فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۱۲۱ تا ۳٬۱۴۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
مفهوم پایداری، تأمین نیازهای امروز را بدون به مخاطره انداختن نیاز آیندگان، مورد توجه قرار می دهد. توسعه پایدار مشتمل بر چهار بعد زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. در این میان بعد فرهنگی در پایداری توسعه، بعدی متأخر و در عین حال مهم است. این مقاله بر آن است تا بعد فرهنگی پایداری را به عنوان رکنی مهم از رویکرد پایداری معرفی کند و ضمن بررسی اهمیت و ضرورت های توجه به این بُعد، به تبیین شاخص های برنامه ریزی برمبنای رویکرد پایداری فرهنگی بپردازد. در عین حال برای تشریح بهتر موضوع، برنامه ریزی فرهنگی در دو نمونه کانادا و امریکا مورد بررسی دقیق و تفصیلی قرار می گیرد و در ادامه در بررسی ای تطبیقی، برنامه ریزی فرهنگی در شهر تهران بررسی می شود. نتایج بررسی ها نشان از آن دارند که محورها و اهداف مورد توجه در برنامه ریزی فرهنگی در نمونه های کانادا و امریکا با تأکید بر تحقق اهداف پایداری فرهنگی است. از آنجا که اهتمام به فرهنگ از مکان محور ترین ابعاد برنامه ریزی است، اهمیت توجه به آن در برنامه ریزی فرهنگی شهر تهران نیز با هدفِ رسیدن به پایداری فرهنگی احساس می شود. در این زمینه ضروری است که شهرداری تهران، به عنوان نهادی اجرایی، رویکرد و شاخص های مورد توجه در تحقق پایداری فرهنگی را با نگرشی جهانی و در چارچوبی محلی مورد توجه قرار دهد.
ارزیابی چگونگی تجلی نور در معماری مساجد با مطالعه موردی در محور میانی شهر تبریز (باغ گلستان تا چهارراه آبرسان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تجلی محوریت انسان در معماری، در ابنیه مختلف صور متفاوتی به خود می گیرد. بنای مسجد به عنوان محل عبادت با خدا، جایگاه انسان را در این محوریت تشدید نموده و نمودگاه وجوه وجودی او است. به همین منظور پارامتر "نور" به عنوان اساس وجود خدا و انسان که بر پایه دیدگاه اشراقی استوار است؛ به عنوان متغیر این پژوهش انتخاب گردیده و پس از مطالعه ادبیات موضوع با رویکرد کیفی و به روش توصیفی-تحلیلی، ضرورت و جایگاه آن در بنای مسجد مورد پژوهش قرار گرفته است. پس از واکاوی ابعاد نور و جنبه های آن در وجود انسان، سه نقش عمده برای آن بدست آمد که به نظر، مهم ترین کارکردهای معنایی نور در فضای عبادی هستند. به نظر محقق و پس از مطالعه میدانی نمونه مساجد در شهر تبریز و نیز اخذ نظر متخصصین معمار، هریک از این مفاهیم با نمودهای عینی، قابل نیل در کالبد مسجد می باشند که به همین منظور عینیتِ مورد نظر محقق، به عنوان اصل در نظر گرفته شده و میزان ادراک مفاهیم مدنظر، مورد سوال واقع گردیده است. این پژوهش از میان متغیرهای کیفی، روحانیت و قداست، هدایت و طی مراتب و تجلی حق و عروج را به عنوان مفاهیم و نقش های موثر نور و در مقامِ فاکتورهای کمی معادل، جهت نورگیر، ابعاد آن، تعداد آن ها، ارتفاع آن از سطح زمین و رنگ پوشش نورگیر را به عنوان متغیرهای مستقل در ارزیابی مفاهیم وابسته انتخاب نموده است. به نظر می رسد چنانچه بتوان بازشوها را با رعایت مشخصات کالبدی خاص همچون ارتفاع بالاتر از افق دید، قرارگیری در جبهه جنوبی، اندازه های کوچک و در مقابل تعدد آن ها و ... در بدنه مساجد طراحی نمود؛ نیل به مفاهیم عرفانی نور سهل تر خواهد بود. نتایج پژوهش این فرضیه را اثبات نموده و نشان می دهد کاربر مسجد نیز تجلی مفاهیم مذکور را در صورت رعایت این الگوها، قوی تر و محکم تر حس می نماید.
Rural Growth and Decay: Analysis of Physical-Spatial Transformation of Rural Area in Iran (Case Staudy: Kahak Area of Qom Province)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Human settlements experience continual change. In recent years, many rural areas have experienced dispersed grow (rural sprawl) and population declines in traditional village centers (Hollowing). These paradoxical phenomena have occurred in most developing countries, including rural Iran. This study exامینes this phenomena in three Iranian villages of Kahak area of Qom province, and develops a model that can help predict how these trends will occur in the future. This study randomly selected 138 household for analysis. It analyzed eight variables that affect village development, including heritage, rural- urban migration, households’ structure changes, land price, quality of buildings, and geometrical shape of village. findings indicate that inheritance and migration variables have the highest influence on settlement transformation. Based on this analysis, it is predicted that among the there villages, Veshnave and Khurabad will maintain balanced population, but Abarjis will experience hollowing and decay.
ارزیابی ومقایسه وضعیت گردشگری باغ های ارم ،جهان نما،عفیف اباد واقع در شهرشیرازبارویکرد بهبود حضورپذیری شهروندان
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه نیاز جامعه و افراد در سطح جهان توجه ویژه ای به صنعت گردشگری شده است. شهر شیراز یکی از شهرهای گردشگری است که هرساله گردشگران داخلی و خارجی زیادی به این شهر سفر میکنند و از فضا های تاریخی این شهر دیدن میکنند، باید در فضاهای گردشگری موقعیتی مناسب فراهم کرد که گردشگران از این فضا ها نهایت لذت، راحتی و ارامش را تجربه کنند، هم چنین با حضور گردشگر در فضاهای گردشگری شاهد پیامدهای اقتصادی، زیست محیطی و فرهنگی اجتماعی می باشیم که می تواند اثرات مثبت و منفی در بحث گردشگری در پی خواهد داشت که باید با برنامه ریزی صحیح، فضاهای گردشگری را به خوبی مدیریت کرد. هدف این مقاله، با توجه به بررسی ها و مطالعات متعدد، ارزیابی و مقایسه وضعیت گردشگری و بهبود حضورپذیری شهروندان در باغات ارم، جهان نما و عفیف اباد واقع در شهر شیراز میباشدکه با استفاده از روش میدانی و اسنادی اطلاعات را جمع اوری کرده و با تهیه پرسشنامه به تحلیل و مقایسه باغات با استفاده از روش Ahp و Topsis ، با توجه معیارهای دسترسی، راحتی و امنیت به نتیجه گیری اطلاعات جمع اوری شده پرداخته و در نتیجه با توجه به بررسی های انجام شده و شاخص های مدنظر پژوهش ، باغ ارم را به عنوان گزینه برتر انتخاب کرده و راهکارهایی جهت بهبود حضور شهروندان در دیگر باغات شهر شیراز ارایه شده است.
پدیدارشناسی معماری ادراکات چند حسی در اندیشه های یوهانی پالاسما
حوزههای تخصصی:
امروزه در حوزه معماری، نگرش تفسیری سعی در بازنگری به تعریف مکان و ادراک جسمانی و احیای معنای مستتر در فضاهای انسان ساخت دارد. این مقاله به نقش بدن انسان در ادراک فضای خلق شده از منظر اندیشه های یوهانی پالاسما می پردازد. میزان حضور پذیری و ظرفیت و قابلیت تحرک پذیری بدن در فضای ساخته شده و نیز میزان تأثیرگذاری فضای پر و خالی بر ابعاد بدن مخاطب را می توان از ویژگی های اصلی معماری به شمار آورد. لذا ابتدا جایگاه پدیدارشناسی معماری را که به معنای نگریستن به معماری از درون تجربه آگاهانه است و به حضور وجودی انسان در جهان توجه دارد را مورد تدقیق قرار دادیم و سپس به موضوع ادراکات چند حسی در معماری که در فرایندهای پردازش ذهنی و بازنمایی، مهم ترین نقش را ایفا می کند، پرداختیم. این تحقیق با تأکید بر وجه کیفی و توصیفی شناخت مکان با توجه به رویکردهای ارائه شده توسط یوهانی پالاسما و از منظر پدیدارشناسی ادراکات چند حسی در فضای زیستی انجام گرفته است.
تبیین مؤلفه های زنانگی برگرفته از آثار زنان معمار ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هفدهم دی ۱۳۹۹ شماره ۹۱
81 - 94
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: امروزه فراهم آوردن یک فضای مطلوب برای افراد، فارغ از زن یا مرد بودن کاربران، نیازمند شناخت کامل معمار از ابعاد فیزیکی، روحی و روانی و اجتماعی مخاطب است. در این میان، گاهی نیازهای زنان، به عنوان نیمی از کاربران فضا، نادیده گرفته می شود، زیرا بسیاری از نیازهای زنان، که از ویژگی های روحی، روانی و حتی اجتماعی آن ها منتج می شود، ناشناخته مانده است. نبود شناخت کافی نسبت به نیازهای زنان موجب کاهش میزان رضایتمندی آن ها از محیط ساخته شده اطراف خود خواهد شد. فرضیه پژوهش حاضر این است که در برخی از آثار معماری مؤلفه هایی وجود دارند که مصداقی از زنانگی طراحان آن ها هستند. شناخت این مصادیق که غالباً برگرفته از مفاهیم اندیشه پست مدرنیستی بوده و یا توسط خود زنان خلق شده اند، بر کیفیت فضا، مخصوصاً مطلوبیت آن برای زنان بسیار تأثیرگذار خواهد بود.هدف پژوهش: با توجه به فرضیه مطرح شده، هدف این پژوهش معرفی مؤلفه های زنانگی در معماری است که بتوان از آن ها برای خلق فضاهایی مطلوب زنان بهره برد.روش پژوهش: در بخش های مبانی و مفاهیم و مرور تجارب، که درنهایت تولیدکننده مدل پژوهشی پژوهش است، از روش استقرایی و سپس به منظور دستیابی به نتیجه هایی از روش دلفی و مصاحبه با خبرگان ( 228 نفر از معماران زن فعال ایرانی) استفاده می شود.نتیجه گیری: درنتیجه این پژوهش مؤلفه های مادرانگی، آب گونگی، بنیادی بودن و ساختاری بودن، به همراه ریزمعیارهایشان، به عنوان مؤلفه های زنانگی در معماری امروز زنان معرفی شده اند.
جایگاه منظر فرهنگی در نظام معماری و شهرسازی ایران؛ فرا مطالعه مقالات علمی موجود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۹
۲۴۴-۲۳۱
حوزههای تخصصی:
منظر فرهنگی، موضوعی است که طی سه دهه گذشته و با ورود به اسناد کنوانسیون میراث جهانی (اولین نهاد بین المللی تشخیص و حفاظت از مناظر فرهنگی) جایگاهی ویژه یافته است. متخصصان علمی داخل کشور نیز در قالب رشته های مختلف اعم از معماری، معماری منظر، مرمت، جغرافیا و محیط زیست در طول دو دهه اخیر به این موضوع پرداخته و پژوهش های متفاوتی را در این زمینه به انجام رسانده اند. پراکندگی مقالات منتشرشده، گوناگونی حوزه پژوهشی نویسندگان و تفاوت نگرش پژوهشگران باعث ایجاد مجموعه ای از پژوهش های متفاوت در حوزه منظر فرهنگی شده است؛ لذا با مطالعه و بررسی این مقالات، می توان به تصویری شفاف از روند موجود رسید و ضمن استفاده از تجربیات موجود، از تکرار اقدامات گذشته اجتناب کرد. همچنین دسته بندی پژوهش ها در قالب موضوعات مشابه، بهره برداری از آن ها را برای پژوهشگران آتی آسان می کند. در این راستا، در این مقاله تلاش می شود تا به واکاوی حوزه نظری پژوهش های انجام شده درباره موضوع منظر فرهنگی پرداخته شود. در این پژوهش، با استفاده از روش پژوهش کیفی و بر مبنای راهبرد فرامطالعه، 37 مقاله علمی پژوهشی با محوریت منظر فرهنگی در بازه زمانی 1385 تا ۱۳۹۹ بررسی شده است. بدین منظور، در دو بخش ساختاری و محتوایی، تمامی مقالات یادشده بررسی و جدول اطلاعات جامع آن ها تهیه، استخراج و تلخیص شد. نتایج پژوهش بیانگر نبودِ مبانی نظری قوی در بسیاری از پژوهش هاست. همچنین، اهمیت و جایگاه منظر فرهنگی در مقیاس شهری ایران نامشخص بوده و با وجود برخورداری از ویژگی ها و معیارهای ارزشمند، در اسناد شهرسازی و برنامه های مدیریت و حفاظت، آثار و ارزش های ملموس و ناملموس مورد توجه قرار نگرفته اند.
محله های محصور: پیدایش، گسترش، گونه ها و پیامدها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۱ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۹
249 - 267
حوزههای تخصصی:
از چهار دهه پیش تاکنون، ظهور و گسترش محله های مسکونی برنامه ریزی شده با محدوده های سخت و قابل کنترل، به نام محله های محصور، توجه نظریه پردازان و پژوهشگران حوزه های مختلف را به خود جلب کرده است. رشد روزافزون محله های محصور، شکل جدیدی از سکونت را نشان می دهد و موجب انجام پژوهش های فراوانی در مورد چرایی و چگونگی پیدایش و گسترش آن ها شده است. علی رغم گسترش مسکن سازی محصور از دهه 1340 شمسی در ایران، مطالعات بسیار اندکی درباره آن ها انجام شده است. مقاله حاضر با هدف انجام یک مرورِ تحلیلی بر روی تئوری ها و نتایج پژوهش های تجربی انجام شده، درصدد بازنگری و تحلیل تعاریف، گونه ها و دلایل گسترش محله های محصور و پیامدهای مثبت و منفی آن هاست. نتایج این پژوهش می تواند به طراحان و سیاست گذاران حوزه مسکن کمک کند تا ضمن بازشناسی محله های محصور به عنوان یک گونه جدید از مسکن سازی، از میزان پیامدهای منفی آن ها کاسته و بر پیامدهای مثبت آن ها بیافزایند.
الگوی انرژی دوستی در ساختمان ها بر اساس رفتار حرارتی بام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال سوم پاییز و زمستان ۱۳۹۲ شماره ۲
35-42
حوزههای تخصصی:
برای کاهش هر چه بیشتر نیاز انرژی، در ساختمان ها ، علاوه بر لزوم در نظر گرفتن عایق های حرارتی با ضخامت کافی، بهره گیری از راهکارهای مناسب به منظور کاهش مصرف انرژی، می تواند تأثیری تعیین کننده بر روی بیلان انرژی ساختمان داشته باشد. بام ساختمان، به عنوان بدنه ای از بنا است که همواره در تمام طول شبانه روز مستقیماً از عوامل جوی تأثیر می-پذیرد، علاوه بر این، اتلاف حرارتی سقف به علت مساحت قابل توجه آن و رقم کلان مجموع اتلاف حرارتی پوشش های سقفی در مقیاس شهری، این عنصر ساختمانی را از نظر اتلاف حرارتی حائز اهمیت نموده است. پژوهش ها نشان می دهد که مطالعات زیادی در ارتباط با جزئیات طراحی جداره ها و پوسته های ساختمانی به منظور دستیابی به کارایی بیشتر صورت گرفته است ولی در زمینه طراحی فرم و عملکرد حرارتی مطلوب، تحقیقات متمرکز چندانی صورت نگرفته است. پژوهش حاضر در واقع گزارشی توصیفی از چارچوب ها و راهبردهای اولیه است که با هدف شناخت و تحلیل انواع بام بر مبنای مدل سازی کامپیوتری در نرم افزار انرژی پلاس، صورت می گیرد. شبیه سازی های صورت گرفته در شهر اصفهان و با تکیه بر کمترین میزان اتلاف انرژی، برای رسیدن به فرم مطلوب بام در اقلیم گرم و خشک انجام می شود. مدل های بررسی شده شامل بام تخت، گنبدی و شیبدار است. نتایج حاکی از آن است که مناسب ترین بام دربین این مدل ها از نظر عملکرد حرارتی، بام شیبدار 30-60 است که بخش عمده ای از مساحت آن رو به جنوب قرار دارد. این در حالی است که بام گنبدی نامناسب ترین عملکرد حرارتی را دارد.
بررسی تحقق پذیری حکمروایی خوب شهری با تأکید بر نقش نهاد شهرداری(مورد مطالعه: شهر تبریز)
حوزههای تخصصی:
مسائلی همچون رشد روز افزون جمعیت شهری، شهری شدن جوامع، جهانی شدن و ضرورت پاسخگویی و شهروند مداری، مدیران و تصمیم گیرران را برس سروی بهرهگیری از روشهای مطلوب در زمینس مدیریت شهری سوق داده است؛ یکی از روشهای مطرح در در این زمینس حکمروایی خوب شرهری اسرتب برر پایرس اورو و اهداف حاکم بر حکمروایی خوب شهری دولت ها بس تنهایی قادر بس پاسخگویی نیازهای جدید نیستند و ضروری است با افزایش انعطاف و قابلیرت هرای خرود از طریر جذب نیروهای فعا در نهادهای عمومی و درگیر نمودن شهروندان در مراحل تصمیم سازی و تصمیمگیری بس عنوان ذینفعان اورلی، تروان پاسرخگویی برس نیازهرای جدید را افزایش دهندب بطور کلی این الگوی جدید از طری بهرهگیری از ظرفیت های جامعس در بخش های دولتی، خصووی و مدنی و نیرز برا تیویرت تروان سرازمانی، ارائس خدمات مطلوب را محی خواهد نمودب از اینرو این پژوهش در پی بررسی تحی پذیری حکمروایی خوب شهری با تأکید بر نیش نهراد شرهرداری در شرهر تبریرز میباشدب در این راستا تدوین سازوکار بررسی و سنجش وضعیت مدیریت مطلوب شهری در شهرداری تبریز بر اساس شاخصهرای حکمروایری خروب شرهری بعنروان مسالس اولی این پژوهش بس شمار میآیدب کس با استفاده از روش توویفی- همبستگی بس آن خواهیم پرداختب یافتسهای پرژوهش نشران مری دهرد کرس شرهر تبریرز در گرداب مدیریت بخشی و سلولی و نگرش از بالا بس پائین گرفتار گردیده است و از مردیریت ناکارآمرد، ضرعا سراختاری و نهرادی در اداره امرور شرهر رنر مری بررد و مسئولان و سازمانهای درگیر در اداره امور شهر جهت بهبود این وضعیت و برون رفت از وضعیت فعلی میبایست با بس حداقل رساندن و کراهش نیراض ضرعا در امرر مدیریت و کنار گذاشتن تعصبات طایفسای و در نهایت مشارکت گرایی شهری، زمینس حکمروایی خوب شهری را در این شهر فراهم آورندب
Qualitative Sustainability Assessment of the Large- Scale Redevelopment Plan in Samen District of Mashhad(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Redevelopment of distressed and blighted areas are targeted by most of development policies. However, a number of policies have been changed as the result of the ineffectiveness of the previous experiences, the incompatibility of the development tools and plans, the lack of financial resources or social movements. Large-scale redevelopment projects have usually been considered as the powerful tools for urban revitalization, modernization and implementation of radical plans while many of those were criticized due to their various consequences including social exclusion, inequality, social conflicts, environmental damages, inconsistent scale, etc. Downtown of the City of Mashhad; Samen District, has experienced various physical interventions in the form of large-scale projects during the last century. Although the projects and intervention policies have been transformed during the past decades, previous faults were ignored and sometimes were iterated in these experiences. In fact, it seems that urban development solutions in the district have not been sustainable solutions and couldn’t maintain or shape a sustainable community in the historical and formerly economic urban core of Mashhad. This paper, focusing on mega redevelopment projects experienced in Samen Districst after 1920s, aims to highlight the critical aspects neglected or bent in Samen redevelopment program. Based on the nature of large-scale redevelopment projects and the current sustainability criteria, it qualitatively assesses the sustainability of the redevelopment projects through content-analysis method. According to the results, despite the competitiveness and place promotion goals of the Samen redevelopment project, the adopted approaches and policies could not lead to a state of sustainable development.
Restoring the Qanats as a Traditional Water Transfer System: A Sustainable Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In a wide range of the central boundaries of the Iranian plateau, encompassing an important part of the arid areas in Asia, the phenomenon of desertification is a long his tory. In this arid and waterless expanse, living conditions are fully dependent on access to water due to the supremacy of the Kavirs and deserts. The most important and oldest ways of obtaining water have been Qanat or Kariz (underground water canal). Here, we show that Qanat is one of the most important environmental sustainable tools in the local-regional environments of the Iranian plateau. Qanat improves the unfavorable conditions of the earth and the natural bed of the region along with its path and helps the ecological duration of the environment. At the end of its path, in the place of its rising (emergence), Qanat is regarded as one of the most original factors in shaping, formating, and duration of microclimates. However, in view of the dependency on the biological, economic and occupational (vocational) activities, the presence of Qanat and its entry to the boundary of the flourishing conditions affect the durable formation and shaping social and economic activities in its habitats along with the preparation of the groundwork for durable ecological aspects. As a result, by collecting and classifying library documents through a qualitative analysis, this study tries to present solutions concerning the sustainable use of Qanat at present and in future through the emphasis on the effect of Qanat on various ecological and social aspects of its surrounding environment and the necessity of preservation and revival of this important human innovation as a historical heritage.
راهکارهای برقراری پایداری محیطی و اجتماعی در شهر مسجدسلیمان
حوزههای تخصصی:
سابقه تاریخی هر کشور موجب شکلگیری فرهنگ آن جامعه میشود فرهنگ هر جامعه نیز بر معماری آن جامعه تاثیر میگذارد. از مهمترین ویژگیی هیای هنیر معماری هم هدایتگری فرهنگی است. یکی از مکانهای عمومی که افراد در آن میتواند دغدغههای ذهنی خود را از مسائل گوناگون بیه شیکل مهیاهیم مختلی در قالب اشکال مختلهی جهت تاثیرگذاری بیشتر بر روی افراد جامعه عرضه نماید یک شهر است. که اجتماع پذیر کردن شهرها یکیی از الیلی تیرین مولهیه هیای مهیم و موثر در خلق شهرهای فرهنگی است که این امر درگرو توجه به انگارههای فرهنگی و اجتماعی مختل است. که این انگارهها را می توان در بخی هیای شهرسیازی و معماری پایدار جستجو نمود. عموما معماری پایدار را مبتنی بر سه بعد محیطی، اقتصادی و اجتماعی میدانند و شهرهای فرهنگی و هنری یکی از مکیان هیایی اسیت که پایداری اجتماعی در آن دنبال میشود. سعی پژوه حاضر فراهم آوردن بستری در جهت بهبود جایگاه فرهنگ و هنر، با تاکید بر خلق فضیای ی در شیهر مسیجد سلیمان منطبق با الول معماری پایدار و با تاکید بر پایداری اجتماعی است و در پی پاسخ به این سوال است که، شهر مسجدسیلیمان چگونیه میی توانید در پاییداری اجتماعی موثر واقع شود؟ روش مورد استهاده در این مقاله، راهبرد تحقیق کیهی با رویکرد نظریههای زمینهای )زمینهیاب( است. در زمینه مطالعات تحقییق پیی رو بررسی شهرهای فرهنگی و هنری به عنوان یک فضای شهری در جوانب گوناگون هر یک به نوبه خود میتواند یاری بخ حل این مسئله باشد. درراستای دستییابی به پایداری در شهرها، بیشتر به جنبه پایداری اجتماعی پرداخته شدهاست. لیکن رویکرد مقاله حاضر ابتدا لزوم توجه به جنبه اجتماعی معماری پاییدار بیوده و سی با علم بر نق اجتماعی شهرها، بالخصوص شهر مسجدسلیمان، پ از بررسی پایداری اجتماعی، به بیان راهکارهایی جهت برقرار نمودن پایداری مذکور در ایین شیهر پرداخته میشود.
An Strategy of Product and Process-Oriented Design of Industrialized Building System Qualities(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۱, Issue ۳ - Serial Number ۴۱, Summer ۲۰۲۱
59 - 68
حوزههای تخصصی:
Indus trialized Building has been introduced as a method with better productivity, quality, and safety, and it is defined as a cons truction sys tem where components are manufactured at factories on or off-site, transported, and then assembled into with minimum work in the s tudy of the use of building indus trialization, the ques tion of this s tudy is to apply product-oriented and process-oriented in the quality of building indus trialization and interaction and the overlap between the two areas in the category of indus trialization. Explaining the characteris tics of these two aspects leads to various s tructures that include the main objectives of this s tudy. With the help of product-driven and process-driven approaches, it can be achieved with varying qualities of building indus trialization. In this regard, several experts' views have been reviewed s tudied, and a five-s tep quality is extracted. Finally, employing interface tools to two product-driven and process-oriented approaches, a good choice concerning the five-s tep quality has been made for designers in building indus trialization.
تدوین معیارهای طراحی فضای مشترک در مناطق مرکزی شهرها (مطالعه موردی : خیابان خیام شهر قزوین)
منبع:
هویت محیط دوره اول بهار ۱۳۹۹ شماره ۲
1-21
حوزههای تخصصی:
بیان مساله : امروزه گسترش دامنه فعالیت ها به واسطه ساخت و سازهای سرسام آور در شهرها، موجب بروز مشکلات ترافیکی در معابر نظیر تراکم ترافیک و کُندی جریان عادی عبور و مرور وسایل نقلیه،کاهش شدید فضای پارکینگ، افزایش استفاده از سوخت های فسیلی،بروز تصادفات و کاهش میزان امنیت عابران،افزایش آلودگی های زیست محیطی و مشکلات اجتماعی چون کاهش سرزندگی در افراد و مسائلی از این دست می شود.مراکز شهری به دلیل تمرکز فعالیت ها و تجمع افراد، همواره به عنوان یکی از مهم ترین گره های ترافیکی در سطح شهرها نمایان می شوند. نظریه پردازان شهری ضمن ارائه تکنیک های متعدد در راستای توسعه انسان محورشهرها،اشاره ای مستقیم به احداث پیاده راه ها و تأثیرات مثبت این گونه فضاها بر رونق سرزندگی اجتماعی و افزایش رضایتمندی شهروندان داشته و آن را به عنوان یکی از مهم ترین راهکارهای کاهش حجم ترافیک وسایل نقلیه در معابر معرفی می کنند.در فضای مشترک علاوه بر مرتفع کردن اولویت نخست نظریه پردازان شهری که همان انسان محور کردن فضاهای شهری می باشد، به نیازهای وابسته به حضور خودروها نیز توجه شده و همین امر موجب رضایت خیل عظیمی از ذینفعان فضاهای شهری به همراه داشته است.در فضای مشترک سعی برآن شده که علاوه بر حضور کامل افراد پیاده، وسایل نقلیه به صورت کنترل شده و با حجم محدود در فضای شهری حضور یابند. هدف:مقاله حاضر با هدف استخراج و ارائه معیارهای طراحی شهری ایجاد فضاهای مشترک در مراکز شهری(در این پژوهش : خیابان خیام شهر قزوین) بر مبنای تحلیل اطلاعات بدست آمده از تجربیات موفق جهانی تدوین شده است. روش:در فرآیند پژوهش ضمن بررسی مبانی نظری مرتبط با نظریه مذکور،با استفاده از روش های توصیفی و تحلیل اطلاعات موجود در منابع موردنظر،به بررسی معیارهای طراحی فضای مشترک در تجارب جهانی پرداخته و در ادامه معیارهای پیشنهادی به منظور اجرای این طرح در مناطق مرکزی شهری ارائه شده است. یافته ها:یافته های پژوهش در ۵ محور مجزا، اصول و معیارهای طراحی فضای مشترک بمنظور اجرا در مناطق مراکز شهری را شناسایی کرده و زیرمعیارها، محورهای استراتژیک،راهکارها و در نهایت ضوابط و توصیه های طراحی سیاست اجرایی را در چارچوبی مشخص ارائه کرده است. نتیجه:ارائه چارچوبی مدون در قالب ۵ محور مدیریت و آرامسازی ترافیک،بهبود سیمای کالبدی شهر،وضعیت زیست محیطی،وضعیت اقتصادی و خدمات شهری،تقویت زندگی اجتماعی و تعاملات فرهنگی از معیارهای طراحی فضای مشترک در مناطق مرکزی شهری می باشد.
بررسی جایگاه مصالح در نمای شهری با استفاده از رویکرد توسعه پایدار شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال هفتم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲
49-57
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر پس از مطرح شدن دوباره اهمیت فضاهای عمومی و ارزش زندگی شهری، نما اهمیت دوباره ای یافته است. نمای هر ساختمان موثر در مجموعه شهری است که در آن حضور دارد و این تاثیر را در بدنه خیابان ها یا میدان ها می گذارد. از ابتدای دهه 1980 میلادی،گستره طراحی و ساخت ساختمان ها در زمینه مصالح کارآمدتر و پربازده هر روز شاهد نوآوری های جدید تر بوده است. در توسعه پایدار شهری یکی دیگر از عواملی که در انتخاب مصالح نما ساختمان مطرح می شود موضوع پایداری نما به ویژه سازگاری مصالح مورد استفاده در نما با محیط می باشد.امروزه اکثر مصالح به کارگرفته شده در نمای ساختمان ها، تنها با نگاهی ظاهر بینانه و اقتصادی بدون هیچ توجهی به محیط زیست و اجتماع ساخته می-شود. لذا تولید و استفاده ناآگاهانه این مصالح در دراز مدت پیامدهای بسیاری دربر دارد. با توجه به اهمیت حفاظت محیط زیست از اثرات مخرب و مطرح شدن مفهوم توسعه پایدار باید راه حلی برای استفاده از مصالح ساخت بشر ارائه شود. از آنجا که تا به حال کمتر به موضوع مصالح نمای پایدار پرداخته شده است؛ در این نوشتار سعی شده است تا با آشنایی شکل گیری مصالح در فرایند برداشت(شامل:استخراج،پردازش،بسته بندی،حمل)، تولید (شامل:ساخت،نصب،اجرا،نگهداری)و نصب (شامل:بازیافت،استفاده مجدد)در ساختمان از میزان انرژی مصرفی آن ها در هر یک از مراحل، آگاهی پیدا کرد. سپس با شبیه سازی یک ساختمان در اقلیم تهران با نرم افزار اکوتکت ،تفاوت مصالح مختلف نما در میزان انرژی نهفته ساختمان بررسی شود و به این ترتیب میزان سازگاری با محیط زیست و پایداری هر یک از مصالح ارائه شود، تا نمای پایدار که لازمه داشتن ساختمان پایدار است، شکل بگیرد. با توجه به نتایج به دست آمده آجر از لحاظ پایداری نسبت به بتن و سپس آلومینیوم از جایگاه بهتری برای استفاده در نمای ساختمان های شهر تهران برخوردار است.
چوگان و نقش جهان؛ واکاوی دوباره فرهنگ و هویت معماری ایرانی- اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۰
253 - 273
حوزههای تخصصی:
از آنجا که شناخت صحیح هر فضا علاوه بر تجزیه و تحلیل فنی و معمارانه آن، نیازمند بررسی عوامل پیدایش، کاربران و فعالیت های درون فضا(جنبه های محتوایی) به عنوان مؤلفه های هویت بخش آن می باشد، مطالعه و جستجوی عوامل فوق سبب شناخت جامعتری از هویت هر اثر می گردد. اسناد تاریخی گویای رواج افتخارآمیز چوگان در دوره صفوی – به خصوص در پایتخت دوم (اصفهان) - و اهمیت آن به عنوان بازی رسمی دربار است. تا جایی که سیاحان از میدان نقش جهان با عنوان میدان چوگان و سواری یاد کرده و هر یک به طریقی از چوگان باختن شاه و نظامیان و شهروندان سخن رانده اند. از این رو ضمن واکاوی و ارزیابی جنبه های هویت بخش بازی چوگان، اجزای اصلی درون میدان نقش جهان به روایت سیاحان شناسایی و دسته بندی شده و ضمن بررسی عملکرد و جمع بندی آن ها و پژوهش هایی که در این زمینه انجام شده است، جهت پاسخگویی به سؤالات پژوهشی ذیل مورد تحلیل قرارگرفته است؛ اول آنکه شناخت دقیق ابعاد پنهان بازی چوگان به عنوان عامل هویت بخش میدان نقش جهان چگونه سبب احیای ارزش های اصیل آن می شود؟ و دوم، حفظ عملکرد اجزای درون میدان نقش جهان (نهر آب، ردیف درختان، کفسازی، دروازه های سنگی)، چگونه کیفیت ها و ارزش های تاریخی و اصیل فضای شهری آن به عنوان یک میراث منحصر بفرد را نظام می بخشد؟ در این راستا با توجه به دلایل مطروحه، از آنجا که برگزاری بازی چوگان در میدان نقش جهان، همراه با روایتگری و موسیقی، مهمترین رویداد مکرر شهری در میدان نقش جهان است، تمامی جزئیات فضای باز درون میدان ازجمله ردیف درختان سایه انداز در مجاورت جداره میدان، نهر آب وکفسازی پیرامونی، با هدف فراهم نمودن بالاترین مطلوبیت و ایجاد آسایش اقلیمی در فضای پیرامون میدان چوگان جهت برگزاری آن، درحکم یک سناریوی واحد سبب نظام بخشی ارزش های اصیل میدان نقش جهان می شود.
بررسی کارآیی راه های خروج ساختمان در تخلیه اضطراری آتش به روش تحلیل نر م افزاری (نمونه موردی: یک مدرسه در تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاخیر چند دقیقهای درتخلیه کاربران در حوادث، به ویژه درساختمانهای آموزشی به دلیل حجم بالای جمعیت اثر قابل توجهی درافزایش خسارت جانی دارد. بدین منظور تعداد و موقعیت راههای خروج این ساختمانها باید متناسب باشد تا امکان تخلیه را درزمان مناسب فراهم کند. هدف از این مقاله بررسی خروجی های یک ساختمان آموزشی در تدارک مسیر خروج مناسب می باشد. در این پژوهش با دو روش کارآیی ابزارهای فرار در ساختمان های آموزشی بررسی شده است؛ ابتدا زمان های خروج اضطراری با مدلسازی رفتاردانش آموزان (به وسیله نرم افزار شبیه ساز) تخمین زده می شود و با مقایسه نتایج حاصل با زمان مورد نیاز برای تخلیه ساختمان برآوردی از کارآیی ابزارهای خروج به دست می آید. در روش دوم کارآیی راههای خروج مدرسه با معیار ضوابط و مقررات ایمنی ساختمان در برابر آتش بررسی می گردد. مقایسه نتایج حاصل از دو شیوه یاد شده امکان تایید این فرضیه را فراهم کرده است که رابطه مستقیمی بین تعداد، ابعاد و موقعیت راه های خروج با زمان خروج امن کاربران در مواقع بحران وجود دارد . نتایج حاصل شیوه ای در ارزیابی عملکرد پلان معماری ارائه داده است که می تواند افزایش دقت تصمیمات مدیریتی در وضعیت پاسخگویی بناها در موارد بحران را به همراه آورد. نتایج نشان می دهد ارزیابی ویژگی های معماری مربوط به ابزارهای فرار ساختمان تنها به وسیله ضوابط و مقررات ملی کافی نیست. در نهایت پیشنهاداتی در زمینه دستیابی به مسیرهای فرار مناسب در مدارس ارائه می شود.
نگرشی محتوایی به مقوله زندگی و ارتباط آن با شکل سکونت گاه های انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این نوشتار تبیین ارتباط بین نگرش به مقوله زندگی و باز نمود آن در محتوای شکل سکونت گاه های انسانی است. به طور کلی زندگی مسئله بنیادین گونه بشر است و هر پرسش و مسئله دیگر، از جمله محتوای شکل سکونت گاهی انسان، در پرتو مقوله زندگی معنا یافته و ارزش پیدا می کند. با توجه به این ضرورت و اهمیت، انسان در طول تاریخ تلاش کرده در قلمروی جهان بینی خود به مسئله اساسی زندگی در ارتباط با شکل سکونت گاهی خود پاسخ دهد؛ پاسخ هایی که بر اساس نیازهای هر دوره تاریخی از زندگی متفاوت بوده و هست. روش به کار رفته در این پژوهش ترکیبی از روش های تفسیری و استدلال منطقی با راهبرد فرهنگی-گفتمانی است. نظریه اصلی استناد شده، نظریه لینچ در خصوص سه «نظریه هنجاری شکل شهر» است. در بخش تفسیر، با نگرشی تحلیل محتوایی در زمینه شکل سکونت گاه های انسانی شکل گرفته از دوران باستان تا دوره معاصر، تلاش شد تا نگرش به زندگی در آن ها مورد وارسی و تحلیل قرار گیرد؛ بخصوص برخی از دیدگاه هایی که بعد از نشر کتاب «نظریه شکل شهر خوب» رواج یافته اند. یافته های این پژوهش نشان می دهد سه نظریه هنجاری لینچ تا حدی می تواند زندگی و ارتباط آن با شکل سکونت گاه های انسانی را توضیح دهد. به طوری که می توان این سه نظریه را حتی به نگرش های متأخر بعد از انتشار این کتاب بسط داد. این در حالی است که برخی نظریه های جدید مانند نظریه های ارائه شده در مورد مباحث مربوط به «اجتماع» نمی توانند در قالب این نظریه ها گونه بندی شوند. نظریه جدیدی که بتواند نگرش به زندگی را در طراحی شهری اخیر توضیح دهد، نظریه «زندگی روزمره» است؛ دیدگاهی که نقطه تمرکز خود را بر وقایع زندگی روزمره بنا می کند. بنابراین زندگی و فهم از آن در شکل سکونت گاه های انسانی تا دوره معاصر و حتی نظریه های ارائه شده بعد از لینچ را می توان در قالب سه نظریه هنجاری لینچ و نیز نظریه چهارمی تحت عنوان «زندگی روزمره» گونه بندی کرد.
کاربرد تئوری مبتنی بر عامل در طراح ی پوس ته های هوشمند
حوزههای تخصصی:
با پیشرفت روزافزون تکنولوژی و ظهور آن در همه ابعاد زندگی انسان، معماری نیز به سهم خود تحت تأثیر قرارگرفته است. از سوی دیگر با کاهش منابع سوخت های فسیلی و توجه جامعه جهانی به استفاده از انرژی های پاک و صرفه جویی در مصرف سوخت های فسیلی، در سال های اخیر شاهد توسعه معماری هوشمند و پاسخگو به محیط در سراسر جهان بوده ایم. پوست ساختمان به واسطه ی قرار گرفتن در مرز فضا و روبرو بودن با عوامل جوی نقش مهمی در کاهش یا افزایش مصرف انرژی دارد. به علاوه، به دلیل هزینه زیاد طراحی و اجرای پوسته، هوشمند بودن آن می تواند از طریق کاهش مصرف انرژی در ساختمان این هزینه را جبران نماید. در این میان تئوری مبتنی بر عامل در راستای کمک به این هدف می تواند نقش مؤثری داشته باشد. مجموعه عامل ها می توانند رفتارهای تعاملی هماهنگ یا تعاونی را به وجود بیاورند. عامل ها با ویژگی هایی همچون خودکار بودن، واکنش پذیری و فعال بودن امکان مدل کردن تعاملات غیرخطی و پیچیده را فراهم می کنند و بهاینترتیب سیستم می تواند به طور مؤثر به هدف هایش دست یابد.