فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۲۱ تا ۱٬۹۴۰ مورد از کل ۳۰٬۲۶۶ مورد.
منبع:
تئاتر دوره ۱۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۹۹)
25 - 54
حوزههای تخصصی:
بدن بازیگر به عنوان عنصر قالب و بستر اصلی فرایند خلق رویدادها به شمار می رود شاخه های مختلف تئاتر معاصر خصوصاً رویکردهای متنوع تئاترهای بدن محور، پرفورمنس آرت، بادی آرت، هنر محیطی و هنر تعاملی به کار می رود و فضاسازی و درک مفهوم فضا و شیوه ارتباط بازیگران با فضای پدیداری تمرین یکی از مهم ترین پارامتر های این شیوه های اجرایی به شمار می رود؛ برای پرداختن به سویه های پنهان مانده مفهوم فضا با توجه به اهمیت روزافزون رویکردهای میان رشته ای، می توان از پدیدارشناسی به مثابه رویکردی روش شناختی برای فهم فضا و مواجه بازیگران با فضای پدیداری در تئاترهای بدن محور بهره جست. مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی می توان مواجه محض و بدون پیش فرض قبلی بازیگران با روند تمرین ها برای درک فضای زیسته تمرین را تبیین کرد. این مقاله با روش پدیدارشناسی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اینترنتی، درصدد پاسخ به این سؤال است که پدیدارشناسی چگونه رابطه بازیگران با فضا در تئاتر های بدن محور را صورت بندی می کند؟ مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی مواجه بازیگر با فضا در تئاتر های بدن محور کیفیت های فضایی و ادراک بدنمند بازیگران را به شکل خاص و ویژه ای با یکدیگر درهم تنیده توصیف می کند. به بیان دیگر نمی توان رویدادها به دست آمده در فرایند تمرین را در محیطی جدا از جهان پیرامونی اجراگران و مکان تمرین موردبررسی قرارداد. درنتیجه تجربه زیسته اجراگران خارج از حیطه اختیار و فهم خردمند آنها متناسب با درک بدنمند اجراگران و احساسات چندگانه و چندوجهی آنها در نسبت با فضای پدیداری و اتمسفر شکل گرفته پیرامون آنها در محیط تمرین مورد توجه قرار می گیرد.
تبیین مولفه های عدالت فضایی – کالبدی شهر عدالت محور با تاکید بر نظریه دانش – قدرت، نمونه موردی: مناطق پنج گانه شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
55 - 76
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: امروزه جستجو برای عدالت و مبارزه با بی عدالتی به دلیل وجود نابرابری های عظیم اجتماعی و اقتصادی، به یکی از مهم ترین اهداف برنامه ریزی تبدیل شده است که در این راستا شناسایی نقش قدرت ها و تاثیر آن بر خلق فضاهای عدالت محور شهری، موجب افزایش کیفیت زندگی می گردد.هدف: . هدف اصلی این پژوهش، تبیین بررسی و مقایسه مولفه های دستیابی به عدالت فضایی کالبدی در مناطق 5 گانه شهر رشت با تاکید بر نظریه دانش-قدرت فوکو است.روش: این پژوهش تحقیقی از نوع کاربردی- توسعه ای است و نوع نظریه در این پژوهش اثباتی-محتویی است. راهبرد کلی این تحقیق، راهبردی ترکیبی است و با استفاده از رویکرد کیفی به تبیین مفاهیم نظری می پردازد. بر اساس چهارچوب مفهومی پژوهش، شاخص های بدست آمده شامل دانش فضایی، هدایت -کنترل و مشارکت و همچنین جامعه آماری شامل شهروندان شهر رشت می باشد که نمونه گیری از جامعه آماری شهروندان بصورت تصادفی انجام شد ه است. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است و حجم نمونه معادل 384 نفر بدست آمده است. نتایج آماری در دو مبحث یافته های توصیفی و یافته های استنباطی بیان شده است. در مبحث توصیفی با استفاده از آماره های فراوانی، میانگین، انحراف معیار و درصد فراوانی، به توضیح و تفسیر متغیرهای اصلی پرداخته شد و در مبحث استنباطی، با استفاده از تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری، مدل پژوهش مورد بررسی قرار گرفت.یافته ها: در بررسی مفاهیم شهر عدالت محور مشخص گردید برای حرکت اصولی برنامه ریزی ، شناسایی نقش قدرت ها و نیروهای اثر گذار در جامعه ضروری است. در واقع شهر عدالت محور با فراهم کردن یک چهارچوب قدرت دهنده برای بازیگران شهری، کیفیت زندگی را در شهرها بهبود می بخشد. بنابراین درک ساختار قدرت مسلط و ایجاد یک نظام کنترل و نظارت با استفاده از دانش فنی و مشارکت مردمی می تواند منجر به دستیابی به شهر عدالت محور بر مبنای نظریه دانش – قدرت گردد. نتیجه گیری: با بررسی و تحلیل مولفه ها و شاخص های فضایی-کالبدی شهر عدالت محور با تاکید بر نظریه دانش –قدرت در مناطق پنج گانه شهر رشت، مشخص گردید که تقریبا تمامی این مولفه ها و شاخص ها در تمامی مناطق این شهر کمتر از میانگین متوسط است. هرچند دانش فضایی یا همان عقلانیت فنی تا حدی توانسته است نسبت به دو مولفه دیگر یعنی هدایت-کنترل و مشارکت، میانگین بالاتری را در سطح شهر به خود اختصاص دهد. بنابراین نتایج این پژوهش بیانگر آن است که با ارتقاء این مولفه ها و شاخص ها یعنی از طریق ارتقاء دانش فضایی (عقلانیت فنی)، هدایت و کنترل (انضباط) و مشارکت شهروندی و با گام برداشتن به سمت شکل های کامل تر تصمیم سازی، می توان از شدت بی عدالتی در شهرکاست.
مقدمه ای بر تاریخ اجتماعی ماکسیمالیسم در گفتمان هنر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پیکره دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۷
20 - 39
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ماکسیمالیسم یا بیشینه گرایی سبکی به ظاهر نوین ولی دارای ریشه هایی عمیق در تاریخ اجتماعی هنر و نقطه مقابل مینیمالیسم یا کمینه گرایی و نگرشی در مقابل هنر مفهومی محسوب می شود. زمینه های اجتماعی هنر در طول تاریخ در ظهور و تکامل این سبک بسیار حائزاهمیت است. این زمینه ها را می توان از یک سو در دهه های گذار از تاریکی قرون وسطی، یعنی سال های طلایی رنسانس و از سوی دیگر در ابعادی کوچکتر در برهه های تاریخی مشابه در قرن های ۱۹ و ۲۰ میلادی جهان جست وجو کرد. وجه تشابه این دوره ها گذار از شرایط سخت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. این دوره ها با شرایطی نسبتاً مشابه به صورت سلسله وار خط سیر تاریخی پیدایش و تکامل ماکسیمالیسم را شکل داده اند؛ اما ماکسیمالیسم تحت این عنوان قدمتی حدوداً ۴۰ ساله دارد. مسئله ای که در پژوهش حاضر مورد توجه است، این است که کدام زمینه های فرهنگی و اجتماعی در اواخر قرن ۲۰ و ۲۱میلادی بر تکامل این سبک اثرگذاشته اند؟ در پژوهش حاضر قصد بر آن است که الگوهای ماکسیمالیستی در روند تکامل خود با تکیه بر ویژگی های محلی و جمعیتی، و مروری بر تاریخ اجتماعی ماکسیمالیسم و تعاریف آن، همچنین روند شکل گیری و تکامل آن در تاریخ اجتماعی هنر؛ جایگاه آن در گفتمان امروز هنر جهانی و تحلیل محتوای ماکسیمالیسم، به عنوان سبکی که زمینه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در آن تأثیرگذار بوده اند تبین شود.روش پژوهش: در پژوهش حاضر براساس روش تاریخ اجتماعی و به شیوه توصیفی- تحلیلی و با استفاده از اسناد مکتوب تلاش می شود، تا ضمن معرفی اجمالی ماکسیمالیسم، بسترهای اجتماعی و تاریخی آن در حوزه های گوناگون هنری، کنکاش شود.یافته ها: نیم نگاهی بر تاریخ اجتماعی حیات بشر درمی یابیم که هرگاه انسان به اجبار قدرت یا شرایط تن به زندگی ساده و مینیمال داده و از خواسته ها و داشتن بیان شخصی در زندگی دست کشیده است، پس از گذار از آن شرایط تحمیلی به یکباره زندگی کاملاً متفاوت و به اصطلاح ماکسیمالی را در پیش گرفته است. بنابراین مهمترین عامل، شرایط اجتماعی و اقتصادی حاکم بر جهان، به ویژه در قرن حاضر، است که تحولات سبکی چون ماکسیمالیسم را روبه گسترش و تکامل قرار داده است.نتیجه گیری: تاریخ اجتماعی ماکسیمالیسم و سیر پیدایش و تکامل آن به شکل امروزین بیان گر آن است که بیشینه گرایی ماحصل عبور انسان از شرایط سخت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و ریاضت های ناشی از این شرایط و در حقیقت واکنشی به زندگی مینیمال تحمیلی در ادوار مختلف قرن بیستم بوده است.
به کارگیری مدل قابلیت استفاده مجدد انطباقی جهت ارزیابی وضعیت نوسازی مدارس استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۷
303 - 317
حوزههای تخصصی:
نوسازی، بازسازی و استفاده دوباره از ساختمان های موجود به منظور بهره مندی هرچه بیشتر از تمامی قابلیت ها و ظرفیت های یک بنا، گامی موثر در جهت رسیدن به اهداف توسعه پایدار در جامعه است. همچنین، با توجه به سرعت توسعه و پیشرفت فناوری در جوامع امروزی، بازنگری در وضعیت ساختمان های موجود به منظور انطباق با شرایط جدید امری ضروری است. مدارس کشور از جمله ساختمان هایی هستند که با توجه به پیشرفت تکنولوژی، توسعه جوامع، تغییر روش های آموزشی و همچنین گذر زمان و فرسودگی، نیاز به بازسازی و نوسازی در سطح گسترده دارند. اما برخورد با ساختمان های موجود برای استفاده دوباره، بویژه در سطح کلان، نیازمند سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های دقیق است. اولویت بندی ساختمان ها برای استفاده دوباره از مهمترین این موارد است. با توجه به نیاز کشور، مقاله حاضر به ارائه چارچوبی برای اولویت بندی ساختمان مدارس موجود برای استفاده دوباره و نوسازی می پردازد. در تحقیق پیش رو هشت مدرسه در استان گیلان به عنوان نمونه مطالعاتی مورد بررسی و مطالعه قرار گرفتند. بخشی از داده ها و اطلاعات لازم در مورد مدارس از اداره نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس استان گیلان و بخشی از طریق بازدید میدانی و انجام مصاحبه با مدیران مدارس به دست آمد. مدل قابلیت استفاده مجدد انطباقی (ARP)1 به عنوان ابزار اصلی برای اولویت بندی بناها در نظر گرفته شده است. به این ترتیب، میزان قابلیت ساختمان ها و نیز بهترین زمان برای مداخله به منظور استفاده دوباره، به عنوان معیارهای اصلی در اولویت بندی بناها در نظر گرفته شده اند. براساس نتایج به دست آمده نرخ متوسط سالانه ازکارافتادگی برای کل نمونه های مطالعاتی برابر با 0.0101 است. میانگین عمر مفید مدارس نیز برابر 35 سال ارزیابی شد، که کمترین میزان عمر مفید برابر30 سال و بیشترین میزان آن 43 سال است. میانگین شاخص ARP نیز برابر 63% است که نشان می دهد به صورت کلی نمونه ها قابلیت بالایی برای استفاده دوباره دارند.
یادگیری از فیلم های علمی-تخیلی: تاب آوری معماری-شهر دربرابر دنیاگیری ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۳
5 - 28
حوزههای تخصصی:
معماری-شهر ازجمله ایده های معماران و محققان برای حل مشکلات و چالش های ناشی از رشد جمعیت و به تبع آن، گسترش شهری است. معماری-شهر کلان شهری است خودکفا و مستقل در یک ساختار واحدِ عمودی با زیرساخت هایی بسیار پیشرفته که نیازمند الزاماتی در طراحی و ساخت، به ویژه تاب آوری دربرابر دنیاگیری هاست. پیش از دنیاگیری کووید-19، فیلم های علمی-تخیلی بارها دنیاگیری هایی را پیش بینی کرده و هشدارها و درس هایی داده اند. هدف کلی این تحقیق یادگیری از فیلم های علمی-تخیلی برای طراحی معماری-شهر تاب آور دربرابر دنیاگیری هاست. بنابراین، به تحلیل محتوای فیلم شیوع (2011)، به عنوان نمونه، پرداخت. سپس، براساس نتایج این تحلیل محتوا، راهکارهایی برای طراحی معماری-شهر تاب آور دربرابر دنیاگیری ها ارائه داد. طبق نتایج تحقیق حاضر، کیفیت فضاهای داخلی معماری-شهر از نظر عواملی چون بهره مندی از نور خورشید / روز، تهویه طبیعی، ارتباط با طبیعت و محیط بیرون، دسترسی به خدمات و امکانات در کوتاه ترین زمان، بدون نیاز به تعامل با سایر قسمت های بنا، به کمک طراحی محله های با کاربری مختلط و نسبتاً خودکفا درون بنا و بهره مندی از فنّاوری های پیشرفته حمل ونقلی، ساختمانی، کشاورزی و هوشمند عوامل مؤثر در تاب آوری معماری-شهر در دنیاگیری هاست. علاوه بر سودمندی در طراحی معمارانه پسادنیاگیری، نتایج این تحقیق می تواند مورد استفاده معماران و همه دست اندرکاران و تصمیم گیرندگان در طراحی و ساخت معماری-شهرهای آینده قرار گیرد.
مطالعه تطبیقی تجلیات باغ عرفانی در معماری سنتی ایران و شعر خلوت دل حکیم نظامی گنجوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۸
6 - 17
حوزههای تخصصی:
هنرهای سنتی ایران، در تجلی های مختلف، به مضامین مشترکی اشاره دارند که ریشه در مبانی اندیشه ای خالقان آن هنرها دارد. با بررسی هنرهای مختلف مشاهده می شود، مفهوم باغ به فراخور هر هنری تجلی متداومی داشته است. به طوری که با حذف باغ از این هنرها، اساس این هنرها زیر سؤال می رود و به نظر می رسد عنصر مهمی از این هنرها که منظور هنرمند آن بوده، حذف شده است. لذا این سؤال مطرح می شود که علت ظهور متداوم باغ در این هنرها چیست؟ به نظر می رسد علت تجلی متداوم «باغ» در هنرهای مختلف که حضوری به صورت زمینه ای و نه الحاقی دارد، ریشه در اندیشه بانیان این هنرها دارد. هدف از انجام این پژوهش که از نوع کیفی و با رویکرد استقرایی است، بررسی ساختار فکری و حِکمی خالقان هنر سنتی ایران، به جهت منظور این هنرمندان در به تصویرکشیدن متداوم باغ (طبیعی و تجریدی) در معماری است. روش تحلیل داده ها در این پژوهش از نوع تحلیل محتوای کیفی بوده و با کدگذاری متون، شاخص های تحلیل استخراج شده، با روش تفسیر نقلی تفاسیر شعر به معماری تسری داده شده و شاخص های به دست آمده اعتبارسنجی شد. در مرحله بعد تجزیه و تحلیل، نمود باغ درون در هنر معماری با استدلال عقلی انجام شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد هنرمندان عالم سنت (در مرتبه استادی) عارفانی بودند که به مقام شهود غیب نائل آمده، در فضای باغ دل (باغ درون) به ملاقات عارفانه رسیده اند. در نتیجه این سلوک معنوی معمار عارف، محصول معماری خویش را توسط شاخص های درون گرایی و سایر موارد، محملی برای تذکار مخاطب و ایجاد حالت تفکر در او کرده و درصدد نمایان ساختن عالمی ورای حس است. نتیجه این موارد ایجاد فضای باغ در بناهای سنتی ایران است. این نتیجه گیری، هنر اسلامی ایران را از شکل گرایی، تزئینی بودن صرف و بی محتوایی می رهاند.
مطالعه مقایسه ای کاروان سرای قلعه سنگی پرند و حاج کمال در مسیر جاده ابریشم جهت ارائه راهکاری برای بازیابی بخش های ازدست رفته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مکتب احیاء سال دوم تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳
6 - 17
حوزههای تخصصی:
کاروان سراها به عنوان استراحتگاه های تاریخی نقش پذیرایی و اسکان مسافران را برعهده داشته اند. مسیر جاده ابریشم از مسیرها و شهرها و بیابان های متعددی عبور می کرد و بدون کاروان سراها، عبور از این واحه های خشک و برهوت غیرقابل تصور خواهد بود. منطقه ایران نیز از این حیث مستثنی نبوده و اقلیم و شرایط محیطی متنوعی دارد و وجود کاروان سرا در این گذرگاه ها، حیاتی و لازم بود. به طوری که شاهد طرح اندازی کاروان سراهای بی شماری در این حوزه جغرافیایی هستیم. منطقه مرکزی ایران نیز به دلیل وجود شهر و قصبه ری، از گذشته دور بسیار بااهمیت بوده است، به نحوی که کانون مرکزی گذرها و راه ها بود و کاروان سراهای بی شماری در نزدیکی آن ساخته شدند. این پژوهش به مطالعه مقایسه ای کاروان سراهای برون شهری سنگی و حاج کمال در حوزه کالبد معماری در منطقه رباط کریم در جنوب غربی استان تهران می پردازد. این دو کاروان سرا از منظر معماری، سبک و سیاقی متفاوتی از یکدیگر دارند. تمرکز اصلی این پژوهش بر بازخوانی کالبد معماری کاروان سراهای فوق الذکر بوده و اولین تحقیقی است که به بررسی ویژگی های کالبدی کاروان سراهای منطقه رباط کریم پرداخته است تا بدین سان، ارزش های پنهان آن ها شناخته شوند. این مطالعه مقایسه ای، نهایتاً منجر به این خواهد شد که قسمت های ازدست رفته و آسیب دیده کاروان سراها بهینه تر مرمت و بازیابی شوند. روش تحقیق پژوهش بر اساس مطالعات کتابخانه ای، تحقیق و برداشت میدانی و مطالعه مقایسه ای و تفسیر و تحلیل اطلاعات گردآوری شده است. هدف این پژوهش معرفی و شناخت کاروان سراهای مطالعه شده است و همچنین، برآن است وجوه میراث ملموس کاروان سراهای جاده ابریشم در حوزه ایران و در منطقه رباط کریم را مرور و بررسی کند.
بن مایه و عوامل تحول و تطور «نقش سواستیکا» در هنر ایران از دوره باستان تا سلجوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پیکره دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۵
75 - 96
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از کهن ترین نقوش هندسی دنیای باستان نقشی است که از دو خط متقاطع- چلیپا با بازوهایی شکسته شده یا زاویه نود درجه ایجاد شده است. این نقش در منابع بین المللی به «سواستیکا» با مفهوم هستی نیک و در منابع فارسی به «گردونه خورشید» و «مهرانه» معروف است. محققان منشأ این نقش را تمدن های کهنی همچون دره سند، مصر، چین، بین النهرین و اقوام آریایی می دانند که با وجود نام های مختلف دارای ساختار فرمی مشابهی هستند. این نقش در ایران، نخستین بار از هزاره پنجم قبل از میلاد برروی سفال مصور شده و تداوم به کارگیری آن تا اوایل دوره اسلامی نیز دیده می شود. شناسایی بن مایه و عوامل ترسیم نقش سواستیکا در هنر ایران و نمایش سیر تحول و تطور آن، از منظر فرم و محتوا، در هنر ایران پیشااسلامی تا اوایل دوران اسلامی، از اهداف پژوهش حاضر است. که در این راستا به پرسش های، چگونگی سیر تحول فرمی و محتوایی این نقش در هنر ایران از دوره باستان تا دوره سلجوقی و عوامل مشترک و متمایز ترسیم آن در دوره پیشااسلامی و اسلامی پاسخ داده می شود.روش پژوهش: پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد تاریخی صورت گرفته و شیوه گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و میدانی بوده است. در این راستا، تعداد ۲۹ نمونه از دوره پیشااسلامی و اسلامی با ویژگی شاخص و متمایز که نمایش دهند ه سیر تحول و تطور نقش سواستیکا بوده، مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است.یافته ها: حضور مذهب، به ویژه پرستش ایزدان، آیین های تدفین و مهرپرستی در ایران باستان، از دلایل مهم ترسیم نقش سواستیکا بوده و از این رو به «گردونه مهر» معروف است. نقوش نجومی همچون بروج دوازده گانه، اعتقادات و باورهای عامیانه همچون خوش شانسی، دوری از چشم بد و ایمن شدن از بلا، در نمایش این نقش، در دو دوره پیشااسلامی و اسلامی تأثیرگذار بوده است. در هنر اسلامی، این نقش نمادی از نور و به تبع آن خداوند معرفی شده است. در این دوران، علاوه بر نمایش فرم اولیه خود، در برخی آثار با ترکیب فرم های منحنی و نقوش گیاهی به «گره سلیمان» و «شمسه» تبدیل گشته است.نتیجه گیری: سواستیکا در هنر ایران از دوره باستان تا اوایل دوره اسلامی، نمادی مقدس و اغلب در خدمت اساطیر و مذاهب کهن بوده است. این نقش در دوران اولیه، نمادی از خدای خورشید و ایزدبانوان و به مرور مرتبط با نمادهای آیینی میترائیسم و زرتشتی در آثار هنری حضور یافت. در دوره اسلامی این نقش دچار استحاله و دگردیسی گردید و نمادی از خداوند و اشخاص مقدس اسلامی مورد استفاده قرار گرفت.
خوانش انتظام فضایی خانه ی ایرانی به مثابه ارتباط کالبد با الگوی زیستی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
معماری و محیط های انسان محور دوره ۱ پاییز ۱۴۰۳ ماره ۱
35 - 55
حوزههای تخصصی:
بازشناسی تعریف و نقش سازه ای خشخاشی در گنبدهای دو پوسته گسستهه رُک؛ شهر تاریخی کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۵
5 - 25
حوزههای تخصصی:
خشخاشی یا پره یکی از اندام های سازه ای در گنبدهای دوپوسته است که در فضای بین دوپوسته ساخته شده اند. مطالعات پیشین معمولاً این اندام را در گنبدهای دوپوسته نار (پیازی شکل) مطالعه کرده و کمتر به مطالعه آن در گنبدهای رُک (هرمی یا مخروطی شکل) پرداخته اند؛ حال آنکه با توجه به تفاوت های شکلی و سازه ای پوسته خارجی گنبدهای دوپوسته رک، طرح و نقش سازه ای خشخاشی ها در آن ها متفاوت است. ازاین رو مقاله پیش رو بر آن است که با مطالعه ریخت شناسانه خشخاشی در گنبدهای دوپوسته گسسته رک، تعریفی تازه متکی بر نمونه ها از آن عرضه نماید و بر این اساس نقش سازه ای خشخاشی ها در گنبدهای دوپوسته گسسته رک را معرفی کند. این کار با انتخاب شهر تاریخی کاشان پهنه ای که تعدد و تنوع نمونه ها در آن قابل توجه است و بررسی ده اثر واقع در داخل و خارج حصار تاریخی شهر انجام شده است. در مرحله اول از میان این نمونه ها، شش اثر که در پژوهش های تک نگاری مطالعه و مستندسازی شده اند، امکان مشاهده و برداشت مستقیم میدانی داشته اند و دربردارنده ترکیب ها و طرح های متنوع خشخاشی بودند، انتخاب شد. در گام بعد، اطلاعات مربوط به طرح معماری و ویژگی های ساختمانی انواع خشخاشی در نمونه های انتخاب شده با مشاهده و برداشت مستقیم میدانی و مطالعات تکمیلی کتابخانه ای گردآوری شد. پس از آن، شکل کالبدی نمونه ها مدل سازی سه بعدی و با استفاده از اسناد ترسیمی تازه بازنمایی گردید تا امکان مقایسه طرح سازه خشخاشی در نمونه ها فراهم شود. در گام بعد با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، طرح خشخاشی ها از منظر تعداد، موقعیت، ابعاد، شکل و فن ساخت مقایسه شد. بر این اساس، خشخاشی در گنبدهای دوپوسته رک در قالب سه شکل سازه ای متمایز که هریک نقش سازه ای متفاوت دارد، تعریف شد. با نگاهی کلی و در مقایسه با گنبدهای نار، در گنبدهای رک، از نقش خشخاشی به عنوان پشت بند کاسته شده و نقش غالب آن سخت کننده گریو و پوسته خارجی است. نتایج به دست آمده تنها برای فهم کلی رفتار خشخاشی در گنبدهای رک کاربرد دارد و نمی توان از آن ها به صورت مستقیم برای تحلیل یک نمونه مشخص بهره برد.
مطالعه و بازنمایی محله تاریخی پنجه شاه کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۵
167 - 191
حوزههای تخصصی:
ساختار کالبدی و کارکردی محله پنجه شاه به عنوان یکی از قدیمی ترین محله های کاشان، تاکنون مورد مطالعه قرار نگرفته است؛ محله ای که در بستری قابل توجه در شرق محله میدان کهنه، غرب محله طمقاچی ها و شمال بازار شکل گرفته و دارای عناصر شاخصی مانند بقعه پنجه شاه است. در این مقاله سعی شده است چارچوبی نظری و مدلی برای مطالعه محله پنجه شاه تعریف شود. بر این اساس، مطالعات پیشین در مورد ساخت شهر و تحولات آن و همچنین منشورها و اسناد بین المللی مورد بررسی کامل قرار گرفته اند. روش این پژوهش، تاریخی-تفسیری است و بررسی اسناد تصویری، متون تاریخی و پیمایش های میدانی مورد توجه بوده است. مطالعه دقیق ویژگی های محله به ویژه بر مبنای نقشه هایی است که از روی تصاویر دهه های 1330 و 1390 تهیه شده اند. محله بر مبنای چهار محورِ گذرهای اصلی و مرکزمحله ها، بافت تاریخی محله در تصاویر دهه 1330، عناصر شاخص و نقش کارکردی آن ها، همسایگی ها و عناصر شاخص پیرامون، مطالعه شده و در کنار شکل اصیل، تحولات آن نیز بررسی شده اند. پژوهش نشان می دهد چگونه ساختار تاریخی محله با احداث خیابان هایی مانند باباافضل و باب الحوائج در شکلی گسترده دگرگون شده است. بدون مطالعه نقشه های فوق، درک شکل تاریخی محله و گذرها، مرکزمحله ها، بناها و بافت این محله و یکپارچگی و پیوستگی آن با شهر ممکن نیست؛ درحالی که هنوز بخش هایی از مرکزمحله مانند بقعه پنجه شاه و آب انبار، بخش هایی از بافت محله در جنوب گذر پنجه شاه و پیرامون معبر شیشه و همچنین بازار و ویژگی های کالبدی کارکردی آن در جنوب محله باقی مانده و واجد اهمیت و ارزش اند.
تحلیل نقش رخش در ساختار روایت نگاره های هفت خوان رستم با تأکید بر روایتگری (نمونه موردی شاهنامه قرچغای خان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
6 - 15
حوزههای تخصصی:
از آن جایی که روایت شناسی مبحثی بینارشته ای محسوب و د ر زمینه های متنوع استفاد ه می شود ، می توان آن را جهت بررسی آثاری که د ر حیطه هنرهای تجسمی می گنجند نیز به کار گرفت. همان طور که از مطالعه آثار نگارگری مشخص است، نگاره های ایرانی نشان د هند ه ویژگی هایی هستند که تحلیل روایت شناسانه را امکان پذیر می کنند . د ر واقع ارتباط مستحکم نگارگری با متن و به ویژه اد بیات، موجب تحقق هرچه بیشتر این امر می شود . چنین به نظر می آید که اشعار حماسی شاهنامه، نقشی چشمگیر د ر پد ید آمد ن نگاره های ایرانی ایفا کرد ه اند و این اثر د ر طول د وران متفاوت مصور شد ه است. د ر این راستا، پژوهش حاضر با این سؤال روبه رو است که نگارگری ایران تا چه حد براساس سلیقه نگارگر و د رک او از روایت کار شد ه یا سفارش د ربار چه میزان د ر شکل گیری آثار نگارگری مؤثر بود ه است؟ هد ف پژوهش حاضر، مطالعه سیر زایشی معنا د ر نگاره های مرتبط با موضوع هفت خوان رستم د ر شاهنامه از منظر روایتگری و تبیین نقش نگارگر د ر این زمینه است و روش پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی است. د ر این پژوهش، د و نگاره با عناوین «خوان اول رستم: سرزنش رخش» و «خوان سوم رستم: کشتن اژد ها با کمک رخش»، از شاهنامه قرچغای خان (وینزور) به عنوان نمونه مورد ی انتخاب شد ه و اطلاعات به شیوه کتابخانه ای گرد آوری و د ر جهت پاسخگویی به پرسش پژوهش ساماند هی شد ه اند . د ر انتها، چنین به نظر می رسد که از قلمرو ظاهری نگاره ها و همچنین تحلیل روایتگری، می توان به سیر زایشی معنا د ست پید ا کرد . به علاوه، می توان به این نکته د ست یافت که د ر نقاشی ایرانی، فرد یت نگارگر نقش پررنگی ایفا نمی کند و نمی توان با قطعیت مشخص کرد که تا چه حد سلیقه نگارگر و یا سفارش سفارش د هند گان د ر شکل گیری آثار د خیل بود ه است.
بررسی بینامتنی تصرف و نقیضه «مردگانِ» جویس و «مرگ ایوان ایلیچِ» تالستوی در پله آخر علی مصفا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به روش کیفی تبیینی و با ابزار کتابخانه ایِ در دسترس و روش تحلیل اسناد سمعی و بصری، فیلم ایرانی پله آخر را از طریق کاربست نوآورانه عناصر داستان «مردگان» جویس و مرگ ایوان ایلیچ تالستوی، از منظر بینامتنیّت نقیضه ای بررسی می کند. این بینا متن نقیضه شده (پله آخر)، از یک سو، با آثار نقیضه شونده (دو داستان جویس و تالستوی) در ارتباط قرار می گیرد و از دیگرسو می کوشد با شگردهای دخل و تصرف، برداشتی سرخوشانه و بازی گوشانه از برخی مضامین و موتیف های این دو اثر در بطن بافتار فرهنگ ایرانی و به طریق اولی، موسیقی و معماری سنتی ایرانی، ارائه کند. گذشته گرایی که موضوع محوری فیلم است، از طریق پیوند فیلم به مثابه زبرمتن با متون نوشتاری و موسیقیایی و معماری به مثابه زیرمتن، حاصل می آید. این مقاله نشان می دهد فیلم پله آخر و فیلم در حال ساخت در بطن فیلم پله آخر، روابط بینامتنی پیچیده ای با دو داستان جویس و تالستوی برقرار می کنند و بینش هایی تازه از این دو اثر داستانی ارائه می دهند. وانگهی، به نظر می رسد فیلم در دست ساخت به مثابه زبرمتن، با فیلم اصلی به مثابه زیرمتن، روابط بینامتنیِ عمدتاً صریح و مستقیم و محاکاتی و گاه کنایه وار دارد.
تحلیل معنا در نگارکند صخره ای تنگ سروک دو(سطح شمال شرقی) با رویکرد آیکونولوژی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگارکند صخره ای تنگ سروک دو متعلق به قوم الیمایی است، که در شمال شهر بهبهان واقع شده است. این اثر بر سطح شمال شرقی یک صخره ی آزاد در این منطقه نقش بسته است، و طبق متن کتیبه ی آن، شاهزاده ارودوس الیمایی را لمیده بر تخت نشان می دهد. این نقش برجسته، ساده، بدون پرداخت و با جزئیات کم نقش گرفته و شامل نقش مایه هایی با محتوای نمادین است که معنا در آن ها مستتر مانده است. بنابراین، با این پرسش که معنای درونی نقش مایه های این اثر بر اساس کدام الگوهای تفکری و بصری از این قوم نشان داده شده است و هدف آن، دریافت معانی پنهانی و نمادین این اثر در لایه های مختلف از سطح تفکر، فرهنگ، سیاست، مذهب و هنر در جامعه الیمایی است. بر این اساس، یافته های این پژوهش نشان می دهد؛ که تأثیرپذیری الیماییان از تفکر، فرهنگ و هنر بین النهرین و عیلام، یونان و ایران است، که با عناصر و نقش مایه های بومی، فرهنگی و هنری این قوم آمیخته شده است و به نظر می رسد این نگارکند کارکردی سیاسی و تبلیغاتی برای حاکم در این دوره داشته است. این پژوهش کاربردی و بر اساس رویکرد آیکونولوژی و روش اروین پانوفسکی است، که با استفاده از منابع کتابخانه ای به توصیف، تحلیل و تفسیر این اثر پرداخته است.
بازخوانی چالش های ناپایداری در برنامه ریزی شهری کلانشهر تهران از دیدگاه واقعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
۱۲۴-۱۰۵
حوزههای تخصصی:
اهداف: رشد جمعیت شهرهای بزرگ ایران و عدم توجه به اصول مدیریتی در برنامه ریزی شهری در سال های اخیر مسایل زیادی را برای شهروندان و برنامه ریزان بوجود آورده است که شهرها را به سمت ناپایداری سوق می دهند. تهران به عنوان پایتخت ایران با مشکلات شهری فراوان مواجه است و این عوامل، ادامه حیات این شهر را با چالش های جدی مواجه خواهد ساخت. شناسایی شاخص های پایداری توسط مقاله های بسیاری ارزیابی شده اند ولیکن به شاخص های ناپایداری که به چالش های ناپایداری در برنامه ریزی شهری دامن می زنند کم تر توجه شده است؛ درهمین راستا هدف تحقیق حاضر شناسایی چالش های ناپایداری در برنامه ریزی شهری کلانشهر تهران می باشد. روش ها: این پژوهش با روش بازخوانی شاخص های مرتبط با پایداری شهری به ارزیابی شاخص های ناپایداری در برنامه ریزی شهری از دیدگاه واقعی پرداخته است. یافته ها: یافته ها نشان می دهند عمده شاخص های ناپایدار برنامه ریزی شهری در سه شاخص اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی خلاصه شده اند. در شاخص اقتصادی مولفه های ناپایدار در برنامه ریزی شامل عدم قطعیت در سیاست های اقتصادی، قیمت مسکن، مسکن غیراستاندارد، درآمد، اشتغال، بیکاری، هزینه زندگی و زنان سرپرست خانوار؛ در شاخص محیط زیستی شامل تغیییرات آب وهوایی، جزیره گرمایی، سیل، مدیریت حمل ونقل، امنیت انرژی، آلودگی صوتی وهوا، ترافیک شهری، کیفیت و کمیت آب، کیفیت دفع زباله، زیرساخت سبز شهری، محیط زیست به عنوان مساله تجملی و تغییر رویکرد به محیط زیست با تغییر افراد؛ و در شاخص اجتماعی شامل تعامل اجتماعی، دسترسی به امکانات وخدمات، آسیب های اجتماعی، احساس هویت و تعلق خاطر، روابط همسایگی، تفکیک اجتماعی، مشارکت مردم در امور شهر و امنیت ورفاه می باشند. نتیجه گیری: برای حفظ پایداری برنامه ریزی شهری، اجرای سیستم اطلاعات زمین شهری و اعمال گزینه های توسعه فعال برای کلانشهر تهران توصیه می شوند.
بررسی تطبیقی عملکرد حرارتی سایبان های چندلایه با هندسه های پیچیده در نمای دو پوسته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
۱۵۶-۱۲۵
حوزههای تخصصی:
اهداف: بررسی تأثیر سایبان و سرعت جریان هوا بر عملکرد حرارتی (انرژی) و جریان همرفت در نمای دوپوسته جنوبی یک ساختمان واقع در شهر سمنان در منطقه گرم خشک ایران. این تحقیق به بررسی کدام نوع سایبان، از جمله سایبان های مورب و چندلایه، می تواند به طور مؤثرتری دمای داخل ساختمان را کاهش داده و جریان همرفت را افزایش دهد. روش ها: از شبیه سازی عددی با استفاده از نرم افزارهای سالیدورک و کامسول مولتی فیزیک به ترتیب برای مدل سازی هندسه، شبیه سازی جریان سیال و انتقال حرارت استفاده شده است. یک نمای دوپوسته دو بعدی با سایبان های مختلف در نظر گرفته شده و جریان تهویه طبیعی آشفته در آنها بررسی شده است. یافته ها: نتایج بدست آمده از شبیه سازی نشان داد که هندسه و سرعت جریان هوا بر سرعت و آشفتگی جریان هوا در داخل حفره پاکت دوپوسته تأثیرگذار است. هندسه ای با سایبان چندلایه (غیرمتقارن)، 5/18 درصد کاهش دما را در همین سرعت باد نشان داد. بیشترین کاهش دما در هندسه ای با سایبان چندلایه (غیرمتقارن) و سرعت جریان هوای ۵ متر بر ثانیه رخ داده است. به عبارتی، بهترین عملکرد حرارتی در سایبانهای چند لایه مشاهده شده است. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که استفاده از سایبان های چندلایه (غیرمتقارن) می تواند به طور مؤثری دمای داخل ساختمان را کاهش داده و جریان همرفت را افزایش دهد. این یافته ها حاکی از آن است که طراحی مناسب سایبان ها می تواند به عنوان یک روش غیر فعال برای کاهش مصرف انرژی در ساختمان ها مورد استفاده قرار گیرد.
شناسایی تخیل در نقاشی های ایران درودی از دیدگاه گاستون باشلار
حوزههای تخصصی:
تخیل یکی از مهمترین عناصر ضروری در شکل گیری یک اثر هنری است. نقاشی نیز به عنوان یکی از شاخه های مطرح هنر بدون عنصر تخیل غیر ممکن خواهد بود. در نقاشی، تخیل چیزی فراتر از شکل دادن به تصاویری واقعی ست. این امری است که در نقاشی های ایران درودی قابل مشاهده است. از سوی دیگر گاستون باشلار، شناخت تخیل را شکل دادن به تصاویری می داند که واقعیت را پشت سر می گذارد. بدین جهت نظرات باشلار قابلیت این را دارند که در شناسایی تخیل در آثار هنری استفاده گردند. در این تحقیق، عناصر تخیلی موجود در نقاشی های ایران درودی با توجه به دیدگاه باشلار مورد تحلیل و تطبیق قرار می گیرد و همچنین روابط معنادار میان نور، رنگ و عناصر طبیعی در آثار ایران درودی بر اساس تخیل مادی و شکلی از دیدگاه باشلار مورد جستجو قرار می گیرد. تحقیق حاضر از منظر هدف، بنیادی و از منظر روش، توصیفی-تحلیلی است و جهت گردآوری اطلاعات از ابزار کتابخانه ای و اینترنتی استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل تحلیل سه اثر نقاشی از ایران درودی است که به صورت کیفی و با استفاده از منابع هنری، ادبی، اسطوره ای و تاریخی مورد تحلیل قرار گرفته اند. در نتایج حاصل از پژوهش چنین به نظر می رسد که: ایران درودی در آثارش از نور و رنگ (که عناصر اصلی در فضای خیالی آثارش هستند) با تکیه بر عناصر طبیعی در تخیل مادی انگارانه و استعاره ای از مرگ و زندگی، هستی و نیستی و جاودانگی استفاده کرده است که به نوعی نشان از دوگانگی دیالکتیکی در این تخیل مادی دارد. تمامی تصاویر خیالی ایران درودی، استعاره ای است در مظاهر طبیعت، که در قالب نمادها و ضمیر ناخودآگاه هنرمند بازتاب داشته است و همگی آنها با تخیل باشلار که هدف آن بر محور تخیل مادی، تخیل شکلی، دوگانگی دیالکتیکی است قابل تطبیق هستند.
بازتاب مشاهدات تجربه گران نزدیک به مرگ در آثار محمود فرشچیان بر اساس رویکرد ریموند مودی
حوزههای تخصصی:
نقاشی، به عنوان ابزاری قدرتمند می تواند مفاهیم فراتر از کلمات را به تصویر کشد. درک مشاهدات تجربه گران نزدیک به مرگ، از چالش های این حوزه است. ریموند مودی بر اساس مشابهت های تجربیات نزدیک به مرگ، الگویی را طرح ریزی کرد که در بیان مفاهیمی چون خروج از کالبد مادی، عبور از تونل، احساس سکون و آرامش، مشاهده ی موجود نورانی، و ورود به جهان فرامادی، مشترک هستند. نقاشی می تواند به عنوان واسطه ای برای نمایش این تجربیات فرامادی عمل کند. محمود فرشچیان از جمله هنرمندانی است که مفاهیم عالم ملکوت در آثارش تجلی یافته اند. فرشچیان در کودکی از سانحه ی غرق شدن در آب نجات یافت، که به گفته ی او تأثیر حادثه در آثارش نمود پیدا کرد. این هنرمند با استفاده از نمادهای جهان فراواقع و رنگ های مواج و درخشان با هدف بازنمایی طیف نور، چگونگی پرداختن به جزئیات، و ترکیب بندی های منحصر به فرد، فضایی را ترسیم می کند که مخاطب را به جهانی فراتر از واقعیت عینی سوق می دهد. این ویژگی ها، شباهت عمیقی با توصیفات تجربه گران نزدیک به مرگ در الگوی ریموند مودی دارد. هدف از پژوهش حاضر، درک جلوه های مشاهدات تجربه گران در آثار فرشچیان بر اساس دیدگاه مودی. پرسش این است: چه جلوه هایی از مشاهدات تجربه گران نزدیک به مرگ در آثار فرشچیان بازتاب یافته است؟ نتایج تحقیق بیانگر این هستند که فرشچیان با ترکیب بندی های دایره ای، رنگ های مواج و جزئیات دقیق، فضایی فرامادی و خیال انگیز را ایجاد کرده که با ویژگی های تجربیات نزدیک به مرگ همخوانی دارد. این پژوهش تأیید می کند که هنر می تواند پلی میان دنیای مادی و تجربه های فرامادی باشد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی-تطبیقی و گردآوری داده ها کتابخانه ای است.
بررسی تأثیر استفاده از نرم افزارهای تخصصی بر ارتقاء مهارت های مدل سازی و خلاقیت دانشجویان در درس مقدمات طراحی معماری (3)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات رفتار و محیط در معماری دوره اول زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱
88 - 100
حوزههای تخصصی:
خلاقیت از فاکتورهای بسیار تأثیرگذار در آموزش معماری بوده و مهم ترین ابزار در افزایش قدرت طراح در فرآیند طراحی معماری می باشد. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر استفاده از نرم افزارهای تخصصی بر ارتقاء مهارت های مدل سازی و خلاقیت دانشجویان می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش از نوع توصیفی-تحلیلی و علی-مقایسه ای می باشد. جامعه آماری دو گروه 30 نفره از دانشجویان معماری در درس مقدمات طراحی معماری (3) در نظر گرفته شد. طراحی در یک گروه با استفاده از نرم افزارهای تخصصی و طراحی در گروه دیگر با استفاده از مدل سازی حجمی و ترسیم های دستی انجام گردید. در این پژوهش از آزمون t برای گروه های مستقل و آزمون میانگین برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده گردید. بر اساس داده های آماری مقدار P_value برای خلاقیت 0.001 و برای مدل سازی برابر 0.000 محاسبه شد که می توان نتیجه گرفت که در سطح خطای 5% ، میانگین های دو روش نرم افزاری و دست آزاد دارای تفاوت معناداری هستند. همچنین مقدار همبستگی بین خلاقیت و مدل سازی در شیوه نرم افزارمحور و دست آزادمحور معنادار بوده و مثبت بودن ضرایب گویای وجود ارتباط مستقیم بین دو متغیر است. نتایج حاکی از این می باشد که استفاده از نرم افزارهای معماری در فرآیند طراحی به دلیل دقت بالای ترسیمی و قابلیت بالای ویرایش بر روی طرح باعث ارتقاء مهارت های مدل سازی و خلاقیت دانشجویان در درس مقدمات طراحی می گردد.
مدل مفهومی شهر سالم با تاکید بر آموزه های اسلامی: تعامل محیط زیست سالم و بهزیستی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
۱۴۶-۱۲۵
حوزههای تخصصی:
اهداف: هر زمان از معماری داخلی صحبت میشود، موضوعی تزیینی به ذهن افراد مبتدی میرسد؛ و هر زمان از ساختمان سالم سخن به میان می آید، گمان میکنند که تنها به عناصر و جزییات معماری مربوط است. هدف اصلی این پژوهش، نشان دادن نقش هوش مصنوعی در ایجاد تعامل میان «معماری داخلی» و ساختمان سالم است. روش ها: روش شناسی پژوهش با اتکا به فراتحلیل و مبتنی بر نظریه معماری سرآمد، به بررسی پهنه بزرگی از ادبیات موضوع می پردازد. فراتحلیل یا متاآنالیز با تاکید بر ترکیب آماری از نتایج مطالعات متعدد، بخش وسیعی از ادبیات تحلیلی در حوزه نقش هوش مصنوعی در معماری داخلی را پوشش میدهد. بر اساس رویکرد منتخب پژوهش از روشهای ترکیبی محاسبات ماشینی مانند فراشبیه سازی ترکیبی، خوشه بندی، تفسیر آینده نگارانه متغیرها و استخراج اندازه اثر، واریانس و رگرسیون استفاده شده است. یافته ها: نتایج عددی و یافته های کمی در بررسی ابزارهای توسعه یافته در حوزه معماری داخلی، نشان دهنده آن است که بیشترین ابزارهای توسعه یافته مربوط به مراحل اولیه طراحی است و در رتبه بعدی ابزارهای مربوط به مرحله بهره برداری، و سپس ابزارهای مربوط به مراحل پایانی طراحی معماری است. نتیجه گیری: دستاوردهای کیفی پژوهش نشان میدهد که مجموعه ابزارهای توسعه یافته در حوزه معماری داخلی از دقت تحلیلی بالایی برخوردار نیستند، به همین دلیل اغلب استفاده از آنها در مرحله ایده یابی منطقی ترست. همچنین ابزارهای توسعه یافته در بخش دوم به در حوزه شیمی ساختمان، سلامت ساکنان، رایانش زیستی، مصالح دوستدار محیط زیست و غیره مربوط است.