فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۲۱ تا ۱٬۴۴۰ مورد از کل ۱۴٬۱۸۷ مورد.
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۳)
25 - 46
حوزههای تخصصی:
مفسران و مترجمان قرآن کریم عبارت «و لیال عشر» (فجر: 2) را «شب های ده گانه» معنا نموده و در تلاش برای یافتن باعظمت ترین ده روز متوالی سال بوده اند تا بر این عبارت تطبیق دهند. این معنای ارتکازی، متأثر از دیدگاه شخصی دیگر مفسران بوده و تناسبی با مضمون و محتوای سوره فجر ندارد. نوشتار حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و با هدف کشف معنای اصلی و صحیح این عبارت، در جست وجوی پاسخ به این پرسش است که مناسب ترین معنا برای عبارت «لیال عشر» چیست؟ در نهایت مشخص گردید واژه «عشر» از لحاظ صرفی، مصدر ثلاثی مجرد و به معنای «درهم تنیده شده و متداخل» می باشد و لفظ «لیال» اگرچه به معنای شب ها» است، اما با توجه به بافت و قراین موجود در این سوره، تداعی کننده ظلم و فساد است. این سخن بر این مبنا قرار گرفته است که قسم های قرآنی برای باوربخشی و استدلال بر امکان وقوع و تحقق جواب شرط، کنار یکدیگر قرار گرفته اند. بر همین اساس، «فجر» شعاع نوری است که بر ظلمات درهم تنیده شب (لیال عشر) وارد می شود و ظلمت و تاریکی ها را از بین می برد. این برداشت معنایی، متناسب با مضمون جواب شرط و محتوای سوره است.
نگاهی نو به تفسیر آیه امانت و ارتباط آن با خلافت و اختیار انسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۳)
67 - 86
حوزههای تخصصی:
آیه امانت از آیات متشابه و کلیدی قرآن در باب خلقت انسان می باشد که معرکه آرای متنوع و گاه متضاد مفسران گشته است. از میان معانی متعددی که مفسران برای امانت برگزیده اند؛ همچون شریعت، ولایت، فطرت، روح منفوخ و ...، به نظر می رسد معنایی که برخی عارفان به آن رسیده اند، یعنی خلافت تامه انسان از جانب خداوند و همچنین معنای اختیار، از دقت بیشتری برخوردار است؛ چرا که اولاً این معانی بر اساس حقیقت مؤکد قرآن مبنی بر شعور، ادراک و عقلانیت همه کائنات، استوار گشته اند، ثانیاً اختصاص به انسان دارند، ثالثاً تکوینی بوده و در راستای سایر آیات خلقت هستند، رابعاً مناسب ترین توجیه را برای واژگان اشفاق، ظلومیت و جهولیت در آیه امانت فراهم می کنند. ازاین رو بسان دو روی سکه امانت اند.
تبیین فرایند خط مشی گذاری سیستمی از منظر قرآن
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ششم پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۲
132 - 169
حوزههای تخصصی:
فرایندی بودن خط مشی گذاری مورد قبول همه دانشمندان این رشته بوده و برای بررسی این فرایند، از رویکردهای مختلفی استفاده شده است که یکی از آن ها رویکرد سیستمی است. رویکرد سیستمی برای اقدام به موقع در مقابل تحولات عمیق و پی درپی عصر حاضر بکار گرفته می شود. این تحقیق پیرامون مسئله (چگونگی نظر قرآن نسبت به بررسی فرایند خط مشی گذاری با رویکرد سیستمی) به بحث پرداخته است اهمیتش در این است که از یک طرف سازمان را به عنوان یک سیستم باز و متعامل با محیط در نظر گرفته و از طرف دیگر این نوع نگاه را با توجه به منابع اسلامی مورد تحلیل قرار داده است. مقاله حاضر با روش تحلیلی – توصیفی با هدف استخراج نظر اسلام نسبت به رویکرد سیستمی در بررسی فرایند خط مشی گذاری، به این نتیجه رسیده است که بررسی فرایند خط مشی گذاری با رویکرد سیستمی - با توجه به مستنداتی که در متن مذکور است- مورد تأیید و تأکید دین مقدس اسلام بوده و دستورات متعددی از پیشوایان دینی همسو با این رویکرد وجود دارد.علاوه بر مباحث مدون در خط مشی گذاری مصطلح، مصالح، مفاسد و عرف نیز به عنوان ورودی ها و محیط خط مشی گذاری اسلامی در نظر گرفته شده است.
اقسام مواجهه با روایات تفسیری در مدرسه تفسیری اصفهان
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۸
123 - 153
حوزههای تخصصی:
از جمله مدارس مهم در تاریخ تفسیر امامیه، مدرسه تفسیری اصفهان است که از تأثیرگذارترین مدارس تفسیری در تاریخ تفسیر محسوب شده و شناخت روش های تفسیری آن از اهمیّت بسزایی برخوردار است. نیل به تفسیر صحیح آیات قرآن در گرو شناخت روش های تفسیری مفسران بوده که بر اساس این شناخت درکی صحیح از درستی و نادرستی برداشت های قرآنی مفسر به دست می آید. در این نوشتار به روش توصیفی-تحلیلی و با مطالعه دقیق روش های تفسیری تفاسیر اصفهانی، روش های مواجهه مفسران این دیار با روایات به دست آمده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که استفاده از روایات تبیینی جهت بیان معنا و مصداق، روایات مؤید معنای لغوی و مؤید مطلب و برداشت شخص مفسر، روایات فضائل سور و شأن نزول آیات، روایات همسو با دلالت قرآن، روایات مبین تأویل آیات، ترجیح معنای روایی بر دیگر اقوال، جمع بین روایات بیان مصداق، تعامل با روایات همگون یا ناهمگون جهت بیان مصداق و جری و تطبیق و یا جهت رفع اجمال آیه و یا به دلیل برون رفت از تعارض ظاهری روایت با حمل بر مراتب مختلف در مواجهه با روایات تفسیری مفسران در مدرسه تفسیری اصفهان دیده می شود.
بازخوانی ادبی آیه 61 توبه با تأکید بر فراز «قُل أذُنُ خیرٍ لَکُم» همراه با نقد ترجمه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به روایات تفسیری در ذیل آیات، تشکیل «خانواده حدیث» و نیز دقت در نوع دستوری عبارات و واژگان در زبان عربی و نقش آن ها در جمله، از جمله راهکارهای فهم دقیق آیات قرآن کریم است. یکی از این موارد، دقت در ترکیبات اضافی (مضاف و مضاف الیه) در زبان عربی است که انواع مختلفی دارد و گاهی ظاهر الفاظ، به دلایل گوناگون از جمله إعراب تقدیری و اضافه موصوف به صفت، مخاطب را در صورت عدم دقت به چنین مواردی، دچار اشتباه ساخته و از فهم مراد دقیق متن باز می دارد. این مطالعه سعی دارد تا با کاربست این موارد در آیه 61 سوره توبه و با تکیه بر تعبیر «... قل أذن خیر لکم ...» کارآیی آن ها را در ترجمه و فهم متون دینی روشن تر سازد. بر این اساس, تعبیر «أذن خیر» نوعی ترکیب اضافی (اضافه موصوف به صفت) است که به معنای خوش بین بودن پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) نسبت به افراد جامعه می باشد و مراد از آن با توجه به روایات، ارتباط تنگاتنگ ایشان با امیرالمؤمنین (علیه السّلام) و توجه ویژه نسبت به آن حضرت است.
ارزیابی مؤلفه های فرهنگی شهر طیّب از منظر قرآن (مطالعه موردی: شهر مراغه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه شناخت و معرفی شهر مطلوب اسلامی از مهم ترین چالش های محققان و متولیان مسائل شهری است. به جهت هجوم همه جانبه فرهنگ غرب و تقلید از الگوهای مدرنیته غربی، ترسیم مختصات و مبانی شهر طیب با رویکرد فرهنگی براساس آیات قرآن، استراتژی آگاهانه جهت رفع معضلات شهری است. از این رو پژوهش حاضر درصدد است تا با استفاده از نرم افزار SPSS، وضعیت فرهنگی شهر مراغه را با مؤلفه های فرهنگی شهر طیب از منظر قرآن در قالب 12 شاخص اصلی و 36 گویه ارزیابی نماید. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش کار توصیفی- تحلیلی می باشد. برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از دو روش اسنادی و پیمایشی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که وضعیت فرهنگی شهر مراغه در مؤلفه های فرهنگی تجلّی توحید در فضاى شهر، رونق عبادت در شهر، اخلاص و پرهیز از ظاهرگرایی و مقدس مآبی، برقراری عدالت، گسترش ذکر و تذکر در شهر، رعایت عفت عمومی و هویت و عدم خودباختگی، با مؤلفه های فرهنگی شهر طیب از منظر قرآن تفاوت معناداری دارد به طوری که شهر مراغه به لحاظ مؤلفه فرهنگی ذکر شده، فاصله زیادی با معیارهای شهر طیب از منظر قرآن کریم دارد. اما در مؤلفه های فرهنگی گسترش تقوا و معنویت در شهر، شهر توکّل کنندگان، تأمین امنیت و آرامش، ضرورت وحدت در شهر و شهر اخلاق مدار، تفاوت معناداری با معیارهای شهر طیب اسلامی ندارد. در این پنج مؤلفه ذکر شده وضعیت فرهنگی شهر مراغه در مقایسه با معیارهای شهر طیب اسلامی در سطح قابل قبولی قرار دارد.
مقایسه مفهوم قرآنی تفضیل با مفهوم تبعیض در علوم اجتماعی و استلزامات آن در مباحث جنسیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۶
51 - 74
حوزههای تخصصی:
از دیرباز تا کنون، افراد ناآشنا با معارف قرآنی، شبهاتی درباره گزاره های قرآنی مربوط به حقوق و جایگاه اجتماعی زنان مطرح کرده اند. یکی از مستندات این شبهه افکنان در مورد جایگاه زن در قرآن کریم، استدلال به مفهوم «تفضیل» در آیه 34 سوره نساء است. آنان مدعی اند که این مفهوم قرآنی بر «تبعیض» علیه زنان دلالت می کند. این نوشتار بر آن است که با هدف پاسخ گویی مستدل به این شبهه و همچنین تنویر افکار عمومی خصوصاً جوانان نسبت به مقصود خداوند از آیات «تفضیل»، به روش توصیفی تحلیلی مٶلفه های معنایی مفهوم قرآنی «تفضیل» و «تبعیض» در علوم اجتماعی را استخراج نموده و پس از مقایسه این دو، اثبات نماید که واژه تفضیل ممکن است بر مزیتی برای مردان نسبت به زنان دلالت داشته باشد؛ ولی در واقع بیانگر برتری تکوینی آنان برای ایفای نقش «قوّام» بودن و انجام مسئولیت برای حفظ و تأمین نیازمندی های خانواده است. این امر با مفهوم تبعیض در علوم اجتماعی کاملاً متفاوت است و هیچ دلالتی بر آن ندارد.
بررسی لفظ و مفهوم صالح و مقام صالحین در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر مطالعه ای توصیفی تحلیلی است. در این پژوهش، لفظ و مفهوم صالح و مقام صالحین در قرآن کریم بررسی شده اند. پژوهشگر در پی پاسخگویی به این پرسش هاست که واژه «صالح» در قرآن کریم چه مفاهیمی را در بر می گیرد و عمل صالح در قرآن به چه معناست. نتایج پژوهش نشان دادند واژه «صالح» در قرآن، معانی مختلفی را در بر می گیرد. از منظر قرآن کریم و تفاسیر مختلف، مشخص شد تمامی تفاسیر بر این عقیده اند که صالحین دارای مقام و جایگاه والایی ازنظر قرآن هستند. با توجه به اینکه صلاح ذات، قدر و منزلتش بالاتر از صلاح عمل است و چون چنین است، پس اینکه حضرت سلیمان اول درخواست کرد که موفق به عمل صالح شود و سپس درخواست کرد صلاح ذاتی اش دهد، درحقیقت درخواست هاى خود را درجه بندى کرده و از پایین گرفته به سوى بالاترین درخواست ها رفته است. کارصالح به تنهایی کافی نیست و ورود به گروه صالحان مهم است. گاهی کار صالح است، ولی عاقبت انحرافی پیش می آید و شخص عاقبت به خیر نمی شود. گاهی کار صالح است، ولی یک نوع تک روی در آن است و شخص حاضر نیست با بندگان خدا همراه باشد.
نظریه حکومتی اسلام در تفسیر اجتماعی المنیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۳)
107 - 126
حوزههای تخصصی:
تفسیر اجتماعی از گرایش های نوپدید تفسیری است که مهم ترین هدف و کارکرد آن را حل معضلات جوامع مسلمان در ابعاد مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دانسته اند. ازجمله چالش های جوامع مسلمان در دوران اخیر، خلأ نظریات حکومتی و در مقابل، تلاش برای استخراج دیدگاه دین، به ویژه از مصدر قرآن، در پاسخ به این نیاز بوده است. تفسیر المنیر نوشته وهبه زحیلی، ازجمله تفاسیر معاصر است که گرایش اجتماعی در ابعاد گوناگون آن نمودی برجسته دارد. پژوهش حاضر با مطالعه تفسیر یادشده و نیز برخی دیگر از آثار مرتبط مفسر، می کوشد تلاش زحیلی را در جهت تبیین نظریه حکومتی اسلام نشان دهد. ارکان سه گانه نظریه حکومتی او نیز به ترتیب اولویت عبارت است از: شورا، حاکم و امت؛ که از میان این سه، زحیلی «شورا» را رکن اساسی می شمارد و دیگر ارکان را با توجه به آن توضیح می دهد.
تواصی به حق و نقش آن در تحقّق جامعه ایمانی با تأکید بر آیه 3 سوره عصر
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال چهارم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۳)
151 - 182
حوزههای تخصصی:
ازآنجاکه هر جامعه ای، برای تحقّق و پیشرفت و تعالی خویش نیازمند بنا شدن براساس مبانی و اصول مکتب مورد اعتقاد خویش است، جامعه ایمانی نیز باید براساس اصول و مبانی خاصی ساخته شود. آیات پرشماری از قرآن کریم، رسالت معرفی مبانی تحقق ساز جامعه ایمانی را بر عهده دارند؛ چنان که در آیه 3 سوره عصر، تواصی به حق، یکی از اصول تشکیل دهنده جامعه ایمانی معرفی می شود. تحقیق پیش رو با هدف تبیین تواصی به حق و نقش آن در تحقق جامعه ایمانی به روش توصیفی-تحلیلی تدوین شده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که تواصی به حق یک دعوت همگانی به سوی تبعیت از حق است تا همگان حق را به خوبی بشناسند و از باطل دوری کنند. ارمغان ِ این احساس مسئولیت متقابل، برای جامعه، تحققِ عدالت اجتماعی، ایجاد وحدت و همبستگی، فراگیر نشدن فتنه ظالمان، پیروزی بر دشمنان، دوری از خسران و آمادگی جامعه برای ظهور خواهد بود. بی شک هرکدام از این مؤلفه ها، جامعه را یک گام به سمت ایمانی شدن رهنمون خواهد ساخت.
نقد و بررسی اختلاف قرائت های آوایی و ساختاری قرآن بر مبنای ساختارهای زبانی ادبیات عرب «نمونه مورد بررسی: جزء اول»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۴)
137 - 160
حوزههای تخصصی:
از رهگذر قرائات علمی، اتّفاق نظر یا اختلاف ناقلان کتاب خدا قابل شناسایی است. میان قرائت های قرآنی و زبان عربی رابطه تنگاتنگی هست؛ زیرا قرآن مؤثرترین عامل پی ریزی و تدوین قواعد عربی است؛ چرا که نخستین نحویان زبان عرب، خود جزء قُرَّاء قرآنی بوده اند. در قرائت شماری از آیات قرآن میان قاریان اختلاف است. اختلاف در قرائت پیشینه ای کهن دارد و یک واقعیّت تاریخی است که دلیلی بر انکار آن وجود ندارد.در این نوشتار، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، موارد اختلافی در قرائت قُرَّاء سبعه در جزء اوّل قرآن کریم، با استعانت از کتب لغوی، اعرابی و تجویدی و با تبیین علل لغزش ها، در دو بخش آوایی و ساختاری مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که در میان مکاتب قرائت، کوفیان موفق تر از بقیه عمل کرده اند. عاصم کوفی در میان قاریان هفت گانه دارای کمترین لغزش بوده و روایت حفص از عاصم بیشترین انطباق را با قواعد ادبیّات عرب داشته و در مقابل قُنبُل، راوی ابن کثیر مکّی، ضعیف ترین عملکرد را در قرائت داشته است.
مطالعه تطبیقی دیدگاه علامه طباطبایی و علامه جوادی آملی در جایگاه و کارکرد و شیوه نقد روایات در تفسیر قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تطبیقی قرآن پژوهی سال ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۴
86 - 109
حوزههای تخصصی:
در قلمرو تفسیر و فهم قرآن کریم، رجوع به روایات دارای اهمیت است. به استناد حدیث ثقلین پیوندی عمیق و ارزشمند میان اهل بیت و قرآن کریم وجود دارد. بنابراین بهره گیری از بیانات ایشان همواره مورد توجه و تاکید مفسران قرآن بوده است. در شیوه تفسیری قرآن به قرآن آن گونه که از ظاهر سخنان و سیره تفسیری علامه طباطبایی بر داشت می شود ایشان قرآن را مستقل از روایات، تفسیر می نماید. ایشان برای تفسیر آیات از خود آیات قرآن استفاده می نماید.آیت الله جوادی نیز این سیره تفسیری را مورد توجه قرار داده است. لکن بررسی سیره تفسیری هر دو مفسر ، این مطلب را واضح می نماید که ایشان از سنت برای فهم و تفسیر هر چه دقیق تر آیات بهره گرفته اند. از منظر ایشان روایات به طور مستقیم دخالتی در تفسیر ندارند. اما در اموری همچون بیان مصداق و شرح آیهُ، تعمیم معنای آیه، تعیین و تبیین جزییات و تفاصیل آیات و... روایات قابل استفاده است. همچنین روایات صحیح می تواند برداشت های تفسیری را تقویت یا تضعیف نماید و این موضوع خللی بر خود بسندگی قرآن برای تبیین معنای خویش وارد نمی نماید. دو مفسر عالیقدر در زمینه نقد وبررسی احادیث نیز تنها به نقد سندی اکتفا نکرده بلکه به بررسی محتوایی رویات نیز می پردازند و معیارهایی را برای فهم حدیث و شناخت سره از ناسره ارائه می نمایند.
روش تفسیری مصطفی مسلم در سوره بقره با تأکید بر نظریه وحدت موضوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۳)
127 - 146
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر نگرش موضوعی به تفسیر قرآن سرعت بیشتری پیدا کرده و مفسران با هدف دستیابی به معارف نوین، رویکرد کل نگری به قرآن و سوره ها را اتخاذ کرده اند. نظریه وحدت موضوعی نیز با پیش فرض موضوع واحد برای هر سوره، به دنبال ارائه تفسیری جامع از آیات قرآن است. در این میان، مصطفی مسلم با نگارش «التفسیر الموضوعی لسور القرآن الکریم»، اولین تفسیر کامل سوره های قرآن بر پایه وحدت موضوعی را ارائه داد. میزان موفقیت یا عدم موفقیت وی در عملی ساختن این شیوه تفسیری و ارزیابی کارآمدی نظریه وی، منوط به مطالعه و بررسی اثر تفسیری ایشان خواهد بود. ازاین رو ایده اصلی نوشتار حاضر، نقد و بررسی روش تفسیری مصطفی مسلم در سوره بقره با تأکید بر نظریه وحدت موضوعی است؛ چه آنکه رهگیری و اثبات وحدت موضوعی در طولانی ترین سوره قرآن می تواند مؤیدی بر نظریه مذکور باشد و از حجم مخالفت ها با آن بکاهد؛ هرچند یافته های پژوهش نشان می دهد تفسیر موضوعی مصطفی مسلم از کاستی هایی مانند تکلف در تعیین محور و مقاطع سوره، عدم حضور نظریه وحدت موضوعی در فرایند تفسیر، ابهام و اضطراب در روش و ... رنج می برد و در مجموع وی نتوانسته نظریه وحدت موضوعی مورد نظر خویش را در تفسیر عملی سازد.
تحلیل و ارزیابی کاربرد نفس در قرآن
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال چهارم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
120 - 145
حوزههای تخصصی:
واژه نفس دارای معانی لغوی گوناگونی نظیر روح، خون، پیکر، چشم، جسد، نزد، حقیقت چیزی، غیب و... است. دیدگاه های متفاوتی درباره ریشه اصلی واژه نفس وجود دارد. براساس پژوهش صورت گرفته در این مقاله، ریشه اصلی واژه نفس، ذات و حقیقت هر شیء است و سایر معانی نفس برخی مجازی اند و برخی دیگر نیز قابل تأویل به این معنا هستند. واژه نفس با مشتقات آن بارها در قرآن به کار رفته است و تبیین جایگاه آن در فهم آیات قرآنی تأثیر اساسی دارد. در منابع تفسیری معانی نفس عبارت اند از: ذات شیء، روح، خون، چشم زخم، بزرگی و بخشش. گفته اند یکی از کاربردهای نفس در قرآن روح است و برای اثبات این ادعا به آیاتی از قرآن تمسک کرده اند. در این مقاله ضمن اشاره به آیات مذکور، در سه محور به نقد و بررسی دیدگاه مفسران پرداخته شده است: محور اول که یکی از مباحث مهم این پژوهش است، مناقشه در دلالت نفس بر روح است. براساس این دیدگاه به نظر می رسد در قرآن واژه نفس با همه استعمالات فراوان آن درباره انسان، در هیچ یک از موارد به معنای روح به کار نرفته است و نفس در قرآن به معنای ذات انسانی همراه با احوال و اوصاف مختلف به کار رفته است؛ محور دوم ارجاع معانی متعدد نفس به معنای ذات است و محور سوم منشأ خلط مفهوم نفس با روح است.
نقدپذیری معیارهای علامه شوشتری در ساختگی بودن روایات فقهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و اصول سال پنجم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
67 - 46
حوزههای تخصصی:
حدیث به عنوان دومین منبع از ادله استنباط احکام همواره مورد توجه فقها بوده است و با توجه به لزوم اثبات صحت روایات و اهمیت بالای آن در مباحث فقهی، دانشمندان اسلامی و فقیهان برای مقابله با عارضه وضع و تحریف روایات در دوره های مختلف آثاری را از خود برجای نهاده اند. یکی از کتب مهم معاصر و از جدی ترین کتابها در این باره، کتاب الأخبارالدخیله محمدتقی شوشتری (1281 1374ش) دانشمند معاصر ایرانی است. هدف از این پژوهش بررسی معیارهای شوشتری در ساختگی دانستن روایات است. این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته ضمن بازشناسی مهم ترین معیارها و ذکر نمونه هایی از روایات کتاب، نشان می دهد که نگارنده، روایات را از زوایای مختلف بررسی کرده است. او هم به نقد متنی مانند ناسازگاری با قرآن، سنت قطعی، عقل، تاریخ، علم، حکم مشهور فقهی و اعتقادات کلامی پرداخته و هم به نقد سندی روایات نظیر واکاوی طبقه راوی، ضعف سند و سایر موارد رجالی توجه داشته و در این فرایند با وسواس و دقت نظر کوشش کرده روایات موضوعه یا محرفه را بازشناسی و معرفی کند. با این وصف مواردی همچون عدم تبویب دقیق، فقدان وحدت رویه، قطعی پنداشتن دیدگاه نویسنده در مواردی که فقط یک احتمال را می توان از کلامش دریافت کرد، را به عنوان کاستی های کتاب برشمرد.
نقد ترجمه های قرآن درباره ظلمِ منسوب به برخی پیامبران در قرآن (مطالعه موردی: داستان حضرت آدم (ع)، حضرت یونس (ع)، حضرت موسی (ع))
منبع:
الاهیات قرآنی سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۹
49 - 72
حوزههای تخصصی:
یکی از مبانی کلامی مطرح در میان مفسران مسلمان، مسئله عصمت پیامبران است. ظاهر متشابه برخی آیات قرآن کریم با این مبنا، ناسازگار می نمایاند. ازجمله مهم ترین این آیات، آیاتی است که واژه «ظلم» و غفران آن را درباره برخی پیامبران مطرح می کنند. سؤال اصلی این است که با توجه به مبنای عصمت، چه راهکار تفسیری و تأویلی برای تبیین و رفع تشابه این گونه آیات وجود دارد؟ و این تفسیر و تأویل، چگونه در ترجمه آیات، قابل بازنمایی است؟
اکثر ترجمه های قرآن بدون توجه به تفسیر و تأویل و تنها بر اساس معنای اصطلاحی واژگان، به ترجمه این دست آیات اقدام کرده اند که در بیشتر موارد، علاوه بر عدم موفقیت در رفع تشابه آیه، بر تشابه آن نیز افزوده اند.
این آیات درباره سه پیامبر بزرگ خدا یعنی حضرت آدم (ع)، حضرت موسی (ع) و حضرت یونس (ع) نیز مطرح است که در این مقاله کوشش شده به روش تحلیلی- توصیفی، با عدول از مفهوم اصطلاحی «ظلم» و «غفران» و مراجعه به ریشه واژگان و نیز با توجه به فضای سیاق این آیات، ترجمه ای دقیق بر اساس رویکرد تفسیری منطبق با مبنای کلامی عصمت، ارائه شود. نتیجه حاصل از این پژوهش، آن است که به نظر می رسد، یکی از مهم ترین راهکارها برای رفع تشابه آیات متشابه، رجوع به مفهوم لغوی واژگان باشد که در تفسیر و ترجمه صحیح آیات متشابه بسیار مؤثر خواهد بود.
A Critical Study of Zamakhsharī’s Interpretive Thoughts in Al-Kashshāf(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Tafsīr-e-Kashshāf is one of the most important interpretations that has been considered by most commentators of the Qur’an. From Zamakhsharī’s point of view, the science of semantics and expression is the most important and necessary knowledge for the interpretation of the Qur’an. In his view, not only with the help of this science, the rhetorical aspects of the Qur’an are known, but also the subtleties and beauties of the Qur’an are known only in the light of this knowledge. According to Zamakhsharī, the most delicate and precise topics of rhetorical sciences are the industry of Takhyīl (i.e. some kind of imagination), without which the interpretation and understanding of the verses of the Qur’an is not possible. The industry of Takhyīl is a kind of compound simile that is used to depict wonderful meanings and indescribable concepts that cannot be explained by a simple description. Zamakhsharī, while considering the verses of the Qur’an as miracles, eloquence and rhetoric, does not count all the verses as rhetoric on the same level. Zamakhsharī has tried to prove the legitimacy of his religion by interpreting the verses of the Qur’an. Zamakhsharī has opened a new horizon in the subject of Qur’anic rhetoric and has been able to introduce new points and materials on the topics that Abdul Qāhir Jurjānī (d. 471 AH) has invented about the rhetoric and meanings of the miracles of the Qur’an.
بازخوانی تفسیر « لا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ»در پرتو نظریه انسجام و پیوستگی قرآن و نسبت آن با آزادی دین و عقیده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال سیزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۹
۷۰-۵۳
حوزههای تخصصی:
فراز «لا اکراه فی الدین» توسط مفسران در ادوار مختلف به گونه های متفاوت تفسیر شده است. گروهی جواز آزادی عقیده را از آیه برداشت نموده و گروه دیگر آن را در تعارض با آیات قتال و ارتداد دانسته اند. تمایز و گوناگونی فهم و دریافت مفسران از آیات قرآن از سویی مربوط به پیش فرض های ذهنی مفسّر و از سویی دیگر با عوامل تاریخی و فضای فکری و فلسفی هر دوران ارتباط دارد، چنانکه در دوران معاصر به دلیل غلبه الگوواره فلسفی مدرن، آزادی انسان در پذیرش دین و عقیده به مثابه یکی از حقوق مسلم بشری فرض شده است. این جستار تلاش کرده در چارچوب نظریهانسجام و پیوستگی قرآن به بازخوانی تفسیر فراز قرآنی فوق بپردازد. بر پایه نظریه انسجام، تفسیر آیات باید با توجه به روح کلی قرآن و در ارتباط با همه عناصر و مفاهیم اصلی متن قرآن مجید صورت گیرد. این مطالعه نشان داده است که آموزه «لا اکراه فی الدین» حق آزادی عقیده و آزادی انتخاب دین برای افراد بشری را به رسمیت شناخته و احکام مربوط به قتال و جهاد در چارچوب نظریه انسجام قرآن نباید معارض و ناسخ این آموزه قرآنی تلقی گردد و به گفته برخی از مفسران مربوط به شرایط خاص تاریخی اجتماعی است.
بررسی ترجمه فیض الاسلام از نهج البلاغه بر اساس الگوی نظری وینی و داربلنه؛ مطالعه موردی خطبه أشباح و قاصعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۵
25 - 53
حوزههای تخصصی:
ترجمه متون دینی و مقدس به ویژه نهج البلاغه، از مهم ترین راه ها برای انتقال مفاهیم آنهاست. این ترجمه ها نیازمند ارزیابی دقیق و علمی هستند تا بتوان نارسایی ها و کاستی های موجود در آنها را شناسایی کرده و در نتیجه سطح کیفی ترجمه ها را بهبود بخشید. در این میان، الگوها و نظریات متعددی از سوی صاحب نظران حوزه ترجمه جهت سنجش ترجمه مطرح شده اند. الگوی نظری وینی و داربلنه یکی از کارآمد ترین نظریات است که می توان از آن به عنوان چهارچوبی علمی جهت ارزیابی متون ترجمه شده به ویژه متون دینی استفاده نمود. این الگو که ترکیبی است از دو شیوه ترجمه مستقیم و غیرمستقیم، از هفت تکنیک تشکیل شده است که عبارتند از: قرض گیری، ترجمه تحت اللفظی، گرته برداری، تغییر صورت، تلفیق، معادل یابی و اقتباس. در این پژوهش که به شیوه توصیفی-تحلیلی انجام یافته است، بخشی از ترجمه فیض الاسلام از نهج البلاغه بر مبنای الگوی پیشنهادی وینی و داربلنه مورد بررسی قرار گرفته و میزان به کارگیری تکنیک های هفت گانه مشخص شده است. نتایج این جستار حاکی از آن است که مترجم ضمن وفاداری به متن مبدأ و رعایت اصل امانت داری، بیشتر از تکنیک های ترجمه غیرمستقیم بهره برده است و این امر موجب سلاست و شیوایی متن ترجمه گشته است.
بررسی تحلیلی و مقایسه ای تفسیر عرفانی ابن عربی و خواجه عبدالله انصاری
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۸
279 - 297
حوزههای تخصصی:
با نگاهی گذرا به تفاسیر عرفانی در می یابیم که مهم ترین عنصر شالوده این تفاسیر، استنباط مفسر می باشد. از این حیث می توان تفسیرهایی متفاوت و در عین حال مشابه را مشاهده نمود. در میان تفاسیر موجود، تفسیر ابن عربی یک تفسیر عرفانی است که بیشتر صبغه فلسفی دارد. این مسأله از آن رو است که عارف در مرحله سیر دریافت های درونی خود، شیفته درک حقایق عالم ملک و ملکوت است و نیازی به اثبات حقانیت مطالب، دریافت ها و داشته های خود ندارد؛ لکن بعد از دریافت های قلبی باید با استعانت از اصول فلسفه به اثبات عقلانی گفته های خویش برای مخاطب بپردازد. از این رو تفسیر ابن عربی بیشتر گرایش به تأویل آیات بر اساس ذوق شخصی دارد که این امر می تواند از مصادیق تفسیر به رأی تلقی گردد. اما تفسیر خواجه عبدالله انصاری سعی دارد با شیوه درون بینشی و با ریاضت و مجاهدت، مطابق با سبک عرفان عملی به درک حقایق هستی بپردازد و از این رو کوشیده است با دوری از عقل و استدلال و با استعانت از جلا دادن قلب که محل دریافت های باطنی است، به فهم معانی قرآن دست یابد.