ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۰۱ تا ۱٬۰۲۰ مورد از کل ۳۰٬۲۶۶ مورد.
۱۰۰۱.

گونه شناسی پرندگان شکاری در نگاره های مرقع گلشن محفوظ در کاخ گلستان

کلیدواژه‌ها: گونه شناسی پرندگان شکاری مرقع گلشن دستکش مخصوص شکار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۳۳
مرقع گلشن محفوظ در کتابخانه کاخ گلستان در تهران شاهکاری از هنر نگارگری ایرانی و هندی است و بازتاب آداب و رسوم کهن به ویژه فرهنگ شکار با پرندگان شکاری در نگاره های این مجموعه مشاهده می شود. از آن جا که پرندگان شکاری از مهم ترین نقوش هنر ایرانی به شمار می رود؛ بنابراین انجام پژوهش حاضر برای شناسایی چگونگی بازنمایی نقش پرندگان شکاری در نگاره های مجموعه مرقع گلشن و نیز گونه شناسی پرندگان شکاری در نگاره های این منبع تصویری، ضروری به نظر می رسد. هم چنین پرسش های پژوهش عبارتند از: 1- نقش پرندگان شکاری در نگاره های مجموعه مرقع گلشن چگونه بازنمایی شده است؟ 2- چه گونه هایی از پرندگان شکاری در نگاره های مرقع گلشن تصویرگری شده است؟ 3-چه شباهت ها و تفاوت هایی بین تصویر پرندگان شکاری در نگاره های مرقع گلشن و نمونه های واقعی و نیز ویژگی های موجود در فرهنگ معین وجود دارد؟ این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و تطبیقی و با بررسی اطلاعات کتابخانه ای، اسنادی و تصویری انجام شده است و تصاویر پرندگان شکاری در شش نمونه از نگاره های مجموعه مرقع گلشن به صورت هدفمند انتخاب شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد براساس فرهنگ معین و تصاویر واقعی پرندگان شکاری، تصویر پرندگان شکاری در دو نگاره از نوع شاهباز هستند. هم چنین در همه شش نگاره، الگوی شکارچی پرنده به دست تکرار شده است؛ با این تفاوت که در یکی از نمونه ها نگارگر دستکش را در دست دیگر خود دارد و پرنده به طور مستقیم بر روی دست شکارچی نشسته است و نگارگر توجه کافی به نکات فنی و تخصصی در حوزه شکار با پرندگان شکاری دچار نداشته است.
۱۰۰۲.

بررسی و تحلیل وضعیت معاصرسازی بناهای معاصر (1320 الی 1345) در کلانشهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معاصرسازی رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) بناهای معاصر کلانشهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۸۲
اهداف: در محلات تهران بناهای مختلفی از دوران معاصر به جای مانده است که کارکردهای اصلی خود را از دست داده و متروکه ماندن و عدم استفاده مناسب از آن ها، موجب تخریب هرچه بیشتر آنها می شود. امروزه بناهای تاریخی دیگر نمی توانند مانند گذشته مورد استفاده قرار گیرند و با تغییر کاربری ابنیه تاریخی از مرگ حتمی، نجات می یابند و مفهوم معاصرسازی تمامی این دستاوردها را در نظر دارد. روش ها: در این مطالعه محدوده زمانی مربوط به خانه های سنتی واقع در محلات شهر تهران در دوره زمانی 1320 الی 1345 ه.ش است که اکثر خانه ها مربوط به هسته مرکزی تهران و اطراف و همسایگی خیابان های انقلاب، ولیعصر، کریم خان زند و غیره هستند. تکنیک های مورد استفاده در روش کاربردی این پژوهش به منظور معاصرسازی بناهای تاریخی مدرن، تهیه و تکمیل پرسشنامه، استفاده رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) و تکنیک رگرسیون خطی است. یافته ها: از میان 42 شاخص مورد مطالعه در پنج بعد کالبدی-ساختاری، ادراکی، عملکردی، اجتماعی-اقتصادی و طبیعی-زیست محیطی، شاخص های حفظ ساکنین قدیمی، بهبود کیفیت مسکن، به کارگیری رنگ خاص، دسترسی آسان پیاده و غیره شرایط کاملاً نامناسبی از نظر اصول معاصرسازی در سطح بناهای تاریخی کلانشهر تهران ایفا می کنند. نتیجه گیری: چهار شاخص اصالت محله و حس تعلق، به کارگیری شکل خاص، وجود فعالیت های ضروری و قابل شناسایی بودن فضاها نسبت به سایر شاخص های مورد مطالعه دارای بالاترین و بهترین کیفیت از نظرگاه نظریه معاصرسازی است و دارای شرایط متوسط روبه بالا از نظر امتیاز به دست آمده هستند.
۱۰۰۳.

تحلیل نشانه- معناشناختی فرآیند شکل گیری ناکنش گر گفتمانی در آثار نقاشی احمد مرشدلو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: احمد مرشدلو ناکنش گر گفتمانی نشانه- معناشناسی گفتمانی نقاشی واقع گرای اجتماعی نقاشی معاصر ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۹۴
احمد مرشدلو از مطرح ترین نقاشان معاصر ایران است و در آثارش به شیوه واقع گرایانه به بیان مسائل اجتماعی با بیان انتقادی پرداخته است. در آثار مرشدلو بازنموده سوژه انسانی، سوژه ای است که در برابر کنشِ اجتماعی مقاومت کرده و دچار انفعال و ناکنش گری شده است. مقاله پیش رو می کوشد تا با اتکا بر رویکرد نشانه- معناشناسی به تحلیل گفتمان دیداری و سازوکارهای نشانه- معنایی «ناکنش گر گفتمانی»، در نقاشی های احمد مرشدلو بپردازد. هدف اصلی از نگارش این مقاله این است تا با تکیه بر گفتمان دیداری نقاشی های مرشدلو و شیوه بیان بصری منحصربه فرد آن به روش تحلیل نشانه- معناشناختی، اختلال معنایی و چگونگی بر هم ریختن سازوکار حضور سوژه و شکل گیری مفهوم «ناکنش گر» در بطن گفتمان دیداری آثار را نشان دهد. روش تحلیل نمونه ها توصیفی- تحلیلی با رویکرد نشانه- معناشناختی است که در آن پنج اثر از نقاشی های احمد مرشدلو مورد تحلیل قرار گرفته است. بر این اساس پرسش های مقاله برای رسیدن به این هدف عبارت است از 1. مؤلفه ها و سازوکارهای نشانه- معنایی و گفتمانی دخیل در شکل گیری «ناکنش گر گفتمانی» در نظام دیداری آثار کدام اند و چه ویژگی هایی دارند؟ 2. مؤلفه های گفتمانی و نشانه- معنایی «ناکنش گر گفتمانی» در نظام دیداری آثار چگونه به کار رفته اند و چه کارکردهایی دارند؟ نتایج نشان دادند که برونداد مؤلفه های نفیِ کنش در سوژه به شکل گیری ناکنش گر گفتمانی، انجامیده است و با ایجاد فرآیند سَلبی از طریق برهم ریختن نظم و ایجاد آشفتگی در افعال مؤثر و به واسطه تمهیدات بصری از قبیل هنجارگریزی، تکرار و خودکارگی، بی چهره گیِ سوژه، به حاشیه راندگی و تهدید سوژه به واسطه ابژه های روزمره، در آثار مرشدلو نمود یافته است. همچنین با لحاظ مؤلفه های نشانه- معنایی «ناکنش گر گفتمانی»، گفتمان دچار نوسان شناختی شده و فضای تنشی و عاطفی در نظام گفتمان دیداری نقاشی ها اوج گرفته و سوژه عاطفی و شوِش گر با ویژگی های تردید و اضطراب شکل گرفته است.
۱۰۰۴.

تحلیل نشانه شناسانه پیکرنگاری حضرت علی (ع) در منتخبی از نگاره های احسن الکبار کاخ گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پیکرنگاری حضرت علی (ع) نشانه شناسی تصویری نسخه احسن الکبار کاخ گلستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۲۳
عصر صفوی دوران اقتدار سیاسی ایران و حاکمیت مذهب تشیع است. این موضوع موجب ظهور مضامین شیعی در آثار فرهنگی و هنری شد. احسن الکبار از نسخ قابل توجه شیعی است که با نثری روان، رویدادهایی از تاریخ اسلام و زندگی ائمه(ع) را بیان می کند. بخش هایی از این نسخه به شرح صفات و ویژگی های اخلاقی حضرت علی(ع) در قالب روایات مختلف پرداخته؛ صفاتی که بیانگر علم، فصاحت، شجاعت، قهرمانی و فداکاری ایشان و نشان دهنده جایگاه معنوی آن حضرت در دین اسلام است. اهداف پژوهش حاضر، شناسایی ویژگی های پیکرنگاری حضرت علی(ع) در نگاره های احسن الکبار بر اساس رویکرد نشانه شناسی تصویری و کشف لایه های پنهان در نشانه های بصری به کاررفته در شمایل ایشان است. سؤالات این پژوهش عبارت اند از: 1. نگارگر جهت پیکرنگاری حضرت علی(ع) از چه نشانه های بصری استفاده کرده است؟ 2. نشانه های تصویری به کاررفته در پیکرنگاری حضرت علی(ع) بر چه مفاهیم ضمنی دلالت می کنند؟ روش تحقیق در پژوهش حاضر، توصیفی_تحلیلی است. شیوه گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و اسنادی است. یافته ها نشان می دهد، نگارگر به مدد تمهیدات تجسمی و گزینش مناسب عناصر بصری نظیر قاب، ترکیب بندی و رنگ، فضایی متناسب با مضامین مجالس به وجود آورده و آن ها را به عناصری معنا رسان تبدیل کرده است. افزون بر آن، نظام های نشانه ای و رمزگان های به کاررفته در این نگاره ها متأثر از زمینه های فرهنگی و ارزش های حاکم در تفکر شیعی است که در ارتباطی منسجم و هماهنگ و زنجیره ای از روابط هم نشینی بر وجوهی از ابعاد شخصیتی امیرالمؤمنین(ع) دلالت می کنند.
۱۰۰۵.

جلوه هایی از اسطوره در هنر: بررسی برخی ظروف آیینی در مراسم یسناخوانی

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: یسناخوانی آیین اسطوره ابزار آیینی نظم کیهانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۸۹
با در نظر گرفتن این امر که هنر در طول تاریخ همواره یکی از قالب هایی بوده که بشر تفکرات خود را از طریق آن منعکس می ساخته است، یکی از راه های شناخت اندیشه های انسان در دوره های گذشته بررسی آثار هنری برجای مانده است. آثار هنری کاربردی یا به عبارتی ابزارهایی با جلوه های هنری از مفیدترین سوژه های بررسی برای تدقیق در اندیشه بشر در طول تاریخ هستند. هدف پژوهش حاضر درک اندیشه های اساطیری دین زرتشتی از طریق بررسی ظروف مورد استفاده در آیین یسناخوانی است که یکی از مهم ترین آداب دینی جمعی زرتشتیان به شمار می آید. پرسش های پژوهش عبارتند از اینکه ابزار آیینی در مراسم خوانش یسنا چه اندیشه های اساطیری را برای ما آشکار می کنند؛ و اینکه چگونه می توان از پس نمودهای عینی اندیشه ها در مراسم مذکور به باورهای نهفته در آنها پی برد. روش های مورد استفاده عبارتند از مطالعه میدانی: شرکت در مراسم خواندن اوستا، تهیه عکس از ابزارها و مصاحبه با موبدان برگزارکننده مراسم؛ مطالعه کتابخانه ای: بررسی پیشینه باورهای زرتشتی، شناخت اساطیر زرتشتی؛ و در نهایت بررسی تحلیلی برای شناخت شیوه های جلوه اسطوره ها و باورها در ابزار آیینی است که در متن مقاله پس از معرفی هر کدام از ابزار آیینی آمده است. با بررسی های انجام شده امکان درک اسطوره های جاری در اندیشه پیروان آیین زرتشتی از ابتدای شکل گیری این دین و آیین هایش از طریق مطالعه ظروف مذکور تا حد زیادی ممکن شد. از یافته های تحقیقی می توان به این اشاره کرد که زرتشتیان چگونه در آیینی که آن را راهی برای کمک به برقراری نظم جهانی می دانسته اند، عناصری را گنجانده اند که در راستای هدف برگزاری آن مراسم، یعنی همان برقراری نظم کیهانی باشد. آیین های زرتشتی و به خصوص آیین های نیایشی آن، آیین هایی بسیار پرزحمت و دقیق اند و به ابزار و آلات و ظروف و اعمال و نیایش های خاصی برای برگزاری آنها نیاز است. شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد اما هرکدام از قطعات موجود در آیین های زرتشتی و نیز هریک از اعمال آیینی مرتبط با آنها از پیشینه ای اساطیری برخوردار است و درواقع شکلی نمادین از حقیقتی عظیم تر محسوب می شود.
۱۰۰۶.

تحلیل نقاشی گل و مرغ به کار رفته در قلمدان شماره 1393005000045 موجود در موزه ملک، اثر استاد فتح اله شیرازی، بر بستر قلمدان نگاری های دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قاجار نقاشی گل و مرغ قلمدان فتح الله شیرازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۶۹
هنر قلمدان سازی بافرهنگ ایران ارتباطی دیرینه دارد. در دوره قاجار این هنر به اوج خود رسیده است و صورتگران این فن را به اوج کمال رسانیدند، به طوری که بر قلمدان های فلزی که تا پیش ازاین دوران مورداستفاده قرار می گرفت برتری یافت. نقاشی مکتب قاجار سعی دوباره ای بود در ایجاد تعادلی مطلوب میان دو عنصر ناهمگن ایرانی و اروپایی که در نیمه اول قرن سیزدهم هجری به توفیقی دلپذیر اما مختصر دست یافت که این روند بر روی قلمدان نگاری های این دوران بسیار تأثیرگذار بود. فتح اله شیرازی ازجمله برجسته ترین های نقاشی زیر لاکی و قلمدان نگاران دوره قاجار بوده است. مهم ترین نقوشی که در آثار او به چشم می رسد، نقاشی های گل و مرغ و گل وبوته است. او اغلب در قاب بندی های منظره با حواشی گل رز از طرح های دل انگیزی بهره می گرفت. هدف از این پژوهش مطالعه گل و مرغ در نقاشی فتح اله شیرازی است. پرسش های اصلی پژوهش عبارت اند از: تأثیرات نقاشی گل و مرغ در قلمدان فتح اله شیرازی از هنر دوره قاجار چگونه بوده است؟ ویژگی شاخصه های بصری نقش گل و مرغ در قلمدان فتح اله شیرازی چگونه است؟ روش پژوهش حاضر، به صورت تحلیلی-توصیفی است، شیوه گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی (کتابخانه ای) است. در انتهای پژوهش نتایج حاصل نشان می دهد که ضمن بررسی قلمدان در دوره قاجار به این قلمدان خاص، نقوش گل و مرغ نقاشی شده اند و نقوش استفاده شده در قلمدان نگاری، دارای ژرف نمایی متأثر از نقاشی اروپایی بوده است اما مکتب فرنگی مآب فتح اله شیرازی متفاوت از دیگر قلمدان نگاران هم عصرش است، قلمدان نگاری او واقع گرایانه و شیوه کارش طبیعت گرا است که این امر بیانگر تمایلش به رئالیسم هم سو با به کارگیری نقوش با علم به معنای عرفانی این عناصر بصری است و نه صرفاً نقوشی در جهت تزئین و نمادگرایی انتزاعی.
۱۰۰۷.

برنامه راهبردی آمادگی، کاهش آسیب پذیری و تاب آوری در برابر خطر سیل؛ مطالعه موردی استان کرمانشاه

کلیدواژه‌ها: کاهش خطر و آسیب پذیری مدیریت ریسک سیل استان کرمانشاه تحلیل سلسله مراتبی (AHP) سیستم های اطلاعات جغرافیایی (GIS) تاب آوری برنامه ی راهبردی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۷۵
مقدمه: سیل سانحه طبیعی است که خسارت های اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و زیست محیطی گسترده ای به همراه دارد. در استان کرمانشاه، به دلیل شرایط خاص توپوگرافی، اقلیمی و کاربری اراضی، وقوع سیلاب های مکرر باعث آسیب های فراوان به زیرساخت ها و جوامع محلی شده است. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف تدوین چارچوبی راهبردی برای کاهش خطر سیلاب و افزایش تاب آوری سکونتگاه های استان کرمانشاه انجام شده است. روش شناسی: روش تحقیق شامل تحلیل سلسله مراتبی (AHP) در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و تحلیل SWOT برای شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدیدهای مرتبط با مدیریت سیلاب است. ابتدا، نقشه های پهنه بندی خطر و آسیب پذیری استان تهیه و سپس با همپوشانی این لایه ها، مدل بحران طراحی شد. یافته ها و بحث: چهار سناریو برای وقوع سیل بررسی شده است که شامل طغیان رودخانه ها، بارش های ممتد، تأثیر بارش بر مناطق چین خورده و دشت ها، و ترکیبی از این عوامل است. تحلیل SWOT نشان داد که کمبود تجهیزات و آگاهی عمومی از ضعف های اصلی، و تغییرات اقلیمی و افزایش جمعیت از تهدیدهای مهم هستند. براساس یافته ها مناطق مرکزی و غربی استان بیشترین خطر سیل خیزی را دارند، درحالی که نواحی شمال غربی تا جنوبی آسیب پذیری کمتری نشان می دهند. عوامل اصلی مؤثر در وقوع سیل شامل توپوگرافی، شیب زمین، میزان بارش، تراکم شبکه زهکشی، پوشش گیاهی، فرسایش خاک، تراکم جاده ها و کاربری اراضی شناسایی شدند. که در این بین؛ کاربری اراضی و فاصله از رودخانه به عنوان دو عامل بسیار مهم در آسیب پذیری در برابر سیل شناخته شده اند. نتیجه گیری: برای کاهش خطر سیلاب، چهار راهبرد رشد، بازنگری، رویارویی و دفاعی پیشنهاد شده که راهبرد دفاعی به عنوان گزینه اصلی انتخاب شده است. این راهبرد شامل مقاوم سازی زیرساخت ها، ساخت و توسعه مراکز امدادی و درمانی، بهبود خطوط انتقال انرژی، مرمت ابنیه، پایش مستمر زیرساخت ها و آموزش همگانی است. تأکید این پژوهش بر همکاری میان نهادهای دولتی، محققان و جامعه محلی برای مدیریت مؤثر بحران های سیلابی است.
۱۰۰۸.

استحصال روی در ایران باستان: تحلیل ژئوشیمی و پتروگرافی میخ های سفالی و سرباره های کوره های ذوب بهاباد، یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهاباد میخ سفالی سرباره روی فناوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۰
محوطه ذوب فلز روی بهاباد، واقع در ۷۱ کیلومتری شمال بهاباد در استان یزد ایران با مساحت ۲۲۰ مترمربع و در کمربند فلز_زایی طبس-پشت بادام، یکی از مراکز متالورژی باستانی محسوب می شود. این پژوهش با هدف شناسایی نوع فلز استخراج شده، بررسی فرآیندهای متالورژیکی و بازسازی فناوری های به کاررفته، از طریق تحلیل پتروگرافی و ژئوشیمیایی میخ های سفالی و سرباره های کوره انجام شده است. از محوطه، ۳۰ نمونه میخ سفالی و ۲۰ نمونه سرباره جمع آوری شد که از هر گروه، پنج نمونه برای مطالعات پتروگرافی و آنالیز شیمیایی به روش(ICP-OES) انتخاب شدند. نتایج پتروگرافی نشان داد که میخ های سفالی، ساخته شده از خاک رس پخته، دارای بافت پورفیری با حدود ۲۰ % کوارتز و مقادیر اندک کلسیت هستند، در حالی که سرباره ها حاوی فایالیت (Fe₂SiO₄)، ملیلیت، پیروکسن و وستیت (FeO) بوده و شرایط احیایی و دمای بالای ذوب را تأیید می کنند. آنالیز شیمیایی، حضور میانگین ۱.۲۱ % ZnO در میخ ها را نشان داد که نقش آن ها را در جمع آوری بخارات روی به صورت توتیا (ZnO) پس از قرن ها تأیید می کند. سرباره ها با میانگین ۳.۷۴ % ZnO، بیانگر استخراج ناکامل روی هستند. غلظت پایین سرب (۶۶۹ ppm در میخ ها و ۳۱۵ ppm در سرباره ها) و گوگرد (۱۰۵۳ ppm در میخ ها و ۳۶۱ ppm در سرباره ها) استفاده از کانی های اکسیدی مانند اسمیتسونیت (ZnCO₃) یا همی مورفیت را به جای سولفیدهایی نظیر اسفالریت (ZnS) نشان می دهد که با کمربند فلز_زایی سرب-روی کانسارهای اکسیدی منطقه هم خوانی دارد. برای استحصال روی، از کوره های دوطبقه استفاده می شد که شامل طبقه زیرین برای حرارت دهی به سنگ معدن و طبقه بالایی با صفحه ای مشبک از جنس رس بود. روی این صفحه، میخ های سفالی (با طول ۱۰ تا ۲۰ سانتی متر و قطر ۲ تا ۴ سانتی متر) قرار می گرفتند و فرآیند تقطیر صعودی را تسهیل می کردند. این فناوری در مقایسه با روش تقطیر نزولی هند (با استفاده از اسفالریت و کوره های مربعی شکل) و روش تقطیر صعودی چین (با کندانسور و کوره های مستطیلی) متمایز است و نوآوری بومی ایران را با بهره گیری از زغال چوب به عنوان سوخت و میخ های سفالی به عنوان ابزار اصلی نشان می دهد. این پژوهش بر انطباق این فناوری با شرایط محلی و اهمیت آن در تاریخ متالورژی جهانی تأکید دارد.
۱۰۰۹.

تاثیر سینما بر عکاسی در پایان قرن بیستم و آغاز قرن بیست و یکم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تأثیرات متقابل سینما عکاسی تصویر زمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۶۴
 پس از ابداع عکاسی و به دنبال آن تولد سینما، هر دو این هنرها مسیر رشد و تحول را با فاصله ای کمتر از یک قرن، سایه به سایه یکدیگر طی کردند. عکاسی که از۱۸۳۷م تا  ۱۸۹۶م یعنی زمان تولد سینما به تجربه های گوناگون دست زده بود هم در تکنیک و هم در مضمون، راهنمای سینمای نوظهور شد. سینمااین هنر جدید، گوی سبقت را در جذب مخاطب از دیگر هنرها ربود و آرام آرام به تاثیرگذارترین هنر زمان تبدیل شد. سینمای نو پا نه تنها وامدار عکاسی که وامدار ادبیات، نقاشی، تئاتر و موسیقی هم بود. اما ارتباط مستقیم عکاسی و سینما با تصویر ثبت شده، تعامل این دو را نسبت به دیگر هنر ها پررنگ تر کرد. از سوی دیگر جریان های فکری هم عصر با تولد سینما نیز مباحث نظری ویژه ای را رقم زد که نظریه های عکاسی و تئوری های فیلم را در پی داشت  هدف این مطالعه نشان دادن تأثیر سینما بر عکاسی معاصر و یافتن پاسخ برای چرایی این تأثیرگذاری، با استفاده از مطالعات نظری صورت گرفته در این زمینه، به روش مطالعه توصیفی، تحلیلی منابع مکتوب و منابع تصویری با رویکرد به آراء اندیشمندانی مانند والتر بنیامین [1]خصوصاً در مقاله اثر هنری در عصر بازتولید تکنیکی،  و نظریه لحظه قطعی هنری کارتیه برسون[2] و نظریه های جدیدتری مانند تصویر زمان ژیل دلوز[3]است. جریانات فکری که به نظر می رسد تأثیرپذیری سینما از هنرها را معکوس کرده و جهت تأثیر سینما بر دیگر هنرها را تغییر داده است. اکنون در ابتدای قرن بیست و یکم میلادی و به دنبال تحولات فکری انتهای قرن بیستم میلادی، این ردپای سینما است که بر عکاسی دیده می شود. در پی این تحولات، مطالعه عواملی مانند زمان، سکون، قاب، حرکت، تداوم و توالی نشان می دهد که شکلی نو از زبان بصری در سینما و عکاسی رقم خورده است.      
۱۰۱۰.

نقش زمین بر فرم و پلان ساختمان های بافت قدیم روستای هجیج(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معماری پلکانی هجیج معماری بومی توپوگرافی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۷۲
در دو دهه اخیر با دگرگونی منطبق با برنامه های نوسازی روستاها در چهارچوب طرح های هادی بر ساختار آبادی های کشورمان، قسمت اعظمی از بافت های ارزشمند ویران شده و بیش از هر چیز سیمای قریه ها را به چهره شهرها نزدیک کرده است. از این میان روستای هجیج شهرستان پاوه با سیمای پلکانی، نمونه های متفاوت و ارزشمندی از الگوهای مسکن بومی را در بافت خود دارد اما تبدیل شدن به دهکده توریستی و احداث بناهای جدید سبب شده تا ساختاری متضاد با معماری محلی نمایان گردد به نحوی که طی سالیان آینده، شکل کلی روستا تغییر می کند.شناخت و حفظ شیوه ها و رویکردهای مفید ساخت بنا که در تقابل یا همراهی با طبیعت در معماری بومی و پلکانی روستای هجیج شکل گرفته، از ضروریات نگارش این پژوهش است. تا نتایج آن در طراحی و ساخت بناهای جدید روستا به عنوان گزینه ای تأثیرگذار بررسی شود. لذا این پژوهش به دنبال ارائه پاسخ هایی به رابطه بین معماری و طبیعت و هم چنین شناسایی نقش توپوگرافی بر چگونگی فرم بناهای مسکونی روستای هجیج است.این پژوهش در بستر مطالعات کتابخانه ای و برداشت های میدانی و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی شکل گرفته است.نتایج نشان داد که فرم کوه (نحوه گسترش از دامنه تا قله)، شیب و جنس زمین محل احداث بناها باعث شکل گیری سه گونه بنا از لحاظ نحوه استقرار بر روی دامنه کوه و چگونگی ارتباط با زمین در این روستا شود و زمینه ساز شکل گیری معماری پلکانی باشند. به طوری که می توان از لحاظ ارتباطی، تاثیرگذاری طبیعت بر معماری را به عنوان ویژگی شاخص معماری بومی این منطقه از کشور عنوان کرد.
۱۰۱۱.

بررسی نقش جریان و رطوبت نسبی هوا در فرسایش قلعه تاریخی والی شهر ایلام به روش محاسباتی دینامیک سیالات(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بنای تاریخی دینامیک سیالات محاسباتی جریان هوا رطوبت نسبی هوا قلعه والی شهر ایلام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۵۳
امروزه حفاظت از بناهای تاریخی در جوامع علمی جهان، موضوعی مهم و حیاتی شناخته شده است؛ لذا تحلیل ابعاد زیستیِ و عملکردی بناهای تاریخی هم ازنظر معماری و هم از دیگر مناظر مهندسی، یکی از ضروریات پژوهشی است. برای پرداختن به تأثیر رطوبت بر آسایش حرارتی در ساختمان های تاریخی، اجرای راهبردهایی مانند تهویه مناسب، اقدامات کنترل رطوبت و نگهداری دوره ای در طول پروژه های مرمت یا نوسازی ضروری است. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش دینامیک سیالات محاسباتی، توسط نرم افزار فلوئنت، جریان و رطوبت نسبی هوا در فضای داخلی یک بنای تاریخی (قلعه والی شهر ایلام) را شبیه سازی و مورد تجزیه وتحلیل قرار داده است. با توجه به اینکه رطوبت یکی از عوامل مخرب بر بافت تاریخی قلمداد می شود و این عامل تخریبی با برودت هوا در زمستان اهمیت بیشتری نیز پیدا می کند، ابتدا به روش تجربی با استفاده از تجهیزات داده نگار، متغیرهای دما، رطوبت نسبی، فشار و سرعت جریان هوا، در یکی از بحرانی ترین بازه های سرد دمایی در فصل زمستان ازنظر دما و رطوبت نسبی، اندازه گیری شده و سپس با مدل سازی بنا در نرم افزار راینو و تحلیل مدل در نرم افزار فلوئنت، به مقایسه نتایج روش تجربی و روش تحلیل عددی در دو سناریوی مختلف پرداخته شده است. براساس تحلیل قیاسی این مدل پژوهشی، در جهت تحلیل جریان و رطوبت نسبی هوا در زمستان و جلوگیری از اثرات مخرب رطوبتی، می توان با بهره گیری از یک سیستم گرمایش با شار حرارتی محاسبه شده، کاهش رطوبت نسبی و درعین حال حفظ اثر تاریخی را حاصل نمود. نتایج پژوهش حاضر براساس اعتبارسنجی مدل شبیه سازی شده نرم افزار فلوئنت نشان داد شدت جریان هوا و میزان بالای رطوبت نسبی هوا در فصل زمستان با میانگین خطای ۹/۲ درصد ازجمله عوامل مهم در فرسایش داخلی بنای قلعه والی شهر ایلام است که منجر به مرمت چندباره فضای داخلی این بنا طی سال های اخیر بوده است.
۱۰۱۲.

بررسی مبنای علم الحروف و ارتباط آن با خوشنویسی در نوشتار سنت گرایان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نمادپردازی علم الحروف خوشنویسی سنت گرایان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۱۱
مهم ترین ادعای سنت گرایان در باب خوشنویسی، ساحت معنایی یا رمزپردازی است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی مبنای رمزپزدازانه خوشنویسی از منظر سنت گرایان است. در واقع سؤال اینجاست که از منظر سنت گرایان، ساحت معنایی و رمزپردازی خوشنویسی چگونه است و این مبنا، چه ارتباطی با سنت دارد؟ این پژوهش فرض می کند که علم الحروف، اساس رمزپردازی خوشنویسی از منظر سنت گرایان و روش پژوهش، به صورت توصیفی- تحلیلی است و تلاش بر آن است تا به استناد نوشته های سید حسین نصر، تیتوس بورکهارت و نیز شووان و گنون به مبنای رمزپردازی در نوشتار سنت گرایان بپردازد. در بخش اول، مبنای رمزپردازی سنت گرایان و ادعاهایشان در باب ساحت معنایی خوشنویسی، مطابق نوشته هایشان بحث خواهد شد. بخش دوم، به بررسی مبنای رمزپردازی سنت گرایان (علم الحروف) در جهان اسلام می پردازد. در نتیجه، می توان گفت، سنت گرایان در خوشنویسی، معنای حروف زبان را مد نظر قرار می دهند و رمزپردازی مورد نظرشان در خوشنویسی، مربوط به حروف زبان و جفر (علم الحروف) و نه الزاماً خوشنویسی است. در واقع این رمزپردازی بیش از آنکه به خوشنویسی ارتباط داشته باشد، پدیده ای زبانی (مربوط به حروف) است. در عین حال، بخش دوم نشان خواهد داد که مبنای علم الحروف متناقض بوده و در جهان اسلام قابل پذیرش نیست. در نتیجه، ادعای رمزپردازی سنت گرایان در هنر خوشنویسی قابل دفاع نیست.
۱۰۱۳.

مطالعه تطبیقی نقش انسان-ماهی در نگاره های داستان حضرت یونس در قرآن و تجلی اول ویشنو در آئین هندو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اساطیر انسان-ماهی قرآن یونس (ع) ویشنو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۵۶
داستان های قرآن و اسطوره های هند، از موضوعاتی هستند که پژوهشگران،کمتر به مقایسه و تطبیق آنها پرداخته اند. نگارگران زیادی، این داستان ها را تصویرسازی کرده اند که بررسی آنها می تواند به بازنمایی مفاهیم و معانی درونی دین کمک کند. این مقاله، داستان یونس(ع) در قرآن را با داستان هندی مربوط به تجلّی اول ویشنو(خدای نگهدارنده) در ادیان هندو، مورد بررسی قرار داده است تا به هدف پژوهش که شناسایی و کشف معانی، در نگاره های این دوتمدن است، دست یابد. برای دست یابی به این هدف، نگارنده در صدد پاسخ به این سوالات بوده است:1.چه شباهت ها و تفاوت هایی در نگاره های یونس(ع) و ویشنو، وجود دارد؟2.علت استفاده از تصویر انسان-ماهی در دو تمدن اسلامی و هندی چیست؟ برای رسیدن به این مقصود، نگارنده نشانه های نمادین در نگاره های اسلامی و هندی را موردبررسی قرار داده است. روش پژوهش حاضر، از نوع بنیادی و توصیفی- تحلیلی و تطبیقی است. جامعه پژوهش، شامل شش نگاره از هنر اسلامی و هنر هندی است.همچنین شیوه تحلیل آثار کیفی است. بررسی ها نشان داده است که شمایل یونس(ع) و ویشنو در ترکیب با ماهی، تاثیرات نقوش اساطیری از انسان-ماهی را نشان می دهد اما معانی متفاوتی از این تصویر در این دو تمدن دریافت می شود. به نظر می رسد باورهای اساطیری درعلت استفاده از این موجود ترکیبی، بسیار تأثیرگذار بوده است. تصویرگران داستان یونس(ع)، با تاثیرپذیری از معنی نمادین این نقشمایه در اساطیر،داستان قرآن را تصویرسازی کرده اند. همینطور در داستان ویشنو نیز تصویرگران هندو بسیار به منابع اسطوره ای پایبند بوده اند و اعتقادات دینی خود را با ترکیب عقاید اسطوره ای به نمایش گذاشته اند.
۱۰۱۴.

بررسی کارکردهای مذهبی (آیینی) و سیاسی تخت جمشید در دوره هخامنشان با تکیه بر سبک معماری آن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تخت جمشید آیین های باستانی پرستشگاه هخامنشیان جشن ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۱۷۰
نقش آیین های باستانی و مذهبی تخت جمشید به دلیل اینکه جزء پدیده های تأثیرگذار بود و در دوره هخامنشی پارسه نام داشت به عنوان پایتخت، در این پژوهش موردبررسی قرار می گیرد. صاحب نظران نظریه های متفاوتی درباره کارکرد اصلی تخت جمشید مطرح کرده اند. برخی این مجتمع را یک مجموعه سیاسی و اداری دانسته اند و گروهی نیز آن را تختگاهی آیینی و فقط یک معبد و پرستشگاه می دانند. آن چنان که از شواهد و مدارک به دست آمده، مانند سنگ نوشته های پارسی و الواح ایلامی می توان دید این است که تخت جمشید علاوه بر امور سیاسی و تشکیلات اداری، محل برگزاری تشریفات آیینی فراوانی ازجمله نوروز و مهرگان بوده است. به همین دلیل می توان بر فرضیه تختگاه آیینی پارسه تأکید بیشتری داشت و جنبه مرکزی اداری و سیاسی آن را کم اهمیت تر دانست، ولی نمی توان آن را فقط یک معبد و پرستشگاه مذهبی در نظر گرفت. روش ﺗﺤﻘیﻖ در این پژوهش ﺑﺎﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﻫیﺖ ﻧﻈﺮی آن، تاریخی و به شیوه تبیینی ﺗﺤﻠیﻠی و در گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای استفاده شده است.اهداف پژوهش:بیان تأثیرگذاری عوامل مؤثر بر انتخاب تخت جمشید به عنوان پایتخت و نقش آن در توسعه و گسترش دولت هخامنشی.بررسی کارکردهای مذهبی و آیینی تخت جمشید با تکیه بر سبک معماری آن.سؤالات پژوهش:چه عواملی مؤثر بر انتخاب تخت جمشید به عنوان پایتخت مؤثر بودند؟کارکردهای مذهبی و آیینی تخت جمشید و بازتاب آن ها در سبک معماری آن چگونه بود؟
۱۰۱۵.

مطالعه تطبیقی مؤلفه های تصویری معراج پیامبر(ص) در خمسه نظامی و هفت اورنگ جامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: معراج خمسه نظامی هفت اورنگ نگارگری دوره اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۳۵
در تاریخ فرهنگ، هنر و تمدن اسلامی همواره معراج نگاری حضرت محمد(ص) مورد توجه بوده است، همچنین در طول اعصار مختلف تاریخی مصورسازی این باور دینی با توجه به سلیقه حامیان و پادشاهان و نگارگران و بر مبنای اندیشه های عرفانی آن زمان انجام شده است. همین امر موجب تمایز میان تصویرسازی عناصر تصویری ثابت در نسخه های مصورسازی شده از معراج نامه ها شده است. یکی از مهم ترین نسخه های مصور ارزشمند از معراج پیامبر(ص)، در دوره تیموری خمسه نظامی و در دوره صفوی هفت اورنگ جامی است. در این میان ویژگی های تجسمی و شمایلی این دو نگاره در عین داشتن وجوه اشتراک، تفاوت هایی نیز دارند. بنابراین پرسش اصلی مطرح شده این است که: وجوه افتراق و اشتراک تجسمی و شمایلی در روایت تصویری معراج پیامبر(ص) در خمسه نظامی و هفت اورنگ جامی چه بوده است؟ بدین ترتیب هدف اصلی این پژوهش مطالعه تطبیقی مؤلفه های تصویری معراج پیامبر(ص) در خمسه نظامی و هفت اورنگ جامی است. روش تحقیق از لحاظ ماهیت و روش اجرا، توصیفی-تحلیلی و از نظر هدف، بنیادی است. روش جمع آوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای و اسنادی انجام شده است. پس از مطالعه هر یک از نگاره ها و بررسی مؤلفه های تصویری و ویژگی های تجسمی آن ها این نتیجه حاصل شد که؛ نگاره معراج در خمسه نظامی به علت وجود توجه و احترام به آیین محمدی در دوره تیموریان، تصویرپردازی چهره پیامبر(ص) انجام شده است، اما به علت گرایش های مذهبی و تعصبات سخت در جریان فرقه گرایی موجود در عصر صفوی، چهره پیامبر در هفت اورنگ جامی قابل مشاهده نیست. پیکره سازی، تنوع رنگی و طراحی فیگورها در خمسه نظامی ضعیف تر از هفت اورنگ جامی انجام شده است.
۱۰۱۶.

تفاوت های فضایی در منطقه البرز جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تفاوت های فضایی منطقه البرز جنوبی تحلیل عاملی اکتشافی تحلیل خوشه ای روش همبستگی پیرسون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۴۲
بررسی تفاوت فضایی در محدوده های جغرافیایی مختلف در سال های اخیر مورد توجه برنامه ریزان قرار گرفته است و به شکل چشم گیری توجهات سیاسی را به خود جلب کرده است. وجود تفاوت های فضایی در مناطق مختلف جهان باعث شده یک، دو یا چند منطقه از وضعیت مناسب خدمات عمومی و بالطبع شکوفایی اقتصادی- اجتماعی برخوردار بوده و نقش عمده ای در ایجاد درآمد و تولید ملی ایفا کنند. این امر می تواند منجر به عقب نگه داشتن مناطق دیگر از توسعه و افزایش شکاف و نابرابری بین مناطق و نواحی مختلف شود. هدف اصلی این مقاله تحلیل تفاوت های فضایی در منطقه البرز جنوبی از طریق استخراج مولفه ها، عوامل و شاخص های تأثیرگذار بر این مفهوم و رابطه این مولفه ها با فاصله گرفتن از مرکز منطقه، استان و خوشه است. در این راستا اطلاعات مربوط به 57 شهرستان واقع در محدوده منطقه البرز جنوبی استخراج و با استفاده از روش های تحلیل عاملی و خوشه ای عوامل و مولفه های فضایی توسعه در این مناطق احصا و مقادیر فاصله از مرکز خوشه، استان و منطقه محاسبه و رابطه بین عوامل مختلف توسعه با بعد فضایی از طریق روش همبستگی پیرسون مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد با فاصله گرفتن از مرکز منطقه و استان شرایط اقتصادی-اجتماعی تقلیل یافته اما وضعیت کالبدی (فقط برای فاصله از مرکز منطقه) و اکولوژیکی بهبود پیدا می کند. لذا می توان گفت تفاوت های فضایی در منطقه البرز جنوبی منجر به شکلگیری یک الگوی متمرکز در این منطقه شده که با انباشت و شکل گیری قطب های رشد در مراکز قدرت و متعاقباً کاهش کیفیت اکولوژیکی و خدماتی آن همراه بوده است.  
۱۰۱۷.

تحلیل ویژگی های فنی آجر در بناهای تاریخی کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آجر شهر تاریخی کاشان مقاومت مکانیکی آزمایشات آزمایشگاهی آزمایش شیمیایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۱۷۵
هدف: خودبسندگی و تکیه بر مصالح بوم آورد یکی از اصول معماری ایرانی بوده و آجر از جمله مصالح بومیِ اقلیمی با میزان دسترسی بسیار بالا در ایران است. با گذشت زمان بناهای آجری به تدریج نیازمند مقاوم سازی، تقویت، مرمت و بهسازی بوده و برای شناخت بیشتر و اصولی آجر و مقاوم سازی آن، تحلیل و بررسی آجرهای تاریخی ضروری به نظر می رسد تا از تجاربِ ساخت آجر و راهکارهای گذشتگان در گذر زمان استفاده شود. هدف این پژوهش مطالعه ویژگی های فنی آجرهای به کار رفته در بناهای تاریخی شهر کاشان در دوره های زمانی مختلف است. روش پژوهش: در همین راستا، پنج نمونه آجری از بناهای تاریخی کاشان، انتخاب شده و مورد بررسی قرارگرفته اند. روش پژوهش کمی و مبتنی بر مطالعات میدانی و آزمایشات آزمایشگاهی است. آزمایش های انجام شده به سه دسته تقسیم می شوند. دسته اول، آزمون های پایه شامل چگالی، وزن مخصوص، درصد رطوبت و جذب آب هستند. دسته دوم آزمون های مکانیکی شامل مقاومت فشاری و خمشی بوده و دسته سوم آزمایش شیمیایی، از نوع آنالیز شیمیایی به روش XRD است. با توجه به آزمایش های انجام شده، وزن مخصوص نمونه ها در محدوده ی 6/1 تا 14/2 گرم بر سانتی متر مکعب بوده و جذب آب نمونه ها از 3/9 تا 5/18 درصد به دست آمد. همچنین مقاومت فشاری آن ها در بازه ی 12/53 تا 27/195 کیلوگرم بر سانتی مترمربع بوده و مقاومت خمشی آن ها نیز در محدوده 62/11 تا 83/125 حاصل شد. یافته ها: با توجه به نتایج به دست آمده، می توان گفت مشخصات پایه، بر مشخصات مکانیکی مؤثر است. با افزایش وزن مخصوص و تراکم حجمی نمونه ها، خلل و فرج داخل آن ها کاهش یافته و درصد رطوبت موجود در آن و جذب آب نیز کاهش می یابد. به علاوه هرچه تراکم نمونه بیشتر شود مقاومت فشاری و خمشی آن ها نیز افزایش می یابد. نتیجه گیری: ترکیب شیمیایی غالب در نمونه ها نیز کوارتز بوده و وجود گچ در نمونه ها سبب کاهش مقاومت مکانیکی شده و افزایش کوارتز، آنورتیت و آلبیت سبب مقاومت نمونه ها شده است. با گذشت زمان نیز مشخصات فیزیکی و مکانیکی نمونه های آجری تغییر معناداری ندارند؛ بنابراین در مجموع به نظر می رسد که پارامترهای مقاومتی نمونه ها بیشتر به کیفیت مصالح اولیه و میزان چگالی نمونه ها و نحوه تولید وابسته بوده و قدمت و سن نمونه ها تأثیر قابل توجهی ندارد.
۱۰۱۸.

تحلیل نگاره عرفانی «مجنون در میان وحوش» خمسه طهماسبی از منظر محیی الدین ابن عربی بر اساس اصل تناظر عوالم کبیر و صغیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عرفان هنر اسلامی نگارگری مجنون در بیابان عالم صغیر عالم کبیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۷۲
  ارتباط هنر اسلامی با آموزه ها ی عرفانی به نظر امری واضح و بدیهی است؛ لیکن در مطالعاتی که در این زمینه انجام شده اند، به اندازه کافی به این ارتباط و اشتراک اشاره نشده و به این نسبت، در عرصه هنر نگارگری کم تر پرداخته شده است. حال آن که با بررسی و شناخت سنت های فکری مرسوم در بستر جهان بینی نگارگران، می توان درک بهتری از نگاره ها داشت. سنت، مانند رشته ای انسان را با اصل مرتبط می کند. در نگرش سنتی (یعنی نگرش برآمده از سنت و وحی الهی) بر این باور بودند که عالم و آدم هردو جلوه حق اند و عالم به عنوان انسان کبیر و انسان به عنوان عالم صغیر هستند. این منظر، اصل دیگری را در پی دارد و آن تطابق و تناظر میان عالم کبیر و عالم صغیر است. این پژوهش حول یکی از نگاره های دوره صفویه به نام «مجنون در میان وحوش» محفوظ در موزه بریتانیای لندن انجام شده و سعی بر آن است که فرضیه تأثیر این اصل بر شکل گیری نگاره موردنظر به عنوان یکی از ثمرات آن، مورد بررسی قرار گیرد. پرسش این است: نگاره مجنون در میان وحوش، بر اساس نگرش سنتی تناظر عالم کبیر و عالم صغیر و از منظر محیی الدین ابن عربی چگونه دیده و تبیین می شود؟ شیوه گرد آوری اطلاعات به روش مشاهده و مطالعه منابع مکتوب چاپی و الکترونیکی است. در این نگاره برابرشدن دقیق مظاهر طبیعت با احوال مجنون جای بسی تفکر و تأمل دارد؛ گویی نگارگر با بهره گیری از عناصر طبیعت، مخاطب را از صورت به قلمروی معنا راه می برد و با زبان رمز، وصف سیر و سلوک عرفانی می کند. «مجنون» مصداق انسانی است که به دنبال «عشق» می گردد و نگارگر بر بازنمایی مفاهیم عرفانی عشق و هجران اهتمام داشته و احوال انسان و سرگردانی اش در عالم را با بهره گیری از نشانه ها و تعاملات بین آن ها به طریق مجنون در بیابان ترسیم کرده است.
۱۰۱۹.

شبیه نامۀ منصور حلاج: حکمت عرفانی در قامت نمایش آئینی ایرانیان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شبیه نامه منصور حلاج عرفان هانری کربن ساختار روایت شرقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۵۰
شبیه‌نامۀ منصور حلاج که گاهی هنگام بحث از اندیشۀ عرفانی مستتر در مجالس تعزیه در پژوهش‌های پیرامون این نمایش سنتی- آئینی به آن اشاره می‌شود از مجالسی است که نسخه‌ای از آن در کتابخانه واتیکان نگاهداری می‌شود و مطالعۀ دوباره آن از منظر حکمت عرفانی ابتدا به دلیل اهمیتی که این مجلس در نشان دادن ظرفیت‌های موجود در شبیه‌خوانی دارد و سپس به این جهت که مجلس منصور حلاج نشان از تحولاتی دارد که با تنوع مضامینِ دوران اوج تعزیۀ اواسط عصر قاجار در این‌گونه از نمایش پدید آمده بود، از اهمیت به سزایی برخوردار است. از این مطالعه که با بهره بردن از نظرات متفکرینی چون هانری کربن در باب حکمت عرفانی ایرانی و اسلامی و همچنین نظریاتی پیرامون ساختار قصص و نمایش‌های شرقی و ایرانی انجام پذیرفته است درنهایت درمی‌یابیم که: این مجلس نیز چون بسیاری از متون تعزیه در قصه، موضوع، مضمون، شخصیت‌پردازی و زبان مدیون ادبیات ایران‌زمین بوده و به دلیل تأثیر بدون تردید اساطیر و حکمت عرفانی در شکل‌گیری و تداوم بینش اساطیری و عرفانی ایرانیان در آن که در تمامی اجزاء و عناصر مجلس موردمطالعه حضور و نمودی غیرقابل‌انکار یافته‌اند، اساساً نمایشی اساطیری و عرفانی به شمار می‌آید، نمایشی که ضمن صحه نهادن بر غلبه نهایی خیر بر شر و حق بر باطل در طول اعصار، حق‌جویی و عدالت دوستی ایرانیان را به تصویر می‌کشد و تأثیر اندیشه ایرانی نه‌فقط در «محتوای» مجلس، که در شکل، ساختمان و ساختار متن و الگوهای تکرارشونده در آن نیز کاملاً هویداست، چنانکه دارا بودن ساختاری «زنجیرمانند»، استفاده از الگوهای سفر، طی طریق و گذر از وادی‌هایی که موجب تعالی رهرو و مخاطب خواهد بود؛ چون رمزی از مصائبی که بشر از ابتدای خلقت و جدایی و ترک عالم مینوی تا به پایان جهان و بازگشت دوباره به اصل و مبدأ خود با آن دست بر گریبان است و سیر و سلوکی که سفر پررمزوراز مرغان در منطق‌الطیر را تداعی می‌سازد و در فقره‌های پایانی مجلس «شهادت منصور حلاج» و طیِ طریق شبیه‌خوانان شمس و مولانا به کار گرفته شده است، شواهدی بر این مدعا هستند. ضمناً بهره‌برداری از سنت‌های ادبی و به‌ویژه شعر کلاسیک فارسی در مجلس موردبررسی علاوه بر افزایشِ توان مجلس با قرار دادن شعر غنایی در خدمت شعر نمایشی، به سبب آشنایی ذهنی مخاطب با این اشعار، باعث ایجاد ارتباطی بهتر با اثر نیز می‌شود.
۱۰۲۰.

کاربست نظریات ژرار ژنت در تحلیل بینامتنی آثار علی اکبر صادقی با رنه مگریت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بینامتنیت بیش متن ژنتی علی اکبر صادقی رنه ماگریت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۲
علی‌اکبر صادقی از پیشگامان هنر نوگرا و صاحبنام در سبک سوررئالیسم ایران است. باتوجه به مضامین آثار صادقی که پیچیده و عجیب به نظر می‌رسد و نیز تکنیکی که وی برای تصویرسازی این مضامین به کار گرفته است، از این منظر قابل مقایسه با آثار هنرمند غربی رنه مگریت می‌باشد که وی یکی از برجسته‌ترین نمایندگان سوررئالیسم محسوب می‌گردد و همین امر نیز سبب به وجود آمدن اشتراکاتی در برخی از آثار این دو هنرمند شده است. در این پژوهش سعی بر آن است تا شرح کاملی از ترامتنیت ژنتی ارائه و سپس با بهره‌مندی از بیش‌متنیت این نظریه، شباهت‌های آثار علی‌اکبر صادقی و رنه مگریت مورد تحلیل قرار گیرد. شیوه پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و با استفاده از بیش‌متنیت ژنتی به مطالعه و تحلیل نمونه‌هایی از آثار علی‌اکبر صادقی و رنه مگریت پرداخته است. بر اساس نتایج به دست آمده می‌توان اذعان نمود که علی‌اکبر صادقی که از هنرمندان معاصر و سبک شبه سوررئالیسم در ایران شناخته می‌شود، بسیاری از عناصری که در آثار مگریت ـ از هنرمندان برجسته در سبک سوررئالیسم غربی ـ مورد استفاده قرار گرفته، به صورت ضمنی یا صریح در آثار خود به شکلی ایرانی و آمیخته با فرهنگ بهره جسته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان