فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۲۱ تا ۱٬۱۴۰ مورد از کل ۳٬۳۵۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
در فلسفه برای معرفی خداوند بیشتر از اوصاف متافیزیکی همچون وجوب، قدرت و حیات بهره گرفته می شود و از اوصاف اخلاقی کمتر استفاده می شود؛ اما در متون مقدس دینی، ازجمله قرآن کریم، اوصافی مانند عدالت، بخشندگی، مهربانی و وفای به عهد در مورد خداوند به کار رفته است که در زبان متعارف انسانی، به اوصاف اخلاقی معروف اند. بسیاری با ابتنای اخلاق بر امر و نهی الهی، امکان توصیف اخلاقی خداوند را به چالش کشیده اند؛ چنان که در جهان اسلام این دیدگاه را اغلب به اشاعره نسبت داده اند. حال آیا خداوند، واجد اوصاف اخلاقی است؟ این نوشتار با شیوه ای توصیفی تحلیلی و گاه انتقادی، برخی لوازم توصیف اخلاقی خداوند، مانند اندراج اخلاق در علوم فلسفی و جایگاه قضایای اخلاقی در اندیشه ابن سینا را براساس دو تفسیر از محقق لاهیجی و محقق اصفهانی بررسی و اثبات می کند که براساس برداشت محقق لاهیجی می توان از دیدگاه ابن سینا، خداوند را واجد اوصاف اخلاقی دانست و او را با اوصاف اخلاقی توصیف نمود. همچنین در این نوشتار، برخی چالش های توصیف اخلاقی خداوند پاسخ داده شده است.
شناسایی دلالت های شبکه مفهومی زیبایی در قرآن کریم برای حیطه هدف گذاری برنامه ریزی درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی اخلاق کاربردی اخلاق دینی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت نظری تعلیم و تربیت و کودک، نوجوان و جوان
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تربیت تربیت اخلاقی
این مقاله می کوشد شبکه مفهومی زیبایی در قرآن کریم را شناسایی کرده، مؤلفه های کلیدی زیبایی و زیبانمایی را از آن استنباط و دلالت های آن برای حیطه هدف گذاری برنامه ریزی درسی را استخراج کند. در این پژوهش برای تأمین اهداف فوق از روش توصیفی- تحلیلی محتوای متن استفاده و سپس یافته های تحقیق توسط صاحب نظران به کمک اجرای پرسشنامه اعتباریابی شده است.
بر مبنای این پژوهش دلالت های استخراج شده از شبکه مفهومی زیبایی در قرآن کریم برای حیطه هدف گذاری برنامه درسی در دو دسته قابل تقسیم هستند که مهمترین آن ها عبارتند از: 1. درک، باور و توجه به زیبایی های حق، کلام حق، جهان آفرینش (اعم از آفاق و انفس) به منزله تجلیات حق؛ زیبایی های اعتقادی و عملکردی برای نورانی کردن درون و برون؛ تزیین زشتی ها توسط شیطان؛ زشتی های اعتقادی و عملکردی به عنوان عامل ظلمانی شدن درون و برون؛ 2. پرورش مهارت های رضایتمندی از خالق زیبایی ها؛ لذت بردن از زیبایی های حق، کلام او، جهان آفرینش (اعم از آفاق و انفس) به منزله تجلیات او؛ لذت بردن از زیبایی های اعتقادی و عملکردی؛ تنفر از زیبایی های کاذب اعتقادی و عملکردی ظلمت آفرین؛ تعامل عاطفی و معنوی با زیبایی ها؛ توانمندی های مشاهده غیر عینی و غیر مادی (درک باطنی)؛ پرورش مهارت های تولید مصنوعات زیبا؛ پرورش فضایل اخلاقی و تهذیب نفس و پرهیز از رذایل اخلاقی.
بررسی و نقد مبانی هستی شناختی تعلیم و تربیت پویشی وایتهد با تکیه بر آرای علامه طباطبایی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه تطبیقی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلسفه تطبیقی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات فلسفه تعلیم و تربیت
هدف این مقاله بررسی انتقادی مبانی هستی شناختی تعلیم و تربیت پویشی وایتهد با تکیه بر آرای علامه طباطبایی است. وایتهد یکی از تأثیرگذارترین فلاسفة قرون اخیر در غرب بود که نظریاتش تأثیری مستقیم بر تعلیم و تربیت داشت و موجب تولد تعلیم و تربیت پویشی شد. او توانسته است با نقد تصور مکانیکی دکارت و نیوتن مقابله کند و با طرح سیلان در واقعیت و تعامل خداوند با هستی های بالفعل قدمی فراتر بگذارد و تحولی در عرصة تعلیم و تربیت بنا نهد؛ بااین حال مبانی هستی شناختی تعلیم و تربیت پویشی با نقدهایی روبه رو هستند. هستی های بالفعل از دیدگاه وایتهد مستقل و در سیلان اند و خلاقیت آنها تا جایی گسترده است که توسط ارادة خداوند هم محدود نمی شود. از سویی خداوند نیز به منزلة یک هستی مستقل دارای ذات ازلی است، ولی دارای ذات تبعی نیز هست؛ یعنی در تعامل با جهان، در حال تکامل است. بررسی آرای علامه طباطبایی نشان می دهد که ایشان توانسته با تکیه بر مبانی هستی شناختی همانند اصالت وجود و تشکیک در وجود، از سویی نتایج مثبت فلسفة پویشی را در خود داشته باشد و از سوی دیگر برداشت درخوری از خداوند و ارتباط او با جهان به دست دهد و این برداشت می تواند مبانی مستحکم هستی شناختی برای تدوین اهداف و اصول تعلیم و تربیت را فراهم آورد.
مبانی هستی شناختی مسئولیت اخلاقی در اخلاق اسلامی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مسئولیتِ اخلاقی یا در معرض بازخواست بودن نسبت به وظایفِ اخلاقی، در اخلاق اسلامی صرفاً در برابر خداوند معنا پیدا می کند. تلاش انسان در نیل به هدف، در پرتو مسئولیت است که معنا دار شده، شتاب فزاینده ای پیدا خواهد کرد. عدمِ مسئولیت، زندگی فردی و اجتماعی انسان را به مخاطره انداخته، نظام اجتماعی را دچار اختلال می کند. اولین و مهم ترین بحث در این زمینه، بحث از مبانی نظری و مبانیِ هستی شناختی مسئولیت اخلاقی است. این پژوهش با رویکرد تحلیلی، به بررسی خاستگاه هستی شناختی مسئولیت اخلاقی انسان در اخلاق اسلامی می پردازد. از جمله این مبانی، اصل وجود خداوند، توحید، حاکمیت مطلق و قدرت فراگیر الهی، حکمت، عدل و رحمت خداوند می باشد. فوائد اثبات این اصل عبارتند از: انسان ها نسبت به حقوق خداوند و دیگران مسئولند؛ انسان نسبت به هر فعلی که در رشد کمال اختیاری وی تأثیرگذار است، مسئولیت دارد؛ فساد و تباهی در عالم، مستقیم و یا غیرمستقیم، مسئولیت آور است؛ هدایت جز از طریق مسئول بودن انسان امکان ندارد؛ مسئول نبودن انسان با حکمت، عدل، رحمت الهی و نظام احسن در تضاد است.
بررسی نسبت دیدگاه اخلاقی ابن سینا با واقع گرایی اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله بررسی نسبت دیدگاه اخلاقی ابن سینا با واقع گرایی اخلاقی است، اما ازآنجاکه در تفسیر دیدگاه اخلاقی ابن سینا، اختلاف نظر وجود دارد، در این مقاله سعی بر آن است که ابتدا با روشی توصیفی تحلیلی دیدگاه اخلاقی ابن سینا تبیین گردد و سپس نسبت آن با واقع گرایی اخلاقی بیان شود. نتیجه تحقیق این است که علی رغم اینکه ابن سینا قضایای اخلاقی را بدیهی نمی داند، اما هیچ دلیلی وجود ندارد که آنها را اخباری و قابل صدق و کذب هم نداند. اما اینکه ایشان قضایای اخلاقی را از اقسام مشهورات ذکر کرده، منافاتی با واقع گرایی ندارد؛ زیرا مقصود ایشان که می گوید احکام اخلاقی پایه ای جز شهرت ندارند، این است که اساس معرفتی احکام اخلاقی شهرت است. بنابراین، به نظر می رسد سخن ابن سینا ناظر به مقام اثبات است و نه ثبوت. بر این اساس، تفسیر مرحوم مظفر و محقق اصفهانی، که سخن ابن سینا را ناظر به مقام ثبوت می دانند، صحیح نیست.
آداب اجتماعی در تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علّامه طباطبائی از مفسرانی است که با رویکردی اجتماعی به تفسیر آیات قرآن می پردازد. ادب اجتماعی از مباحث ایشان در تفسیر المیزان است که مقاله حاضر می کوشد با بررسی آن، گامی در جهت احیای سبک زندگی اسلامی بردارد. بنابراین، با روش اسنادی و نوعی تحلیل محتوای کیفی در این تفسیر به تحلیل، تبیین و تفسیر آداب اجتماعی قرآنی می پردازد.
نکته اساسی در این تحقیق این است که آداب اجتماعی دارای تنوع و گوناگونی در قرآنند. این آداب به دلیل آثار مطلوبی که در جامعه بر جای می گذارند، نه تنها نظام اجتماعی اسلامی را سامان دهی می کنند، بلکه فرد را نیز در مسیر سعادت و کمال مطلوب قرآن راهبری می نمایند. اساس آداب اجتماعی در قرآن بر محوریت تقوا، اخلاص و ایمان قرار داشته و ریشه اصلی آن خدامحوری و آخرت گرایی است. قرآن منظومه رفتارهای اجتماعی انسان را بسیار هدفمندانه وضع نموده است.
بررسی رویکرد تطبیقی دیدگاه های علامه طباطبائی و پارسونز نسبت به مدیریت خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت نظری تعلیم و تربیت و خانواده
مقاله حاضر که با هدف بررسی مقایسه ای مدیریت خانواده از دیدگاه علّامه طباطبائی و پارسونز تهیه شده است، به دنبال پاسخ گویی به این سؤال اصلی بود که میان آرای علّامه طباطبائی و پارسونز نسبت به مدیریت خانواده چه تشابهات و تمایزهایی وجود دارد؟ جمع آوری اطلاعات و انجام این پژوهش با روش اسنادی صورت گرفته است. این پژوهش از یک سو، دارای رویکردی میان رشته ای بین اخلاق و جامعه شناسی است و از سوی دیگر، پژوهشی علمی دینی به شمار می رود. در این مقاله ابتدا الگوهای مدیریتی در خانواده مطرح شده اند، سپس به دیدگاه های علّامه طباطبائی و پارسونز در خصوص مدیریت خانواده اشاره شده است.
بر اساس دستاوردهای این پژوهش، علّامه طباطبائی در خصوص مدیریت خانواده بر تفکیک نقش ها و تعقل تأکید ورزیده و پارسونز به تفکیک نقش ها و اصل سازش ناپذیر بودن آن اشاره کرده است. البته بین دیدگاه علّامه طباطبائی و پارسونز پنج تشابه و چهار وجه تمایز وجود دارد که در این نوشتار بدان اشاره شده است.
بررسی میزان تأثیر مؤلفه های اخلاقی در تدریس اساتید از دیدگاه دانشجویان دانشگاه کوثر بجنورد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وجود اخلاق در آموزش عالی باعث رشد و بالندگی آن می شود. اخلاقی بودن استاد در حرفه اش حاصل دانستن، خواستن، توانستن و نگرش است. اخلاق و تدریس به طور ذاتی همسو و درهم تنیده می باشند. استاد مهم ترین و اساسی ترین عامل موفقیت در تحقق اهداف آموزشی در هر دانشگاه می باشد. در این تحقیق به تعیین میزان تأثیر هر یک از مؤلفه های اخلاقی در تدریس اساتید، از دیدگاه دانشجویان پرداخته شده است. پژوهش توصیفی- مقطعی با مشارکت 23 دانشجوی مؤنث ترم دوم مقطع کارشناسی در رشته ی جغرافیا از دانشگاه کوثر بجنورد که از معدل بالای 5/16 در ترم اول برخوردار بودند انجام شد. طی پرسشنامه ای (بر اساس نتایج کار به دست آمده از تحقیق مطلبی فرد و همکاران، 1390) دانشجویان به میزان تأثیر هر یک از هشت مؤلفه ی اساسی در تدریس اخلاقی اساتید با 22 زیر مقوله در مقیاس لیکرت 5 درجه ای پاسخ دادند. این مؤلفه ها کارآمدی آموزشی، کارآمدی در ارائه ی محتوا، تعامل حرفه ای، توجه به رشد همه جانبه ی دانشجویان، احترام به همکاران، فضای بحث مناسب در کلاس، احترام به کلاس و ارزشیابی درست را شامل می شد. نتایج نشان داد که کارآمدی آموزشی و ارزشیابی درست به عنوان شاخصه های بااهمیت تری در تدریس اخلاقی اساتید ایفای نقش می نمایند و نسبت به سایر مؤلفه ها از میزان تأثیر بیشتری برخوردار هستند. اساتیدی که خود را ملزم به رعایت تدریس اخلاقی می دانند به نحو بارزتری از روش ها و راهکارهای آموزشی آگاه هستند و ارزشیابی مناسب و عادلانه ای انجام می دهند. توجه به انتخاب اساتید با کارآمدی آموزشی بالا و آگاه به اررزشیابی درست در نظام آموزش عالی شایان توجه می باشد.
فضای مجازی، ابعاد، ویژگی ها و کارکردهای آن در عرصه هویت با محوریت شبکه های اجتماعی مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شبکه های اجتماعی، نسل نوینی از وب سایت ها می باشند که مورد توجه کاربران جهانی عرصه فضای مجازی قرار گرفته است. از سوی دیگر، هویت به مفهوم مجموعه ای از تعلقات مادی و معنوی افراد، در کلیه ابعاد و جوانب، بی شک متأثر از فضای مجازی و بخصوص شبکه های اجتماعی مجازی خواهد بود. هدف این پژوهش، بررسی «ابعاد، ویژگی ها و کارکردهای شبکه های اجتماعی مجازی در عرصه هویت» می باشد. بنابراین، در پاسخ به این سؤال اصلی که «کارکردهای شبکه های اجتماعی مجازی در عرصه هویت ایرانی اسلامی چیست؟»، این فرضیه مطرح شده است که «به کارگیری شبکه های اجتماعی مجازی موجب خدشه دار شدن هویت ایرانی اسلامی در جامعه گردیده است.» آسیب مفروض بر هویت ایرانی اسلامی در این مقاله، تغییر سبک زندگی خانواده هاست که منجر به افزایش طلاق و نقض حریم خصوصی خانواده ها می گردد.
بررسی تطبیقی آرای تربیتی ملامحسن فیض کاشانی و جان دیویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) سایر جریان ها پراگماتیسم
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و...]
این پژوهش به بررسی تطبیقی آرا و اندیشه های تربیتی فیض کاشانی و جان دیویی در زمینه-های مبانی، اصول و اهداف تربیت به منظور بهره گیری در تعلیم و تربیت می پردازد. این تحقیق از نوع تحلیل اسنادی است که با هدف مقایسه و تطبیق، و گردآوری اطلاعات نیز از طریق مطالعات کتابخانه ای انجام گرفته است. در این راستا یافته های پژوهش دلالت دارد که دیدگاه فیض کاشانی در مقایسه با دیویی تفاوت و تشابهاتی دارد. مبنای اختلاف نظر این دو اندیشمند در نگاه ایشان به انسان است. فیض انسان را موجودی مرکب از روح و جسم و دیویی آن را مادی محض می داند. در زمینه هدف تربیت، فیض هدف غایی را قرب الهی و دیویی آن را رسیدن به جامعه دموکراتیک می داند و در زمینه اصول تربیت، هر دو متفکر، اصل فعالیت و همراهی علم و عمل را جز اصول خود می دانند.
مفهوم و معارف مربوط به آموزه «حمد و ثنای الهی»، از منظر قرآن و عترت و آثار تربیتی آن
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن اخلاق و تربیت در قرآن
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات فلسفه تعلیم و تربیت
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی اخلاق و تربیت در روایات
سلامت اداری و راه های مبارزه با فساد اداری(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
آسیب شناسی نظام اداری و شناسایی راه کارهای مبارزه با فساد اداری با هدف نیل به سلامت اداری، از جمله موضوعات مهم و ضروری برای نظام اسلامی است. جوامع مختلف، با توجه به نوع نظام مورد پذیرش خود، شیوه هایی را برای سلامت اداری خود تدوین و مورد اجرا قرار می دهند. توجه به گرایش های افراد مورد گزینش، آموزش های لازم قوانین و مقررات و نظارت بر حسن اجرای قوانین و... از جمله این شیوه ها است.
در نظام مردم سالاری دینی، افزون بر موارد فوق و دقت و حساسیت در گزینش ها، تعهد اخلاقی و پایبندی به دین و آموزه های دینی، و تقوا و ملکه درونی و تشویق ها و تنبیه ها از جمله مواردی است که برای نیل به سلامت اداری بسیار مهم و حایز اهمیت است.
محبت ورزی در همزیستی اخلاقی از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن اخلاق و تربیت در قرآن
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی اخلاق کاربردی اخلاق دینی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات فلسفه تعلیم و تربیت
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تربیت تربیت دینی
سعادت و کمال انسان در نحوه همزیستی با دیگران است. قرآن کریم، انسان را به رعایت ارزش های اخلاقی در همزیستی فرامی خواند، تا به تربیت افراد جامعه و هم افزایی فضایل اخلاقی بینجامد. در این روش از همزیستی، مسالمت آمیز بودن تعاملات اجتماعی، اصل نیست؛ بلکه اصل، تعالی اخلاقی افراد جامعه است. مهم ترین عامل در تربیت و استقرار ارزش های اخلاقی، محبت است؛ زیرا محبت میان افراد جامعه، الفتی طبیعی ایجاد می کند و جامعه را همچون پیکر واحد می سازد. مقصود از محبت، محبتی است که از رذایل اجتماعی می کاهد و بر فضایل می افزاید؛ و آن، محبت فی الله و محبت لله، یا به تعبیر دیگر، محبت خیرخواهانه است که از محبت انسان نسبت به خیر محض یعنی خدای متعال برانگیخته می شود. از آن جا که محبت برای تربیت اخلاقی است، به تناسب شرایط و گروه های مختلف اجتماعی، جلوه های متفاوتی می یابد: گاهی به صورت ولایت نمود می یابد؛ و گاهی به شکل برائت ظاهر می شود؛ چنان که محبت طبیب، سبب برائت او از آلودگی موجود در بدن بیمار است. در بیان قرآن، مهرورزی پیامبر اسلام با مردم، محبت مؤمنان نسبت به هم، حتی مهرورزی مؤمنان نسبت به کافران و دشمنان، به اشکال مختلف به هم افزایی فضایل اخلاقی منجر می شود. همچنین دشمنی و برائت مؤمنان از کفاری که در دشمنی با مؤمنان لجاجت دارند، تجلی رحمت الاهی است که سبب خروج آن ها از ولایت شیطان و پذیرش ولایت خدای سبحان می شود.
عوامل، بسترها و آثار ناامنی اخلاقی در آراء و اندیشه رهبر معظم انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امنیت همواره به عنوان یکی از مهمترین نیازهای بشر مطرح است. امروزه امنیت به عنوان یک کالای عمومی، مورد مطالبه همگان بوده و تأمین آن مستلزم تعامل آگاهانه و راهبردی، در قالب یک عمل جمعی و مشارکت آمیز میباشد؛ از سوی دیگر، امنیت اخلاقی، ازجمله: نیازهای اساسی، حیاتی و دائمی در جامعه میباشد؛ بهگونهای که ایجاد، حفظ و گسترش آن از اهداف و ارزشهای بنیادی دولتها محسوب میگردد. با توجه به اهمیت چشمگیر و بیبدیل انقلاب اسلامی در مقابله و مبارزه با ناامنی اخلاقی در کشور، آگاهی از نظرها و اندیشههای رهبر اندیشمند انقلاب اسلامی، حضرت امام خامنهای مدظله العالی در این خصوص، بسیار مهم و حساس میباشد.
امکان تغییر اخلاق از دیدگاه ملامهدی نراقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در چگونگی تأثیر تربیت بر اخلاق و امکان تغییر اخلاق دیدگاه های مختلفی از سوی دانشمندان اخلاقی بیان شده است. این امر ارتباط مستقیمی با مسئله ذاتی یا اکتسابی بودن صفات اخلاقی در انسان دارد. از دیدگاه ملامهدی نراقی این مسئله قابل تفصیل است. وی برخی صفات را قابل تغییر و برخی را غیر قابل تغییر می داند و برای این مدعای خویش ادله ای اقامه کرده است. به نظر می رسد این ادله مکفی نبوده، به تبع آن، نظریه ایشان هم قابل قبول نیست؛ بلکه باید قائل به اطلاق شد؛ یعنی تمام صفات و ملکات انسان اکتسابی است و آنها مطلقاً جبلّی نیستند.
زهد و وارستگى دوستان خدا و بى اعتنایى آنان به دنیا (2)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امام سجاد علیه السلام در این فراز از دعاى خود، از دنیا شکوه مى کند که ما را گرفتار حیله و مکر خود ساخته است. ازآنجاکه نعمت هاى دنیوى نظیر خوردنى ها، پوشیدنى ها و صرف وقت براى این امور، ما را از دستیابى به سرمایه هاى ماندگار اخروى بازمى دارد، خسارت بار و فریبنده هستند. کسانى که براى دنیا اصالت قائل هستند و دنیا را براى خود دنیا و لذت هاى آن مى جویند، این نوع نگرش نامطلوب و خسارت بار است؛ زیرا ما را از سرمایه هاى عظیم و جاودان اخروى بازمى دارد.
سرانجام اینکه على رغم فریبندگى دنیا، آدمى با اعمال اختیارى و با اراده کامل خویش، در همین دنیا سعادت اخروى را براى خویش رقم مى زند. این در صورتى است که نگاه به دنیا اصیل و براى خود دنیا نباشد، بلکه مقدمه اى براى کمال و عبودیت و بندگى خدا باشد.
مسؤولیت پذیری و وظیفه شناسی از دیدگاه قرآن و روایات اهل بیت(علیهم السلام)
حوزههای تخصصی:
چکیده مقاله حاضر به بررسی مسؤولیت پذیری و وظیفه شناسی، از دیدگاه قرآن و روایات اهل بیت(علیهم السلام) می پردازد. در این باره، با بررسی رابطه مسؤولیت پذیری و وظیفه شناسی، ریشه مسؤولیت پذیری انسان را در امانت الهی یافتیم که جز انسان موجود دیگری نتوانست آن را قبول کند. اما انسان درصورتی می تواند مسؤولیت پذیر باشد که با دو اصل تقوا و ایمان، زمینه های آن را فراهم کند و از راهکارهای تفکر و تفقه و بصیرت بهره برد. البته، مسؤولیت پذیری انسان صرفاً در زمینه تقوا امکان پذیر است. اگر انسان از تقوای فطری خود، به خوبی بهره ببرد می تواند به تقوای دینی نائل شود؛ در این صورت، زمینه انجام وظایف به خوبی برای او فراهم می شود. ایمان نیز نیرویی در انسان پدید می آورد که در هنگام انجام وظایف سستی به خرج ندهد. از منظر قرآن کریم و روایات، انسان پنج وظیفه اصلی یعنی ایمان، انفاق، اقامه نماز، وفای به عهد و صبر بر عهده دارد. هر یک از این وظایف اصلی، کلیدی برای انجام دسته ای از وظایف فرعی است که انسان در زندگی بر عهده دارد. واژه های کلیدی وظیفه شناسی، مسؤولیت پذیری، امانت، تفکر، تفقه، بصیرت، تقوا، ایمان
ارائة بینش و جهان بینی متعالی در حکایت های تربیتی قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن اخلاق و تربیت در قرآن
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات فلسفه تعلیم و تربیت
از شرایط مهمّ توفیق در هر کار، به ویژه امر خطیر تربیت، اتّخاذ روش ها و شیوه هایی است که فرد را در رسیدن به هدف و در پیمودن راه کمال یاری بخشد. مهم ترین تعلیم و اساسی ترین بینشی که اسلام می خواهد به انسان ارائه دهد، بینش توحیدی است. قرآن می خواهد انسان را با خدا آشنا کند و دربارة خدا به انسان معرفت بدهد. در قرآن کریم حکایت ها و داستان های تربیتی فراوانی وجود داردکه در صدد ارائة بینش و جهان بینی متعالی به انسان می باشد. سؤال اصلی در این تحقیق آن است که حکایات و داستان های تربیتی قرآن، چگونه به انسان در ارائة بینش صحیح و جهان بینی متعالی یاری می رساند؟ هدف اصلی، ارائة بینش و اعطای جهان بینی متعالی به انسان از طریق نتایج و دستاوردهای حکایات تربیتی مستخرج از قرآن می باشد. نتایج اصلی که از مقاله قابل استخراج است، عبارتند از: قرآن کریم در تلاش است تا با ارائة بینشی صحیح نسبت به حقایق جهان هستی، حجاب های غفلت را از دیدگان انسان بزداید. همچنین تغییر بینش ها و نگرش های نادرست و جایگزینی باورها و ایده های صحیح، دستاورد دیگر حکایات قرآنی می باشد. در نهایت، ارائة بینش صحیح از طریق مواجه کردن آدمی با واقعیّت ها و ارائة بینش به شکل عملی باعث می گردد که افق دید انسان در جریان عمل (دستاورد عملی) تغییر یابد و به حقیقت رهنمون گردد.
جایگاه و حدود تعاریف تحلیلی و هنجاری تربیت و تأملی در برخی از تعاریف موجود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله این پژوهش، ابهام در مبانی روش شناختی تعریف تربیت و به دنبال آن، نبودن تعریفی مورد توافق و کارگشا برای جامعه تعلیم و تربیت کشور است. هدف این پژوهش، اولا مقایسه تعاریف تحلیلی و هنجاری تربیت، دستیابی به ویژگیهای تعریف مطلوب از تربیت، و سپس بررسی تعاریف از نظر توجه به این ویژگیهاست. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی انتقادی است. یافته ها نشان می دهد که در تعاریف کلی و عام از تربیت نیز وجود نظام فکری قابل مشاهده یا استنباط است و حتی تعریف به اصطلاح تحلیلی توصیفی از تربیت نیز نمی تواند بکلی خالی از هرگونه نظام فکری خاص باشد؛ گرچه میزان تصریح بر این نظام فکری در تعاریف مختلف، متفاوت است؛ هم چنین، عدم وضوح و شفافیت عناصر هر تعریف، یکی از کاستی های اغلب تعاریف است؛ سپس با بهره گیری از نقاط قوت تعاریف و با عنایت به معیارهای کارامدی تعریف هنجاری از تربیت، و بر پایه تحلیل شبکه مفهومی ""ولایت"" در تفسیر المیزان، تعریف دیگری برای تربیت پیشنهاد شده است.