فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۱٬۱۱۵ مورد.
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۸
134 - 105
حوزههای تخصصی:
یکی از چالش های حوزه آموزش زبان دوم دستور زبان است. آموزش دستور زبان فارسی به غیرفارسی زبانان نیز با چالش های فراوانی روبه رو است. افزون براین، یکی از مسائل مهم در حوزه یادگیری و آموزش زبان دوم این است که زبان دوم آموزان در طول یادگیری زبان دوم چه مراحلی را پشت سر می گذارند و علت آن چیست. یکی از نظریه های مطرح در این حوزه نظریه پردازش پذیری است که براساس آن، فراگیری زبان دوم از یک سلسله مراتب تکوینی به نام سلسله مراتب پردازش پذیری تبعیت می کند. با توجه به سلسله مراتب پردازش پذیری زبان دوم آموزان به ترتیب، واژه های محتوایی، واژه های نقشی، گروه ها، جمله ها و بندهای پیرو را یاد می گیرند. به دلیل اهمیت جایگاه دستور و چالش برانگیزبودن یادگیری و آموزش برخی از ساخت های دستوری زبان فارسی بر آن شدیم تا ابتدا، براساس نظریه پردازش پذیری مرحله بندی یادگیری ساخت شرطی زبان فارسی توسط غیرفارسی زبانان را بررسی کرده و سپس، الگویی برای آموزش این ساخت به فارسی آموزان غیرایرانی ارائه دهیم. برای انجام این کار نخست، برمبنای ویژگی های نحوی ساخت شرطی در زبان فارسی جایگاه این ساخت را در سلسله مراتب پردازش پذیری مشخص نمودیم. سپس، با استفاده از تکنیک مصاحبه به گردآوری داده ها پرداختیم. شرکت کنندگان این پژوهش 120 فارسی آموز غیرایرانی که در مرکز آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان دانشگاه علامه طباطبائی مشغول به یادگیری زبان فارسی بودند و براساس استاندارد مرجع آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان بنیاد سعدی در 5 سطح مقدماتی، پیش میانی، میانی، فوق میانی و پیشرفته قرار داشتند انتخاب شدند. مصاحبه ها هم زمان ضبط و بعد، به متن نوشتاری تبدیل شدند. سپس، براساس اصول سه گانه روش شناختی در نظریه پردازش پذیری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. پس از تجزیه وتحلیل داده ها مشخص شد فارسی آموزان خارجی به ترتیب، اگر+ حال التزامی + حال ساده؛ اگر+ حال ساده+ حال ساده؛ اگر+ گذشته استمراری+ گذشته استمراری؛ اگر+ گذشته استمراری/ دور + گذشته استمراری/ دور؛ اگر+ گذشته التزامی+ حال ساده؛ اگر+ گذشته ساده+ حال ساده و سایر ساخت های شرطی را یاد می گیرند. درنهایت، براساس یافته ها الگویی برای آموزش ساخت شرطی زبان فارسی به غیرفارسی زبانان ارائه شد.
بررسی رابطه دو زبانگی و سرمایه اجتماعی: مطالعل موردی شهروندان 18 تا 60 سال شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه دوزبانگی و سرمایه اجتماعی موضوعی درخور توجه در پژوهش های جامعه شناسی و زبان شناسی است. هدفی که در این نوشتار دنبال می شود بررسی هم بستگی بین دو متغیر دوزبانگی و سرمایه اجتماعی است؛ دراین زمینه، این پرسش مطرح می شود: آیا دوزبانگی با سرمایه اجتماعی رابطه هم بستگی دارد؟ به بیان دیگر، آیا افراد دوزبانه از سرمایه اجتماعی بالاتری نسبت به تک زبانه ها برخوردار هستند؟ این پژوهش به روش پیمایشی درباره 385 نمونه آماری از شهروندان شهر کرمانشاه انجام شده است. روش گردآوری داده ها، پرسش نامه بوده و برای نمونه گیری از روش نمونه گیری PPS استفاده شده است. بنابر یافته های پژوهش، بین «تک زبانگی و دوزبانگی»، «دوزبانگی و چندزبانگی»، «تک زبانگی، دوزبانگی و چندزبانگی» برحسب میانگین سرمایه اجتماعی، تفاوت معنادار آماری وجود دارد. نتیجه کلی پژوهش بیانگر آن است که هم بستگی نسبتاً قوی بین دوزبانگی و سرمایه اجتماعی وجود دارد. البته معنای این رابطه آن نیست که دوزبانگی لزوماً سرمایه اجتماعی بالاتری را تضمین می کند، بلکه به این معناست که این رابطه ابزارهای زبانی و فرهنگی را در اختیار گویشوران قرار می دهد. این می تواند توسعه اجزای اصلی سرمایه اجتماعی یعنی توسعه شبکه ها و منابع اجتماعی را آسان کند.
جنبه های استعاری، مجازی و تعاملی مفهوم سازی ترس: نگاهی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با استعاره های مفهومی می توان هیجانات را به صورت تجربه های عینی صورت بندی کرد و با مَجاز، بازتاب آن ها را به شکل تجربه های جسمانی و واکنش های رفتاری مجازبنیاد نشان داد. این پژوهش از نوع پدیدارشناسی توصیفی است و هدف آن، بررسی دو سازوکار شناختی استعاره و مَجاز و شیوه تعامل آن ها در مفهوم سازی ترس است. برای انجام این پژوهش، از هشتادوچهار نفر از دانشجویان رشته زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه های ملایر و ایلام خواسته شد تا از ماجرایی بنویسند که موجب ترس آن ها شده باشد و ترس خود را توصیف کنند. یافته ها نشان داد که افراد شرکت کننده در پژوهش، از شانزده حوزه مبدأ استعاری و بیست وچهار واکنش جسمانی و رفتاری برای سازمان دهی مفهوم ترس استفاده کرده اند. همچنین، بیشترین فراوانی در حوزه استعاره، مربوط به حوزه های عینی «دشمن/حریف»، «مرگ»، «سفر»، «شنیدن صدا» و «ماده/شی ء» بوده است و واکنش های جسمانی و رفتاری مجازبنیاد، هیجان ترس را بیشتر در قالب «سرما و لرز»، «تپش قلب»، «گریه» و «ناتوانی در حرکت» مفهوم سازی کرده اند. این پژوهش نشان داد که ترس در برخی حوزه ها به شیوه تعاملی و با «استعاره- مجاز»، «استعاره- استعاره»، «مجاز- استعاره» و «مجاز- مجاز» صورت بندی شده است.
تأثیر آموزه های آوایی- واجی بر مهارت های خواندن و آگاهی واج شناختی دانش آموزان کاربر سمعک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آگاهی واجی بر رشد مهارت خواندن مؤثر است ولی کودکان کم شنوا از دسترسی به اطلاعات شنیداری که امکان توسعه آگاهی واجی را فراهم می کند، محروم هستند. پژوهش ها نشان می دهند که با وجود اقدامات تشخیص و توانبخشی زودهنگام کم شنوایی، این گروه با ورود به دبستان، عملکرد ضعیف تری نسبت به همسالان شنوای خود در بعضی از جنبه های یادگیری و درک خواندن دارند. پژوهش حاضر در پی بررسی تأثیر آموزه های آوایی- واجی بر مهارت های خواندن و آگاهی واج شناختی این گروه از کودکان می باشد و از نوع پژوهش تک آزمودنی A-B با دوره پیگیری یک ماهه است. برنامه آموزشیِ آوایی- واجی حاوی آموزه های زنجیری و زبرزنجیری گفتار در 13جلسه تدوین شد و برای 4 آزمودنی شرکت کننده در این پژوهش، به صورت انفرادی اجرا گردید. آزمون خواندن نما و آزمون آگاهی واج شناختی ابزارهای اندازه گیری این پژوهش بودند. تعیین اثربخشی از طریق توصیفی و محاسبه درصد بهبودی در هر یک از آزمودنی ها بود. نمرات آزمون نما و آزمون آگاهی واج شناختی همه آزمودنی ها نسبت به خط پایه، سیر صعودی داشته است. بهبود هر چهار آزمودنی در آزمون های یادشده، با توجه به درصد کلی بهبودی (در بازه ی ۲۵ تا ۴۹ درصد)، موفقیت آمیز ارزیابی شده است. همچنین در مرحله پیگیری نیز ثبات مداخله حفظ شده بود. بر اساس نتایج این پژوهش، آموزش هم زمان ویژگی های زنجیری و زبرزنجیری گفتار تأثیر مثبتی بر مهارت های خواندن و آگاهی واج شناختی کودکان کم شنوا دارد. لذا ضرورت توجه به نتایج این نوع پژوهش ها در تدوین برنامه جامع برای آموزش ناشنوایان کارآمد می باشد.
بررسی تکواژ «تا» فارسی در گفتار و زبان گویشوران آذربایجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، نمود آوایی تکواژ «تا» فارسی به عنوان حرف ربط و حرف اضافه در گفتار گویشوران آذربایجانی مطالعه می شود. داده ها از تعاملات زبانی گویشوران مناطق مختلف استان های آذربایجان شرقی و اردبیل جمع آوری شده است. نخست کاربرد تکواژ «تا» به صورت حرف ربط و حرف اضافه با معانی گوناگون از گفتار گویشوران استخراج و فراوانی کاربرد آنها مشخص شد. سپس داده ها بر اساس دیدگاه های مطرح در حوزه پدیده برخورد زبان ها تحلیل شد. بنابراین پژوهش حاضر پیکره بنیاد است و به شیوه توصیفی-تحلیلی انجام شده است. بررسی داده ها نشان می دهد که فراوانی کاربرد تکواژ «تا» به عنوان حرف ربط (در معانی بیان علت، زمانی که، همین که و شرط) نسبت به فراوانی کاربرد همین تکواژ به صورت حرف اضافه، خیلی بیشتر است. همچنین تکواژ «تا» به عنوان حرف ربط در گفتار همه گویشوران، حتی گویشوران تک زبانه آذربایجانی به وفور یافت می شود. بنابراین دو معیار بسامد کاربرد و راه یابی عنصر زبانی به گفتار و زبان تک زبانه ها، شواهدی دال بر قرضی بودن تکواژ «تا» به عنوان حرف ربط در زبان آذربایجانی است. فراوانی کاربرد تکواژ «تا» در نقش حرف اضافه و حرف ربط در معانی خاص (تردید، از وقتی که) در گفتار گویشوران آذربایجانی پایین تر است؛ همچنین این نوع تکواژها فقط در گفتار دوزبانه های آذربایجانی-فارسی ظاهر می شوند. بنابراین تکواژ «تا» به عنوان حرف اضافه و حرف ربط در معانی خاص، هنوز به صورت عناصر رمزگردانی شده در گفتار دوزبانه ها نمود آوایی دارند و احتمال دارد با گذر زمان، به تدریج به گفتار تک زبانه ها نیز راه یابند و به عناصر قرضی در زبان آذربایجانی تبدیل شوند. اکثر دیدگاه های مطرح در پدیده برخورد زبان ها فقط به مطالعه نتایج قرض گیری بسنده کرده اند؛ در صورتی که پیوستار رمزگردانی- قرض گیری روند راه یابی و تثبیت عناصر غیربومی در زبان پذیرا را ترسیم کرده است. راه یابی تکواژ «تا» فارسی به گفتار و زبان گویشوران آذربایجانی نیز مهر تائیدی بر روند انتقال تدریجی عنصر نقشی از زبانی به زبان دیگر است که در این پژوهش، طبق پیوستار رمزگردانی-قرض گیری تحلیل می شود.
کشش جبرانی در ترکی آذربایجانی در چارچوب تسلسل گرایی هماهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشش جبرانی فرایندی دوبخشی است که در بخش اول آن عنصری حذف و در بخش دوم عنصر دیگری کشیده می شود. ارائه تحلیل یکپارچه از دو بخش این فرایند برای نظریه های واج شناسی مهم است. این پژوهش فرایند کشش جبرانی را در زبان ترکی آذربایجانی گویش اردبیلی در چارچوب تسلسل گرایی هماهنگ که یکی از رویکردهای نظریه بهینگی است توصیف و تبیین می کند. معرفی و رتبه بندی محدودیت های دخیل در آن و ارزیابی کفایت رویکرد مذکور در تبیین این فرایند، از اهداف دیگر این پژوهش است. روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و داده های مورد نیاز به روش میدانی و از طریق مصاحبه با30 گویشور گردآوری و با استفاده از آزمون خی2 تحلیل می شوند. بر اساس یافته های پژوهش، بین فراوانی مشاهده شده و موردانتظار در رابطه با کشش و عدم کشش واکه بعد از حذف همخوان غلت، تفاوت معنادار وجود دارد. داده های تحقیق در چارچوب تسلسل گرایی هماهنگ در قالب تعامل محدودیت ها و ترسیم تابلوی بهینگی بررسی شد. تحلیل داده ها نشان داد که در این گویش، همخوان های غلت/j/ و/w/ از جایگاه پایانه و آغازه هجا بعد از واکه های/ø, y, o/ حذف می شوند، با این تفاوت که حذف از جایگاه پایانه هجا بر خلاف آغازه، منجر به کشش واکه پیشین می شود. فعال بودن محدودیت glideCOND باعث حذف همخوان های غلت و فعال بودن محدودیت WBP باعث وقوع کشش جبرانی می شود. رتبه بندی محدودیت های دخیل در این فرایند به شکل زیر است:
WBP, *FLOAT >> MAX[µ] , glideCOND >> MAX, *μ/C >> DEP-L[µ], *SHARE
بررسی واج شناختی گویش کرمانی ساردویی و تمایز تاریخی واج های /ɣ/ و /q / در آن از طریق طیف نگاره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با هدف تقویت و مستندسازی گویش های فارسی و استفاده از طیف نگاره ها در تأیید یافته ها، پژوهش حاضر برای اولین بار به بررسی واج شناختی گویش ساردویی در واج شناسی زایشی، طبق الگوی برکوئست، و مطالعه طیف نگاری همخوان های /ɣ/ و /q/ (غ و ق) جهت نمایش تمایز تاریخی آنها پرداخته است. ساردویی گویشی فارسی و در معرض خطر است که در منطقه ساردوئیه کرمان گویشور دارد. داده های زبانی در پیکره شفاهی از روش میدانی مصاحبه و ضبط گفتار آزاد گویشوران 80- 28 ساله گردآوری شد. یافته های بررسی صوت شناختی در تمایز بین /ɣ/ و /q/ نشان می دهد که این گویش 32 واج (24 همخوان و 8 واکه) دارد. در واکه های مرکب آن احتمال توالی واکه و همخوان /ow/ و /ew/ نیز در اثر روند تغییرات تاریخی زبان ها وجود دارد. پیدایش واکه /ou/ در این گویش به عنوان تغییری جدید دیده می شود. کشش واکه ای در این گویش بر خلاف برخی از گویش های کرمانی تمایز دهنده نیست. همخوان های /ɣ/ و /q/ در ساردویی، برخلاف فارسی امروزی، تمایز واجی خود را حفظ کرده اند. به عنوان نوآوری و ایجاد تجسم عینی جهت کمک به درک بهتر مفاهیم زبانی، و تأیید یافته های پژوهش، این تمایز با طیف نگاره نشان داده شده است. وجود /q/ واکدار، [ɢ]، به صورت واجگونه/گونه ی آزاد در ساردویی می تواند نشانگر پیوستن این گویش به زبان فارسی، در حذف تدریجی/q/ بی واک بوده و بررسی روند آن می تواند در رفع ابهام موضوع /ɣ/ و /q/ در فارسی معیار موثر باشد.
کانون نمای dA در زبان ترکی آذری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش درصدد آن بودیم تا رفتار کلامی کانون نمای dA در زبان ترکی آذری را بررسی کرده و جایگاه آن را در جمله نشان دهیم. نشان دادیم که کانون به سه طریق نحوی (قلب نحوی)، آوایی (تکیه کانونی) و صرفی (استفاده از کانون نما) در زبان ترکی آذری کاربرد دارد. کانون نماها یا صرفاً جهت برجستگی عناصر در بند بکار می روند و نقش دیگری ندارند و یا نقش های دیگری نیز دارند ولی جهت برجستگی از آن نقش خود خالی شده و به عنوان کانون نما مورد استفاده قرار می گیرند. با مثال های متعدد از زبان ترکی آذری نشان دادیم که این کانون نما که بیشتر نقش افزودنی دارد، بصورت درجا به همه عناصر جمله، فاعل، مفعول مستقیم، قید زمان، قید مکان و کل جمله اضافه می شود و آن را برجسته می کند. نشان دادیم که در زبان ترکی آذری، بر خلاف زبان ترکی استانبولی، dA فقط نقش کانون نمایی دارد و به عنوان نشان دهنده مبتدا کاربرد ندارد. در بررسی داده ها معلوم شد که می توان از کانون نمای ki هم همراه کانون نمای dA برای برجستگی بیشتر استفاده کرد. گاهی می توان جهت برجستگی سازه های مختلف، از بیش از دو کانون نما در یک جمله بهره برد. همچنین پس از تحلیل کاربرد کلامی این عنصر یعنی نقش آن به عنوان کانون نما، نمودارهای درختی مربوط به آن بر اساس مدل کمینه گرایی ترسیم شد.
بررسی کارکرد پیشوند فعلی vā- در گویش خواجه ای(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال دوم پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
171 - 208
حوزههای تخصصی:
این پژوهش کارکردهای پیشوند فعلی vā- «وا» در گویش خواجه ای بررسی می کند. این گویش در دهستان خواجه ای از توابع بخش میمند شهرستان فیروزآباد واقع در استان فارس رواج دارد. بدین منظور، 27 فعل پیچیده ساخته شده با این پیشوند، بررسی و کارکردها و ویژگی هایِ ساختاری-معنایی آن ها، تحلیل می شوند. روش بررسی به این صورت است که نخست معادل هر فعل در زبان فارسی نو و میانه (در صورت وجود) آورده می شود و ریشه فعل در زبان ایرانی باستان نشان داده می شود. در ادامه، مفهوم و کارکرد(های) فعل همراه با مثال در گویش خواجه ای اراﺋﻪ می گردد. گویش خواجه ای مورد نظر در این پژوهش، گویش رایج در روستای باوریان است که نویسند، خود گویشور آن است. مهم ترین یافته های پژوهش پیش رو این است که نخست، سه مورد از این افعال پیشوندی نیستند. دوم این که، در مواردی این پیشوند در هر بافتی، معنای متفاوتی را به یک فعل واحد داده است. دیگر یافته حاکی از این است که پیشوند vā- در بیشتر فعل ها باعث برجسته سازی یکی از معناهای فعل بسیط شده و فقط در یک مورد معنای جدیدی به فعل بسیط داده است. در دو فعل نیز، این پیشوند به معنای «دوباره» بر تکرار عمل دلالت دارد.
بررسی گفتمان نماها در سخنرانی های بین المللی و مصاحبه های تلویزیونی سید ابراهیم رئیسی و حسن روحانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی انواع گفتمان نماهای به کارگرفته شده در سخنرانی های روسای جمهور، روحانی و رئیسی بر مبنای رویکرد فریزر (2009) اختصاص دارد. بر اساس رویکرد مذکور، گفتماننما کلمه یا عبارتی است که دو پاره گفتار را به هم مرتبط میکند بدون این که تغییری در محتوای گزاره ای آنها ایجاد کند. گفتماننماها نوع رابطه بین دو پاره گفتار را نشان میدهند و از این منظر نقش پیوندهنده دارند و در چهاردسته عمده تقابلی، استنتاجی، تفصیلی و زمانی جای می گیرند. علاوه بر نقش های برشمرده، گفتمان نماها در گفتمان می توانند نقش تعدیل کنندگی نیز ایفا کنند، یعنی از صراحت و اطمینان کامل سخن بکاهند. پیکره جستار حاضر متشکل از سخنرانیهای دو رییس جمهور (روحانی و رئیسی) است که از منابع مختلف گردآوری شده اند. بررسی داده ها نشان می دهد که میزان به کارگیری گفتماننماهای تفصیلی در سخنرانی های هردو رییس جمهور بیش از دیگر گفتمان نماهای مرتبط کننده پیام است و در واقع آنان از این طریق سعی در حفظ انسجام گفته های خود دارند. پیرامون گفتماننماهای تعدیل نیز هر دو رئیس جمهور تقریباً به میزان یکسانی از گفتماننماهای تعدیل بهره جسته اند و گاهی نیز از چند راهبرد همزمان به منظور تعدیل گفته خود بهره گرفتند، بدین معنا که به عنوان مثال هم زمان از ضمایر مبهم، افعال وجهی و قید وجهی در بیان یک جمله استفاده کردند تا به نوعی در ابراز دیدگاه های خود جانب احتیاط را نگاه دارند.
بررسی کمینه گرایی معنایی کاپلن و لپور بر اساس داده های زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۴
55 - 73
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به نقد و بررسی نظریه کمینه گرایی معناییِ کاپلن و لپور می پردازد که در سال 2005 به عنوان یک نظریه معنایی همگانی در زبان شناسی مطرح شد. در مقاله حاضر همچنین، این نظریه در زبان فارسی و بر روی داده های این زبان بررسی خواهد شد. با بررسی انتقادات مطرح شده توسط برخی از صاحب نظران، ملاحظه می شود با توجه به ماهیت نظریه که از زبان های منطقی و ریاضی تبعیت می کند، در تحلیل معنا در زبان های طبیعی از جهت های مختلف ناکارآمد و غیرقابل قبول می باشد. در این مقاله، آرا صاحب نظران مختلف در خصوص این نظریه موردنقد و بررسی قرار گرفته است. همچنین مقاله حاضر، به ارزیابی نقاط ضعف و قدرت این آرا نیز پرداخته است. ایرادهای مهمی به این نظریه وارد است که از جمله آن می توان به مباحثی همچون جابجایی بافتی، ناتمام بودن و تغییرناپذیری شرایط صدق اشاره کرد.
عنوان نژادپرستی مذهبی: تحلیل کفتمان انتقادی اخبار رسانه های غربی پیرامون بازنمایی واکنش های مسلمانان به کاریکاتورهای شارلی ابدو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازنمایی مسلمانان در رسا نه های انگلیسی زبان جهان هنوز با چالش های زیادی مواجه است. کلیشه های منفی و تصاویر یک جانبه هم چنان در گفتمان این رسانه ها غالب هستند. آنها به واسطه گفتمان خود می توانند نژادپرستی را عادی و مشروع جلوه دهند و به بازتولید آن در سطح جامعه کمک کنند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی- تحلیلی به بررسی پدیده مشروعیت زدایی از اعتراض مسلمانان به انتشار کاریکاتورهای توهین آمیز مجله شارلی ابدو می پردازد. این تحقیق اخبار چهار رسانه شاخص غربی از جمله نیویورک تایمز، گاردین، واشنگتن پست و بی بی سی را در بازه زمانی 2020 تا 2024 میلادی با بهره گیری از مفاهیم مربع ایدئولوژیک و راهبردهای گفتمانی وندایک بررسی می کند. در این راستا، مؤلفه های گفتمان مدار در این گزارش های خبری شناسایی شدند و سپس هر یک از آنها با توجه به راهبرد های گفتمانی تحلیل گردیدند. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که نویسندگان این گزارش های خبری، ویژگی های مثبت خودی ها یعنی غیرمسلمانان را برجسته کرده و ویژگی های مثبت غیرخودی ها، یعنی مسلمانان را به حاشیه رانده اند. در همین راستا، برای متقاعد ساختن خوانندگان، از راهبردهای گفتمانی همچون انتخاب واژگان، ارجاع به چهره ها و نهادهای معتبر، بیان هنجارها، قربانی سازی، ارائه شواهد، اغراق، دسته بندی مفاهیم، حسن تعبیر، تلویح، دستکاری آمار و ارقام، تعمیم سازی و تمجید ملی بهره گرفته اند.
همبسته های آکوستیکی تکیه و تمایز دستوری افعال همسان گویش مشهدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به افعال همسان گویش مشهدی که در ساخت های متفاوت دستوری به کار می روند پرداخته است. این افعال به دو بخش دوهجایی و بیش از دوهجایی تقسیم شد. نقش همبسته های آکوستیکی تکیه و تأثیر آن بر تمایز دستوری افعال همسان گویش مشهدی با پارامترهای صوتی مهمِ نوای گفتار یعنی فرکانس پایه، شدت و دیرش بررسی گردید. در این بررسی ۹۶۰ فعل تولید و با نرم افزار تحلیل گفتار پرات بررسی شد. این افعال در هشت زمان دستوری حال استمراری و آینده، ماضی ساده و ماضی نقلی، ماضی استمراری و ماضی نقلی مستمر، ماضی بعید و ماضی ابعد است. افعال دوهجایی همسان زمان دورتر، با دیرش و زیروبمی بیشتری تولید می شود و افعال زمان نزدیک تر دیرش و زیروبمی کمتری دارد. افعال چندهجایی همسان، جایگاه تکیه متغیر دارند. این جایگاه برحسب دور و نزدیک بودن به دو دسته تقسیم شدند. گویشور مشهدی برای القای مفهوم زمان دورتر در افعال دوهجایی نیازمند دو عامل دیرش و فرکانس پایه است و در افعال بیش از دوهجایی نیازمند جابه جایی جایگاه تکیه. افزایش فرکانس پایه و دیرش فقط در افعال زمان دورتر دوهجایی است. در افعال بیش از دوهجایی به دلیل تغییر در جایگاه تکیه افزایش همبسته های اکوستیکی تکیه رخ نداد.
بررسی، نقد و تحلیل واژگان معادل یابی شده درسنامه زیست شناسی دوره متوسطه اول و دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۶
139 - 158
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به مطالعه موردی واژه های معادل یابی شده در درسنامه زیست شناسی پرداخته شده و سنجش میزان مقبولیت واژه های تخصصی معادل یابی شده به زبان فارسی در درس زیست شناسی دوره متوسطه اول و دوم، بر اساس مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی و بر پایه معیارهای واژه سازی و واژه گزینی نقد و بررسی شده است. روش تحقیق به صورت کیفی و کمی است. در روش کیفی، پرسش نامه ای از نوع نگرش سنجی بسته به صورت جداگانه به 50 دانش آموز داده شده است و در روش کمی، داده ها با تحلیل آماری بیان شده اند تا تأثیر واژه های معادل یابی شده بر استقبال کاربران سنجیده شود. نتایج تحقیق با توجه به ساخت واژه های معادل یابی شده از نظر بهره وران تفاوت معناداری را نشان می دهد؛ یعنی دانش آموزان با همان اصطلاحات و واژگان تخصصی لاتین بهتر می توانند معنی واژگان را مفهوم سازی و درک کنند. به همین دلیل واژه ها به سه دسته (آشنا، نسبتاًآشنا و ناآشنا) تقسیم شده اند و نظر دانش آموزان در مورد کل واژه های معادل یابی شده بررسی و تحلیل گردید که نتیجه منفی بود. نظر دانش آموزان به این اشاره دارد که معادل های ارائه شده برای واژه های ناآشنا مناسب نیستند؛ اما معادل های ارائه شده برای واژه های آشنا و نسبتاًآشنا از نظر ایشان مناسب تر هستند.
Linking Particle Semantic Roles in Hawrami Deverbal Noun Phrases(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Previous studies have focused mostly on the syntactic features of the linking particle (Ezafe) in simple noun phrases with little attention paid to its semantic representations and functions specifically within the context of deverbal noun phrases. The present study aims to analyze semantic functions of the linking particle as it appears between a deverbal noun and its various modifiers, and compare them with their corresponding elements in sentences in a Distributed Morphology framework (DM) in Hawrami. This study shows this ancient linker's trace in most Kurdish dialects exhibits agentive semantic functions in addition to expressing possession and modification. Furthermore, the subject of unaccusative verbs at the sentential level is realized as the patient/possessor or as the theme/possessor of their corresponding deverbal noun phrases. However, the subject of unergative verbs assumes the agentive/possessor role in their corresponding noun phrases. Moreover, the object of transitive and ditransitive verbs is represented as a patient or theme, and also as a possessed entity before the subject is realized as the possessor in the corresponding deverbal noun phrases. Results indicate that the representation of both sentences and their corresponding deverbal noun phrases within DM framework provides stronger support for a syntactic movement account of deverbal noun phrases, their semantic functions, and properties in Hawrami.
تحلیل و دسته بندی بن مایه های نفرین و دعا در فرهنگ و ادب عامه تالشی شمالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نفرین ها و دعا های مردم هر سرزمینی، نمادی از آداب و روحیّات اجتماعی و درگیری زشتی ها و زیبایی های زندگی آن مردم در گذر زمان هستند. بررسی نفرین ها و دعا های موجود در هر یک از گویش های ایرانی اهمیت ویژه ای دارد، زیرا با بررسی این گونه ها می توان به فرهنگ و ساختارهای جامعه مورد پژوهش پی برد، و به درک بهتری از جامعه و روابط میان افراد آن جامعه رسید. در این پژوهش نفرین ها و دعا های عامّه زبان تالشی شمالی به صورت میدانی جمع آوری شدند و معلوم شد که گویشوران تالشی، اگر در شرایطی چون ظلم و ستم و کارهای دور از انتظار قرارگیرند لب به نفرین می گشایند، و اگر در شرایط ابراز محبت، پاسخ به اعمال نیک دیگران باشند آنگاه احساسات خود را با جملات دعایی نشان می دهند، بر این اساس نفرین ها در مضمون های چون: درخواست مرگ، درخواست بیماری، درخواست کاهش رزق و روزی و درخواست عاقبت بد مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. دعاها نیز در موقعیت های خاص خود چون: دعای موقع سفر، کار، عیادت، اموات، تسلیت و تشکر و قدرشناسی، تقسیم بندی شدند و نمونه های مربوط به هر کدام آورده شد، بعد آوانویسی و ترجمه شان نیز ذکر شد.
بررسی پس اضافه «دَری» /dæri/ در گونه غربی زبان مازندرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر نقش معنایی و کارکرد دستوری پس اضافه /dæri/ در گونه غربیِ زبانِ مازندرانی مطالعه شده است. داده های پژوهش، برپایه شمِ زبانی یکی از نگارندگان و همچنین گفتار طبیعی گویشوران انتخاب گردیده است. تعداد گویشورانِ آزمودنی ۱۵ نفر (مرد و زن) است. آزمودنی ها از ۴۰ تا ۷0 سال و بر زبان فارسی معیار، به عنوان زبان دوم تسلط دارند. داده های تاریخیِ لازم، به روش کتابخانه ای و از طریق جست وجو در فرهنگ نامه ها گردآوری شده و نقش معنایی و کارکرد دستوری حرف اضافه مذکور، براساس زیرنظریه های «حالت» و «تتایی» از نظریه «اصول و پارامتر های چامسکی»، در جملات طبیعی بررسی گردیده است. نتایج بررسی نشان می دهد که پس اضافه /dæri/، تنها در گونه غربی زبان مازندرانی وجود دارد و تنها بر نقش معنایی «خاستگاه» یا «منشأ» دلالت دارد. پس اضافه /dæri/ هسته گروه حرف اضافه ای قرار می گیرد و قابل حذف نیست. این گروه حرف اضافه ای می تواند نقش مکمل (متمم) فعل را در جمله برعهده داشته باشد. گروه اسمی که مکمل (متمم) این حرف اضافه است باید به لحاظ معنایی بی جان باشد؛ مگر اینکه این پس اضافه (dæri) در یک ترکیب شرکت نماید.
مقایسه چگونگی جایگزینی واکه های کوتاهِ وام واژه های انگلیسی و عربی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۵
127 - 107
حوزههای تخصصی:
جایگزینی یک واجِ زبان وام دهنده با نزدیک ترین آوای موجود در زبان وام گیرنده «جایگزینی واج» نامیده می شود. زبان های انگلیسی و عربی به طور مشترک دارای واکه های افراشته کوتاه /I/ و /U/ هستند که زبان فارسی فاقد آن هاست. هدف این پژوهش توصیفی-تحلیلی که در چارچوب نظریه بهینگی(پرینس و اسمولنسکی، 1993 /2004) انجام شده، مقایسه و تبیین چگونگی جایگزینی این دو واکه در وام واژه های انگلیسی و عربی است. یافته های پژوهش پیشِ رو نشان می دهد دو واکه کوتاه /I/ و /U/ در وام واژه های انگلیسی به ترتیب به نزدیک ترین واکه ها یعنی واکه های افراشته کشیده [i] و [u] تبدیل می شوند. ولی این دو واکه کوتاه در وام واژه های عربی به ترتیب به واکه های نیم افراشته کوتاه [e] و [o] تبدیل می شوند؛ زیرا شیوه تلفظ دو واکه کوتاه /I/ و /U/ به نشانه های نویسه ای کسره و ضمه در زبان فارسی بستگی دارد؛ درحالی که کسره و ضمه در زبان عربی به ترتیب به صورت دو واکه افراشته کوتاه /I/ و /U/ تلفظ می شوند، در زبان فارسی به ترتیب به صورت دو واکه نیم افراشته کوتاه [e] و [o] تبدیل می شوند. بنابراین تحلیل تلفظ کسره و ضمه با بهره گیری از محدودیت های نویسه ای که به اطلاعات نویسه ای دسترسی دارند انجام شد. این محدودیت ها ایجاب می کنند که کسره و ضمه در زبان فارسی همیشه به ترتیب باید به صورت [e] و [o] تلفظ بشوند.
پیچیدگی روایت های داستانی کودکان تک زبانه و دوزبانه 4 -6 ساله (مطالعه موردی: تهران و جویبار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۴
75 - 107
حوزههای تخصصی:
بررسی رشد روایی یکی از ابزارهای کارآمد و پرکاربرد در مطالعات رشد زبان، دوزبانگی و اختلال های زبانی است. به ویژه آزمون های مرتبط با دستور داستان که ساختار روایت را در دو سطح کلان (شناختی) و خرد (زبانی) تحلیل می کنند، در سال های اخیر بسیار موردتوجه زبان شناسان بوده اند. در این پژوهش، پیچیدگی ساختار روایت های داستانی فارسی 16 کودک 4 تا 6 ساله دوزبانه مازندرانی-فارسی ساکن جویبار با 16 کودک تک زبانه فارسی زبان همتای سنی و جنسی آن ها در تهران مقایسه و تحلیل می شوند. متغیرهای مستقل و کنترل در این پژوهش دوزبانگی، جنسیت و سن هستند. ابزار گردآوری داده، بازگویی داستان مصور بی کلام و چارچوب تحلیل، شاخص تی اِن اِل پی آر (TNL-Pr) (گیلام و گیلام، 2009) برای سنجش پیچیدگی ساختار روایت است. بر مبنای یافته ها در هر دو گروه با بالارفتن سن پیچیدگی ساختار روایت به ویژه در سطح ساختار خرد در کاربرد قید، حروف ربط و افعال ذهنی و در ساختار کلان در اشاره به پیامد، بیشتر می شود. میانگین نمره کودکان تک زبانه در همه گروه ها، به ویژه در سنین پایین تر بیشتر از دوزبانه و تفاوت دو گروه در اشاره به رخداد آغازین و پاسخ درونی معنادار است. تعداد واژه در روایت های تک زبانه ها بیشتر از دوزبانه و این تفاوت در گروه سنی 4 تا 5/4 ساله معنادار است. پیچیدگی ساختار روایت در دختران و پسران تفاوت هایی را نشان می دهد، اما تفاوت ها به لحاظ آماری معنادار نیستند. در گروه تک زبانه تعداد واژه و میانگین طول پاره گفتار در دختران بیشتر از پسران و در گروه دوزبانه در پسران بیشتر از دختران است. با وجود این، جنسیت تأثیر معناداری بر طول روایت ندارد.
تحلیل رایانشی زبان گونه براهویی رایج در جنوب کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۶
21 - 46
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی کمّی-رایانشی و با بهره گیری از روش های نوین گویش سنجی به تحلیل انبوهه زبان گونه براهویی رایج در شهرستان رودبارجنوب واقع در استان کرمان می پردازد. در این راستا به مدد امکانات بسته نرم افزاری گویش سنجی و نقشه نگاری، پراکنش جغرافیایی متغیرهای زبان شناختی موجود در این گونه زبانی را ارائه می دهد. جهت جمع آوری داده ها از پرسش نامه ای حاوی 208 واژه و 10 جمله پایه بر اساس پرسشنامه های «طرح ملی اطلس زبانی ایران» و «فهرست واژگان پایه موریس سوادش» بهره گرفته شده است. نتایج حاصل از تحلیل و پردازش داده ها نشان داد این زبان گونه دارای وجوه اشتراک و افتراقی با گویش رودباری رایج در منطقه رودبارجنوب است. وجه اشتراک این زبان گونه با گویش رودباری کاربرد همخوان های لبی /gʷ/ و /χʷ/، واج چند زنشی /r/ و واکه های مرکب /Iə/ و /ʊə/، سخت کامی شدگی و سایشی شدگی است و وجه افتراق آن با گویش رودباری مواردی همچون کاربرد واژگان خاص براهویی، وندهای مصدرساز /-eng/، جمع ساز æk/ و /k/، نمود استمراری æ/-/، نهی /pæ/ و /fæ/، نفی /pæ/، /piə/، /p/، /fæ/، /f/، /to/، /t/ و درنهایت کاربرد خاص زمان، وجه و نمود است.