جلوه هنر

جلوه هنر

جلوه هنر سال 17 زمستان 1404 شماره 4 (پیاپی 49) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

بازخوانی امر والا در آثار جیمز تورل و اولافور الیاسون(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۴
در دوران مدرن و پسامدرن، مفهوم «امر والا» دستخوش تحولی بنیادین شده است. در سنت های پیشین، والایی اغلب با عظمت طبیعت یا نیروهایی فراتر از توان انسانی پیوند داشت؛ با این حال، در هنرهای معاصر، برداشت های کلاسیک از زیبایی جهان شمول مورد بازنگری قرار گرفته و گونه های تازه ای از تجربه های زیباشناختی شکل گرفته اند که ناظر بر خوانش های نوین از مفهوم والایی اند. این تجربه ها با تأکید بر احساس تعالی و عبور از محدودیت های مادی، امکان نوعی مواجهه حسی و ادراکی مخاطب با اثر هنری را فراهم می سازند. در این میان، جنبش «نور و فضا» نمونه ای شاخص به شمار می آید که با تمرکز بر ادراک نور، فضا و مقیاس، و بهره گیری از چیدمان های فراگیر، زمینه تجربه هایی نزدیک به خلسه و رهایی ادراکی را برای مخاطب فراهم می کند. سؤال محوری پژوهش این است که «مفهوم امر والا چگونه در آثار جیمز تورل و اولافور الیاسون تبلور می یابد و این آثار به چه شیوه ای، از طریق نور، فضا و تجربه ادراکی مخاطب، امکان خوانش های معاصر از این مفهوم را فراهم می کنند؟» هدف این پژوهش، تحلیل تطبیقی تجربه والایی در آثار جیمز تورل و اولافور الیاسون، به عنوان دو هنرمند شاخص جنبش نور و فضا، در بستر هنر مدرن و پسامدرن است. یافته ها نشان می دهد آثار جیمز تورل با خلق تجربه ای مبتنی بر ادراک جسمانی و حضوری از نور و فضا، گونه ای از والاییِ مدرن را صورت بندی می کنند؛ والایی ای که هم زمان واجد کیفیت های شورانگیز و تعلیق آمیز است و مخاطب را در مواجهه ای درونی و تأملی درگیر می سازد. در مقابل، آثار اولافور الیاسون با بازنمایی فضاها و مناظر تکنولوژیک و کنترل شده، به تجربه ای معاصر و پست مدرن اشاره دارند که بر جنبه های نمایشی، بازتولیدی و میانجی گرانه ی ادراک تأکید می ورزد.
۲.

زمانِ شکار: تجسم توالی زمانی در نگاره های شکار دوران ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۷
شکار از مضامین مهم فرهنگ بصری ساسانی است. ازآنجاکه فرایند شکار توالی چندین کنش در «زمان» و «مکان» است، بررسی نحوه به تصویرکشیدن آن می تواند به شکلی روشن، گستره گونه های روایتِ دیداری را در این دوران نشان دهد. این پژوهش به دنبال بررسی «چگونگی» تجسم زمان روایی در نقوش شکار باقی مانده از دوران ساسانی است و در این راستا با نظر به گونه شناسی «کورت وایتزمن» در شناسایی انواع روایت دیداری، 27 نمونه از آثار نقش برجسته های صخره ای و آثار فلزی منقوش با موضوع شکار در این دوران به روشی توصیفی تحلیلی بررسی شده است. گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای انجام گرفته است و در انتخاب تصاویر از کلیه آثار موجود، در دسترس و معتبر استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از وجود دو گونه روایت دیداری «چرخه ای» و «تک صحنه ای» در مجموعه آثار دوران ساسانی است. تعداد اندکی از نقوش شکار تنها «لحظه دقیق» را بازنمایی کرده اند؛ لحظه ای که شاهِ شکارگر، حیوان را می کشد. بسیاری از نقوش از طریق تکرار فیگورهای جانور[ان] به بازنمایی پیوستگیِ زمانِ روایی پرداخته و بدین صورت توانسته اند به شکلِ ذهنی، دارای زمان مندی «مستتر» شوند. از دیگر سو، هنرمند این دوران به منظور بیان جان مایه روایت به شکلی خلاقانه، «نقاط اوج» روایت را باهم درآمیخته و چندین صحنه را به شکلی واحد در فضایِ محدودِ در اختیار روایت کرده. بدین ترتیب، هنرمندان دربار توانسته اند در سطوح مختلف، تمام و یا بخش اصلی شکار را بازنمایی کنند و بدین گونه، راویِ زمانِ شکارِ شاهانه باشند.
۳.

تحلیل نشانه شناسانه گفتمان ملی گرایی باستان گرا در تحولات نگارگری معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۷
نگارگری معاصر ایران تحت تأثیر مسائل اجتماعی، تحولاتی را در تصویرپردازی داشته که یکی از مسائل اجتماعی تأثیرگذار «گفتمان ملی گرایی باستان گرا» بوده است. این مقاله بر آن است تا تحولات عناصر تصویری نگارگری معاصر ایران را تحت تأثیر این گفتمان، توصیف و تحلیل نشانه شناسانه کند. «آثار گفتمان ملی گرایی باستان گرا بر تحولات تصویری نگارگری معاصر ایران چه بوده و چگونه به ظهور رسیده است؟» سؤال تحقیق است. این پژوهش ابتدا گفتمان ملی گرایی باستان گرا در تاریخ معاصر ایران را تبیین می کند و درنهایت عناصر تصویری را تحلیل کرده و مدلول های هر یک از این عناصر تصویری که نشانه های گفتمان مزبور هستند را مشخص می کند. روش تحقیق در این مقاله، نشانه شناسی از مجموعه روش های کیفی با رویکرد نشانه شناسی گفتمانی انتقادی است و روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای است. نتایج این مقاله نشان می دهد گفتمان ملی گرایی باستان گرا به عنوان یک عامل اجتماعی، نگارگری معاصر ایران در قرن 14 ه.ش را تحت تأثیر گذاشته است و سبب شده که عناصر تصویری خاصی که نمایان گر ارزش های فرهنگی ایران باستان بوده اند، در نگارگری به کار روند؛ این عناصر دال هایی هستند که مدلول آن ها «شکوه پادشاهی ایران باستان» و «ارزش های فرهنگی آن دوره» است که به منظور حفظ و اعتلای فرهنگ ایران باستان در نگارگری به کار گرفته شده اند.
۴.

واکاوی تصویر زن در دوره زند از طریق خوانش بینامتنی نقاشی «شیخ صنعان و دختر ترسا» در تکیه هفت تنان شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۲
تصویر زن از بی شمار تصاویری است که می توان از دل آثار فرهنگی، ادبی و اجتماع هر عصر به دست آورد و این کار نیازمند کنکاش در میان متون گوناگون ازجمله متون هنری است. نقاشی شیخ صنعان و دختر ترسا از آثار دوره زند است که در مرکز تالار تکیه هفت تنان شیراز، در نمای بیرونی ساختمان قرار دارد. با توجه به شکل گیری نقاشی مذکور براساس متن ادبی شیخ صنعان و دختر ترسا، سرشت بینامتنی این نقاشی غیرقابل انکار بوده و خوانش آن نیز از رهگذر همین رویکرد قابل انجام است. هدف از پژوهش پیش رو دست یابی به تصویر زن در دوره زند به وسیله مطالعه نقاشی شیخ صنعان و دختر ترسا در جایگاه یک «متن» در ارتباط با متون متعددی ازجمله متن تاریخ، اجتماع، فرهنگ و ادبیات است. اساسی ترین پرسش مطرح شده در راستای رسیدن به هدف حاضر این است که علت انتخاب داستان شیخ صنعان و دختر ترسا برای تصویرسازی در تکیه هفت تنان چیست. رویکرد پژوهش در بررسی مسئله بنیادی بوده و نگارندگان روش توصیفی تحلیلی و تاریخی را در کندوکاو اطلاعات برگزیده اند. شیوه گردآوری داده ها کتابخانه ای است و در دسته پژوهش های کیفی قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش متشکل از نقاشی شیخ صنعان و دختر ترسا در تکیه هفت تنان شیراز بوده که انتخابی است و حجم نمونه برابر است با کل جامعه آماری. کمبود منابع در ارتباط با زنان دوره زند ضرورتی است برای شکل گیری تحقیق با همین موضوع. حاصل نهایی پژوهش نشان داد پایان مثنوی شیخ صنعان برخلاف ابتدای آن، که غلبه موقعیت زن را نسبت به مرد نشان می دهد، بر غلبه موقعیت مرد و تسلط او بر ابعاد گوناگون شخصیت زن تأکید دارد؛ بنابراین می توان اظهار داشت که برگزیدن داستان شیخ صنعان و دختر ترسا به علت روایت خاص موجود در آن و پایانی کاملاً متفاوت با آغاز مثنوی است که برخلاف ظاهر، نشان از جامعه ای مردسالار دارد و تصویر کردن چنین موضوعی در یک مکان عمومی در اجتماع دوره زند اشاره ای است به اساس مردسالار این اجتماع.
۵.

بررسی نقش فناوری های نوین در همگرایی هنر مجسمه سازی و طراحی مبلمان و خلق محصول فرارشته ای مبلمان تندیسگرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۲
در عصر کنونی، مرز بین رشته ها به شدت سیال و انعطاف پذیر گشته و تحت عوامل مختلفی، در حال گسترش و تحول مداوم هستند، تا جایی که ممکن است رشته های موجود ادغام یا حذف شوند یا رشته های جدیدی پدید آیند. امروزه تحت عوامل متعددی، شاهد گسترش و همگرایی روز افزون حوزه های طراحی مبلمان و هنر مجسمه سازی هستیم؛ پژوهش حاضر به دنبال بررسی نقش فناوری های نوین در این همگرایی در عصر حاضر بوده و به پیامدهای این همگرایی می پردازد. در عصر فناوری های نوین، کاربست نرم افزارهای رایانه ای، اسکنرها، هوش مصنوعی در مرحله طراحی و محاسبه، همچنین کاربست مواد، مهارت های نوین و فناوری هایی همچون پرینتر سه بعدی و CNC در مرحله ساخت، به صورت مشترک در هر دو حوزه طراحی مبلمان و هنر مجسمه سازی، بیش از هر دوره ای باعث همگرایی این دو حوزه گردیده است. کاربست فناوری های نوین در طراحی و ساخت مبلمان، امکان خلق فرم های پیچیده و ظریف در حد مجسمه را فراهم کرده، و کاربست این فناوری ها در هنر مجسمه سازی، جایگزینی مدل سازی و ساخت به روش سنتی دستی با روش صنعتی را به مثابه حوزه طراحی صنعتی امکان پذیر ساخته است. علاوه بر همگرایی مواد و فناوری های طراحی و تولید مجسمه و مبلمان، در پی ظهور رویکردهای پست مدرن و نوین، شاهد همگرایی در اهداف و کارکرد آن ها نیز هستیم که ازجمله نتایج این همگرایی ها خلق محصول فرا رشته ای مبلمان تندیسگرا است. پژوهش حاضر از حیث نوع پژوهش کاربردی، از حیث ماهیت توصیفی تحلیلی (توصیفی زمینه گرا) و از حیث نوع داده ها و تحلیل داده ها کیفی بوده؛ نمونه گیری غیرتصادفی، روش و ابزار گردآوری اطلاعات نیز کتابخانه ای است.
۶.

تبیین ارزش های انسانی مرتبط با محصولات؛ راهکاری برای توسعه کیفی طراحی محصول(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۶
ارزش های انسانی تنها مفهومی مرتبط با انسان ها نیست، بلکه اشیا و فناوری های پیرامونی انسان نیز در شکل گیری سیستم ارزشی انسان ها نقش مؤثری ایفا می کنند؛ هرچند توجه به اهمیت ارزش های انسانی در طراحی محصولات رو به افزایش است، حتی رویکردهای طراحی مبتنی بر ارزش روشی آگاهانه برای شناسایی ارزش های محصولات ارائه نمی دهند. با در نظر گرفتن این کمبود در طراحی حساس به ارزش، چارچوب جامع ارزش های انسانی بر پایه تحقیقات نظری و آماری گسترده شکل گرفته و حدود 200 ارزش انسانی را در 9 گروه ارزشی مرتبط با جنبه های مختلف زندگی انسان گردآوری نموده است. در مقاله حاضر با هدف مطالعه تأثیر به کارگیری این چارچوب در فرایند شناسایی ارزش های انسانی مرتبط با محصولات و فناوری های مختلف، ابتدا یک پژوهش کیفی برای آشنایی با موضوع انجام شد، سپس یک پژوهش کمی مبتنی بر پرسش نامه انجام شد که در آن شرکت کنندگان، ارزش های مرتبط با سه نمونه اسباب بازی پرطرفدار در دوره های مختلف شامل لگو، عروسک باربی و مکعب روبیک را یک بار بدون پیش زمینه و بار دیگر با واسطه گروه های ارزشی و ارزش های کلیدی چارچوب جامع ارزش های انسانی مشخص کردند. در این پژوهش از آزمون تی استیودنت برای مقایسه میانگین پاسخ شرکت کنندگان و تعیین ارزش های مؤثر برای هر اسباب بازی و نیز از تحلیل رگرسیون برای سنجش تأثیرات متغیرها با در نظر گرفتن روابط هم زمان آن ها بر یکدیگر استفاده شد. نتایج این تجربه نشان داد که به کارگیری این چارچوب برای بیان دیدگاه شرکت کنندگان در مورد ارزش های انسانی مؤثر است و نگاه ایشان را در مورد ارزش های متنوع مرتبط با جنبه های مختلف زندگی گسترش می دهد.
۷.

کارکرد شناختیِ آرایه تصویریِ «جایگزینی خلاق» در پیکتوگرافی عناوین کتاب های کودک و نوجوان، براساس استعاره شناسی فورسویل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۵۰
پیکتوگرام ها نشانه هایی تصویری هستند که ساده و فاقد جزئیات اند و برخلاف آرم ها، معنای خود را بدون پیچیدگی و بلافاصله به مخاطب منتقل می کنند. بسیاری از طراحان جلد کتاب های کودک و نوجوان، برای نوآوری در تایپوگرافی یا لترینگ (حروف نگاری)، یک شمایل پیکتوگرافیک را جایگزین یک یا مجموعه ای از حروف عنوان کتاب می کنند. وفق مدل اِسکَمپِر، شگرد «جایگزینی» یکی از روش های هفت گانه «ایده پردازی خلاق» است. از همین رو، پیکتوگرام های جایگزین شده در تایپوگرافی و لترینگِ عناوین کتاب های کودک و نوجوان، به ویژه کتاب های تصویری، بیش از اینکه کارکرد اطلاع رسانی داشته باشند، کارکردی خلاقانه و هنری دارند. از سویی دیگر، این پیکتوگرام ها پیام خود را در عین سادگی، از مجرای استعاره ای تصویری انتقال می دهند. هدف این مقاله، تحلیل شناختیِ فرایند شکل گیری و انتقال استعارات تصویری ای است که از جایگزینیِ شمایلی پیکتوگرافیک در متنی نوشتاری حاصل می آید. از آنجا که فورسویل با الهام از نظریه استعاره های مفهومی لیکاف و جانسون، استعارات تصویری را نوع شناسی کرده است، این پژوهش با رهیافت نوع شناسی فورسویل و با تکیه بر نظریه استعاره های مفهومی، به چگونگی کارکرد شناختی شگرد جایگزینی ِپیکتوگرافیک در عناوین کتاب های کودک و نوجوان پاسخ می دهد. روش پژوهش تحلیلی توصیفی و جامعه آماری آن، کتاب های داستان گروه سنی «الف»، «ب»، «ج» و «د» (چه داخلی و چه خارجی) است. فقدان استعاره شناسی پیکتوگرام در ایران و بسامد بالای به کارگیری این شگرد هنری در عناوین کتاب های تصویری کودک، ضرورت این پژوهش را مسجل می کند.
۸.

بررسی اثربخشی آموزش مشارکتی بر یادگیری و یادداری درس ارگونومی در رشته طراحی صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۴
درس ارگونومی یکی از دروس مهم و تخصصی در رشته طراحی صنعتی است که نقش کلیدی در پروژه های طراحی دارد. با وجود اهمیت بالا، آموزش این درس در دانشگاه های ایران هنوز با روش های نوین و اثربخش به خوبی انجام نمی شود. این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی روش یادگیری مشارکتی «جیگ ساو» در یادگیری و یادداری در درس مبانی ارگونومی، با روش های سنتی آموزش، که در حال حاضر در بسیاری از دانشگاه های ایران به کار گرفته می شود، مقایسه شده است. در این پژوهش مورد شاهدی جامعه آماری را دانشجویان مقطع کارشناسی رشته طراحی صنعتی دانشگاه الزهرا(س) ایران تشکیل می دهند. گروه نمونه شامل 36 نفر دانشجو که از راه نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند هستند. این افراد به طور تصادفی به دو گروه هجده نفره آزمایش و گواه تقسیم شده؛ گروه آزمایش براساس الگوی جیگ ساو طی دوازده جلسه 120 دقیقه ای به روش مشارکتی تحت آموزش قرار گرفته و در این زمان گروه گواه روند متداول تدریس را دنبال کرده است. هریک از گروه ها در ﺳﻪ ﻧﻮﺑﺖ ﭘﯿﺶآزﻣﻮن، ﭘﺲآزﻣﻮن و آزﻣﻮن ﭘﯿﮕﯿﺮی به کمک آزمون محقق ساخته مورد سنجش قرارگرفته ﺗﺎ ﺑﺮ مبنای اطلاعات ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه ﺑﺘﻮان در ﻣﻮرد اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ روش ﻣﺸﺎرﮐﺘﯽ جیگ ﺳﺎو بر فراگیری و یادداری درس ارگونومی داوری نمود. نتایج آمار توصیفی و آمار استنباطی نشان می دهد که به کارگیری روش آموزش مشارکتی جیگ ساو تأثیر مثبت و معناداری بر یادگیری و یادداری دانشجویان در درس ارگونومی داشته است. دانشجویان گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه، در درک مفاهیم و حفظ مطالب عملکرد بهتری نشان دادند و این برتری در آزمون های پیگیری نیز تداوم یافت. یافته ها بیانگر آن است که این الگوی تدریس می تواند به عنوان رویکردی مؤثر در آموزش مباحث تخصصی طراحی صنعتی، موجب تقویت یادگیری عمیق و ماندگارتر گردد.
۹.

تصویرسازی و جایگاه خانواده در موقعیت آستانه ای شخصیت اصلی انیمیشن های موآنا و افسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۸
شخصیت اصلی و وقایع پیرامون آن در انیمیشن ها بیشترین تأثیر را بر مخاطب دارد. ازآنجاکه خانواده یک واحد اجتماعی است، حضور افراد آن در کنار شخصیت اصلی و برخورد و ارتباط دوسویه آن ها با یکدیگر، مخاطب را که با آن شخصیت همذات پنداری نموده تحت تأثیر قرار می دهد. بنابراین با توجه به اهمیت جایگاه خانواده در لحظه های بحرانی و تصمیمات سرنوشت ساز، تصویرسازی و ویژگی های رفتاری و بصری شخصیت اصلی بررسی شده است. پژوهش حاضر با هدف شناخت تصویرسازی و جایگاه خانواده در موقعیت آستانه ای شخصیت اصلی، به بررسی دو انیمیشن موآنا و افسون برمبنای نظریه میخائیل باختین، فیلسوف و متفکر روسی قرن بیستم، پرداخته است. موقعیت آستانه یا پیوستار زمانی مکانی، یکی از مفاهیم اصلی اندیشه باختین است که با عناصر رخداد، کنش، آگاهی، لحظه بحرانی، عرف شکنی، تقابل دوگانه، تصمیم نهایی و نوزایی تعریف می شود. نوع پژوهش، کیفی و تحلیل داده های مشاهده ای و متنی با استفاده از روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است. تصویرسازی و ویژگی های رفتاری شخصیت اصلی با توجه به کنش در موقعیت های مختلف، شباهت ها و تفاوت هایی با اعضای خانواده دارد که نزدیکی یا مغایرت جهان بینی شخصیت را با اعضای خانواده برجسته می نماید. از یافته های حاصل از پژوهش نتیجه می شود، شخصیت اصلی نسبت به رخدادی خاص و سرنوشت ساز کنش هایی را نشان می دهد و بر آستانه گرفتن تصمیم نهایی در لحظه بحرانی قرار می گیرد، هر یک از اعضای خانواده نیز کنش هایی را در نقش حامی یا مخالف نسبت به او نشان می دهند. با وجود مشترک بودن هدف همه اعضای خانواده اما نقطه برخورد جهان بینی های گوناگون منجر به شکل گیری محدودیت ها در قالب وضع قوانین از طرف بزرگِ خانواده و قبیله می گردد که با شکل گیری تقابل های دوگانه، شخصیت اصلی برای نهایی نمودن تصمیم سرنوشت ساز خود مجبور به شکستن برخی از این قوانین و عرف ها می شود. درنهایت با خلق موقعیتی شگفت آور که منجر به نوزایی می گردد، مخالفان با تغییر جهان بینی و دیدگاه خود، از شخصیت اصلی حمایت و پشتیبانی می کنند.
۱۰.

نشانه شناسی نشانگان با کارکرد فرهنگی دهه 90 خورشیدی در ایران بر پایه آرای پیرس و بارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۲
نشانه شناسی، در جایگاه دانش مطالعه نشانه ها و نظام های نشانه ای، ابزاری بنیادی برای درک و تحلیل معنا در علوم انسانی و اجتماعی است که به مدد آن به روابط، معانی و کاربرد نشانه ها در بافت های مختلف فرهنگی و اجتماعی پیچیده انسانی پرداخته می شود. در این پژوهش که باهدف شناخت اشارات معنایی و مفاهیم نهان شماری مشخص از نشانه های تصویری ایرانی بر پایه نظریات دو نشانه شناس مطرح انجام شده، به این سؤال پاسخ داده می شود که بر پایه آرای پیرس و بارت، برون داد غالب نشانه های با کارکرد فرهنگی دهه نود ایران چه بوده و چرا چنین رویکرد نشانه ای ای در نشانه های پیش گفته رخ نمون شده است؟ رویکرد این پژوهش کیفی است که با اتکاء به نظریه نشانه شناسی پیرس و بارت به شیوه مقایسه ای با تحلیل نشانه های دهه نود ایران نتایج آن ارائه می شود. گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و از پایگاه های اطلاعاتی علمی معتبر بوده است. براساس یافته های این مقاله در آثار مورد مطالعه، از معنا های نمادین و نمایه ای که به گونه ای همبسته مفهومیِ معنای ضمنی بارت است، بیشتر بهره گرفته و این بهره گیری با استفاده از عناصر مختلف ازجمله شکل، رنگ و با اولویت هویت ایرانی و سپس هویت موضوعی نشانه بوده است. درنتیجه می توان بیان کرد که عنصر معنایی یکه و خاص نشانه های بررسی شده عناصر ایرانی و در صدر آن ها خط نستعلیق و سپس رنگ ایرانی رو به فزونی و مورد توجه طراحان ایرانی است و علت نمادین و نیز ضمنی بودن غالب نشانه های بررسی شده، انتزاعی بودن مفهوم فرهنگ یعنی بافت موضوعی این نشانه ها و تنوع مفاهیم آن است.
۱۱.

تحلیل ساختار آموزه های زیبایی شناسی مکتب بین المللی باهاوس بر اساس نظریه آموزش مبتنی بر زیبایی شناسی ماکسین گرین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۹
مشهور است. بسیاری از مدارس هنر درحال حاضر دوره های پایه مشابهی با نظریه ها و فلسفه های آموزش زیبایی شناسی باهاوس اجرا می کنند. ماکسین گرین، پژوهشگر آمریکایی در حوزه فلسفه آموزش، که نقش هنر و زیبایی شناسی را در تعلیم و تربیت جدی می گیرد و سعی در تلفیق هنر و برنامه درسی دارد، اصولی را در تربیت زیبایی شناسی مطرح کرده است که از طریق آن می توان نقش پایدار مدرسه باهاوس را در آموزش زیبایی شناسی بیش ازپیش مشخص کرد؛ به ویژه اینکه ماکسین گرین معتقد است شناخت عمیق فراگیران از طریق قرار گرفتن در معرض هنر ایجاد می شود. این پژوهش قصد دارد ساختار آموزشی زیبایی شناسی مدرسه باهاوس را براساس دیدگاه های ماکسین گرین تحلیل کند تا به این پرسش پاسخ دهد که «چه تفاوت ها و شباهت هایی را می توان در اصول تربیت زیبایی شناسی ماکسین گرین و آموزه های مدرسه باهاوس شناسایی کرد؟» روش تحقیق این مقاله، توصیفی تحلیلی بوده و گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و اسنادی است. به دنبال تحلیل آموزه های مدرسه باهاوس براساس نظریه اصول تربیت زیبایی شناسی ماکسین گرین درنهایت به این نتیجه می رسد که آموزه های مدرسه باهاوس نه تنها براساس شباهت به اصول ماکسین گرین کارآمد است، بلکه در گسترش، تکمیل و تقویت ابعاد اجتماعی و زیبایی شناختی این آموزه ها می توان از تفاوت آن با اصول ماکسین گرین بهره گرفت.
۱۲.

نمادشناسی عناصر طبیعت در هنر نگارگری ایران (مورد پژوهی: دوره صفوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۸
هنر نگارگری ایرانی اسلامی، به خصوص در دوره صفوی به عنوان یکی از برجسته ترین جلوه های هنری در تاریخ هنر جهان، همواره مورد توجه پژوهشگران و هنردوستان قرار گرفته است. یکی از ویژگی های بارز نگارگری دوره صفوی، استفاده از عناصر طبیعت به عنوان نمادهای معنوی فرهنگی است. هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل نمادشناسی عناصر طبیعت در هنر نگارگری ایران به ویژه دوره صفوی است. سؤال اصلی تحقیق عبارت است از: «عناصر طبیعت در نگارگری ایران به چه نمادهایی اشاره دارند؟ و «تأثیر بسامد آن ها در دوره صفوی چگونه است؟» رویکرد پژوهش فوق، کیفی کمی است که ابتدا با روش تحلیلی تفسیری به تحلیل داده های کتابخانه ای برای شناسایی عناصر طبیعت در نگارگری و سپس با روش آمار توصیفی به تحلیل توزیع و درصد فراوانی این عناصر در نمونه های موردی می پردازد و سپس با روش آیکونولوژی به تحلیل آثار برای فهم نماد ها پرداخته می شود. ابزار این پژوهش، کتابخانه ای و مطالعات میدانی است. یافته ها نشان می دهند که شش عنصر با درصد فراوانی بالای پنجاه درصد، از بسامد بالایی در آثار نگارگران برخوردار است. این عناصر به ترتیب عبارت اند از: «کوه و صخره»، «گل و بوته»، «درخت»، «خاک»، «آسمان» و «ابر». با توجه به نمادشناسی این عناصر در نگارگری ایران به ویژه در دوره صفوی، به نظر می رسد هدف نگارگران از استفاده پرتکرار این عناصر طبیعت، نشان دادن درک عمیق تر آفرینش و سیروسلوک از عالم ماده به عالم معنا بوده است. در دوره صفوی، با توجه به شرایط اجتماعی، سیاسی و مذهبی، تأکید بیشتری بر استفاده از نمادها، به ویژه در هنر نگارگری، مشاهده می شود. همچنین هنرمندان این دوره با جهان بینی عمیق خود، آثار معناداری آفریدند که با وجود تحولات هم عصر، ساختار خود را حفظ کردند و به هنر پیشین ادامه دادند.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۵۱