مواجهه هنر شیشه با کارخانه در دوران انقلاب صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۴۸)
92-108
حوزههای تخصصی:
شیشه گری در ابتدا پیشه ای برای ساخت آثار مصرفی بود که با ورود ماشین و شروع دوره انقلاب صنعتی، کارخانه های بزرگ شیشه برای برآورد نیازهای محصولات کاربردی در میزان انبوه بوجود آمدند. در اواسط قرن بیستم تلاش های هنرمند شیشه برای بیان شخصی در خلق آثار خود منجر به شکل گیری «جریان هنر شیشه معاصر» درکشورهای غربی گردید و مسیر آن از کارخانه جدا شد. بدیهی است برای شناخت واقعی یک جریان و روند ساخت یابی نظام جدید نیازمند راه و طریق شناسایی صحیح می باشد. «نظریه ساخت یابی گیدنز» که به بررسی تعامل میان ساختار با عوامل انسانی می پردازد از این دست راهکارها است. این پژوهش با هدف ارزیابی وضعیت جامعه هنر شیشه گری سنتی در دوران انقلاب صنعتی در مواجه با پدیده کارخانه، بر اساس نظریه ساخت یابی آنتونی گیدنز انجام شده و به دنبال شناسایی مولفه های موثر بر تحول هنر شیشه در دوره تحولات صنعتی است. پرسش اصلی این است که مولفه های تأثیرگذار در مواجهه جامعه شیشه گری سنتی با پدیده کارخانه از منظر مولفه های حاکم در نظریه ساخت یابی گیدنز چه بوده است؟ این پژوهش بر اساس هدف از نوع کاربردی و بر اساس ماهیت و روش از نوع توصیفی-تحلیلی است. گردآوری اطلاعات آن به شیوه کتابخانه ای صورت گرفته و به شیوه نظریه آزمایی تحلیل های کیفی آن صورت گرفت. براساس یافته های پژوهش، شیشه گری قبل از انقلاب صنعتی در کارگاه های کوچک توسط استادکاران اجرا می شد. پس از تحولات انقلاب صنعتی تعامل بین هنرمند طراح و کارگاه هایی که تبدیل به کارخانه های تولید انبوه شیشه شده اند، افزایش یافت و هنرمند شیشه بعنوان طراح در کارخانه حضور داشت. در نتایج حاصل از این پژوهش می توان گفت؛ هنرمند شیشه به عنوان یکی از اصلی ترین منابع انسانی موجود در ساختار شیشه گری سنتی، پس از ورود به دنیای صنعت در جستجوی نقش خود در کارخانه های شیشه، اقدام به همکاری در قالب هنرمند طراح می نماید. با جدایی و استقلال مسیر هنرمند، کارخانه به عنوان یک نهاد بازتولید شده در صنعت جهت برآورد نیازهای کاربردی اقدام نمود و از کنش متقابل با جریان های هنری جامعه، فاصله گرفت.