خوانش تطبیقی هرمنوتیک آثار نقاشی و انیمیشن (مطالعه موردی: آثاری از سالوادور دالی و علی اکبر صادقی)
حوزههای تخصصی:
تفسیر و خوانش آثار ادبی و هنری به منظور فهم اثر و یا نیّت هنرمند، در غالب دانش هرمنوتیک از جمله نخستین نمودهای مواجهه مخاطب با اثر به شمار می آید. فرایند درک اثر هنری به مؤلّفه های گوناگونی چون سبک زندگی و پیشینه هنری هنرمند، سبک هنری رایج در زمان او، جریان شناسی فکری و فلسفی در عصر زیست هنرمند و مخاطب و سازمان فکری و زیباشناسی خالق و مدرِک اثر وابسته است. به دلیل پیچیدگی های دوسویه ای که در فرایند خلق و دریافت و فهم آثار هنری و ادبی وجود دارد، نحله های فکری گوناگونی از میان طیف های مختلف متفکّران، ادبا و فلاسفه با تمرکز بر این جریان سیّال، اندیشه ورزی و قلم فرسایی نموده اند. در این میان، تأویل و تفسیر، به مثابه دو ابزار اساسی برای مفسّر در حوزه های خوانش، دریافت و فهم به شمار می آیند. پژوهش حاضر که از نوع بنیادین بوده و به روش تحلیلی - توصیفی و با رویکردی تاریخی و تطبیقی به گردآوری داده ها از طریق کتابخانه ای و اینترنتی پرداخته، در پی پاسخگویی به این پرسش بنیادین نگاشته شده است: «خوانش آثار نقاشی و انیمیشن، به مثابه دو رسانه از هنرمندانی مشترک، دارای چه مؤلّفه های مشترک و متمایزی است؟» مطالعه موردی این پژوهش، با تمرکز بر آثار نقاشی و انیمیشن از سالوادور دالی و علی اکبر صادقی صورت پذیرفته و نتیجه حاصل آنکه متناسب ترین شیوه خوانش هرمنوتیک این دست آثار، به صورت آمیزه ای از تأویل به نیّت مرکزی هنرمند و تفسیر ویژه ای است که از سوی مخاطب، به واسطه رمزگشایی از نمادهای نهفته در اثر شکل می گیرد.