فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۳۹۷ مورد.
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۵)
199-226
حوزههای تخصصی:
نیچه یکی از متفکران رادیکال و بن فکنی است که از رهگذر نقد اخلاق بردگی، اخلاق سروری را که در هیأت و هیبت ابرانسان متجلی و متبلور می شود مطرح می کند. ابرانسان به نزد نیچه، چرخ خودچرخی است که با پشت پا زدن به ارزشهای واپسین انسان و اخلاق بردگی مترتب بر آن، ارزشهای مترتب بر اخلاق سروری را که دربرگیرنده مؤلفه هایی چون تکینگی، آفرینندگی و خودآیینی است متحقق می کند. کیرکگور نیز به مثابه متفکری فردگرا و سیستم ستیز در تلاش است که همچون نیچه، تکنیگی؛ فردیت، کنشگری و گزینشگری آدمی را از چنگال نظام های متصلب اخلاقی و اجتماعی رها و آزاد کند. یافته پژوهش حاکی از آن است که در مقام مقایسه و تطبیق آراء نیچه و کیرکگور، می توان این سخن را به میان آورد که به رغم شباهت دیدگاه نیچه و کیرکگور در باب ضرورت رهایی و خلاصی فردیت و تکینگی آدمی از چنگال اخلاق، جامعه و فرهنگ، سورن کیرکگور بر خلاف نیچه که متفکری طبیعت گرا و زمینی است، از منظر و موضعی ایمانی سعی در احیاء اگزیستانس(هستی منحصر به فرد و تکرارناپذیر آدمی)، شور و عاملیت و فاعلیت آدمی دارد.
نقش فرهنگ استفاده از شبکه های اجتماعی در طلاق عاطفی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
87 - 98
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش فرهنگ استفاده از شبکه های اجتماعی در طلاق عاطفی زنان بود. جامعه آماری زنان متأهل 50-18ساله در سال 1403 در شهر تهران بود. نمونه پژوهش، شامل 25 نفر منتخب از بین جامعه پژوهش بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و از طریق مصاحبه عمیق مورد مطالعه قرار گرفتند. روش پژوهش کیفی با استفاده از تحلیل به روش گراندد تئوری بود. نتایج این مطالعه نشان داد مشارکت کنندگان زن به دلایلی همچون؛ ارضای حس کنجکاوی خود، ترس از عدم همرنگی با عرف جامعه و دوستان، احساس کمبودهای خاص در زندگی و هم چنین جذابیت های موجود در شبکه های مجازی ، به عضویت این شبکه ها درمی آیند. سپس تحت شرایطی همچون اعتیاد به فضای مجازی، پیروی از هنجارهای مجازی، ازبین رفتن قبح روابط فرازناشویی و هنجارهای زندگی زناشویی مرسوم را نادیده می گیرند و دچار تنش در رابطه عاطفی زناشویی می شوند. هم چنین استفاده نامطلوب از شبکه های اجتماعی پیامدهای ناگواری برای خانواده ها دارد. یکی از مهم ترین آسیب های مترتب با شبکه های اجتماعی، نقش آن ها در کاهش روابط زناشویی و افزایش میزان طلاق است. ادامه چنین روندی منجر به خیانت زناشویی و مشکلات عدیده خانوادگی و در نهایت طلاق عاطفی و طلاق رسمی می شود. هم چنین شبکه های اجتماعی ضمن اعمال قدرت نرم در تغییر فرهنگی، نقش مهمی در آسیب های خانواده برعهده دارند.
تحلیل تغییرات بهره وری و شناسایی عوامل مؤثر بر آن در صنعت پتروشیمی
منبع:
جامعه شناسی صنعتی سال اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
39 - 58
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بهره وری یکی از راهکارهای اصلی دستیابی به رشد اقتصادی در شرایط محدودیت منابع تولیدی است که نه تنها در کارایی و اثربخشی فرآیندهای تولیدی تأثیر دارد، بلکه به طور مستقیم بر کیفیت زندگی و رفاه اجتماعی نیز تأثیرگذار است. بهبود بهره وری می تواند موجب افزایش درآمد واقعی، تقویت توان خرید کالاها و خدمات، بهبود شرایط مسکن و آموزش، افزایش زمان فراغت و ارتقای برنامه های اجتماعی و زیست محیطی شود. هدف این پژوهش، اندازه گیری بهره وری و شناسایی عوامل مؤثر بر تغییرات بهره وری در صنعت پتروشیمی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است.روش: این پژوهش از نوع کمی است که با استفاده از شاخص هیکس-مورستین و تحلیل پوششی داده ها به اندازه گیری تغییرات بهره وری پرداخته و سپس از تحلیل رگرسیون برای شناسایی عوامل مؤثر بر تغییرات بهره وری استفاده می کند. جامعه آماری، شامل بنگاه های فعال در صنعت پتروشیمی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. نمونه مورد مطالعه ۱۴ شرکت پتروشیمی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بودند که از سال ۲۰۱۰ به بعد فعالیت داشته اند، و به روش نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مراجعه به وب سایت کدال (پایگاه اطلاعاتی گزارش های مالی شرکت ها) جمع آوری و گزارش های مالی شامل ترازنامه ها، صورت های سود و زیان و سایر اطلاعات مرتبط با متغیرهای مورد مطالعه برای هر یک از شرکت ها استخراج شد. جهت اندازه گیری بهره وری، از شاخص هیکس-مورستین استفاده شد که ترکیبی از ورودی ها و خروجی ها را استفاده می کند. به علاوه، برای اندازه گیری تغییرات بهره وری، روش تحلیل پوششی داده ها به کار رفت تا کارایی نسبی هر شرکت مورد ارزیابی قرار گیرد و سپس با استفاده از شاخص هیکس-مورستین تغییرات بهره وری آنها محاسبه شود. اما برای تحلیل اثرات متغیرهای مختلف بر تغییرات بهره وری از رگرسیون حداقل مربعات تعمیم یافته (GLS) استفاده گردید.یافته ها: نتایج نشان داد، بیشترین رشد بهره وری مربوط به شرکت پتروشیمی فارابی در سال 1397 با نرخ 723/2 بود. همچنین، میانگین بهره وری شرکت ها در طی دوره ده ساله برابر با 024/1 به دست آمد که بیشتر از یک است و نشان دهنده افزایش بهره وری شرکت ها در این دوره است. همچنین نتایج نشان داد، سرمایه انسانی، سرمایه مالی و باز بودن تجاری تأثیر معناداری بر تغییرات بهره وری دارند.نتیجه گیری: بهره وری در صنعت پتروشیمی از طریق سرمایه گذاری در سرمایه انسانی و مالی بهبود می یابد. در این راستا، سیاست ها، برنامه ها و برنامه ریزی های کوتاه مدت و بلندمدت دولت می تواند تأثیرگذار باشد. بعلاوه، لزوم توجه به توسعه منابع انسانی، تقویت سرمایه گذاری های مالی و ارتقای سطح تجارت بین المللی در بهبود بهره وری صنعت پتروشیمی تأکید می شود.
پیش بینی کیفیت زندگی کارکنان بر اساس سرمایه روان شناختی و مشارکت در تصمیم گیری
منبع:
جامعه شناسی صنعتی سال اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
214 - 228
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در دنیای صنعتی معاصر، زندگی شغلی انسان ها عمدتا در درون سازمان ها در تعامل با همکاران می گذرد. کیفیت زندگی کارکنان به عنوان برداشت ذهنی و درک کارکنان از مطلوبیت فیزیکی و روانی محیط کار، به صورت گسترده بر بهره وری سازمانی که هدف نهایی هر سازمان است تاثیر می گذارد. برهمین اساس، توجه به کیفیت زندگی کارکنان، عموما مورد توجه مدیران سازمانی است و تلاش می شود با بهبود آن، اهداف سازمانی محقق گردد. کیفیت زندگی کارکنان، متاثر از گستره ای از عوامل مختلف است. با توجه به وسعت سازمان ها در ایران و اهمیت کیفیت زندگی کارکنان در تقویت بهره وری در کشور، پژوهش حاضر به دنبال آن است که اثر سرمایه روانشناختی و مشارکت در تصمیم گیری را بر کیفیت زندگی کارکنان سازمان تامین اجتماعی بررسی کند.روش: این پژوهش از نوع پیمایشی می باشد. جامعه آماری،600 نفر از کارکنان سازمان تامین اجتماعی استان کهگیلویه و بویراحمد بودند که 220 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت سنجش سرمایه روانشناختی از ترکیب چهار پرسشنامه امیدواری (اشنایدر و همکاران، 2002)، خوشبینی (شیر و کارور، 2002)، تاب آوری (بلاک و کریمن، 1996) و خودکارآمدی (پارکر، 1998) استفاده گردید. برای سنجش کیفیت زندگی از پرسشنامه پیترسون و هانت(2010)، و برای مشارکت در تصمیم گیری از پرسشنامه پارنل و بل (1994) استفاده گردید. تمام این پرسشنامه ها از اعتبار و پایایی مطلوبی برخوردارند.یافته ها: بر اساس نتایج پژوهش، کیفیت زندگی کارکنان برروی دامنه نمرات 15-3 با میانگین واقعی 9 برابر با 7/9 است که نشان می دهد کیفیت زندگی کارکنان سازمان تامین اجتماعی در سطح متوسط است. به علاوه، یافته های تحلیلی تحقیق نشان می دهند، رابطه مثبت و معناداری بین سرمایه روانشناختی و مشارکت در تصمیم گیری با کیفیت زندگی وجود دارد و این دو متغیر قادر هستند 24 درصد واریانس کیفیت زندگی را تبیین کنند.نتیجه گیری: افرادی که از سرمایه روانشناختی بالاتری برخوردار هستند معمولا دارای مهارت هایی از قبیل مقاومت در برابر استرس، انعطاف پذیری و ارتباطات بهتری هستند. این افراد ممکن است بهترین تصمیمات را در مواجهه با چالش ها بگیرند و در نهایت از رضایت بالاتری برخوردار باشند که مجموع این موارد به بهبود کیفیت زندگی آنان کمک می کند. همچنین، با افزایش میزان مشارکت کارکنان در تصمیم گیری های سازمانی، احساس کنترل و اثربخشی در فرایندهای سازمانی در آنان افزایش یافته و این امر باعث افزایش سطح رضایت و به تبع آن افزایش کیفیت زندگی آنان می شود.
جامعه شناسی خصوصی سازی عدالت کیفری و فرصت ها و چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۵)
145-166
حوزههای تخصصی:
عدالت کیفری یکی از مهم ترین نهادهای اجتماعی است که وظیفه حفظ نظم و امنیت جامعه و اجرای عدالت را بر عهده دارد. در نظام های حقوقی مدرن، دولت مسئول ارائه خدمات عدالت کیفری است. بااین حال، در سال های اخیر شاهد افزایش روند خصوصی سازی عدالت کیفری در سراسر جهان هستیم. در این مقاله درصدد هستیم که به این سؤال پاسخ دهیم که خصوصی سازی عدالت کیفری به مثابه پروبلماتیک اجتماعی چه فرصت و چالش هایی به دنبال دارد. یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که به صورت کلی دو دیدگاه کلی در حوزه خصوصی سازی عدالت کیفری مطرح می شود؛ استدلال اصلی در دیدگاه نخست یا نئولیبرالی این است خصوصی سازی موجب افزایش کارایی و صرفه جویی در هزینه، نوآوری، قرارداد مبتنی بر عملکرد، انعطاف پذیری، کاهش بوروکراسی، تخصص محوری و کاهش انحصارت دولتی می شود؛ در مقابل، دیدگاه دوم یا کالایی سازی عدالت کیفری مطرح می کند که کالایی سازی عدالت کیفری سبب سلب عدالت و آزادی، کاهش خدمات، ساده سازی، بی ثباتی، فقدان پاسخ گویی، تضاد منافع و سلب اعتماد عمومی می شود. در این مقاله، با بهره گیری از روش توصیفی و تحلیلی به بررسی خصوصی سازی عدالت کیفری و دیدگاه های متباین بپردازیم.
جنبش دانشجویی و غیریت سازی سیاسی؛ چگونه دانشجویان در دهه پایانی سلطنت پهلوی دوم از دوقطبی کردن فضای دانشگاه به عنوان ابزاری برای مبارزه با رژیم استفاده می کردند؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترسیم مرز بین دوست و دشمن یکی از سازوکارهای برساخت هویت های جمعی و انسجام گروهی و ملی است و این حاکم یک نظم سیاسی است که از اختیار چنین مرزکشی ای برخوردار است. در یک وضعیت انقلابی مردم معترض چنین مشروعیتی را برای حاکم قائل نیستند و خود در پی ترسیم مرزی اند که حاکم را به عنوان «آن ها» و مردم را به عنوان«ما» قلمداد می کند. این مقاله با بهره گیری از روش اسنادی و مطالعه پژوهش ها، مصاحبه ها و اسناد مربوطه، در پی پاسخ به این سؤال است که دانشجویان شهر تهران در دهه پایانی سلطنت پهلوی دوم به چه شیوه هایی به این غیریت سازی سیاسی دامن می زدند و چگونه فضای دانشگاه را بر اساس دوقطبی های سیاسی بین دانشجویان و رژیم سیاسی مستقر سازماندهی می کردند. یافته های تحقیق نشان می دهد که ترجمه امور صنفی به امور سیاسی نقش مؤثری در برساخت، تثبیت و بازتولید این دوقطبی داشته است. خلط مرزهای امر صنفی و سیاسی باعث سیال و مبهم شدن علت اعتراض و نارضایتی می شد و این ابهام، سیاسی شدن و سیاسی ماندن فضای دانشگاه ها را تشدید می کرد. به واسطه چنین شکلی از تشدید تضادها و تنش های سیاسی، هر عملی که نشان از کوچک ترین ارتباطی با رژیم مستقر یا مسئولین امر داشت، به سازش کاری یا خیانت تعبیر می شد. آن چه در چنین شرایطی مغفول می ماند پرداختن به این سؤال است که آیا باید همه اختلافات را معضلی آنتاگونیستی دانست و یا می توان بخشی از نارضایتی ها را در چارچوب موجود حل و فصل نمود. پرداختن یا نپرداختن به این سؤال، تأثیر پایداری بر فرهنگ سیاسی جامعه خواهد داشت.
تحلیل شبکه های مضمونی روزنامه قانون: اصلاح ایران با جامع آدمیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«روزنامه قانونِ» میرزاملکم خان به عنوان یکی مهمترین آثار موثر در انقلاب مشروطه شناخته می شود؛ به نحوی که بسیاری از روشنفکران با رجوع به محتوای شناختی آن در فعالیت های انقلاب مشروطه مشارکت داشته اند. اینکه تحولات اجتماعی از دوران پیشامشروطه تا دوران پسامشروطه از دریچه کدام شناخت مضمونی رخ داده است، بررسی علمی روزنامه قانون را ضروری می نماید. به همین منظور با استفاده از روش «تحلیل شبکه های مضمونی» آتراید-استرلینگ، تمام شبکه های مضمونی این روزنامه کشف، توصیف و تفسیر شد. یافته ها نشان می دهد روزنامه قانون دارای 108 مضمون پایه، 19 مضمون سازمان دهنده و 4 مضمون فراگیر است. مضامین فراگیرِ «ایران: محوری ترین دغدغه»، «حکومت: تقدیس پادشاهی و تخریب دولت»، «قانون خواهی: مهمترین مطالبه» و «آدمیت: ترکیب آموزه و سیاست» هر کدام یک شبکه مضمونی را تشکیل داده است. علاوه براین، براساس نسخه پیشرفته روش آتراید-استرلینگ، با ترکیب و استنتاج از 4 مضمون فراگیر فوق یک مضمون ابر فراگیر «اصلاح ایران با جامع آدمیت» کشف و تفسیر شد. نتایج تحقیق نیز نشان می دهد، با اینکه نام روزنامه، قانون است و قانون خواهی مهمترین مطالبه آن است، ولی شبکه مضامین اصلی به کار گرفته شده در روزنامه حول «جامع آدمیت» شکل گرفته اند؛ و قانون صرفاً یکی از جنبه های مضمونی این جامع است. جامع آدمیت نیز مسیر اصلی پیشنهاد شده برای اصلاح ایران است که ترکیبی از آموزه های اخلاقی و رفتاری با کنش های سیاست ورزانه جهت دار (معطوف به بخشی از حکومت یعنی وزرا) مطابق با «اصول آدمیت» است.
بحران مفهومی قانون به مثابه بنیاد اساسی مسائل اجتماعی نظام حقوقی - قضایی ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
135 - 150
حوزههای تخصصی:
مفهوم قانون در ایران معاصر مبتنی بر چالشی بنیادین تکوین پیدا میکند که حاکی از نوعی واگرایی مفهومی است؛ چرا که مفهوم قانون در تلقی مدرن مبتنی بر رویکردی اومانیستی و سکولار است و ماهیتی اتونوم دارد. مصدر قانون عقل عملی محض است که به تعبیر کانت از هر آنچه غیر از خود عقل است مستقل شده، و به همین دلیل از منابع دینی و وحیانی نیز استقلال تام و تمام دارد و وابستگی به شریعت هویت اتونوم آن را مخدوش می سازد. از طرف دیگر قواعد شرعی کاملا متکی بر منابع وحیانی هستند و مصدر آنها اراده ی الهی است و استقلال آنها از منابع دینی، هویت الهی آنها را زیر سوال میبرد. این واگرایی مفهومی جمع دو نظام هنجاری مدرن و اسلامی را در یک جامعه از نظر منطقی غیرممکن می سازد و از همین رو به مثابه ی ریشه ی مسائل اجتماعی نظام حقوقی – قضایی ایران معاصر قابل بیان است؛ چالشی که زمینه ی مسائل و آسیب های اجتماعی متعدد و متنوعی را به دلیل عدم تناسب دو نظام هنجاری واگرا فراهم میکند؛ مسائلی چون دوگانگی در ارزش های اجتماعی و سبک زندگی، از هم گسیختگی در نظام تربیتی و آموزشی و قضایی، عدم انسجام و کارآمدی دستگاه عدالت کیفری و بحران هویتی جامعه ی ایرانی، از جمله مهمترین مسائلی است که ریشه در چالش مفهومی قانون دارد و حل این مسائل نیز وابسته به بازخوانی عمیق و حل ریشه ای این چالش مفهومی است.
فرانظریه پردازی کالایی سازی آموزش عالی در دانشگاه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی نهادهای اجتماعی دوره ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵
213 - 249
حوزههای تخصصی:
اهداف: نهاد آموزش، نقشی حیاتی در شکل دهی به اذهان و مهارت های نیروی انسانی ایفا می کند. در سال های اخیر، رویکرد سرمایه دارانه به آموزش و تجاری سازی دانشگاه ها تغییرات عمده ای در ساختار و عملکرد نظام های آموزشی ایجاد کرده است. این تغییرات که در قالب کالایی سازی دانش نمود یافته اند، دانش را از یک دستاورد انسانی به یک کالای مصرفی تبدیل کرده اند. مقاله حاضر که با هدف ارائه تحلیلی فراگیر از نظریه های مرتبط با کالایی سازی آموزش تدوین شده، به بررسی پدیده کالایی سازی دانش در بستر نظام های اقتصادی و فرهنگی می پردازد و تعامل پیچیده میان اقتصاد لیبرالی و نظام آموزشی را تحلیل می کند. روش مطالعه: این مقاله از رویکردی بازاندیشانه و فرانظری بهره می گیرد. این رویکرد نه تنها امکان ارزیابی انتقادی و تطبیقی نظریه های موجود را فراهم می کند، بلکه چشم اندازی نوین برای فهم بهتر پیامدهای کالایی سازی بر نهاد آموزش و تأثیرات آن بر تحولات ساختاری و فرهنگی ارائه می دهد. برای این منظور محقق با مطالعه و بررسی 4 نظریه و تحلیل یافته های 26 مقاله، به کاوش در جریان کالایی سازی دانش پرداخته است. یافته ها: کالایی سازی دانش، با اشاعه عرضه و تقاضا، تعامل صنعت و آموزش و تعریف دانش در چارچوب منطق بازار، تقویت شده است. پیامدهای آن شامل عدم تعادل در عرضه و تقاضای آموزشی، تضادهای اجتماعی ناشی از مدرک گرایی و تغییر ارزش های فرهنگی است. این شکل از دانش زدایی و بازکالایی دانش می تواند به تغییرات فرهنگی، قانونی و تکنولوژیکی منجر شود و ساختارهای اجتماعی را بازتعریف کند. نتیجه گیری: کالایی سازی دانش، فرآیندی پیچیده و پویا است که پیامدهای مثبت و منفی داشته باشد و تعاملات اجتماعی، نظام آموزشی و بازار کار را تحت تأثیر قرار دهد. مضامین فراگیر و سازمان دهنده مؤلفه های آن، در این مطالعه می تواند به عنوان الگویی مناسب برای سیاست گذاری و تدوین برنامه، چگونگی مواجهه با پیامدهای کالایی سازی و کاربست آن در مراکز دانشگاهی مورد استفاده قرار گیرد.
بررسی پدیده تمارض اجتماعی و زمینه های شکل گیری آن از دیدگاه متخصصان علوم اجتماعی و عامه مردم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمارض اجتماعی به عنوان روشی برای فرار از مسئولیت، پدیده ای است که در زندگی روزمره ایرانیان مشاهده می شود. فهم چیستی و چگونگی زمینه های شکل گیری آن در تعاملات اجتماعی و زندگی روزمره از نگاه خبرگان علوم اجتماعی و عامه مردم و مقایسه این دو دیدگاه هدف اصلی این پژوهش است. از نظرگاه متخصصان، تمارض اجتماعی شامل تعاملات خاصی است که با مسئولیت گریزی به شیوه های متنوعی چون دلیل تراشی و توریه همراه است. این کنش اجتماعی که به انحاء گوناگون در تعاملات روزمره ظهور و بروز پیدا می کند پیچیدگی های خاص خود را دارد و نباید آن را صرفاً به یکی از وجوه آن ساده سازی کرد؛ تحلیل و بررسی مصاحبه های انجام شده نشان می دهند از نظر متخصصین شرایط علّی، زمینه ای و مداخله گرِ متعددی در شکل گیری تم ارض اجتماعی به مثابه راهبردی برای مواجهه با مسئولیت های زندگی و پیامدهای شان درگیر هستند که به نوعی اعتراض به شرایط فرهنگی و اجتماعی را رقم می زنند اما از نظرگاه عمومی تمارض اجتماعی در نوسانی میان از هم گسیختگی و وابستگی اجتماعی، راهبردی برای بقاءء در شرایط آشفتگی اجتماعی است. در واقع کاهش سرمایه اجتماعی از یک سو و وجود انگیزه های بسیار برای انتقام از جامعه از سوی دیگر، افراد را به مسئولیت گریزی و شانه خالی کردن از انجام وظایف قانونی و اخلاقی و به بیانی دیگر پناه بردن به تمارض اجتماعی سوق می دهد. این پژوهشِ کیفی نشان می دهد برداشت های عمومی مؤید دیدگاه های تخصصی است؛ با این تفاوت که در دیدگاه های تخصصی میان خبرگان علوم اجتماعی تأکید بر روی پدیده محوریِ اعتراض به شرایط فرهنگی و اجتماعی است ولی در دیدگاه های عمومی میان عامه مردم تأکید بر روی راهبردهای بقاءست که هم بقاءی افراد و هم بقاءی جامعه را در پی دارد.
پزشکی سازی، استعمار بدن زنانه و سرمایه گذاری بر اضطراب تناسلی زنان: مورد مطالعه لابیاپلاستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۶
226 - 207
حوزههای تخصصی:
جراحی های زیبایی از جمله لابیاپلاستی در ایران رو به افزایش است. از آن جا که اندام جنسی در معرض نظارت و قضاوت عمومی نیست، و کسب مقبولیت و شمول اجتماعی با این جراحی موضوعیت ندارد، افزایش تقاضای آن قابل تأمل است و نیاز به بررسی جداگانه دارد. این مطالعه با هدف بررسی نقش جراحان در برساخت اندام جنسی زنانه ایده آل و به هنجارسازی و گسترش مداخلات پزشکی زیبایی با تأکید بر لابیاپلاستی انجام شد. روش مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل محتوا بود و داده ها از ویدیوهای تبلیغاتی با موضوع لابیاپلاستی که در صفحات اینستاگرام 12 پزشک متخصص زنان و زایمان منتشر شده، جمع آوری شد. تعداد نمونه بر اساس شیوه اشباع نظری تعیین شد. در مرحله تحلیل، داده ها کد گذاری، و کدهای مشابه کنار هم قرار داده شدند و از کدهای مشابه، زیرطبقات و طبقات استخراج شدند. یافته های مطالعه نشان داد که پزشکان در ویدیوهای تبلیغاتی شان، در برساخت اندام جنسی زنانه آرمانی مشارکت و از اندام جنسی زنانه که منطبق با شکل ایده آل نباشد، بیماری نمایی می کنند. آن ها برای حل مشکل زنان جراحی لابیاپلاستی را ترویج می کنند و خود را به عنوان قهرمان و منجی به تصویر می کشند که با جراحی، طیف وسیعی از مشکلات جسمی، روانی و اجتماعی زنان را حل می کنند. بررسی ویدیوهای تبلیغاتی جراحان نشان می دهد که با پزشکی شدنِ زیبایی اندام جنسی زنانه، نقش پزشک درمانگر به پزشک مشاطه و نقش بیمار به زیباجو تغییر یافته و الگوی جدیدی از رابطه پزشک-بیمار خلق شده است. در تبلیغات لابیاپلاستی، پزشکی به عنوان یک کسب و کار دیده می شود که در آن پزشکان با دور شدن از پروفشنالیسم، به تبلیغ کالای زیبایی مشغولند، منش کاسب کارانه جای گزین آلتروییسم شده و از قواعد و اقتضائات بازار پیروی می کنند. مطالعه حاکی از آن است که پزشکی سازی بدن زنانه، شرایط را برای استعمار بدن زنان فراهم کرده است؛ و با عروج پزشکی تجاری، جراحان با پاتولوژیک نشان دادن زشتی لابیامینور بر اضطراب تناسلی زنان، سرمایه گذاری می کنند.
الگوهای تاب آوری کسب و کارهای گردشگری در بحران های اجتماعی و فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
199 - 218
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف ترسیم الگوی تاب آوری کسب و کارهای گردشگری در بحران های اجتماعی و فرهنگی طراحی گردیده است. در این پژوهش از روش شناسی کیفی تحلیل محتوای عرفی استفاده شده است. مطلعین در این پژوهش بیست و دو نفر از شاغلین و مدیران کسب و کار گردشگری در بخش خصوصی، دولتی و میان بخشی بوده اند که از طریق نمونه گیری هدفمند و بر اساس معیارهایی همچون حداکثر تنوع (سن و جنس، تحصیلات و غیره) انتخاب گردیده اند. شهر شیراز به عنوان میدان مطالعه ی پژوهش حاضر در نظر گرفته شده است. داده های حاصل در این رساله از طریق تکنیک شبکه ی مفهومی مورد تحلیل قرار گرفته اند. نه شبکه ی مفهومی در این پژوهش برساخته شده است. این شبکه ها شامل «استفاده از ظرفیت های موجود در کسب و کار»، «انعطاف پذیری راهبردی و عملیاتی»، «برنامه ریزی صحیح در جهت تأمین منابع موردنیاز سازمان»، «مدل سازی»، «تقویت تاب آوری روانشناختی»، «سیاست گذاری بین الملل»، «سرمایه اجتماعی»، «مدیریت دانش» و «تغییر و نوآوری در کسب و کار» می شود. این مفاهیم، مؤلفه های تشکیل دهنده الگوی تاب آوری کسب و کار در زمان بحران هستند.
واکاوی تجربه زیسته سالمندان روستای سقزچی از رنج اجتماعی: رویکرد چند وجهی نگری روش شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
219 - 240
حوزههای تخصصی:
رنج اجتماعی به نوعی در تمامی اداوار زندگی وجود دارد، اما در دوره سالمندی ماهیت آن بسیار متفاوت است. به همین خاطر، پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته سالمندان در صدد درک مفهوم رنج اجتماعی دوره سالمندی از نگاه سالمندان بوده است. روش این پژوهش براساس رویکرد چند وجهی نگری روش شناختی با لحاظ اتنوگرافی و پدیدارشناسی تفسیری می باشد؛ شیوه نمونه، نمونه گیری هدفمند بوده و با لحاظ قاعده حداکثر تنوع، اشباع نظری با مصاحبه عمیق و حضور در میدان و مشاهدات میدانی از سالمندان روستای سقزچی حاصل آمده است. در رابطه با انواع رنج اجتماعی مقولاتی چون رنج ناشی از ناتوانی در انجام کارها، بیماری و بدن درد، تنهایی و کم رنگ شدن روابط اجتماعی، احساس محرومیت، حس سر بار بودن و در ارتباط با نحوه کنار آمدن سالمندان با سالمندی مقولاتی چون مراوده با همسایگان، خود توانمندسازی سنتی، دلداری سالمندانه، همجوشی با نوه ها حاصل آمد.
فروپاشی زیست کودکانه؛ مطالعه زمینه ای شکل گیری کودکان کار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل جامعه شناختی زمینه های شکل گیری پدیده کودکان کار در شهر مشهد، با تمرکز بر کودکان ایرانی و افغانستانی، انجام شد. روش مطالعه: مطالعه با استفاده از رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ای، به بررسی تجارب و دیدگاه های 10 نفر از کارشناسان و فعالان اجتماعی حوزه کودکان کار و 9 نفر از کودکان کار پرداخت. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و مصاحبه های نیمه ساختارمند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تجزیه وتحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون براساس مدل شش مرحله ای براون و کلارک (2006) صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که شکل گیری پدیده کودکان کار تحت تأثیر سه دسته شرایط اصلی است: شرایط زمینه ای شامل مهاجرت، حاشیه نشینی، خرده فرهنگ های حاشیه ای، باورهای فرهنگی، یادگیری از دوستان، حمایت اجتماعی سوق دهنده و نابسامانی خانوادگی؛ شرایط علّی شامل فقر، درآمدزایی خیابانی، نقش مافیاهای اقتصادی، سودمندی کار کودک برای خانواده و ضعف حمایت های خانوادگی و شرایط مداخله گر شامل نقص نظام حمایتی، ناکارآمدی سیاست های اجتماعی، ضعف برنامه های مداخله ای و اطلاع رسانی نامناسب. در این بستر، کودکان کار تحت فشارهای خانوادگی و در مواجهه با جذابیت های خیابانی به این نوع کار سوق داده می شوند. پیامدهای این وضعیت شامل ترک تحصیل، آسیب های جسمی و روانی و در مواردی اعتیاد کودکان است. نتیجه گیری: مقوله مرکزی مدل پارادایمی استخراج شده نشان داد که پدیده کودکان کار در چارچوب "سوداگری از کودکان در ساختار اقتصادی ناکارآمد" قابل تبیین است. این یافته ها بیان گر آن است که کودکان کار نه تنها قربانی شرایط اقتصادی ناپایدار خانواده، بلکه محصول ضعف ساختاری نظام حمایتی و مداخلات ناکارآمد اجتماعی هستند. درحالی که خیابان به عنوان جایگزینی برای حمایت های رسمی نقش ایفا می کند، سیاست های کنونی نه تنها نتوانسته اند این روند را مهار کنند، بلکه در برخی موارد، با عدم مداخله مناسب، به استمرار آن دامن زده اند.
نقش رهبری اخلاقی و هوش اخلاقی در سوت زنی سازمانی با میانجیگری هویت اخلاقی: مطالعه ای در حوزه اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی مدل علْی سوت زنی سازمانی براساس رهبری اخلاقی و هوش اخلاقی با نقش میانجی هویت اخلاقی انجام گرفت. پژوهش ازلحاظ هدف بنیادی و ازلحاظ روش تحقیق از نوع توصیفی به روش همبستگی رویکرد معادلات ساختاری است. جامعه پژوهش شده، متشکل از کلیه کارمندان دانشگاه کاشان در سال 1404-1403 به تعداد 600 نفر بودند که 234 نفر با استفاده از جدول مورگان به عنوان نمونه انتخاب شدند و برای گردآوری داده ها از پرسش نامه رهبری اخلاقی کالشون و همکاران (2011)، هوش اخلاقی لنیک و کیل (2005)، پرسش نامه سوت زنی سازمانی ایزدپناه و همکاران (1395) و مقیاس هویت اخلاقی آکینو و رید (2002) استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که همه شاخص های برازش مدل در وضعیت مطلوبی قرار دارند و مدل مفهومی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. هویت اخلاقی در رابطه بین رهبری اخلاقی و هوش اخلاقی با سوت زنی سازمانی نقش میانجی دارد و 46درصد از تغییرات واریانس سوت زنی سازمانی توسط متغیرهای پیش بین تبیین می شود. می توان نتیجه گرفت که سوت زنی سازمانی به عنوان یکی از متغیرهای مهم در سازمان، نقش مهمی در پیشگیری از فساد و انحرافات در دانشگاه داشته و مدیران دانشگاه برای افزایش سوت زنی سازمانی و کاهش خطاهای سازمانی لازم است توجه ویژه ای به متغیرهای رهبری اخلاقی، هوش اخلاقی و هویت اخلاقی در کارکنان داشته باشند.
بستر معیوب اجتماعی و عادت واره بوم شناختی کشاورزی در حاشیه
منبع:
جامعه شناسی صنعتی سال اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
112 - 134
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کشاورزی، به عنوان یکی از بنیادی ترین فعالیت های انسانی، همواره پیوندی عمیق و ناگسستنی با طبیعت و محیط زیست داشته است. این فعالیت که برای تأمین مواد غذایی و معیشت جوامع انسانی ضروری است، ناگزیر ممکن است بر منابع طبیعی مانند آب، خاک و تنوع زیستی تأثیرات گسترده ای بگذارد. در این میان، کشاورزان به عنوان اصلی ترین بهره برداران و استفاده کنندگان از این منابع، نقشی کلیدی در حفظ یا تخریب محیط زیست و به طور کلی، سرنوشت محیط زیست بازی می کنند. چگونگی رفتار آنها با طبیعت، برآمده از آموزه هایی است که طی فرآیند جامعه پذیری و در تعامل با ساختارهای اجتماعی و فرهنگی محیط زندگی شان، یاد گرفته اند. هدف پژوهش حاضر این است که نشان دهد چگونه بستر اجتماعی و فرهنگی در شکل گیری عادت واره های کشاورزی مؤثرند.روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه زمینه ای انجام شده است. مشارکت کنندگان در پژوهش، 33 نفر از کشاورزان شهرستان «ازنا» هستند که داده های پژوهش از آنها جمع آوری شده است. نمونه گیری از نوع هدف مند بود و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تکنیک این پژوهش از نوع مصاحبه ی نیمه ساختاریافته بود. جهت اعتمادپذیری داده های پژوهش از تکنیک ممیزی استفاده شد.یافته ها: تحلیل داده ها منجر به خلق 10 مقوله اصلی و یک مقوله هسته گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد مکانیسم دست نامرئی بازار و سلاخی زمین بین وراث در نقش شرایط علی؛ و ساختار نامتوازن نظام توزیع و بازار محصولات کشاورزی در نقش شرایط زمینه ای موجب به حاشیه رانده شدن عادت واره ی بوم شناختی کشاورزان شده اند. در این میان حاکم شدن روحیه سوداگری در کشاورزی و وجود اختلافات ملکی بین وراث و برخی کشاورزان سبب کاهش همکاری بین جامعه روستایی در امور مشترک و مشاع و بعضا فروپاشی شبکه های سنتی همکاری و همیاری در جامعه کشاورزی گردیده است که به جای خود عادت واره ی بوم شناختی کشاورزی را بیشتر به حاشیه رانده است.نتیجه گیری: به طور خلاصه، نتایج تحقیق نشان می دهد دست نامرئی بازار و تقسیم زمین به بهانه حفظ میراث پدری به تدریج ساختارهای سنتی کشاورزی را تضعیف کرده و بُعد اقتصادی را بر سایر ابعاد اکولوژیک، اجتماعی و اخلاقی کشاورزی حاکم نموده است. این مطالعه نشان می دهد، عوامل ساختاری فوق در تعامل با تضعیف همبستگی اجتماعی، عادت واره های بوم شناختی را به حاشیه رانده و کشاورزان را به سمت کنش های مخرب زیست محیطی سوق داده است که پیامدهای ناگوار زیست محیطی و اجتماعی نظیر کاهش تنوع زیستی، گسترش کشت تک محصولی، گسترش انواع بیماری ها، تهدید سلامتی انسانها و مهاجرت از روستا را به دنبال داشته است. این یافته ها، ضرورت بازطراحی نهادهای حمایتی و تقویت سرمایه اجتماعی در جوامع روستایی را برای احیای کشاورزی پایدار آشکار می سازد.
زمینه های اجتماعی _ فرهنگی گرایش به فمینیسم در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۵)
317-359
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش کشف زمینه های اجتماعی _ فرهنگی گرایش به فمینیسم در ایران است. پس از بیان مسأله و گزارشی از مطالعات گذشته، با حساسیت نظری، نظریه فرادستی اجتماعی، عاملیت و ساختار، هژمونی فرهنگی، حلقه های قدرت و نظریه کنش، مرور و چهارچوب مفهومی تدوین گردید. روش گرندد تئوری، انتخاب 37 زن با نمونه گیری هدفمند، تکنیک مصاحبه عمیق و سؤالات نیمه ساخت یافته با تأکید بر اشباع نظری، محقق را به داده های واقعی و نظریه مبنایی هدایت کرد. بر اساس یافته ها، "نظام مردسالاری" به عنوان شرط علّی، "قوانین تبعیض آمیز"، "بازنمایی رسانه"، "جامعه-پذیری جنسیتی" و "استیلای سنّت" در جایگاه شرایط زمینه ای و "خشم برساخت شده" و "آگاهی برساخت شده" به عنوان شرایط مداخله ای کشف شدند. پدیده مرکزی نیز، "گرایش به فمینیسم" است. استراتژی ها شامل: "بی کنشی"، "راهبردهای تغییر وضعیت" و "راهبردهای ساختارشکنانه" و پیامدها نیز با "رهاشدگی"، "ظهور کنشگر" و "ظهور سوژه" نمایان شدند. نتایج نشان می دهد زنان با آگاهی و درک جنسیتی از وضع موجود، مطالبه گر حقوق خود هستند و کنشگری را تا به جالش کشیدن ساختارها، پیش می برند. این نتایج می تواند در ارتقاء سطح نظری، مسأله شناسی و کشف عوامل پنهان مفید باشد و زمینه مداخلات و اصلاحات ساختاری را نیز فراهم نماید.
بازنمایی پایگاه اجتماعی زن در سینمای عامه پسند دهه 60ه .ش. ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۶
279 - 299
حوزههای تخصصی:
رسانه ها در جهان امروز اهمیت بسیاری داشته و تأثیرات انکارناپذیری بر جامعه و واقعیت های اجتماعی دارند. یکی از این رسانه ها سینماست که در حوزه تولید فیلم های عامه پسند مخاطبان بسیاری را به خود جلب کرده است. بررسی اهمیت سینما از آن جهت است که بازنمایی زنان در آن در دوره های مختلف سیاسی و اجتماعی شکل های مختلفی به خود گرفته است. هدف پژوهش حاضر بازنمایی پایگاه اجتماعی زن در سه فیلم عامه پسند «اجاره نشین ها»، «گل های داوودی» و «خواستگاری» از دهه60 است. جامعه آماری این مطالعه را کلیه فیلم های عامه پسند سینما شکل می دهد که از دهه 60 تا 70 در ایران تولید شده است. سه فیلم سینمایی بر اساس نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند و به روش کیفی و با استفاده از تکنیک نشانه شناسی مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته اند. نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که زنان در این فیلم ها بیش از آن که مدرن باشند سنتی هستند، و مطابق با گزاره های ایدئولوژیک حاکم بر جامعه و هم چنین بر اساس کلیشه های جنسیتی رفتار می کنند. به عبارتی کنش ها و واکنش های زنان و مردان سازوکار جنسیتی را تولید و بازتولید می کند.
آینده پژوهی رواداری اجتماعی در ایران: کاربرد روش تحلیل لایه ای علّی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
7 - 39
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: رواداری اجتماعی، به مثابه اساسی ترین پیش شرط تعامل سازنده میان افراد و گروه های گوناگون، از چنان اهمیتی برخوردار است که نقش آن را باید در تضمین همزیستی مسالمت آمیز و درک متقابل جستجو نمود. امروزه، این موضوع در جامعه ایرانی به مسأله مهمی تبدیل شده است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر آینده پژوهی رواداری اجتماعی جامعه ایرانی در افقی بیست ساله است. روش و داده ها: روش پژوهش حاضر آینده پژوهی مبتنی بر تحلیل لایه ای علّی است. جامعه آماری این پژوهش شامل خبرگان و صاحب نظرانی است که در حوزه رواداری اجتماعی صاحب نظر بوده اند. شرکت کنندگان با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. حجم نمونه براساس معیار اشباع نظری، 15 نفر تعیین شد. برای گردآوری داده ها از ابزار مصاحبه باز و برای تحلیل داده ها از تحلیل تِماتیک استفاده گردید. یافته ها: یافته ها در چهار سطح تحلیل لایه ای علّی مورد بررسی قرار گرفت. در سطح لیتانی دو مقوله اصلی جامعه عصبانی و شکاف اجتماعی، در سطح علل اجتماعی عوامل اقتصادی، زیست محیطی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و جهانی شدن، در سطح گفتمان، جهان بینی و ایدئولوژی مقوله هایی چون اسلام سیاسی، مدرنیته، ملی گرایی و رواقی گری و در سطح اسطوره ها و استعاره ها، مقوله هایی چون بنی آدم اعضای یک پیکرند، دیگی که برای من نجوشد، خواهم سر سگ در آن بجوشد و کلاه خودت را سِفت بچسب باد نبرد از مهم ترین یافته های این پژوهش است. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که با نگاهی آینده پژوهانه و اتخاذ افقی 20 ساله، رواداری اجتماعی در جامعه ایرانی ضعیف تر از گذشته خواهد شد و رواداری در جامعه ایرانی، در آینده دچار تغییر و تحولاتی خواهد شد که نیازمند مطالعات بیشتر است. پیام اصلی: براساس یافته های بدست آمده از پژوهش حاضر، انتظار می رود که رواداری اجتماعی در ایران طی ۲۰ سال آینده کاهش یابد. این روند تحت تأثیر عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، همراه با گفتمان های غالب و نگرش های فرهنگی است. برای بهبود وضعیت، تقویت همبستگی اجتماعی، کاهش دوقطبی سازی و ترویج فرهنگ گفت وگو ضروری است.
رسانه های اجتماعی و بازآفرینی "تصویر بدن": نگرانی های ذهنی دختران نوجوان از تصویر بدن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
97 - 125
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نوجوانی مقطعی مهم در رشد فردی است و به لحاظ جسمی، فیزیولوژیک و روان شناختی یک دوره تحولی محسوب می شود. در این سنین، به دلیل سرعت و گستردگی تغییراتی که رخ می دهد، دوره ای حساس و حیاتی برای بروز و توسعه نگرانی از تصویر بدن است. از طرفی، با توجه به نفوذ فزاینده رسانه های اجتماعی در زندگی روزمره نسل نوجوانان امروز، و نقش محوری این رسانه ها در الگو دهی به ادراکات و رفتارهای فردی، این پژوهش به بررسی وضعیت نگرانی از تصویر بدن در بین دختران دانش آموز پرداخته و رابطه این نگرانی ها را با نوع، انگیزه و شدت استفاده از رسانه های اجتماعی مورد تحلیل قرار می دهد. روش و داده ها: پژوهش حاضر کمی و از نوع پیمایش است. 321 نفر از دختران از طریق فرمول کوکران و با روش تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه تصویر بدن خود، فرم کوتاه (BSIQ-SF) و پرسش نامه محقق ساخته رسانه های اجتماعی بود که پایایی آن ها از طریق آلفای کرونباخ و شاخص پایایی ترکیبی (CR) و روایی آن از طریق میانگین واریانس استخراج شده (AVE) و روایی تشخیصی برآورد گردید. تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی از طریق روش حداقل مربعات جزئی (PLS) انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان دادند نگرانی از تصویر بدن در بین دختران در حد متوسط روبه بالا بوده است. برمبنای یافته ها، نوع، انگیزه و شدت استفاده از رسانه های اجتماعی با تصویر بدن رابطه معنی داری دارند و 21 درصد از واریانس متغیر وابسته را پیش بینی می کنند. بحث و نتیجه گیری: باتوجه به نتایج، مؤسسات آموزشی و سیاست گذاران باید در جهت آموزش وپرورش سواد رسانه ای و مهارت تفکر انتقادی همچنین برگزاری دوره هایی آموزشی برای دانش آموزان در زمینه استفاده آگاهانه از رسانه های اجتماعی تلاش نمایند. پیام اصلی: این پژوهش با در نظر گرفتن پیچیدگی رابطه بین رسانه های اجتماعی و نگرانی از تصویر بدن، نشان می دهد که صرفاً نوع رسانه یا مدت زمان استفاده، تبیین کننده کاملی نیست. بلکه برای درک عمیق این ارتباط، بررسی جنبه های ظریف تر استفاده از رسانه های اجتماعی مانند نوع، انگیزه و شدت استفاده از رسانه های اجتماعی ضروری است.