مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
هنرهای تصویری
منبع:
پیکره دوره دوم بهار و تابستان ۱۳۹۲ شماره ۳
81 - 94
حوزههای تخصصی:
از بررسی اجمالی سوره های قرآن چنین بر می آید آیات زیادی بر پیامبر اسلام نازل گردیده که دارای ساختاری روایی - تصویری اند؛ به عبارت دیگر ویژگی های تصویری و تجسمی آیه ها، هم تراز جنبه های دیگرزبانی با تصویرسازی، ذهن خواننده را برای دریافت پیام آیات آماده می سازند. تصویر حرکت ابرها، ظهور روشنایی، پایان تاریکی، لرزش زمین، گریختن مردمان، شکافتن آسمان، خروج محتویات از زمین، حرکت کشتی ها بر روی دریا، اسبان در حال حرکت، فروپاشی کوه ها، شکافته شدن قبرها، رهاسازی کودک شیرخوار، درهم پیچیدن خورشید، جرقه ی سم اسبان و انبوهی ازتصاویر دیگر که در متن آیات سوره های قرآن مجید قابل مشاهده اند، همگی حاکی از به کارگیری ظرفیت های فراوان شیوه ی تصویری- روایی برای زمینه سازی جهت تشریح دقیق ترِ وقایع و رویدادها یی است که برای انسان سرنوشت سازند. در پژوهش پیش رو سوره هایی از قرآن بررسی گردیده که در آیات ابتدایی سوره از شیوه ی روایی- تصویری بهره برده اند و سایر«سور» کتاب مقدس مورد نظر نبوده است. روش تحقیق، مبتنی بر شیوه ی تطبیقی بوده و با بررسی ویژگی های ساختاری آیات مورد نظر با مبانی و اصول هنرهای تصویری( سینما) و هنرهای تجسمی (عکاسی، گرافیک، نقاشی و...) نشان می دهد کارکردهای تصویرگرایانه آیه های مذکور ازدقت، مناسبت، جذابیت و هدف گذاری های کم نظیری برخوردارند، اما هیچ گاه پرداختِ تکنیکی به غایت تبدیل نگشته و صرفاً در راستای بیان مفاهیم والایی از قبیل: قیامت، تقواپیشگی و خداترسی به کار رفته است. پیشینه پژوهش های انجام شده مرتبط نشان می دهد که غالب تحقیق های انجام گرفته معطوف به ویژگی های تصویری قرآن در ارتباط با کتابت، تذهیب و نگارگری بوده و از این میان، اثری از سید قطب قابل تأمل می باشد. منابع ترجمه و تفسیری مورد استفاده از دانشمندان و عالمان برجسته ای همچون؛ مرحوم علامه طباطبایی (تفسیر المیزان)، آیت الله مکارم شیرازی (تفسیر نمونه)، آیت الله جوادی آملی(تفسیر موضوعی)، آقای بهاءالدین خرمشاهی و آقای عزت الله فولادوند (ترجمه قرآن) بوده است.
ترویج سبک زندگی اجتماعی با استناد بر قرآن و سنت و با تاکید بر هنرهای تصویری در رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال شانزدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۹
180 - 195
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه اسلام، اجتماع یا محیط اجتماعی از مهم ترین عوامل و بسترهایی است که شخصیت انسان در آن شکل می گیرد. محیط اجتماعی در جوامع مختلف همواره در حال دگردیسی و هماهنگی با مقتضیات زمانی و مکانی است. امروزه در جهان ارتباطات و عصر تبلیغات، رسانه، جایگاه مهمی در ترسیم آرمان ها و فرهنگ اجتماعی دارد. شبکه های گسترده جهانی در شکل دهی به افکار عمومی نقش مهمی دارند. دین اسلام همواره به سبک زندگی اسلامی توجه داشته و برای جنبه های زندگی انسان رهنمودهایی را ارائه کرده است که می تواند انسان را در مسیر رشد قرار دهد. کارگزاران جامعه و اندیشمندان حوزه های رفتاری و اجتماعی با توجه به تحولات سریع جامعه و عواملی مانند پیدایش شیوه های جدید زندگی، دگرگونی نگرش ها و هنجارهای زندگی و پدیدار شدن مسائل اخلاقی-اجتماعی، توجه ویژه ای به لزوم ترویج سبک زندگی اجتماعی مورد نظر فرهنگ اسلامی داشته اند. مسئله ای که اینجا مطرح می گردد نقش کاربست هنرهای تصویری در ترویج سبک زندگی اجتماعی با استناد به قرآن و سنت است. پژوهش حاضر با روش توصیفی و تحلیلی در صدد دستیابی به الگویی برای ترویج سبک زندگی اجتماعی اسلامی با رسانه به عنوان یکی از ابزارهای نوین ارتباطی است. در این راستا، پژوهش حاضر با رویکرد راهبردی و با هدف تعیین نقش قرآن و سنت بر سبک زندگی اجتماعی مردم در رسانه به این نتایج دست یافته که رسانه به دلیل اثرگذاری بر ساحت های گوناگون زندگی منطقه خود، نقشی فراتر از تولید برنامه دارد. از این رو، پای بندی به دین و نهادینه ساختن ارزش های اسلامی و حذف برنامه های ضد دینی از مدار رسانه، بسیار با اهمیت است. اهداف پژوهش: 1.واکاوی الگوهای مورد نظر زندگی اجتماعی در فرهنگ اسلامی با تأکید بر قرآن و سنت 2. بررسی نقش هنرهای تصویری و رسانه در ترویج سبک زندگی اجتماعی مطابق فرهنگ اسلامی سؤالات پژوهش: 1.در فرهنگ اسلامی چه معیارهایی برای سبک زندگی اجتماعی برای افراد وجود دارد؟ 2. هنرهای تصویری و رسانه در جامعه امروزی چه نقشی در ترویج سبک زندگی اجتماعی مطابق با قرآن و سنت دارند؟
درآمدی بر تقسیم بندی موضوعی نسخه های خطیِ تصویرسازی شده در تمدن ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش درتاریخ نقاشی ایرانی، به اطلاعات درباره نسخه های خطی مصور نیاز دارد تا از این طریق و با فراهم آوردن شواهد کافی، تحولات تاریخ این هنر روشن تر شود. از این رو، نگارنده با مراجعه به اطلاعات مربوط به نسخه های خطی موجود در کتابخانه های ایران (به طور خاص در فهرستگان نسخه های خطی ایران )، کوشید تا فراوانی موضوعی آثار مزّین به نقاشی را بیابد و از طرفی به این پرسش پاسخ دهد که موضوع کدام متون (منثور یا منظوم) بیش از همه برای افزودن انواع تصاویر و طراحی ها انتخاب شده است. از این رو با احصای نسخه های تصویر دار و بر اساس آمار حاصله و با رویکرد کمّی ، مشخص شد از نظر فراوانی نسخه های مصور، موضوع ادبیات با فاصله بسیار از سایر موضوعات قرار دارد و رده های بعد، از آن مرقعات هنری (نقاشی)، تاریخ، سفرنامه و جغرافیایی است. این آثار با انواع تصاویر، از جمله نقاشی، نقشه، رسم و طرح ودیگر آرایه های تصویری تزیین شده اند. این پژوهش مبنایی برای تدوین موضوع تصاویر هر نسخه مصور خواهد بود .
روایتِ تصویری؛ مقایسه ی تطبیقی هنرهای تصویری ایران و کمیک استریپ (داستان مصوّر دنباله دار)
حوزههای تخصصی:
روایت داستانی می تواند هم با زبان متن و هم با زبان تصویر بازگو شود. اگر روایت با زبان تصویر بیان شود به آن «کمیک استریپ» یا «داستان مصوّر دنباله دار» می گویند. کمیک استریپ یکی از شیو های بیان بصری است که یک روایت یا داستان را با زبان تصویر بازگو و از طریق سلسله تصاویر مخاطب را با خود همراه می کند. این شیوه بیان، بر توالیِ تصاویر تمرکز دارد و گاه با همراه کردن جملاتی در کنار تصویر بر وضوح و روشنی روایت می افزاید. گرچه کمیک استریپ در هنر غرب عمر چندانی ندارد، امّا ریشه های آن را در دیوارنگاری غارها و نقّاشی های مصر باستان می توان جست. این شیوه روایت تصویری در هنرهای تصویری اعم از نگاره های نسخ خطی و نمونه های کهن تر آن نظیر دیوارنگاره ها و سنگ-نگاره ها به خوبی قابل بازیابی است. پژوهش حاضر برآن است تا با رویکردی تطبیقی، وجوه مشابهت روایت در هنرهای تصویری ایران و کمیک استریپ را بازنماید. پرسش پژوهش این است که هنرهای تصویری ایران و کمیک استریپ چه شباهت ها و تفاوت هایی با هم دارند؟ فرضیه تحقیق هنرهای تصویری ایرانی و کمیک استریپ را به لحاظ شیوه روایی به هم شبیه، امّا شیوه تصویرگری را در آن ها متفاوت می داند. برای آزمودن فرضیه به این روش عمل می کنیم که نگاره ها را بر اساس سیر تاریخی بررسی و شاخصه ها و شباهت های آن با کمیک استریپ را تحلیل می کنیم. اهمیّت و ضرورت چنین پژوهش هایی در آن است که ضمن معرّفی قابلیّت های تصویری ویژه هنرهای تصویری، از این قابلیّت ها در راستای جهانی شدن هنر ایرانی بهره می گیرد.
مطالعه زمینه های شکل گیری نقوش شتر درون ترکیبی قالیچه های دوره قاجار و تأثیر آنها از سایر هنرها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره زمستان ۱۴۰۰ شماره ۶۰
59 - 75
حوزههای تخصصی:
«شتر درون ترکیبی» یکی از انواع نقوش موجودات ترکیبی در هنر ایران است که در آن مجموعه ای از پیکره های انسانی، حیوانی، اشیاء و موجودات غریب درون پیکر یک شتر و در قالب اندام های مختلف او تصویر می شوند. این نقش را می توان در برخی از هنرهای ایران از جمله نقاشی و قالی بافی مشاهده کرد. قالیچه های تصویری دارای این نقش، عمدتاً، متعلّق به دوره قاجار هستند. هدف از این پژوهش، بررسی و تحلیل ویژگی های شکل شناختی و فرمی شتر درون ترکیبی در قالیچه های تصویری دوره قاجار و پیدا کردن منشأ مفهومی و تصویری آن است. برای رسیدن به این هدف، نقش شتر درون ترکیبی علاوه بر قالیچه های تصویری، در هنرهای دیگر نیز جستجو و بررسی شد. سوالات این پژوهش عبارت اند از: 1. منشأ تصویری نقش شتر درون ترکیبی در قالیچه های تصویری چیست؟ 2. منشأ مفهومی و معناشناختی این نقش در قالیچه های تصویری کدام است؟ 3. ویژگی های شکل شناختی و فرمی این نقش در قالیچه های تصویری کدام است؟ روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی و تاریخی است و از روش مطالعه تطبیقی و تجزیه و تحلیل فرمی برای تحلیل داده ها استفاده شده است. اطّلاعات به صورت کتابخانه ای و اینترنتی گردآوری شده است. در این پژوهش با استفاده از آنالیز خطی به تحلیل فرمی نقش شتر درون ترکیبی در قالیچه ها و بررسی قراردادهای بصری تکرارشونده در آنها پرداخته شد. سپس، قالیچه های دارای این نقش علاوه بر یکدیگر، با نمونه هایی از هنرهای چاپ سنگی ایران و نقاشی های ایران و هند مورد تطبیق و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد منشأ شکلی این نقش به صورت غیرمستقیم از نقاشی های ایرانی و هندی و به صورت مستقیم از چاپ سنگی های دوره قاجار تأثیر گرفته است. منشأ مفهومی این نقش نیز متأثّر از داستان لیلی و مجنون نظامی گنجوی، معراج پیامبر (ص) و همچنین حکایتی از گلستان سعدی و افسانه درخت سخن گو است. از لحاظ شکل شناختی، اجزای تشکیل دهنده پیکره های شتر عبارت اند از: 1. حیوانات؛ 2. انسان ها؛ 3. موجودات ترکیبی-خیالی؛ 4. اشیا. در این میان، گونه های مختلف حیوانی بیشترین عنصر تشکیل دهنده پیکره ها هستند.
طرح محرابی کنگره دار؛ شناسه ای هویتی در شکل یابی هنر عصر زندیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
89 - 109
حوزههای تخصصی:
هر یک از پادشاهان در ادوار حکومتی خود کوشیده اند فرهنگ تصویری را متأثر از مبانی فکری و عقیدتی خود شکل دهند. در برخی دوره ها، تغییرات واضح و مستقیم اتفاق افتاده و در برخی دیگر، ضمنی و تدریجی بوده اند. عصر زندیه نیز دارای مشخصه های هنری خاصی است؛ یکی از این ویژگی ها، نوع خاصی از طرح محرابی است. این طرح، برگرفته از طرح محراب و نقش بسته بر آثار هنری، به عنوان شناسه ای در تولیدات دستی بدون تاریخ عصر زندیه به شمار می رود. منظور از این طرح، محرابی با کنگره های تزئینی است که در دوره زندیه به عنوان قابی نوآورانه ظهور یافت. این طرح ترکیبی منحصربه فرد دارد و در بخش تاج، از دو قوس هلالی و تیزه دار الهام گرفته است. اگرچه طرح های ملهم از طاق و طاق نما در هنر اسلامی به وفور دیده می شود؛ اما نگرش پژوهش حاضر بر این نظر است که طرح «محرابی» موردنظر در این مقاله، ویژگی های دیداری هنر زندیه را متمایز می کند. به بیانی دیگر، این گمان وجود دارد که طرح «محرابی» به مثابه یکی از شناسه های دیداری- هویتی هنر زندیه به شمار می آید. هدف نوشتار پیش رو، نخست معرفی، طبقه بندی و مطالعه شکل «محرابی» در آثار هنری دوره زندیه به منظور تعریف یکی از عناصر بصری و نشانه های فرهنگ تصویری این دوره بوده و دوم، تبیین جایگاه این طرح به منزله شناسه هویتی در شکل یابی هنر زندیه است. سؤال های این پژوهش عبارت اند از: 1. کار ویژه «قاب زندیه» به مانند شناسه هویتی در آثار نیمه دوم سده دوازدهم و نیمه نخست سده سیزدهم هجری چگونه قابل تبیین است؟ 2. بیان نشان هویتی «طرح زندیه» از ورای نوآوری در طرح محرابی به چه نحو، تأویل می شود؟ این پژوهش ازنظر ماهیت کیفی، ازنظر هدف و روش، توصیفی تحلیلی بوده و اطلاعات آن به صورت نوشتاری از منابع کتابخانه ای و تصویری از فضای مجازی و آرشیو شخصی که توسط نگارنده تصویربرداری شده، گردآوری شده است. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و بدین ترتیب آثار دربردارنده طرح «محرابی» موضوع تحقیق را شکل دادند. تلاش شده است نمونه هایی از هنرهای تصویری عصر زندیه مانند کاشی کاری ابنیه، سنگ قبور، قالی، نگاره ها و آثار چوبی مطالعه و تحلیل شوند. نتیجه آن که کاشی کاری بناها، سنگ قبور، تزیینات خانه، قالی و قطعه ای پارچه مزین به طرح قاب زندیه بوده و این طرح، شناسه ای دیداری و هویتی از عصر زندیه به شمار می رود. نشان موردمطالعه در این مقاله به منزله برگی از شناسنامه در شکل گیری هنر زندیه ایفای نقش می کند.