شناسایی تخیل در نقاشی های ایران درودی از دیدگاه گاستون باشلار
حوزههای تخصصی:
تخیل یکی از مهمترین عناصر ضروری در شکل گیری یک اثر هنری است. نقاشی نیز به عنوان یکی از شاخه های مطرح هنر بدون عنصر تخیل غیر ممکن خواهد بود. در نقاشی، تخیل چیزی فراتر از شکل دادن به تصاویری واقعی ست. این امری است که در نقاشی های ایران درودی قابل مشاهده است. از سوی دیگر گاستون باشلار، شناخت تخیل را شکل دادن به تصاویری می داند که واقعیت را پشت سر می گذارد. بدین جهت نظرات باشلار قابلیت این را دارند که در شناسایی تخیل در آثار هنری استفاده گردند. در این تحقیق، عناصر تخیلی موجود در نقاشی های ایران درودی با توجه به دیدگاه باشلار مورد تحلیل و تطبیق قرار می گیرد و همچنین روابط معنادار میان نور، رنگ و عناصر طبیعی در آثار ایران درودی بر اساس تخیل مادی و شکلی از دیدگاه باشلار مورد جستجو قرار می گیرد. تحقیق حاضر از منظر هدف، بنیادی و از منظر روش، توصیفی-تحلیلی است و جهت گردآوری اطلاعات از ابزار کتابخانه ای و اینترنتی استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل تحلیل سه اثر نقاشی از ایران درودی است که به صورت کیفی و با استفاده از منابع هنری، ادبی، اسطوره ای و تاریخی مورد تحلیل قرار گرفته اند. در نتایج حاصل از پژوهش چنین به نظر می رسد که: ایران درودی در آثارش از نور و رنگ (که عناصر اصلی در فضای خیالی آثارش هستند) با تکیه بر عناصر طبیعی در تخیل مادی انگارانه و استعاره ای از مرگ و زندگی، هستی و نیستی و جاودانگی استفاده کرده است که به نوعی نشان از دوگانگی دیالکتیکی در این تخیل مادی دارد. تمامی تصاویر خیالی ایران درودی، استعاره ای است در مظاهر طبیعت، که در قالب نمادها و ضمیر ناخودآگاه هنرمند بازتاب داشته است و همگی آنها با تخیل باشلار که هدف آن بر محور تخیل مادی، تخیل شکلی، دوگانگی دیالکتیکی است قابل تطبیق هستند.