میدان هم حضوری در معماری آیینی اردبیل: تحلیلی پدیدارشناختی-فرهنگی از حضور، خاطره و نشانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ آبان ۱۴۰۴ شماره ۱۴۹
53 - 72
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در سپهر پساسکولار، معماری سکونت دیگر صرفاً ظرف زیستن مادی نیست، بلکه به میدانی برای حضور، تعلیق ادراکی و تجربه ژرف قدسی بدل می شود. با وجود اهمیت این تحول، هنوز مدل های دقیقی برای تبیین لایه های درهم تنیده بدن، حافظه، نشانه و طنین ارائه نشده اند. هدف پژوهش: این مقاله می کوشد سازوکار پیدایش معنا در فضاهای سکونت آیینی را در بستر فرهنگی-زیسته و از خلال مدلی چندلایه و پدیدارشناختی تحلیل کند؛ مدلی مبتنی بر ادراک حسی، حافظه زیسته، رمزگان فرهنگی، آرکیتایپ های ناخودآگاه و کیفیت های طنین مند که نشان می دهد چگونه این عناصر می توانند به آیینی شدن تجربه سکونت بیانجامند. روش پژوهش: تحلیل مقاله بر پایه رویکردی کیفی-تفسیری است که با تلفیق پدیدارشناسی ادراک، نشانه شناسی فرهنگی، روان کاوی رمزگان های ناخودآگاه و معناشناسی زیسته، مدل «میدان هم حضوری» را در سه نمونه تاریخی-آیینی اردبیل می آزماید. روش تحلیل نیز مبتنی بر ترکیب توصیف حسی، تبارشناسی حافظه جمعی، خوانش رمزگان فضایی و واکاوی اتمسفر ادراکی است. نتیجه گیری: فضا، در نقطه تلاقی ادراک و خاطره، نه ظرفی منفعل، بلکه میدانی زنده برای رویداد معنا است؛ جایی که سوژه از خلال مکث، تکرار و مواجهه، دگرگون می شود. حرکت تأملی بدن، بازتاب حافظه های نسلی، رمزهای جهت مند فضایی و طنین نور، صدا و ماده، همگی در تجربه ای درونی به هم می پیوندند و مکانی را می سازند که همچون رحم هستی شناختی، شرایط تولد دوباره درون را فراهم می کند. در این بستر، خاطره ای ژرف و ناگفته از عهد نخستین -که به گونه ای ناخودآگاه و آرکیتایپی در کالبد فضا رسوب کرده است- احضار می شود و سکونت را به امری قدسی بدل می سازد. مدل میدان هم حضوری نشان می دهد که سکونت، درصورتی که میدان هم حضوری را در خود فعال سازد، می تواند به کیفیتی آیینی، مکاشفه ای و تحول بخش دست یابد. چنین فضایی، نه فقط محمل بازنمایی فرم، بلکه بستری برای تجربه آرکیتایپی از حضور، وقفه و بازگشت است؛ جایی برای سکونت قدسی، مواجهه درونی و تبدیل انسان به سوژه ای بیدار در دل هستی.