فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۴۱ تا ۱٬۳۶۰ مورد از کل ۱۴٬۱۸۷ مورد.
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۲شماره ۵۵
151 - 179
حوزههای تخصصی:
نقد متون بر اساس نظریه ساختارگرا، امری است که اخیراً در محافل علمی رواج یافته است و بر اساس آن، از کوچک ترین علائم صوتی و موسیقایی تا بزرگ ترین آن یعنی واژگان و چگونگی کنار هم قرار گرفتن آن، در معنا مؤثر است و بر این اساس، بین شکل و معنا انسجام قابل ذکری وجود دارد. بدون تردید به کارگیری چنین نظریه هایی در باره قرآن که متنی به غایت ادبی است، مفاهیم بلند آن را هر چه روشن تر می نماید. این مقاله می کوشد نظم موجود در سوره نازعات را با توجه به نظریه ساختارگرا، در سطوح مختلف صوتی و واژگانی و نحوی و بلاغی، به قدر وسع نمایان سازد. با این هدف، سؤال پژوهش این است که متن سوره نازعات در قالب چه ساختار زبانی بیان شده و مفاهیم برآمده از آن در چه ساختاری ارائه شده است؟ روش تحقیق روشی توصیفی-تحلیلی است. در ابتدا نظریه ساختارگرا توضیح داده می شود و سپس مقاطع مختلف سوره، با توجه به این نظریه تبیین می گردد و در نهایت نتیجه تحقیق می آید. یافته ها حاکی از آن است که عناصر ساختار زبانی سوره نازعات در جهت انسجام کامل نسبت به موضوع سوره، یعنی حقیقت آخرت و وقایع هول انگیز آن است. مقاطع کوتاه و کوبنده ابتدایی با القای خوف و هراس از قیامت منطبق است و مقاطع بلند و ملایم انتهایی، با محتوای سازنده آن، یعنی سرانجام مؤمن و کافر، هماهنگ است. این هماهنگی و نظم در سطوح دیگر کلام، مانند سطح آوایی، واژگانی و نحوی و بلاغی نیز به چشم خورده و تأثیرگذاری آیات را دوچندان کرده است.
تحلیل تکالیف رسانه های جمعی از منظر فقه القران و حقوق ایران در تبلیغات رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۶
508 - 525
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله تبیین سیاستها و ضوابطی است که دین مبین اسلام و فقه القران در مسیر انتقال محتوا در رسانه های گروهی به مثابه گزاره های الزامی به آنها نگریسته و آنها را ضرورت ارتباطات دینی در رسانه های گروهی میداند.براساس استقرای نگارنده آنچه ضوابط فقه القران نقل در رسانه است مختصراً عبارتند از: أ- جریان آزاد اطلاعات ممنوع نیست، مگر در مواردی که نهی صریح از شارع مقدّس دریافت شده و یا مصلحتی موجِد حکم ثانویِ منع آزادی اطلاع رسانی و وجوب سانسور گردد. ب- عدالت در اطلاع رسانی به معنای مساوات بین مردم در زمینه دریافت اطلاعات و ممنوعیّت تبعیض در دادن سرویس اطلاعاتی به مخاطبان رسانه های خبررسانی از دیگر سیاستهای اختصاصی در نگاه شارع است. ج- فعال بودن سیستم اطلاع رسانی نیز سیاستی دیگر است که بعد ایجابی و جنبه فعلی دارد. براساس، این سیاست، سیستم اطلاع رسانی نباید نسبت به آنچه در جامعه می گذرد، بی اعتنا باشد و باید به مقابله با جریانات ناسالم خبری پرداخته و خدمت رسانی به اهداف نظام اسلامی را در دستور کار خود قرار دهد.
میدان معناشناختی واژه های زعم، مریه و ریب در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از روش های معناشناسی، نظریه ایزوتسو است که در حوزه واژگان قرآنی کاربرد دارد. ایزوتسو برای استخراج معنای واژگان، با نگاهی به معنای واژه در شعر جاهلی به تطوّر معنایی توجّه نموده و واژگان کانونی، کلیدی و فرعی را مشخّص می نماید. سپس با هفت روش (تعریف بافتی، جانشینی واژگان، واژگان متضادّ، میدان معنایی، صورت منفی واژگان، ترادف عبارات و کاربرد در بافت غیردینی) معنای واژگان را مشخّص می نماید. این پژوهش، پس از مشخّص نمودن نوع واژگان، با روش توصیفی-تحلیلی به تأثیر هر واژه در میدان معنایی پرداخته است. سپس معناشناسی واژگان «زعم»، «مریه» و «ریب» با استفاده از بخش های قابل پیاده سازی نظریه ایزوتسو انجام شده است. از خلال این جستار مشخّص شد واژگان «زعم»، «مریه» و «ریب» در شعر جاهلی، کاربرد داشته امّا در کاربرد قرآنی به ترتیب دارای معنای اساسی «عقیده باطل»، «شکّ لجوجانه» و «شکّ معاندانه» است. از سه واژه مورد بررسی، «مریه» و «ریب» در قرآن در باب افتعال به کار رفته اند و این موضوع نشان دهنده آن است که این دو میدان معنایی قابلیّت تأثیرگذاری بیشتری دارند.
آسیب شناسی روانشناختی شایعه و راهکارهای مواجهه با آن در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۲شماره ۵۳
129 - 168
حوزههای تخصصی:
ارتباط میان انسان ها امری غیرقابل انکار و مورد پذیرش همگان است. اما شکل برقراری ارتباطات متفاوت است. یک شکل آن، ارتباطات کلامی است و پدیده شایعه، بخشی از ارتباطات کلامی انسان ها در جامعه است. این پدیده ی کلامی دو جهت مثبت یا منفی دارد که براساس اغراض، گفتارها، شنیده ها و زمینه های موجود در میان افکار عمومی مردم شکل گرفته و تحت تأثیر ویژگی های فرهنگی و اجتماعی هر جامعه، انتشار پیدا می کند. در این میان، شایعات منفی پیامد ها و آسیب هایی دارد که سلامت روابط اجتماعی انسان را تهدید و تخریب می کند. آسیب های اعتقادی، تخریب استوانه های اعتقادی و شبهه افکنی؛ آسیب های اجتماعی، شکل گیری محیط ناسالم اجتماعی، خدشه دار کردن آبروی افراد و سلب آرامش عمومی؛ آسیب های سیاسی، بی اعتمادی مردم به رهبران جامعه و ایجاد اختلاف و تفرقه؛ آسیب شایعه برای شایعه ساز نیز رسوایی شایعه سازان است. پیامدهای مذکور باعث گردیده تا پدیده ی شایعه و آسیب های روانشناختی آن در این مقاله به عنوان یک ضرورت مورد بررسی قرار گیرد. همچنین راهکارهای قرآنی به لحاظ پیشگیری شایعه مانند: ابهام زدایی، ارجاع خبر به اهل تشخیص، تحقیق و بررسی اخبار و کنترل زبان؛ و به لحاظ مقابله با شایعه مانند: تکذیب شایعه، مجازات شایعه سازان و بازسازی فرد یا گروه آسیب دیده، بیان گردید. این پژوهش با روش توصیفی کتابخانه ای همراه با تحلیل به تطبیق یافته ها و راه حلّ ها پرداخته است. برای رسیدن به هدف پژوهش، در ابتداء پس از تبیین مفهوم شناختی، به عوامل و پیامدهای روانشناختی شکل گیری شایعه و سپس در مقام راه حلّ به روش های پیشگیری و مقابله با شایعه از دیدگاه قرآن کریم پرداخته شد.
عوامل رفتاری مطلوب بانوان در همسرداری از نگاه قرآن و روایات
منبع:
مطالعات تفسیری آلاءالرحمن سال ۱ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴
57 - 83
حوزههای تخصصی:
بی تردید، یکی از مهم ترین عوامل تحکیم خانواده، عوامل رفتاری درست در همسرداری است؛ زیرا عدم پای بندی عملی نسبت به آن ها، موجب فروپاشی زندگی مشترک و نفوذ هجمه های فرهنگی در این عرصه می شود. بدین جهت، در این راستا شاهد نکاتی سودمند در قرآن کریم، و نیز در روایات هستیم؛ از آنجا که نقش زنان در زندگی مشترک بسیار کلیدی و حساس است، این مقاله (که به شیوه توصیفی – تحلیلی تدوین یافت)؛ در پی پاسخ به این پرسش است که: از نگاه قرآن و حدیث، عوامل رفتاری مطلوب بانوان در همسرداری، چیست؟ حاصل تحقیق این است: اعتقادات و باور های نیک بانوان، خلقیات شایسته و خصوصیات فردی و کارکرد های درست آنان، می تواند در محیط خانواده، آثار رفتاری مطلوبی نظیر: دین مداری، آرامش، تعاون و همدلی، تربیت فرزندان صالح و عفیف و ... برجای نهد؛ و در صورت بروز مشکلات در محیط خانه، بانوان و همسرانشان می توانند با تمسک به راهکار های قرآنی و روایی به رفع آن بپردازند.
معناشناسی تاریخی- توصیفی واژه ی أُمَّه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معناشناسی تاریخی و توصیفی واژگان قرآن،از روش های نوین پژوهش در قرآن کریم است. این روش برای واژگانی به کار می رود که دارای معانی متعدد در قرآن هستند و لازمست معنای واژه در هر آیه و سیر تطور آن با توجه به منابع پیشین کشف شود. واژه أمه از نظر مفسران، در تمامی موارد استعمال آن، در یک معنا به کار نرفته بلکه ،مطابق با سیاق هر آیه، در معانی متعدد ذکر شده و به نظر می رسد تاکنون ابعادمعنایی این واژه برای قرآن پژوهان به خوبی روشن نشده است. دراین پژوهش ابتدا با رویکرد درزمانی، سیر تطور واژه و معناشناسی آن قبل و بعد از نزول قرآن مورد بررسی قرارمی گیرد.طبق رویکرد درزمانی هرچند این واژه و مشتقات آن در متون عبری، آرامی و سریانی و نیز در عهدین و اشعار جاهلی به چشم میخورد اما به دلیل وجود مشتقات دیگر در زبان های غیرعربی، واژه ای دخیل است. این واژه در طول تاریخ دچار توسعه ی معنایی گشته و به حوزه های معنایی اجتماع، دین، زمان، الگو و اسوه و حوزه معنایی غیرانسان نیز راهیافته است. در گام بعد، از طریق معناشناسی همزمانی، با تحلیل کاربردها و از طریق استخراج مفاهیم همنشین و جانشین امّه، مشخص شد که این واژه بیشترین همنشینی را با لغت واحده داشته که تحلیل ویژگی همنشین های آن، در یافتن جانشین امّه راه گشاست. اما تحلیل نهایی مربوط به شناخت جانشین های امّه است که با بررسی همنشین های واحده مشخص شد که واژه ی نفس میتواند به عنوان بهترین جانشین برای واژه ی امّه شناخته شود.
Comparing the Types of Knowledge (Ānas, Anbaʿa, ʿAllama and Adrī) in the Holy Qur'an(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Verbal signs or strains that are responsible for expressing the concept; especially the words that are synonymous and apparently imply a similar concept, are among the subjects considered by the text-researchers of the Qur’anic verses. In this regard, examining some words from the semantic network of science, jurisprudence, news, awareness, taste, insight and tact, which are used in the meaning of knowledge, require a semantic research. In this article, the description and analysis of some words from a semantic network of "ʿAllama", "Naba ʿ", "Anas" and "Adrī", are discussed. And the elegant use of these words and their fields of application have been explained with a comparative research and comparison of the cases of using these words that convey the meaning of awareness. One of the achievements of this research is that in seemingly synonymous words, the verbal stems of Anbāʼ, such as Anbaʿa, Nabbiʼ, Nabī, are used in news about occult important matters. And using words derived from "Dirāyat" such as "Adrī and Tadrī are in cases where it refers to spiritual matters and truths that cannot be realized with a glance or superficial attention. Therefore, the description or knowledge of facts such as "Ḥāqqah", "ʿAqabah" and "Laylat al-Qadr" are expressed with the expression "Adrīka" and they call the audience to thinking.
اصول کلی علم گرایی در قرآن
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم در یادکرد سیره موحدان در تعلیم، تعلم و کاربست علم علاوه بر تشویق به علم آموزی، برخی اصول و شاخص ها را مطرح کرده است تا مسیر حرکت علمی را در چارچوب روشمندی قرار دهد. این قالب کلان پیشنهادی قرآن، قلمرو گسترده ای از علوم را شامل می شود و با واگویی مسیرهای پیشرفت علوم، به اصلاح حرکت های انحرافی فرایند علم آموزی و رفع آسیب ها کمک می کند؛ به گونه ای که توجه به این اصول هم در انتخاب نوع علم و هم در مسیر حرکت تأیید آیات قرآن را در پی خواهد داشت. پژوهش حاضر برای نیل به این هدف، با تحلیل آیات قرآن کریم و استنباط از سیره موحدان، با بهره گیری از داده ها و منابع کتابخانه ای، به دنبال تبیین اصول و شاخص های کلی علم گرایی از دیدگاه قرآن کریم است. یافته های پژوهش نشان می دهد که خدامحوری در تعلیم و کاربست علم، ابزار بودن دانش، توجه به نیازها و ابراز علم، تلاش برای کسب علوم، پیگیری عالی ترین مراتب علوم، دوری از علم نماها، استدلال محوری، دوری از تقلید کورکورانه، حق پذیری و عدم لجاجت از مهم ترین اصول علم گرایی از نگاه آیات قرآن هستند که هم جنبه های سه گانه اعتقاد، اخلاق و رفتار را پوشش می دهند و هم جنبه های فردی و اجتماعی را در علم آموزی مدنظر قرار می دهند.
ارزیابی و نقد شبهه تبعیض جنسیّتی در مجازات حدّ دیات در مجازات های اسلامی
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهم و سرنوشت ساز جوامع انسانی که تأمین کننده ی امنیت و آسایش جامعه است و رسالت پیشگیری از جرم را بر عهده داشته و دارد مسأله ی مجازات است. ولی از چند دهه ی اخیر مجازات های اسلامی مورد طعن و نقد بسیاری از به اصطلاح حامیان حقوق بشر در داخل و خارج از مرزهای اسلامی واقع شده اند که شایسته است مورد بررسی قرار گرفته و به آن ها پاسخ داده شود. از آنجا که احکام دین و قوانین الهی همیشه با اهداف مختلفی مورد نقد بوده و هست، بطور ویژه در سال های اخیر، یکی از انتقاداتی که بسیار مطرح است، تبعیض جنسیتی در مجازات اسلامی به خصوص در امر قصاص ودیه است. نوشتار پیش روی بر آن است به بررسی این شبهه و ابعاد مختلف آن بپردازد. در این راستا تلاش گشت تا صور مختلفی مورد بررسی قرار گیرد .بررسی ابعادی مانند جایگاه علمی زن و مرد، مقام الهی و معنوی زن و مرد در کمال انسانی و همچنین تاثیر گذاری اقتصاد، در کانون خانواده و جامعه و وجود تمایزاتی که در این راستا می تواند وجود داشته باشد. و اینکه این تمایزات در چیست و به چند دسته تقسیم میشوند. در پژوهش پیش روی با نگاهی تحلیلی و توصیفی بیشتر به بررسی این تفاوت ها از لحاظ بازده اقتصادی و مالی پرداخته خواهد شد
خوانش تفسیری آیه «وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِها ...» در تفاسیر المنار، المیزان و تسنیم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال سیزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۹
۵۲-۲۷
حوزههای تخصصی:
پیوند مضمون آیه «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْلا أَنْ رَأی بُرْهانَ رَبِّه ...» با عصمت حضرت یوسف× موجب افزایش توجه مفسران فریقین به مضمون آن شده است. مقاله حاضر که به شیوه توصیفی تحلیلی نگارش یافته به دنبال شناسایی رویکرد مفسران تفاسیر: المنار، المیزان و تسنیم در مورد متعلق اراده یوسف× و زلیخا است. نتیجه برآمده از مباحث مقاله چنین است: این سه مفسّر، در حالی که در نفی دیدگاه منکران عصمت حضرت یوسف× و نقد مستندهای روایی آنان، اتفاق نظر دارند اما در تعیین متعلق اراده این پیامبر الهی و زلیخا، دچار اختلاف هستند؛ به گونه ای که مؤلف تفسیر المنار، بر تعدد متعلق آن دو تاکید دارد؛ در حالی که مؤلفان دو تفسیر دیگر، بر وحدت متعلق اراده آنها؛ یعنی اراده سوء پافشاری می نمایند؛ با این تفاوت که زلیخا، در جهت تحقق آن نیز کوشا بوده اما سرانجام ناکام ماند ولی حضرت یوسف× به جهت برخورداری از برهان ربّ، نه تنها برای عملیاتی کردن آن، کوششی ننمود، بلکه از قصد به آن نیز دور بوده است.
شیوه نیایش بر درگاه خدا با استفاده از آیه 55 سوره اعراف(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۷ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۲)
129 - 144
حوزههای تخصصی:
دعا، حلقه اتصال میان انسان و خداوند به شمار می آید که در گونه های مختلف، ظهور و بروز می یابد. آیه شریفه 55 سوره اعراف «اُدْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَهً إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ»، یکی از آیاتی است که برخی از مفسران اسلامی ازجمله زمخشری، ضمن حکم به وجوب یا استحباب صدای آهسته و پنهانی در قرائت دعا، به عدم جواز جهر و رفع صوت در دعا حکم نموده اند. پژوهش درباره صحت و سقم این حکم، از اهداف این نوشتار است. نتایج تحقیق با روش توصیفی- تحلیلی به همراه درون متنی، بیانگر این نکته مهم است که ادله مختلف این برداشت تفسیری، از آن جمله قرب خداوند به انسان، رعایت ادب در دعا، پرهیز از ریا، دعای حضرت زکریا با صدای آهسته، تساوی دعا با ذکر، صدق بدعت و ...، نه تنها با روح دعا منافی است، بلکه با ظواهر آیات الهی هم در تضاد روشن است. ضمن آنکه توجه به سیره ائمه معصومین (ع) در موقعیت های مختلف، اقتضای حالات و مقامات مختلف، صدق تعظیم شعائر الهی بر جهر در دعا و ...، جواز صدای بلند و دسته جمعی در دعا با شرایط خاص را اثبات و تأیید می نمایند.
کارکردهای وجودشناسانه بعد جسمانی انسان از منظر ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۲۷ بهار ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۷)
51 - 64
حوزههای تخصصی:
در انسان شناسی صدرایی بُعد جسمانی انسان از زوایای مختلفی دارای اهمیت است اما در این نوشتار به یکی از ابعاد مهم آن، یعنی «کارکردهای وجودی» پرداخته شده است. ملاصدرا در آثارش بخشی مجزا را به کارکردهای بعد جسمانی انسان اختصاص نداده و حتی به آن تصریح نیز نکرده ولی میتوان از آراء او این کارکردها را استخراج نمود. پس از فحص و جستجو در آثار صدرالمتألهین این نتیجه بدست می آید که بعد جسمانی انسان نزد او کارکردهای مهمی از منظر وجودشناختی دارد، ازجمله: تحصیل ایمان، ارتقا و تحول انسان، اختیار، انجام افعال متضاد، تحقق افعال نفسانی و عقلانی، عمارت و آبادانی دنیا، تحقق نظام احسن، هویت بخشی به نفس، تشکیل هویت انسان کامل و برخی از نقشهای متناقض نما همچون مبدأ شرور و مبدأ رهایی از شرور و موارد دیگر. این مقاله که بر اساس روش کتابخانه یی و تحلیل محتوا نگارش یافته، علاوه بر اثبات اهمیت و ضرورت بعد جسمانی انسان در جهان خلقت، نشان میدهد که نقش و کارکرد بعد جسمانی انسان از منظر وجودی، دارای ابعادی گسترده است و ساحتهایی مهم از عالم هستی را در بر میگیرد.
تعیّن معنایی متن در تقابل دو دیدگاه علامه طباطبایی و پل ریکور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تطبیقی قرآن پژوهی سال ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۴
166 - 183
حوزههای تخصصی:
استفاده از شیوه های متعدد فهم متن هم در میان مفسران اسلامی و هم در میان هرمنوتیستهای مغرب زمین از دیرباز تا به امروز مورد توجه بوده است. در این پژوهش دو دیدگاه متفاوت علامه طباطبایی و پل ریکور در تفسیر متن مورد بررسی قرارگرفته است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی ست. یافته های این پژوهش نشان داده است که هر دو دانشمند در شیوه تعین معنایی یا تفسیر متن دارای مشترکات قابل توجهی از جمله متن محوری و پرهیز از تفسیر به رأی و عقیده به تفاوت میان مفهوم و مصداق، می باشند و در عین حال تقابل جدی در تفسیر متن از جمله توجه یا عدم توجه به نیت نویسنده، تکثر معنای متن و اعتبار سنجی تفاسیر، در هر دو دیدگاه خودنمایی می کند؛ این تقابل نشان دهنده تفاوت دو گفتمان در تحولات تفسیر متن در میان مفسران اسلامی و هرمنوتیستهای غربی است.
بررسی تفسیری آیات نسبت ضلالت به خدا و تنافی آن با اختیار انسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال سیزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۹
۲۶-۷
حوزههای تخصصی:
هدایت و اضلال الهی دارای دو نوع ابتدایی و جزایی است؛ هیچ یک از این دو نوع منافاتی با اختیار انسان ندارد؛ چراکه یا قابل استناد به خداوند نیست و یا اگر هست، اختیار انسان را سلب نمی کند. اما هدایت ابتدایی که به معنای نشان دادن راه کمال و سعادت به انسان است و هدایت جزایی که نتیجه بهره گرفتن اختیاری انسان از اسباب هدایت ابتدایی خداوند است و نیز اضلال جزایی که نتیجه سوءاختیار خود انسان است، با وجود قابل استناد بودن این سه قسم، به خداوند اما منافاتی با اختیار انسان ندارد، اما اضلال ابتدایی قابل استناد به خداوند نیست. بحث هدایت و اضلال الهی از آن جهت دارای اهمیت است که شبهه معروف جبر در هدایت و ضلالت را پاسخی درخور می دهد؛ چرا که ظاهر اضلال و هدایت الهی این است که انسان اختیاری در گمراه شدن نداشته و خداوند افراد را وادار به راه درست یا نادرست می نماید. این پژوهش ثابت می کند که هدایت و ضلالت انسان به اختیار خود اوست.
تحلیل و بررسی آیات وراثت بهشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در شش آیه ی قرآن کریم ، بهشت با عنوان «ارث» توصیف شده است. هر ارثی از سه رکن وارث ، موروثٌ منه و میراث تشکیل شده است ، که مصداق وارث و میراث در آیات مذکور ، به ترتیب عبارتند از: مؤمنان و بهشت ، اما نسبت به موروثٌ منه ، میان مفسران اختلاف نظر وجود دارد. برخی بر اساس روایات بر این باورند که کافر ، موروثٌ منه است؛ یعنی مؤمنان جایگاه کفار در بهشت را به ارث می برند. برخی دیگر معتقدند که انسان بهشت را از اعمال خود به ارث می برد. بسیاری از مفسران بر اساس پیش فرضِ عدم انطباق معنای ارث بر بهشت ، این واژه را بر یکی از معانی مجازی- همچون: اعطاء ، بقاء و مالکیت- حمل کرده اند. این پژوهش با تحلیل و بررسی آیات ، به این نتیجه دست یافته است که موروثٌ منه ، خداوند متعال است با این توضیح که مؤمنان ، با ایمان و اعمال صالح خود با خداوند پیوند معنوی برقرار کرده ، و نتیجه این پیوند آن است که بهشت را از خداوند به ارث می برند.
An Evolutionary Reading of Adam's Creation in the Qur'an with Emphasis on the Concepts of Creation and Selection(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In theological debates about the creation of human and the theory of evolution, “the theory of creation” means the creation of human at once by the creator of the universe, and “the theory of evolution” means the natural, normal, and gradual creation of human in the evolutionary cycle of life. The question is whether the Qur’an also views human creation as contradictory to his natural and evolutionary genesis. This study shows that the Qur’anic concepts of creation (khalq) and selection (iṣṭifāʾ) based on the contextual analysis of these vocabularies allow for an evolutionary reading of human creation. Creation means the emergence of phenomena in a natural, time-consuming, step-by-step process with the interference of natural laws supported by God’s command. The meaning of the presence of divine command in all stages of creation is the consciousness of all the objects and their components which is effective in the process of creating an organ along with other factors. Also, the concept of selection of Adam suggests that Adam was chosen among his contemporaries as the first modern human being because of his physical and mental superiority, and his creation was not at once, unnatural and unrelated to previous generations.
The Usage of Commissive Speech Act in the Qur’an(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the remarkable aspects of the holy Qur’an is the use of diverse linguistic methods to convey a particular idea. This study aims to evaluate the commissive act in the Qur’an using Searle's speech act theory, a theory useful in comprehending deeper semantic levels of holy scriptures. The study used a descriptive-analytical method, and the data were analyzed through a qualitative analysis of statistical results to answer the following questions: What linguistic forms does the Qur’an use to represent commissive speech acts? And what themes or topics are included in these commissive speech acts' utterances? First, employing a desk research approach, the Qur’anic verses containing the commissive speech acts were selected based on syntactic, lexical, and semantic criteria. The distinguishing characteristics of each case were then identified, including the discursive structure of the act, the committed person, and the theme of the commitment. Finally, the relationship between the linguistic form and the theme of the speech acts was examined. The findings reveal that the Qur’an expresses commissive speech acts through four linguistic structures: oath, promise (al-wa‘d), threat (al-wa‘īd), and pledge; each includes divine and non-divine conceptions, and each has a unique characteristic. The quantitative comparison of these four shows that “promise” is the most commonly cited sub-speech act, distinguishing it from other linguistic forms. “Threat”, “oath”, and “pledge” are the other most frequently cited sub-speech acts. Moreover, the evaluation of the speech agents and their status as aspects of the situational context reveals that the speech participants are not equal in terms of position and power, which is a decisive factor in the selection of linguistic forms. In all of these cases, the language structures and their intricacies, particularly modality (modal marking), illustrate the relationship between the linguistics style and power dynamics between the participants. The focus of the themes, domain, and frequency differ throughout the four categories mentioned above, with some overlap in certain instances.
تحلیلی بر گونه شناسی آیات و روایات مرتبط با عصر جاهلیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رفتار ها و کنش های جاهلی اعراب در قبل از اسلام از ویژگیها و خصوصیات خاصی برخوردار بوده است. این خصوصیات به طور کلی شکل گیری یک فرهنگ غالب را در زندگی اعراب جاهلی نشان می دهد. با دقت در این کنش ها می توان به یک پیوستگی در رفتار های مردم در کلیه عصور قبل از ارسال رسل و تشریع شریعتها پی برد که شاید همین تحریف ها و بدعتها به تأسیس ادیان در زمانهای مختلف ختم شده باشد مانند بت پرستی، ترویج خرافات و میل به عبادات و پرستش های خارج از مجرای فطری . در قرآن کریم کتاب آسمانی مسلمانان می توان به وجود این خصوصیات در بین اعراب پی برد و قرآن از آنها تحت عنوان کلی تعصبهای جاهلیت نام برده است. به وسیله بررسی و کنارهم گذاشتن تمام این موارد و گونه شناسی روایات مربوط به آن می توان به انحرافات فطری بشری که زمینه تأسیس شرایع الهی را ایجاد می کند پی برد. تا کنون به مساله جاهلیت بدین نحو پرداخته نشده است. روش تحقیق این مقاله یه صورت تحلیلی می باشد و روایات تفسیری مرتبط با آیات جاهلیت به صورت طبقه بندی شده مورد دقت قرار گرفته اند و در گونه های مختلف بطون، قاعده جری و تطبیق، تفسیر واژگانی و عناوین دیگر طبقه بندی شده اند.
Muḥammad Bāqir al-Ṣadr and Epistemic Decolonisation: al-Tafsīr al-Mawḍūʿī, the Islamic Alternative in Iqtiṣādunā and the Struggle for Cultural Hegemony(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Lebanese scholar Chibli Mallat, analysing Muḥammad Bāqir al-Ṣadr’s work, affirms that the Iraqi intellectual proposed a completely new comprehensive theory of the Islamic State, focusing on constitutionalism and economics. Following Mallat’s intuition, this paper will focus on the second aspect of al-Ṣadr’s work. It will deal with the use of thematic Quranic exegesis (al- tafsīr al-mawḍūʿī ) in al-Ṣadr’s main work on economics, Iqtiṣādunā. The article will argue that al-Ṣadr’s use of this kind of exegesis is determined by his will to provide a comprehensive understanding of the Islamic vision of economics as a central part of a new Islamic society. Furthermore, the paper will argue that in al-Ṣadr’s work, this new conception of Islamic society is also voted to propose a valid alternative to capitalism and Marxism, both as economic systems and conceptions of society, fighting Western cultural influences and Epistemic colonisation. Henceforth, the article will frame al-Ṣadr’s effort to build a comprehensive critique of Western Epistemic colonisation within the concept of Cultural Hegemony and Counter-hegemony as defined by Asef Bayat and Antonio Gramsci and analyse his endeavours within this framework. To highlight these points, the presentation will provide an overview of the use of al-tafsīr al-mawḍūʿī in a short selection of passages from Iqtiṣādunā, drawing on the methodological framework provided by Gramsci, Bayat, and other scholars.
مؤلفه های خوش سیرتی مدیران در سازمان از منظر قرآن کریم
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ششم پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۲
106 - 131
حوزههای تخصصی:
پرداختن به مؤلفه خوش سیرتی مدیران در سازمان به دلیل تأثیر مستقیم مدیران در عملکرد کارکنان دارای اهمیت است. لذا در سازمان، کارکنان به عنوان یک جامعه مورد مطالعه، دارای ارزش ها و هنجارهای مورد تائید، هستند که نقش بسیار مؤثر در عملکرد افراد در سازمان دارد. از طرفی با توجه به تأثیر رفتار مدیران بر عملکرد کارکنان، خوش سیرتی مدیران و اعتماد کارکنان به مدیران، نقش مؤثری بر کارایی و بهره وری منابع انسانی و بالتبع بهبود نتایج در سازمان ها دارد. در این تحقیق با استفاده از منابع مطالعات گذشته و با روش توصیفی تحلیلی، به مطالعه مؤلفه «خوش سیرتی» در مدیران سازمان ها پرداخته و آن را از منظر قرآن کریم مورد مطالعه قرار گرفته است و با توجه به نتایج آن مؤلفه هایی همچون امین و امانت داری، بی توجهی به دنیا و ریاست، علم و حکمت، گذشت و مدار، مراقبت در همه امور، راستی و درستکاری، آرامش و شرح صدر، وجدان اخلاقی، عدالت، تقوا، وفای به عهد، تصمیم گیری عاقلانه (مشورت)، حسن خلق و تواضع، بردباری و شکیبایی(صبر) و ایمان به دست آمد.