ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۴۳۷ مورد.
۶۱.

سامانه ی مفهومی شناسائی نشانه های ضعیف فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۸۵
هدف: در این پژوهش کمک به توسعه ی ابعاد سیستمیِ شناسائی «نشانه های ضعیف» مورد توجه بوده است. بر این اساس در چهارچوب نظری سیستم های اجتماعی-فنی و تلفیق روش شناسی سیستم های نرم و سیستم های مانا، طراحی مفهومی سامانه ی شناسائی نشانه های ضعیف تغییر در حوزه ی فناوری در یکی از سازمان های دولتی ایران، مطالعه شده است. روش: این پژوهش از حیث روش شناسی یک پژوهش کیفی و با توجه به مورد مطالعاتی منتخب در این تحقیق یک پژوهش کاربردی-توسعه ای محسوب می شود. در این پژوهش بر پایه ی روش شناسی ترکیبی مینجرز از روش شناسی ترکیبی SSM-VSM در طراحی سامانه اجتماعی-فنی شناسائی نشانه های ضعیف بهره گرفته شد. از روش های کتابخانه ای و روش های خبرگانی، مصاحبه عمیق و پانل خبرگان جهت گردآوری داده های کیفی و همچنین از رویکرد چارِت به عنوان رویکرد تکاملی در طراحی، استفاده شد.یافته ها: اهمیت و جایگاه راهبردی «نشانه های ضعیف» در سازمان های ایرانی مغفول است و مدیران ایرانی در تصمیم گیری های راهبردی، کم تر به شناسائی نشانه های ضعیف و تحلیل پیامدهای آن متکی هستند. سازمان های ایرانی برای شناسائی نشانه های ضعیف نیازمند توسعه و تقویت زیرساخت های اجتماعی-فنی هستند و براین اساس طرح مفهومیِ ساختاری، کارکردی و فرآیندی سامانه در این پژوهش ارائه شده است. نتیجه گیری: شناسائی و اکتشاف نشانه های ضعیف تغییر علاوه بر رویکردهای ماشینی یعنی توسعه ی هوش مصنوعی و یادگیری عمیق، بطور بنیادین و اساسی نیازمند توسعه و بکارگیری شبکه ی خبرگانی متشکل از شبکه ی رسمی و مجازی در سازمان های ایرانی است. دیده بانی فناوری مستلزم توسعه و تقویت زیرساخت های سیستمی و بویژه سیستم های اجتماعی-فنی است.
۶۲.

تحلیل فضایی علت های اصلی مرگ جوانان در ایران در سال 1400(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۷۷
زمینه و هدف: جامعه ایران در دهه های گذشته، به موازات کاهش سطح مرگ ومیر، گذار اپیدمیولوژیک و تغییرات قابل توجه در علل اصلی مرگ ومیر را تجربه نموده است. با وجود ارتقاء سطح بهداشت و روند کاهشی مرگ ومیر در ایران، میزان های مرگ جوانان همچنان در سطح بالایی قرار دارد. هدف مطالعه حاضر شناخت الگوها و علت های اصلی مرگ جوانان در ایران است.روش و داده ها: مطالعه حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش تحلیل ثانویه است. داده های مورد استفاده برگرفته از مطالعه جهانی بار بیماری ها (2021) و براساس آخرین الگوی طبقه بندی علت مرگ (ICD-11) است. از شاخص میزان، جهت مقایسه علت مرگ به تفکیک جنس و در سطح استان استفاده شده است.یافته ها: عمده مرگ جوانان ناشی از بیماری های پس از گذار است و حوادث حمل و نقل، کویید-19 و سرطان ها سه علت اصلی مرگ جوانان در سال 1400 به شمار می روند. میزان مرگ مردان در هر سه علت بالاتر از زنان است. آزمون همبستگی پیرسون نشان از رابطه معنادار (sig<0.01) بین سطح توسعه و میزان مرگ ناشی از علل در استان ها است.بحث و نتیجه گیری: بیشترین علت مرگ جوانان در دسته بیماری های غیرعفونی و سوانح قرار می گیرد و این نوع علت مرگ قابل پیشگیری و عمدتا مرتبط با سبک زندگی افراد است. نیاز است بر فرهنگ سازی جهت تغییر سبک زندگی و رفتارهای اجتماعی افراد در کنار اهمیت نقش درمان، تاکید می شود. استان های کمترتوسعه یافته در اولویت سیاست گذاری هستند.پیام اصلی: مرگ ومیر جوانان در ایران، پدیده ای است که اغلب خارج از سیستم درمانی و تحت تأثیر انتخاب ها و رفتارهای فردی مرتبط با سبک زندگی رخ می دهد. بنابراین، سیاست های بهداشتی باید علاوه بر درمان پزشکی، به مداخلات پیشگیرانه معطوف به ارتقای آگاهی ها و اصلاح رفتارهای جوانان توجه نمایند.
۶۳.

بررسی مؤلفه امنیت در سامان دهی محلات قدیمی باتأکیدبر ابعاد اجتماعی-فرهنگی (نمونه موردی: محله بارون آواک تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۷
سامان دهی محلات قدیمی یکی از چالش های اساسی شهرسازی معاصر است که مستلزم توجه به جنبه های متعدد فیزیکی، اجتماعی و روانی محیط می باشد. امنیت فرهنگی محلات تاریخی به عنوان مؤلفه ای کلیدی، نقش تعیین کننده ای در ارتقای کیفیت زندگی و کاهش آسیب های اجتماعی ایفاء می کند. رویکرد طراحی پیشگیرانه از جرم (CPTED)، باتمرکزبر شاخص های محیطی و فیزیکی و هم زمان درنظرگرفتن عوامل اجتماعی، به عنوان ابزاری کارآمد برای ارتقای امنیت فرهنگی و کاهش آسیب در بافت های تاریخی شناخته می شود. محله بارناوا، از شاخص ترین محلات تاریخی تبریز، زمینه ای مناسب برای ارزیابی اثرگذاری این رویکردها فراهم می کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و ترکیب داده های کتابخانه ای و میدانی، به ارزیابی شاخص های امنیتی و تکنیک های طراحی محیطی پرداخته است که می توانند سطح احساس امنیت فرهنگی و ایمنی واقعی ساکنان را افزایش دهند. نتایج نشان می دهد که ویژگی هایی همچون مقیاس نامتناسب فضاها، ارتفاع و کیفیت بصری ساختمان ها و خیابان ها، از مهمترین عوامل تهدیدکننده امنیت فرهنگی دراین محله هستند. براساس تحلیل ها، طراحی استراتژیک فضاها و اصلاح ساختار کلی بافت، نه تنها به بهبود شرایط محیطی و افزایش حس امنیت فرهنگی منجر می شود، بلکه موجب تقویت هویت تاریخی و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان نیز خواهد شد. این مطالعه نشان می دهد که رویکرد جامع و مبتنی بر طراحی محیطی می تواند نقش محوری در احیای پایدار محلات تاریخی ایفاء کند.
۶۴.

بازخوانی جامعه شناختی سوبژکتیویسم و فروبستگی به ساحت قدس در دین شناسی عبدالکریم سروش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۳۰۶
دین و زیست دینی همواره یکی از ساحات بنیادین در فرهنگ و تمدن بشری بوده است. در دوره معاصر با ظهور عقلانیت جدید و بسط سوبژکتیویسم متافیزیکی طرح پرسش از امکان یا عدم امکان حیات دینی و معنوی در جهان کنونی به پرسشی اساسی تبدیل شده است. بر اساس تلقی سوبژکتیویستی، فهم انسان به منزله سوبژه و فاعل شناسا و تلقی هستی به منزله ابژه یا متعلق شناسایی، به اوج خود می رسد. بر اساس سوبژکتیویسم متافیزیکی و سوبژکتیویسم جدید دکارتی کانتی، آدمی نمی تواند به حقیقتی فراسوی آگاهی خویش نایل شود. ما راهی به فراسوی آگاهی و سوبژکتیویته و هیچ روزنه ای به سوی نومن یا ذات و حقیقت این جهان نداریم. تلقی سوبژکتیویستی، به انکار امکان مقوله وحی، یا سخن گفتن با جان این جهان و امکان منادات انسان با امر قدسی منتهی گردیده و زمینه برای سیطره و بسط سکولاریسیم و نیهیلیسم مهیا شده است. با توجه به مبانی نظری و فلسفی عبدالکریم سروش، در پروژه وی، امر دینی، در معنای گشودگی به ساحت قدس و منادات با حضرت حق، به لحاظ فلسفی و وجودشناختی امکان پذیر نیست.
۶۵.

رابطه بین مصرف اینترنت و آرزوی مهاجرت در بین جوانان شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۵۴
اهداف: امروزه اینترنت تأثیرات قاطعی بر آرزوهای جوانان که بیش از دیگر گروه ها از آن استفاده کرده و در این فضا قرار دارند، می گذارد. ازآنجاکه مسأله مهاجرت جوانان به خارج از ایران از اهمیت فراوانی برخوردار شده است، پژوهش حاضر رابطه بین مصرف اینترنت و آرزوی مهاجرت را در بین جوانان ساکن شیراز بررسی کرده است. روش مطالعه: پژوهش حاضر با روش پیمایشی انجام شده است. روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای و حجم نمونه 400 نفر از جوانان 15 تا 29 ساله در سال 1402 بوده است. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته بود. یافته ها: یافته ها نشان داد که 80/5 درصد از پاسخ گویان تمایل متوسط تا زیاد به مهاجرت داشته اند. در سطح تحلیل دو متغیره، متغیرهای مصرف اینترنت و مؤلفه های آن، تماس با دوستان و دیگران در فضای مجازی، دفعات مصرف اینترنت و ماهواره در طول روز، پیگیری مستندهای مرتبط با سایر کشورها و برنامه های مهاجرتی، سال های استفاده از اینترنت، نوع منبع کسب اطلاعات رابطه معنی داری با متغیر وابسته داشته اند. در سطح تحلیل چند متغیره به ترتیب متغیرهای پیگیری مستندهای مرتبط با سایر کشورها و ...، مطالعه کتاب ها، روزنامه ها و مجلات، دفعات مصرف اینترنت و ماهواره در طول روز و درنهایت مصرف اینترنت به طورکلی توانسته اند 49/9 درصد از تغییرات متغیر آرزوی مهاجرت را تبیین کنند. نتیجه گیری: خروج جوانان از کشور تأثیرات چندوجهی و چالش های عمده ای برای دولت می گذارد. ازآنجاکه بیش از 80 درصد از پاسخ گویان در آرزوی مهاجرت بوده اند، مطالعه رابطه این پدیده با اینترنت و فضای مجازی منجر به توسعه سیاست هایی در جهت مدیریت جریان های مهاجرت خواهد شد. با توجه به اینکه ما در عصر اینترنت به سر می بریم و با درنظرگرفتن اینکه این رسانه یکی از عوامل مهم در تصمیم گیری های مهاجرت می باشد، به کارگیری نظریه یادگیری باندورا و نیز چارچوب جامعه شناختی دی هاس، می تواند ما را در شناخت بیشتر این پدیده یاری کنند.
۶۶.

بازنمایی پایگاه اجتماعی زن در سینمای عامه پسند دهه 60ه .ش. ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۸۲
رسانه ها در جهان امروز اهمیت بسیاری داشته و تأثیرات انکارناپذیری بر جامعه و واقعیت های اجتماعی دارند. یکی از این رسانه ها سینماست که در حوزه تولید فیلم های عامه پسند مخاطبان بسیاری را به خود جلب کرده است. بررسی اهمیت سینما از آن جهت است که بازنمایی زنان در آن در دوره های مختلف سیاسی و اجتماعی شکل های مختلفی به خود گرفته است. هدف پژوهش حاضر بازنمایی پایگاه اجتماعی زن در سه فیلم عامه پسند «اجاره نشین ها»، «گل های داوودی» و «خواستگاری» از دهه60 است. جامعه آماری این مطالعه را کلیه فیلم های عامه پسند سینما شکل می دهد که از دهه 60 تا 70 در ایران تولید شده است. سه فیلم سینمایی بر اساس نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند و به روش کیفی و با استفاده از تکنیک نشانه شناسی مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته اند. نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که زنان در این فیلم ها بیش از آن که مدرن باشند سنتی هستند، و مطابق با گزاره های ایدئولوژیک حاکم بر جامعه و هم چنین بر اساس کلیشه های جنسیتی رفتار می کنند. به عبارتی کنش ها و واکنش های زنان و مردان سازوکار جنسیتی را تولید و بازتولید می کند. 
۶۷.

مرزهای مادری؛ روایت هایی از سیالیت، مقاومت و بازتعریف تجربه ی مادری زنانه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۱۷۵
این پژوهش به بررسی تجربه های چندلایه و متکثر زنان از نقش مادری در جامعه ایران می پردازد؛ نقشی که در گفتمان های مسلط، به عنوان مسئولیتی طبیعی، زنانه و غریزی معرفی می شود. در مقابل، تجربه زیسته زنان حاکی از تنش میان این انتظارات گفتمانی و واقعیت های پیچیده تجربه زیسته است. پژوهش با بهره گیری از رهیافت نظریه زمینه ای و انجام مصاحبه های عمیق با 34 زن از طبقات و زمینه های مختلف، تلاش کرده است تا از دل روایت های شخصی، به تبیینی نظری از مادری برسد که با الزامات فرهنگی و ساختاری موجود در تعارض است. یافته ها نشان می دهند که ساختارهای رسمی مانند سیاست های مرخصی زایمان، کاهش ساعات کاری و حمایت های ویژه از مادران، علی رغم ظاهر حمایتی خود، به تثبیت گفتمان مادری به مثابه نقش ذاتی زنانه کمک می کنند. هم زمان، بازنمایی های رسانه ای—به ویژه در فضای اینستاگرام—تصویر ایده آل شده ای از مادری را عرضه می کنند که رقابت، اضطراب و احساس نابسندگی را در بسیاری از زنان تشدید کرده است. با این حال، زنان در مواجهه با این فشارها، راهبردهای متنوعی از جمله مادری خودبنیاد، مادری اشتراکی، تعلیق نقش و بازتعریف معیارهای مطلوب مادری اتخاذ کرده اند. روایت هایی از مادری بدون پیوند زیستی (فرزندخواندگی) و حتی انکار مسئولیت مادری، نیز نشان می دهند که مادری نه امری غریزی، بلکه انتخابی فرهنگی و موقعیتی است. پدیده ی مرکزی استخراج شده در این پژوهش، «مادرانگی سیال» است؛ مفهومی که مادری را نه نقشی پیشینی و زنانه، بلکه فرایندی پویا، سیال و وابسته به بافت اجتماعی، هویتی و ساختاری می داند.
۶۸.

آینده پژوهی رواداری اجتماعی در ایران: کاربرد روش تحلیل لایه ای علّی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۵۳
زمینه و هدف: رواداری اجتماعی، به مثابه اساسی ترین پیش شرط تعامل سازنده میان افراد و گروه های گوناگون، از چنان اهمیتی برخوردار است که نقش آن را باید در تضمین همزیستی مسالمت آمیز و درک متقابل جستجو نمود. امروزه، این موضوع در جامعه ایرانی به مسأله مهمی تبدیل شده است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر آینده پژوهی رواداری اجتماعی جامعه ایرانی در افقی بیست ساله است. روش و داده ها: روش پژوهش حاضر آینده پژوهی مبتنی بر تحلیل لایه ای علّی است. جامعه آماری این پژوهش شامل خبرگان و صاحب نظرانی است که در حوزه رواداری اجتماعی صاحب نظر بوده اند. شرکت کنندگان با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. حجم نمونه براساس معیار اشباع نظری، 15 نفر تعیین شد. برای گردآوری داده ها از ابزار مصاحبه باز و برای تحلیل داده ها از تحلیل تِماتیک استفاده گردید. یافته ها: یافته ها در چهار سطح تحلیل لایه ای علّی مورد بررسی قرار گرفت. در سطح لیتانی دو مقوله اصلی جامعه عصبانی و شکاف اجتماعی، در سطح علل اجتماعی عوامل اقتصادی، زیست محیطی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و جهانی شدن، در سطح گفتمان، جهان بینی و ایدئولوژی مقوله هایی چون اسلام سیاسی، مدرنیته، ملی گرایی و رواقی گری و در سطح اسطوره ها و استعاره ها، مقوله هایی چون بنی آدم اعضای یک پیکرند، دیگی که برای من نجوشد، خواهم سر سگ در آن بجوشد و کلاه خودت را سِفت بچسب باد نبرد از مهم ترین یافته های این پژوهش است. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که با نگاهی آینده پژوهانه و اتخاذ افقی 20 ساله، رواداری اجتماعی در جامعه ایرانی ضعیف تر از گذشته خواهد شد و رواداری در جامعه ایرانی، در آینده دچار تغییر و تحولاتی خواهد شد که نیازمند مطالعات بیشتر است. پیام اصلی: براساس یافته های بدست آمده از پژوهش حاضر، انتظار می رود که رواداری اجتماعی در ایران طی ۲۰ سال آینده کاهش یابد. این روند تحت تأثیر عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، همراه با گفتمان های غالب و نگرش های فرهنگی است. برای بهبود وضعیت، تقویت همبستگی اجتماعی، کاهش دوقطبی سازی و ترویج فرهنگ گفت وگو ضروری است.
۶۹.

تبیین راهبردهای حفاظت از میراث معماری و شهری با رویکرد ارتقای مشارکت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۳۴
مشارکت اجتماعی به عنوان رویکردی مؤثر در حفاظت مکان های تاریخی، نقشی اساسی در پایداری اقدامات حفاظتی ایفا می کند. هدف پژوهش، تبیین راهبردهای کارآمد برای افزایش مشارکت اجتماعی در حفاظت از میراث فرهنگی با تأکید بر میراث معماری و شهری است. این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شده و داده ها ازطریق مصاحبه با مدیران و متخصصان گردآوری شده است. پژوهش حاضر، 7 راهبرد اصلی و 36 مقوله فرعی و مفاهیم زیرمجموعه آن ها را برای ارتقای مشارکت اجتماعی در حفاظت مکان های تاریخی تحلیل و تفسیر کرده است. یافته ها بیانگر این است که راهبردهای هفت گانه مشارکت اجتماعی می توانند در چهار سطح انگیزشی، توانمندسازی، نهادسازی و ارتباطی دسته بندی شوند. سطح انگیزشی با بسترسازی روانی-اجتماعی، سطح توانمندسازی با ارتقای قابلیت های جامعه محلی، سطح نهادسازی با ایجاد ساختارهای حمایتی و سطح ارتباطی با تسهیل تعاملات بین ذی نفعان، در قالب نظامی به هم پیوسته عمل می کنند. این سطوح چهارگانه در قالب شبکه ای پویا با یکدیگر تعامل دارند و راهبردها به طور هم زمان در چندین سطح تأثیرگذار هستند. موفقیت در حفاظت مشارکتی از میراث معماری و شهری نیازمند رویکردی جامع است که ابعاد علمی، اجتماعی، آموزشی، مدیریتی و نهادی را در بر گیرد و زمینه مشارکت فعال تمامی ذی نفعان را فراهم سازد. راهبردهای مشارکتی ارائه شده با تلفیق دانش تخصصی و تجارب محلی، ضمن حفظ اصالت و هویت مکان های تاریخی، چارچوبی برای درک و تسهیل فرایند مشارکت اجتماعی در حفاظت و مدیریت میراث فرهنگی فراهم می کنند. این رویکرد یکپارچه نه تنها به حفظ ارزش های فرهنگی کمک می کند، بلکه موجب تقویت حس تعلق جامعه و پایداری طولانی مدت اقدامات حفاظتی می شود.
۷۰.

رمزگشایی پدیدارشناسانه دیابت در جامعه صنعتی معاصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۶۴
مقدمه: دیابت به عنوان یک بیماری مزمن، در جامعه صنعتی معاصر به سرعت رو به افزایش است. برخی از ویژگی های جامعه صنعتی مانند شهرنشینی، و بی تحرکی، به طور مستقیم به تشدید این بیماری کمک کرده اند. برآورد می شود در سال 2050 تعداد مبتلایان دیابت به رقم شگفت انگیز 3/1 میلیارد نفر برسد. این بیماری در جامعه نوین ایران نیز که شهرنشینی و بی تحرکی در آن رو به فزونی است، به سرعت درحال افزایش است. شیوع گسترده دیابت در ایران از یک سو و پیامدهای زیان بار این بیماری از سوی دیگر باعث شده است بیماری دیابت به طور گسترده مورد توجه قرار گیرد. در این راستا، هدف این پژوهش، مطالعه جامعه شناختی تجربه زیسته دیابت، نزد بیماران دیابتی است.روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش پدیدار شناسی شوتز انجام شده و از مصاحبه عمیق و متوالی به عنوان ابزار کسب توصیفات تجربه زیسته استفاده شده است. در مجموع، 21 فرد دیابتی ساکن شهر جهرم به روش نمونه گیری هدفمند در طولِ یک دوره هشت ماهه مورد مطالعه قرار گرفتند. داده ها با استفاده از روش شوتز تحلیل و در قالب برساختِ مرتبه اول، مرتبه دوم، و سنخ بندی، طبقه بندی شد.یافته ها: در زیست سلامت محور، یافته ها مشتمل برشش مضمون اصلی شاملِ خود مراقبتی، خواب، کنترل وزن، سلامت جسمانی، سلامت جنسی، و سلامت روانی و 21 برساختِ مرتبه دوم بود. در سبک زندگی، یافته ها مشتمل برچهار مضمون اصلی شاملِ پرورش جسمی، الگوهای تغذیه، زیست دینی، زیست فراغتی، و 17 برساختِ مرتبه دوم بود. در بهزیستی روانی، یافته ها مشتمل بر چهار مضمون اصلی شامل زیست سازگارانه، زیست شادی آفرین، نگرش، زیست امیدوارانه و 17 برساخت مرتبه دوم بود. و بالاخره، در زیست معیشتی، یافته ها مشتمل بر چهار مضمون اصلی یا سنخ بندی شاملِ رفاه اقتصادی، نوسانات اقتصادی، حمایت مالی، تاب آوری اقتصادی، و 9 برساخت مرتبه دوم بود.نتیجه گیری: خود مراقبتی، سلامت جسمی، سلامت روانی و سلامت جنسی در تجربه زیستِ سلامت محور بیماران دیابتی نقش دارند. زیست فراغتی، زیست دینی، الگوهای تغذیه و پرورش جسمی در سبک زندگی بیماران دیابتی حائز اهمیت اند. رفاه اقتصادی، رفاه خانواده، مصرف گرایی و پیشرفت مادی در زیستِ معیشتی تاثیر دارند. و بالاخره، زیست سازگارانه، زیست شادی آفرین، نگرش و زیست امیدوارانه در بهزیستی روانشناختی بیماران دیابتی در کنترل بیماری موثر می باشند. یافته ها نشان می دهند بین دنیای صنعتی و دیابت پیوندهای نزدیکی وجود دارد.
۷۱.

آینده پژوهی نقش مؤلفه های تاب آوری در بافت فرسوده شهری (نمونه موردی: بخش مرکزی شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۸
هدف: وجود مسائل و مشکلات مختلف کالبدی، اجتماعی و غیره در بافت فرسوده مرکزی شهر اهواز این بافت را دچار آسیب پذیری کرده است. بنابراین پژوهش حاضر، با اتخاذ رویکرد آینده پژوهی و با هدف کاربردی به بررسی نقش مؤلفه های تاب آوری در بافت فرسوده شهری بخش مرکزی شهر اهواز پرداخته است. روش: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و داده های مورد نیاز از طریق منابع کتابخانه ای و پرسشنامه جمع آوری شده و جامعه آماری آن شامل 40 نفر از متخصصان و کارشناسان فعال در حوزه های مدیرست شهری، بافت فرسوده و برنامه ریزی شهری است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش دلفی و ماتریس اثرات متقاطع (میک مک) انجام شده است. یافته های پژوهش: براساس یافته ها از میان 30 زیرشاخص، 18 شاخص به عنوان عوامل کلیدی شناسایی شده اند که دارای بیشترین تأثیرگذاری و کمترین تأثیرپذیری در آینده تاب آوری در بافت فرسوده شهری بخش مرکزی شهر اهواز هستند و در بررسی تأثیر تاب آوری بر بافت فرسوده شهری بخش مرکزی شهر اهواز ، توانمندسازی محلی، کاهش آسیب پذیری، بهبود کیفیت محیط زیست و کیفیت بناها به ترتیب بیشترین تأثیر را بر تاب آوری دارند.  نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که در مجموع، عوامل اجتماعی (مانند مشارکت مردم و تعاملات اجتماعی) بیشترین نقش را در افزایش تاب آوری ایفا می کنند، در حالی که عوامل نهادی-سازمانی کمترین تأثیر را دارند و نیاز به تقویت دارند.
۷۲.

بررسی عوامل اقتصادی و اجتماعی موثر بر پدیده اعتیاد به مواد مخدر صنعتی جدید در میان جوانان پسر شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۷۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل اجتماعی و اقتصادی مؤثر بر پدیده اعتیاد به مواد مخدر صنعتی جدید در میان جوانان انجام شده است. این پژوهش توصیفی از نوع مطالعات تحلیلی-مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش شامل جوانان پسر معتاد به مواد مخدر صنعتی جدید شهر کرمان (جامعه اول) و جوانان پسر غیرمصرف کننده شهر کرمان (گروه دوم) بود. نمونه آماری اول به روش نمونه گیری هدفمند از مراکز بازپروری و نمونه آماری دوم به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چند مرحله ای از مناطق مختلف شهر کرمان انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی سازه آن با استفاده از تحلیل عامل اکتشافی تأیید و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ بررسی و ضرایب پایایی قابل قبول به دست آمد. داده ها با استفاده از آزمون تی مستقل و رگرسیون لجستیک تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که بین میانگین نمرات عوامل اقتصادی و اجتماعی در گروه جوانان معتاد به مواد مخدر صنعتی و جوانان غیرمصرف کننده تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین، دسترسی پذیری و ارزان بودن مواد و وسایل مصرف مواد مخدر صنعتی از جمله عوامل پیش بینی کننده اعتیاد به این مواد بودند. اعتیاد به مواد مخدر صنعتی جدید پدیده ای پیچیده و چندعاملی است که تحت تأثیر عوامل متعدد اجتماعی و اقتصادی قرار دارد و نیازمند توجه بیشتر نهادهای دولتی و خصوصی ذیربط در زمینه پیشگیری و کاهش ابتلا به این پدیده است.
۷۳.

نگاه خیره مردانه در سینمای دهه نود ایران: مسئله ای اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۱۷۲
واقعیت در سینمای ایران توسط مردان و برای مردان شکل می گیرد و در سینمای غالب، مردها همیشه به عنوان نگاه کننده و زن ها به عنوان ابژه نگاه تعریف می شوند. این امر در سینمای پیش از انقلاب ایران مشاهده می شده است. با وقوع انقلاب 1357، قوانین جدیدی تصویب شد که ظاهراً سعی داشت از نگاهی جلوگیری کند که در این قوانین «نگاه ابزاری» نامیده می شد. این موضوع در دهه اول پس از انقلاب موجب غیاب ساختاری زن شد؛ بااین وجود، با گذشت زمان، نگاه خیره مردانه مجدداً به سینمای ایران بازگشت. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که نگاه خیره مردانه در سینمای دهه نود ایران چگونه صورت بندی شده است؛ بدین منظور نظریه لورا مالوی به عنوان چارچوب مفهومی برگزیده شده است و نگاه خیره در سه سطح درون روایتی، دوربین و تماشاگر مطالعه خواهد شد. حجم نمونه شامل 15 فیلم از سینمای ایران در این دوره است که به شیوه هدفمند انتخاب شده اند و روش تحلیل، نشانه شناسی جان فیسک است. نتایج نشان می دهد که زنان در سینمای دهه نود در انقیاد نگاه مردانه بازنمایی می شوند؛ در سطح درون روایتی نگاه حامیانه، نگاه مشتاقانه، نگاه قدرت محور، نگاه مستأصل، نگاه خودبرتربینانه، نگاه متعجب و در سطح دوربین و در سطح تماشاگر نگاه خنثی، نگاه خودبرتربینانه و نگاه ابزاری تشکیل دهنده این نگاه هستند. نگاه خیره مردانه، مسئله ای اجتماعی در سینمای دهه نود محسوب می شود.
۷۴.

موانع توسعه صنعت در عصر صفوی: تحلیلی بر اساس نظریه جامعه کوتاه مدت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۵۵
مقدمه: مقارن با رنسانس در اروپا و شکلگیری گام های آغازین در گسترش صنعت، در ایران، تمدن بزرگ و باشکوه صفوی پس از دوره ای طولانی از نابسامانی به قدرت رسید. در این دوره، برخی فعالیت های صنعتی در ایران هم پای اروپا و در مواردی حتی برتر از آن صورت می گرفت و زمینه های گسترش صنعت در ایران فراهم بود. با این حال، ایران نتوانست تحولات صنعتی مشابه اروپا را تجربه کند. این پژوهش به دنبال این است که دلایل این رخداد را بر مبنای نظریه جامعه کوتاه مدت، بررسی کند. براساس این نظریه، انباشت درازمدت سرمایه، مالکیت و نهادهای اجتماعی در ایران به دلیل ناامنی و بی ثباتی سیاسی، دشوار بوده است.روش: این پژوهش با توجه به ماهیت موضوع به روش تاریخی انجام شده است. تحقیق تاریخی که در زمره پژوهش های نظری قرار می گیرد، مبتنی بر اسناد و مدارک است. برهمین اساس، در این پژوهش تلاش شده است با مراجعه به اسناد اصیل به ویژه، سفرنامه های سیاحان اروپایی، داده های مورد نیاز برای آمون نظریه جامعه کوتاه مدت، جمع آوری و تحلیل شود.یافته ها: براساس یافته های تحقیق، در عصر صفوی، کارگاه های سلطنتی نقش مهمی در حیات اقتصادی کشور داشتند. این کارگاه ها تحت نظارت مستقیم دربار فعالیت می کردند و صنایع مختلفی از جمله نساجی، قالی بافی، اسلحه سازی و کوزه گری را شامل می شدند که در مواردی حتی از برخی مشابه های اروپایی نیز برتر بودند. یافته ها نشان می دهند، ناامنی در مناصب حکومتی و ثروتمندان، مهم ترین مانع گسترش صنعت بود. در نظام پادشاهی ایران، شاه، دارای فرّه ایزدی و قدرت مطلق بود و هیچ کس نمی توانست او را محدود کند. این امر منجر به ناامنی مالکیت و ثروت می شد، زیرا شاه می توانست هر زمان اموال و املاک افراد را مصادره کند. این ناامنی، انباشت سرمایه را غیرممکن می ساخت. شاهان صفوی با انباشت ثروت در خزاین سلطنتی، جلوی گردش سرمایه را می گرفتند. این امر منجر به کمبود سرمایه مالی می گردید و بحران اقتصادی را تشدید می کرد. صرافان و تاجران خارجی نیز با خارج کردن سرمایه از کشور، این بحران را عمیق تر می کردند.نتیجه گیری: صنعتی شدن خواست اساسی تمام کشورهای دنیاست اما این مهم مستلزم زمینه های تاریخی است. علیرغم اینکه در برهه ای حساس از تاریخ، تمدن بزرگ صفوی در ایران به قدرت رسید که می توانست پایه های صنعت را در ایران پی ریزی نماید؛ اما به دلیلِ مختصاتِ جامعه کوتاه مدت، این امر تحقق نیافت و ایران هیچ گاه نتوانست همپای ممالک اروپایی به گسترش فعالیت های صنعتی بپردازد.
۷۵.

تعارض هویت حرفه ای و جنسیتی؛ مقایسه ای میان دختران شاغل و تحصیل کرده ۲۵تا۳۵ساله تهرانی و استانبولی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۷
مقاله حاضر[1] جدال نقش سنتی زنانه در مواجهه با نقش های حرفه ای و شغلی جامعه مدرن در میان دختران ساکن در تهران و استانبول و چگونگی تاثیرات هویتی این فرآیند را در ترجیحات و انتخاب های زنان این دو جامعه که از نقاط مشترک تاریخی، فرهنگی، جغرافیایی و دینی برخوردارند، بررسی کرده است. پرسش آغازین این بود که دختران ایرانی و استانبولی شاغل و تحصیل کرده هویت خود را چگونه تعریف می کنند؟ چهارچوب نظری این تحقیق برگرفته از آرای ریچاردجنکینز و آنتونی گیدنز و نظریه نمایشی گافمن است. این پژوهش با توجه به ماهیت موضوع با روش ترکیبی انجام شد، در بخش کیفی مصاحبه های نیمه ساخت یافته با نمونه های مورد نظر شامل دختران شاغل و تحصیل کرده در رده سنی 25 تا 35سال در دو شهر تهران واستانبول انجام شد. سپس با استفاده از مفاهیم استخراج شده در بخش کیفی، پرسشنامه ای با 63سوال تنظیم، توزیع و داده ها گردآوری شد. با توجه به یافته های بخش کیفی و کمی این پژوهش دختران استانبولی و تهرانی تحصیل کرده بالاتر از 35سال در عرصه عمل میان زندگی خصوصی و زندگی عمومی شکافی از تنش و تناقض می بینند، چرا که کسب و حفظ استقلال، هدف بسیار مهمی در کنش های اجتماعی آنان در داخل و خارج از خانه است، اما بیشتر آنان نتوانسته اند بین هویت حرفه ای و هویت جنسیتی خود یکی را برگزینند، بلکه به رغم تضادهای موجود بین این دو هویت، آنان در تلاشند هر دو را در زندگی خود به طور همزمان به دست آورند. [1] . مقاله حاضر برگرفته از پایان نامه با همین عنوان برای رشته جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی گرمسار است.
۷۶.

بازآفرینی فردی و اجتماعی زنان متأهل در بازگشت به تحصیلات دانشگاهی: مطالعه ای کیفی در دانشگاه یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۲۵
اهداف: پژوهش حاضر به تبیین درک و تجربه فرآیند بازآفرینی فردی و اجتماعی زنان متأهل با بازگشت به تحصیل در دانشگاه یزد می پردازد. بازآفرینی فردی و اجتماعی زنان از طریق تحصیلات دانشگاهی به فرآیندی گفته می شود که در آن زنان با بهره گیری از تحصیل به بازنگری در توانایی ها و نقش های خود دست می زنند که رشد و توسعه فردی و اجتماعی آن ها را به همراه دارد. این پژوهش به این دلیل حائز اهمیت است که در شرایطی که بسیاری از زنان با ازدواج و به دلایل گوناگون تحصیل را رها می کنند و فرصت های پیشرفت آن ها محدود می شود بازگشت به دانشگاه به زنان این امکان را می دهد تا ضمن بازتعریف خود، به تقویت جایگاه اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی فردی دست یابند. روش مطالعه: روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش کیفی، راهبرد نظریه داده بنیاد و رهیافت ساخت گرایانه چارمز است. مشارکت کنندگان 26 نفر از زنان متأهل در حال تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری که پس از چند سال دوباره به تحصیل بازگشتند، از طریق نمونه گیری گلوله برفی با حداکثر تنوع انتخاب شدند. داده ها توسط مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته در سه مرحله اولیه، کانونی و نظری در قالب چهارده کد اولیه، شش کد کانونی و یک کد نظری دسته بندی شد. یافته ها: در فرآیند تحلیل و کدگذاری به کدهای کانونی خویشتن باوری، تحقق منزلت اجتماعی و اقتصادی، بهبود کیفیت زندگی و معنابخشی، تجربه دانشگاهی به عنوان زمینه تحول، استقلال فکری و تعادل در ارزش ها، مدیریت زندگی در بستر نقش های چندگانه رسیدیم. بازآفرینی فردی و اجتماعی به عنوان کد نظری ساخته شد. نتیجه گیری: براساس یافته ها زنان متأهل با تجربه دانشگاه به عنوان زمینه تحول از طریق تحصیل به خویشتن باوری رسیده اند که برای آن ها بهبود کیفیت زندگی و معنابخشی همچنین مدیریت زندگی در بستر نقش های چندگانه را به همراه داشت. این زنان توانسته اند با استفاده از تحصیل در افکار و اعمالشان در زندگی به استقلال فکری و تعادل در ارزش ها دست یابند و در کنار فراگیری دانش انتظار تحقق منزلت اجتماعی و اقتصادی از تحصیل دارند.
۷۷.

تبیین پیشران های کلیدی توسعه گردشگری ورزشی در استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۹۳
هدف: گردشگری ورزشی به عنوان یکی از شاخه های پرطرفدار صنعت گردشگری، امروزه نقش مهمی در توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مناطق مختلف ایفا می کند. استان خوزستان با داشتن جاذبه های طبیعی و تاریخی فراوان، پتانسیل بالایی برای توسعه این نوع گردشگری دارد. با این حال، تحقق این پتانسیل نیازمند شناسایی و تبیین پیشران های کلیدی است که می توانند به توسعه گردشگری ورزشی در این استان کمک کنند. در همین راستا پژوهش حاضر با رویکرد آینده پژوهی، به تحلیل نقش کلیدی پارامترهای موثر بر توسعه گردشگری ورزشی در استان خوزستان پرداخته است.روش: پژوهش حاضر با هدف کاربردی و با رویکردی توصیفی-تحلیلی انجام شده است. برای جمع آوری داده ها، از منابع و اسناد کتابخانه ای و همچنین پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری این مطالعه را 50 نفر از کارشناسان حوزه گردشگری و ورزش در استان خوزستان تشکیل می دهند..یافته های پژوهش: این پژوهش با استفاده از روش های دلفی و ماتریس میک مک، ۲۵ عامل کلیدی و مؤثر بر توسعه گردشگری ورزشی در استان خوزستان را از میان ۴۰ پارامتر اولیه شناسایی کرده است. نتایج نشان می دهد که مهم ترین عوامل دارای تأثیر مستقیم بر این حوزه شامل احداث هتل برای درآمدزایی، بررسی زیرساخت های گردشگری ورزشی و وجود امکانات تفریحی و ورزشی هستند. همچنین، عوامل با تأثیر غیرمستقیم، به ترتیب اهمیت، شامل احداث هتل، بررسی زیرساخت های گردشگری ورزشی و کیفیت محیط زیست می باشند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، توسعه گردشگری ورزشی در استان خوزستان در وضعیت بحرانی قرار دارد، اما این تحقیق می تواند به عنوان راهنما عمل کند.
۷۸.

عدالت اجتماعی در توسعه شهری: بازخوانی طرح جامع شهر جدید پرند از منظر حق به شهر هانری لوفور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۲۶۰
شهرهای جدید به عنوان یکی از راهبردهای اجرایی سیاست شهرسازی برای کاهش فشار بر شهرهای مادر و پاسخ گویی به نیازهای جمعیتی در اوایل دهه ۱۳۷۰ ه .ش. ساخته شدند. با این حال، طراحی و اجرای این شهرها بیش تر با چالش هایی در حوزه عدالت اجتماعی و فضایی روبه رو بوده است. شهر جدید پرند به عنوان یکی از مهم ترین این نمونه ها، دارای مسائلی در زمینه توزیع خدمات، کیفیت زیرساخت ها و دسترسی عادلانه به امکانات شهری است. این مقاله طرح جامع شهر جدید پرند را از منظر نظریه حق به شهر هانری لوفور بازخوانی می کند. پرسش اصلی پژوهش بر واکاوی عدالت فضایی در تخصیص منابع شهری، کیفیت زیرساخت ها و میزان مشارکت شهروندان در فرآیندهای برنامه ریزی متمرکز است. پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده و از فنون کیفی برای تحلیل داده ها بهره گرفته است. یافته ها نشان می دهند که شکاف معناداری میان برنامه ریزی شهری و نیازهای شهروندان وجود دارد که این مسئله به تشدید نابرابری فضایی منجر شده است. در پایان، بر اساس مبانی نظری لوفور، پیشنهاداتی برای تقویت رویکرد عدالت محور در توسعه شهری پرند ارائه شده است.
۷۹.

نقش آموزه های معنوی در توانمندسازی اجتماعی و سبک زندگی: تحلیل تطبیقی مثنوی معنوی و آثار کاترین پاندر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۶
تحول سبک زندگی و توانمندسازی اجتماعی از مهمترین چالش های جوامع معاصر است و تحلیل نقش مؤلفه های معنوی در این حوزه می تواند به ارائه چارچوب های نُوین فرهنگی و تربیتی کمک کند. روش تحقیق از نظر هدف بنیادی از بُعد ماهیت کیفی-تحلیلی با رویکردی تطبیقی به واکاوی آموزه های توانمندسازی، خودباوری، دعا، عشق الهی و سبک زندگی در مثنوی معنوی مولانا و آثار کاترین پاندر می پردازد. پژوهش با هدف، تبیین سازوکارهای معنوی مؤثر بر ارتقای کیفیت زندگی فردی و تعاملات اجتماعی، وجوه اشتراک و افتراق این دو دستگاه فکری در زمینه تحول اجتماعی و بهبود نگرش فرهنگی است. یافته ها نشان می دهد که هر دو منظومه باتأکیدبر اتصال انسان به منبع معنا/هستی، بر ایجاد نگرش مثبت، تقویت عاملیت فردی، افزایش مشارکت اجتماعی و اصلاح سبک زندگی تأکید دارند؛ با این تفاوت که مولانا نگاه شهودی–عرفانی و پاندر دیدگاه کاربردی–روان شناختی به توانمندسازی ارائه می دهند. این نتایج می تواند مبنایی برای طراحی برنامه های آموزشی، مداخلات روان - اجتماعی و سیاست گذاری های فرهنگی در جهت ارتقای کیفیت زندگی قرار گیرد.
۸۰.

بررسی میزان گرایش به خرافات و عوامل مؤثر بر آن در بین زنان شهر مریوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۴۲
هر از چند گاهی داستان هایی در مورد باورهای خرافی مانند نحسی عدد 13 می شنویم. هدف این مطالعه بررسی میزان گرایش به خرافات و عوامل مؤثر بر آن در بین زنان شهر مریوان است. جامعه آماری پژوهش حاضر تمامی زنان 18 تا 50 سال شهر مریوان هستند که با توجه به سرشماری عمومی 1395 ه .ش. و فرمول کوکران حجم نمونه 309 نفر برآورد گردید؛ از روش نمونه گیری خوشه ای و در دسترس جهت جمع آوری داده ها در محلات شهر (دارسیران، بلچه سور و جنگل بانی) استفاده گردید. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه های گرایش به خرافات فروغی مقدم (1388)، از خودبیگانگی اجتماعی ملوین سیمن و پرسش نامه دین داری گلاک و استارک می باشد. یافته ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند که نتایج نشان داد 38/0 درصد واریانس مربوط به گرایش به خرافات توسط مؤلفه دین داری و 16/0 درصد توسط مؤلفه از خودبیگانگی اجتماعی تبیین می شود. بین دو گروه مستقل شاغل و غیر شاغل در گرایش به خرافات تفاوت معنی داری وجود دارد، رابطه بین سطح تحصیلات و گرایش به خرافات معنی دار نیست. بر این مبنا نتایج نشان می دهد که مؤلفه هایی هم چون ابعاد پیامدی و مناسکی دین داری می توانند پیش بینی کننده خرافات باشند، هم چنین انزوا و تنفر در از خودبیگانگی اجتماعی به عنوان پیش بینی کننده های خرافات هستند. هرچند که میزان تحصیلات ارتباطی با گرایش به خرافات ندارد با این وجود، افرادی که شاغل هستند کم تر به خرافات توجه دارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان