فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۸۱ تا ۶۰۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی سطح سواد داده ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز و عوامل مؤثر بر آن انجام شده است.روش شناسی: این پژوهش با توجه به هدف پژوهش، کاربردی بوده و از نظر نوع، نحوه گردآوری داده ها و تجزیه وتحلیل اطلاعات، توصیفی-پیمایشی است. جامعه مورد مطالعه این پژوهش، دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز بود که 6702 دانشجو ارزیابی شدند. طبق جدول کرجسی و مورگان (1970) تعداد 363 دانشجو به عنوان حجم نمونه برآورد شد. روش نمونه گیری به صورت طبقه ای تصادفی است. ابزار به کار رفته در این پژوهش پرسش نامه حاصل پژوهش قنبری (1398) است که هدف گذاری این ابزار بر اساس ابعاد درک داده، جمع آوری و سازماندهی، مدیریت، ارزیابی و استفاده از داده ها طراحی شده بود. همچنین، برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های آماری کروسکال-والیس و یومان-ویتنی و ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده شد.یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که سطح سواد داده ای دانشجویان مشارکت کننده در پژوهش برای پرسش های مربوط به سواد داده ای 0967/4 و در حد خوبی قرار دارد. به علاوه، مشخص شد که تفاوت معناداری در سطح سواد داده ای دانشجویان از نظر متغیرهایی چون جنسیت، حوزه علمی و رشته تحصیلی وجود ندارد. با وجود این، نتایج این پژوهش نشان داد که تفاوت معناداری در سطح سواد داده ای دانشجویان مورد بررسی از نظر متغیرهایی چون بازه های مختلف سنی، مقطع تحصیلی ارشد و دکتری و همچنین بین انتخاب یا عدم انتخاب واحد پروپوزال و مراحل مختلف تدوین و نگارش پایان نامه وجود دارد. همچنین، علاوه بر عوامل زمینه ای مؤثر بر سطح سواد داده ای، رابطه معناداری میان برگزاری کلاس های دانشگاهی، کارگاه های آموزشی و کلاس های غیررسمی و سطح سواد داده ای دانشجویان مشاهده شد.نتیجه گیری: بر مبنای نتایج این پژوهش، می توان گفت که با توجه به تفاوت معنادار در سواد داده ای در بین دانشحویان مقاطع مختلف تحصیلی، و دانشجویانی که وارد مرحله پایان نامه/رساله شده اند و وجود رابطه معنادار میان دوره های آموزشی سپری شده توسط دانشجویان و میزان سواد داده ای آنها، باید بر تقویت دوره هایی که باعث درگیری عملی دانشجو در پایان نامه/رساله می شود در راستای افزایش سطح سواد داده ای آنها اهتمام لازم در دانشگاه های مختلف کشور وجود داشته باشد.
طراحی مدل جامع به کارگیری مخازن سازمانی در یادگیری الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل جامع به کارگیری مخازن سازمانی در یادگیری الکترونیکی به دنبال شناسایی و تدوین عوامل مؤثر بر مخزن سازمانی در یادگیری الکترونیکی است.روش: یک طرح تحقیق کیفی با روش فراترکیب انجام شد. به منظور گردآوری داده ها در این مطالعه از روش کتابخانه ای و برای تحلیل آن از الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو استفاده شد. جامعه مورد مطالعه، مطالعات (شامل مقاله و پایان نامه) مرتبط در حوزه نقش ابعاد مخازن سازمانی در یادگیری الکترونیکی است که از پایگاه های علمی داخلی و خارجی بازیابی شد. به منظور اطمینان از کیفیت مطالعات مورد بررسی از برنامه مهارت های ارزیابی انتقادی (CASP) استفاده شد. در نهایت، از بین 129 مطالعه بازیابی شده، 28 عنوان انتخاب شد و سپس محتوای موضوعی تحلیل و کدگذاری و مقوله بندی شد. به دنبال آن در مرحله بعد، یک طرح تحقیق کمی انجام شد تا مدل به دست آمده را با نظر خبرگان با تکنیک تاپسیس فازی اعتباریابی کند.یافته ها: تجزیه و تحلیل مطالعات طراحی مدل به کارگیری مخزن سازمانی در یادگیری الکترونیکی به شناسایی23 مفهوم، 14 مقوله و 6 بُعد در این حوزه انجامید. مؤلفه های اصلی در این حوزه شامل مؤلفه داده، فراداده، جستجو، بازیابی، خدمات و منابع می شوند.نتیجه گیری: با توجه به اینکه نظام مدیریت یادگیری در آموزش الکترونیکی به کار گرفته می شوند؛ اما اغلب مخازن ضعیفی برای اشیای یادگیری هستند و اینکه قابلیت تولید فراداده جهت جستجوی آسان منابع را نیز ندارد و همچنین امکان تعامل، اشتراک گذاری و بازاستفاده را ندارند؛ و از طرفی، قابلیت ادغام با سایر نظام های مدیریت یادگیری جهت دسترسی بیشتر به منابع را نیز ندارد. از این رو، مخازن توانایی خدمت به اهداف یادگیری الکترونیکی را دارند و توانایی گسترش قابلیت های نظام مدیریت یادگیری را دارند.
طراحی مدل هوشمندسازی سازمان با تکنیک تحلیل داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۳۰)
139 - 170
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف تحقیق حاضر طراحی مدل هوشمندسازی سازمانی شرکت فومن شیمی براساس تحلیل داده بنیاد بوده است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نوع کیفی بوده که با روش گرندد تئوری انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه مدیران و کارشناسان خبره شرکت فومن شیمی بوده و نمونه آماری به شیوه ای هدفمند انتخاب شد و با تعداد 13 نفر، اشباع نظری حاصل شد. ابزار گردآوری اطلاعات نیز مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان حوزه هوشمندسازی شرکت فومن شیمی بود. یافته ها: براساس نتایج حاصل از بخش کیفی، با نرم افزار Atlas.ti 95 کد باز شناسایی شد که در 17 مقوله فرعی و 5 مقوله اصلی طبقه بندی شدند. مقولات اصلی شامل عوامل علّی، عوامل زمینه ای، پیامدها، راهبردها و مفهوم هوشمندسازی می باشند. مقوله های فرعی مربوط به مفهوم هوشمندسازی عبارتند از: ابزاری برای سازگاری با تغییرات محیطی، تبدیل سازمان به سازمان یادگیرنده، استفاده از تکنولوژی در فرآیندهای مختلف سازمان. مقوله های فرعی عوامل علّی شامل: عوامل سازمانی، عوامل انسانی، عوامل فنی، عوامل اقتصادی است. مقوله های فرعی مربوط به شرایط زمینه ای شامل: فرهنگ سازمانی، بسترهای تصمیم گیری، بسترهای قانونی، مهارت های تجاری بوده و مقوله های فرعی مربوط به راهبردها نیز عبارت است از: راهبردهای تصمیم گیری، راهبردهای اقتصادی، ارتقای فرهنگ سازمانی، فراهم سازی زیرساخت ها و فناوری لازم. پیامدها نیز دارای دو زیرمقوله فرعی پیامد منفی و مثبت می باشد. نتیجه گیری: امروزه سازمان ها با شرایط در حال تغییر اقتصادی، فنی، اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی مواجه اند که بقاء آنان در چنین شرایط رقابتی و بسیار پیچیده، به هوشیاری و پاسخ به موقع و مناسب به این تغییرات بستگی دارد که لازمه سازگاری و پاسخ مناسب، هوشمندسازی سازمان و استفاده درست از سرمایه فکری سازمان می باشد. لذا، با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش، مدیریت و هیئت مدیره شرکت فومن شیمی باید هوشمندسازی سازمان را سرلوحه کار خود قرار دهند. مدل نهایی این تحقیق می تواند در پیاده سازی و عملیاتی کردن این مفهوم مفید واقع گردد.
بررسی روابط بین رضایت شغلی با تعهد سازمانی و جو اخلاقی در میان کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۳۰)
333 - 356
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین الگوی معادله ساختاری روابط بین رضایت شغلی با تعهد سازمانی و جو اخلاقی در میان کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه می باشد. روش : روش پژوهش از نوع مطالعات همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه به تعداد 180 نفر بود. نمونه پژوهش بر اساس فرمول کوکران 122 نفر محاسبه گردید. جهت گردآوری داده ها از سه پرسشنامه رضایت شغلی اسپکتور (1999)، پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و می یر (1990) و پرسشنامه بازنگری شده جو اخلاقی ویکتور و کالن (1988) استفاده شده است. همچنین روش نمونه گیری، تصادفی طبقه ای است. جهت آزمون فرضیه ها و پیدا کردن روابط بین متغیر ها از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار لیزرل و آزمون های ضریب همبستگی، رگرسیون خطی ساده و آزمون سویل در نرم افزار اس. پی. اس. اس. استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین رضایت شغلی کتابداران کتابخانه های عمومی و درک آن ها از جو اخلاقی رابطه معناداری وجود دارد. وضعیت رضایت شغلی، تعهد سازمانی و جو اخلاقی در بین کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه در سطح بیش از متوسط است. همچنین هرچقدر کتابداران کتابخانه های عمومی از رضایت شغلی بالایی برخوردار باشند، نسبت به سازمان خود تعهد بیشتری خواهند داشت و باید مسئولین کتابخانه های عمومی به این مسئله توجه بیشتری داشته باشند. تعهد سازمانی بالا باعث می شود تأثیر رضایت شغلی بر جو اخلاقی بیشتر شود. در نهایت، تعهد سازمانی بر رابطه بین رضایت شغلی و جو سازمانی تأثیرگذار است و باعث می شود که رابطه بین این دو متغیر تقویت شود. نتیجه گیری: جو اخلاقی و شناخت ارزش های اخلاقی در سازمان منجر به رفتارهای اخلاقی می شود. همچنین جو اخلاقی در دریافت پاداش ها و مزایای سازمانی، اجرای رویه ها و تصمیمات سازمانی، برخوردها و تعاملات، نقش اساسی دارد. کارکنانی که رضایت بالا و تعهد در سازمان پیدا کنند، درک آن ها از جو اخلاقی در سازمان افزایش می یابد. نتایج آزمون تحلیل معادلات ساختاری بر روی مدل پیشنهادی پژوهش نشان داد که مدل از برازش خوب و قابل قبولی برخوردار بود و تمامی مسیرها )فرضیه ها) با اطمینان بالا مورد تأیید قرار گرفتند. نتایج نشان داد، در صورتی که کتابداران رضایت شغلی داشته باشند، می توانند در کتابخانه درک مثبتی از جو اخلاقی داشته، و مدت بیشتری را در آن بگذرانند و تعهد بالایی را نسبت به انجام وظایف خود بروز دهند.
واکاوی چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی بر توسعه کارآفرینی و رشد کسب و کارهای نوپا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۳۳)
205 - 232
حوزههای تخصصی:
هدف: در چند سال گذشته، جهان شاهد ظهور تعداد زیادی از محصولات و خدمات هوشمند، در دسترس بودن تجاری آنها و تأثیرات اجتماعی- اقتصادی آنها است. استفاده از هوش مصنوعی می تواند سطح عملکرد کسب وکارهای نوپا را افزایش دهد. با توجه به نقش و تاثیر هوش مصنوعی در سرعت بخشیدن به کارآفرینی و توسعه کسب وکارهای نوپا، هدف پژوهش حاضر واکاوی چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی بر توسعه کارآفرینی و رشد کسب وکارهای نوپا است.
روش: این پژوهش از نظر رویکرد کیفی و از نظر هدف کاربردی- توصیفی بوده، و از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختارمند، به تدوین و اعتباریابی چارچوبی مفهومی با روش تحلیل مضمون پرداخته است. جامعه آماری شامل خبرگان و صاحب نظران و کارآفرینان در حوزه کسب وکارهای نوپا هستند که از بین آنها ۱۲نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تعداد نمونه ها از قاعده اشباع پیروی می کند. به منظور حصول اطمینان از روایی تحقیق، تلاش شد نمونه آماری از افرادی باشند که از دانش و تخصص لازم در زمینه تحقیق برخوردار بوده و همچنین مداخله محققین در تحقیق را به حداقل برسانند. برای محاسبه پایایی از شیوه توافق درون موضوعی یا دو کدگذار استفاده شده، که برابر با 79 درصد است. با توجه به اینکه سطح پایایی بیش از 60 درصد است، پایایی کدگذاری تأیید شد و می توان ادعا کرد که سطح پایایی تحلیل مصاحبه مناسب است. پژوهش حاضر چند ایده در مورد چگونگی انطباق فرصت ها و عملکردها با فناوری های نوظهور هوش مصنوعی ارائه می دهد که عبارتند از: حفاظت از داده های کارکنان، ایجاد داده های واقعی همراه با کیفیت و حجم داده ها، نهادینه کردن مرحله آموزشی مناسب برای یادگیری، شناسایی و اصلاح الگوها، جلوگیری از ورودی داده های مغرضانه.
یافته ها: در تحقیق حاضر با نگاهی نو به نقش هوش مصنوعی در رشد کارآفرینی و توسعه کسب و کارهای نوپا، به اهمّ نقش های آن نسبت به توسعه کارآفرینی و کسب وکارهای نوپا پرداخته شد. با توجه به نتایج حاصل از مصاحبه های انجام شده با خبرگان و فعالان، نقش هوش مصنوعی را می توان در دو مضمون فرصت ها و چالش ها و 10 مضمون سازمان دهنده برای رونق و ارتقاء کارآفرینی و توسعه کسب وکارها طبقه بندی کرد. فرصت ها با 5 مضمون سازمان دهنده شامل قابلیت شبکه سازی برای کسب وکارهای نوپا، همگرایی تکنولوژی با اهداف کارآفرینان، مشتری محوری جهانی، ارزش آفرینی شغلی، تاب آوری کسب وکارهای نوپا شناسایی شدند. چالش ها نیز در قالب 5 مضمون سازمان دهنده شامل شکاف استعدادها، حریم خصوصی و امنیتی کارآفرینان، تعمیر و نگهداری مداوم، عدم قابلیت های یکپارچه سازی و کاربردهای ثابت و محدود، دسته بندی شده اند. در نهایت براساس تحلیل های صورت گرفته روی داده های کیفی، مدل پارادایمی نقش هوش مصنوعی در توسعه کارآفرینی و کسب وکارهای نوپا ارائه گردید.
نتیجه گیری: توصیه می شود هنگام استقرار سرویس های هوش مصنوعی، احتیاط شود. برای مدیریت موثر و کارآمد سیستم های هوش مصنوعی، بینش مناسب مورد نیاز است. امروزه سازمان ها با شرایط در حال تغییر اقتصادی، فنی، اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی مواجه اند که بقاء آنان در چنین شرایط رقابتی و بسیار پیچیده، به هوشمندی و پاسخ به موقع و مناسب به این تغییرات بستگی دارد. در حوزه کسب وکارهای نوپا، سیستم های هوش مصنوعی برای حل این مشکلات طراحی شده اند و می توانند وظایف را به خوبی اجرا کنند. با این حال، آنها قابلیت های محدودی دارند. مدل نهایی این تحقیق می تواند در پیاده سازی و عملیاتی کردن هوش مصنوعی مفید واقع گردد. این مطالعه با داشتن دو بازبین مستقل مسئول انتخاب مطالعه و استخراج داده ها، با توافق بسیار بالا در هر دو فرآیند، سوگیری انتخاب را به حداقل رساند.
فراکافت راهبردی استفاده از فناوری بلاکچین جهت تسهیل فرایند تأیید هویت مشتریان سازمان تأمین اجتماعی با رویکرد نظریه کنشگر- شبکه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۳۰)
279 - 310
حوزههای تخصصی:
هدف: چالش مهمی که سازمان های بیمه ای مهمی از جمله سازمان تأمین اجتماعی را درگیر کرده است، چالش تأیید هویت مشتریان یا [1]KYC می باشد. البته در این پژوهش، علاوه بر هویت شناسنامه ای مشتریان، با توجه به ماهیت وظیفه ای سازمان، صحّت داده های ورودی و خروجی به سازمان مد نظر است. هدف پژوهش حاضر تبیین اهمیت فرایند تأیید هویت مشتریان در سازمان و به طور ویژه سازمان بیمه تأمین اجتماعی بوده و در این راستا فناوری بلاکچین را به عنوان تسهیل کننده این فرایند معرفی می نماید. روش: در این پژوهش کیفی که بر چارچوب نظریه کنشگر- شبکه بنا شده است؛ با روش نظام مند نظریه گراندد ئتوری، ادراک مصاحبه شوندگان پیرامون چگونگی، علل، راهبردها، زمینه و پیامدهای کاربست فناوری بلاکچین در سازمان تحلیل شد. به دلیل محدودیت زمانی و مکانی پژوهش و به منظور ارتقاء سطح کیفی، سازمان تأمین اجتماعی که یک سازمان بیمه گر اجتماعی و یکی از سازمان های مهم کشور می باشد، به عنوان مورد مطالعه انتخاب گردید. روش گردآوری داده در این پژوهش، روش مشاهده کامل و مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. جامعه هدف شامل صاحب نظران و مدیران سازمان تأمین اجتماعی و همچنین نخبگان و متخصصان حوزه بلاکچین می باشند. نمونه گیری به روش گلوله برفی بین 30 نفر از خبرگان تا اشباع نظری ادامه یافت. یافته ها: در مسیر پیاده سازی فناوری بلاکچین در سازمان تأمین اجتماعی و جایگزین کردن آن با سیستم فعلی، عوامل مداخله گری مثل مدیریت، انطباق منابع انسانی، منابع مالی، کنش گران برون سازمانی و فرهنگ سازمانی وجود دارد که در مسیر کاربست فناوری، می بایست بسیار مورد توجه قرار گیرند. نتیجه گیری: فناوری بلاکچین (به عنوان شبکه اصلی در رویکرد کنشگر- شبکه) با ویژگی های منحصر به فردی که دارد، می تواند شرایط مطلوبی جهت تأیید صحّت داده های ورودی و خروجی به سازمان، بویژه در زمینه فرایند احراز هویت مشتریان فراهم آورد. کنشگران برون سازمانی که خارج از حیطه کنترل سازمان می باشند، در پیشبرد این مسیر بسیار مؤثرند. استفاده از قراردادهای هوشمند (به عنوان اتصال دهنده در رویکرد کنشگر- شبکه) و جایگزینی با سیستم قراردادهای مورد استفاده کنونی سازمان، از کاربردهای مهم این فناوری می باشد. ویژگی های منحصربه فرد فناوری بلاکچین موجبات تغییرات مهمی در فرایند احراز هویت مشتریان سازمان خواهد شد، که این تغییرات اگرچه اغلب مثبت و در جهت کاهش ریسک تقلب، شفافیت جریان اطلاعات، کاهش تمرکز، افزایش سرعت ارائه خدمات و بوروکراسی زدایی است، اما سازمان را با چالش هایی نظیر نگرانی ایجاد یکپارچگی، هزینه استقرار، سخت بودن اصلاح اطلاعات ورودی و زمان بر بودن آموزش کاربران مواجه می کند.
چارچوب ارتقای مهارت های سواد اطلاعاتی برای کتابخانه های عمومی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۳۲)
318 - 295
حوزههای تخصصی:
هدف: سواد اطلاعاتی به مجموعه ای از مهارت های مورد نیاز برای حرکت هدفمند در جامعه اطلاعاتی تعبیر می شود. کتابخانه های عمومی به عنوان یکی از مجاری مهم و پرکاربردِ ارائه اطلاعات، نقش مشارکتیِ مهم و قابل توجهی در آموزش و ارتقای مهارت های سواد اطلاعاتی دارند. امروزه در عصر پساسواد و با همه گیر شدن رسانه های مبتنی بر فناوری های نوین دیجیتالی و با پشت سر گذاشتن مراحل سنّتی سواد و ظهور سوادهای نوپدید، مطالعات سواد اطلاعاتی نیز با گذر از مدل ها و استانداردها، حرکت های نوینی را به سوی ارائه چارچوب ها آغاز نموده است. این امر باعث شده تا رویکردهای قابل توجهی در مطالعات این حوزه، با توجه به انعطاف پذیری و شمول بیشتر چارچوب ها نسبت به استانداردها، حاصل شود. در هزاره سوم، سواد اطلاعاتی یک قابلیت مهم برای تمام افراد جامعه محسوب می شود و پیشرفت هر جامعه، در گرو میزان حرکت آن جامعه در جهت نیل به جامعه اطلاعاتی کارآمد است. بنابراین، نقش کتابخانه های عمومی به عنوان یکی از زیرساخت های جامعه اطلاعاتی و یک سیستم مشارکت کننده و استمراردهنده مهارت های سواد اطلاعاتی، بسیار پررنگ تر از گذشته است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوب ارتقای آموزش مهارت های سواد اطلاعاتی برای مخاطبان کتابخانه های عمومیِ وابسته به نهاد کتابخانه های عمومی کشور می باشد. روش: نوع پژوهش کاربردی است و در زمره مطالعات آمیخته جای دارد. جامعه پژوهش 4 عنوان چارچوب سواد اطلاعاتی و 18 نفر از متخصصان و خبرگان سواد اطلاعاتی کشور بودند. داده های پژوهش با تلفیق سه رویکرد تحلیل محتوای چارچوب های سواد اطلاعاتی، سه دور رفت و برگشت پنل دلفی خبرگان سواد اطلاعاتی و تکنیک دیمتل، گردآوری شده و با استفاده از نرم افزارهای اِن ویووا، اکسل، متلب و نسخه 8 ایکس مایند، تحلیل و ارائه شدند. یافته ها: اجزاء چارچوب پیشنهادی با 7 مؤلفه و 52 شاخص مشخص شد. بیشترین مقدار وزن نسبی و درجه اهمیت مربوط به دو مؤلفه «اشاعه اطلاعات» (482/10) و «ارزیابی اطلاعات» (712/9) بود و مؤلفه «ترکیب اطلاعات» (434/9) کمترین درجه اهمیت را نسبت به سایر مؤلفه ها کسب کرد. نتیجه گیری: چارچوب حاصل از این پژوهش می تواند در بهبود خلأ ناشی از فقدان برنامه ریزی های منسجم و اجرای مستمر آموزش مهارت های سواد اطلاعاتی در کتابخانه های عمومی و تحقق هدف ها و مأموریت های آموزشی نهاد کتابخانه های عمومی کشور مؤثر واقع شود. این چارچوب می تواند در سطوح خُردتر، در طراحی و تدوین میکرو مدل های بافتی سواد اطلاعاتی در انواع مختلف کتابخانه های عمومیِ وابسته به نهاد کتابخانه های عمومی (منطقه ای، شهری، روستایی، سیار) نیز به کار گرفته شود. همچنین می تواند با جریان سازی علمی مناسب در این زمینه، در پر کردن شکاف های پژوهشی در حوزه سواد اطلاعاتی در بافت کتابخانه های عمومی کشور، و در مهارت افزایی به جامعه بزرگ مخاطبان این کتابخانه ها مؤثر واقع شود. بهره گیری از چارچوب های سواد اطلاعاتی به عنوان یک راهبرد عملی، در جهت آموزش و ارتقای مهارت های سواد اطلاعاتی در کتابخانه های عمومی، می تواند یکی از راهبردهای زمینه ساز توسعه پایدار اطلاعاتی جوامع به شمار آید.
امکان سنجی ایجاد کتابخانۀ دیجیتال درکتابخانه های عمومی شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: کتابخانه دیجیتال مجموعه ای از اشیای دیجیتالی مانند کتاب ، مجله ، فایل شنیداری، ویدئو و سایر اسنادی است که به صورت الکترونیکی در دسترس هستند. کتابخانه های عمومی نیز برای بهبود کیفیت خدمات خود از کتابخانه های دیجیتال استفاده می کنند. هدف این پژوهش، امکان سنجی ایجاد کتابخانه دیجیتال در کتابخانه های عمومیِ زیرنظر نهاد کتابخانه های عمومی کشور، مستقر در سطح شهر کرمان است.روش : پژوهش حاضر با روش پیمایشی از نوع توصیفی- تحلیلی انجام شد. جامعه آماری شامل 62 نفر از مسئولان و کارمندان شاغل در 9 کتابخانه عمومی شهر کرمان بود. به علت محدود بودن حجم جامعه، نمونه گیری انجام نشد و تمام افراد به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شدند. جمع آوری اطلاعات با استفاده از سیاهه وارسیِ محقق ساخته، که اعتبار ساختاری و محتوایی آن به تأیید رسیده، انجام شد. سؤالات سیاهه وارسی، باتوجه به اهداف پژوهش و منطبق با پرسش های اساسی تهیه و تنظیم شد. اعتبار این سیاهه وارسی ازطریق کسب نظر متخصصان موضوعی و بررسی ابعاد مؤلفه های پژوهش و انطباق با متون و پژوهش های مشابه تأیید شد. برای بررسی فرضیه های پژوهش از روش تاپسیس استفاده شده است. امکان سنجیِ ایجاد کتابخانه دیجیتال با استفاده از شاخص اولویت بندی و بر اساس شباهت به راه حل ایدئال (تاپسیس) در کتابخانه های عمومی شهر کرمان انجام شد. برای این منظور مشخصه های مختلفی ازجمله مهارت های کتابدار دیجیتال، امکانات و تجهیزات سخت افزاری، زیرساخت های مخابراتی، وضعیت منابع و وضعیت بودجه بررسی و پس از وزن دهی به معیارهای رتبه بندی کتابخانه ها، مؤلفه ها در پنج گام تبیین شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که کتابخانه ملی مرکزی با ضریب نزدیکی 0/590 به ضریب ایدئال، در مقایسه با سایر کتابخانه ها، در اولویت اول؛ و کتابخانه یزدانی فر با ضریب 0/248 در رتبه نهم قرار دارد. تقویت فناوری دیجیتالی، تبیین ماهیت، کارکرد، مزایا و معایب کتابخانه دیجیتال، حفاظت دیجیتال و امنیت اطلاعات، حفاظت از حریم خصوصی کاربران، روش های اشتراک منابع و برنامه های آموزشی از مسائل مهم در ایجاد کتابخانه های دیجیتال هستند.نتیجه گیری: باتوجه به نتایج پژوهش، مشخص شد که کتابخانه های عمومی شهر کرمان ازلحاظ زیرساخت های مخابراتی در وضع مطلوبی نیستند. آموزش استفاده از فناوری های مرتبط، بالا بردن سرعت اینترنت، مهیا ساختن زیرساخت های ضروری و تهیه تجهیزات لازم از پیشنهادهای پژوهش است.اصالت/ارزش: ایجاد کتابخانه دیجیتال در استفاده مؤثر از منابع اطلاعاتی سودمندی بالایی دارد. توجه به زیرساخت های ضروری و مؤلفه های اساسی در دیجیتال سازیِ کتابخانه های عمومی شهر کرمان برای استفاده از فناوری اطلاعات یکی از سودمندی های این پژوهش است.
تحلیلی بر رفتار انتخاب کتاب اعضای نوجوان کتابخانه های عمومی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: انتخاب صحیح منابع اطلاعاتی در خوانده شدن منبع یافت شده در کتابخانه تأثیری بسزا دارد. ازطرف دیگر، مجموعه سازی، سازمان دهی منابع و چیدمان آن ها در کتابخانه ها و همچنین طراحی رابط کاربری های کارا و کاربرپسند که به اندازه کافی از انتخاب منابع پشتیبانی کنند، نیازمند شناخت کافی از رفتارهای انتخاب منابع توسط کاربران است؛ آنچه در ایران شناخت کافی از آن وجود ندارد. براین اساس، هدف پژوهش حاضر شناخت مؤلفه های رفتار انتخاب کتاب توسط اعضای نوجوان کتابخانه های عمومی ایران است. روش: پژوهش حاضر با رویکرد روش شناختی کیفی انجام شده و روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی مرسوم است. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شده اند. مشارکت کنندگان شامل اعضای نوجوان کتابخانه های عمومی زیر پوشش اداره کل کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه در زمستان سال 1399 بودند. نمونه گیری به روشِ هدفمند یا قضاوتی انجام شد و تا اشباع اطلاعات ادامه یافت. برای تجزیه وتحلیل یافته ها، از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. یافته ها: تجزیه وتحلیل داده های مصاحبه منجر به شکل گیری 12 کد اصلی و 285 کد فرعی شد که در 5 مقوله و 30 مفهوم طبقه بندی شدند. مقوله های اصلی عبارت بودند از: عوامل مرتبط با کاربر (شامل ویژگی های جمعیت شناختی؛ ویژگی های شخصیتی و فکری؛ علاقه؛ مسائل و وقایع زندگی؛ دانش قبلی؛ تجارب و مهارت ها؛ اهداف انتخاب کتاب در کتابخانه های عمومی؛ زمان و هزینه صرف شده برای انتخاب؛ راهبردهای انتخاب؛ فرایند انتخاب کتاب؛ سنجش اعتبار و کیفیت منابع؛ علل برقراری ارتباط با کتاب و خواندن آن تا انتها؛ و علل نخواندن یا نیمه خواندن کتاب)؛ عوامل مرتبط با کتاب (شامل عناصر ظاهری و فیزیکی؛ عناصر کتاب شناختی؛ عناصر محتوایی؛ و قالب، زبان، بیان و سبک)؛ عوامل مرتبط با کتابخانه (شامل برنامه های کتاب خوانی؛ عوامل محیطی؛ تسهیلات و امکانات؛ و عوامل انسانی)؛ افراد، رسانه ها، تولیدات، مناسبت ها، برنامه ها و فهرست های اثرگذار بر انتخاب کتاب (شامل افراد؛ رسانه ها؛ تولیدات از آثار چاپی؛ مناسبت ها و برنامه ها؛ و فهرست ها)؛ و موانع انتخاب کتاب در کتابخانه های عمومی (شامل کتابخانه ؛ کتاب؛ فرد؛ و جامعه). اصالت/ارزش: رفتار انتخاب منابع اطلاعاتی کاربران نوجوان کتابخانه های عمومی گویای پیچیدگی و تأثیرپذیری این رفتار از عوامل گسترده و متعددی شامل تفاوت های فردی، ویژگی های ظاهری و محتوایی کتاب و عوامل محیطی و کتابخانه ای است. مؤلفه های شناسایی شده در رفتار مذکور می تواند به عنوان مبنایی برای پیمایش گسترده رفتار انتخاب منابع اطلاعاتی کاربران در محیط های فیزیکی و مجازی مورد استفاده قرار گرفته و راهنمای مجموعه سازی، فضاسازی و طراحی خدمات در کتابخانه ها، تدوین منابع و طراحی ظاهری و ساختاری کتاب توسط نویسندگان و ناشران شود.
ابهام و ابهام زدایی در سیستم های بازیابی اطلاعات(مرور نظام مند)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ابهام زمانی پدید می آید که از کلمه ای، عبارتی و یا جمله ای بیش از یک معنی و مفهوم قابل برداشت باشد و درک این امر توسط سیستم بازیابی اطلاعات ضروری است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف مرور بر پژوهش های انجام شده در مورد عوامل ابهام زا و ابهام زدا با رویکرد نظام مند انجام شد.روش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با رویکرد کیفی است. شیوه گردآوری داده ها از نوع مرور نظام مند (استاندارد پریزما) و جامعه آماری مقالات نشریات، همایش ها و پایان نامه های نمایه شده در پایگاه های اطلاعاتی ایران است. از بین 175 منبع علمی بازیابی شده، پس از غربال گری تعداد 37 منبع مورد بررسی قرارگرفت.یافته ها: بیشترین موضوع غالب پژوهش ها «ابهام معنای کلمات» (53 درصد) و «ابهام زدایی واژگان» (44 درصد) بود. روش پژوهش غالباً با رویکرد «شبکه عصبی» (22 درصد)، بیشترین تعداد منابع مربوط به مقالات همایش ها و کنفرانس های ملی و بین المللی (48 درصد) و رشته های کامپیوتر و زبان شناسی (27 درصد) بیشترین تولیدات علمی را در این رابطه داشتند.نوآوری: پژوهش حاضر از این نظر که به موضوع ابهام و ابهام زدایی در بازیابی اطلاعات با رویکرد مرور نظام مند پرداخته است، نوآورانه محسوب می شود.نتیجه گیری: بیشتر پژوهش های ایرانی متمرکز بر ابهام زدایی بودند که اکثرأ در کنفرانس ها و همایش های ملی و بین المللی ارائه شده بودند. تولیدات علمی بیشتر متعلق به رشته های کامپیوتر و زبان شناسی بود. ابهام معنایی کلمات و ابهام زدایی از واژگان دغدغه غالب در پژوهش های ایرانی بوده است.
سخن سردبیر: پژوهش در زمینه تجربه های کتابخانه های عمومی در مواجهه با کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه های عمومی دوره ۲۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۴) ویژهنامه کووید-۱۹
۲۹۶-۲۹۲
حوزههای تخصصی:
کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی از نهادهای خدماتی محسوب می شوند که بسته به وظایف محوله و جامعه خدمت گیرنده، طیف وسیعی از خدمات اطلاعاتی، آموزشی، فرهنگی و سرگرمی را به اقشار مختلف اجتماع ارائه می دهند. در این میان، کتابخانه های عمومی به دلیل قرارگیری در بافت جامعه و ارتباط با همه اقشار جامعه، نقش برجسته تری ازنظر خدمت رسانی به شهروندان ایفا می کنند و به همین دلیل، از آن ها با عنوان مکان سوم یا محل دیدار و اجرای برنامه های مرتبط با گروه های محلی نیز یاد می شود. به عبارت دیگر، اگرچه که در سال های گذشته و با توسعه فناوری های اطلاعاتی و ارتباطاتی، خدمات غیرحضوری متنوعی ازسوی کتابخانه ها در بستر فضای دیجیتال ایجاد شده است، اما هنوز هم انواع کتابخانه ها به ویژه کتابخانه های عمومی به عنوان مکان هایی برای اجتماع مردم به منظور کتاب خوانی و استفاده از خدمات و برنامه های فرهنگی و آموزشی محسوب می شوند. در اواخر سال 2019، اخبار مرتبط با شیوع بیماری ناشی از ویروس کووید-19 در رسانه ها منتشر شد و با ورود به سال 2020، کرونا به یک پاندمی یا بیماری جهانی تبدیل شد. اخبار و اطلاعات منتشرشده نشان داد که کشورهای مختلف به منظور جلوگیری از انتقال ویروس مذکور به سرعت به تعطیلی یا محدودسازی فعالیت مراکز اجتماعی و ازجمله کتابخانه های عمومی اقدام کردند. در ماه های بعد و با طولانی شدن دوره شیوع کرونا، پروتکل های بهداشتی و زیرساخت های فنی و انسانی برای ازسرگیری فعالیت این مراکز ایجاد شد و طی دو سالی که این بیماری در سطح جهانی پراکنده بود، فعالیت محیط های آموزشی، تفریحی و فرهنگی به شکل مجازی و حضوری با محدودیت ادامه یافت. آمارهای مربوط به فعالیت های کتابخانه های عمومی در ایالات متحده نشان می دهد که در سال 2020 مجموع ساعت کاری کتابخانه ها در هفته نسبت به سال قبل کاهش یافته و مراجعه حضوری به این مراکز به نصف کاهش یافته است. همچنین، درحالی که درمجموع از میزان امانت منابع کتابخانه ای نسبت به قبل از کرونا در حدود 25 درصد کاسته شد، اما اقبال بیشتری به خواندن کتاب های الکترونیکی به وجود آمد، به گونه ای که در سال 2020 درمجموع حدود 23 درصد افزایش در این زمینه اتفاق افتاد و درمجموع نزدیک به 428 میلیون منبع الکترونیکی در کتابخانه های عمومی این کشور به امانت داده شد (کورسیک، 2023). روی هم رفته، این آمار و موارد مشابه حاکی از کاهش شدید مراجعه حضوری، کم شدن تعداد برنامه ها و مخاطبان و حتی کاسته شدن از میزان مجموعه سازی در کتابخانه های عمومی بوده است، در حالی که برنامه ها و خدمات مجازی و نیز مجموعه سازی منابع الکترونیکی در این کتابخانه ها روندی افزایشی داشته است. فعالیت کتابخانه های عمومی در ایران نیز در سال های اخیر تحت تأثیر اوج گیری، ماندگاری و توقف رشد کووید-19 بوده است. شیوع بیماری کرونا در نیمه دوم سال 1398 به ویژه در هفته های آخر این سال، وضعیت ارائه خدمات در مراکز آموزشی، فرهنگی و خدماتی ایران را به شدت تحت تأثیر قرار داد و به مرور برنامه هایی برای کاهش ساعت کار، توقف خدمات حضوری و ارائه راهکارهای جایگزین طراحی و اجرا شد. هدف این اقدامات، ادامه فعالیت این مؤسسه ها، بدون ملزم شدن مخاطبان به مراجعه حضوری بود. در ابتدا در مواردی که مصادف با موج همه گیری ویروس در کشور بود، با توجه به تصمیمات ستاد ملی مبارزه با کرونا، فعالیت برخی از مراکز ارائه دهنده خدمات عمومی برای مدتی متوقف شد اما پس از مدتی کوتاه، بسیاری از آن ها با رعایت پروتکل های بهداشتی و نیز با بهره گیری از زیرساخت های فناورانه، اقدام به شروع مجدد خدمات خود به صورت حضوری یا غیرحضوری کردند. این وضعیت کم وبیش تا پایان سال 1400 ادامه داشت و درمجموع، مراکز فرهنگی، هنری، مذهبی، خدماتی و اجتماعی کشور در یک دوره دوساله، تحت تأثیر بیماری کرونا، شیوه های نوینی از کسب وکار و خدمت رسانی به مخاطبان را تجربه کردند. کتابخانه های عمومی در شهرها و روستاهای ایران هم در طی حدود دو سال شیوع کرونا، از جنبه های مختلف تحت الشعاع این همه گیری قرار گرفتند. تا مدت زمان قابل توجه، درب کتابخانه ها به روی مراجعان بسته بود و امکان مراجعه و امکان استفاده از خدمات حضوری آن ها فراهم نبود. بعدها، امکان مراجعه برای دریافت و بازپس دادن منابع فراهم شد و پس از مدتی در بیشتر کتابخانه ها، امکان حضور مراجعان با رعایت پروتکل های بهداشتی فراهم شد و برنامه ها و خدمات حضوری کتابخانه ها، هرچند به صورت محدودتر، از سر گرفته شد. بااین حال، مشخصه اصلی این دو سال،
Analysis of the Behavior of Tourists in Iran Based on Data Mining and Search Rate on Google(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۴, No. ۶, Winter & Spring ۲۰۲۳
253 - 270
حوزههای تخصصی:
Understanding tourist behavior is a requirement for marketing planning for the supply of goods and services to satisfy tourists. Nowadays, many tourists decide to travel to any place by searching through internet explorers. The present study was conducted with the aim of analyzing the behavior of tourists in Iran based on data mining (search rate on Google Trend). The research is applied and has been done with a causal descriptive method. The method of collecting data is by searching keywords on Google. . To collect the keywords needed for the research, we had to turn to the experts and authorities on the field as well as the relevant scientific articles. The process of data collection is that a series of key words in tourism were selected and accordingly, it was determined how much people used these words in different places in Iran. Correlation matrix (covariance) model has been used for data analysis. In this research, the structural information of these keywords was obtained and edited based on the keywords related to tourism extracted from Google Trend by time series and with the help of Pearson correlation matrix. Nine keywords were selected for search, including hotel, entertainment, pilgrimage, tourism, nature, places of interest, archeology, travel and travel tour. The keywords are not searched at random, but they are related and correlated and stem from a structural thinking. The results of the data analysis have shown the type and intensity of connections between the words that had a communication structure. It was also found that the words pilgrimage, recreation, and archeology have less connection with other words.
رویکردی پدیدارشناختی به شناسایی مؤلفه های خلق معنی و کاربست آن در هستی شناسی بر اساس الگوی سه وجهی نشانه پرس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش قصد دارد تا بر اساس الگوی سه وجهی نشانه پرس، مؤلفه های مؤثر در تبدیل مفهوم ذهنی به مفهوم قابل انتقال را از دیدگاه صاحب نظران استخراج و جهت کاربرد در هستی شناسی ها معرفی نماید.روش پژوهش: رویکرد پژوهش بر اساس هدف و پرسش مطرح شده، کیفی و روش انجام پژوهش پدیدارشناسی بوده است. جامعه پژوهش 18 نفر از صاحب نظران حوزه عاشورا و ابزار گردآوری داده، مصاحبه، مشاهده و تحلیل متن مصاحبه ها و خاطرات چاپ شده ایشان بوده است.یافته ها: از تحلیل متن مصاحبه ها و خاطرات چاپ شده صاحبنظران حوزه عاشورا 8 مقوله اصلی و 47 مقوله فرعی شناسایی و استخراج گردید. نتیجه تجزیه و تحلیل نشان داد که در تبدیل مفهوم ذهنی به مفهوم قابل انتقال یا معنی، مراحل مختلفی وجود داشته و هر مرحله دارای مؤلفه های متعددی است.نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که از زمان دریافت و شناخت پدیده توسط فرد، تشکیل مفهومی از آن در ذهن وی تا انتقال مفهوم ذهنی به دیگران و خلق معنی، مراحل و مؤلفه های مختلفی تأثیرگذار بوده اند. شناخت یک پدیده، ساخت الگوهای ذهنی از آن، هدف و انگیزه فرد برای انتقال مفاهیم ذهنی به دیگران، انتخاب زبان مناسب برای انتقال مفاهیم ذهنی و همچنین شناخت شرایط اجتماعی، فرهنگی و نیازهای زمانی مخاطب از مراحل مهم تبدیل مفهوم ذهنی به مفهوم قابل انتقال بوده اند. یکی از مهمترین مراحل و مؤلفه های خلق معنی ویژگی های فرد بوده است. بنابراین، تمرکز بر چگونگی بازنمون مدارک در هستی شناسی ها و نظام های اطلاعاتی و حتی نحوه تعامل فرد با نظام نمی تواند به تنهایی منجر خلق معنی شود بلکه باید به ویژگی های فردی که ارتباط مستقیمی با الگوهای ذهنی وی دارد، توجه داشت.
شناسایی مؤلفه های مدل درآمدزایی کتابخانه های عمومی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: کاهش بودجه از یک سو و نیاز به ارائه خدمات نوین و خلاقانه ازسوی دیگر، مدیران و کتابداران را بر آن داشته است تا به دنبال راهکاری برای خلق درآمد و ایجاد فرصت های جدید برای درآمدزایی باشند. هدف این پژوهش، شناسایی مؤلفه های مؤثر بر درآمدزایی در کتابخانه های عمومی ایران است. روش: این پژوهش، کاربردی و به لحاظ نوع، مرور نظام مند بوده و با روش فراتحلیل انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه مقالات علمی و پژوهشی با موضوع درآمدزایی و بازاریابی در کتابخانه های عمومی ایران است که در نشریات فارسی زبان منتشر شده است. ابزار گردآوری اطلاعات، یک سیاهه وارسی محقق ساخته و ابزار حیاتی Glynn است. داده های گردآوری شده، با نرم افزار جامع فراتحلیل (نسخه 2.0) تجزیه وتحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که در سطح اطمینان 95 درصد، افراد، مکان، محصول، تشویق و ترغیب، قیمت، کیفیت خدمات، تعامل با مخاطب و شخصی سازی خدمات از مؤلفه های تأثیرگذار بر درآمدزایی در کتابخانه ها هستند. افراد دارای اندازه اثر قوی بوده و مؤلفه های مکان، محصول، تشویق و ترغیب و قیمت دارای شدت تأثیر متوسط هستند. شدت اثر مؤلفه های کیفیت خدمات، تعامل با مخاطب و شخصی سازی خدمات، ضعیف است. نتایج آزمون های ناهمگونی نشان داد پژوهش های مورد بررسی ناهمگن بوده و ازاین رو از اندازه اثر تصادفی استفاده شده است. نمودار قیفی، بیانگر خطای استاندارد بالا و سوگیری زیاد است. به عبارت دیگر، توزیع پژوهش ها نرمال و تصادفی نیست. ایجاد تعادل بین درآمدزایی و مأموریت اصلی از ملاحظات مهم برای کتابخانه های عمومی است. کتابخانه ها می توانند با تکیه بر راهکارهایی مانند تمرکز بر ارائه خدمات و منابع باکیفیت، اولویت بندی نیازهای جامعه، شفاف سازی جریان درآمدزایی و تمرکز بر اهداف و رسالت کتابخانه های عمومی به برقراری این تعادل کمک کنند. ایجاد زیرساخت های مناسب با تغییرات و تحولات حاصل از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی و ایجاد نظام های اطلاعاتی منسجم، ارائه خدمات اطلاعاتی متنوع، تدوین برنامه ها و راهبردهای مناسب برای تبلیغ محصولات، اصلاح ساختار کاری کتابخانه، همکاری و ارتباطات مناسب با دیگر سازمان های کارآفرین و افراد خیّر، جذب کتابداران و متخصصان خلاق و دعوت از متخصصان حوزه های مختلف علمی برای ارائه مشاوره اطلاعاتی، ارزیابی خدمات و محصولات ارائه شده و عرضه خدمات مطابق با نیازهای اطلاعاتی کاربران ازجمله اقداماتی است که سبب بهبود و ارتقای جریان درآمدزایی در کتابخانه ها می شود. اصالت/ارزش: با توجه به کاهش بودجه و رکود اقتصادی تحمیل شده بر نهادهای دولتی، اجرا و پیاده سازی مدل های درآمدزایی و بازاریابی در کتابخانه ها بیش از پیش اهمیت یافته است. این پژوهش سعی دارد با مطالعه پژوهش های پیشین، مهم ترین عوامل مؤثر بر درآمدزایی کتابخانه های عمومی را شناسایی کند.
طراحی و معرفی چارچوبی هنجارین برای تدوین کدهای اخلاق در پژوهش: موردکاوی منشور و موازین اخلاق پژوهش وزارت عتف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منشور اخلاق پژوهش، مجموعه کدها و رهنمودهای اخلاقی است که حدود اخلاقی اجزای پژوهش را ترسیم می کند. کارکرد اصلی این منشورها و رهنمودهای اخلاقی، کمک به دانشجویان، استادان و پژوهشگران و هیئت های اخلاق پژوهش برای تحقق اخلاقی طرح ها و فعالیت های پژوهشی و همچنین کمک به فرآیند ارزیابی و انتخاب های اخلاقی مقتضی با چالش های اخلاقی بالفعل و بالقوه در تمامی مراحل پژوهش است. مسئله اصلی این طرح پژوهشی چگونگی تدوین و توسعه منشورهای اخلاق در پژوهش است. از این رو، ابتدا به بررسی ماهیت و کارکرد منشورهای اخلاق در پژوهش پرداخته شد و در ادامه با گردآوری 36 معیار، چارچوب هنجارینی برای تدوین و توسعه منشورهای اخلاق پژوهش پیشنهاد و ارائه گردید. این معیارها از سه منظر طراحی و تدوین (با 20 معیار)، اجرا و نظارت (با 9 معیار)، و آموزش و ترویج (با 7 معیار) به چگونگی توسعه و اجرای منشورهای اخلاق در پژوهش می پردازند. در پایان، مطابق با این چارچوب هنجارین و معیارهای 36 گانه، از سه منظر مذکور، «منشور و موازین اخلاق پژوهش وزارت عتف (1390)» بررسی و نقد شد. این پژوهش در دو گام تحقق یافته است: در گام اول، از طریق روش کتابخانه ای به بررسی ماهیت و کارکرد منشورها و کدهای اخلاق پژوهش و هم چنین مطالعه متون و منابع متعدد برای شناسایی معیارهای مؤثر در تدوین و توسعه منشورهای اخلاق در پژوهش پرداخته شد. سپس، چارچوب هنجارینی برای تدوین و توسعه منشورهای اخلاق در پژوهش پیشنهاد گردید. این چارچوب توسط گروهی کانونی از متخصصان این حوزه، نظرسنجی، اعتباریابی و نهایی شد. در گام دوم، منشور و موازین اخلاق پژوهش وزارت عتف به عنوان تنها منشور رسمی اخلاق در پژوهش که اجرای آن به دانشگاه ها و مؤسسه های پژوهشی آن وزارتخانه ابلاغ شده است، مطابق با معیارها و چارچوب هنجارین به دست آمده در گام اول نقد و بررسی شد. بر این اساس، دستاوردهای نهایی این طرح پژوهشی عبارت است از: 1) معرفی و پیشنهاد چارچوبی هنجارین برای تدوین کدهای اخلاق در پژوهش، و 2) ارزیابی و بررسی نقادانه منشور و موازین اخلاق پژوهش وزارت عتف و پیشنهادهایی برای بازنگری صوری و محتوایی در تهیه و تدوین آن.
ارزیابی عملکرد مدل های پایگاه داده در سیستم های شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش مدل های داده محبوبترین شبکه های اجتماعی به همراه مزایا و معایب مربوط به آنها و همچنین مواردی که برای ذخیره سازی و بازیابی داده های شبکه های اجتماعی مهم و حائز اهمیت هستند بررسی و ارائه شده است. کاربردهای شبکه های اجتماعی در چند سال گذشته رشد چشمگیری داشته اند که نتیجه این رشد، تولید حجم زیادی داده می باشد. از طرفی ذخیره سازی و تجزیه و تحلیل داده های شبکه های اجتماعی برای انواع کسب و کارهای امروزه به طور موثر ضروری می باشند. انواع روش های ذخیره سازی رایج بر اساس مدل داده رابطه ای برای حجم بالای اطلاعات مقیاس پذیر نبوده و بنابراین بهینه و کارآمد نمی باشند. در نتیجه استفاده از روش های ذخیره سازی مبتنی بر مدل های غیررابطه ای به همراه مدل رابطه ای بسیار مرسوم شده اند. در این تحقیق، مجموعه داده حجیمی از داده های شبکه اجتماعی توییتر که شامل 15811468 توییت از پست های ارسالی توسط 300000 کاربر فارسی زبان این شبکه اجتماعی می باشد در سه پایگاه داده MySQL، MongoDB وRedis ذخیره شده و عملکرد هر یک از آنها با اجرای پرس وجوهای مختلف بررسی و مقایسه شده است. علاوه بر اندازه گیری زمان صرف شده برای اجرای عملیات بر روی داده ها، میزان فضای اشغال شده توسط پایگاه های داده نیز بررسی شدند. با توجه به مزایا و محدودیت های مرتبط با ساختار هر سه پایگاه داده، از مقادیر به دست آمده می توان نتیجه گرفت که اگر داده ها دارای ساختار مشخصی هستند، پایگاه داده رابطه ای مانند MySQL انتخاب خوبی است. اگر داده ها بدون ساختار و یا ساختاریافته با پتانسیل رشد سریع باشند، مدل های NoSQL کارایی بهتری خواهند داشت. ضمن اینکه نگهداری داده ها به صورت موقت و با سرعت زیاد در پایگاه های داده کلید- مقدار مانند Redis که داده ها را در حافظه نگهداری می کنند، مناسب تر هستند. همچنین از نظر زمان اجرا، MongoDB با صرف زمان کمتری در مقایسه با MySQL و Redis پرس و جوها را اجرا می کند که این اثباتی است بر اینکه پایگاه های داده NoSQL عملکرد و مقیاس پذیری بهتری را برای اکثر عملیات در مجموعه داده های بزرگ نشان می دهند.
الگوریتم های یادگیری ماشین برای پیشگیری از انتشار بیماری های واگیر بر پایه ویژگی های مؤثر در تشخیص کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه باهدف توسعه الگوریتم های هوش مصنوعی بر پایه اینترنت اشیاء انجام شده است که ضمن تشخیص و پیش بینی همه گیری در زمان واقعی با استفاده از مکان افراد، بر مراقبت و بهبود نیز تأکید می کند.بیماری هدف در این پژوهش باتوجه به اهمیت و فراگیری، کووید19 است.بر اساس نوع گردآوری داده ها از نوع پژوهش های کیفی بوده و باتوجه به توسعه الگوریتم ها، روش تحقیق در این پژوهش مبتنی بر علم طراحی است. رویکرد تحقیق آینده نگر است، به طوری که مکانیزم انتقال بیماری و ویژگی های تأثیرگذار آن ما را قادر به پیش بینی هایی در مورد بیماری و در نتیجه طرح استراتژی های کنترل بیماری و مراقبت های بهداشتی می نماید.پژوهش در یک فرایند 7 مرحله ای انجام شد. ویژگی های اینترنت اشیاء در پژوهش حاضر با نظر خبرگان استخراج شد و ویژگی های به دست آمده در آزمایش 2 الگوریتم مختلف «k نزدیک ترین همسایگی» و «درخت تصمیم» بر روی داده ها برای تعیین بهترین مدل ایجاد شد.پس از انتخاب بهترین عمق و بهترین همسایگی در الگوریتم ها، اعتبار و تصدیق مدل با تحلیل ماتریس ابهام انجام شد.نتایج اجرای الگوریتم ها برای پیش بینی بیماری کووید19، دقت بالاتر از 98 درصد را نشان دادند. حساسیت بالاتر (99 درصد) که برای تشخیص بیماری کووید19 اهمیت بالایی دارد و نشان دهنده حداقل موارد منفی کاذب در نتایج آزمون است، در الگوریتم درخت تصمیم به دست آمد.
بررسی اثربخشی عناصر روش شناختی در رتبه بندی نتایج بر اساس تلفیق ربط و اعتبار روش شناختی آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پزشکیِ مبتنی بر شواهد، هدف متخصصان بالینی دستیابی به اطلاعات مرتبط و معتبر برای اتخاذ تصمیم بالینی مناسب است. بنابراین، در سامانه های بازیابی اطلاعات برای پاسخگویی به نیازهای اطلاعاتی متخصصان سلامت، دسترسی به مدارک مرتبط کفایت نمی کند و اعتبار روش شناختی آنها نیز بایستی مد نظر قرار گیرد. پژوهش حاضر از روش شبه آزمایشی پیش آزمون–پس آزمون تک گروهی به منظور دستیابی به اهداف پژوهش بهره می برد. جامعه پژوهش را کلیه مقالات کارآزمایی بالینی موجود در پایگاه «کاکرین» تا پایان سال 2018، میلادی تشکیل داد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که در بین متغیرهای پژوهش، کلماتی نظر «داور» به همراه چکیده بیشترین تأثیر را بر رتبه بندی داشت. این نتایج نشان داد که نظر داور «کاکرین» می تواند ابزاری مناسب برای استفاده در سامانه های رتبه بندی بر اساس ربط و اعتبار باشد. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که امکان رتبه بندی اعتبار روش شناختی و تلفیق آن با ربط با استفاده از عناصر درون و برون متنی مقالات وجود دارد. این پژوهش به تمایز انواع واژگان به کاررفته در متن مقالات علمی و تأثیر آن بر بهبود رتبه بندی بر پایه ربط و اعتبار روش شناختی پرداخت. در سامانه های بازیابی مبتنی بر زبان طبیعی، بیشتر بر کلیت متن تأکید بوده و به سهم انواع واژگان در تبیین ربط مقالات کمتر توجه شده است. یافته های این پژوهش بار دیگر، تفاوت انواع واژگان در تبیین ربط و اعتبار روش شناختی را برجسته نمود و لزوم تعیین مجموعه واژگان هدف در انواع جست وجوها را آشکار ساخت.
بررسی تأثیر منبع کنترل و اخلاق پژوهشی بر پیشگیری از سرقت علمی؛ مطالعۀ موردی: خبرگان علوم جنایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرقت علمی به عنوان مصداق بارز فساد آکادمیک، اخلاق پژوهشی را نقض می کند. با وجود جرم انگاری سرقت علمی در قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان، اما کمّی گرایی پژوهش در ایرانْ موجب رشد این رفتار شده است. در این شرایط، لزوم توجه به رهیافت های پیشگیرانه یک مسئله حیاتی است. گرچه متغیرهای مختلفی در پیشگیری از سرقت علمی دارای نقش دارند، اما دو متغیر منبع کنترل و اخلاق پژوهشی در این حوزه می توانند دارای اثر باشند. منبع کنترلْ که چگونگی درک افراد در خصوص کنترل بر محیط و وقایع پیرامونی را تبیین می کند، نظامی از ارزش ها و باورها است که در آن فردْ موفقیت ها و شکست های خود را به عوامل درونی یا بیرونی نسبت می دهد. اخلاق پژوهشی نیز یک رشته معرفت محور است که بر انجام مطالعات نظام مند و امانت دارانه تأکید می کند. از این رو، پژوهش حاضرْ تأثیر دو متغیر منبع کنترل و اخلاق پژوهشی را در پیشگیری از سرقت علمی ارزیابی می کند. جامعه آماری پژوهش، کلیه اعضای گروه و کانال تلگرامی مدرسه علوم جنایی به عنوان خبرگان حقوق جزا و جرم شناسی ایران هستند که از این میان و با استفاده از فرمول کوکران، 212 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه منبع کنترل راتر بود که در آن کنترل درونی و بیرونی بررسی شد. هم چنین در خصوص اخلاق پژوهشی و سرقت علمی، پرسش نامه محقق ساخته، طراحی، روایی صوری و محتوایی آن ها با استفاده از نظرات متخصصان تأیید و پایایی آن ها برای پرسش نامه های اخلاق پژوهشی و پیشگیری از سرقت علمی با ضریب آلفای کرونباخ 82/0 و 87/0 محاسبه شد. بر اساس یافته ها، میان کنترل درونی و بیرونی و پیشگیری از سرقت علمی رابطه ای وجود ندارد. نبود ارتباط میان کنترل بیرونی و پیشگیری از سرقت علمی بدان معناست که عوامل بیرونی هم چون تقدیر، شانس و به طور کلی، جبرگرایی نقشی در پیشگیری از جرم ندارد. با این حال، فقدان رابطه میان منبع کنترل درونی و پیشگیری از سرقت علمی مؤید این نکته مهم است که خودکنترلی و اخلاق گرایی در پیشگیری از این جرم مؤثر نیست. بدین ترتیب، شاید بتوان گفت که جرم انگاری سرقت علمی و پیش بینی مجازات برای ارتکاب این جرم در کنار توسعه نرم افزارهای هوشمند تشخیص سرقت علمی هم چون سامانه همانندجوی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران و سامانه مشابه یاب متون سمیم نور که احتمال کشف جرم را افزایش می دهد، موجب بازدارندگی از جرم شده است. هم چنین یافته ها نشان می دهد که متغیرهای اخلاق پژوهشی، سن، موقعیت دانشگاهی و وضعیت استخدامی با پیشگیری از سرقت علمی رابطه معنادار مثبت دارند؛ بدین معنا که به موازات افزایش سن، بهبود موقعیت دانشگاهی و ارتقای اخلاق پژوهشی، پیشگیری از جرم به نحو بهتر تضمین می شود. با این حال، یافته ها ثابت کرد که جنسیت با پیشگیری از سرقت علمی رابطه معنادار منفی دارد؛ یعنی زنان استعداد و توانایی ذهنی بیش تری برای ارتکاب جرم دارند. یافته های حاصل از تحلیل رگرسیون گام به گام نیز ثابت کرد که از میان پنج متغیر اصلی اخلاق پژوهشی، جنسیت، سن، موقعیت دانشگاهی و وضعیت استخدامی، سه عامل اخلاق پژوهشی، موقعیت دانشگاهی و جنسیتْ توانایی تخمین پیشگیری از جرم را دارند.
الزامات توسعه شهرهای دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۳۲)
241 - 268
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از علل ناکامی در خصوص توسعه شهرهای دانش بنیان، درک ناقص از ابعاد و عوامل این نوع توسعه، همراه با ضعف اساسی در تعیین اولویت های راهبردی برنامه ها و تصمیمات تخصیص منابع می باشد. معرفی و تبیین الگوی توسعه دانش بنیان برای شهرها به صورت پویا و یکپارچه، یکی از دستاوردهای اصلی موضوع پژوهش حاضر می باشد که در آن ارکان توسعه دانش بنیان با رویکردی اثربخش و تاثیرگذار، با اتکاء بر اندیشه های متخصصان این حوزه تشریح و تبیین شده است. کاربرد دانش یکی از منابع کلیدی پایدار نمودن رشد و توسعه است و در مباحث رشد و توسعه کشورها، دانش به عنوان مزیت رقابتی برای مباحث اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به شمار می آید. بنابراین، توسعه شهرهای دانش بنیان، رویکردی است که کاربرد دانش و اطلاعات در آن اهمیت بالایی داشته و اقتصاد، تولید، اشتغال و رشد همه جانبه مبتنی بر آن شکل گرفته و سرمایه گذاری در حوزه های مرتبط با دانش، مورد توجه کشورهای توسعه یافته قرار گرفته است. این پژوهش با هدف شناسایی مولفه های توسعه شهرهای دانش بنیان انجام شده است.
روش : واحد مطالعه این پژوهش شامل: متخصصین و کارشناسان مطلع نسبت به موضوع پژوهش می باشند که با روش نمونه گیری گلوله برفی یا زنجیره ای که یک روش نمونه گیری غیراحتمالی بوده، و برای مواقعی است که واحدهای مورد مطالعه به راحتی قابل شناسایی نباشند، انجام شده است. دلیل استفاده از این روش آن بود که واحدهای مورد مطالعه بسیار کمیاب بوده و بخش کوچکی از جامعه آماری را تشکیل می دادند. حجم نمونه با استفاده از نمونه گیری اشباعی یا قضاوتی (هدفمند) انتخاب شدند و محققین بعد از مصاحبه با 32 نفر، به اشباع نظری دست یافتند، اما برای اطمینان، مصاحبه را تا 38 نفر ادامه دادند. گردآوری داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد.
یافته ها: داده های به دست آمده از مصاحبه، در خصوص سوال اصلی پژوهش مبنی بر شناسایی ابعاد و مولفه های توسعه شهرهای دانش بنیان، بعد از مقوله بندی و کدگذاری، تحلیل مضمون شده و تعداد پنج مقوله برای توسعه شهرهای دانش بنیان استخراج شد که عبارتند از: اقتصاد دانش بنیان با پنج مولفه شامل: توسعه صنایع پیشرفته؛ نظام تشویقی و حمایتی؛ ایجاد بازار سرمایه دانشی؛ اقتصاد هوشمند؛ کسب وکارهای هوشمند؛ حکمرانی هوشمند با چهار مولفه شامل: ایجاد دولت توسعه گرا؛ آزادی های اطلاعاتی؛ توسعه دولت الکترونیکی؛ توسعه زیرساخت فناوری؛ جامعه دانش بنیان با چهار مولفه شامل: آگاهی های مدنی؛ مردم هوشمند؛ آموزش دانش بنیان؛ جامعه اطلاعاتی؛ ارتقای دانش مدیریت توسعه با چهار مولفه شامل: سازمان های دانش بنیان؛ توسعه شهرهای دانشی؛ توسعه پایدار؛ توسعه نظام فنی و اجرایی و سیاستگذاری دانش و فناوری با پنح مولفه شامل: تجاری سازی دانش؛ مراکز تحقیق و توسعه؛ ترویج علم و فناوری؛ نظام ملی نوآوری؛ توسعه مدیریت دانش. عوامل کلیدی موفقیت در ایجاد و توسعه شهرهای دانش بنیان شامل: توسعه مراکز تحقیق و توسعه و پارک های علم و فناوری؛ توجه به صنایع های تک؛ توجه به مدیریت دانش؛ تقویت سرمایه های انسانی دانشی؛ توسعه زیرساخت های فناوری؛ ایجاد الگوی ملی نوآوری؛ توسعه اقتصادهای هوشمند و دانش بنیان؛ توسعه زیرساخت حکمرانی هوشمند؛ توسعه کسب وکارهای شبکه ای می باشد. پیشنهاد می شود مدیران نسبت به، ایجاد قطب های دانش و فناوری؛ توسعه زیرساخت های فناوری؛ توسعه نظام های حمایتی؛ ایجاد و توسعه کارآفرینی دانش بنیان و مدیریت دانش بنیان، اقدامات لازم را انجام دهند. عوامل کلیدی موفقیت در ایجاد و توسعه شهرهای دانش بنیان شامل: توسعه مراکز تحقیق و توسعه؛ توسعه پارک های علم و فناوری؛ توجه به صنایع های تک (تکنولوژی بالا)؛ گسترش مدیریت دانش در امور مختلف؛ تقویت سرمایه های انسانی دانشی؛ گسترش و توسعه زیرساخت های فناوری های نوین ارتباطی و اطلاعاتی؛ ایجاد الگوی ملی نوآوری؛ توسعه شبکه های فنی و علمی ملی؛ توجه به توسعه زیرساخت لازم برای کسب وکارهای شبکه ای و هوشمند و موارد دیگر می باشد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که برای توسعه شهرهای دانش بنیان، توجه به مولفه های: مولفه های حکمرانی دانش و مدیریت آن، کارکنان متخصص دانشی، کسب وکارهای هوشمند؛ حکمرانی هوشمند و توسعه دولت توسعه گرا و ارتقای آزادی های اطلاعاتی؛ ایجاد جامعه دانش بنیان؛ ارتقای دانش مدیریت توسعه؛ تجاری سازی دانش؛ توسعه مدیریت دانش و ترویج علم و فناوری؛ و ایجاد بازارهای سرمایه دانشی، ضروری است.