ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۳۲۱ تا ۷٬۳۴۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۷۳۲۱.

بازخوانی آثار نقاشان سقاخانه از منظر آشنازدایی شکلوفسکی (منتخب آثار اویسی، قندریز و تبریزی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۶ تعداد دانلود : ۵۱۶
بیان مسئله: سقاخانه از مهم ترین جنبش های هنری دهه 40 ه.ش، در ایران است که با رویکردی سنت گرا و در عین حال نوجویانه، متناسب با زمانه شکل گرفت. هنرمندان منتسب به این جنبش ضمن ارج نهادن به عناصر تصویری کهن، آثاری پدید آوردند که ضمن وابستگی به گذشته، اما متفاوت از آن باشد. آنچه که نظر این گروه را تا حدی به دیدگاه آشنازدایی شکلوفسکی نزدیک می کند، ارجح دانستن گذشته است، شکلوفسکی معتقدست زندگی روزمره برپایه عادت است و همین عادت هاست که باعث می شود اطرافمان را نبینیم. ضرورت تغییر نگرش نیز ازهمین جا احساس می شود که یکی از راهکارهای آن، آشنایی زداییست. با توجه به آنچه گفته شد، مسئله این است که نظریه آشنازدایی شکلوفسکی تا چه حد قابلیت شرح و بسط در آثار نقاشان سقاخانه است و تأثیر هنرمندان این جنبش بر نقاشی ایران چگونه تداوم یافت؟ هدف: هدف این پژوهش بررسی تفکر و آراء شکلوفسکی و تطبیق آن با رویکرد هنرمندان سقاخانه است. روش پژوهش: جهت دستیابی به نتیجه مطلوب از روش تاریخی-همبستگی استفاده شده است. جمع آوری اطلاعات این پژوهش از طریق خوانش تصویر و مشاهده آثار موجود در کتابخانه ها و پایگاه های اطلاعاتی بوده است. یافته ها: در این پژوهش مشخص شد آثار جنبش هنری سقاخانه را می توان درچارچوب نظریه آشنازدایی شکلوفسکی دانست. مکتب سقاخانه گرچه با پایان کار هنرمندان گروه متوقف شد، لیکن تجربه آنان تأثیر ماندگاری بر نقاشی معاصر ایران گذاشت و در دهه های بعدی این تفکر به شیوه های مختلف دنبال شد.
۷۳۲۲.

بازآموزی الگوهای طراحی از آموزه های ادبیات دش شهری قرن هجده، نوزده و بیست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۴ تعداد دانلود : ۳۶۶
اهداف : وقایع و پیامدهای تکنولوژیک دهه های اخیر در زیست-جهان انسانی و ایجاد فضای پیشرفته ی سایبرنتیک و تطبیق آن ها با آثار ادبی فاخر آینده پژوهی، موفقیت آنان در پیش گویی های صحیح را خاطرنشان می کند. پارادایم های الگو ساز با ظهور اولیه در آثار ادبی امکان بازآموزی برای مسئله های طراحی و برنامه ریزی در نیل به آرمان شهر و دوری از دُش شهر را فراهم می کنند. روش ها : مقاله ی حاضر، به روش استقرایی با سیر از مصداق به معنی و با رویکرد پساانتقادی، اطلاعات جزء را از بین آثار ادبی شاخص، که جهت دهنده ی اندیشه ی جامعه هستند، به عنوان چارچوب نظری، استخراج و با ذکر مسئله ها و راه حل های تجربه شده، آن ها را به عنوان الگو در اختیار طراحان می گذارد. یافته ها : مطابق ادبیات دُش شهری، پیشرفت های صنعتی و ظهور جامعه ی مبتنی بر اطلاعات دیجیتال و به دنبال آن هوش مصنوعی، آینده ای نامعلوم برای ماهیت وجودی انسان در قرن بیست ویک رقم می زند. در حال حاضر نیز یکی از مهمترین نگرانی های علوم طراحی، انفصال نقش انسان از تجارب دیروزی است که موجب ازخودبیگانگی و حذف انسان دارای ماهیت سنتی شده است. نتیجه گیری : بررسی های تطبیقی موجود نشان می دهد که نهایت آمال دوست داران فناوری در نیل به آرمان شهر مطلوب نه تنها موفقیت آمیز نبوده بلکه با حذف تمایلات انسان گرایانه که مولفه هایی وجودی و اصیل دارد، دش شهری را تشکیل داده که انسان ها در آن، منزوی و تحت سلطه ی نئوکاپیتالیست و نئوامپریالیست هستند.
۷۳۲۳.

محوطه کهیروII: شواهدی از فلزگری مس در سرشاخه های هلیل رود در اوایل هزاره چهارم پیش از میلاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۳ تعداد دانلود : ۵۶۹
طی یک بررسی باستان شناختی در منطقه موسوم به سرشاخه های حوزه فرهنگی هلیل رود، در میان مواد فرهنگی پراکنده بر سطح محوطه ای به نام کهیرو II تعداد زیاد ی سرباره های ذوب فلز و بوته های ریخته گری و بقایای فلزگری مشاهده شد. مطالعه بر روی سرباره های ذوب و وجود قطرات و گویچه های مسی در بافت میکروسکپی سرباره ها نشان از استحصال فرایند فلزگری مس در این برهه زمانی در این منطقه دارد. تعداد 10 نمونه از مواد فرهنگی از منطقه کهیرو II انتخاب شدند و بر اساس آزمایشات مینرالوژی جهت شناسایی خصوصیات بافت سرباره و بوته، و فلئورسانس اشعه ایکس جهت شناسایی ترکیب شیمیایی بین مواد مکشوفه و مطالعات ریز ساختاری و میکروسکپی مورد بررسی قرار گرفتند. قطرات مس در زمینه کریستالین سیلیسی سرباره پراکنده شده و بعنوان یک فاکتور جهت تخمین درجه حرارت ذوب و ترکیب فلز مفید هستند. قطعات بوته های ذوب یافت شده در این محدوده نیز نشان از ریخته گری مس دارند. بوته های ذوب دارای بدنه سرامیکی بوده که عمدتا از کانیهای آذرین (کوارتز، فلدسپات، پل ا ژیوکلاز) بعنوان تمپر در بافت آن استفاده شده است. مجصولات ذوب و بقایای ذوب در ناحیه داخلی بوته تجمع داشته که شامل کانیهای اکسیدی مس همچون کوپریت (Cu 2 S) و دلافوسیت (CuFeO 2 ) است. وجود کانیهای اکسیدی بعنوان بقایای ذوب در کف بوته حاکی از ذوب مس اکسیدی و کربناته در منطقه دارد چرا که بقایای تجمع یافته ترکیبات اکسیدی در کف بوته عمدتا بقایای فرایند ناقص استحصال و یا ریخته گری می باشند و باعث تشکیل مس کربناته یا اکسیدی در اخرین مرحله ریخته گری می شود. چنین بنظر می رسد که این بوته ها جهت فرایند تولید مات یا شمش مس مورد استفاده قرار گرفته اند. منطقه کهیرو II بواسطه وجود بقایای استحصال مس از سنگ معدن کربناته میتواند بعنوان یکی از مناطق قدیمی و کلیدی در سرشاخه های هلیل رود معرفی گردد.
۷۳۲۵.

اولویت بندی شاخصه های مبتنی بر کاهش آسیب پذیری مراکز حیاتی با استفاده از تحلیل شبکه ای (نمونه مطالعاتی: منطقه پنج شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۷۰
 کشور ایران به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی که دارد، همواره در معرض مخاطرات طبیعی به خصوص سیل و زلزله قرار دارد. به همین علت، حفظ و مراقبت از ساختمان های بااهمیت حیاتی در شهرها موردتوجه ویژه ی مدیران و برنامه ریزان شهری هستند. در پژوهش حاضر به کمک نمونه مطالعاتی، مراکز حیاتی منطقه پنج شهر تهران از لحاظ اولویت بندی مبتنی بر کاهش آسیب پذیری، مورد واکاوی و ارزیابی قرار گرفتند، معیارهای موردبررسی شامل: معیار بعد مکانی- منطقه (کالبدی، فیزیوگرافی، بافت) و بعد ساختار فیزیکی (ارتقاء، زیربنا، سازه، مصالح و نحوه جهت گیری در منطقه) است. روش تحقیق پژوهش حاضر توصیفی-پیمایشی بوده، اطلاعات جمع آوری شده در ابتدا به صورت کتابخانه ای-اسنادی و تهیه لایه های اطلاعاتی از سازمان نقشه برداری و بازدیدهای میدانی صورت پذیرفت، سپس با بهره گیری از تکنیک دلفی متغیرها به صورت زوجی با هم مقایسه و امتیازدهی شدند. جامعه آماری این تحقیق را 20 نفر از خبرگان حوزه معماری، شهرسازی، برنامه ریزی شهری و مدیریت بحران تشکیل داده و افراد نمونه به صورت هدفمند انتخاب گردیده اند. روایی محتوایی مدل و مولفه های آن با بهره گیری از نظرات خبرگان حاصل شد و به دلیل وجود رابطه ای درونی برخی از متغیرها از روش تحلیل شبکه ای(ANP) و برای وزن دهی به شاخص ها از نرم افزار SUPER DECISION بهره گرفته شد. در ادامه با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و اعمال وزن به لایه های بعد مکانی منطقه، محدوده هایی که در معرض خطر قراردارند شناسایی، و مراکز با اهمیت حیاتی قرارگرفته در این محدوده مشخص و از نظر آسیب پذیری پس از اعمال وزن، اولویت بندی شده و مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحقیق از طرفی بیانگر اقدامات پیشگیرانه، قبل از وقوع مخاطرات طبیعی، برای کاهش خسارات مالی و جانی در ساختمان های حیاتی منطقه، و مکان هایی که این تلفات از بقیه نقاط بیشتر است را نشان می دهد. همچنین نتایج بیانگر استفاده از اصول معماری، شهرسازی و برنامه ریزی متناسب با مخاطرات به منظور کاهش آسیب های مخاطرات طبیعی در ساختمان های حیاتی منطقه در جهت رسیدن به مدیریت مطلوب شهری است.
۷۳۲۶.

بررسی و ارزیابی تاثیر محیط کلان اقتصاد ایران بر فرآیند صنعتی سازی مصالح نوین ساختمانی از منظر پدافند غیرعامل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۱۹۰
ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﭘیﺸﺮﻓﺖ روز اﻓﺰون ﻓﻨﺎوری در ﺻﻨﺎیﻊ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﺳﺎزی و ﺣﺠﻢ اﻧﺒﻮه ﭘﺮوژه ﻫﺎی ﻋﻤﺮاﻧی در ﻛﺸﻮر، ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ داﻧﺶ ﻣﺪیﺮیﺖ ﭘﺮوژه در ﻋﻠﻢ اﻣﺮوز، ﺳﺎﺧﺖ و ﺳﺎز اﻣﺮی ﻏیﺮﻗﺎﺑﻞ اﺟﺘﻨﺎب اﺳﺖ. اﻓﺰایﺶ روز اﻓﺰون ﺟﻤﻌیﺖ و ﺗﻘﺎﺿﺎی ﺷﺪیﺪ ﺑﺮای ﺷﺮایﻂ ﺑﻬﺘﺮ اﻗﺘﺼﺎدی و زﻧﺪﮔی آﺳﻮده ﺗﺮ در ﻣﺤیﻄی اﻣﻦ و ﺳﺎﻟﻢ، ﺑﻪ راه ﺣﻞ ﻫﺎی اﻗﺘﺼﺎدی ویﮋه ای در زﻣیﻨﻪ ﺻﻨﻌﺖ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﻧیﺎز دارد. ﺻﻨﻌﺘی ﺳﺎزی ساختمان با به ﻛﺎر ﺑﺮدن ﻣﺼﺎﻟﺢ ﻧﻮیﻦ و ﺳﺎﺧﺖ و ﺳﺎز ﺑﻪ ﺷیﻮه ﺻﻨﻌﺘی و ﻃﺮاﺣی ﻣﺪوﻻر ﻣی ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎﻋﺚ ﻛﺎﻫﺶ ﻫﺰیﻨﻪ ﻫﺎ، ﻛﻢ ﺷﺪن ﭘﺮﺗی ﻣصاﻟﺢ و در ﻧﺘیﺠﻪ ﭘﺎیﺪاری ﺷﻮد. ﺑﺎ ﻣﻘﺎیﺴﻪ روش ﺻﻨﻌﺘی ﺑﺎ ﺳﻨﺘی ﺳﺎزی و ﺑﺮرﺳی اﻧﺠﺎم ﺷﺪه در ﺧﺼﻮص اﻧﻮاع روﺷﻬﺎی ﻧﻮیﻦ ﺳﺎﺧﺖ و ﺳﺎز و ﻧﺤﻮه اﺟﺮای ﻫﺮ یﻚ از آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ایﻦ ﻧﺘیﺠﻪ می رسیم که ﺑﺎ ﺗﻮجه به ﻧیﺎز ﻛﺸﻮر ﺑﻪ ﺗﻮﻟیﺪ ﺑیﺸﺘﺮ ﻣﺴﻜﻦ ﭼﺎره ای بجز اﺳﺘﻔﺎده از روﺷﻬﺎی ﺻﻨﻌﺘی در ﺳﺎﺧﺖ ﻣﺴﻜﻦ ﺑﺎﻗی ﻧﻤیﻣﺎﻧﺪ وﻟی ایﻦ ﺑﻬﺮهﮔیﺮی ﺑﺎیﺪ ﻫﻮﺷیﺎراﻧﻪ ﺑﺎﺷﺪ و ﺑﺎ ﺷﺮایﻂ ﻛﺸﻮر و ﺗﻮان ﺻﻨﻌﺘی و ﻣﻬﻨﺪﺳی ﻛﺸﻮر ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﺑﺎﺷﺪ. از جمله علل موانع صنعتی سازی ساختمان در ایران را می توان به ﻧﺒﻮد ﻗﻮاﻧیﻦ و اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﻣﻨﺴﺠﻢ در زﻣیﻨﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن که ﻣﻬﻢﺗﺮیﻦ ﻣﺎﻧﻊ از دیﺪﮔﺎه ﻛﺎرﺷﻨﺎﺳﺎن در ﭘیﺎدهﺳﺎزی و ﻧیﺰ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺻﻨﻌﺘی ﺳﺎزی ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن در ایﺮان اﺳﺖ و ﺑﻌﺪ از آن، ﻋﺪم آﺷﻨﺎیی ﺑﺎ ﻓﻨﺎوریﻫﺎی ﻧﻮیﻦ، ﺿﻌﻒ ﻧﻈﺎرت، ﻋﺪم ﺗﺪاوم زﻧﺠیﺮه ای ﺳﺎﺧﺖ و ﺗﺄﻣیﻦ ﻣﺴﻜﻦ و ﻣﻘﺎومﺳﺎزی در ﺑﺮاﺑﺮ زﻟﺰﻟﻪ ﺑﻪ ﺗﺮﺗیﺐ ﺑیﺸﺘﺮیﻦ ﻣﺎﻧﻊ در ایﻦ ﺻﻨﻌﺖ را دارﻧﺪ.
۷۳۲۷.

ارزیابی آسیب پذیری مناطق شهری در برابر زلزله مبتنی بر روش هوشمند فازی شهودی بهبود یافته با الگوریتم سیاهچاله (نمونه موردی : مناطق سیزده گانه شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۲۸۱
 با بروز بحرانهای طبیعی مانند زلزله و سیل و در نتیجه کاهش توانمندی سازمانهای مسئول به دلیل آسیب دیدگی زیرساختها ، نبودن اطلاعات قطعی  و قابل استناد، تقاضا برای ارسال نیروهای امدادی متخصص و لجستیک افزایش می یابد. در چنین شرایطی نیاز است فرآیندهایی که در هنگام امدادرسانی پس از وقوع یک بحران به انجام می رسند به نحوی برنامه ریزی شوند تا در کوتاهترین زمان ممکن پاسخگوی نیاز آسیب دیدگان به بهینه ترین شکل ممکن در تحقق شهر ایمن باشند. هدف اصلی در این مقاله طبقه بندی مناطق آسیب پذیر در برابر زلزله با روشی ابتکاری به منظور ارسال تجهیزات و نیازهابراساس اولویت است در این پژوهش ابتدا و به منظور انتخاب شاخص های بهینه و موثر( ازبین شاخص های متعدد) در تخمین خسارت زلزله به منظور طبقه بندی مناطق از روش تحلیل سلسله مراتبی فازیFAHP) )Fuzzy Analytic Hierarchy Process استفاده کردیم.سپس به ارائه روش جدیدی به نام مدل فازی شهودی بهبود یافته با الگوریتم سیاهچاله  Black Hole- Intuitive  Fuzzy C Mean(BH-IFCM)  پرداختیم و بوسیله آن پهنه بندی خطرپذیری زلزله در مناطق سیزده گانه شهر مشهد انجام شده است. با توجه به استفاده از مدل فازی شهودی (در شرایط عدم قطعیت  اطلاعات در زمان زلزله) و به کار گیری الگوریتم سیاهچاله  نتایج عددی نشان دهنده  صحت طبقه بندی 97.34% بر روی داده های مشهد و 96.73% بر روی داده های بم می باشد .
۷۳۲۸.

کاربرد الگوی طراحی باغ ایرانی در باغ های شمال ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۴ تعداد دانلود : ۴۹۱
یان مسئله: مجموعه باغ های ایرانی که د ر فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید ه است از خصوصیات مشترکی برخورد ارند که الگویی از طراحی باغ را موسوم به باغ ایرانی معرفی می کنند . خصوصیات برشمرد ه باغ های ایرانی عموماً عبارت است از هند سه مند ی، انتظام های محوری، مرکزی و چهاربخشی، سازمان های فضایی خاص کوشک و باغ و نظام های آب و کاشت که پد ید آورند ه ساختار باغ هستند . از د یگر ویژگی های برشمرد ه برای کاربست الگوی باغ ایرانی، که آن را تمثیلی از بهشت نیز د انسته اند ، ضرورت استقرار د ر سرزمین هایی به لحاظ اقلیمی گرم و خشک قلمد اد می شود و با توجه به منظر طبیعی و سرسبز مناطق معتد ل و مرطوب، کارکرد و ضرورتی برای اعمال این اصول طراحی خاص د ر آن قائل نیستند .هد ف پژوهش: این نوشتار با رد این فرضیه تأکید د ارد کاربست الگوی باغ ایرانی منحصر به معماری منطقه فلات مرکزی ایران نیست و می توان سوابقی از کاربست الگوی باغ ایرانی د ر د یگر سرزمین های ایرانِ فرهنگی با د رنظرگیری خصوصیات اقلیمی متفاوت از فلات مرکزی مشاهد ه کرد .روش پژوهش: اینکه آیا الگوی باغ ایرانی مختص به سرزمین های گرم و خشک د ر فلات مرکزی ایران است؟ کاربست این الگو د ر سرزمین های معتد ل و مرطوب چگونه بود ه است؟ نمونه هایی از کاربست الگوی باغ ایرانی د ر گیلان زمین کد ام اند ؟ پرسش های تحقیق پیش رو را د ر بر می گیرند . این پژوهش با استفاد ه از روش کیفی و تحقیق زمینه ای به ابعاد مشترک و متفاوت باغ های شمال ایران د ر مقایسه با باغ های فلات مرکزی ایران می پرد ازد .نتیجه گیری: این پژوهش با بررسی نمونه هایی از کاربست این الگو د ر اقلیم معتد ل و مرطوب شمال ایران به ویژه د ر منطقه گیلان نتیجه می گیرد «د ارالحکومه»، «باغ صفا» و «باغ ناصریه» د ر رشت و خانه باغی د ر املش از استان گیلان نمونه هایی از کاربست الگوی باغ ایرانی همچون «باغ عباس آباد » بهشهر هستند که د ر سرزمین هایی با اقلیم معتد ل و مرطوب شکل گرفته اند .
۷۳۲۹.

سامان بندی های تجسمی در نگاره شهادت حضرت زکریا (ع) قصص الانبیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۸ تعداد دانلود : ۴۱۰
بیان مسئله: قصص الانبیا، قصه های نقل شده از حوادث زندگی پیامبران است. برخی از نگارش های این کتاب مزین به تصویرسازی و نگارگری به منظور نمایان کردن هرچه بیشتر مفاهیم بیان شده در آن است. مشهورترین نسخه خطی قصص الانبیا نسخه خطی موزه توپکاپی است و یکی از شاخص ترین این قصص، که در کتاب مذکور نگارگری شده است، روایت شهادت حضرت زکریا (ع) است. نگارگر در این اثر سعی در تجسم مظلومیت زکریا در برابرکفرگویی ابلیس و حمایت الهی از او دارد.هدف پژوهش: بررسی سامان بندی تجسمی براساس سه ویژگی عناصر بصری (خط، رنگ، بافت، فرم)، ترکیب بندی (مارپیچ طلایی، مربع شاخص، مستطیل طلایی و خطوط رهنمونگر) و نمادپردازی از سه منظر شخصیت، رویداد و گفت وگو در این نگاره است. برای دستیابی به این هدف ابتدا الگوی ارتباط بین پارامتر های تشکیل دهنده این سه ویژگیِ سامان بندی تبیین می شود.روش پژوهش: پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است.نتیجه گیری: شخصیت ها در این نگاره به دو ساحت روایت کتاب و درخت، که پناه دهنده زکریا از هجوم ابلیسیان است، وفادار باقی می مانند. ترکیب بندی دوّار، القای جایگاه درخت با به کارگرفتن ترکیب بندی مثلثی عناصر به نحوی که رأس مثلث بر درخت تأکید داشته باشد، القای آرامش و ثبات با به کارگرفتن عناصر در مستطیل طلایی، قرینگی فرم های انسانی، استفاده از خطوط رهنمونگر عمودی برای جای گیری عناصر، استفاده از مستطیل های 2√ و 3√ برای چینش کتیبه و نگاره در کنار یکدیگر، تداعی بافتی آرام، کم تنوع و معناگرا بودن به واسطه نحوه به کارگیری عناصر بصری نقطه و خط و در نهایت چیدمان ساختار حلزونی پادساعتگرد و ساعتگرد عناصر از مهم ترین نکات قابل شناسایی در سامان بندی این اثر هستند. همچنین به کارگیری لاجوردی یکنواخت در پس زمینه، فضای اندوه و وهم، زرد درخشان در لباس ابلیس، تأکید بر شخصیت او و نارنجی در لباس نقال سبب چرخش رنگ ها در ترکیب بندی اثر بوده است. در مجموع، اثر با رنگ های تخت و درخشان و بدون سایه ترسیم شده است.
۷۳۳۰.

تحلیل اجتماعی ابسنس (غیاب) در روایت های تاریخی عکاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۸ تعداد دانلود : ۳۹۷
بیان مسئله: کیفیتِ زیست و معنای زندگی همواره با حضور عناصر، اشیاء، چیزها، افراد و مفاهیم پیوند خورده است و غیاب به معنای نفی و سلبِ حضور، این معنا را قوام داده و از همین رو در فلسفه و هنر بسیار وارد شده است. مفهوم ابسنس به مثابه یک استراتژی هنری در بطن بسیاری از آثار هنری به ویژه در قرن حاضر تلقی می شود. در عکس ها، متونی که ردّ حضور چیزها را در گذشته عرضه می کنند، ابسنس کارکردی استنادی پیدا می کند. اما پرسشِ اساسی این است که چگونه در متون عکاسانه، از غیاب عناصر و چیزها، پی به وجود روایت های تاریخی نهفته در متن آن ها می بریم؟هدف پژوهش: عکس ها به عنوان متونی همه جا حاضر چه در آلبوم های خصوصی یا نهادهای هنری یاخبری، و چه در فضاهای اجتماعی مجازی و مبتنی بر وب، غیبت های گوناگونی را که خاستگاه های متفاوتی دارند، ارایه می کنند و تحلیل تاریخی غیاب در این آثار، به فهم بهتر بستر اجتماع انسانی منجر می شود. فرضیه این است که عکس به عنوان یک متن تاریخی وقتی با روایت های پیرامون و بیرونیِ خود پیوند خورده و تحلیل شود، غیاب را به مثابه نفیِ حضورِ نیروهای سرخورده ای در متن اجتماعی ارایه می دهد که هریک، به صورت بالقوه قدرت مشارکت و تغییر در رفتارها و کنش های زندگی روزمره را دارند. روش پژوهش: براساس تحلیل مبتنی بر تاریخ اجتماعی در متون عکاسانه خواهد بود، چرا که در این رویکرد، رفتارها، رخدادها و باورها در بافت زندگی روزانه، در روند تحقیق تاریخی دارای اهمیت است. نتیجه گیری: ابسنس در قاب عکس، می تواند اشکالی متنوع از قدرت های پنهانی لایه های مختلف اجتماعی را عرضه دارد؛ نیز به جایگاهِ عناصر غایب در سطح عکس ها پرداخته و توضیح داده شده است که چگونه عکاسی از ابسنس به عنوان مفهومی پست مدرنیستی بهره می برد تا به واسطه غیاب عناصر تاریخی، محتوای متفاوت و قرائت دیگرگونی را از رخداد شکل دهد.
۷۳۳۱.

قابلیت های روش شفاهی در انتقال و حفاظت معنا در میراث فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۲ تعداد دانلود : ۳۴۷
بیان مسئله: میراث فرهنگی، ورای صورت بیرونی، حامل معنایی است که وجه درونی و ماهوی آن را شکل می دهد. از آنجا که در حفاظت آثار توجه به هر دو وجهِ معنایی و صوریِ آن ها ضرورت دارد، لازم است «حفاظت و انتقال معنا» در میراث فرهنگی با رویکردی مناسب مورد توجه قرار گیرد. طیف وسیعی از اشکال میراث فرهنگی ازجمله خلق هنری، کتابت، آداب و طریقت در حِرَف سنتی و بیان شفاهی علاوه بر اینکه تجلیات مختلف میراث را شکل می دهند، روش و محملی برای انتقال معنا نیز محسوب می شوند. در این میان، روش های غیرکالبدی، به واسطه نامحسوس بودن، کمتر مورد توجه قرار گرفته اند و ابعاد مختلف آن ها به خوبی شناخته نشده است. درنتیجه، خطر فراموشی و نابودی این روش ها و بالطبع معانی منتقل شده از طریق آن ها نیز افزایش می یابد. یکی از این روش ها روش انتقال شفاهی است.هدف پژوهش: مقاله حاضر در پی بازشناخت روش شفاهی در حفاظت آثار و زمینه سازی احیای آن در حفاظت میراث معنوی ایران است، با این فرض که انتقال شفاهی معانی در میراث معنوی برخلاف تصور موجود در بسیاری موارد به دلایلی فراتر از عدم امکان ثبت مکتوب صورت می گرفته است. بنابراین می توان گفت این مقاله به دنبال پاسخ این سؤال است که چه قابلیت هایی سبب شده روش شفاهی به عنوان یکی از روش های انتقال و حفاظت معانی در جوامع سنتی به کار گرفته شود. روش پژوهش: در این مقاله با مراجعه به متون مکتوب به بررسی برخی علل سلبی و ایجابی کاربرد روش شفاهی و سپس به تحلیل منطقی آن ها پرداخته می شود. علت انتخاب این روش تناسب آن با ماهیت معنا است.نتیجه گیری: مقاله چنین نتیجه می گیرد که در روش شفاهی علاوه بر حفظ معنا از گزند نااهلان به استناد تعابیر و مفاهیمی که در متن مقاله به آن ها اشاره شده معنا به صورت زنده و پویا تداوم می یابد؛ و نتیجه دیگر حاصل از مقاله نیز این است که به دلیل اهمیت و به کارگیری قابلیت های درونی انسان در پذیرش و انتقال معنا برای احیای آن در حفاظت به معنای امروزی، تربیت انسان واجد اهلیت، به عنوان محمل معنا، ضروری است.
۷۳۳۲.

بررسی شکلی-تاریخی هسته اولیه کالبد معماری حرم مطهر رضوی با تکیه بر اسناد روایی و در تطابق با طرح مایه های معماری کاخ های ساسانی و صدر اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۶ تعداد دانلود : ۶۵۴
بیان مسئله: مجموعه حرم مطهر رضوی یکی از مهم ترین بناهای موجود در ایران است که از دو منظر آیینی و کالبدی اهمیت بسیار زیادی دارد. با این حال هنوز مطالعه چندانی درباره ساختار اولیه فضایی بنای نخستین و فرایند گسترش کالبدی آن صورت نگرفته است. از این رو مطالعه و بررسی ساختار اولیه و نخستین مراحل تشکیل دهنده مجموعه حرم به درک ساختار فعلی آن کمک زیادی خواهد کرد.هدف پژوهش: در این پژوهش تلاش می شود تا ردپای بنای اولیه در وضعیت فعلی مجموعه حرم در اطراف بقعه مورد جست وجو قرار گیرد و سپس الگوی فضایی آن شناسایی شود.روش پژوهش: این مقاله با رویکردی «تفسیری-تاریخی» ساختار اولیه فضایی حرم در اطراف بقعه را بررسی خواهد کرد. از این رو ابتدا این فرضیه طرح شد که «ساختار فضایی بنای اولیه مدفن حضرت رضا (ع)، که گسترده تر از بقعه ای ساده (تک بنا) بوده است، از الگوهای شکلی و فضایی دوران ساسانی پیروی کرده است». سپس این فرضیه با اتکا بر متون تاریخی مورد بررسی قرار گرفت و در ادامه از طریق بررسی های شکلی، ردپای بنای اصلی در اطراف بقعه جست وجو شد و الگوی پیداشده با تعدادی از کاخ های ساسانی و صدر اسلام مقایسه شد. در انتها این سه دسته از اطلاعات با یکدیگر تطبیق داده شده اند.نتیجه گیری: اطلاعات به دست آمده نشان داد که محتمل است ساختار بنای اولیه حرم مطهر رضوی، که ریشه در کاخ «حُمَید بن قحطَبه» دارد، از ساختار معماری کاخ های ساسانی پیروی کرده باشد و نیز هندسه چلیپایی شکل (دارالسیاده) در کنار فضای ایوانی شکل (دارالحفاظ) مشابهت زیادی با الگوی فضایی کاخ های ساسانی دارد.
۷۳۳۳.

تأثیر سبک زندگی بر روابط فضایی خانه های اعیان نشین دوره قاجار در مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۸ تعداد دانلود : ۶۶۷
یان مسئله: از نظر محققین، سبک زندگی تأثیر زیادی بر معرفی الگوهای رفتاری، گرایش های ذهنی و شیوه زندگی افراد یک جامعه دارد. به عبارتی، مفهوم سبک زندگی به طور ویژه معرف کیفیت زندگی افراد یک جامعه است و بر معماری نیز تأثیر می گذارد. در رابطه با معماری خانه های مسکونی ایران در دوران قاجار و ارتباط آن با سبک زندگی مطالعات چندانی انجام نشده است. این موضوع، به ویژه، با توجه به تغییرات اقلیمی و همچنین تنوع خانه ها در دوران قاجار اهمیت بیشتری می یابد. در همین راستا، این پژوهش در پی خوانش فضا در رابطه با شیوه زندگی و تأثیر آن بر فضای معماری خانه های اعیانی دوران قاجار در استان مازندران است؛ و برای این منظور، لازم است گفتمان فضا در رابطه با شیوه زندگی و تغییرات آن در دوره قاجار با نگاهی ژرف مورد بررسی قرارگیرد و بازتاب آن در معماری این خانه ها بررسی شود. علت انتخاب خانه های اعیان نشین این است که در دوران قاجار خانه های مردم عادی اغلب متأثر از اقلیم بوده و تأثیر سبک زندگی ساکنین در این خانه ها کمتر از خانه های اعیان نشین مشهود است.هدف پژوهش: هدف از تدوین این پژوهش بررسی اثربخشی سبک زندگی مردم طبقه اعیان مازندران در دوره قاجار بر عرصه ها و روابط فضایی خانه های محل سکونتشان است. روش پژوهش: در این پژوهش از روش های توصیفی، تحلیلی و در نهایت استدلال منطقی استفاده شده است. منابع اطلاعاتی پژوهش بر مطالعات کتابخانه ای و میدانی متکی و به دو صورت اسنادی و شفاهی قابل دسترسی است. برای انتخاب نمونه ها، تمامی خانه های مربوط به دوران قاجار در مازندران که دارای اسناد مطالعاتی بودند و امکان مطالعات میدانی درباره آن ها فراهم بود مورد بررسی قرار گرفتند. نتیجه گیری: مطابق نظر صاحب نظران، سبک زندگی به مؤلفه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دسته بندی شده است. در پژوهش حاضر تأثیر هر کدام از این مؤلفه ها در ساختار روابط فضایی نمونه ها مورد مطالعه قرار گرفت. در ادامه، پس از بررسی چیدمان فضایی خانه های منتخب، با ترسیم نمودارهای توجیهی توسط نرم افزار نحو فضا، اطلاعات به دست آمده تحلیل شد. سپس خانه های هر دوره قاجار با یکدیگر مقایسه شدند و این نتیجه حاصل شد که حتی خانه هایی که در یک دوره مشترک از دوران قاجار ساخته شده اند از نظر نوع و تعداد فضاها، عمق قرارگیری فضاها و همچنین چگونگی نحوه ارتباطشان با یکدیگر دارای تفاوت هایی هستند. این تفاوت ها از عواملی همچون روابط اجتماعی خانواده، شغل و معیشت ساکنین ناشی می شود و می توان آن ها را با الگوهای متفاوتی دسته بندی کرد.
۷۳۳۴.

تحلیل نشانه شناختی عنوان در آثار رسام عرب زاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۰ تعداد دانلود : ۴۸۹
رسام عرب زاده از جمله هنرمندان معاصر در حوزه طراحی و تولید فرش است. اکثر آثار ایشان حاوی عناوین مختلف ادبی، فرهنگی، عرفانی و فلسفی است. عناوینی که رسام عرب زاده برای آثارش برگزیده نشان از قایل شدن اهمیت به عنوان اثر، علاوه بر خود اثر هستند. در این جستار، سعی بر آن است تا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از نشانه شناسی، عناوین و متون مرتبط با آن در آثار ایشان مورد بررسی قرار گیرد. پژوهش حاضر ضمن بررسی عناوین آثار منتخب(۱۲مورد) از آثار رسام عرب زاده به دنبال پاسخ گویی به این سوالات است که، چه ارتباطی بین دال(عنوان) و مدلول(متن) وجود دارد؟ و آیا عناوین آثار رسام عرب زاده در خوانش مفهوم متن اثر دخالت دارد؟ نتایج پژوهش نشان می دهد، ضمن این که عنوان در آثار وی، مهم ترین و اساسی ترین درگاه ورود به آن اثر است، ارتباط تنگاتنگی با مفاهیم آن اثر دارد. از سویی، ذهن خواننده را به چالش کشیده، فرضیه هایی برای او مطرح ساخته و او را به خوانشی عمیق از متن اثر تحریک می کند. عنوان در آثار رسام عرب زاده در خوانش متن آثار بسیار موثر بوده و در اغلب موارد به عنوان بخشی از اثر نیز می تواند باشد.  
۷۳۳۵.

سیر تحول بازنمایی تصویر تخت در دستنویس های مصور ایلخانی تا ۷۳۶ هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۱ تعداد دانلود : ۴۶۳
در عصر ایلخانی که سرآغاز شکوفایی کتاب آرایی ایرانی است، نقاشان با به کار بستن آمیزه ای از عناصر غربی و شرقی زبان بصری جدیدی در بازنمایی مضامین سنتی هنر ایرانی ابداع کردند. تخت به عنوان هسته ی مرکزی مجالس بر تخت نشستنْ یکی از عناصری است که می توان این دگردیسی را در نحوه ی بازنمایی آن دنبال کرد. هدف این مقاله شناسایی و بررسی عوامل مختلفی است که در شیوه ی بازنمایی تخت در مراحل مختلف شکل گیری، گسترش و شکوفایی نقاشی دوره ی ایلخانی مؤثر بوده اند. در این راستا این پرسش ها به بحث گذاشته می شوند؛ انواع  تخت در دوره ی ایلخانی کدام اند؟ عوامل مؤثر بر بازنمایی تخت و تزئینات آن چه هستند؟ کتاب مصور، به عنوان بستری که مضمون بر تخت نشستن در آن خلق می شود، در بازنمایی تخت چه تأثیری داشته است؟ در این پژوهش که بر اساس داده های گردآوری شده از مطالعات کتابخانه ای و به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است ۸۵ نمونه تخت از تصاویر ۷ دستنویس ایلخانی در سه سطح، انواع تخت، تزئینات آن ها و نحوه ی بازنمایی آن در ترکیب بندی کلی هر تصویر، مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد که عصر ایلخانی را می توان به مثابه نقطه ی عطفی در بازنمایی تخت در نظر گرفت که طی آن عوامل متعددی در بازنمای تخت ها دخیل بوده اند، نخست سنت های پیشامغولی در بین النهرین که در تصاویر نقش شده در کتاب ها و اشیاء سفالی و فلزی به کار می رفته است، دوم تصاویر تخت های چینی، سوم جزئیات تزئینی برگرفته از هنر شرق دور به ویژه چین که از طریق تجارت اشیاء به دربار ایلخانان راه یافتند و چهارم تمرکز بر تصویر به عنوان روایتی بصری از متن که  نمود آن در بازنمایی تخت را می توان تحت عنوان شکلی از واقع نمایی شناسایی کرد که به وسیله ی کاربرد پرسپکتیو، نمایش افراطی تزئینات و فاصله گرفتن از الگوی ایستای سنتی در نمایش شاه و تخت بیان شده است.  
۷۳۳۶.

قنات، ردّ حیات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۴ تعداد دانلود : ۴۳۴
زندگی در دشت های مرکزی ایران که در هزاره اخیر اغلب از کویرهای خشک با گرمای تابستانی زیاد تشکیل شده، فاقد توجیهات متعارف برای سکونت است. ندرت آب و اقلیم سخت برای مردمی که معیشت آنها وابسته به زمین است، جاذبه ای برای ساخت شهر و روستا ندارد. اما شهرهای بزرگی همچون یزد، کاشان، سمنان، دامغان، بیرجند، زابل، بم و کرمان در اطراف کویرهای مرکزی ایران برپا شده اند که صدها شهر کوچکتر و بسیار روستاهای وابسته را در اطراف خود دارند. پاره ای از این آبادی ها که به دلایل امنیتی و تجاری بر سر راه های تاریخی پدید آمده بودند، نیز در گذر زمان و هزاره اخیر که اقلیم این منطقه به خشکی گرائید، جمعیت بیشتری گرفتند. درحالی که زندگی گذشتگان که بسیار وابسته تر از امروز به وضع طبیعت بود، مانعی برای کوچ و سکونت در مناطق برخوردار نداشت. مردمان این نواحی برای سازگاری با تغییر اقلیم و تداوم حیات خود به بهره گیری از فنونی پرداختند که تدریجاً عنصر اصلی منظر زندگی آنان شد؛ قنات شاید، مهمترین آنها باشد.تاریخ قنات را به اساطیر ایرانی نسبت می دهند. قنات، فن انتقال آب زیرسطحی به سطح زمین بدون بهره گیری از انرژی است. کوره ای شیبدار میان مظهر قنات تا مخزن آب در زیرزمین حفر می شود و آب در شیب ملایم کوره به سمت بیرون جریان می یابد. شیب کمتر کوره نسبت به سطح زمین، در محل تقاطع آنها، مظهر قنات را پدید می آورد. فقدان آب های جاری در اقلیم خشک، قنات را در اهمیت فوق العاده ای در جامعه قرار می دهد. همه حیات روستا و شهر به آن وابسته می شود. لذا مشاغل مرتبط با قنات، همچون مقنی و میراب از ارج و مقام بالای اجتماعی برخوردار می شوند. حفاظت آب و مسیر قنات، در زمره قواعد اخلاقی قرار می گیرد که آلوده کردن یا آسیب آن گناه است. خدمات بهره وری قنات همچون ایجاد روشنایی در مظهر و حوضچه های فرعی برای استفاده شست وشو سنت خیرین می شود. اسامی مرتبط با قنات همچون مقنی زاده و قنواتی به مثابه نمود شأن اجتماعی بر حرفه مندان وابسته گذارده می شود. فرهنگ احداث قنات، نماد عمل صالح و باقیات صالحات از سوی ثروتمندان و حاکمان رایج می شود.این همه سنت ها و فرهنگ هایی که در ارتباط با قنات پدید می آید، حاکی از وجود «بسته مفهومی» مرتبط با قنات در ذهن ایرانیان کویرنشین است. «مفهوم» قنات، همچون مخزن آن، سرشار از معناهایی است که در طول قرون در ارتباط با کارکرد و نقش حیاتی آن در زندگی اهالی مرکزی سرزمین ایران به وجود آمده؛ هریک از معناها در محیط بیرونی ذیل صورتی انعکاس یافته که امروزه «نمود» آن خوانده می شود.رشته چاه هایی که به کوره قنات می رسند تا خاک کوره را در زمان حفاری تخلیه کنند و هوا را به مقنی کوره برسانند، مهم ترین نمود «مفهوم» پیچیده قنات است. حلقه هایی ساخته شده از خاک کوره که گرداگرد دهانه چاه ریخته شده تا هم از ورود آب های سطحی به قنات و تخریب آن جلوگیری کند و هم نشانه خطر باشد برای جلوگیری از سقوط به درون چاه. تصویر رشته چاه های قنات عنصر جدانشدنی از مفهوم حیات در فلات مرکزی ایران است. صورت بدیعی در کویر که همچون «ردّ حیات» از تکاپوی انسان ها در طول قرن ها برای بقا حکایت می کند. عکس روی جلد اثر مرحوم «گئورگ گرستر» است که در سال 1355 (1976م.) بر فراز قنات های یزد عکاسی شده است. وی در شرح عکس خود نوشته است: «درحالی که بر فراز ایران سفر می کردم، به این فکر بودم که مناظر فرهنگی و طبیعی سرزمین پارس با بیابان های نمکی و باغ های بهشتی اش برای تماشا از آسمان آفریده شده اند. آبادی هایش با قنات ها و آبراه های زیرزمینی اش مثال بارز معماری بدون معمار هستند». این عکس بازنمایی مداخله آهنگین پیشینیان ماست در دل صحرایی که به ظاهر خالی است. اما ردّ حیات از غوغایی که در زیر زمین نهفته حکایت می کند. این عکس به لطف فرزند ایشان خانم Anya v. Schweinitz-Calonder که مدیریت مؤسسه Georg Gerster Air Photography را برعهده دارد به پاس علاقه پدر ایشان به سرزمین ایران برای چاپ در اختیار مجله منظر قرار گرفته است. از ایشان سپاسگزاریم.
۷۳۳۷.

کاربرد آنالیز ایزوتوپ های استرانسیوم استخوان و دندان در مطالعه پدیده مهاجرت های باستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۵ تعداد دانلود : ۷۵۶
یکی از سوالات مهم باستان شناسان، بررسی جابجایی ها و مهاجرت مابین گروه های انسانی گذشته است. روش رایج برای بررسی این مسائل مراجعه به مصنوعات و آثار به جا مانده از فرهنگ های پیشین و مقایسه ی تطبیقی فرم ها، نقوش و روش های تولید است که در میان فرهنگ های مختلف باستانی به کار رفته است و از این طریق به بررسی ارتباطات و روابط فرهنگی پرداخته می شود. در سه دهه ی اخیر آنالیز ایزوتوپ های استرانسیوم (Sr) موجود در نمونه های دندان و استخوان انسان (و حتی حیوانات) این امکان را فراهم ساخته است که مهاجرت و جابجایی های باستانی با روش جدیدی مورد مطالعه قرار گیرد. طبق بررسی های علمی 87Sr/86Sr در هر منطقه با توجه به عوارض زمین شناختی و جنس سنگ ها و رسوبات سحطی با 87Sr/86Sr مناطق دیگر متفاوت است. با مطالعه ی 87Sr/86Sدر نمونه های استخوان و دندان های اسکلت های تاریخی و مقایسه ی آن با میانگین نسبت زمین شناختی 87Sr/86Sr در منطقه می توان به بومی و یا مهاجر بودن نمونه اسکلت های مورد مطالعه پی برد. از آنجاییکه امروزه نیز مردمان منطقه پیرانشهر بدلیل نزدیکی به شهرهای اربیل و سلیمانیه عراق رفت و آمدهای زیادی دارند و طبق مطالعات صورت گرفته اغلب اهالی روستای سیلوه در طی یک قرن گذشته از کردستان عراق به این منطقه مهاجرت کرده اند خود این موضوع زمینه مساعدی جهت مطالعه مهاجرت ها و جابجایی های جوامع انسانی را فراهم می سازد. هدف از انجام این پژوهش استفاده از آنالیز ایزوتوپهای پایدار استرانسیوم موجود در نمونه دندان و استخوان اسکلت های بدست آمده از سایت حفاری تپه سیلوه پیرانشهر، به منظور تعیین بومی و یا مهاجر بودن آن هاست. برای نیل به این هدف 87Sr/86Sr موجود در نمونه ها اندازه گیری شد. با مقایسه نسبت ایزوتوپ های استرانسیوم امکان تعیین بومی یا مهاجر بودن نمونه ها فراهم گشت. نمونه های مورد مطالعه در این پژوهش نسبت های متفاوتی در آنالیز ایزوتوپ استرانسیوم نشان دادند که از این رو می توان همه نمونه ها را غیر بومی در نظر گرفت. البته این نظر فقط در مورد پنج نمونه مورد مطالعه بیان می شود و برای اظهار نظر در مورد سایت تاریخی پیرانشهر نیاز به مطالعه و آزمایش نمونه های بیشتری می باشد.
۷۳۳۸.

میکرومورفولوژی محوطه نوسنگی مهتاج، دشت بهبهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۹ تعداد دانلود : ۴۷۶
یکی از پرسش های اساسی در مورد محوطه های دوره نوسنگی فلات ایران کاربری آن ها ازنظر میزان یکجانشینی و یا کوچ روی است که تشخیص آن می تواند میزان تحرک انسان را در چشم انداز طبیعی در آن دوره مشخص نماید. در همین راستا و نیز باهدف بررسی نقش عوامل انسانی و طبیعی در شکل گیری نهشته های به جای مانده در تپه مهتاج (اواخر هزاره هشتم تا اوایل هزاره هفتم قبل از میلاد)، مطالعه میکرو مورفولوژی انجام شده است. بر این اساس مراحل مختلف رسوب گذاری مرتبط با فازهای استقراری شناسایی شده است که با کف سازی، اندود گل اخرا، تعدد پرشدگی ها، ذرات فراوان زغال و استخوان، مواد دفعی و مواد آلی و کانی نظیر فسفات همراه بوده است. در این تحقیق علاوه بر کف های استقراری مربوط به فازهای اصلی استقراری، آثار دو کف زیستی دیگر که حاکی از استقرار موقت بوده، دیده شده است. ازجمله یافته های مهم دیگر در مقاطع، وجود عارضه دفعی مربوط به نشخوارکنندگان متوسط الجثه در تحتانی ترین مرحله استقراری است؛ که می تواند نشان دهنده استفاده از محوطه در نیمه دوم هزاره هشتم ق.م، توسط کوچ نشینان و دام پروران اولیه باشد. مطالعه ژئوشیمیایی نیز نشان می دهد که شرایط قلیایی رسوبات محوطه، در ماندگاری عارضه دفعی مذکور نقش مهمی داشته است. از دیگر نتایج به دست آمده در این مطالعه شواهد وجود آشفتگی زیستی ناشی از فعالیت جانداران خاکزی در بین لایه ها و نیز بروز برخی پدیده های فیزیکی ناشی از تغییرات دما، مانند ترک های گلی ایجادشده در اثر گرما و پیچ و تاب خوردگی های جریانی و وجود گر هک های اکسید آهن به صورت پراکنده است که همگی نشان دهنده استفاده کوتاه مدت و فصلی از محوطه در طی فصول خنک و مرطوب تر سال است. این نتیجه با شرایط جغرافیایی و اقلیمی امروزی دشت بهبهان و نیز دیگر شواهد باستان شناسی محوطه از قبیل حجم کم نهشته ها و تراکم پایین یافته های آن مطابقت دارد.
۷۳۳۹.

جایگاه اجتماعی زنان در دوره ساسانی (به استناد مُهرها و اثر مُهرها)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰۶ تعداد دانلود : ۱۸۹۷
آگاهی های به دست آمده در زمینه تاریخ اجتماعی در ایران باستان به دلیل شیوه تاریخ نگاری و محدودیت منابع مکتوب همواره مشکلاتی را بر سر راه پژوهشگران قرار داده است. در این میان آثار بر جای مانده از دوره ساسانی(224-651م) به لحاظ کمّی و کیفی اطلاعات بیشتری در اختیار پژوهشگران قرار می دهند. اگرچه سهم زنان به عنوان جمعیتی قابل توجه از جامعه با محدودیت مواجه است. مسأله مورد بررسی در این پژوهش چگونگی بازشناسی وضعیت زنان در دوره ساسانی براساس مهرهای برجای مانده از این دوره است. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر داده های کتابخانه ای انجام شده است. یافته های پژوهش حاکی از این است که به گواهی مهرها، اثرمهرها، سکه ها و سایر آثار هنری دوره ساسانی، زنان علاوه بر مقام ملکه، به مقام پادشاهی نیز رسیده اند. مهرهایی نیز از تصاویر زنان در کنار مردان، صحنه هایی چون صحنه اهدای گل که به عنوان درخواست ازدواج و پیمان بستن تلقی می شوند تصویر شده است. استفاده از نقش مایه های زنان بر روی مهرها و دیگر آثار هنری را می توان تحول و نگرشی جدید نسبت به زنان در جامعه ساسانی تلقی کرد. اهداف پژوهش 1. بررسی جایگاه زنان در جامعه ایران در دوره ساسانی. 2. واکاوی جایگاه زنان در دوره ساسانی با تکیه بر مهرهای این دوره. سؤالات پژوهش 1.زنان در دوره ساسانی از لحاظ جایگاه اجتماعی در چه موقعیتی بوده اند؟ 2.مهرهای برجای مانده از دوره ساسانی چه روایتی از جایگاه زنان در جامعه دارند؟
۷۳۴۰.

ساختارهای زیبایی شناختی موثر سازنده محیطی در ایجاد حس امنیت در مجتمع های مسکونی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۱ تعداد دانلود : ۵۵۸
مطالعات روانشناسی بر ارتباط عمیق میان زیبایی و احساس آرامش و امنیت تأکید دارد. انسان در جامعه امروزی با تحولات محیطی متفاوتی مواجه است. ایجاد مجتمع های مسکونی یکی از این تحولات در ساختار محیطی افراد جامعه است. مسئله ای که می توان مطرح کرد، تأثیر مجتمع های مسکونی به عنوان تغییرات ساختاری جدید بر حس امنیت افراد جامعه است. زیبایی شناسی علمی است که می توان از آن برای ایجاد حس امنیت کمک گرفت. امروزه وجود امنیت به عنوان یکی از نیازهای اصلی انسان ها از مهمترین عوامل ساختاری کیفیت زندگی است. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و با رویکرد کمی و کیفی انجام شده است. جامعه پژوهش حاضر شامل بیش از 2000 نفر است که نمونه در دسترس آن ها به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. بعد از توزیع کردن پرسشنامه، داده ها با استفاده از نرم افزار Spss در دو سطح توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان می دهد که 5 عامل اصلی بر امنیت محیطی و کاهش جرم در بافت مجتمع های مسکونی تأثیر به سزایی دارند. این 5 عامل عبارتند از امنیت فیزیکی، نظارت، ترس از جرم، قلمروپایی، مدیریت و نگهداری که بعد از مقایسه میانگین آن ها در گروه نمونه نتایج نشان داد که مؤلفه نظارت دارای میانگین زیاد و مؤلفه ترس از جرم دارای میانگین کمتری است، میانگین سایر متغیرها (امنیت فیزیکی، قلمروپایی و مدیریت و نگه داری) نیز در حد متوسط بودند. بنابراین در امنیت محیطی در بافت مجتمع های مسکونی امنیت فیزیکی، نظارت، ترس از جرم، قلمروپایی، مدیریت و نگهداری سهم به سزایی دارند. توجه به این مؤلفه ها در کنار ایجاد محیط های طبیعی نقش مهمی در تثبیت فضایی با تسلط ساختاهاری زیبا و آرامش بخش در مجتمع های مسکونی دارد. اهداف پژوهش: 1.بررسی نقش ساختارهای زیباشناختی در ایجاد حس امنیت در مجتمع های مسکونی. 2.شناسایی مؤثرترین عوامل بر امنیت در بافت مسکونی. سؤالات پژوهش: 1.چه عواملی در ایجاد ساختارهای زیبایی شناختی محیطی در مجتمع های مسکونی نقش دارند؟ 2.کدام عوامل بیشترین تأثیر را بر ایجاد حس امنیت در بافت مسکونی دارد؟

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان