فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۲۱ تا ۱٬۳۴۰ مورد از کل ۱۴٬۱۸۷ مورد.
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۴ بهار ۱۴۰۲شماره ۵۲
203 - 231
حوزههای تخصصی:
حکمت ایوب موضوعی مشترک بین قرآن مجید و کتاب ایوب است. پرسش پژوهش ویژگی حکمت ایوب در دو کتاب است. اهمیت موضوع پژوهش، تبیین یکی از اوصاف قرآن یعنی مهیمن بودن قرآن، گفت و گوی بین ادیانی، تنظیم هم گرایی بینش دین داران نسبت به حکمت ایوب است. فرضیه تحقیق ناهم سویی نسبی گزارش ویژگی هاست. روش پژوهش مطالعه تطبیقی آیات قرآن و فقرات کتاب ایوب، توصیف و تحلیل داده هاست. دستاورد پژوهش؛ ویژگی حکمت ایوب در قرآن به لحاظ معطی، پاداش انفاق و نبی الهی است، به لحاظ دریافت، ایوب عبد نیکو، در اوج کمال و بینش الهی، صاحب بصیرت ژرف، یاور خردمندان، محسود شیطان و مؤثر نشان است. به لحاظ محتوای، هماهنگی کامل حکمت عملی و نظری، خیر کثیر، خطاناپذیر و حجت عقلانی بر نبوت ایشان نزد خردمندان است. در گزارش کتاب ایوب، ایوب خدا ترس، پرسش گر نا شکیبا، معترض به عدالت الهی، محسود شیطان، ناهماهنگی حکمت قبل از شهود و بعد از شهود در خطاناپذیری است. و تصریح متنی بر نبوت وی نیست. لذا مقایسه و تحلیل حکمت ایوب در دو کتاب، یکی از مصادیق حافظ بودن قرآن نسبت به کتابهای قبلی و رفع نواقص گزارش آنها می باشد.
تأثیر فرهنگ سازی با تکیه بر سنت های الهیِ موجود در آیه ۷ سوره ابراهیم، بر ایجاد نشاط و امید در جامعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۴ زمستان ۱۴۰۲شماره ۴ (پیاپی ۱۴)
111 - 133
حوزههای تخصصی:
ایجاد روحیه نشاط و امید در جامعه، ضمن فواید گوناگون، موجب می شود مردم با انرژی مضاعف تلاش کنند و در سایه این فعالیت های پرشور، پیشرفت همه جانبه در عرصه های مختلف حاصل شود. اکنون سؤال این است که چگونه نشاط و امید را در جامعه ایجاد کنیم و سطح آن را ارتقا دهیم؟ در این تحقیق با روش توصیفی تحلیلی، آیه ۷ سوره ابراهیم بررسی و معلوم شد که این آیه حاکی از دو سنت الهی در رابطه با آثار شکرگزاری و کفران نعمت است. روحیه شکرگزاری و دوری از کفران، عاملی بی بدیل در ایجاد و ارتقای سطح امید، شادی، شور و تکاپو، تلاش، قدرشناسی و مثبت نگری است. هدف این تحقیق، اثبات این مدعاست که سنن الهی این آیه با توجه به ویژگی هایش ، پیامی دارد که موجب می شود فرهنگ سازی عمومی طبق آن، نقش چشمگیری در ایجاد روحیه شکر و دوری از کفران و در نتیجه، گسترش نشاط و امید در جامعه داشته باشد. در این راستا، پس از تعریف سنت ها و بررسی ویژگی های آن ها، به اثبات وجود دو سنت در آیه ۷ سوره ابراهیم پرداخته شده است؛ سپس تأثیر هریک از ویژگی های این دو سنت بر تبلور روحیه شکر و دوری از کفران بررسی گردید. در ادامه اثر این روحیه در ایجاد نشاط و امید مورد توجه قرار گرفت و در نهایت، با الهام از روش فرهنگ سازی قرآن، چگونگی فرهنگ سازی عمومی طبق پیام این آیه تبیین گردید.
کاربست روایات سبب نزول در تفسیر روض الجنان و روح الجنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴۶
197 - 220
حوزههای تخصصی:
دانش اسباب النزول به مثابه یکی از ابزارهای فهم مضامین قرآن، تأثیر مهمی در سیر تطور نگارش کتب تفسیری داشته است. یکی از موضوعات مهمی که در بازخوانی انتقادی رویکردهای معاصر به اسباب النزول ضروری به نظر می رسد، ترسیم چگونگی اهتمام مفسران در میراث فرهنگی دانش تفسیراست. تفسیر «روض الجنان و روح الجنان» ابوالفتوح رازی یکی از کتب تفسیری شیعی قرن ششم با رویکرد کلامی- اجتهادی است. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به نقش روایات سبب نزول و میزان تأثیر فضای فرهنگی آن دوره در فهم آیات قرآن کریم پرداخته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که عنایت و اهتمام ویژه ی ابوالفتوح رازی به روایات سبب نزول به گونه ای است که در نظر او این گونه روایات پیوند وثیقی با فرهنگ عصر نزول دارد؛ به گونه ای که برای فهم بهتر آیات قرآن کریم به روایات بسیاری اعتماد کرده و از آن در ارزیابی محتوایی یا متنی مدد گرفته است، این تا جایی است که برخی روایات سبب نزول را نیز در فهم آیات ناکارآمد دانسته و معیارهایی را برای نقد روایات اتخاذ کرده است که نوشتار حاضر بیان کارکردها و معیارهای نقادانه ابوالفتوح رازی و میزان کمی هر یک از این کاربست ها را تشریح می کند.
واکاوی مفهوم شناسی نفی «جُناح» در قرآن و حدیث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲شماره ۵۴
245 - 272
حوزههای تخصصی:
نفی «جُناح» تعبیری است که در برخی از خطابات شرعی برای بیان جواز استفاده شده است. اگر چه در غالب مطالعات و بررسی های فقهی، با اتکا به قرائن به تبیین مفاد این تعبیر پرداخته شده، اما تعلق این تعبیر به برخی واجبات، موجب پیدایش پندارِ بدوی اختصاص آن به بیان وجوب شده است. دامنه کاربرد این تعبیر در آیات و روایات، شیوه ی تعامل اجتهادی فقهای امامیه با این تعبیر، واکاوی مفهومی این ماده ی لغوی و شناخت مفاد آن در خطابات شرعی، مسائلی است که در این پژوهش بررسی و پردازش شده است. به نظر می رسد بیان شارع در قالب های نفی «جُناح»، نفی «بأس» و أمر عقیب حظر، با تفاوت در گستره کاربردی این تعابیر، شباهت هایی به هم دیگر دارند و جملگی آن ها در بیان إباحه و جواز تکلیفی و عدم افاده امری ورای آن با هم مشترک اند. این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی به معناشناسی نفی «جناح» و کاربست آن در قرآن کریم، سنت و فقه پرداخته است و مسائلی را در این باره مورد تحلیل قرارداده است و در صددپاسخ به سؤال های ذیل است: نفی جناح در قرآن و حدیث بر چه دلالت دارد؟ مفاد وکاربست آن در خطابات شرعی چیست؟ و چه تفاوت هایی با تعابیر هم سو دارد؟
توانش ارتباطی «اقتباس آیات قرآن» در گفتمان سیاسی تحفه الوزارء و آداب الملوک ابومنصور ثعالبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ثعالبی از پرکارترین ادیبان عربی نگار ایران بوده است. وی که با بزرگان سیاسی دولت های ایرانی هم نشینی داشته، دو اثر تحفه-الوزارء و آداب الملوک را با موارد متعددی از اقتباس های قرآنی در اندیشه سیاسی تحریر کرده است. پژوهش حاضر با بررسی و دسته بندی اقتباس های قرآنی این دو اثر، براساس رهیافت توانش ارتباطی دل هایمز که بر اهمیت فضای گفتمانی زایش هر متن تکیه دارد و با فهم تاریخی- فرهنگی پژوهش های آذرتاش آذرنوش در باب چالش فارسی و عربی در عصر ثعالبی، نشان داده است که کارکرد اقتباس های قرآنی ثعالبی تفسیر و ترویج اندیشه های دینی نبوده است، بلکه او در چارچوب فرهنگ بزرگان سیاسی عرب گرا، از اقتباس قرآنی به عنوان ابزار ادبی برای کارکرد ارتباطی و عامل ایجاد حداکثر ارتباط با مخاطب و تسهیل گفتمانی این ارتباط بهره جسته است. به عبارت دیگر، این پژوهش نقش بافتار فرهنگی – گفتمانی در رویکرد به استفاده از اقتباس قرآنی در این دو اثر از ثعالبی را نشان داده است. شیوه این پژوهش کتابخانه ای و روش آن توصیفی-تحلیلی بوده است و از تحلیل تاریخی نیز برای شناخت زمینه های بحث استفاده شده است.
بررسی تاریخ انگاره ای «قانتات» در سپهر گفتمان های تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفسران مقصود از «قانت» در آیات مختلف قرآن را مطیع در برابر خدا بیان کرده اند؛ اما قانت بودن زنان در آیه 34 سوره نساء با سیاق روابط میان زوجین، باعث شده تا فهم ایشان از انگاره «قانتات»، به سمت اطاعت زن از مرد سوق داده شود؛ درحالی که چنین فهمی در آیه پنج سوره تحریم که آن هم سیاقی مبتنی بر روابط زوجین دارد، رخ نداده است. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که «تاریخ انگاره «قانتات» در تفاسیر چگونه بوده و چه تحولات گفتمانی را پشت سر گذاشته است؟». با بررسی معنای «ق ن ت» در سه بخش ادراکی پیشاقرآنی، قرآن و تفاسیر، و کشف گفتمان های ذیل انگاره «قانتات» در آیات 34 سوره نساء و پنج تحریم، چنین نتیجه می شود که پیدایی گفتمان مستقل و منحصربه فرد «زنان فرمان بر همسر» علاوه بر گفتمان «زنان فرمان بر خداوند» در ذیل آیه 34 سوره نساء به دلیل همسان انگاری معنای «قانت» با «مطیع» است. درحالی که در ادراک پیشاقرآنی، به معنای تحت انقیاد کامل درآمدن و تسلیم محض بودن با هدف رسیدن به مقصود خاصی است که یقیناً چنین چیزی از زنان در برابر مردان انتظار نمی رود؛ اما چون در تفاسیر معنای آن به مطیع بودن تغییر یافته منجربه پیدایی گفتمان «زنان فرمان بر همسر» شده است.
نوآورانه های المیزان در تبیین ارتباط فاصله با محتوای آیه
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۰
13 - 38
حوزههای تخصصی:
شبکه های به هم پیوسته مفهومی بسیاری در قرآن کریم وجود دارد که با دقت و بررسی می توان از آنان پرده برداری کرد. «فاصله» نیز که در بخش انتهایی ساختار برخی آیات قرار دارد با آیات نزدیک به هم، دیگر آیات سوره و به ویژه با مفاد و محتوای همان آیه پیوند معنایی محکمی دارد. اما سؤال اساسی آن است که ارتباط معنایی فواصل با یکدیگر و با محتوای آیه چگونه است؟ آیا می توان ارتباط و پیوند معنایی را در انواع و گونه های خاصی دسته بندی کرد؟ قرآن پژوهان و مفسران، ابعاد محدودی از این ارتباط را بازگو کرده اند، اما پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی بر محور معرفی اهتمام المیزان و نوآوری های آن در تبیین ارتباط فواصل با محتوای آیات، شکل گرفته است. تلاش علامه طباطبایی در این عرصه، علاوه بر کمک به تفسیر آیات، اعجاز و زیبایی های بیانی قرآن کریم را نیز بیشتر نمایان می سازد. این تحقیق با استخراج نمونه های تفسیری از المیزان، گونه های متعددی از ارتباط معنایی فواصل با محتوای آیات را ارائه داده و نوآوری علامه طباطبایی در این زمینه را منعکس ساخته است. بر پایه نتایج این پژوهش، در تفسیر المیزان سیزده گونه پیوند معنایی فاصله با محتوای آیه از حیث موضوع و چهار گونه از حیث مخاطب بازیابی شده است که شواهد متعددی آن ها را همراهی می کند.
عوامل رفتاری مطلوب بانوان در همسرداری از نگاه قرآن و روایات
منبع:
مطالعات تفسیری آلاءالرحمن سال ۱ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴
57 - 83
حوزههای تخصصی:
بی تردید، یکی از مهم ترین عوامل تحکیم خانواده، عوامل رفتاری درست در همسرداری است؛ زیرا عدم پای بندی عملی نسبت به آن ها، موجب فروپاشی زندگی مشترک و نفوذ هجمه های فرهنگی در این عرصه می شود. بدین جهت، در این راستا شاهد نکاتی سودمند در قرآن کریم، و نیز در روایات هستیم؛ از آنجا که نقش زنان در زندگی مشترک بسیار کلیدی و حساس است، این مقاله (که به شیوه توصیفی – تحلیلی تدوین یافت)؛ در پی پاسخ به این پرسش است که: از نگاه قرآن و حدیث، عوامل رفتاری مطلوب بانوان در همسرداری، چیست؟ حاصل تحقیق این است: اعتقادات و باور های نیک بانوان، خلقیات شایسته و خصوصیات فردی و کارکرد های درست آنان، می تواند در محیط خانواده، آثار رفتاری مطلوبی نظیر: دین مداری، آرامش، تعاون و همدلی، تربیت فرزندان صالح و عفیف و ... برجای نهد؛ و در صورت بروز مشکلات در محیط خانه، بانوان و همسرانشان می توانند با تمسک به راهکار های قرآنی و روایی به رفع آن بپردازند.
Emotional Typology in the Qur’an: A Comparative Study Based on Plutchik's Theory(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study explores the emotional landscape of the Qur’an through the lens of Plutchik's psychological model of emotions, which categorizes emotions into eight primary types: joy, sadness, trust, anticipation, surprise, disgust, anger, and fear. It identifies how various types of emotions are represented and utilized in different contexts. By applying a comparative and interdisciplinary approach, the study demonstrates the Qur’an’s unique perspective on emotions, offering insights into its approach to emotional expression, regulation, and guidance. The analysis reveals that while Plutchik’s primary emotions are present in the Qur’an, their subcategories differ significantly, reflecting the Qur’an’s divine origin and guidance-oriented objectives. The findings highlight the Qur’an's distinctive emotional framework, which not only confirms but also extends beyond human-centered psychological models, reflecting its divine purpose and focus on holistic human development.
Investigating Translations of the Qur’anic Elaborative Discourse Marker Wæ in an English and Persian Parallel Corpus(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Due to the ambiguity, complexity, and context-sensitiveness of discourse markers, their presentation becomes more comprehensive in the process of translation. Additionally, Qur’anic discourse markers enjoy a special delicacy. This article thus investigated the translations of the Qur’anic elaborative discourse marker <em>wæ</em> in two Persian and English translations by Ali Maleki and Tahereh Saffarzadeh, respectively. To this end, 1475 examples of this discourse marker from six randomly selected ajzā of the Qur’an were analyzed using a descriptive and qualitative method. The results show that in numerous cases this discourse marker has not been translated literally but the translators have translated it communicatively, dynamically, and constructively by appealing to different linguistic procedures and by applying 118 different categories and combinations of various contrastive, inferential, temporal, and elaborative Persian and English discourse markers. The translators' approaches affirmed that translation is a dynamic and innovative discourse construction and structuration process influenced by the context of the natural processing of language in social contexts. It is so because of the versatility and dynamicity of interlocutors’ mental conditions and world knowledge as well as the situational circumstances that have bearings on the interpretation and application of meta-communicative elements by translators.
بررسی و نقد دیدگاه محمد مجتهد شبستری درباره ی فهم وحی رسالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسأله وحی یکی از مباحث بنیادی در دین اسلام است که با دو نگرش زمینی و آسمانی مواجه می باشد. نگرش آسمانی، وحی را پیامی از جانب خدا برای بشر و پیامبر اسلام را واسطه ی ابلاغ آن می داند. اما نگرش زمینی که محصول دوره مدرنیته است، دارای جنبه ها و ابعاد مختلفی است. برخی از نواندیشان معاصر مانند مجتهد شبستری براین باورند که وحی از ضمیر ناخودآگاه پیامبر سرچشمه گرفته و در قالب الفاظ در قرآن آمده است. شبستری معتقد است اگر وحی کلام خدا باشد برای مخاطبان قابل فهم نیست. او برای اثبات این ادعا به دیدگاه های زبان شناسان و علمای علم اصول و تطبیق آن با قرآن استناد کرده و نتیجه می گیرد قرآن کلام پیامبر است. شبستری عنصر اصلی فهم را پیش فهم دانسته و آن را متأثر از زمان و مکان و علایق شخص می داند. با این دیدگاه اصولا فهم امری تاریخی است. در نتیجه فارغ از این بحث که قرآن کلام پیامبر باشد یا کلام خدا، فهم واقعی قرآن را غیرممکن می داند. هدف مقاله حاضر بررسی و نقد دلایل تطبیقی شبستری در رابطه با عدم امکان فهم وحی رسالی می باشد که وی در این زمینه به نظرات برخی فلاسفه زبانشناس و اصول فقه استناد نموده است. ایرادهای موجود در استدلال های وی در زمینه ی مورد بحث با شیوه ای جدید شفاف سازی و تبیین گردیده است. در نوشتار حاضر تعریف فلسفی زبان، امکان فهم وحی رسالی و دلالت تصدیقیه از نظر شبستری با روش تحلیلی-انتقادی مورد بررسی قرار گرفت و با معیار های عقلی و نقلی اثبات گردید که وی برداشت نادرستی از تعاریف زبان شناسان و مسأله ی مفاهمه و دلالت تصدیقیه ارائه داده است و با پیش فرض ها و شیوه ی استدلال غیرمنطقی به نتایجی باطل دست یافته است. بنابراین مواردی که شبستری به آن ها استناد کرده است، دلالتی بر عدم امکان فهم وحی از جانب خداوند را ندارند.
تشخیص نقش معنوی مضاف الیه در مصدرهای مضاف به فاعل یا مفعول و ترجمه فارسی آن در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۷
315 - 339
حوزههای تخصصی:
یکی از ساختارهای نحوی که دقت در آن، نقشی مهم در فهم صحیح مقصود آیات قرآن کریم ایفا می کند، اضافه مصدر به فاعل یا مفعول به است. گاهی در تشخیص اینکه مصدر به فاعل اضافه شده یا به مفعول به، در میان مفسران اختلاف نظر وجود دارد. مترجمان نیز گاهی ترجمه ای نارسا ارائه کرده اند. این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی انتقادی و با بررسی تعدادی از مصدرهای مضاف به فاعل یا مفعول به در قرآن کریم، به کشف راهکارهایی برای رفع اختلاف در تعیین نقش معنوی مضاف الیه و نیز برای ارائه ترجمه ای رسا از این ساختار پرداخته است. راهکارهای برون رفت از اختلاف، از این قرار هستند: توجه به نحوه ارتباط جملات با یکدیگر؛ توجه به استناد به فاعل در آیه؛ توجه به علت استفاده از صنایع بلاغی در آیه؛ توجه به سیاق تفسیری (سیاق آیه مورد بحث، غرض هدایتی سوره)؛ توجه به آیات و روایات هم موضوع آیه و توجه به اقتضای ادب بندگی. همچنین برای ارائه ترجمه ای صحیح و گویا از ساختار مصدر مضاف به فاعل یا مفعول به، کاربست این راهکارها لازم است: استفاده از فعل در ترجمه مصدر؛ استفاده از واژه مناسب برای ترجمه ضمیر؛ استفاده از واژه مناسب در همنشینی مصدر مضاف؛ استفاده از توضیحات داخل قلاب؛ پرهیز از فشرده نویسی و پرهیز از ترجمه لفظ به لفظ.
اعتبارسنجی روش «تحلیل گفتمان انتقادی» فرکلاف در تفسیر قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
قرآن شناخت سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۳۱)
63 - 82
حوزههای تخصصی:
«تحلیل گفتمان انتقادی» فرکلاف روش تفسیری میان رشته ای است که هدف از آن دستیابی به ایدئولوژی پنهانی است که مشارکت کنندگان فعال گفتمان آن را به صورت طبیعی شده در گفتمان قرار داده اند. به این منظور مفسر در این روش با گذر از سه سطح «توصیف»، «تفسیر» و «تبیین»، به بررسی متن می پردازد. این روش تحلیلی در سال های اخیر با اقبال روزافزون برخی قرآن پژوهان مواجه شده است. ازاین رو بررسی روش «تحلیل گفتمان انتقادی» از نظر مبنا و اصول و کاربست آن به مثابه یک روش در تفسیر قرآن کریم ضروری به نظر می رسد. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به بررسی کاربست روش «تحلیل گفتمان انتقادی» در تفسیر قرآن پرداخته است. صرف نظر از مبانی و اصول، اجرای تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف به مثابه یک روش برای تفسیر قرآن کریم با اشکالات متعددی روبه روست. مهم ترین اشکال روش «تحلیل گفتمان انتقادی» پذیرش نگاه فرکلاف به زبان، به عنوان یکی از اصول این روش است. در نگاه او ایدئولوژی ابزاری برای حکمرانی بر مردم و استیلای بر آنان بوده و فرکلاف همین معنا از ایدئولوژی را در روش انتقادی خود پذیرفته است. سایر اشکالات با کاوش و اجرای روش، مشخص می شوند. استفاده از مراحل گفتمان انتقادی برای دستیابی به موقعیت های محیطی با اشکالاتی (همچون نسبیت، واقعه انگاری متن، مرگ مؤلف، تاریخمندی متن و تکثر معنایی) روبه روست. بازتولید یک گفتمان از طریق روش مزبور موجب تغییر ساختاری گفتمان می شود. وجود تنها یکی از این اشکالات در هر روش تفسیری، استفاده از آن را برای تفسیر قرآن کریم ناممکن می سازد.
The Fingerprint: A Convergence of Qur’anic Revelation and Biometric Science(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Since ancient times, human identification has been of paramount importance, and various methods have been employed to achieve this goal. Over time, advancements in science have mathematically and scientifically proven the uniqueness of fingerprints, making them the most common criterion used by identification systems today. The Qur’an, in many verses, addresses the concepts of the afterlife, the resurrection of the dead, and the accounting of human actions. A fundamental requirement for this accounting, whether for reward or punishment, is the accurate identification of individuals. In verses 3 and 4 of Surah al-Qīyāmah, God emphasizes the precision of human recreation, even down to the restoration of banān (often interpreted to mean fingertips). The primary objective of this research is to answer the question of whether the restoration of banān in the afterlife can be interpreted as the restoration of each individual's unique fingerprint. Employing a descriptive-analytical approach and an interdisciplinary perspective, this study examines the correlation between Qur’anic concepts regarding the restoration of banān and scientific findings in the field of biometrics, particularly fingerprints. Historical records indicate that fingerprints have long been of interest to humanity; however, the mathematical and empirical proof of their uniqueness was not established until the 17th century. The findings of this research suggest that by referring to the restoration of fingertips, the Qur’an has drawn attention to a feature that, while its intricacies were apparent to people at the time of its revelation, was not fully understood in its unique nature. In other words, God has alluded to a unique feature whose complexity and difficulty of restoration were comprehensible to the people of that era but have, with scientific advancements, become the most common and accessible biometric method in the world today.
تحلیل دیدگاه فقیهان پیرامون قوامیت مرد بر زن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۸ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۸)
25 - 42
حوزههای تخصصی:
ازآنجا که قوامیت مردان بر همسران در آیه 34 سوره نساء از شؤون زناشویی و در قلمرو اغراض نوعی و عقلایی عقد ازدواج تعریف می شود، و از سوی دیگر قوامیت به معنای مدیریت و سرپرستی، ناظر به دو بعد تکلیف و حق است، برآیند این دو آن است که قوامیت و مدیریت مردان بر همسران مشروط به شرایطی همچون رشد عقلی، توان تدبیر، پرداخت مهر و عمل به وظایف زناشویی است. ازاین رو قوامیت به مثابه شأنی از شؤون مردان نمی تواند حق اطاعت مطلق برای ایشان ثابت کند و زمینه توسعه حقوق بر اساس امیال و هوس ها باشد. پژوهش حاضر در صدد تحلیل دیدگاه های قوامیت مردان بر همسران از منظر مفسران و فقها با روش توصیفی- تحلیلی است. ره آورد پژوهش این است که یکی از ابعاد قوامیت شوهر، اصلاح رفتار ظالمانه همسری است که از حقوق زوجیت بهره مند است، ولی از ادای حقوق شوهر سرپیچی کرده و حالت تمرد و عصیانگری به خود گرفته است. شوهر با توجه به حق قوامیت و رعایت راه های سه گانه تأدیبی به شکل درست آن، علاوه بر حفظ آبروی همسر در درون منزل، او را از گزند طلاق دور می دارد. اما علم آموزی و دیگر فعالیت های فردی و اجتماعی زن، در صورت عدم تنافی با حقوق و قلمرو ثابت قوامیت شوهر، به خودی خود تحت حق اطاعت شوهر قرار نمی گیرد.
مهم ترین دیدگاه ها در تعیین مصداق «أنفُسَنَا» در آیه مباهله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۸ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۷)
137 - 158
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائلی که در آیه مباهله موجب ارائه دیدگاه های متفاوتی شده است، تعیین مصداق «انفسنا» در این آیه است؛ یعنی مراد و مقصود از «انفسنا» چه فرد یا افرادی است. مصداق یابی «انفسنا» در این آیه دارای اهمیت زیادی است؛ زیرا آن فردی که خداوند متعال او را نفس رسول خدا (ص) دانسته است، باید دارای فضایل و کمالاتی همسنگ رسول خدا (ص) باشد. پس بر افضلیت و امامت آن فرد بعد از رسول خدا (ص) دلالت می کند. از آنجایی که در این باره چهار دیدگاه مهم مطرح است که شامل 1- رسول خدا (ص)، 2- اقوام و عشیره، 3- رسول خدا و امیرمؤمنان، 4- فقط امیرمؤمنان می باشد، هدف این مقاله آن است تا با روش توصیفی- تحلیلی، مصداق این آیه را مورد بررسی و کنکاش قرار دهد. پرسش اساسی این است که مصداق واقعی واژه «انفسنا» بر اساس آیه قرآن چه کسی است؟ با بررسی این دیدگاه ها به این نتیجه می رسیم که امیرمؤمنان (ع) مصداق «انفسنا» در این آیه است.
معناشناسی درختان فرازمینی مذکور در قرآن کریم و مبانی آن از دیدگاه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی دیدگاه ملاصدرا در خصوص درختان فرازمینی مذکور در قرآن کریم و تبیین، تحلیل و ارزیابی مبانی او در این زمینه می پردازد. «شجره زیتونه»، «سدره المنتهی»، «طوبی»، «شجره طیبه»، «زقوم» و «شجره ممنوعه» در قرآن به حقایق و اموری فرازمینی اشاره دارند و تعیین معنا و جایگاه وجودی آن ها در قوس نزول و صعود اهمیت دارد. ملاصدرا با مبانی هستی شناختی، انسان شناختی، شناخت شناختی، زبان شناختی و کلامی خاص خود به تفسیر و تأویل آن ها پرداخته است. ذو مراتب دانستن واقعیت و تناظر مراتب آن با مراتب حقیقت انسان، مدارج معرفت و بطون قرآن و نیز اتخاذ روش چند منبعی در تفسیر و تمثیلی دانستن متون دینی و تاویل آن ها این امکان را در اختیار او قرار می دهد تا به جمع میان معانی تفاسیر و تاویلات گوناگون درباره این درختان بپردازد، هرچند ممکن است تطبیق اصول حکمی و عرفانی با اشارات قرآنی نوعی تأویل و عبور از تفسیر به شمار آید و بنابراین از دیدگاه بعضی فاقد مبنای درست تفسیری و مستندات محکم قرآنی قلمداد شود.
چالش های برون متنی کشف گونه ی زبان قرآن در حوزه ی هرمنوتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فهم حقیقت زبان قرآن، نیازمند اندیشه ورزی تام، در چالش گاه های «درون متنی» و «برون متنی» این کتاب است. این نوشتار، با ورود به عرصه ی «هرمنوتیک»، ضمن بررسی اجمالی این علم، جدّی ترین شبهات و چالش های «هرمنوتیک متن»(به طور خاص: هرمنوتیک فلسفی) را، مورد نقد و ارزیابی علمی و عقلی قرار داده و تلاش نموده است تا با تعدیل نگاه یا رد شبهات، راه را بر هرمنوتیکی ملائم با نگاه سنتی اسلام به مقوله ی فهم و تفسیر، باز نماید. با توجه به اصول ثابت و ماهیت مطلق گرای دین اسلام و شواهد و قرائن متقن عقلی، نقلی که وجود معانی ثابت در مکتوبات را اثبات می دارد؛ نگاه نسبی گرایانه ی افراطی به فهم معنا در دوره ی «مدرن»، و پاره ای از نظرگا ه های متمایل به آن در دوره ی «پسامدرن»، در تعارض کامل با ماهیت ذاتی دین، و منافی حکمت خدا در انزال «متن پیا م مدار قرآن» و «ارسال رسل» می باشد. لذا ابتنای زبان این کتاب، بر اصول غیر صریح و متزلزل تفاهم در این دوره ها، منتفی است. از طرفی تعدیل نگاه بر اساس هرمنوتیک مطلق گرا و دستورمدار در ادوار کلاسیک، نئوکلاسیک، و حتی پیشاکلاسیک، تنها مسیر دست یابی به هرمنوتیکی متناسب با کتاب قرآن است. گرچه تفاوت های ویژ ه ی کتاب قرآن با دیگر کتب، لزوم پایه گذاری «هرمنوتیکی خاص و متناسب با این کتاب» را می طلبد.
پژوهشی در تمثل و تجسم فرشتگان از نگاه قرآن و روایات
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال ۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۷)
36 - 68
حوزههای تخصصی:
از موضوعاتی که در رابطه با فرشتگان مطرح است، تمثل و تجسم آنهاست؛ یعنی ظاهرشدن آنها به شکل انسان نزد برخی پیامبران و دیگر افراد و جسم آدمی یافتن. این موضوع از موضوعات کلامی، تاریخی و حدیثی می باشد. ازآنجاکه فرشتگان از مجردات هستند، تمثل و تجسم آنها را نمی توان با حس، تجربه و عقل نفی یا اثبات کرد و فقط باید از راه وحی و نقل، اثبات یا نفی کرد. در قرآن از فرشته یا فرشتگانی یادشده که نزد حضرت مریم و حضرت ابراهیم× و لوط× ظاهر شدند که از این ظاهرشدن نزد حضرت مریم به تمثل یاد شده است. اما اینکه حقیقت تمثل چست، جز اندکی به آن نپرداخته اند. گویا نخستین بار فخررازی آن را مطرح کرده و چند احتمال آورده و اشکالاتی نموده و علامه طباطبابی& آن موارد و اشکالات را پاسخ داده است. در منابع اهل سنت از تمثل جبرئیل و حضور نزد رسول خدا| به شکل دحیه کلبی یا جوان خوش سیما به وفور یاد شده وگویند برخی اصحاب نیز جبرئیل را به صورت دحیه کلبی دیده اند. این موضوع شهرت گسترده یافته و از مسلمات به شمار آمده است. برخی نویسندگان شیعه نیز آن را آورده اند. در این مقاله موضوع با روش تحلیلی - انتقادی بررسی شده و مشخص گردید که روایات و مستندات اثبات تمثل از منظر سند ضعیف است و به نظر می رسد که از روایات اسرائیلی باشد و از منظر عقل نیز در این موضوع تردید وجود دارد و دلیلی بر تمثل جبرئیل به صورت دحیه کلبی، آن چنان که شهرت گسترده یافته، وجود ندارد.
نقد و بررسی مقاله «بازتاب فرهنگ زمانه در قرآن» از بهاءالدین خرمشاهی
حوزههای تخصصی:
در آیاتی از قرآن به فرهنگ و عقاید مردم معاصر نزول اشاره شده است. همین عامل سبب شد عده ای نظریه «تأثیر قرآن از فرهنگ زمانه» را مطرح کنند. یکی از این افراد آقای بهاء الدین خرمشاهی است. ایشان نظریه خود را در مقاله «بازتاب فرهنگ زمانه در قرآن» ارائه داده است. ایشان معتقد است: قرآن هر چند با تمام الفاظش از طرف خداوند بر پیامبر(ص) نازل شده، اما برخی مواقع به جهت همراهی و مماشات با مردم عصر نزول، خداوند عالماً و عامداً عقاید آنان را بیان کرده است؛ لذا اگر در مواردی، آیاتی از قرآن مخالفِ علم و جهانِ واقع بود، نباید پنداشت که آیه ای از قرآن ابطال شده است. آقای خرمشاهی برای اثبات نظریه خود به شواهد و دلایلی از قرآن استناد کرده، از جمله: مسئله اسباب النزول، انعکاس فرهنگ جاهلیت به قصد تخطئه و اصلاح، استفاده قرآن از قالب ها و شیوه های ادبی و واژگان عصر نزول و همچنین ذکر جن، سحر و چشم زخم در قرآن. در پژوهش حاضر، به روش توصیفی – تحلیلی و با گرایش انتقادی، تک تک این شواهد و دلایل با استناد به سایر آیات قرآن، تحلیل و بررسی شد. حاصل پژوهش این شد که هیچ یک از شواهدی که آقای خرمشاهی به آن استناد کرده، نمی تواند اثبات کننده این نظریه باشد که در قرآن مطلبی خرافی و خلاف علم آمده و قرآن نیز آن را پذیرفته است.