ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۳۰٬۲۶۶ مورد.
۱۸۱.

تحلیل مفاهیم و ویژگی های بصری تصویر جبرئیل در نگاره های منظومه یوسف و زلیخای موزه والترز بالتیمور(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دوره گورکانیان یوسف و زلیخا جبرئیل مضمون ویژگی های بصری موزه والترز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۰
نسخه مصور یوسف و زلیخا جامی، متعلق به موزه والترز یکی از نسخ ارزشمند گورکانیان هند است که نگاره های آن متناسب و همسو بامحتوا و مضمون اشعار جامی به تصویر درآمده و عالوه بر شناخت و پیوند عمیقی که نگارگر گورکانی با ادبیات فارسی داشته؛ ارتباطی بس گران بها بافرهنگ و تمدن ایران برقرار کرده است. مطالعه مضمون و ساختار تصویر جبرئیل در چهار نگاره این نسخه با روایت های متفاوت، کمک شایانی به شناخت رابطه نزدیک ادبیات ایران و هند و همچنین تأثیر ادبیات ایران بر نگارگری هند می نماید. هدف این پژوهش تحلیل مفاهیم و ویژگی های ساختاری تصویر جبرئیل بر اساس مضمون نگاره ها است. در راستای این پژوهش که به روش توصیفی - تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانه ای و الکترونیکی انجام پذیرفته است؛ این پرسش مطر ح می گردد که تأثیر عناصر بصری و ساختاری بر القای مفهوم و جایگاه جبرئیل در نگاره ها چگونه بوده است؟ تحلیل ساختارگرایانه تصویر جبرئیل در نگاره ها نشان می دهد نگارگر با شناخت کافی از ویژگی های خاص جبرئیل اعم از نوع آفرینش، منزلتش نزد خداوند، پیام آور وحی الهی و نقش او در روایات، با حفظ محتوا و مضمون و بازنمایی عناصر متن در ساختار بصری نگاره ها و درنظرگرفتن فرهنگ و هنر گورکانی سبب شده تا با ایجاد پیوستگی و همبستگی میان متون در مصور کردن این فرشته مقرب در نگاره ها موفق عمل کرده، محتوای روایت و پیام نهفته در آن را به خوبی در تصویر منتقل کند.
۱۸۲.

سیر تحولات منظر سبز شهر تهران از نگاه خاورشناسان از عصر قاجار تا پهلوی اول (1796 الی 1931 میلادی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سفرنامه منظر ذهنی رویکرد کل نگر رویکرد جزءنگر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۴۲
ذر آن می توان به ردپای انگاره های منظرین و فراتر از آن به افکار و ایده های یک ملت دسترسی یافت و ذهنیت مردمی را که در یک مقطع تاریخی خاص در فضای زیست ملت ی دیگ ر زندگی کرده اند، بازسازی کرد. ذهنیتی که جدا از تأثیرپذیری شخصیت نگارنده و تمایلات شخصی وی در نگاهی وسیع تر با اوضاع و شرایط فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، آموزشی و حتی تمایلات استعمارجویانه ارتباط دارد. شناخت منظر ذهنی بر مبنای تفاوت شناختی میان «من» (سفیر: معمولاً اروپایی) و «دیگری» (فرد تهرانی و یا مکان: شهر تهران) شکل می گیرد. براین اساس، این پژوهش با ذکر این سؤال که منظر سبز شهر تهران از نگاه خاورشناسان (از سال 1796 الی 1931 میلادی) چیست، به دو دسته بندی رویکرد کل نگر و رویکرد جزء نگر دست یافته است. در این دسته بندی، مشخص شد خاورشناسان از دوره فتحعلی شاه قاجار به بعد، نگاهشان به مقوله منظر سبز معطوف به اجزاست و توجه آنان به نظام کلی منظر سبز به مثابه یک کل منسجم، قابل درک و بازگویی نیست و تعداد کمی از آنها صرفاً با اشاره کردن به نظام اقلیمی تهران که منجر به زندگی کوچ نشینی می شد، گرته برداری سطحی از کل منسجم منظر سبز شهر تهران داشته اند. به نظر می رسد، توجه به جزئیات منظر سبز به جهت تجربه تجدد اروپایی شدن در تهران با توجه به نظام های کلان برون متنی اعم از قدرت های سیاسی دولت های بیگانه و یا علاقه دولت مردان ایرانی به غرب، توجه خاورشناسان را چه به صورت دستوری- حاکمیتی و چه به صورت سیاسی- فرهنگی بیش ازپیش، معطوف به جزئیات منظر کرده است.
۱۸۳.

نقش و رنگ در هنر و معماری: نشانه های هویت قوم بلوچ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نقش رنگ هنر و معماری هویت قوم بلوچ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۳۵۱
مقدمه: منطقه بلوچستان به دلیل تنوع معماری و صنایع دستی، با وجود تفاوت های مشهود، هویت خاصی برای قوم بلوچ شکل می دهد. هدف این مطالعه شناسایی معنا و مفهوم رنگ ها و نقوش به کاررفته و تحلیل نقش آن ها به عنوان نمادهای هویتی قوم بلوچ است و این موضوع به درک بهتر ارزش ها و فرهنگ غنی این منطقه کمک می کند. بدین ترتیب، سوالات پژوهش به این مهم می پردازد که معنا و مفهوم، خواستگاه و منبع الهام رنگ ها و نقوش در صنایع دستی و مسکن بومی بلوچستان چیست؟ همچنین، چگونه نقوش و رنگ های به کاررفته در صنایع دستی و مسکن این منطقه را به عنوان نمادهای هویتی قوم بلوچ معرفی می شوند؟روش پژوهش: پژوهش پیش رو به شیوه توصیفی- تحلیلی و یافته های آن از طریق منابع کتابخانه ایی، پایگاه های اطلاعاتی و بازدیدهای میدانی از انواع هنرها انجام شده است. جامعه آماری شامل مسکن بومی و هنرهای سنتی منطقه بلوچستان است و انتخاب نمونه ها با توجه به هدف پژوهش انتخابی بوده است. یافته های تحقیق به شکل کیفی تحلیل شده اند.یافته ها: بررسی ها نشان می دهد که نقوش رنگارنگ در هنر بلوچی، به ویژه سوزن دوزی، نمادهای فرهنگی منحصربه فرد این قوم هستند و ریشه های مشترکی با فرهنگ های همسایه، به ویژه هند، دارند. رنگ ها در معماری بلوچستان فضایی شاداب ایجاد کرده و نقوش هندسی پیوستگی قوم بلوچ را در مواجهه با ناملایمات نمایان می سازند، به طوری که این عناصر جنبه های تزئینی و همچنین اساس بیان فرهنگی و اجتماعی آنان را تشکیل می دهند.نتیجه گیری: علاقه و التزام قوم بلوچ به استفاده از نقوش هندسی ساده و رنگ های شاد در صنایع دستی و پوشاک محلی، همچنین در تزئینات داخلی و بیرونی مسکن بومی، هویت و منظر فرهنگی واحدی را در عین کثرت برای آن ها ایجاد کرده است. این امر نشان دهنده آن است که هنر و معماری بلوچستان با استفاده از این نقوش و رنگ های خاص، هویت فرهنگی قوم بلوچ را تبیین می کند.
۱۸۴.

قیاس شاخص های معنایی منظر شهری تاریخی و معاصر با بهره گیری از روش طرح متوالی اکتشافی (موردپژوهی: منظر شهری شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معنای منظر شهری منظر شهری تاریخی منظر شهری معاصر ماتریس افتراق معنایی شهر شیراز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۸
یکی از مهم ترین چالش های شهر در دوران معاصر، معنا و رابطه متقابل انسان و محیط است. امروزه به دلیل نبود دانش بصری کافی در کنار تأثیرات مدرنیسم، ناهنجاری بصری در شهرها دیده می شوند. تغییرات انجام شده در منظر شهر در دوران معاصر و به کاربردن رویکردهای اثبات گرایی منجر به بی توجهی نسبت به جنبه های نرم و فازی محیط مانند «معنی» شده است. این پژوهش در نظر دارد تا به مقایسه معنای منظر تاریخی و معاصر بپردازد و روشی را برای مقایسه معنا در زمینه های مشابه و سایر شهرها ارائه دهد. در این مسیر، منظر شهری کلان شهر شیراز در کشور ایران به دلیل گسست موجود میان منظر تاریخی و معاصرش، به عنوان نمونه موردمطالعه انتخاب شد. پارادایم تفسیرگرایی و رویکرد استفهامی اتخاذ شد و با درنظرگرفتن طرح متوالی اکتشافی در روش های ترکیبی در گام اول، مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته تحلیل محتوا شدند، سپس به کمک خروجی گام اول ماتریس افتراق معنایی تنظیم و به بررسی کمّی تفاوت های معنایی دو متن منظر شهری تاریخی و معاصر پرداخته شد. نتایج نشان داد که در مقایسه منظر شهری تاریخی و معاصر، شهروندان به ابعاد و مؤلفه های مختلفی در دسته بندی های «اقلیم»، «احساس نسبت به بافت»، «کارکرد»، «زیرساخت»، «مسکن»، «جمعیت»، «مردم»، «فرهنگ» و «امنیت و حس تعلق» اشاره کردند و صفات توصیف کننده منظر شهری معاصر به ترتیب شامل «پیچیده»، «رمزآلود»، «ناراحت کننده»، «فاقد هویت»، «تنش زا»، «آشفته»، «پویا»، «جدیدتر» و «شلوغ» و صفات توصیف کننده منظر شهری تاریخی به ترتیب شامل «دارای هویت»، «قدیمی تر»، «آرامش دهنده»، «خوشحال کننده»، «قابل درک (خوانا) »، «ساده»، «منظم»، «ایستا و آرام» هستند.
۱۸۵.

مرور نظام مند معیارهای زیست آسایی در شهرسازی و ارزیابی آن ها با روش دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهرسازی محیط زیست زیست پذیری زیست آسایی پایداری زیست محیطی نظریه معماری سرآمد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۷
بیان مسئله: مفهوم شهر و نسبت آن با محیط زیست، از موضوعات بحث برانگیز است. مطرح شدن مفهوم «زیست آسایی» که جنبه های ذهنی و عینی را همزمان در نظر می گیرد، فرصت جدیدی برای توسعه دانش های محیطی، ازجمله برنامه ریزی شهری، فراهم آورده است. پرسش اصلی این پژوهش این است که چگونه می توان با تفکیک و مرزبندی دو مفهوم «زیست پذیری» و زیست آسایی در علوم محیطی، برنامه ریزی شهری و شهرسازی، به معیارهای زیست آسایی دست یافت؟ و نظر خبرگان در این حوزه چیست؟  هدف پژوهش: هدف این پژوهش، تعریف و تفکیک دو مفهوم زیست پذیری و زیست آسایی همراه با مروری نظام مند بر معیارهای زیست آسایی و بازتدوین آن ها براساس نظر خبرگان است تا به عنوان یک چهارچوب مفهومی در کنار سایر مفاهیم نوین شهرسازی، ما را به شهرسازی مطلوب نزدیک کند.   روش پژوهش: چهارچوب نظری پژوهش، براساس نظریه معماری سرآمد تشکلی شده که با رعایت سلسله مراتب مفهومی شامل هدف، رویکرد، راهبرد، ساختار، بُعد، مؤلفه، معیار و شاخص، ازطریق مرور نظام مند، روش دلفی سه مرحله ای و تکنیک شانون، به تدوین، تدقیق و پالایش معیارهای زیست آسایی پرداخته شد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد زیست آسایی کالبد شهر با تدوین ۱۶ معیار، مفهومی چندوجهی و فراتر از زیست پذیری شهر است. وزن دهی این معیارها با استفاده از آنتروپی شانون نیز نشان داد معیارهایی نظیر عدالت فضایی، شبکه حمل ونقل سبز و حکمرانی کارآمد، بیشترین قدرت تمایز و تأثیرگذاری در ساختار زیست آسا را دارند. این امر گویای آن است که دستیابی به این مفهوم در فضاهای شهری، مستلزم هم ترازی میان مؤلفه های کالبدی و ارزش های اجتماعی-فرهنگی تحت حکمرانی کارآمد است. یافته های پژوهش، ضمن ارائه مدلی عملیاتی، امکانی برای ارزیابی وضع موجود شهرها و همچنین طراحی سنجیده مداخلات سیاستی و کالبدی را فراهم می سازد.
۱۸۶.

کارکرد ژانرهای تلفیقی در سینمای بحران (مطالعه ای انتقادی بر سه اثر منتخب از سینمای ایران در دوران کرونا) (۱۳۹۹–۱۴۰۲)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: سینمای ایران سینما ژانر تلفیقی روایت بحران کرونا تحلیل انتقادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۷۲
بازتعریف کارکرد ژانرهای تلفیقی در سینمای ایران در دوره همه گیری کرونا و پس از آن (۱۳۹۹–۱۴۰۲)، به یکی از مسائل محوری در تحلیل گفتمان سینمایی بحران تبدیل شده است. این پژوهش با طرح این سؤال که ژانرهای تلفیقی در سینمای ایرانِ دوره بحران کرونا چگونه توانسته اند تجربه زیسته جمعی را بازنمایی کنند؟» به بررسی ساختارهای روایت، فرم های زیبایی شناختی و ابعاد ایدئولوژیک در سه فیلم شاخص این دوره می پردازد. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوای انتقادی است. سه فیلم منتخب دشت خاموش، موقعیت مهدی و مرد بازنده از منظر چگونگی تلفیق ژانر، کارکردهای روایی، بازتاب تجربه زیسته بحران، و ظرفیت های معنایی مورد تحلیل قرار گرفته اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که در این آثار، تلفیق ژانرها صرفاً راهکاری فرمی نبوده، بلکه پاسخی فرهنگی به اضطراب، سوگ و گسست های اجتماعی ناشی از بحران کرونا بوده است. در دشت خاموش، ساختار ایستا و مینیمالیستی با زیبایی شناسی سکوت و حذف کنش، تعلیق روانی و ترومای جمعی را بازنمایی می کند. موقعیت مهدی با بهره گیری از فرم بیوگرافی-حماسی-ملودرام، خاطره ملی را با تجربه سوگ و فقدان شخصی تلفیق می کند. مرد بازنده نیز با درهم آمیزی ژانر پلیسی، اجتماعی و روان شناختی، جامعه ای بی اعتماد و پریشان را در دل روایتی گسسته و ذهن محور به تصویر می کشد. این پژوهش نشان می دهد که ژانرهای تلفیقی در سینمای بحران، به مثابه میانجی هایی میان فرم و محتوا، توانسته اند زبانی روایی خلق کنند که برای بازنمایی تجربه های پیچیده، گنگ، چندلایه و متزلزل دوره کرونا مناسب است. تلفیق ژانری نه تنها به بازنمایی بحران یاری رسانده، بلکه بستری برای مقاومت زیبایی شناختی و بازاندیشی فرهنگی در زیست اجتماعی فراهم کرده است.
۱۸۷.

واکاوی کیفیات فضای سکونت در خانه های آپارتمانی شهر بندرعباس از دیدگاه زنان خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: کیفیات سکونت خانه های آپارتمانی دیدگاه زنان شهر بندرعباس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۸۶
به طور معمول، بیشتر ساعات زندگی زنان در فضا های درون خانه سپری می شود و کیفیات فضای سکونت نقش زیادی در سلامت جسمی و روانی آنان دارند، بنابراین لازم است کیفیات فضایی مطلوب خانه های آپارتمانی از دیدگاه زنان خانوار بررسی شوند. هدف از انجام این پژوهش، فهم کیفیات فضایی مناسب برای کاربست و طراحی مسکن آینده شهر بندرعباس بود که اهداف خُرد، شناسایی کیفیات فضای سکونت در خانه های آپارتمانی و رتبه بندی کیفیات فضایی از دیدگاه زنان خانوار بود. این پژوهش بر مبنای روش ترکیبی کیفی-کمّی انجام شده است که از هر دو روش یافته اندوزی کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، زنان خانوار ساکن در خانه های آپارتمانی در شهر بندرعباس هستند. فرآیند پژوهش شامل تدوین مبانی نظری، روش دلفی، پرسش نامه های محقق ساخت و تحلیل های آماری همچون آزمون خی دو، آزمون تی گروه های مستقل، آزمون تحلیل واریانس و آزمون های تعقیبی و آزمون رتبه بندی فریدمن است. کیفیات فضای سکونت از طریق یافته های مبانی نظری، دیدگاه خبرگان و مصاحبه با ساکنان شاملِ «هدایت و راهنمایی»، «گشایش فضایی»، «ترکیب فضایی»، «تناسب و مقیاس فضایی»، «فضامندی»، «سلسله مراتب فضایی»، «روابط فضایی»، «پویایی فضایی»، «دنجی فضا»، «هماهنگی و تعادل»، «تفکیک فضایی»، «انعطاف پذیری فضا»، «تنوع فضایی»، «تمایز فضایی»، «پیوستگی فضایی» و «خاطره انگیزی فضا» هستند. بر اساس رتبه بندی کیفیات فضایی از دیدگاه زنان خانوار، کیفیت «هماهنگی و تعادل» و پس از آن میانگین کیفیت «تناسب و مقیاس فضا» بالاترین میانگین اهمیت در بین کیفیات فضای سکونت و «تنوع فضایی» و پس از آن «پیوستگی فضایی» پایین ترین میانگین اهمیت را در از دیدگاه شرکت-کنندگان در پژوهش داشته اند.
۱۸۸.

پیکره بندی فضایی مسکن معاصر: مرور نظام مند مفاهیم و زمینه های موضوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پیکره بندی ادراک جنسیت مسکن معاصر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۸۵
خانه نماینگر ارزش ها، عقاید فرهنگی و اجتماعی ساکنان است. باتوجه به توسعه ابعاد مطالعات علمی و پژوهشی در زمینه های مختلف روانشناسی معماری به خصوص مسکن، بررسی سیر حرکت اندیشمندان و موضوعات مطالعه شده می تواند مؤیدی بر نیازهای تحقیقاتی آتی در حوزه پیکره بندی مسکن و ادراک جنسیتی باشد؛ این مقاله می کوشد با اتخاذ روش مرور نظام مند، مقالات پژوهشی داخلی کشور حدفاصل سال های 1403 تا 1380 با محوریت موضوعی پیکره بندی مسکن را شناسایی و یافته های آن را در چگونگی تبیین این مفهوم و عوامل تأثیرگذار بر آن تحلیل نماید و راهکاری برای بهبود کیفیت مطالعات بعدی در جهت افزایش تعمیم پذیری برون داد مطالعات در نشریات ارائه نماید. ﭘﮋوﻫﺶ ﺑﻪ روش ﮐﯿﻔﯽ از ﻧﻮع ﻣﺮور ﻧﻈﺎمﻣﻨﺪ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ. در جستجوی اولیه با استفاده از روش «مرورنظام مند» چارچوب کلی مفاهیم مرتبط با حوزه پیکره بندی مسکن و ادراک جنسیتی و ارتباط معنایی میان دو حوزه، 55064 ﭘﮋوﻫﺶ طبقه بندی که 2747 پژوهش در گروه هنر و معماری را در ﺑﺮﻣﯽﮔﺮﻓﺖ. پس از بررسی و پایش 289 مقاله استخراج و با استفاده از از بیانیه پریزما، مستندات مرتبط با «پیکره بندی مسکن» که در برگیرنده جنبه های کالبدی و روانشناسی - ادراکی انتخاب شدند. نتایج نشان داد مطالعات در تببین «پیکره بندی فضایی مسکن» با تاکید بر ادراک جنسیتی در سازمان دهی فضایی مسکن تشریح نشده است. همچنین محققان در شناسایی عوامل اثرگذار بر این مولفه بیش تر بر ابعاد کمی تمرکز و فارغ از جنسیت به بررسی ابعاد این حوزه پرداخته اند. ارزیابی آماری نتایج، بیانگر آن است که از میان 14 موضوع شناسایی شده، تمرکز مطالعات در نشریات علمی-پژوهشی بیشتر روی مباحث «ساختارفضایی» و «تجربه زیسته- حس مکان» و اغلب به شیوه کیفی (توصیفی- تحلیلی) است. نتایج نشان داد مطالعات در تببین «پیکره بندی مسکن» بر روانشناختی بودن این پیوند و پیامدهای رفتاری فارغ از جنسیت تأکید شده و سازوکارهای روانشناختی عمیق در ابعاد احساسی و شناختی- ادراکی تشریح نشده است. همچنین محققان در شناسایی عوامل اثرگذار بر این پیوند بیش تر بر ابعاد انسانی و مکانی تمرکز داشته اند. خلاء تئوری ادراک جنسیتی و مکان دستیابی به نتیجه واجد انسجام نظری را دشوار کرده است.
۱۸۹.

تحلیل میزان دسترسی به امکانات ساختاری شهری، تعلق مکانی و عوامل اجتماعی مؤثر بر رفتارهای زیست محیطی، مطالعه موردی: شهرستان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: محیط زیست امکانات ساختاری شهری رفتار زیست محیطی تعلق مکانی شهرستان اصفهان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۱
مشکلات زیست محیطی نتیجه عمل انسان بوده و بدرفتاری های انسان در قبال محیط زیست به عنوان خطیرترین تهدید در درازمدت نسبت به جهان شناخته شده اند. بنابراین شناسایی عواملی که می تواند رفتار و نگرش افراد در قبال محیط زیست را تغییر دهد و رفتار مسئولانه را ایجاد کند از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف این مطالعه بررسی تأثیر عوامل اجتماعی و ساختاری شهری بر نگرش و رفتار شهروندان شهرستان اصفهان است. تا بتوان برای ایجاد شرایط برای بهبود نگرش و رفتارهای دوستانه نسبت به محیط زیست از آن بهره گرفت. این تحقیق از نوع تحلیل_توصیفی است و اطلاعات موردنیاز از طریق پرسشنامه از نمونه 400 نفری جمعیت بالای 18 سال شهرستان اصفهان گردآوری شده است. برای پردازش داده های به دست آمده از آزمون های آماری همبستگی پیرسون، رگرسیون چندمتغیره و تحلیل مسیر در نرم افزار SPSS استفاده شده است. بررسی رابطه بین متغیرها حاکی از آن است که رابطه سرمایه اجتماعی، آگاهی، تعلق مکانی، نگرش نوین زیست محیطی، سرمایه مدنی و امکانات ساختاری شهری با رفتار زیست محیطی پاسخگویان مثبت و معنادار است. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد، سرمایه مدنی، تعلق مکانی، نگرش نوین زیست محیطی و امکانات ساختاری شهری، 240/0 از تغییرات متغیر وابسته را تبیین می کند. بنابراین توجه با ساختار فیزیکی شهر همچون جذابیت، امکانات رفاهی و تفریحی، دسترسی آسان به سیستم هایی همچون حمل ونقل و ...، ایجاد پیاده روهایی با قابلیت افزایش تعامل شهروندان و افزایش سرمایه اجتماعی تعلق مکانی بالایی را به همراه دارد که منجر به افزایش نگرش و رفتارهای مسئولانه زیست محیطی می شود.
۱۹۰.

بررسی پتانسیل گردشگری میراث زمین شناسی های بند پی شرقی شهرستان بابل با استفاده از مدل GAM و کوبالیکوا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: میراث زمین شناسی گردشگری بند پی شرقی شهرستان بابل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۹
ژئوگردشگری یکی از رشته های تخصصی اکو گردشگری است که در دهه های اخیر امری مهم جهت درآمد زایی و توسعه اقتصادی برای مناطق مختلف و کشورها تلقی می شود. در پژوهش حاضر با توجه به اهمیت موضوع گردشگری بخش بندپی شرقی شهرستان بابل (به علت برخورداری ژئومورفوسایت های فراوان و توانمندی های ژئوتوریستی)، این منطقه با استفاده از مدل گام (GAM ) او مدل کوبالیکوا مورد بررسی قرار گرفت.  جهت مطالعه و شناخت ویژگی های مناطق توریستی منطقه مورد تحقیق،  5 میراث زمین شناسی شامل (سجاد رود، شیخ موسی، آبشار کیمون، دراز کش، آبگرم ازرود) انتخاب شده و مورد ارزیابی قرار گرفته اند. پژوهش حاضر کاربردی و از نوع توصیفی- پیمایشی است که شیوه گردآوری داده ها در آن به صورت ارائه 31 پرسش نامه به کارشناسان بوده است. همچنین جهت تجزیه و تحلیل داده ها از مدل GAM و آزمون های آماری از SPSS.26  استفاده است. نتایج تحقیق نشان داد که، با توجه به میانگین کلی و رتبه بندی حاصل در مدل GAM از نظر ارزش های اصلی بیشترین مقدار با کسب امتیاز ۷۹/۰ متعلق به آبگرم ازرود است و آبشار شیخ موسی نیز در جایگاه دوم قرار دارد. از لحاظ ارزش های مکمل یا مازاد نیز آبشار شیخ موسی با امتیاز ۷۷/۰ بالا ترین مقدار را دارا است و در مجموع از نظر ارزش های اصلی و همچنین ارزش های مازاد سجاد رود به ترتیب با کسب امتیاز ۲۷/۰ و ۵/۰ از کمترین مقدار برخوردار است. بر اساس مجموع امتیازات حاصل از مدل کوبالیکوا (بیانگر ارزش های کلی است)، میراث زمین شناسی شیخ موسی بیشترین امتیاز 25/12 کسب کرده و کمترین امتیاز با مقدار 75/6 متعلق به میراث زمین شناسی کیمون است. نتایج تحقیق حاضر می تواند در امر برنامه ریزی مدیریت گردشگری منطقه بند پی شرقی برای مسئولان مرتبط کمک بکند.
۱۹۱.

تحلیل تجربه ی زمانی در چیدمان های دیجیتال «من در تو هستم» و «اتاق باران» با رویکرد پل ریکور و ماری لور رایان

کلیدواژه‌ها: چیدمان دیجیتال تجربه زمانی فضا پل ریکور ماری-لور رایان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۳
مسئله ی محوری این پژوهش آن است که چیدمان های دیجیتال تعاملی «من در تو هستم» اثر داگ ایتکن و «اتاق باران» از گروه رندم اینترنشنال، چگونه سازوکارهای ادراک و بازآفرینی زمان را در بستری غیرخطی و چندحسی فعال می کنند و این تجربه ی زمانی در پرتو رویکردهای نظری پل ریکور و ماری لور رایان چه دلالت هایی می یابد؟ این پژوهش باهدف بررسی و تحلیل تجربه ی زمانی در این دو چیدمان برجسته به دنبال پاسخ به سه سؤال اصلی است: (۱) چگونگی بازنمایی زمان در این چیدمان ها، (۲) نقش مخاطب در شکل دهی تجربه ی زمانی، و (۳) ارتباط تجربه ی زمانی با نظریه های روایی معاصر.برای تحلیل این تجربیات زمانی، از نظریه های فلسفی پل ریکور و نظریه های روایت ماری-لور رایان استفاده شده است. روش پژوهش مبتنی بر تحلیل کیفی عناصر بصری، صوتی و تعاملی این آثار است.  نتایج نشان داد که در هر دو چیدمان، تجربه ی زمانی نه از مسیرهای خطی و زبان محور سنتی، بلکه از طریق ساختارهای غیرخطی، مبتنی بر مشارکت و ادراک چندحسی مخاطب شکل می گیرد. در چارچوب نظری ریکور، مرحله نخست میمسیس1 (پیش تفسیر) در مواجهه اولیه مخاطب با فضای اثر محقق می شود؛ مرحله دوم (تولید روایت) در ترکیب چندرسانه ای و تولید روایت غیرخطی نمود می یابد؛ و در مرحله سوم (بازتفسیر)، مخاطب با بازخوانی و بازتعریف تجربه زمانی، به معناآفرینی فعال دست می زند. از سوی دیگر، نظریه رایان با تأکید بر روایت مندی چندلایه، غیرخطی و تعاملی، در تبیین چگونگی مشارکت بدن مند مخاطب در ساخت زمان، نقشی کلیدی ایفا می کند. در «من در تو هستم»، تجربه زمان بیشتر بر حافظه و تصویر استوار است، در حالی که در «اتاق باران»، زمان به واسطه کنش فیزیکی و توقف در لحظه بازآفرینی می شود.در نهایت، این تحلیل نشان داد که چیدمان های دیجیتال با گسستن از الگوهای روایی خطی و تکیه بر مشارکت بدن مند مخاطب، شیوه ای نوین از ساخت و ادراک زمان را پیش می نهند.
۱۹۲.

فتورئالیسم درمقابل عکاسی: تصویرساخته های هوش مصنوعی در عصر فریب اطلاعاتی بصری

کلیدواژه‌ها: تصویرهای ساخته هوش مصنوعی عکاسی فتورئالیسم تشخیص دادن و تصویر کردن فریب اطلاعاتی بصری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۳۷
در بهار ۲۰۲۳، ما شاهد جهشی بزرگ در افزایش دسترسی عموم مردم به تصاویر خلق شده توسط هوش مصنوعی بوده ایم. خبرساز شدن این تحول از تصاویر پاپ فرانسیس در ژاکت بلند مد روزش یا موتور سواری وی در خیابانی شلوغ، آغاز شد. جنجال مشابهی نیز درباره تصویرهای ساخته هوش مصنوعی از نحوه واکنش خبرگزاری ها به دستگیری قریب الوقوع رئیس جمهور اسبق، دونالد ترامپ، شکل گرفت. سازمان عفو بین الملل از تصاویر هوش مصنوعی استفاده کرد تا دومین سالگرد خشونت پلیس علیه معترضان در کلمبیا را خاطرنشان کند. بوریس الداگسن نیز جایزه بهترین عکس خلاقانه را از سوی رقابت جهانی عکاسی سونی، نپذیرفت و اعلام کرد که اثر او با هوش مصنوعی ساخته شده است. طولی نکشید که مردم واکنش های انتقادی نشان دادند. استفاده از هوش مصنوعی برای تولید تصاویر، با عنوان های تندی مانند جعلی، فریبنده، اخبار ساختگی و تهدیدی برای اعتبار عکاسی خطاب شد. این مقاله با هدف مداخله در این بحث بحران زا، سه گام تحلیلی ارائه می دهد: اولا، ما به مفهومی برای فتورئالیسم نیازمندیم که آن را از عکاسی تمیز دهد. دوما، ما به وجه تمایزی مفهومی برای دو کارکرد بنیادین عکاسی نیاز داریم: تصویرکردن و تشخیص دادن. علاوه بر این تمایز ابتدایی بین کارکردهای یک تصویر، این مقاله، گام سومی را جهت معرفی مفهوم ژانر کارکردگرایانه ارائه می دهد. توسط این رویکرد بینارشته ای نسبت به فتورئالیسم، عکاسی و ژانر، این سه شاخص تحلیلی، ارائه شده و مرحله به مرحله بررسی می شوند تا با تحلیل مثال هایی انضمامی و متاخر از تصاویری که در جامعه امروز با هوش مصنوعی تولید شده یا بهبود یافته اند، محل بحث واقع شوند. امروزه مباحثه همگانی بحران زا درباره تصاویر هوش مصنوعی در خدمت دموکراسی، هنر، ژورنالیسم و حتی عکاسی نیست. هدف مقاله حاضر این است که با ارائه ابزاری ساده و همزمان تحلیلی و کاربردی، در مباحثات مربوط به ارتباط میان عکاسی و فناوری های تصویری عصر حاضر و آینده، مشارکت کند. 
۱۹۳.

هنر، آینه ای برای رصد هویت: گفت وگوی جهانبخش امیربیگی با زهرا حبیبی خسروشاهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۰۵
زهرا حبیبی خسروشاهی از هنرمندان معاصر است که در آثارش مرز میان فرم و مفهوم، بدن و ذهن، روایت و سکوت را با استفاده از آثار هنری بازی مآبانه به چالش می کشد. نمایشگاه اخیر او، مجموعه ای از حجم ، چاپ و ویدیو بود که در فضایی میان بازی و بازنمایی، نگاهی رادیکال به هویت، بدن، تکرار و نظارت داشت. در این گفت وگو، از خلال چند قطعه کلیدی از نمایشگاه او، وارد فضای ذهنی اش شدیم تا نگاهی عمیق تر به دغدغه های پنهان و پیدای این هنرمند داشته باشیم.
۱۹۴.

نقد پسااستعماری تصاویر تولید شده توسط هوش مصنوعی به مثابه رسانه، مطالعه موردی: استیبل دیفیوژن نسخه SDXL

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۹۷
در جهان دیجیتالی امروز، تولید تصویر دیگر به دست نقاشان و عکاسان محدود نمی شود، بلکه هوش مصنوعی نیز به تولیدکننده ه معنا و تصویر تبدیل شده است . اما این تولید تصویر، نه امری بی طرف، بلکه ادامه یک گفتمان تاریخی و سلطه محور است . مدل های تولید تصویر، اغلب با مجموعه داده هایی آموزش دیده اند که به شدت از هژمونی  فرهنگی غرب تأثیر گرفته اند . نتیجه این امر، بازتولید تصویری از دیگری است که نه بر اساس خودآگاهی و تنوع فرهنگی، بلکه بر پایه ادراک غربی از شرق و جهان شکل گرفته است . از سال 2022 تا به امروز، هوش مصنوعی های تولید تصویر از متن، تکنولوژی صنعت تصویرسازی و جهان را دگرگون کرده اند . هوش مصنوعی های تصویرساز براساس داده های رسانه ای و اینترنتی تغذیه شده اند؛ تصویری که هوش مصنوعی می سازد، بیش از آنکه بازتاب واقعیت باشد پژواکی از تاریخ بصری سلطه و قدرت است . این ابزارها، با کمترین موانع دسترسی امکان تولید تصویر را فراهم آورده اند . تصاویری که نه خنثی هستند، نه تصادفی . این تکنولوژی، به داده های تاریخی   فرهنگی و اجتماعی ای متکی است که خود محصول گفتمان های سلطه و استعمار هستند . اکنون دیگر   مسئله این نیست که هوش مصنوعی تولید تصویر می کند؛ بلکه چگونه تصویری تولید می کند؟ به نفع چه روایت هایی؟ به زیان چه فرهنگ ها، چهره ها و هویت هایی؟ چگونه هوش مصنوعی، حتی در مدرن ترین شکل خود، همچنان در بازتولید الگوهای کهنه قدرت و بازنمایی گرفتار است؟
۱۹۵.

جستاری معناکاوانه بر اساس آرای اروین پانوفسکی در نقوش خمرۀگیلگمش و آوند جیرفت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هنر ایران باستان گیلگمش جیرفت تپه گیان اروین پانوفسکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۰
تمدن ایران زمین مجموعه دولت شهرهایی که یک پیکره تمدنی یکپارچه را شکل داده در حدود ابتدای هزاره سوم ق.م. بر صحنه تاریخ پدیدار شدند. محوطه های باستانی تپه   گیان نهاوند و جیرفت در جنوب کرمان از مهم ترین حوزه های فرهنگی باستانی کشف شده در این گستره جغرافیائی هستند. رویکرد آیکونولوژی تلاشی است در جهت این که با ارائه روشی علمی در تفسیر تصاویر، معنای این مؤلفه ها را آشکار سازد. اروین پانوفسکی روش آیکونولوژی را در مطالعات هنری به کار گرفته و از توصیف پدیده های هنری به تفسیر روشمند آنها می پردازد. این تفسیر از سه سطح دلالت پردازانه موتیف، تم و محتوا گذر می کند. بر این مبنا پژوهش پیشِ رو بر آن است تا با روش آیکونولوژی به درک معنایی نقوش رسانه های هنری خمره گیلگمش و آوند جیرفت کشف شده از حوزه های فرهنگی یاد شده، به منظور دستیابی به خوانشی جدید از این آثار و نیز بررسی ارتباط عناصر نمادین نقش شده بر آنها با هم برای پاسخ به این پرسش محوری که آیا نقوش تصویر شده بر این رسانه ها بازنمود خوانش های پیشین از آنها هستند؛ بپردازد. علاوه بر فرضیه های یادشده، پرسش دیگر در این گزاره نهفته است؛ که آیا این محدوده جغرافیایی در بازه زمانی پیش از پیدایش خط، یک پیکره تمدنی یکپارچه بوده که روایت های اساطیری و ایدئولوژیکی مشترکی را در خود می پرورانده است؟ این پژوهش کاربردی به روش توصیفی   تحلیلی و تجزیه وتحلیل داده ها به شیوه استقرایی با تکیه بر منابع کتابخانه ای و اینترنتی انجام شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهند که خوانش های پیشین از خمره مبنی بر همسان دانستن نگاره مرکزی خمره با شخصیت گیلگمش نادرست و رد می شود و نیز شواهدی در دست نیست که به شکل مطمئنی توسط متخصصان باستان شناسی و تاریخ ادیان بیانگر وجود کیش ایزد هندواروپایی مهر در هزاره سوم ق.م. تلقی شود و مطالعات این حوزه، تاریخی بسیار متأخرتر را برای مهرپرستی در فلات ایران را پیشنهاد می دهد. بنابراین نمی توان به شکل متقنی آثار مورد بحث را با آیین رازآلود مهر پیوند داد. بر این مبنا موضوع کلی نقوش عناصر ثابتی دارد که مفهوم کلی مشترک و یکسانی را در مورد کارکرد آیینی آوندها منتقل می کرده اند.
۱۹۶.

مطالعۀ ساختار تخیل در نقاشی های دارای مضمون شهادت بر مبنای نقد تخیل ژیلبر دوران؛ مطالعه موردی: نقاشی کاظم چلیپا در زمان جنگ ایران و عراق(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهادت هنر جنگ ژیلبر دوران تخیل منظومه روزانه و شبانه کاظم چلیپا نقاشی معاصر ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۷
منشأ خلق اثر ادبی و هنری تخیل است. در باب شناخت تخیل حوزه های مختلفی وجود دارد که توسط متفکران شرق و غرب ارائه شده اند. در این تحقیق روش علمی ژیلبر دوران که بر مبنای ساختار انسان شناسی قوه تخیل و واکنش های ذهن در برابر مرگ و گذر زمان است انتخاب گردید. دوران تحت تأثیر فلسفه و عرفان شرق، حکمت ایرانی و معارف شیعی، جایگاه والاتری برای تخیل نسبت دیدگاه غرب (که آن را معادل وهم می داند) قائل است. بینش شرقی ایرانیان نیز ریشه در عرفان و حکمت دارد و منشأ باورهایشان در باب اعتقاد به معاد، زندگی پس از مرگ، شهادت و کشته شدن در راه میهن است. با توجه به اینکه تخیل فرایند تشکیل تصاویر در ذهن است که از کنش اطلاعات دریافتی ازمحیط بیرون با خصوصیات شخصیتی و باورهای درونی فرد نمود خارجی پیدا می کند مانند تولید اثر هنری؛ این مقاله در نظر دارد نحوه برخورد هنرمند نقاش معاصر ایرانی با توجه به حضور وی در طی هشت سال جنگ ایران و عراق و دریافت های خارجی از محیط بیرون (چون اشغال خاک، بمباران، آوارگی و ایستادگی جوانان تا پای جان و کشته شدنشان) و کنش آنها با ذخایر داخلی ذهن (اعتقادات و باورهای دینی) که حاصلش تولد اثر هنری است را، با توجه به دیدگاه تخیل «ژیلبر دوران» مورد واکاوی قرار داده و به این پرسش پاسخ دهد که چگونه می توان جدال تخیل هنرمند میان مرگ و جاودانگی را در نقاشی دارای مضمون شهادت مورد خوانش قرار داد و واکنش های قهرمانی و جبرانی تخیل او را تحلیل کرد؟ کاظم چلیپا به عنوان نماینده از این نسل؛ و نقاشی ایثار او (با توجه به داشتن وجوه اشتراک بسیاری با آثار دگر هنرمندان این دوره) به عنوان نمونه انتخاب گردید. از آنجایی که هدف این تحقیق شناخت ساختار طبقه بندی شده تخیل در اثر چلیپا بر اساس واکنش او نسبت به مرگ است؛ ابتدا به شرح ساختار تخیل دوران و سپس به عناصر تصویری استفاده شده توسط وی در قالب دو منظومه روزانه و شبانه پرداخته می شود. این پژوهش از نوع کیفی و به روش توصیفی     تحلیلی است. یافته های تحقیق مبین آن است که نقاشی ایثار دوازده زیر ساختار دو منظومه روزانه و شبانه تخیل را دارد. گرایش نقاش به ساختار شبانه تخیل بسیار بیشتر از روزانه است. از بین زیرسا خت های منظومه شبانه، ساختارهای درک چرخه ای از تاریخ بشریت و پیشرفت در آینده (که زیر مجموعه ساختار ترکیبی یا دراماتیک هستند) حضور برجسته تری دارند.
۱۹۷.

بازخوانی مضامین و تصویرآفرینی های پرندگان در آرایه های بناهای قاجاری مازندران با رویکرد ادبی و عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دوره قاجار بناهای قاجاری مازندران دیوارنگاری نقوش پرندگان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۹۱
نقوش پرندگان در بناهای تاریخی- بومی، به صورت مجزا و گاه در امتزاج با سایر اشکال، فراتر از جنبه زیبایی شناسانه و نمایش در زیستگاه مردمان هر منطقه است. پژوهش حاضر با مطالعات اسنادی و میدانی، 30 نقش مایه پرنده در دیوارنگاره های قاجاری مازندران را توصیف و تحلیل می کند. داده های حاصل از مشاهدات میدانی نقوش با مفاهیم و نمادپردازی پرندگان در متون ادبی و عرفانی تطبیق داده شده تا پیوند میان بازنمایی عینی و معناپردازی فرهنگی-عرفانی روشن گردد. نگارندگان، با هدف کشف بطون و سطوح معنایی های پرندگان، به چرایی و چگونگی کاربرد آن در آرایه های بناهای قاجاری مازندران، به این پرسش پاسخ می دهند که: نقش مایه پرندگان در بناهای قاجاری مازندران از چه ویژگی های بصری و مفهومی برخوردارند؟ یافته ها نشان می دهند که این نقوش فراتر از کارکرد صرفاً زیبایی شناسانه، حاوی محتوای غنی عرفانی بوده و بیانگر آرزوهای انسان برای دوری از پلیدی ها و دستیابی به جهانی آرمانی است. این نقوش همچنین کارکرد بلاگردانی داشته و ریشه در باورهای اساطیری و قومی-مذهبی منطقه دارند. تحلیل ها نشان می دهند که هنرمندان با خلاقیت و تکنیک های متنوع، نقوش پرندگان را در پیوند با آرایه های گیاهی اجرا کرده اند تا مفاهیم معنوی را تقویت کنند. این نقوش نمادی از حقیقت مطلق روح، انسان کامل، عشق، سعادت ابدی و آرامش هستند.
۱۹۸.

تحلیل شاخصه های آذین عمارت زلیخا و معمار آن بر اساس منظومۀ یوسف و زلیخای جامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عمارت زلیخا آذین بنا یوسف و زلیخا جامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۴
در متون و منابع کهن منظوم و منثور فارسی اشاراتی هرچند کم به مباحث هنر و زیبایی شده است. برخی از توصیفات بیان شده در این منابع می تواند مخاطب را با اصول و معیارهای زیبایی و مبانی هنر ایرانی آشنا کند. در توصیف برخی شاعران از بناها و آثار معماری نیز اصول و مبانی آذین بندی و تزیینات بنا به نحو مشخصی دیده می شود. یکی از این شاعران جامی است که در منظومه یوسف و زلیخا به توصیف عمارت ساخته شده توسط زلیخا و دایه اش و سفارش آن به معماری هنرپیشه اشاراتی کرده است. این مقاله با هدف بررسی ویژگی ها و توصیفات شاعر از این عمارت و با سؤال شاخصه های آذین بندی عمارت زلیخا براساس منظومه یوسف و زلیخا کدامند؟ نوشته شده است. روش انجام این پژوهش از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و ابزار آن شناسه برداری است. جامعه هدف پژوهش، ادبیات مربوط به منظومه یوسف و زلیخا و روش نمونه گیری نیز هدف مند است. تجزیه وتحلیل به صورت تحلیل محتوای کیفی است. نتایج حاصل نشان داده است که این عمارت با هدف ایجاد اشتیاق در یوسف برای وصال زلیخا ساخته شده است. بنابراین تزیین غالب از جنس نقاشی و نگارگری و هم آغوشی این دو نفر است. در کنار نقاشی از احجام جانوری، گیاهی و پرندگان با مصالحی مانند طلا، نقره و سنگ های گران قیمت استفاده شده است. صیقل کردن دیوارها، سقف، راهروها و هفت اتاق تودرتو برای انعکاس تصاویر و افزایش جلب توجه یوسف بوده است. استفاده از مصالح ارزشمند، این عمارت را در اندازه قصری با شکوه نمایان ساخته است.
۱۹۹.

بازخوانی برخی از هنرهای سنتی در حاشیه تالاب انزلی با رویکرد ارزیابی هزاره اکوسیستم

کلیدواژه‌ها: هنرهای سنتی خدمات فرهنگی تالاب انزلی ارزیابی هزاره اکوسیستم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۴
هنر با فرهنگ، پیوندی دیرینه دارد و برای دریافت پیام هنر باید زمینه فرهنگی آن، مورد بررسی قرار گیرد. مطالعات جهانی محیط زیست، نشان داده است حفاظت اکوسیستم های طبیعی، بدون شناخت فرهنگ های شکل گرفته از آنها امکان پذیر نیست و تعادل پایدار در سامانه های بوم شناختی و اجتماعی، با حفاظت از  تنوع زیستی و فرهنگی تضمین می شود. ابعاد فرهنگی اکوسیستم ها به عنوان خدمات فرهنگی در ارزیابی هزاره اکوسیستم مورد تأکید قرارگرفته و الهام بخشی و هنر، یکی از انواع خدمات فرهنگی معرفی شده است. با توجه به اهداف حفاظتی این ارزیابی از اکوسیستم های طبیعی، فرضیه پژوهش، مبنی بر تمرکز بر هنرهای سنتی و بررسی آنها به عنوان یکی از خدمات فرهنگی مؤثر در حفاظت از اکوسیستم ها شکل گرفت. هنرهای سنتی با ریشه در فرهنگ و به عنوان مجموعه ای از هنرهای اصیل و بومی، پیوند هنر و محیط زیست را در این پژوهش میان رشته ای برقرار کرد. تالاب انزلی نیز به عنوان یکی از اکوسیستم های آسیب پذیر کشور، به عنوان بستر این مطالعه انتخاب شد تا در مسیر حفاظت آن قدمی برداشته شود. سؤال پژوهش این است که شناخت هنرهای سنتی جامعه بومی تالاب انزلی، چه کارکردی در حفاظت  آن دارد؟  اطلاعات پژوهش از اسناد کتابخانه ای، مصاحبه، بازدید و پرسشنامه گرد آوری شد و به روش توصیفی   تحلیلی ارائه گردید. نتایج نشان داد که معماری سنتی و آیین های بومی، از بین رفته و لوتکاسازی و حصیر بافی نیز رو به فراموشی است و با توجه به رابطه این هنرهای سنتی با فرهنگ جامعه بومی، باید با حفظ ریشه ها، به باززنده سازی عناصر برگرفته از آنها بر طبق نیازهای کنونی پرداخت.
۲۰۰.

بازنگری در منشأ هنر مهرسازی دوره شوش A: نقش و تأثیر سنت های زاگرس در تحولات اداری دشت شوشان در اواخر هزارۀ پنجم پیش از میلاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هنر مهرسازی شوش A زاگرس شوش گیان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۸
مُهرها از شاخص ترین یافته های باستان شناختی به شمار می آیند که حامل پیام های بصری بوده و در قالب نقش مایه های متنوع تجسم یافته اند. زبان تصویر، زبانی فراسوی مرزهای زبانی و بی نیاز از کلام است، اما درک معنا و کارکرد آن مستلزم شناخت مؤلفه های نمادینی است که در فرهنگ های گذشته واجد معانی مشخص بودند و بازتابی از باورها و اندیشه های سازندگان خود محسوب می شدند. مُهرها، که از نیمه دوم هزاره پنجم پیش ازمیلاد رواج یافته اند، نه تنها ابزارهای عملی نظام های اقتصادی و اداری جوامع کهن بودند، بلکه صحنه هایی از حیات اجتماعی را با نقش مایه های هندسی، گیاهی، انسانی، حیوانی، اساطیری و آئینی- اسطوره ای، گاه در ترکیب با صحنه های رزم، به شکلی هنرمندانه بازنمایی کرده اند. این پژوهش با تمرکز بر منشأ هنر مهرسازی در دوره شوش A، پیشینه های احتمالی آن در نواحی مرتفع زاگرس مرکزی را بررسی می کند؛ هرچند فرهنگ شوش A (حدود اواخر هزاره پنجم تا آغاز هزاره چهارم پیش ازمیلاد) معمولاً در بستر تحولات تاریخی دشت شوشان تحلیل می شود، این مطالعه بر نقش برجسته و تأثیرگذار ارتفاعات در شکل گیری سنت های مهرسازی تأکید دارد. از رهگذر تحلیل تطبیقی طرح ها و نقش مایه های مهرها از محوطه های کلیدی زاگرس هم چون: تپه گیان، هکلان و پرچینه، و مقایسه آن ها با یافته های شوش، این جستار به تداوم های صوری و شمایلی اشاره می کند که مؤید منشأ ارتفاعات یا دست کم پیوندهای فرهنگی مستحکم میان این مناطق است. شواهد حاصل از ساختارهای ترکیبی مشترک، مضامین انسان وار و جانوری، و ویژگی های سبکی ویژه، فرضیه ای را تقویت می کند که مهرسازی در شوش A، نه صرفاً محصول فرآیندی بومی در دشت شوشان، بلکه بازتاب تعاملات فرهنگی و هنری گسترده تر با ارتفاعات زاگرس بوده است. با بهره گیری از رویکرد تاریخی - تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای، این پژوهش از رهگذر تبارشناسی نقش مایه های مُهرهای استامپی مناطق مرتفع زاگرس و دشت شوشان، تصویری تازه از پویایی های فرهنگی جنوب غرب ایران ارائه می دهد و مدل های رایج مبتنی بر نوآوری یا انتشار فرهنگی صرف از مناطق کم ارتفاع دشت شوشان را به چالش می کشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان