فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۴۱ تا ۱٬۳۶۰ مورد از کل ۱۴٬۱۸۷ مورد.
منبع:
سراج منیر سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۷
171 - 197
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مربوط به زندگی پس از مرگ و قیامت در قرآن کریم، وضعیت پیوندها و روابط بین انسان هاست که آیاتی حاکی از انقطاع و نابودی همه ی روابط پس از مرگ است. از دلایل پررنگ این اتفاق، ترس و وحشت انسان ها از واقعه ی قیامت و مراحل بعدازآن و نیز روابط و دوستی های گناه آلود و بد سرانجام است. در آیاتی دیگر الحاق افراد به اهل و خانواده و بقای دوستی ها، در آخرت دیده می شود. با نگاه سطحی و عدم تشخیص مصادیق صحیح و بی توجهی به اطلاق و تقیید آیات، به تقابلی ظاهری برخورد می کنیم. نکته ای که در این پژوهش موردتوجه قرارگرفته است، وضعیت مؤمنین و کفار در مراحل مختلف آخرت و محور ارتباطات است که با در نظر گرفتن این دو مورد، آیات به ظاهر مختلف، در این زمینه، مختص به گروهی خاص می گردند. به طورکلی آیاتی که بیان گر قطع اسباب و نسب ها است، ارتباطاتی است که خدامحور نبوده است، اما ارتباطی که حول ایمان و تقوا باشد، در آخرت هم ماندگار می باشند. در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی با توجه به محور و اسباب پیوندها که یا الهی اند و یا مادی و توسط خود قرآن و روایات تبیین شده اند، مصادیق آیات قطع روابط و بقای آن ها، به خوبی روشن می گردد. پرسش اصلی عبارت است از اینکه آیا ارتباطات دنیوی در آخرت به طورکلی منقطع می شود یا نه؟
مبانی قرآنی اهداف جهاد تبیین در منظومه فکری امام خامنه ای
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۴
227 - 257
حوزههای تخصصی:
جهان اسلام، امروز گرفتار تهاجم همه جانبه ای از سوی دشمنان شده است. توطئه فراگیر با ابزارهای گوناگون علمی و تکنولوژیکی، علیه اسلام، ارزش های اسلامی و مسلمانان به خصوص جوانان صورت گرفته است. پیوسته این هجمه ها شدید تر و گسترده تر و پیچیده تر می شود. جهت مقابله با این تهاجم بی رحم، هوشمندانه و با بهره گیری از رهنمودهای وحیانی قرآن و با استفاده از ابزارهای کارآمد روز باید به دفاع بر خواست. مقام معظم رهبری (مدظله العالی) کارآمدترین ابزار مقابله با دشمنان را «جهاد تبیین» معرفی نموده و همگان را ملزم به کاربست آن کرده اند. تحقیق پیشرو، با رویکرد تحلیلی- توصیفی، مبانی قرآنیِ اهداف جهاد تبیین در منظومه فکری امام خامنه ای (مدظله العالی) را مورد تحلیل و کنکاش قرار داده است. یافته ها حاکی از آن است که دشمنان اسلام، تمام ظرفیت ها و توانمندی ها خود را علیه اسلام، قرآن، ولایت، ارزش ها و منابع مادی و معنوی مسلمانان، تجهیز و به کار گرفته اند؛ تا بتوانند، نظام سلطه را در جامعه اسلامی حاکم سازند و با تحریف، خدعه و دروغ، حقایق را وارونه جلوه دهند. همچنین مشخص شد در جهت خنثی سازی، دفع و رفع اهداف دشمنان مهم ترین وسیله جهاد تبیین و شناخت مبانی قرآنی و اهداف آن است که از طریق نهادینه سازی مؤلفه های همچون: بصیرت و آگاهی بخشی، بیداری وجدان ها، ارائه الگوهای اصلی و حقیقی به جای الگوهای تقلبی و ناکارآمد، امیدبخشی، نهادینه نمودن سبک زندگی اسلامی، تقویت نمودن پایه های وحدت اسلامی و دوری از تفرقه، حفظ عزت ملی، تثبیت اخلاق و عقلانیت، جدال احسن، تبشیر و انذار، یادآوری نعمت ها، تکریم شخصیت ها به دست می آید.
بررسی تطبیقی دیدگاه ها در باره تجرد نفس انسان از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۵
54 - 71
حوزههای تخصصی:
درباره حقیقت وجود نفس، دو دیدگاه مختلف (تجرد و عدم تجرد) وجود دارد که هرکدام به ادله ای ازجمله آیات قرآن کریم تمسک کرده اند. هدف مقاله حاضر، تبیین موضع آیات درباره تجرد یا جسمانیت نفس است. از آنجا که آیات قرآن مورد استناد موافقان تجرد نفس و منکران قرارگرفته، ضروری است به صورت تطبیقی، مستندات هر دو دیدگاه مورد تحلیل قرار گیرد که نگارنده با روش تحلیلی- تطبیقی آن را در این مقاله به سامان رسانده است. در این مقاله، روشن شده است که دلالت آیات مورد استناد موافقان تجرد نفس با جهات مختلف نفس (انتساب نفس به خدا، خلقت خاص و تفاوتش با موجود مادی، تعقل نفس مجردات را، صعود و رجوع به ملکوت و خدا) دلالت تام است؛ اما آیات مورد استناد منکران تجرد نفس با عنوان توصیف نفس به صفات مادی و خلقت نفس از جسم مادی، قابل جواب و توجیه است. اشاره خواهد شد ضعف اصلی منکران تجرد نفس عدم توجه به مبانی عقلی و نقلی، زبان قرآن و وجود مرجحات تقدم نظریه تجرد نفس بر مادیت است.
بررسی و نقد دیدگاه محمد مجتهد شبستری درباره ی فهم وحی رسالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسأله وحی یکی از مباحث بنیادی در دین اسلام است که با دو نگرش زمینی و آسمانی مواجه می باشد. نگرش آسمانی، وحی را پیامی از جانب خدا برای بشر و پیامبر اسلام را واسطه ی ابلاغ آن می داند. اما نگرش زمینی که محصول دوره مدرنیته است، دارای جنبه ها و ابعاد مختلفی است. برخی از نواندیشان معاصر مانند مجتهد شبستری براین باورند که وحی از ضمیر ناخودآگاه پیامبر سرچشمه گرفته و در قالب الفاظ در قرآن آمده است. شبستری معتقد است اگر وحی کلام خدا باشد برای مخاطبان قابل فهم نیست. او برای اثبات این ادعا به دیدگاه های زبان شناسان و علمای علم اصول و تطبیق آن با قرآن استناد کرده و نتیجه می گیرد قرآن کلام پیامبر است. شبستری عنصر اصلی فهم را پیش فهم دانسته و آن را متأثر از زمان و مکان و علایق شخص می داند. با این دیدگاه اصولا فهم امری تاریخی است. در نتیجه فارغ از این بحث که قرآن کلام پیامبر باشد یا کلام خدا، فهم واقعی قرآن را غیرممکن می داند. هدف مقاله حاضر بررسی و نقد دلایل تطبیقی شبستری در رابطه با عدم امکان فهم وحی رسالی می باشد که وی در این زمینه به نظرات برخی فلاسفه زبانشناس و اصول فقه استناد نموده است. ایرادهای موجود در استدلال های وی در زمینه ی مورد بحث با شیوه ای جدید شفاف سازی و تبیین گردیده است. در نوشتار حاضر تعریف فلسفی زبان، امکان فهم وحی رسالی و دلالت تصدیقیه از نظر شبستری با روش تحلیلی-انتقادی مورد بررسی قرار گرفت و با معیار های عقلی و نقلی اثبات گردید که وی برداشت نادرستی از تعاریف زبان شناسان و مسأله ی مفاهمه و دلالت تصدیقیه ارائه داده است و با پیش فرض ها و شیوه ی استدلال غیرمنطقی به نتایجی باطل دست یافته است. بنابراین مواردی که شبستری به آن ها استناد کرده است، دلالتی بر عدم امکان فهم وحی از جانب خداوند را ندارند.
تشخیص نقش معنوی مضاف الیه در مصدرهای مضاف به فاعل یا مفعول و ترجمه فارسی آن در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۷
315 - 339
حوزههای تخصصی:
یکی از ساختارهای نحوی که دقت در آن، نقشی مهم در فهم صحیح مقصود آیات قرآن کریم ایفا می کند، اضافه مصدر به فاعل یا مفعول به است. گاهی در تشخیص اینکه مصدر به فاعل اضافه شده یا به مفعول به، در میان مفسران اختلاف نظر وجود دارد. مترجمان نیز گاهی ترجمه ای نارسا ارائه کرده اند. این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی انتقادی و با بررسی تعدادی از مصدرهای مضاف به فاعل یا مفعول به در قرآن کریم، به کشف راهکارهایی برای رفع اختلاف در تعیین نقش معنوی مضاف الیه و نیز برای ارائه ترجمه ای رسا از این ساختار پرداخته است. راهکارهای برون رفت از اختلاف، از این قرار هستند: توجه به نحوه ارتباط جملات با یکدیگر؛ توجه به استناد به فاعل در آیه؛ توجه به علت استفاده از صنایع بلاغی در آیه؛ توجه به سیاق تفسیری (سیاق آیه مورد بحث، غرض هدایتی سوره)؛ توجه به آیات و روایات هم موضوع آیه و توجه به اقتضای ادب بندگی. همچنین برای ارائه ترجمه ای صحیح و گویا از ساختار مصدر مضاف به فاعل یا مفعول به، کاربست این راهکارها لازم است: استفاده از فعل در ترجمه مصدر؛ استفاده از واژه مناسب برای ترجمه ضمیر؛ استفاده از واژه مناسب در همنشینی مصدر مضاف؛ استفاده از توضیحات داخل قلاب؛ پرهیز از فشرده نویسی و پرهیز از ترجمه لفظ به لفظ.
اعتبارسنجی روش «تحلیل گفتمان انتقادی» فرکلاف در تفسیر قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
قرآن شناخت سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۳۱)
63 - 82
حوزههای تخصصی:
«تحلیل گفتمان انتقادی» فرکلاف روش تفسیری میان رشته ای است که هدف از آن دستیابی به ایدئولوژی پنهانی است که مشارکت کنندگان فعال گفتمان آن را به صورت طبیعی شده در گفتمان قرار داده اند. به این منظور مفسر در این روش با گذر از سه سطح «توصیف»، «تفسیر» و «تبیین»، به بررسی متن می پردازد. این روش تحلیلی در سال های اخیر با اقبال روزافزون برخی قرآن پژوهان مواجه شده است. ازاین رو بررسی روش «تحلیل گفتمان انتقادی» از نظر مبنا و اصول و کاربست آن به مثابه یک روش در تفسیر قرآن کریم ضروری به نظر می رسد. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به بررسی کاربست روش «تحلیل گفتمان انتقادی» در تفسیر قرآن پرداخته است. صرف نظر از مبانی و اصول، اجرای تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف به مثابه یک روش برای تفسیر قرآن کریم با اشکالات متعددی روبه روست. مهم ترین اشکال روش «تحلیل گفتمان انتقادی» پذیرش نگاه فرکلاف به زبان، به عنوان یکی از اصول این روش است. در نگاه او ایدئولوژی ابزاری برای حکمرانی بر مردم و استیلای بر آنان بوده و فرکلاف همین معنا از ایدئولوژی را در روش انتقادی خود پذیرفته است. سایر اشکالات با کاوش و اجرای روش، مشخص می شوند. استفاده از مراحل گفتمان انتقادی برای دستیابی به موقعیت های محیطی با اشکالاتی (همچون نسبیت، واقعه انگاری متن، مرگ مؤلف، تاریخمندی متن و تکثر معنایی) روبه روست. بازتولید یک گفتمان از طریق روش مزبور موجب تغییر ساختاری گفتمان می شود. وجود تنها یکی از این اشکالات در هر روش تفسیری، استفاده از آن را برای تفسیر قرآن کریم ناممکن می سازد.
Book Review: Ma‘rifat, Muhammad Hadi (2014). Introduction to the Sciences of the Qur’an, Vol. 1, transl. Salim Rossier and Mansoor Limba, Iran: SAMT.
حوزههای تخصصی:
تناسب آیه سوم سوره مائده از دیدگاه اهل سنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علم مناسبت یا تناسب، از قضایا و چالش های مهم در علوم قرآنی، به شمار می رود، چنانکه این دانش در کتاب های تفسیری و علوم قرآنی مورد اهتمام و توجه ویژه ی عالمان است. این پژوهش می کوشد تناسب آیه ی اکمال را، به روش توصیفی و تحلیلی دیدگاه مفسران اهل سنت، در گذشته و حال بررسی و وجوه اشتراک و افتراق آنها را تحلیل و تطبیق می کند. اگرچه مفسران اهل سنت آرای متفاوتی را پیرامون ساختار این آیه ارائه داده اند، اما نظر به سیاق آیه اکمال (بخش سوم آیه سوم سوره مائده) و پیوندش با صدر (بخش اول) و ذیل (بخش سوم) آیه، آن را گزاره ای معترضه می دانند که در فاصله ی بین محرمات پیش از خود و رخصت پس از آن آمده است و توجیهات گوناگونی برای تبیین این اعتراض دارند. در نقد و بررسی این رأی علاوه بر بازخوانی مقوله اعتراض در علم بلاغت و با استناد به نظر مفسران درباره شأن نزول سوره مائده (در مدینه و پیش از حجه الوداع) و تفاوت زمانی و عدم پیوستگی نزولی آن با نزول آیه اکمال (در مکه و روز عرفه یا غدیر خم) قابل تأمل است. و پس از نزول آیه اکمال و بر اساس قاعده کلی توقیفی بودن چینش آیات شاهد پیوستگی قرائتی و استدلالت تفسیری دال بر پیوستگی آن آیه هستیم.
Comparing the Types of Knowledge (Ānas, Anbaʿa, ʿAllama and Adrī) in the Holy Qur'an(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Verbal signs or strains that are responsible for expressing the concept; especially the words that are synonymous and apparently imply a similar concept, are among the subjects considered by the text-researchers of the Qur’anic verses. In this regard, examining some words from the semantic network of science, jurisprudence, news, awareness, taste, insight and tact, which are used in the meaning of knowledge, require a semantic research. In this article, the description and analysis of some words from a semantic network of "ʿAllama", "Naba ʿ", "Anas" and "Adrī", are discussed. And the elegant use of these words and their fields of application have been explained with a comparative research and comparison of the cases of using these words that convey the meaning of awareness. One of the achievements of this research is that in seemingly synonymous words, the verbal stems of Anbāʼ, such as Anbaʿa, Nabbiʼ, Nabī, are used in news about occult important matters. And using words derived from "Dirāyat" such as "Adrī and Tadrī are in cases where it refers to spiritual matters and truths that cannot be realized with a glance or superficial attention. Therefore, the description or knowledge of facts such as "Ḥāqqah", "ʿAqabah" and "Laylat al-Qadr" are expressed with the expression "Adrīka" and they call the audience to thinking.
اصول کلی علم گرایی در قرآن
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم در یادکرد سیره موحدان در تعلیم، تعلم و کاربست علم علاوه بر تشویق به علم آموزی، برخی اصول و شاخص ها را مطرح کرده است تا مسیر حرکت علمی را در چارچوب روشمندی قرار دهد. این قالب کلان پیشنهادی قرآن، قلمرو گسترده ای از علوم را شامل می شود و با واگویی مسیرهای پیشرفت علوم، به اصلاح حرکت های انحرافی فرایند علم آموزی و رفع آسیب ها کمک می کند؛ به گونه ای که توجه به این اصول هم در انتخاب نوع علم و هم در مسیر حرکت تأیید آیات قرآن را در پی خواهد داشت. پژوهش حاضر برای نیل به این هدف، با تحلیل آیات قرآن کریم و استنباط از سیره موحدان، با بهره گیری از داده ها و منابع کتابخانه ای، به دنبال تبیین اصول و شاخص های کلی علم گرایی از دیدگاه قرآن کریم است. یافته های پژوهش نشان می دهد که خدامحوری در تعلیم و کاربست علم، ابزار بودن دانش، توجه به نیازها و ابراز علم، تلاش برای کسب علوم، پیگیری عالی ترین مراتب علوم، دوری از علم نماها، استدلال محوری، دوری از تقلید کورکورانه، حق پذیری و عدم لجاجت از مهم ترین اصول علم گرایی از نگاه آیات قرآن هستند که هم جنبه های سه گانه اعتقاد، اخلاق و رفتار را پوشش می دهند و هم جنبه های فردی و اجتماعی را در علم آموزی مدنظر قرار می دهند.
روش های تبلیغی قرآن کریم با تأکید برنگاه تحلیلی عهد جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای تبلیغ پیام کارآمد، شناخت روش های کارآمد و هم جهت با مضمون آن پیام و نیز برای هدایت یکایک افراد جامعه شناخت فضای فکری آن جامعه ضروری است. از طرفی دیگر شاخص ترین منبع هدایت و رستگاری عالمیان و آدمیان قرآن کریم و عهد جدید می باشد . ازاین رو پژوهش در صدد است با روش توصیفی و تحلیلی، روش های تبلیغی قرآن کریم و عهدجدید را مورد بررسی قرار دهد و دراین باره به این سؤال اساسی پاسخ دهد که روش های تبلیغی قرآن با تأکید برنگاه تحلیلی عهدجدید کدامند؟ روش های تبلیغی قرآن و عهد جدید در یک تقسیم بندی کلی به روش های شناختی، عاطفی و رفتاری تقسیم می شوند. تبیین جهان بینی و باورها، افزایش سطح علم واگاهی افرادجامعه و حکمت از مهم ترین روش های تبلیغی شناختی و محبت و مهرورزی، موعظه حسنه ،الگوی حسنه و تبشیر و انذار از مهم ترین روش های عاطفی و مجادله احسن، فریضه سازی و قصه گویی ار روش های تبلیغی رفتار می باشند که قرآن کریم و عهد جدید علیرغم شباهت در برخی از این روش ها در بسیاری از روش ها ی تبلیغی با هم تفاوت های بنیادی دارند.و روش های تبلیغی قرآن نسبت به روش های تبلیغی عهدجدید کامل تر و جامع تر می باشند.
تحلیل نظری غرر آیات در آرای قرآن پژوهان با رویکرد اخلاقی و تربیتی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۷ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۲)
107 - 128
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائلی که در طول تاریخ نظر عده ای از قرآن پژوهان و مفسران را به خود جلب نموده، بحث در زمینه مفاهیم، مضامین و آیات و سوره های بنیادین و کلیدی قرآن کریم است که نقشی اصیل، مرجع و گاه جامع در تفسیر برخی آیات دیگر دارند. این دغدغه در میان آنان منجر شد که هر یک، اصطلاحاتی را برای این مفاهیم و آیات و سوره ها برگزینند. این تحقیق با روش تحلیلی، به کتاب ها و آثار قرآن پژوهان از قرن پنجم هجری تا دوره معاصر مراجعه و اصطلاحات متعدد در این زمینه را استخراج و تحلیل نموده و به چیستی و مؤلفه های عناوین وضع شده توسط آنان پرداخته و به برخی نکات اشتراک و افتراق آنها دست یافته است. بررسی ها نشان داد که با شش واژه برای نشان دادن مفاهیم و آیات برگزیده قرآن مواجهه ایم که عبارت اند از: 1- محکم، 2- جواهر، 3- افضل و فاضل، 4- کلید، 5- مضامین اصلی، 6- غرر آیات. یکی از مؤلفه های مشترک همه اصطلاحات شش گانه «توحید» است که مهم ترین مبنای تربیت اخلاقی قرآن می باشد.
ارزیابی و نقد شبهه تبعیض جنسیّتی در مجازات حدّ دیات در مجازات های اسلامی
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهم و سرنوشت ساز جوامع انسانی که تأمین کننده ی امنیت و آسایش جامعه است و رسالت پیشگیری از جرم را بر عهده داشته و دارد مسأله ی مجازات است. ولی از چند دهه ی اخیر مجازات های اسلامی مورد طعن و نقد بسیاری از به اصطلاح حامیان حقوق بشر در داخل و خارج از مرزهای اسلامی واقع شده اند که شایسته است مورد بررسی قرار گرفته و به آن ها پاسخ داده شود. از آنجا که احکام دین و قوانین الهی همیشه با اهداف مختلفی مورد نقد بوده و هست، بطور ویژه در سال های اخیر، یکی از انتقاداتی که بسیار مطرح است، تبعیض جنسیتی در مجازات اسلامی به خصوص در امر قصاص ودیه است. نوشتار پیش روی بر آن است به بررسی این شبهه و ابعاد مختلف آن بپردازد. در این راستا تلاش گشت تا صور مختلفی مورد بررسی قرار گیرد .بررسی ابعادی مانند جایگاه علمی زن و مرد، مقام الهی و معنوی زن و مرد در کمال انسانی و همچنین تاثیر گذاری اقتصاد، در کانون خانواده و جامعه و وجود تمایزاتی که در این راستا می تواند وجود داشته باشد. و اینکه این تمایزات در چیست و به چند دسته تقسیم میشوند. در پژوهش پیش روی با نگاهی تحلیلی و توصیفی بیشتر به بررسی این تفاوت ها از لحاظ بازده اقتصادی و مالی پرداخته خواهد شد
خوانش تفسیری آیه «وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِها ...» در تفاسیر المنار، المیزان و تسنیم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال سیزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۹
۵۲-۲۷
حوزههای تخصصی:
پیوند مضمون آیه «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْلا أَنْ رَأی بُرْهانَ رَبِّه ...» با عصمت حضرت یوسف× موجب افزایش توجه مفسران فریقین به مضمون آن شده است. مقاله حاضر که به شیوه توصیفی تحلیلی نگارش یافته به دنبال شناسایی رویکرد مفسران تفاسیر: المنار، المیزان و تسنیم در مورد متعلق اراده یوسف× و زلیخا است. نتیجه برآمده از مباحث مقاله چنین است: این سه مفسّر، در حالی که در نفی دیدگاه منکران عصمت حضرت یوسف× و نقد مستندهای روایی آنان، اتفاق نظر دارند اما در تعیین متعلق اراده این پیامبر الهی و زلیخا، دچار اختلاف هستند؛ به گونه ای که مؤلف تفسیر المنار، بر تعدد متعلق آن دو تاکید دارد؛ در حالی که مؤلفان دو تفسیر دیگر، بر وحدت متعلق اراده آنها؛ یعنی اراده سوء پافشاری می نمایند؛ با این تفاوت که زلیخا، در جهت تحقق آن نیز کوشا بوده اما سرانجام ناکام ماند ولی حضرت یوسف× به جهت برخورداری از برهان ربّ، نه تنها برای عملیاتی کردن آن، کوششی ننمود، بلکه از قصد به آن نیز دور بوده است.
شیوه نیایش بر درگاه خدا با استفاده از آیه 55 سوره اعراف(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۷ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۲)
129 - 144
حوزههای تخصصی:
دعا، حلقه اتصال میان انسان و خداوند به شمار می آید که در گونه های مختلف، ظهور و بروز می یابد. آیه شریفه 55 سوره اعراف «اُدْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَهً إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ»، یکی از آیاتی است که برخی از مفسران اسلامی ازجمله زمخشری، ضمن حکم به وجوب یا استحباب صدای آهسته و پنهانی در قرائت دعا، به عدم جواز جهر و رفع صوت در دعا حکم نموده اند. پژوهش درباره صحت و سقم این حکم، از اهداف این نوشتار است. نتایج تحقیق با روش توصیفی- تحلیلی به همراه درون متنی، بیانگر این نکته مهم است که ادله مختلف این برداشت تفسیری، از آن جمله قرب خداوند به انسان، رعایت ادب در دعا، پرهیز از ریا، دعای حضرت زکریا با صدای آهسته، تساوی دعا با ذکر، صدق بدعت و ...، نه تنها با روح دعا منافی است، بلکه با ظواهر آیات الهی هم در تضاد روشن است. ضمن آنکه توجه به سیره ائمه معصومین (ع) در موقعیت های مختلف، اقتضای حالات و مقامات مختلف، صدق تعظیم شعائر الهی بر جهر در دعا و ...، جواز صدای بلند و دسته جمعی در دعا با شرایط خاص را اثبات و تأیید می نمایند.
کارکردهای وجودشناسانه بعد جسمانی انسان از منظر ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۲۷ بهار ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۷)
51 - 64
حوزههای تخصصی:
در انسان شناسی صدرایی بُعد جسمانی انسان از زوایای مختلفی دارای اهمیت است اما در این نوشتار به یکی از ابعاد مهم آن، یعنی «کارکردهای وجودی» پرداخته شده است. ملاصدرا در آثارش بخشی مجزا را به کارکردهای بعد جسمانی انسان اختصاص نداده و حتی به آن تصریح نیز نکرده ولی میتوان از آراء او این کارکردها را استخراج نمود. پس از فحص و جستجو در آثار صدرالمتألهین این نتیجه بدست می آید که بعد جسمانی انسان نزد او کارکردهای مهمی از منظر وجودشناختی دارد، ازجمله: تحصیل ایمان، ارتقا و تحول انسان، اختیار، انجام افعال متضاد، تحقق افعال نفسانی و عقلانی، عمارت و آبادانی دنیا، تحقق نظام احسن، هویت بخشی به نفس، تشکیل هویت انسان کامل و برخی از نقشهای متناقض نما همچون مبدأ شرور و مبدأ رهایی از شرور و موارد دیگر. این مقاله که بر اساس روش کتابخانه یی و تحلیل محتوا نگارش یافته، علاوه بر اثبات اهمیت و ضرورت بعد جسمانی انسان در جهان خلقت، نشان میدهد که نقش و کارکرد بعد جسمانی انسان از منظر وجودی، دارای ابعادی گسترده است و ساحتهایی مهم از عالم هستی را در بر میگیرد.
نگاهی تاریخی به مقوله فهم متون و نقش آن در فهم آینده پژوهانه از متون وحیانی
منبع:
الاهیات قرآنی سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۹
73 - 100
حوزههای تخصصی:
فهم آینده پژوهانه را می توان به اجمال فهم قرآن مجید در خارج از بافت و زمان نزول تعریف کرد. این فهم و چگونگیِ شکل گیری آن در درون آدمی، از اهمیت به سزایی برخوردار می شود. فهم، بیشتر حالتی برون دینی دارد و مترداف با هرمنوتیک است. حال آن که تفسیر و یا تأویل، بیشتر حالتی درون دینی دارند و بر پایه پیش فرض های کلامی– الاهیاتی جلو می روند. هدف این مقاله بررسی نقش رویکردهای فهم متون، بر فهم متون وحیانی است. سوال اصلی تحقیق این است که نقش دیدگاه های مختلف فهم متون، بر فهم متون وحیانی از جمله قرآن کریم چیست؟
روش پژوهش، تحلیل محتوای متون مرتبط با مسئله تحقیق است. ابتدا نحله های فکری درخصوص فهم متون، در سه مقطع هرمنوتیک باستان، هرمنوتیک میانی و هرمنوتیک متأخر مورد بررسی قرار گرفته اند. اگرچه خاستگاه و دغدغه نحله های فکری گوناگون بر روی انجیل بوده است، اما می توان رگه هایی از شباهت ها میان برخی از فهم های آینده پژوهانه از قرآن مجید را با نحله هرمنوتیک باستان یافت که در آن متن هم چنان وزن قابل تأملی دارد. در هرمنوتیک میانه و با شکل گیری رنسانس و تغییراتی که در برداشت از انسان پدید آمده است، این انسان به ما هو انسان است که می باید آن چه مد نظر مؤلف است را بیرون کشد.
در هرمنوتیک فلسفی، انسان برپایه دغدغه ها، پیش فرض ها و پیش فهم هایی که دارد با متن وارد گفتگو می شود. از آن جا که ساحت وجودی انسان ها می تواند در طول زندگی تغییراتی کند، در عمل باید گفت که یا نمی توان فهم آینده پژوهانه ای را از متن وحیانی متصور شد و یا آن که باید آن را در زمان حال تعریف کرد که از فردی به فرد دیگر و حتی در طول آن زمان برای آن شخص نیز متفاوت باشد. لذا فهم آینده پژوهانه از قرآن مجید، تابعی از زمان و شرایطی خواهد شد که انسان در آن قرار دارد و به نظر می رسد این شیوه از فهم، با جاودانگی معارف قرآن سازگار نیست.
The Effect of Lexicography’sSeparation in the First Two Centuries AH On the Certainty of the Current Interpretation of the Qur'an and Hadith(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Ijtihad from the Qur'an and Hadith can have two approaches: One: The conditions that individuals need to reach the stage and power of ijtihad. Two: the conditions that mujtahids face for ijtihad in a religious context; that is, the existence or non-existence is the ground of the possibility of definitive ijtihad from the religious text. A healthy and acceptable ijtihad must fully meet the requirements of both approaches; and disruption in any of these circumstances can overshadow the certainty of religious ijtihad. The current interpretation of the propositions of the Qur'an and Hadith relies heavily on the ijtihad of lexicographers two centuries after the life of the Prophet. Thus, in spite of this historical rupture of the word and the absence of numerous all-contemporary dictionaries of the Prophet, there is no requirement that the lexical ijtihad of two centuries after the Prophet, as we now use it, be one with the spiritual reality of the language of early Islam. Therefore, even if the mujtahids of religious texts are correct in their personal ijtihad, because the conditions for interpreting the text are not available. The current interpretation of the text and propositions of the Qur'an and their hadith is basically uncertain; and at most, it is suspicious.
تعیّن معنایی متن در تقابل دو دیدگاه علامه طباطبایی و پل ریکور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تطبیقی قرآن پژوهی سال ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۴
166 - 183
حوزههای تخصصی:
استفاده از شیوه های متعدد فهم متن هم در میان مفسران اسلامی و هم در میان هرمنوتیستهای مغرب زمین از دیرباز تا به امروز مورد توجه بوده است. در این پژوهش دو دیدگاه متفاوت علامه طباطبایی و پل ریکور در تفسیر متن مورد بررسی قرارگرفته است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی ست. یافته های این پژوهش نشان داده است که هر دو دانشمند در شیوه تعین معنایی یا تفسیر متن دارای مشترکات قابل توجهی از جمله متن محوری و پرهیز از تفسیر به رأی و عقیده به تفاوت میان مفهوم و مصداق، می باشند و در عین حال تقابل جدی در تفسیر متن از جمله توجه یا عدم توجه به نیت نویسنده، تکثر معنای متن و اعتبار سنجی تفاسیر، در هر دو دیدگاه خودنمایی می کند؛ این تقابل نشان دهنده تفاوت دو گفتمان در تحولات تفسیر متن در میان مفسران اسلامی و هرمنوتیستهای غربی است.
تبیین رابطه توحید افعالی با اختیار انسان مبتنی بر نظریه امر بین الامرین
منبع:
الاهیات قرآنی سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۹
117 - 137
حوزههای تخصصی:
توحید افعالی یکی از شاخه های توحید نظری است که توحید در خالقیت، ربوبیت، رازقیت، حاکمیت و مالکیت، شعب آن شمرده می شوند. از آن جایی که هر کدام از این شعب، به خصوص توحید در خالقیت با اختیار انسان مرتبط است، در تبیین رابطه توحید افعالی با اختیار انسان، اشاعره با استناد به آیات دال بر عمومیت افعال خداوند، انسان را موجودی مختار نمی دانند. معتزله توحید افعالی را می پذیرند، اما افعال اختیاری انسان را از فعل خدا نمی دانند و فقط به خود انسان نسبت می دهند. شیعیان امامیه به تبعیت از اهل بیت (عل) هر دو دیدگاه را نادرست می دانند و به دیدگاه سومی بنام امر بین الامرین قائلند که از تبعات منفی دو دیگاه دیگر مبرا است.
این نوشته در صدد تبیین رابطه توحید افعالی با اختیار انسان با تاکید بر نظریه امر بین الامرین و با تکیه بر منابع کتابخانه ای و شیوه تفسیری قرآن به قرآن و استفاده از تفسیر روایی به روش توصیفی- تحلیلی در راستای ارایه تبیینی معقول از ارتباط توحید افعالی با افعال اختیاری انسان است، بدون این که جبر و یا تفویض پیش بیاید.
یافته های این پژوهش نشان می دهد که با تکیه بر قاعده فاعل تسبیبى و فاعل مباشرى یا فاعل قریب و فاعل بعید (علت های طولی)، قاعده ترتب ایجاد بر وجود، قاعده عینیت هستى امکانى با ربط به مبدأ اعلى، قاعده مظهریت هستی امکانی از خالق، به صورت منطقی رابطه توحید افعالی به نحو عام با افعال انسان بدون افتادن در دام جبر یا تفویض قابل تبیین است.