مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
۷.
علی اکبر صادقی
حوزههای تخصصی:
انیمیشن ملک خورشید، به طراحی و کارگردانی، على اکبر صادقى در کانون پرورش فکرى کودکان و نوجوانان در سال 1354 و به مدت 16 دقیقه تهیه شده است. تحلیل آثار ارزشمند علی اکبر صادقی علاوه براین که عرصه ی تازه اى را پیش رو مى گشاید، مى تواند ویژگی هاى دوره و بخشى از تاریخ انیمیشن ایران را نیز ثبت کند. اقتباس و انطباق این فیلم با منظومه های عاشقانه ی ادب فارسی و میزان موفقیت آن در نزدیک شدن به فضای قصه های عامیانه به عنوان الگوی موفقی در بین آثار اقتباسی قابل بررسی است. در این مقاله مؤلفان، زندگی و آثار علی اکبر صادقی و انیمیشن ملک خورشید وی را معرفی و از دو منظر ادبی و سینمایی و با روش تحلیل محتوا ساختاریابی می کنند. در ساختاریابی ادبی، عناصر ساختاری داستان چون کنش، وضعیت، شخصیت، گره افکنی، اوج داستان و گره گشایی بررسی و عناصر ساختاری فیلم انیمیشن نیز با متن افسانه در فیلم ملک خورشید انطباق داده می شود. در ساختاریابی سینمایی، عناصر ساختاریِ طراحی بصری شامل طراحی تصویر، طراحی پس زمینه، رنگ و خط، حرکت و عناصر ساختاریِ طراحی صوتی چون کلام، جلوه های صوتی، موسیقی متن و طرح ساختاری روایت و هم چنین ساختارهای روایی در انیمیشن ملک خورشید به تفصیل بررسی می شود. در ادامه ی مقاله، مؤلفان مقایسه ای بین بن مایه های منظومه های عاشقانه و فیلم ملک خورشید به عمل می آورند
تحلیل نماد انسان در آثار منتخب علی اکبر صادقی بر پایه روانشناسی تحلیلی یونگ
منبع:
مطالعات هنر و رسانه سال سوم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۵
101 - 122
حوزههای تخصصی:
علی اکبر صادقی از جمله نقاشان مطرح سبک سورئالیسم است که بیشترین استفاده از نماد را در آثارش کرده است. او مانند دیگر نقاشان سورئال، در پی آن است تا به توصیف اموری بپردازد که گه گاه و در شرایطی خاص از ناخودآگاه انسان جدا و در رؤیاهای او پدیدار می شوند. از همین رو، می توان با رویکرد روان شناسانه به تحلیل و تفسیر آثار او بپردازیم. هدف این مقاله آن است که با مطالعه آثار مکتوب مرتبط با نقاشی ها و مفاهیم نظری، فهم کاملی از آثار این نقاش ارایه دهد و نمادهای موجود در نقاشی های او را تحلیل کند. پرسش اصلی آن است که با توجه به نمادهای به کار رفته در آثار علی اکبر صادقی، چگونه می توان بر طبق روان شناسی یونگ، به معنای آثار و درونیات این هنرمند پی برد؟ برای رسیدن به پاسخ، چهار اثر این هنرمند بر اساس موضوع و سایر مؤلفه هایی چون انسان به صورت غیر تصادفی انتخاب شده و نگارندگان تلاش کردند تا با روش توصیفی - تحلیلی به مطالعه این آثار بر مبنای روان شناسی یونگ بپردازند و فهم جدید و عمیقی از این آثار ارایه دهند. در انتها، نگارندگان به این نتیجه دست یافتند که تمام نمادهای موجود در این آثار در کنار یکدیگر جمع شده اند تا نشان دهند انسان و دنیایی که او در آن زندگی می کند، مهم ترین دغدغه هنرمند است. همچنین عناصر نمادین متضادی مانند نیکی و بدی در درون هنرمند، دایماً در حال تقابل بوده و هر آن او را به سوی روشنایی و سعادت مندی و یا تاریکی و بدبختی سوق می دهد.
پژوهشی تطبیقی پیرامون مولفه های روانشناختی آثار هنرمندان نقاش نیکزاد نجومی و علی اکبر صادقی (مورد پژوهش: 5 اثر از جدیدترین نمایشگاه هنرمندان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال شانزدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۰
209 - 230
حوزههای تخصصی:
تمایزات منحصر به فرد شخصیتی پرده های ناپیدا در پس آفرینش آثار هنری خوانده شده اند که بی گمان، ردپای منشأ آفرینش هر اثر هنری را باید در این بُعد پنهان از فرآیند ظهور هنری جستجو کرد. لذا، درونیات هر فرد هم به لحاظ جنبه مثبت و هم جنبه منفی، بر خلق آثار هنرمندان تاثیرگذار است. مسئله ای که می توان اینجا مطرح کرد چگونگی بازتاب مؤلفه های روانشناختی در آثار نقاشان است. در این بین، می توان از هنرمندان نقاشی چون نیکزاد نجومی و علی اکبر صادقی نام برد که در دوره حاضر از جریان های هنری رایج، با زبان تصویری سعی در بیان درونیات روانشناختی خود دارند. در این پژوهش که به صورت توصیفی و تحلیلی و با به کارگیری روش کتابخانه ای انجام شده، به سبب محدودیت حجم مقاله، 5 نمونه اثر از آثار نقاشی هر هنرمند مورد پژوهش قرار گرفته است. روش نمونه گیری انتخابی و به صورت کیفی به تجزیه و تحلیل اطلاعات پرداخته شده است. یافته های تحقیق حاکی از این است که آثار نیکزاد نجومی و علی اکبر صادقی که به نوعی توانایی های ذهنی مخاطب در درک مفاهیم و باورهای درونی هنرمند را تقویت می کنند، تأویل و تفسیری از مؤلفه های روان شناختی است که در آثار این دو هنرمند ظهور یافته است. نتایج این نوشتار تبیین کننده اهمیت پرداختن به بحث مؤلفه های روانشناختی هنرمندان در بررسی و واکاوی مفاهیم هنری در آثار آنان می با شد، خصوصا آثار هنرمندان هنرهای تجسمی که نمودی ملموسی از بازتاب این درونیات پنهان هنرمندان است. اهداف پژوهش: 1.بررسی مؤلفه های روانشناختی از توانایی ذهنی مخاطب در تفسیر آثار نقاشی علی اکبر صادقی و نیکزاد نجومی. 2.تطبیق شیوه تأثیرگذاری آثار نقاشی علی اکبر صادقی و نیکزاد نجومی بر طبق دیدگاه روانشناختی. سؤالات پژوهش: 1.با توجه به کاربرد مؤلفه های روانشناختی در هنر، چگونه می توان آثار نقاشی علی اکبر صادقی و نیکزاد نجومی را تفسیر و تحلیل کرد؟ 2.کدام یک از مؤلفه های روانشناختی تأثیرات پر رنگ تری در آثار نقاشی علی اکبر صادقی و نیکزاد نجومی دارد؟
تحلیل کارکرد اسطوره های نوین در نقاشی معاصر ایران؛ مطالعه ی موردی آثار بهمن محصص، علی اکبر صادقی، محمود سبزی، مهران صابر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویدادهای دنیای مدرن منجر به ظهور اسطوره هایی نوین شده که در عین بهره گیری از تعریف سنتی اسطوره، اشکال جدید و متفاوتی از آن را ارائه می دهند. هنرمند نقاش معاصر نیز تلاش می کند در آثار خویش به جست وجوی کارکردهای گوناگون اسطوره های نوین برآید. پژوهش حاضر باهدف تحلیل چرایی، چگونگی استفاده و کارکرد اسطوره های نوین در نقاشی معاصر ایران صورت گرفته است. پرسش های پژوهش عبارت اند از: 1. چرا نقاشان معاصر ایران از اسطوره های نوین برای انتقال پیام اثر به مخاطب بهره برده اند؟ 2. نقاشان معاصر ایران چگونه و با چه کارکردی از اسطوره های نوین برای انتقال پیام اثر به مخاطب بهره برده اند؟ موردهای مطالعاتی این پژوهش 5 تابلو از میان آثار چهار نقاش معاصر ایران است. نتایج پژوهش گویای آن است که تحولات تاریخی چون جنگ های جهانی، ظهور مکاتب و ایدئولوژی های جدید و مصرف گرایی منبعث از جهان سرمایه داری را می توان از دلایل کلی نمودارشدن اسطوره های نوین در نقاشی ایرانی برشمرد. هنرمندان موردمطالعه علاوه بر اینکه نسبت به اسطوره های قدیمی رویکردی انتقادی داشته اند، این رویه را نسبت به اسطوره سازی های دنیای معاصر نیز در پیش گرفته اند و با بازسازی اسطوره های قدیم در بستر جدید، سعی در تسکین آلام خود نسبت به گذشته ی خوب ازدست رفته ونیز صلح طلبی، هویت یابی و نجات اصالت فرهنگی و اجتناب از ایدئولوژی های مخرب داشته اند.
خوانش روایت های تصویری: درآمدی بر زیبایی شناسی نلسون گودمن(مقاله علمی وزارت علوم)
هدف این پژوهش، مطالعه عوامل پیش برنده و بازدارنده ی روایت در تصاویر به صورت ساختاری است. در مطالعات میان رشته ای در حوزه ی روایت شناسی، آثار مصوّر همچون روایت های زبانی قابلیّت روایت پردازی دارند. تصویر با ابزارهای ویژه (رنگ، خطوط، اشکال، ژرف نمایی و غیره) فضایی مناسب ولی متفاوت برای روایت پردازی ایجاد می کند. نلسون گودمن از جمله فیلسوفانی است که آراء وی در زیبایی شناسی به بسط حوزه ی روایت شناسی انجامیده است. گودمن با تکیه بر ویژگی های ساختاری در آثار مصوّر و مطالعه ی عنصر زمان و رابطه ی میان «ترتیب وقوع» و «ترتیب روایت کردن» رویدادها، روایت های تصویری را به چهار گروه عمده تقسیم می کند: 1) «آنی بی زمان»، بازنمایی رویدادی واحد در لحظه ای واحد؛ 2) «زمان دار خطّی»، نمایش سلسله ای از رویدادها در رابطه ای جهت دار؛ 3) «زمان دار تاب خورده»، بازنمایی رویدادهای «دوره ای» با ساختاری «تاب خورده»؛ 4) «غیرزمانی/ضدّزمانی»، بازنمایی رویدادهای «جاودانه» و «نمادین». در نظریه ی او، دو ترتیب یاد شده لزوماً ساختاری روایت محور را تشکیل نمی دهند و گاهی به جای روایت داستان، یک «توصیف»، «مطالعه»، یا «سمفونی» خلق می شود. در این مقاله نخست به تبیین زیبایی شناسی گودمن و ارزیابی جایگاه ارزشمند نظریه ی او در خوانش روایت های تصویری برای نخستین بار در ایران خواهیم پرداخت. نویسندگان مقاله تلاش کرده اند با ارائه ی تحلیل نقاشی های مورد بحث گودمن از یک سو، و سه نقاشی از علی اکبر صادقی و یک نقاشی از محمّد فراهانی از سوی دیگر، عوامل پیش برنده و بازدارنده ی روایت در تصاویر را به صورت ساختاری مورد مطالعه قرار دهند و شیوه ی بکارگیری مفاهیم و دسته بندی های نظریه ی زیبایی شاسی گودمن را مدل سازی کنند.
کاربست نظریات ژرار ژنت در تحلیل بینامتنی آثار علی اکبر صادقی با رنه مگریت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۴
87 - 94
حوزههای تخصصی:
علیاکبر صادقی از پیشگامان هنر نوگرا و صاحبنام در سبک سوررئالیسم ایران است. باتوجه به مضامین آثار صادقی که پیچیده و عجیب به نظر میرسد و نیز تکنیکی که وی برای تصویرسازی این مضامین به کار گرفته است، از این منظر قابل مقایسه با آثار هنرمند غربی رنه مگریت میباشد که وی یکی از برجستهترین نمایندگان سوررئالیسم محسوب میگردد و همین امر نیز سبب به وجود آمدن اشتراکاتی در برخی از آثار این دو هنرمند شده است. در این پژوهش سعی بر آن است تا شرح کاملی از ترامتنیت ژنتی ارائه و سپس با بهرهمندی از بیشمتنیت این نظریه، شباهتهای آثار علیاکبر صادقی و رنه مگریت مورد تحلیل قرار گیرد. شیوه پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و با استفاده از بیشمتنیت ژنتی به مطالعه و تحلیل نمونههایی از آثار علیاکبر صادقی و رنه مگریت پرداخته است. بر اساس نتایج به دست آمده میتوان اذعان نمود که علیاکبر صادقی که از هنرمندان معاصر و سبک شبه سوررئالیسم در ایران شناخته میشود، بسیاری از عناصری که در آثار مگریت ـ از هنرمندان برجسته در سبک سوررئالیسم غربی ـ مورد استفاده قرار گرفته، به صورت ضمنی یا صریح در آثار خود به شکلی ایرانی و آمیخته با فرهنگ بهره جسته است.
مطالعۀ ساختار تخیل در نقاشی های علی اکبر صادقی از دیدگاه ژیلبر دوران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تخیل فرآیندی است ذهنی متأثر از ویژگی های شخصی انسان و اطلاعات دریافتی پیرامون او؛ محصول آن تشکیل تصاویر در ذهن است که با خلق آثار ادبی و هنری به ظهور می رسد. برای مطالعه تخیل، حوزه های مختلفی وجود دارد؛ از میان آن ها، روش ساختاری ژیلبر دوران که روشی علمی و بر مبنای ساختار انسان شناسیِ قوه تخیل است انتخاب گردید. روش ژیلبر دوران مبتنی بر بازیابی قطب های تخیلی و پیدا کردن رابطه آن ها است. مبنای ارزش گذاری او ترس از مرگ، گذر زمان و واکنش انسان در برابر آن است. این مقاله در نظر دارد به نقاشی های علی اکبر صادقی بپردازد و به این پرسش پاسخ دهد که چگونه می توان جدال بین مرگ و جاودانگی در آثار وی را در ساختار تخیل ژیلبر دوران مورد خوانش قرار داد؟ دوران تخیلات را به دو منظومه روزانه و شبانه تقسیم بندی می کند. منظومه روزانه ساختاری قهرمانی دارد با چهار زیرساختار، منظومه شبانه که واکنشی جبرانی است، دو ساختار دارد که هریک دارای چهار زیرساختار هستند. با توجه به هدف شناخت ساختار تخیل دوران در آثار صادقی به تحلیل سه اثر از مجموعه نقاشی افسانه و ریاضی پرداخته شده؛ واکنش های قهرمانی و جبرانی در مقابل مرگ و ترس ناشی از آن مورد مطالعه قرار گرفته است. این پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر روش تحقیق کیفی است. یافته های تحقیق، نشان می دهدکه نقاشی های صادقی در هردو منظومه روزانه و شبانه تخیل قرار می گیرند؛ و از بین این دو، گرایش آن ها به منظومه شبانه تخیل بیشتر است. از بین هشت ساختار شبانه دو ساختار درک چرخه ای از تاریخ بشریت و پیشرفت در آینده که زیرمجموعه ساختار ترکیبی هستند حضور بیشتری دارند.