت عمومی تأثیر بیشتری نسبت به فرم شهری پراکنده (منطقه 3) دارد. این یافته ها با مطالعات نظری صورت گرفته، سازگاری دارد.
بررسی و ارزیابی طرح های توسعه شهری بر اساس رویکرد عدالت فضایی (نمونه موردی: طرح ساماندهی فرحزاد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی و ارزیابی طرح های توسعه مبتنی بر نظریه های عدالت فضایی یکی از موضوعاتی است که در برنامه ریزی شهری ایران مغفول مانده است. هدف این مقاله تدوین چارچوب معیارهای عدالت فضایی و ارزیابی طرح ساماندهی محله فرحزاد بر اساس آن معیارها به روش کیفی است. ازآنجاکه ارزیابی طرح های توسعه شهری با رویکرد عدالت فضایی مدنظر است با توجه به ماهیت موضوع عمدتاً از روش تحلیل ثانویه استفاده شده است. مبتنی بر یافته های پژوهش اصول عدالت فضایی در قالب 12 مفهوم شامل، مشاوره با مردم، مشارکت محوری، نفی محرومیت و حاشیه نشینی، رعایت حقوق مردم، توزیع عادلانه منابع، آزادی، برابری فرصت ها، نیاز به سهیم شدن در منفعت عمومی، استحقاق، همه شمولی و فراگیری، تنوع و تفاوت شناسایی شد. تحلیل محتوای اسناد طرح ساماندهی محله فرحزاد بیانگر آن است این طرح به میزان کمی با برخی از معیارهای عدالت فضایی مانند مشارکت محوری، مشاوره با مردم، استحقاق، توزیع عادلانه منابع، آزادی، برابری فرصت ها انطباق دارد، درصورتی که معیارهای نفی محرومیت و حاشیه نشینی، همه شمولی و نیاز بهسهیم شدن در منفعت عمومی در برنامه ریزی ساماندهی محله فرحزاد جایگاه پائین تری داشته است. طرح ساماندهی محله فرحزاد طرحی کالبدی است که تنها برخی از معیارهای موردنظر عدالت اجتماعی مبتنی بر لیبرالیسم را موردتوجه قرار داده است.
تأثیر مؤلفه های مکانی و محیطی روستا بر کیفیت و سطح آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۰ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱۷۳
۱۱۸-۱۰۳
حوزههای تخصصی:
در میان مسائل مرتبط با توسعه کشور، آموزش از اصول بنیادی و درخت توسعه است و نظام آموزشی جامعه به عنوان یکی از ارکان اصلی محقق شدن این هدف و رسیدن جوامع به عدالت اجتماعی محسوب می شود و سکونتگاه های روستایی در سطح کشور با جمعیت 20 میلیونی از ارکان اصلی تولید و نیروی انسانی به حساب می آیند و آموزش صحیح این قشر از اهمیت زیادی برخوردار است. سطح پایین دسترسی به خدمات آموزشی در روستاهای کشور به خصوص در استان های جنوبی، جنوب شرقی و مرزی کشور و وجود مشکلات متفاوت لزوم نگرش و مدیریت ویژه در زمینه افزایش سطح و کیفیت آموزش برای تمامی روستاهای کشور را ایجاب می کند. نیاز به آموزش های محلی و توسعه آن در مناطق روستایی باید از چالش های اصلی پیش روی نظام آموزش کشور به حساب آید. هدف اصلی این مقاله، بررسی سطح سواد و آموزش ساکنین روستایی استان های کشور و بررسی و تحلیل مؤلفه ها و شاخص های اثرگذار بر ارتقای کیفیت آموزش در سطح روستاهای کشور است. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است و به منظور بررسی و دسته بندی معیارها و شاخص های اثرگذار بر کیفیت آموزش در روستاهای کشور از روش وزن دهی AHP و نرم افزار MicMac استفاده شده است. در این مطالعات تعداد 29 شاخص در معیارهای آموزش که از طریق مطالعات کتابخانه ای استخراج شده است و شامل معیارهای برنامه های آموزشی (Ep)، محیط آموزش و یادگیری (Le)، تحقیق (Re)، خدمات اجتماعی (Ss) و معلم ها (Te) و معیارهای محیطی شامل محیط اجتماعی و نهادی (Se)، محیط اقتصادی (Ec) و محیط طبیعی و کالبدی (NE) است. میزان ناسازگاری مدل برابر با 08/0 و میزان پایداری سیستم در نرم افزار MicMac برابر با 96 درصد است که نشان دهنده مناسب بودن و قابل اعتماد بودن مشارکت انجام شده است. نتایج نشان از اثرگذاری بیشتر مؤلفه محیطی نسبت به معیارهای عمومی و عام آموزش بر میزان کیفیت آموزش است. درحال حاضر شرایط اقتصادی، اشتغال و کیفیت زندگی ساکنین روستاهای استان های مرکزی، جنوبی و مرزی کشور در شرایط نامناسبی قرار دارد که از اصول مؤثر بر کیفیت آموزش ساکنین روستایی و ارتقای سطح سواد به حساب می آید.
ارزیابی و تحلیل ابعاد و مؤلفه های تاب آوری کلان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه عمدتاً شهرها و جوامع سکونت گاهی در مکان هایی ایجاد یا بنا شده اند که به لحاظ مخاطرات طبیعی درمعرض وقوع انواع سوانح طبیعی و یا به دلیل پیشرفت های تکنولوژی در معرض انواع سوانح انسان ساخت هستند. نگاهی که تاکنون در مدیریت سوانح و مدیریت شهری وجود داشته، بیشتر نگاه مقابله ای و کاهش مخاطرات بوده است. دراین میان، مفهوم تاب آوری، مفهوم جدیدی است که بیشتر در مواجهه با ناشناخته ها و عدم قطعیت ها به کار برده می شود. هدف از این مطالعه، ارزیابی و سنجش میزان تاب آوری کلان شهر تبریز بدون در نظر گرفتن تهدید مخاطره خاصی می باشد. بنابراین، ابتدا مؤلفه ها و ابعاد مطرح در تاب آوری شهری تدقیق گردید. سپس با استفاده از دیدگاه خبرگان حوزه های مختلف که کاملاً مشرف بر وضع موجود کلان شهر تبریز در حوزه تخصصی خود بوده اند و نیز مطالعات تطبیقی، ابعاد و مؤلفه های نهایی نگارندگان ارایه شد و با تحلیل پرسش نامه ها و انجام مطالعات و محاسبات لازم میزان تاب آوری کلان شهر تبریز در ابعاد و مؤلفه های مختلف مورد ارزیابی و سنجش قرار گرفت. با توجه به نتایج حاصل شده، میزان میانگین تاب آوری شهر تبریز برابر 23/2 است (پایین تر از 3) که نشان می دهد درمجموع خبرگان براین نظر اعتقاد دارند که تبریز از لحاظ تاب آوری در وضعیت کاملاً مطلوبی نیست. بااین حال بعد اجتماعی-فرهنگی بالاترین رتبه را در تاب آوری کلان شهر تبریز دارد.
پرورش توانایی طراحیِ طراحان مبتدی معماری: طراحی، کاربست و آزمون یک محیط یادگیری سازنده گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، طراحی، کاربست و آزمون راهکاری تربیتی برای پرورش توانایی طراحی دانشجویان مبتدی معماری است. این راهکار تربیتی، یک محیط یادگیری است که محصول یک طراحی آموزشی سازنده گرا، و متضمن دلالت های تربیتی یک مدل توصیفی رشد توانایی طراحی است. کانون توجه این محیط، اشتغال دانشجویان به تکالیف اصیل و واقعی مسئله گشایی طراحی معماری است که توسط رویارویی ساختار یافته و روایت گرانه با پیشینه های ذیربط معماری پشتیبانی می شوند. همچنین، بهره گیری از منابع اطلاعات و ابزارهایی به مسئله گشایی طراحی دانشجویان مبتدی کمک می کنند. مربیان نیز از طریق فعالیت های آموزشی سرمشق شدن، راهنمایی/ راهبری و حمایت/ مراقبت فعالیت های مسئله گشایی دانشجویان را پشتیبانی می کنند. آزمون کاربست این محیط با استفاده از یک طرح تحقیق شبه آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه انجام شد. داده های تحقیق با استفاده از روش سنجش عملکردی و از طریق تعیین رتبه های فراورده های طراحی دانشجویان توسط هیئت داوران مجرب گردآوری شدند. یافته های تحقیق نشان می دهند که محیط یادگیری سازنده گرای طراحی معماری رشد توانایی طراحی دانشجویان مبتدی را تسهیل می کند و خلاقیت طراحی ایشان را بهبود می بخشد. نتایج تحقیق مؤید تأثیر مثبت کسب دانش رویدادی طراحی و توسعه طرحواره های طراحی در رشد توانایی طراحی طراحان مبتدی است؛ همچنین، نشان دهنده توفیق رویکرد طراحی آموزشی سازنده گرا در توسعه روش های آموزشی معماری است.
تحلیل رابطه بین کیفیت فضای میانی و کیفیت های انسانی- محیطی: مورد پژوهی مجتمع های مسکونی شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فضای میانی به مثابه اتصال دهنده عرصه درون و بیرون در مسکن می باشد. تحقیق حاضر درصدد بررسی کیفیت این فضا و چگونگی تأثیر آن بر کیفیت زندگی در مجتمع های مسکونی شهر شیراز است. پرسش اساسی پژوهش این است که "کیفیت فضای میانی چه تأثیری بر شکل گیری کیفیت های انسانی- محیطی مجتمع های مسکونی دارد؟" بر همین اساس کیفیت فضای میانی همچون متغیری مستقل بر کیفیت های انسانی- محیطی به عنوان متغیری وابسته تأثیرگذار است. بر اساس ادبیات این پژوهش، متغیر وابسته شامل مفاهیم"محرمیت و قلمرو"،"هویت"،"امنیت"،"تعامل اجتماعی" می باشد. برای پاسخ به پرسش تحقیق، ابتدا با مرور سابقه موضوع، مفاهیم و نظریه های مرتبط تحلیل شد. در ادامه جهت ارزیابی الگوی نظری هفت مجتمع از میان مجتمع های مسکونی مورد بررسی انتخاب گردید و پرسشنامه های مناسب در میان آنها توزیع شد. لازم به ذکر است که روش تحقیق در این مقاله ترکیبی از مطالعه موردی با روش کمی تحلیل همبستگی است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد کیفیت فضای میانی مجتمع بر شکل گیری کیفیت های انسانی- محیطی در مجتمع های مسکونی شهر شیراز تأثیر مستقیم دارد. به عبارتی هم زمان با بالا بودن میزان متغیر کیفیت فضای میانی، میزان متغیر وابسته بالاتر می باشد و بالعکس.
طراحی و سامان دهی محلات و بافت های فرسوده با رویکرد پدافند غیرعامل (نمونه موردی: بافت فرسوده محله اوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۳ بهار ۱۳۹۹ شماره ۹
36 - 55
حوزههای تخصصی:
شهرها به عنوان مرکز تجمع سرمایه های مادی و انسانی، در زمان تهدیدات انسان ساخت به هدفی اصلی مبدل می شوند. این در حالی است که روند شهرنشینی در ایران روندی فزاینده داشته به گونه ای که در حال حاضر حدود 75% از جمعیت کشور شهرنشین هستند. از طرف دیگر 13% از کل محدوده های شهری را بافت های ناکارآمد تشکیل می دهند که بیش از 15% از جمعیت کشور در این مناطق سکونت دارند. بافت های مسکونی موجود در شهرهای ایران در برابر تهدیدات به شدت آسیب پذیر و نیازمند توجه بیشتری هستند. تدابیر پدافند غیرعامل می تواند آسیب های احتمالی این بافت ها را در مواقع بحران کاهش داده و حفظ سرمایه ها و ارزش های موجود در آن را رقم بزند. هدف اصلی این تحقیق طراحی و سامان دهی بافت فرسوده محله اوین شهر تهران با رویکرد پدافند غیرعامل است. بر اساس این هدف، ارزیابی ریسک برای 7 بلوک واحد همسایگی این محله انجام درنهایت با توجه به نتایج به دست آمده از ارزیابی ریسک، راهکارهایی برای کاهش ریسک این محله در احیا و ساماندهی آن پیشنهاد شده که در قالب نظامات حرکت و دسترسی، ایمنی و امنیت، اجتماعی، عرصه همگانی، کاربری، کالبدی و پدافند غیرعامل می باشد.
Community Participation: The Lost Link of the Rural Informal Settlements Relocation Projects, Kerman Province, Iran (Case Studies: Band-Chah-رضا Village, Chah-Dad-Khoda Village, Ghassem-Abad Village and Shahid-Karami-Shadab Village)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Although in most of the rural development plans, relocation of informal settlements is often considered as an efficient solution to increase safety of rural communities against natural and man-made disasters, such as, earthquakes, fire hazards, floods, etc. an evaluation of recent experiences in the relocation projects show that the relocated community is often unsatisfied with the new residential areas. In most cases, the new residential areas are advantageous in compare to the informal settlements in terms of utility infrastructures and architecture design but the public remain reluctant to migrate to the new place. This paper, tries to evaluate the role of Community participation in the process of informal settlements relocation projects in Kerman province, an Iranian south-eastern state, by measuring people's evaluation of their own participation in the process of decision-making during five key relocation phases, namely, choice of new location, methods of relocation, architectural design of the new areas, construction procedures and supervision on the whole project. Questionnaire survey was employed to gather these data and was followed by statistical analysis (by SPSS software) in order to approve meaningful relationships. The results showed that lack of community participation had been responsible for a number of uninhabited settlement projects and some unfinished construction projects during the whole relocation process.
تبیین عدالت جنسیتی در فضاهای شهری مطالعه موردی: فضای شهری مجموعه خواهر امام رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای سال چهارم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۱۰
115 - 145
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، شناسایی دلایل تغییر و کاهش عدالت جنسیتی در استفاده از فضای پیرامون مجموعه خواهر امام رضا (ع) پس از اجرای طرح توسعه جدید است. روش شناسی پژوهش، انتقادی است، جهت اجرای عملیات تحقیق از روش مردم نگاری انتقادی بهره گرفته شده است و داده های تحقیق در این مطالعه با استفاده از روش های مشاهده مشارکتی و تکنیک مصاحبه عمیق گردآوری شده اند. جهت تجزیه وتحلیل داده ها و ارائه نظریه نهایی با توجه به رویکرد انتقادی پژوهش از روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف استفاده شد. بر اساس روش نمونه گیری هدفمند (روش گلوله برفی) و نیز تکنیک اشباع نظری، بیست وپنج نفر از بانوان 20 تا 40 سال محله ساغریسازان و مطهری رشت در این مطالعه شرکت کردند و ادراک و توصیف های آنها نسبت به فضای شهری مجموعه خواهر امام شهر رشت مورد بررسی و تجزیه وتحلیل قرار گرفت. با استفاده از روش" تحلیل گفتمان انتقادی" تحلیل داده ها در سه سطح توصیف (آشکارسازی گزاره ها و محتوای ظاهری)، تفسیر (تعامل بین مصاحبه و بافت) و تبیین (تأثیر دوسویه ساختارها و گفتمان) صورت گرفت؛ نتایج و یافته های پژوهش نشان داد که در طراحی فضای شهری مذکور دیدگاه ها و نیازهای تمامی استفاده کنندگان از فضا دیده نشده و به دلیل وجود اعمال قدرت های تک بعدی مردانه در بازطراحی فضا، موجبات کاهش حضور بانوان و متعاقباً عدالت جنسیتی را در برداشته است.
شفاهی و مکتوب در آموزش معماری دوران اسلامی، فرضیه ای در باب انتقال علم در حوزه معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۱
53 - 68
حوزههای تخصصی:
پژوهش های معطوف به بررسی نسبت علم و معماری در دوران اسلامی طی یک دهه اخیر، در پژوهش های داخلی، پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته است. با این وصف پیشرفتِ پژوهش ها در این حوزه، هم زمان پرسش های تازه ای نیز به دنبال داشته است؛ از جمله پرسش درباره نحوه انتقال علم به حوزه معماری که خود محتاج پرسش در باب ماهیت آموزش معماری در گذشته است؛ موضوعی که کمتر به آن توجه شده و این کم توجهی خود معلول دو پیش فرض است: پیش فرض اول مبتنی بر بی سوادی معماران گذشته و پیش فرض دوم ناشی از صرفاً شفاهی بودن شیوه آموزش معماری در گذشته است. نتیجه این پیش فرض ها که عمدتاً برآمده از مقایسه معماری ایران دوران اسلامی با معماری اروپای قرون وسطاست، آن بوده که آموزش معماری در ایران دوران اسلامی آموزشی شفاهی بوده که به روش سینه به سینه در کارگاه های ساختمانی انجام می یافته و از آموزش مکتوب یا مدرسه ای در آن خبری نبوده است. در مقاله حاضر با نگاهی مجدد بر دو پیش فرض مذکور، فرضیه ای جدید در خصوص آموزش معماری در این دوران مطرح می شود. برای این منظور طی دو مقدمه، ابتدا به مقوله آموزش مکتب خانه ای، به عنوان نوعی آموزش پیش از حرفه، در جهان اسلام پرداخته و سعی خواهد شد تصویری روشن تر از میزان سواد یا بی سوادی محترفان دوران اسلامی ارائه شود. سپس با استفاده از نظریه ای در حوزه آموزش دوران اسلامی به دو عامل «شفاهی و مکتوب» در الگوی آموزش دوران اسلامی پرداخته و سعی می شود جایگاه هریک از این دو عامل در این الگوی آموزش، از جمله در آموزش صناعات تبیین گردد. در نهایت با استفاده از این دو مقدمه و برخی شواهد تاریخی، فرضیه ای تازه در باب چگونگی انتقال علم در حوزه معماری عرضه می شود. بر اساس این فرضیه می توان الگویی در آموزش معماری عرضه کرد که برخلاف الگوی موجود، جایگاهی برای آموزش مدرسه ای و انتقال علوم عملی در آن لحاظ شده است. مطابق این الگو بنّایان دوره اسلامی، به واسطه آموزش مکتب خانه ای، عموماً از سواد حداقلی برخوردار بودند که ایشان را در خواندن و نوشتن و فهم اصول اولیه تعلیمات هندسی و ریاضی توانا می ساخت. لذا آموزش ایشان دارای دو رکن اصلی و مکمل یکدیگر بود. یک رکن همان آموزه های فنی و مهارتی است که قاعدتاً در محیط های کارگاهی و در حین عمل آموخته می شد و عمدتاً شفاهی بود؛ رکن دیگر، آموزه های نظری و مواد علمی است که ناگزیر بایست در محیطی مدرسه ای و به شیوه های مرسوم سایر آموزه های مدرسه ای، یعنی سماع و قرائت و املا آموخته می شد و آمیزه ای از «شفاهی و مکتوب» بود.