فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۶۱ تا ۵۸۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مدیریت دانش یکی از موضوعات علم مدیریت در هزاره جدید است. نهاد کتابخانه های عمومی با داشتن کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی از مستعدترین سازمان ها برای پیاده سازی برنامه های مدیریت دانش است. هدف پژوهش حاضر شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر استقرار مدیریت دانش و سنجش وضعیت بلوغ و میزان آمادگی نهاد کتابخانه های عمومی کشور و ارائه الگوی استقرار مدیریت دانش در آن سازمان است.روش شناسی: در پژوهش حاضر از رویکرد آمیخته استفاده شده است و ابزار گردآوری اطلاعات، مطالعات کتابخانه ای، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه است. جامعه آماری این پژوهش مدیران، کارکنان اداری، رؤسای شهرستان ها در نهاد کتابخانه های عمومی کشور بوده و نمونه پژوهش شامل 21 خبره است که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند.یافته ها: نتایج فراترکیب منجر به شناسایی 107 کد، 15 شاخص و 4 بعد اصلی فناوری، فرایند، فرهنگ سازمانی و نیروی انسانی در استقرار مدیریت دانش شد.نتیجه: نتایج نشان داد که فناوری بیشترین تأثیر و فرهنگ سازمانی کمترین تأثیر را در استقرار مدیریت دانش در نهاد کتابخانه های عمومی کشور دارد. وضعیت بلوغ مدیریت دانش با کسب نمره ارزیابی 101 در مرحله آغاز قرار داشت. در نهایت الگوی استقرار مدیریت دانش در 6 سطح، که شاخص های فناوری اطلاعات و سامانه های اطلاعات تأثیرگذارترین سطوح و شاخص های فرایندهای کسب اطلاعات و فرایندهای انتقال دانش تأثیرپذیرترین سطوح می باشند.
کاربرد هستی شناسی ها در مدیریت دانش: مرور نظام یافته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۲ شماره ۳۴
121 - 140
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل کیفی و کمی مطالعات مربوط به کاربرد هستی شناسی ها در مدیریت دانش به منظور شناسایی این کاربردها و همچنین محورهای موضوعی عمده و ابعاد آنها انجام شده است. مطالعه پیش رو توصیفی- تحلیلی است که با استفاده از روش مرور نظام مند پتیگرو و رابرت (2008) انجام شده و در آن برای تحلیل متون و مصورسازی یافته ها از روش تحلیل محتوا با نرم افزار مکس کیو دی ای و دیتارپر استفاده شده است. یافته ها تحلیل مطالعات حوزه کاربرد هستی شناسی ها در مدیریت دانش ضمن ارائه فراوانی موضوعات، وضعیت استنادی مطالعات و روند تغییر موضوعات در بازه زمانی بررسی شده؛ نشان داد این پژوهش ها شامل پنج محور موضوعی اصلی به این شرح هستند: ساخت و ایجاد هستی شناسی در حوزه مدیریت دانش، طراحی سیستم های مدیریت دانش براساس هستی شناسی، استفاده از هستی شناسی در فرایند مدیریت دانش، نقش و هم افزایی هستی شناسی ها در مدیریت دانش و چالش ها و رهنمودهای استفاده از هستی شناسی در مدیریت دانش.اگرچه پژوهش ها به ابعاد مختلف کاربرد هستی شناسی در مدیریت دانش بعنوان یک ابزار کمک کننده برای تسهیل مراحل مختلف فرایندهای مدیریت دانش پرداخته اند، اما تمرکز اغلب مطالعات بر ابعاد نظری باعث فقدان پیوند و درک واقعی و عملی از استفاده از ظرفیت های هستی شناسی در این حوزه شده است.این مطالعه نخستین پژوهشی است که به تحلیل کیفی وکمی مطالعات حوزه کاربرد هستی شناسی در مدیریت دانش پرداخته است. نتایج آن می تواند به منظور توسعه هستی شناسی خاصِ این دامنه مورد استفاده قرار گیرد و با ارائه کاربردهای متصور برای هستی شناسی در دامنه مدیریت دانش، رهنمون محققان جهت استفاده از این پتاسیل ها باشد.
ساخت هستان نگاری بورس و بازارهای مالی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیش بینی سهام و شاخص قیمت سهام و کالا به دلیل وجود عدم قطعیت های فراوان و تاثیرگذار بسیار دشوار است. با کمک اطلاعات انباشته موجود در عصر دیجیتال فعلی و قدرت ماشین های محاسباتی قوی، تمرکز زیادی بر طراحی الگوریتم هایی وجود دارد که می توانند روند بازار سهام را بیاموزند و قیمت های سهام را با موفقیت پیش بینی کنند. بنابراین ایجاد پایگاه های دانش مناسب در راستای افزایش دقت و بهره وری این سیستم ها و تسهیل روال استفاده از دانش عرفی موجود در سیستم های یادگیری ماشینی، بسیار مفید خواهد بود. هدف از این پژوهش توسعه یک هستان نگاری فارسی برای مدل سازی حوزه بورس و تشخیص عوامل تاثیرگذار بر بازار سهام است. هستان نگاری ایجاد شده منجر به غنی سازی و تکمیل ظرفیت های پاگاه دانش های موجود در این حوزه خواهد شد.بدین منظوردر این پژوهش یک هستان نگاری خاص دامنه در حوزه بورس و بازارهای مالی توسعه داده شده که به زبان فارسی توسط نویسندگان این پژوهش تهیه شده است . پس از معرفی این هستان نگاری، جزئیات گام های مورد نیاز برای جمع آوری دادگان مرتبط، توسعه نیمه خودکار و ارزیابی این منبع دانش بیان می گردد. هستان نگاری ساخته شده شامل 565 مفهوم، 496 رابطه سلسله مراتبی، 137 رابطه غیر سلسله مراتبی و 937 نمونه است که با معیارهای مختلفی ارزیابی شده است و وضعیت مطلوبی دارد. به نظر می رسد این هستان نگاری در شرایط فعلی و با توجه به حجم و کیفیت ارزیابی شده، کاملا مناسب برای استفاده به عنوان منبع دانشی برای بهبود عملکرد سیستم های یادگیری ماشین برای پیش بینی سهام بوده و همچنین می توان از آن در جهت آموزش تحلیلگران بورس و ایجاد پایگاه دانش برای کارگزاری ها، بهبود فرایند بازیابی اطلاعات معنایی و کمک به تعیین استراتژی های سرمایه گزاری افراد در صندوق های سرمایه گزاری استفاده نمود.
رابطه عوامل شناختی با خلاقیت انتخاب موضوع پژوهشی با میانجی گری شدت و کیفیت اشتراک دانش در بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۲ شماره ۳۴
99 - 147
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر رابطه عوامل شناختی با خلاقیت انتخاب موضوع پژوهشی با میانجی گری شدت و کیفیت اشتراک دانش در بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی شهر کرمانشاه بود. روش شناسی: روش پژوهش حاضر کاربردی از نوع پیمایشی- تحلیلی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تقریباً 9000 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه های بزرگ شهر کرمانشاه شامل دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه رازی، دانشگاه پیام نور و دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه بود. حجم نمونه برابر 368 نفر و روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری در دسترس که با توجه به شیوع کووید-19 افراد به صورت هدفمند و با توجه به هدف پژوهش انتخاب گردید. ابزار گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه 32 سؤالی در هفت خرده مقیاس شامل متغیرهای نگرش، انگیزش، آگاهی و دانش به عنوان متغیرهای شناختی و خلاقیت در انتخاب موضوع پژوهش به صورت محقق ساخته و متغیر هنجارهای ذهنی از پژوهش جیمز، تینگ و راجا (2012) مؤلفه های شدت به اشتراک گذاری دانش و کیفیت اشتراک دانش از پژوهش چیو، هسو و وانگ (2006) با تغییرات کلی انجام شد. به منظور تعیین روایی، از روایی محتوایی استفاده شد برای منظور تعداد چهار نفر از اعضای هیئت علمی علوم انسانی و دو نفر در حوزه فنی و مهندسی و سه نفر در حوزه علوم پزشکی و کشاورزی خواسته شد نظرات خود را درباره پرسشنامه بیان کنند. در این پژوهش از پایایی پرسشنامه از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شد که برابر 941/0 به دست آمد که نشان دهنده پایایی مطلوب پرسشنامه بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23 و نرم افزار Amos انجام شد. یافته ها: بین عوامل شناختی شامل (نگرش، انگیزش، آگاهی و دانش و هنجارهای ذهنی) با شدت (حجم) به اشتراک گذاری دانش و کیفیت اشتراک دانش به عنوان متغیر میانجی رابطه معناداری مشاهده شد. همچنین بین شدت به اشتراک گذاری دانش و کیفیت اشتراک دانش به عنوان متغیر میانجی با خلاقیت در انتخاب موضوع پژوهش رابطه معناداری وجود داشت. از طرفی نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که متغیرهای عوامل شناختی (نگرش، آگاهی و دانش و هنجارهای ذهنی) توانستند واریانس متغیر شدت به اشتراک گذاری دانش و کیفیت اشتراک دانش را تبیین کنند ولی متغیر انگیزش در این پژوهش نقشی نداشت. متغیرهای شدت به اشتراک گذاری دانش و کیفیت اشتراک دانش توانستند واریانس خلاقیت انتخاب موضوع پژوهشی را به صورت معنا داری تبیین کنند. نتیجه گیری: می توان چنین بیان کرد که اگر دانشجویان از خلاقیت انتخاب موضوعی پژوهشی برخوردار باشند، توانایی در خلق موضوع پژوهش موفق تر خواهند بود. این موفقیت زمانی میسر خواهد شد که دانش را به اشتراک بگذارند. از جهتی اشتراک گذاری دانش متأثر از عوامل شناختی بوده که از اهمیت خاصی برخوردار است.
تدوین مدل کسب و کار الکترونیکی در صنعت فناوری اطلاعات در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: عصر دیجیتال فناوری هایی را ارائه می دهد که به همه جنبه های زندگی انسان کمک می کند و امروزه تقریباً تمام فعالیت های کاری انسان به ایمیل، اینترنت، رایانه و... بستگی دارد. بنابراین، توسعه فناوری دیجیتال تأثیر بسزایی در تغییرات فعالیت های اقتصادی در جهان دارد. در حال حاضر شرکت هایی قادر به پایداری و توسعه اند که باتوجه به ارزیابی مداوم نیازهای بازار و ضرورت های فناوری مدل کسب وکار مناسب تری از رقبا انتخاب کنند. هدف پژوهش حاضر تدوین مدل کسب وکار الکترونیکی در صنعت فناوری اطلاعات در ایران براساس آنتولوژی استروالدر و پیگنیور است. روش: این پژوهش با رویکرد اکتشافی و با استفاده از تحلیل محتوای کیفی شامل کدگذاری باز، انتخابی و محوری انجام شده است. نمونه آماری پژوهش حاضر تعدادی از مدیران، مسئولان فنی و پشتیبانان وب سایت های فعال در حوزه فناوری اطلاعات در ایران هستند که با 12 نفر از آنها مصاحبه انجام شده است. روش نمونه گیری به روش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. یافته ها: پس از تجزیه وتحلیل داده ها، مدل کسب وکار الکترونیکی صنعت فناوری اطلاعات ایران تدوین شد که شامل 9 بلوک مختلف با ابعاد مشتریان، ارتباط با مشتریان، کانال ها، ارزش های پیشنهادی، فعالیت های کلیدی، منابع کلیدی، شرکای کلیدی، جریان های درآمدی و ساختار هزینه است. نتیجه گیری: گسترش کسب وکارهای الکترونیکی در سایه اقتصاد دیجیتالی، انتخاب مدل کسب وکار الکترونیک را به یک ضرورت استراتژیک تبدیل کرده است. طراحی دقیق مدل کسب وکار الکترونیکی باتوجه به ارزیابی مداوم نیازهای بازار و ضرورت های فناوری سبب افزایش اثربخشی شرکت های فعال در صنعت فناوری اطلاعات خواهد شد.
سنجش تعاملات و همکاری های بین سازمانی در مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران با رویکرد مدل مارپیچ سه گانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مدل مارپیچ سه گانه تعاملات بین دانشگاه، صنعت و دولت را مورد سنجش قرار می دهد و به عنوان یک چارچوب هنجاری برای درک تعاملات بین بازیگران اصلی در سیستم های نوآوری توسط محققان استفاده می شود. هدف اصلی پژوهش حاضر، تحلیل پویایی تعاملات سازمانی در تولید مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران است. لذا، پژوهش حاضر به سنجش کمّی وضعیت همکاری های بین سازمانی در مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران با رویکرد مدل مارپیچ سه گانه در گستره کشور ایران پرداخته است.
روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده که با استفاده از مدل مارپیچ سه گانه و براساس شاخص رسانش عدم قطعیت T(UIG) به عنوان شاخص تعامل دانشگاه-صنعت-دولت انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 19802 مقاله علمی نمایه شده در پایگاه وب آو ساینس از ایران در حوزه مهندسی برق و الکترونیک (2019-2010) است. پس از استخراج داده ها، در این پژوهش، از نرم افزار TH به منظور تبدیل داده ها به فرمت اکسل و محاسبه عدم قطعیت تعاملات ارکان استفاده شد. به منظور تحلیل مناسب در این خصوص، ابتدا براساس روند مرسوم و متداول تحقیقات این حوزه دانشگاه با کد U، صنعت با کد I، دولت با کد G در نظر گرفته شد.
یافته ها: یافته های پژوهش موید این است که تعداد مقالات در بازه زمانی مورد بررسی رشد یافته و از 1019 مقاله در سال 2010 به 3216 مقاله در سال 2019 رسیده است. در بررسی روند رشد مقالات هر یک از ارکان مشخص شد که تولید مقالات در هر سه رکن دارای رشد صعودی بوده و ضریب رشد مقالات از سال 2010 تا سال 2019 برای دانشگاه 0.63، صنعت 2.5 و دولت 1.8 بوده است. بیشترین همکاری بین دانشگاه و صنعت صورت گرفته و کمترین میزان همکاری بین دولت و صنعت واقع شده است. یافته ها، همچنین نشان داد بالاترین میزان تعاملات مربوط به دانشگاه- دولت در سال 2010 و پایین ترین تعاملات مربوط به دولت- صنعت است که در اکثر سال ها نزدیک به صفر بوده و نشان دهنده استقلال و عدم ارتباط ارکان مذکور است. یکی از نتایج قابل توجه این است که در سال های 2010-2019 تعامل بین دانشگاه- صنعت در تضاد با تعامل دوگانه دانشگاه- دولت بوده است. تعامل دانشگاه- صنعت با تعامل صنعت- دولت طی سال های مورد بررسی همسو بوده است. در سال 2014 تعامل بین ارکان دوگانه و سه گانه صفر بوده است، در حالی که تعامل دانشگاه- صنعت در این سال به بالاترین میزان خود می رسد. همچنین، در سال 2014 بالاترین تعامل بین ارکان دوگانه مربوط به دانشگاه- صنعت صورت گرفته است و در خصوص روابط سه گانه در سال 2010 بیشترین میزان تعامل سه گانه بین ارکان دانشگاه- صنعت- دولت مشاهده می شود. براساس مقادیر شاخص T، بیشترین میزان تعاملات ارکان دوگانه و سه گانه به ترتیب بین دانشگاه- دولت، دانشگاه- صنعت- دولت، دانشگاه- صنعت، و صنعت- دولت دیده شده است. تعامل ارکان دوگانه و سه گانه در سال 2014 نزدیک به صفر بوده، ولی در این سال تعامل دانشگاه- صنعت روندی بسیار افزایشی داشته که حاکی از عدم سرمایه گذاری دولت بر صنعت بوده و به عبارتی هرکجا که نقش دولت کم رنگ تر می شود، نقش صنعت نمایان تر است.
نتیجه گیری: در مجموع، در حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران، نمودار تعامل بین ارکان سه گانه در سال های مختلف دارای نوسانات بسیار اندکی بوده و پیشرفتی نداشته است. جدا بودن ساختارهای نهادی و در نتیجه، افزایش روندهای دیوان سالاری میان نهادی، مانع تعامل موثر شده و حوزه های نهادی مانند دانشگاه و صنعت به داشتن نقشی منفعلانه در فرآیند تولید دانش یا به اشتراک گذاری دانش شناخته می شود. بر این اساس، توسعه برخی سیاست های علم و فناوری و راهبردهای پژوهشی و صنعتی برای ارتقای شبکه نوآوری دانشگاه-صنعت-دولت به عنوان یک ضرورت پیشنهاد شده است. یکی از نکات بسیار مشهود این پژوهش، اهمیت حضور بخش دولتی است که با حمایت از ارکان علمی می تواند نقش مؤثری را در تعاملات داشته باشد. با توجه به شرایط خاص حاکم بر تولیدات علمی کشور، جایگاه حمایت های دولتی و انگیزش های موجود که از طریق این بخش به فضای علمی تزریق می شود، هدایت و توسعه اقدامات پژوهشی و تسریع تولید علم در کشور مشخص خواهد شد. یکی از راهکارهای اهتمام بیشتر به توسعه فناوری و تعامل بیشتر دو رکن دانشگاه- صنعت نیز سیاست گذاری های حمایتی و هدایتی دولت است که در صورت وجود هوشمندی بیشتر، شاید زمینه ساز تقاضا محوری و مسئله محوری پژوهش های دانشگاهی و ارتقای نوآوری و توسعه فناوری در بخش صنعت و افزایش بهره برداری از سرمایه های فراوان بخش دانشگاهی کشور باشد. با توجه به یافته های حاصل از پژوهش های متعدد، استفاده از رویکرد مدل مارپیچ سه گانه و قابلیت های آن در سنجش و پویایی دانش و تعاملات و همکاری های فناورانه و دانشی و حتی تولیدی در حوزه های مختلف دانش توصیه می شود.
تاثیر تحولات مدیریت دانش و سازگاری سازمانی بر ابعاد سه گانه فرآیند عملکرد داخلی، عملکرد مشتری و یادگیری و رشد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بکارگیری مدیریت دانش در سازمان ها و توسعه آن با توجه به تحولات روزافزون مدیریت دانش، از عوامل تاثیرگذار بر عملکرد سازمان بوده و منجر به بهبود یادگیری و رشد سازمانی و عملکرد مشتریان می شود و یک الزام به شمار می رود. همچنین تدوین استراتژی مدیریت دانش و استراتژی شخصی مدیریت دانش از عوامل تاثیرگذار بر تحولات مدیریت دانش می باشند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر تحولات مدیریت دانش و سازگاری سازمانی بر ابعاد سه گانه فرآیند عملکرد داخلی، عملکرد مشتری و یادگیری و رشد است.
روش: پژوهش کاربردی حاضر، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان و کارشناسان شعب بانک ملت استان قم بودند. نمونه آماری پس از انجام پیش آزمون و تایید روایی و پایایی و تعیین انحراف واریانس نمونه اولیه، طبق فرمول کوکران برابر با 101 نفر به دست آمد که به صورت غیراحتمالی در دسترس به پرسشنامه ها پاسخ دادند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه بود. پس از گردآوری پرسشنامه ها، برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری استفاده شد، که یک مدل کامل معادلات ساختاری آمیزه ای از نمودار مسیر و تحلیل عاملی تأییدی است. ضریب پایایی کرونباخ در این مطالعه برای تمامی متغیرها بالاتر از 7/0 بوده که از حداقل مقدار استاندارد بیشتر است. لذا، سنجه ها پایایی بالایی دارند. همچنین باگازی و یی استاندارد بالای 6/0 برای پایایی ترکیبی (CR) گزارش شده است. تمامی مقادیر (CR) متغیرها، بیش از 6/0 می باشد، بنابراین، مدل اندازه گیری از پایایی ترکیبی مناسبی نیز برخوردار است. برای بررسی روایی همگرا در مدل PLS معیار میانگین واریانس استخراج شده (AVE) مورد تحلیل قرار گرفت و ﺗﻤﺎمی ﻣﻘﺎدیﺮ AVE ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺳﺎزه ﻫﺎ، ﻣﻘﺪاری بیش از 4/0 را ﻧﺸﺎن دادند و ایﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﮔﻮیﺎی ﺣﺪ ﻗﺎﺑﻞ قبول برای روایی ﻫﻤﮕﺮای پرسشنامه است. در این پژوهش از مدل یابی معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی جهت آزمون فرضیات و برازش مدل استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که تاثیر تحولات مدیریت دانش بر فرایند عملکرد داخلی، عملکرد مشتری و یادگیری و رشد به ترتیب با t-value 6.56، 4.97 و 6.92 تایید شدند. ولی تاثیر سازگاری سازمانی بر فرایند عملکرد داخلی، عملکرد مشتری و یادگیری و رشد به ترتیب با t-value 0.199، 0.819و 0.531 رد شدند. تاثیر استراتژی شخصی مدیریت دانش بر تحولات مدیریت دانش با t-value 4.74 تایید شد، ولی تاثیر تدوین استراتژی مدیریت دانش بر تحولات مدیریت دانش با t-value 1.69 رد شد.
نتیجه گیری: طبق یافته ها، تحولات مدیریت دانش بر فرایند عملکرد داخلی، عملکرد مشتری و یادگیری و رشد، تاثیر مثبت و معنی داری دارند. بنابراین، توجه به تحولات مدیریت دانش، به سازمان ها در بهبود فرایند عملکرد داخلی آن ها و یادگیری و رشد اعضای سازمان کمک کرده و عملکرد مشتری را نیز بهبود می بخشد. همچنین سازمان ها با اتخاذ استراتژی شخصی مدیریت دانش می توانند در تاثیر بر تحولات مدیریت دانش موفق تر عمل نمایند. لذا، می توان گفت قابلیت های مدیریت دانش و توانایی سازمان برای مدیریت موثر دانش که در سایه تحولات مدیریت دانش تکامل یافته است، مبنایی مشترک برای دستیابی به تعامل در اختیار کارکنان قرار می دهد که اثربخشی آن در خلق ارزش برای سازمان از طریق اثرگذاری فرآیندهای دانش بر فرایند عملکرد داخلی سازمان پدیدار می شود. همچنین تحولات مدیریت دانش منجر به یادگیری و رشد سازمانی به عنوان مهم ترین ابزار تحول مدیریت دانش که فرآیند خلاقیت مداوم از طریق خلق دانش جدید است، خواهد شد و در صورت ادغام مدیریت ارتباط با مشتری با مدیریت دانش (به مثابه یک راهبرد ضروری برای محیط های پیچیده، پویا) می توان فرایندهای کسب وکار را بهبود بخشیده و سبب ارتقاء سطح رضایت مشتریان، سودآوری و وفاداری مشتریان گردید. با توجه به تایید تاثیر تحولات مدیریت دانش بر فرآیند عملکرد داخلی، پیشنهاد می شود با استفاده از تحولاتی که در زمینه مدیریت دانش ایجاد شده، از طریق ساده سازی فرایندهای داخلی بانک، افزایش کیفیت خدمات بانک و ایجاد نوآوری در ارائه خدمات، بتوانند در بهبود فرایند عملکرد داخلی موثر واقع شوند. همچنین با توجه به تایید تاثیر تحولات مدیریت دانش بر یادگیری و رشد، پیشنهاد می شود مدیران با فراهم ساختن شرایط مناسب، با استفاده از قابلیت های مدیریت دانش و تحولاتی که در این زمینه رخ داده است، به یادگیری و رشد سازمانی پرداخته و منجر به ارتقاء مهارت و رضایت کارکنان و همچنین منجر به ارتقای خدمات ارائه شده به مشتریان و جلب رضایت مشتریان شوند. با عنایت به نتایج این پژوهش، به نظر می رسد سازمان هایی که فعالیت های خود را براساس مدیریت دانش انجام می دهند و به یادگیری مداوم سازمانی می پردازند، با تحولات عرصه مدیریت دانش همگام شده و در نهایت از کارآیی، اثربخشی، بهره وری و کیفیت خدمات بالاتری برخوردار خواهند بود. با توجه به تایید تاثیر تحولات مدیریت دانش بر عملکرد مشتریان، پیشنهاد می گردد در سازمان ها بویژه سازمان های مالی، از طریق تلفیق مدیریت ارتباط با مشتری و مدیریت دانش، فرایندهای کسب وکار را بهبود بخشیده و سبب ارتقاء سطح رضایت مشتریان، سودآوری و وفاداری مشتریان گردند.
طراحی و اعتباریابی ابزار سنجش سواد داده ای برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به منظور تدوین ابزاری استاندارد برای سنجش سواد داده ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی به روش توصیفی- پیمایشی انجام شده است.
روش: برای تهیه پرسشنامه اولیه سنجش نظرات دانشجویان در راستای تهیه ابزار نهایی سنجش سواد داده ای، منابع مرتبط در خصوص صلاحیت ها و شایستگی های دانشجویان از نظر سواد داده ای بررسی شده و از میان آن ها برخی از مهم ترین شاخص ها استخراج شد. در گام بعدی، برای سنجش روایی صوری و محتوایی، سؤالات طراحی شده در اختیار اساتید گروه های علم اطلاعات و دانش شناسی و برخی از دیگر متخصصان قرار گرفت. پس از کسب حداقل های شاخص های روایی محتوایی، پرسشنامه اولیه به منظور بررسی پایایی، در بین 27 نفر از دانشجویان دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی توزیع گردید. ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده برای این پرسشنامه اولیه، 91/0 بدست آمد. پس از کسب حداقل های شاخص های روایی محتوایی سؤالات، و بررسی آن از نظر شاخص پایایی، برای ابزارسازی نهایی بر مبنای نظرات دانشجویان تحصیلات تکمیلی، این پرسشنامه در اختیار 363 دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز که به شیوه نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شده بودند، قرار گرفت. برای تحلیل داده ها و شناسایی ابعاد مهم و اساسی ابزار سواد داده ای، از آزمون تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد.
یافته ها: نتیجه تحلیل عاملی داده های پژوهش به منظور طراحی و اعتبارسنجی ابزار سنجش سواد داده ای برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی، کاهش 20 شاخص یا متغیر به 4 عامل یا معرف شامل: درک داده؛ جمع آوری، سازمان دهی و ارزیابی داده ها؛ تجزیه وتحلیل و تفسیر داده ها؛ و اشتراک گذاری داده ها با ملاحظه مسائل حقوقی و استنادی است. این ساختار مجموعاً 58 درصد از واریانس سواد داده ای را پوشش می دهد و نشانگر رضایت بخش بودن تحلیل عاملی و متغیرهای مورد مطالعه می باشد.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه بررسی ابزار پیشنهادی، نشانگر اثربخشی آن در سنجش سواد داده ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی است، استفاده از آن برای سنجش سطح سواد داده ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشگاه های مختلف کشور پیشنهاد می شود.
بررسی تأثیر خودرهبری بر خودکارآمدی کتابداران با توجه به نقش آوای سازمانی(مطالعه موردی واحدهای جامع دانشگاه آزاد اسلامی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
دانش شناسی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۱
72 - 86
حوزههای تخصصی:
هدف: دانشگاه آزاد اسلامی بر اساس سند تحول خود، توجه همه جانبه به کارکنان دارد. شناخت نیروی انسانی و عوامل مؤثر در به کارگیری هرچه مطلوب تر این سرمایه سازمانی، یکی از دغدغه های مدیران آن است، لذا پژوهش حاضر در این راستا انجام گرفته است و هدف آن، بررسی تأثیر خودرهبری بر خودکارآمدی سازمانی با توجه به نقش آوای سازمانی در کتابخانه های دانشگاه آزاد اسلامی است. روش پژوهش: پژوهش از نظرهدف، کاربردی و از نظر نوع، همبستگی است. شیوه گردآوری اطلاعات، پرسشنامه مبتنی بر پرسشنامه های خودرهبری نک و هافتون، خودکارآمدی شرر و آوای سازمانی هامس است .جامعه آماری شامل کتابداران دانشگاه آزاد اسلامی واحدهای جامع بود که از 105 نفر کتابدار، تعداد 100 نفر به پرسش ها پاسخ دادند. جهت تحلیل داده ها از روش همبستگی با استفاده از آزمون مدل معادلات ساختاری به وسیله نرم افزارSmart PLS نسخه 2 استفاده شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که خود رهبری با ضریب مسیر (417/0) بر خودکارآمدی با نقش میانجی آوای سازمانی تأثیر دارد. همچنین، خودرهبری با ضریب مسیر (833/0) و (692/0) به ترتیب بر خودکارآمدی و آوای سازمانی تأثیر دارد. آوای سازمانی با ضریب مسیر (160/0) بر خودکارآمدی تأثیر دارد. نتیجه گیری: با توجه به تأیید تأثیر آوای سازمانی در ارتباط بین خودرهبری و خودکارآمدی، می توان با برنامه ریزی و آموزش های لازم و تشویق کتابداران، رفتارهای خودرهبری، خودکارآمدی و آوا را در آنها تقویت نمود و از نتایج آن در کتابخانه های دانشگاهی بهره برد.
بهبود توصیف معنایی اشیای آرشیوهای دیجیتالی با استفاده از عناصر فراداده ای توصیفی مدل مفهومی RiC(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
دانش شناسی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۰
68 - 94
حوزههای تخصصی:
هدف: واکاوی کاربرد عناصر فراداده ای توصیفی مدل مفهومی RiC در بهبود توصیف معنایی اشیای آرشیوهای دیجیتالی است.روش پژوهش: در این پژوهش، تطبیق هر یک ازعناصر دو استاندارد فراداده ای توصیف آرشیو (استاندارد توصیف آرشیوی رمزگذاری شده (ای.ِای.دی)[1]و استاندارد بین المللی توصیف آرشیوی عام (ایساد (جی))[2]و الگوی مفهومیRiC که جامعه ی پژوهش قلمداد می شوند، باروش توصیفی-تحلیلی وروش تحلیل محتوا انجام شده است. جدول تطبیقی ایساد(جی)وای.اِی.دی.ازسایت کتابخانه کنگره[3] مورداستفاده قرارگرفته و با جمع آوری و بررسی مستندات مرتبط باهرکدام از استانداردها و ترجمه عناصرتوصیفیRiC،جدول تطبیقی هرسه تهیه شده است.یافته ها:RiC-CM، درعین حال که موجودیت های توصیفی ارائه شده درسه استاندارد شورای بین المللی آرشیوها(ایکا) را ترکیب کرده میان آن ها تمایز قائل می شود. ازسوی دیگر،تمرکز در ایساد (جی)،وحدت توصیف است. درحالی که در RiC-CM روشی که رکوردهای تکی باید توصیف شوند با روشی که مجموعه ای از رکوردها باید توصیف شود،یکسان نیست. ایساد(جی) مبتنی بر یک مدل چندسطحی بوده وتوصیف چندسطحی[4] ارائه می دهد؛ بطوری که توصیف موجودیت های آرشیوی دارای ماهیتی سلسله مراتبی هستند و غالبا در چند سطح عرضه می شوند.تلاش RiC-CM آن است تاتوصیفی چندبعدی[5] طراحی کرده و بجای توصیف چندسطحی بصورت سلسله مراتب، توصیف ممکن است به شکل یک نمودار یا شبکه باشد. ازاین رو، علاوه برتوصیف موجودیت های آرشیوی؛ موجودیت ها را دربافتی وسیع تر و در ارتباط با سایر موجودیت ها، درنظر می گیرد؛ وتوصیف معنایی اشیای آرشیوهای دیجیتالی را بهبود می بخشد.نتیجه گیری: RiC-CM، هم ازنظرساختاری و هم ازنظر مفهومی، فراتر از استانداردهای توصیفی فعلی ایکا حرکت می کند. RiCکه از لحاظ ساختاری به سه جزءموجودیت های متنی، محتوایی و رابطه ای تقسیم می شود، منعطف وسازگار با زمینه های مختلف بوده و نسبت به استانداردهای توصیفی آرشیوی، یک رویکرد جامع تر و نظام مندتر جهت مدیریت و توصیف اشیای آرشیوی ارائه می دهد. به این ترتیب، با اصلاح روش توصیف اشیای آرشیوی در استاندارد ایساد)جی)،آرشیویست هارا قادر می سازد توصیف رکوردها درآرشیوهای دیجیتالی را بهبود بخشند.[1]. Encoded Archival Description[2]. International Standard Archival Description (General) (ISAD (G))[3]. https://www.loc.gov/ead/tglib/appendix_a.html#foot4[4]. multilevel description[5]. multidimensional description
بررسی تأثیر مؤلفه های مدیریت دانش بر ابعاد توانمندسازی روان شناختی در سازمان های دانش محور و ارائه الگوی مناسب و یکپارچه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مؤلفه های مدیریت دانش بر ابعاد توانمندسازی روان شناختی در سازمان های دانش محور و ارائه الگوی مناسب و یکپارچه انجام شد. هدف پژوهش حاضر ارزیابی تأثیر مؤلفه های مدیریت دانش بر ابعاد توانمندسازی روان شناختی در سازمان های دانش محور و ارائه الگوی مفهومی مناسب و یکپارچه است. برای این منظور مدیریت دانش در پنج مؤلفه (اکتساب دانش، ایجاد دانش، ذخیره دانش، توزیع دانش، و نگهداری دانش) و توانمندسازی در پنج بعد (معنادار بودن، احساس شایستگی، احساس مؤثر بودن، حق انتخاب، و احساس اعتماد) تعریف و در این راستا یک هدف اصلی و شش هدف جزئی تنظیم شده است.روش پژوهش: روش مطالعه از نظر هدف، کاربردی و روش انجام آن پیمایشی با رویکرد کمی است. همچنین این پژوهش از نوع مطالعات همبستگی است که تحلیل کمی داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، کارشناسان و مدیرانِ شرکت های مشاوره مدیریتی فعال در حوزه مدیریت دانش و انتخاب نمونه به صورت تصادفی در مقطع 1399 انجام شد که بین 325 نفر توزیع خواهد شد. ابزار جمع آوری داده ها در پژوهش حاضر پرسشنامه استاندارد توانمندسازی روان شناختی اسپریتزر و میشرا (1995) و مدیریت دانش پاتریک و دیگران (2009) استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که ضرایب مسیر فرضیه های پژوهش بالاتر از 4/0 است. بنابراین، فرضیه ها تأیید شدند. همین طور تجزیه و تحلیل داده ها نمایانگر وجود تأثیر اقدامات مدیریت دانش بر توانمندسازی روان شناختی کارکنان با شدت تأثیر 941/0 است. میان توانمندسازی روان شناختی و مدیریت دانش سازمانی رابطه با شدت 941/0وجود دارد. از سوی دیگر، بین احساس معنا دار بودن و مدیریت دانش رابطه با شدت 826/0 وجود دارد. قابل ذکر است که بین احساس شایستگی و مدیریت دانش رابطه با شدت 811/0 وجود دارد. بین احساس ﺗﺄﺛیﺮﮔﺬاری و مدیریت دانش رابطه 786/0 وجود دارد. بین خودمختار بودن و مدیریت دانش رابطه با شدت 822/0 وجود دارد. بین احساس اعتماد و مدیریت دانش رابطه با شدت729/0 وجود دارد.نتیجه گیری: نتایح پژوهش نشان داد با اجراء و بهبود اقدامات مدیریت دانش که بی شک منجر به تمایل کارکنان سازمان مبنی بر دانش محور شدن خواهد شد، می توان تمایل آنها نسبت به افزایش روحیه توانمندسازی را ارتقاء داد. البته متغیرهای بسیاری را می توان در توانمندسازی کارکنان از بعد روان شناختی دخیل دانست؛ اما شدت تأثیرگذاری مدیریت دانش در این پژوهش، نشان دهنده سهم بسیار بالای این متغیر در افزایش بیش از پیش توانمندسازی روان شناختی است. این مطالعه با تمرکز بر توانمندسازی روان شناختی که کارکنان در محیط کار دارند، نشان داد که مهمترین و حیاتی ترین دارایی هر سازمان، نیروی انسانی آن سازمان است. کیفیت و توانمندی نیروی انسانی، مهمترین عامل بقاء و حیات سازمان است. بنابراین، نیروی انسانی توانمند، سازمان توانمند را به وجود می آورد.
اولویت بندی معماری مدیریت دانش خدمات الکترونیک برای کسب وکار در کتابخانه های دیجیتالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر بیانگر این نکته است که موفقیت در پیاده سازی معماری مدیریت دانش در حوزه خدمات الکترونیک برای کسب وکار در کتابخانه های دیجیتالی مستلزم ارزیابی مدیریت دانش در کتابخانه دیجیتال است. این راهکار شامل ارزیابی مدیریت دانش در کتابخانه دیجیتال و راه اندازی لینک کسب وکار الکترونیکی در کتابخانه های عمومی شهر تهران است.روش شناسی: این پژوهش بر اساس هدف مطالعه کاربردی و توسعه ای است و بر اساس روش گردآوری داده ها مطالعه توصیفی از نوع پیمایش مقطعی است. همچنین در این مطالعه از روش پژوهش آمیخته (کیفی و کمی) استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیم ساختاریافته و در بخش کمی پرسش نامه نیز با اعتبار صوری و طیف لیکرت بود. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 33 نفر از کارشناسان مدیران کتابخانه دیجیتال است که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند که با 12 مصاحبه به توافق نظری رسیده است.یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد مدیریت دانش در کتابخانه دیجیتال در سطح آغازین قرار دارد. شکاف بین سطح عملکرد و سطح مورد انتظار زیاد است. متغیرهایی از قبیل نیازمندی های خدمات الکترونیک کسب وکار کتابخانه های دیجیتالی و زنجیره ارتباطی معماری مدیریت دانش در کتابخانه های دیجیتالی مورد نیاز است. در اصل یافته های پژوهش شامل موارد زیر است: سطح مدیریت دانش در کتابخانه دیجیتال: آغازین؛ شکاف بین عملکرد و انتظارات: زیاد؛ نیاز به بررسی بیشتر در سامانه کتابخانه دیجیتال: متغیرهای نیازمندی های خدمات الکترونیک کسب وکار کتابخانه های دیجیتالی و زنجیره ارتباطی معماری مدیریت دانش.نتیجه گیری: در این پژوهش نیازمندی های کتابخانه های دیجیتال در قالب معماری مدیریت دانش برای کسب وکار الکترونیکی مطرح و در این زمینه مدل کتابخانه های دیجیتالی را برای بهبود عملکرد این خدمات بیان شده است؛ که می توان به عنوان راه گشایی برای پیشبرد اهداف این کتابخانه و کسب وکار الکترونیکی و کارآفرینی در دنیا مطرح کرد.
ترسیم ساختار علمی رساله های دکتری و طرح های پژوهشی کنشگران نهاد علم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پرداختن به مسائل محلی و منطقه ای و انجام تحقیقات متناسب با این مسائل از مهمترین اصول برای پیشرفت و توسعه در یک کشور محسوب می شود. بنابراین هدف پژوهش حاضر، تحلیل مسائل و چالش های محلی و منطقه ای در بروندادهای پژوهشی نهاد علم در ایران است.روش پژوهش: پژوهش حاضر پژوهشی کاربردی با رویکرد کمی – کیفی است که با استفاده از تکنیک های علم سنجی و تحلیل مضمون انجام شده است. جامعه پژوهش شامل رساله های دکتری و طرح های پژوهشی دانشگاه های شیراز، یزد و ایلام است. داده ها از طریق مرور رساله های دکتری و طرح های پژوهشی سه دانشگاه مذکور در بازه سال های 1390-1400 و گردآوری اطلاعات مرتبط در نرم افزار اکسل و روارماتریس و تجزیه و تحلیل آنها با کمک آمار توصیفی انجام شد. همچنین جهت ترسیم نقشه های علمی از نرم افزار یو.سی.آی.نت، پاژک و وی. اُ .اس ویور استفاده شد.یافته ها: از نظر نگارش پایان نامه دانشگاه شیراز با 38، دانشگاه یزد با 28 و دانشگاه ایلام با 6 پایان نامه در زمینه مسئولیت پذیری اجتماعی فعالیت داشتند. اما از نظر انجام طرح تحقیقاتی دانشگاه ایلام در جایگاه بالاتری بود. گره خشکسالی در نقشه موضوعی سه استان بیشترین فراوانی را داشت. تحلیل خوشه های موضوعی نیز نشان داد ساختار فکری دانش در زمینه مورد بررسی در دانشگاه شیراز در چهار خوشه، دانشگاه یزد 6 خوشه و دانشگاه ایلام به دلیل تعداد کم رساله واژه های تشکیل دهنده بازتاب اصلی از هم رخدادی واژگان حوزه مورد پژوهش نیست.نتیجه گیری میزان طرح های تحقیقاتی و رساله های دکتری اجرا شده در مورد مسائل محلی و منطقه ای در سه دانشگاه مورد مطالعه کم است؛ اما روند رو به رشدی را در طی سال های بررسی نشان می دهد. اما براساس چالش های ذکر شده در اسناد بالادستی مشخص شد که دانشگاه ها به دلایل مختلف در پژوهش های خود به مسائل محلی و منطقه ای توجه کمتری داشته اند. بی شک توسعه کشور در ابعاد مختلف در گرو توجه به رفع مسائل و چالش های محلی و منطقه ای است. در واقع توجه به مسائل محلی و منطقه ای یکی از عوامل پویایی اقتصادی، دستیابی به توسعه درون زا و از عوامل شتاب دهنده پیشرفت کشور است، که نیازمند برنامه ریزی صحیح و توجه بیش از پیش در اسناد بالادستی و سیاستگذاری های حوزه آموزش عالی است.
Identification of Gamification Components In Association With User`s Experience In The Services Of Digital Libraries(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۴, No. ۶, Winter & Spring ۲۰۲۳
59 - 83
حوزههای تخصصی:
The present research has been done with a view to identifying gamification components in association with users' experience in the services of digital libraries. Typically, the research method has been a developmental and systematic review, and essentially an analytic one. The data collection was carried out based on three major components: gamification, user experience, and digital library services. 164 resources related to the three components have been found. After filtering the resources in three phases, 12 resources in the first phase and 41 resources in the second phase were omitted and the remainder exactly 37 resources which were more closely related to the gamification components in the interaction with the user`s experience of digital library services, were identified, ranked and analyzed. The Findings show that gamification elements for digital library services include: certificate, achievement, membership law, ranking, digital products, signs, status and position, money, lottery, the Boss game, reward, present, feedback, navigation pages, Avatar, score, badges, narratives, prizes and badges collections and finally the results arising from the investigation of these components and analysis of the conceptual connection among them, show that the use of gamification elements for any digital library services develop the components “dynamism” and “gamification stimulants” such as competitiveness, attractiveness, excitement, hopefulness, challenge, victory and, etc in the users and that ultimately leads to the utilization of digital library services and user`s satisfaction.
Digital Content Management and Virtual Learning(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
For years, virtual learning has been proposed as a dominant approach to overcome the limitations of traditional education. The spread of emerging technologies and the connection of citizens to the Internet has made virtual courses much more accesible than before. As the citizens of the third millennium refer to electronic shopping centers to purchase their goods, they expect to receive the instruction they require through virtual means. This trend, along with the increasing expectations, has created a gap between the current and the desired situation in the education process. Digital content management is considered as a facilitator to respond to emerging requirements. In this article, while explaining the dimensions of transformation in Virtual learning, the importance of digital content management in improving the effectiveness of virtual learning has been emphasized. The article would be a starting point for further research on the integration of digital content management in the virtual learning process.
تجارب کتابداران کتابخانه های عمومی در دوران همه گیری کووید-19: مطالعه موردی کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه های عمومی دوره ۲۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۴) ویژهنامه کووید-۱۹
۳۵۳-۳۳۶
حوزههای تخصصی:
هدف: همه گیری کووید-19 به عنوان یک پدیده پیش بینی نشده، تغییرات متعددی را در خدمات و نحوه خدمت رسانی سازمان های خدمت رسان به وجود آورد. در نتیجه، کتابخانه های عمومی و خدمات آن ها نیز به عنوان مراکز اجتماعی و خدماتی با چالش های متعددی روبه رو شدند. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی تجارب کتابداران کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران در ایام کرونا است. ازاین رو، ضمن بررسی تغییر روند فعالیت ها و خدمات بخش های مختلف کتابخانه با شیوع کرونا، رویکردهای جدید مورد استفاده و شناسایی و ضرورت به کارگیری و تداوم آن ها در دوره پساکرونا، از دیدگاه کتابداران کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران بررسی شد. روش: این پژوهش از نوع کاربردی است و با استفاده از رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوا انجام شده است. ابزار گردآوری داده های پژوهش، مصاحبه ای نیمه ساختاریافته بود که به صورت حضوری انجام شد. جامعه این پژوهش شامل 13 نفر از کتابداران کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران است که در بخش های مختلف کتابخانه در ایام کرونا و پساکرونا مشغول به کار بوده اند. مصاحبه ها در زمستان 1401 انجام شد و تحلیل داده ها نیز در بهار 1402 صورت گرفت. برای تجزیه وتحلیل و کدگذاری داده های پژوهش، از نرم افزار مکس کیودا (2020) استفاده شد. یافته ها: پس از کدگذاری مصاحبه ها، 436 مفهوم حاصل شد که با مقوله بندی آن ها، درمجموع 103 مقوله به وجود آمد. در نهایت با بررسی دوباره، مقوله های محوری شناسایی شد و در قالب مدل های حاصل از تحلیل نشان داده شد. ایجاد زیرساخت های فناورانه، لزوم ارتقای توانمندی های تخصصی و فناورانه کتابداران، لزوم خودکارسازی فرایندهای کتابخانه و تداوم فعالیت های کتابخانه در فضای مجازی، 4 مقوله ای بود که از تحلیل داده های پژوهش به دست آمد. این چهار مقوله، تدابیر و زیرساخت های لازم برای آمادگی هرچه بیشتر برای شرایط بحرانی و به منظور ارتقای عملکرد کتابخانه در این شرایط است. اگرچه مهیا نبودن شرایط برای ارائه خدمات با شیوع کرونا باعث تعطیلی کامل کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران شد، اما لزوم ارائه خدمات در شرایط خاص به همراه کسب توانمندی های لازم برای حضور در فضای مجازی، سبب شد از شیوه های نوینی در ارائه خدمات استفاده شود. اجرای برنامه های فرهنگی به صورت مجازی، ارائه خدمات مرجع مجازی، خدمات پیک کتاب (یعنی تحویل و دریافت کتاب از درب منازل اعضا) ازجمله خدماتی بود که تا پیش از شیوع کرونا به طور ویژه به آن ها پرداخته نشده بود. یافته ها همچنین حاکی از لزوم پرداختن به تدابیر و زیرساخت هایی برای آمادگی هرچه بیشتر با شرایط بحرانی به منظور ارتقای عملکرد کتابخانه است. اثربخشی این تدابیر و شیوه ها در دوره پساکرونا از دیدگاه کتابداران و تأکیدشان بر لزوم تقویت این شیوه ها نشان می دهد که درحال حاضر تداوم آن ها وضعیتی قابل قبول برای ارائه خدمات و برنامه های فرهنگی و آموزشی کتابخانه فراهم آورده است. اصالت/ارزش: نقطه قوت این پژوهش، بررسی تغییرات ایجادشده در شیوه ارائه نشان داد تهدید کرونا باعث ایجاد فرصت تغییر و بهبود برخی فعالیت های کتابخانه از دیدگاه کتابداران شده است؛ زیرا با توجه به موقعیت خاص این کتابخانه و رویکردهای نوین آن، می تواند الگویی برای سایر کتابخانه های عمومی کشور باشد.
نیازسنجی اطلاعات و رفتار اطلاع یابی کاربران مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری: رویکردی کمی و کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش نیازسنجی اطلاعات و مطالعه رفتار اطلاع یابی کاربران مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری (رایسست) است.روش پژوهش: این پژوهش کاربردی بوده و با استفاده از روش ترکیبی انجام شد. در روش کمی جامعه آماری پژوهش متشکل از 234 نفر از کاربران مرکز منطقه ای بود که به روش نمونه گیری تصادفی و با ابزار پرسش نامه انجام شد. در رویکرد کیفی، داده ها از طریق مصاحبه با کتابداران جمع آوری شد.یافته ها: بر اساس یافته ها، کاربران این مرکز اکثراً پژوهشگران و دانشجویان بوده و نیاز اطلاعاتی آنان به ترتیب در خصوص فعالیت های علمی، نگارش مقاله و پایان نامه و انجام وظایف شغلی است. با وجود فراهم آوری انواع منابع اطلاعاتی در این مرکز و ایجاد دسترسی، بیش از نیمی از کاربران در رفع نیازهای اطلاعاتی خود با موانعی مواجه هستند. موتورهای جستجو، پایگاه های اطلاعاتی خارجی و پایگاه رایسست به ترتیب مهمترین مجراهای دستیابی به اطلاعات مورد نیاز توسط کاربران است. بعضی از مشخصات جمعیت شناختی شامل مقطع تحصیلی، جنسیت و سن کاربران رابطه مستقیم و معناداری بر میزان استفاده از منابع و یا مواجه با مانع در دستیابی به اطلاعات دارد. نظر به تناسب منابع اطلاعاتی با نیازهای کاربران، مقالات، چکیده پایان نامه ها، مقالات انگلیسی و نشریات فارسی در سطح متوسط از دیدگاه کاربران ارزیابی شدند.نتیجه گیری: رفتار اطلاع یابی کاربران متأثر از نوع نیازهای اطلاعاتی و میزان بهره گیری آنان از منابع تا اندازه ای تحت تأثیر مشخصات جمعیت شناختی آنان است. با توجه به اینکه اثربخشی نتایج تحقیقات پژوهشگران منوط به رفع مطلوب نیازهای اطلاعاتی شان است، تهیه برنامه ای مدون جهت انجام دوره ای مطالعات نیازسنجی کاربران ضروری است.
شناسایی و تحلیل اقدامات کلان به منظور تحقق اهداف تنظیم گری در شبکه ملی اطلاعات کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
راه اندازی زیست بوم شبکه ملی اطلاعات برای پاسخ گویی به چالش های فضای مجازی، به عنوان راه کار اصلی مطرح شده است. امروزه کشورها برای حاکمیت در فضای مجازی و رفع چالش های آن به ویژه در زمینه های امنیتی و حقوقی اقدام به راه اندازی شبکه ملی اطلاعات و ارائه خدمات بر روی این بستر کرده اند. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ گستردگی تعریف و ماموریتهای شبکه ملی اطلاعات، ﻣﺄﻣﻮرﯾﺖ نهاد یا نهادهای رگولاتور، ایجاد تعادل و توازن در زیست بوم آن، می باشد. تعیین اقدامات کلان تنظیم گری شبکه ملی اطلاعات، موضوعی است که برای محقق شدن اهداف شبکه ملی اطلاعات، اهمیت بسیاری داشته و نیازمند بررسی اسناد بالادستی است. بررسی اسناد بالادستی در این پژوهش، با استفاده از روش اسنادی صورت گرفته و سپس از طریق مصاحبه گروهی با خبرگان، اطلاعات لازم گردآوری شده و با به کارگیری تکنیک دلفی، تحلیل داده ها، صورت پذیرفته است. درنهایت 25 اقدام کلان تنظیم گری احصا شده و 11 اقدام کلان، با اولویت اول، 10 اقدام کلان با اولویت دوم و 4 اقدام کلان با اولویت سوم تشخیص داده شد. با توجه به ابعاد گسترده شبکه ملی اطلاعات و عدم تعیین جایگاه و اقدامات کلان تنظیم گری در معماری شبکه ملی اطلاعات، در این پژوهش، اقدامات کلان تنظیم گری شبکه ملی اطلاعات براساس اسناد بالادستی، نگاشت اقدامات کلان با معماری شبکه ملی اطلاعات و اولویت بندی اقدامات کلان تنظیم گری جهت تحقق اهداف کلان شبکه ملی اطلاعات، شناسایی، تحلیل و تبیین، گردیده است.
واکاوی عوامل مؤثر بر بی اعتمادی در میان اعضای هیئت علمی گروه های علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بی اعتمادی میان اعضای هیئت علمی مانع توسعه روابط و همکاری های علمی، آموزشی و پژوهشی میان آنها می شود. شناسایی عوامل ایجاد بی اعتمادی اولین قدم برای تقویت اعتماد و همکاری است. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر بی اعتمادی در میان اعضای هیئت علمی گروه های علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی ایران بود.روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که با استفاده از روش گرندد تئوری انجام شد. جامعه این پژوهش اعضای هیئت علمی گروه های علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی ایران بودند که اعضای نمونه با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیم ساختاریافته استفاده شد که فرآیند انجام مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری بعد از مصاحبه با تعداد 38 نفر از اعضای نمونه ادامه پیدا کرد. برای تحلیل، تفسیر و کدگذاری داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد.یافته ها: با تحلیل داده های کیفی 123 کد اولیه به عنوان عوامل مؤثر بر بی اعتمادی در میان اعضای هیئت علمی گروه های علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی ایران شناسایی شدند که این کدها در قالب 16 مقوله فرعی و 4 مقوله اصلی دسته بندی شدند. عوامل فرهنگی و اجتماعی، نارسایی در روابط میان فردی، عوامل فردی و عوامل سازمانی 4 مقوله اصلی بودند که در شکل گیری بی اعتمادی میان اعضای هیئت علمی اثر دارند.نتیجه گیری: پژوهش حاضر با مطالعه دقیق دیدگاه اعضای هیئت علمی، عوامل مؤثر بر ایجاد بی اعتمادی میان اعضای هیئت علمی گروه های علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی ایران را شناسایی و پیش روی مدیران و مسئولان دانشگاه ها قرار داده است. توجه به یافته های این پژوهش می تواند به برنامه ریزی بهتر برای افزایش اعتماد و رفع کاستی های این حوزه میان اعضای هیئت علمی کمک نماید.
پروفایل کاربر در شخصی سازی خدمات کتابخانه های دیجیتال دانشگاهی: مطالعه دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شخصی سازی خدمات از جمله خدمات مطرح در کتابخانه های دیجیتال است که در جهت پیاده سازی و توسعه آن، پروفایل کاربر عنصر کلیدی است. مطالعه حاضر به شناسایی شاخص های مرتبط با ایجاد و حفظ پروفایل و مدل کاربر در بافت کتابخانه های دیجیتال دانشگاهی پرداخته است.روش بررسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی است. در این پژوهش از روش مرور نظام مند به منظور به دست آوردن شاخص های مرتبط به ایجاد و حفظ پروفایل کاربر در بافت کتابخانه ها و از روش دلفی برای تبیین شاخص های مهم و اساسی استفاده شده است. در روش دلفی، اعضای پنل دلفی به صورت نمونه گیری هدفمند، شامل 15 نفر از متخصصان (اعضای هیئت علمی، پژوهشگران، کاربر حرفه ای و طراح نرم افزار) بوده و فرایند اجرای دلفی در سه دور انجام گرفت. پس از جمع آوری داده ها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون توزیع دوجمله ای) و برای تعیین میزان اتفاق نظر میان متخصصان از ضریب هماهنگی کندال استفاده شد.یافته ها: با مرور سیستماتیک مطالعات، 72 شاخص برای ایجاد و حفظ پروفایل کاربر استخراج گردید که از این تعداد 49 شاخص از نظر خبرگان با اهمیت تلقی شد و به طور کلی نوع و رویکرد جمع آوری اطلاعات، روزآمدی پروفایل کاربر، نمایش و ارائه مدلسازی کاربر، میانکنش پذیری مدل های کاربر، کیفیت داده ها، حریم خصوصی و امنیت و مدیریت پروفایل کاربر از جمله موارد مهم در ایجاد و حفظ پروفایل کاربر است.نتیجه گیری: شناسایی شاخص های مرتبط با پروفایل کاربر می تواند برای توسعه و افزایش به کارگیری شخصی سازی خدمات در کتابخانه های دیجیتال مورد استفاده قرار بگیرد و پیشنهاد می شود پژوهش های بیشتری در این زمینه به ویژه در خصوص تعیین کیفیت داده ها و اطلاعات موجود در پروفایل کاربر و حریم خصوصی کاربران انجام گیرد.