ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۱۴٬۲۴۵ مورد.
۱۰۱.

تحلیل قصدی بودن معنا در بررسی تطبیقی دیدگاه علامه طباطبایی و اریک دونالد هرش (مطالعه موردی: دلالت وضعی معنا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۲۴۱
با توجه به اهمیت متن و کشسانی آن بین مؤلف و خواننده، قصدگرایی متن به خواننده و مفسر کمک می کند تا او به فهمی بهتر از قصدگرایی متن در آرای طباطبایی و هرش و تأثیر آن بر عینیت بخشی معنا در متون بشری و متن قرآن دست یابد. این پژوهش با هدف بررسی تحلیل قصدی بودن معنا در بررسی تطبیقی دیدگاه علامه طباطبایی و هرش انجام شده است. در این نوشتار، از روش تحلیل محتوا با رویکرد توصیفی - تحلیلی استفاده شده است تا پس از گردآوری اطلاعات درباره قصدی بودن معنا، به این مفهوم برسیم که طباطبایی متأثر از مفسران اسلامی و اصولی، قائل به قصدگرایی متن است. در کنار ایشان، هرش برخلاف برخی از هرمنوتیست ها که خواننده را محور فهم متن و تفسیر می دانند، قصدگرایی معنا را با این پیش فرض پذیرفته است که حتی واژه ها و لغات نیز تابع قصد و نیت ماتن هستند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که با استناد به معنای سمانتیک، می توان لغت را یکی از منابع تفسیری طباطبایی در تفسیر متن قرآن دانست؛ اما هرش، برخلاف طباطبایی، از آنجا که به معنای عرفی الفاظ در متن توجه ندارد و معنای لغات را برگرفته از نیت صِرف مؤلف می داند، از تبیین و توجیه زبان شناختی واژگان عاجز است؛ در نتیجه، بین معنای زبان شناختیِ متن و معنای مدنظر مؤلف ارتباطی تنگاتنگ وجود دارد که در یک حرکت رفت و برگشتی می تواند مفسر را به معنای اصلی و مدنظر متن قرآن راهنمایی کند و ذیل آن، جامعه تفسیری را از تشتت تفسیری به اجماع تفسیری سوق دهد.
۱۰۲.

Assessing Opportunities for Nocturnal Worship Based on Surah al-Muzzammil Using Data Envelopment Analysis (DEA)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۵
This article aims to identify the most spiritually favorable nights of the year for believers and the optimal timing for nightly devotion to God by employing the Data Envelopment Analysis (DEA) technique. Given the emphasis on nocturnal worship in Surah al-Muzzammil , this study explores the relationship between the length of night and the opportunities it provides for worship. Using DEA, the nights of the year are evaluated based on the duration of night and environmental conditions in order to determine those nights that offer the greatest potential for devotion and supplication. In addition to temporal variables, nocturnal temperature is also considered as an influential factor in this evaluation. DEA serves here as an analytical tool for comparative performance assessment, facilitating the identification of nights with the most favorable conditions for nighttime worship. In the methodological section, two scenarios are implemented. The first scenario constructs a composite index based on the interval between the religious midnight (half of the canonical night) and fajr (dawn), as well as between fajr and sunrise. The second scenario applies the Fair Model (KA) and the AP Model with three indices: the interval from the religious midnight to fajr , from fajr to sunrise, and the temperature index. For more precise evaluation, the AP and KA models are also executed for the first scenario. The findings of this research can assist believers in planning their nocturnal worship during the most spiritually advantageous periods of the night.
۱۰۳.

تحلیل روایت شناختیِ داستان مریم(س) در قرآن بر اساس نظریه ژُپ لینِت وِلت و آراء سیدمحمدحسین طباطبایی در تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۵۶
مطالعه حاضر، با هدف تحلیل ساختارِ رِواییِ داستان مریم(س) در قرآن کریم و تبیین اهمیت و ضرورتِ بررسی روایت‌شناختی آن، به روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و بر اساس نظریهٔ ژُپ لینِت‌وِلت و آراءِ سیدمحمدحسین طباطبایی در المیزان صورت گرفته است. هدف از این مطالعه آن است که نوع، ساختار و طرح روایت داستان مریم(س) در قرآن بازنموده، و هم‌چنین، نشان داده شود که چه‌گونه یک‌چنین تحلیل روایت‌شناسانه‌ای می‌تواند به تقویت فرضیاتِ مفسّران، دست‌کم در مطالعه موردیِ تفسیر المیزان، بینجامد. نتایج مطالعه نشان می‌دهد در روایت داستان مریم(س)، انواع شیوه‌های رِوایی از سوی روایت‌گر روی‌دادها ــ‌که از موضعِ دانای کل آن روی‌دادها را روایت می‌کند‌ــ به شکلی ناهمگون و با روی‌کردی تلفیقی ــ‌یعنی موضع یک روایت‌گر که هم‌زمان هم متن‌نگار و هم کنش‌گر است‌ــ به‌ کار رفته است؛ به‌گونه‌ای که گاه تمرکز بر راوی و گاه بر کنش‌گران داستان قرار می‌گیرد. راوی، هرچند از شخصیت‌های داستان نیست، با قرار گرفتن در بیرونِ روایت گاه با تمرکز بر خود و گاه با توصیفِ اَعمال و نقش‌های شخصیت‌ها وجهِ هدایت‌گرانه خود را آشکار می‌کند. طرحِ داستان‌ها کامل است و بیش‌تر اوقات نیرویی تخریب‌کننده وضعیّتِ آغازین را به‌هم می‌زند که پس از کِش‌مَکِش، نیرویی سامان‌بخش‘ اوضاع را به حالتِ نخست بازمی‌گرداند. هرچند حکایت زندگیِ مریم(س) در چند سوره از قرآن آمده است گردآوردنِ اجزاءِ آن یک ساختارِ رِواییِ منسجم و خَطی، با روابط علّی و معلولیِ روشن، پدید می‌آوَرَد. بازخوانیِ این روایت بر پایه نظریه ژُپ لینِت‌وِلت، دیدگاه‌های تفسیر المیزان را نیز استحکام می‌بخشد و توان بالای این نظریه را در تحلیل متون دینی نشان می‌دهد.
۱۰۴.

تحلیل عناصر روایت در داستان حضرت هود (ع) بر اساس الگوی تزوتان تودوروف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۵
یکی از علومی که امروزه رو به رشد است و به شدت مورد توجه اندیشمندان سراسر جهان مورد توحه قرار گرفته است روایت شناسی است، و علت آن فهم دقیق کلام و روایت فرد از طریق این الگو ها است. در این میان معجزه الهی کلام الله مجید قرآن کریم، مشتمل بر روایات است و با روایت شناسی می توان فهم دقیق تری از آن داشت. مسئله ای که مطرح می-شود ابتدا این است که آیا قرآن کریم هدف خود را از روایت به بهترین نحو بیان داشته است؟ و سپس فهم هر چه دقیق تر این روایات برای هدایت هر چه بیش تر انسان است. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی ابتدا به تبیین الگوی ساختاری تزوتان تودوروف پرداخته است، سپس آیات مربوط به داستان حضرت هود (ع) را ذکر و آنها را بررسی کرده است. اکثر آیات مذکور با وجه غیر اخباری خواستی و الزامی تبیین شدند که نشان از استحکام محکم قوانین الهی است و مواردی هم که با وجه غیر اخباری فرضی پیش بین، آمدند همه در بین تأکیدات فراوان هستند که همچنان به منزله تأکید عدم توانایی تخطی از فرامین الهی است. بنابراین آیات به بهترین ساختار روایی ممکن هدف نزول خود را محقق ساختند و این قدر لزوم التزام به الزامات الهی را لازم معرفی کردند که هر خواننده ای ملزم به پیروی از آن می شود.
۱۰۵.

نقد دیدگاه مفسران در مصداق یابی «اصحاب القریة» در سوره یس با تکیه بر بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۳۰
ماجرای «اصحاب القریه» که تنها در سوره یس اشاره شده است، با ماجرای اعزام رسولان مسیح به سرزمینهای مختلف که در کتاب اعمال رسولان آمده است اشتراکاتی دارد. از این رو مفسران، اصحاب القریه را بر اهالی انطاکیه حمل می کنند. این در حالی است که تناقضات آشکاری بین این ماجراهای عهدینی با ماجرای قرآنی وجود دارد؛ از جمله اینکه در متن آیات به عذاب «القریه» اشاره شده درحالیکه کتب تاریخی نه تنها گزارشی از نزول عذاب بر انطاکیه ارائه نکرده اند، بلکه انطاکیه را نخستین شهری می دانند که به مسیح ایمان آورده است. همین تناقضات ضرورت بررسی آراء مفسران و علت انطباق ماجرای اصحاب القریه با انطاکیه را مطرح کرد تا با روش تحلیل آیات و بررسی بینامتنیت سوره یس با کتاب اعمال رسولان که در عهد جدید آمده، این مسئله تبیین شود. در نهایت چنین حاصل شد که وجود اشتراکات و تشابهات بین ماجرای اصحاب القریه با چند ماجرای مختلف از کتاب اعمال رسولان که هر کدام مربوط به یک سرزمین است، مفسران را به مطابقت آنها با یکدیگر واداشته است. درصورتی که در هیچیک از این ماجراها به وجود شخصی که از «اقصی المدینه» می آید اشاره ای نشده است و حتی بر نزول عذاب بر انطاکیه نیز سخنی به میان نمی آید. حضور دو راوی اسرائیلی یعنی وهب بن منبه و کعب الاحبار نیز در نقل این اسرائیلیات بی تاثیر نیست. مراد از اصحاب القریه طبق برخی از قرائن درون متنی قومی یهودی بودند که در برابر فرستادگان الهی مقاومت کرده و به عذاب دچار شدند. کاربرد واژه رحمن، اشاره به رجم و تطیر که جزو معتقدات یهودی است، به عنوان دلایلی در این دیدگاه مطرح می شود.
۱۰۶.

المجتمع الولائي والنظام المرتكز على الأمة (علاقة الأمة الإسلامية بالمجتمع الولائي في نموذج النظام العالمي الإسلامي)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۶۶
یتناول هذا المقال دراسه العلاقه بین الأمه الإسلامیه والمجتمع الولائی ضمن إطار نموذج النظام العالمی الإسلامی. النموذج المنشود للنظام العالمی، المستلهم من التعالیم الإسلامیه، هو "نظام الأمه الإمام". ومن جهه أخرى، تؤکد المصادر الإسلامیه على نمط من التفاعلات الاجتماعیه بین المسلمین یُعرف ب "الولایه"، وهو ما یشکّل أساس المجتمع الولائی .السؤال المحوری فی هذا البحث یتمثل فی ماهیه النسیج الاجتماعی لنظام القائم على الأمه، وطبقاته، وخصائصه، والعلاقات المتبادله بینها. ویهدف المقال إلى توضیح الطبقات الاجتماعیه فی نموذج الأمه الإمامه، وتحلیل العوامل المکوّنه للنسیج الاجتماعی، ودراسه عمق النمطیه فی کل طبقه، ودور الطبقات الأعمق فی تنظیم الطبقات السطحیه، وکیفیه إسهام کل طبقه فی تشکیل مستویات متمیزه من النمطیه السلوکیه، والهُویّاتیه والوجودیه، والتنظیم الاجتماعی. الفکره المرکزیه التی ینطلق منها البحث هی أن نظام الأمه الإمامه هو نظام اجتماعی یتکوّن من طبقتین متداخلتین: مجتمع المسلمین والمجتمع الولائی، ویُعدّ جزءًا من المجتمع التوحیدی. ویشکّل المجتمع الولائی النواه المرکزیه والمحور الجوهری للأمه، إذ لا یمکن الحدیث عن نشوء الأمه دون وجود هذا المجتمع. یطرح هذا البحث فکره "النظام الشبکی" فی مقابل "النظام الهرمی"، لیُسند إلى المجتمع الولائی دورًا یتجاوز کونه أعمق طبقه اجتماعیه فی نظام الأمه الإمامه؛ إذ یرتقی بهذا الدور لیجعل من المجتمع الولائی محورًا مرکزیًا ونواهً أساسیهً للنظام، ویُبرز مکانته فی تحوّل مباحث السلطه، والشرعیه، والمفاهیم الأساسیه لعلم السیاسه ضمن نظام الأمه الإسلامیه. وقد اتّبع البحث منهجًا تحلیلیًا استنتاجیًا، مستندًا فی الرجوع إلى المصادر الإسلامیه إلى الأسالیب البحثیه المعتبره والمتعارف علیها فی دراسه النصوص الإسلامیه. یتکوّن المقال من قسمین رئیسیین: یتناول القسم الأول خصائص الطبقات الاجتماعیه، بینما یرکّز القسم الثانی على موقع المجتمع الولائی فی تحوّل المفاهیم السیاسیه. فی القسم الأول، یُعرض المجتمع التوحیدی بوصفه فضاءً یقوم على إیمان مشترک یتمحور حول العداله والقسط فی تنظیم البنیه الاجتماعیه، حیث تُضمن حقوق أصحابها وقیمهم على أساس الأمر القدسی. یتشکّل المجتمع الإسلامی ضمن المجتمع التوحیدی، وعلى أساس توضیح الحقوق والقیم وفقًا للشریعه والمنهج الإسلامی. هذا النسیج الاجتماعی یتمتّع بجوهر أعمق من مجرد الإیمان المشترک، ویُنتج ثقافهً مستقلهً تُسهم فی بناء الهویه. وتقتضی هذه المرحله من التنظیم تحدید حدود التضحیه، ونمط التمییز بین الذات والآخر، ومعاییر الصداقه والعداوه؛ وفی ضوء ذلک، یصبح المجتمع الإسلامی قادرًا على رسم الحدود الجغرافیه والهوویه، وتعزیز التماسک فی مواجهه القوى الخارجیه، والحفاظ على استقلاله وسیادته على مجاله الخاص. وتُشکّل هذه القدره أرضیهً للارتقاء بعملیه بناء المجتمع من مجرد مسلمین إلى مسلمین مؤمنین، وتحقیق المجتمع الولائی. ومع ذلک، فإن المجتمع المسلم یتکوّن من بنیهٍ تضمّ جزءًا یعیش فی حاله من التردد والشکّ الفکری والسلوکی والإیمانی؛ ومن ثمّ، فإن تحقیق نظام قائم على الالتزام الداخلی والمسؤولیه الجماعیه، وهو ما یتطلّبه النظام الشبکی، یُعدّ أمرًا عسیرًا فی هذا السیاق. وبناءً علیه، یُنظّم المجتمع وفقًا للنظام الهرمی ومتطلباته، لتحقیق منظومه الالتزام والطاعه. یُعدّ المجتمع الولائی النقطه المرکزیه وأعمق طبقه اجتماعیه فی بنیه الأمه، إذ یقوم على روابط قلبیه عمیقه مع الأمر القدسی، ویُشکّل ثمرهً لأولئک الأولیاء الذین یتّسمون بالإیمان والالتزام، ویعشقون المسؤولیه بإخلاص. هؤلاء، بصدقهم وتعهدهم، قادرون على تحویل النظام الهرمی إلى نظام شبکی ولائی، ویُسهمون من خلال الأرکان الثلاثه: الإیمان، الألفه، والالتزام، فی بناء حقیقه المؤسسات الاجتماعیه المنظمه ضمن نظام الأمه الإمامه، وهی: الأمر بالمعروف والنهی عن المنکر، التولی والتبری، والولایه الاجتماعیه. فی القسم الثانی، یُبحث دور المجتمع الولائی بوصفه محورًا لنظام الأمه. ویُمیّز المقال بین النظام الهرمی (القائم على القوه والإکراه) والنظام الشبکی (القائم على التعاون والتآلف)، ویُقدّم تصورًا للمجتمع الولائی باعتباره تجسیدًا للنظام الشبکی، مما یفتح المجال لتحوّل المفاهیم الأساسیه فی علم السیاسه فی ضوء هذا التعریف الجدید. فی تحوّل الطاعه والإلزام السیاسی، یتناول البحث مفهوم "النظام العاشقانی" فی مقابل "النظام الاستعبادی"، وفی تحوّل المنطق الحسابی، یُرکّز على النموذج السلوکی القائم على الإیثار وقبول الحق. وفی مجال الحُکم، یُصبح الإمام من خلال مسار الهجره والبعثه والجهاد والشهاده قدوهً فی الفضائل للأمه، ویُنظّمها فی إطار الحقوق المتبادله بین الوالی والرعیه. أما فی السیاسه، فإن تنظیم السلطه یتمّ فی سیاق المجاهده من أجل بلوغ الأمر المتعالی، ویُبنى على أسس العداله والحریه والروحانیه. وتُعدّ الولایه مزیجًا من الحاکمیه والمحبّه، وهی تبتعد عن نموذج الحاکمیه الحدیثه القائم على احتکار القوّه. وفی النهایه، تترکّز السیاسه على حفظ العداله لا على موازنه القوى. فی الخاتمه، یُنظر إلى المجتمع الولائی بوصفه النواه المعنویه للنظام الإسلامی، وهو نظام شبکی وعاشقانی، فی حین تتّسم الطبقات الأخرى بالطابع الهرمی. یقوم المجتمع المسلم بتحدید الحدود، بینما یُقاوم المجتمع التوحیدی الطاغوت. وفی النموذج المثالی، تُنظّم علاقات السلطه وفقًا للمنطق الولائی، ویُعدّ الفاعلون الولائیون روّادًا اجتماعیین فی طلیعه الحرکه. وتُسهم هذه الطبقات فی تشکیل دینامیات العلاقات الدولیه فی العالم الإسلامی
۱۰۷.

نقد و تحلیل ترجمه های معنایی در برگردان ژرف ساخت آیات قرآن کریم (موردکاوی ترجمه های فولادوند، خرمشاهی، مجتبوی و مشکینی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۲۱۲
روساخت و ژرف ساخت از مباحث علم زبان شناسی هستند. نوآم چامسکی، اولین فردی است که نظریه دستور زایشی - گشتاری را مطرح کرده است. وی از جملات عینی به روساخت و از جملات نهفته در پس آن ها به ژرف ساخت تعبیر می کند. ترجمه لایه های سطحی و توجه به رویکرد صورت مدار در ترجمه، مترجم را از تأمل در لایه های عمیق معنا باز می دارد. در جستار حاضر، نگارندگان بر آن هستند تا از رهگذر رویکرد متن مدارانه، ترجمه های فولادوند، خرمشاهی، مجتبوی و مشکینی را بررسی و هر یک را تجزیه وتحلیل کنند. هدف پژوهش آشنایی بیشتر مترجمان با موضوع ژرف ساخت معنایی به ویژه در متون دینی است تا به وسیله آن مخاطب بتواند ارتباطی بهتر با آن اثر برقرار کند. برآیندهای حاصل از این پژوهش نشان می دهند مترجمان یادشده که ترجمه هایشان ترجمه ای معنایی است، در ترجمه آیات پرکاربرد این کتاب آسمانی، فقط به لایه سطحی معنا توجه داشته باشند و این امر آن ها را از بررسی معنای نهفته عبارت ها بازداشته است.
۱۰۸.

روی کرد سیاق محور در تفسیر مواهب الرحمن: تحلیل نوآوری های روش شناختی عبدالاعلی سبزواری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۳۶
مفسران سیاق را به معنای مجموعه قرائنِ درون متنیِ ضمیمه به هریک از آیات قرآن می انگارند و آگاهی از آن را کمابیش برای تفسیر قرآن ضروری می دانند؛ گرچه بعضی از ایشان تفسیر همه آیات با نظر به سیاق را نیز برنمی تابند و در آن تکلفات یا محظوراتی می بینند. در مطالعه کنونی روی کرد سیاق محور سید عبدالأعلی موسوی سبزواری، مفسر معاصر (درگذشته 1414ق/ 1372ش)، در تفسیر مواهب الرحمن بازشناسانده می شود. مؤلفِ این تفسیر ازیک سو همانند بسیاری دیگر از مفسران به سیاق هم چون ابزاری سازنده و پویا برای کشف مراد الهی در فرآیند تفسیر می نگرد که با تکیه بر آن می توان پیوستگی ذهنی و عینی میان واژه ها و مقاصدِ وحی را بازشناخت. ازدیگرسو، برخلاف غالبِ مفسران، وی مفهومی وسیع تر از سیاق اراده کرده، آن را مشتمل بر همه قرائن متنی و برون متنیِ حاکی از معنای آیه شناسانده، شواهد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و تاریخیِ مرتبط با نزولِ هر آیه را هم چون بخشی از سیاق برشمرده، و این گونه، کوشیده است بر محظوراتی که گاه در حمل آیه ای بر سیاق به معنای مُضَیَّقِ آن حاصل می شود غلبه کند. هدف مطالعه کنونی بازشناسی روی کردِ خاصِّ سبزواری به سیاق و راه کارهای او برای تحلیل ساختار معنایی و روابط بینامتنی، رفع تعارضات ظاهری، و تفسیرِ نظام مندِ آیات است. یافته های این مطالعه نشان می دهد که در تفسیر مواهب الرحمن، سیاق ابزاری کارآمد و چندبعدی شناسانده می شود که توجه به آن، نه تنها به فهم دقیق تر معانی و مفاهیم آیات قرآن کمک می کند، مانع تفسیر نادرست نیز می شود.
۱۰۹.

کاربست عقل در تفسیر قرآن: مطالعه تطبیقی آراء جوادی آملی و نصرت امین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۲۶
از نگاه درون‌دینی، جایگاه عقل در تفسیر قرآن همواره از مباحث بنیادین تفسیرپژوهی بوده و در رویارویی با چالش‌های هرمنوتیک معاصر نیازمند بازخوانی است. مسئله محوری مطالعه حاضر این است که چه‌گونه می‌توان الگویی ارائه کرد که ــ‌ضمن پرهیز از تفسیر به رأی و ذهنی‌گرایی‌ــ ظرفیت‌های عقل را در کنار نقل و شهود به‌کار گیرد. به این منظور، در مطالعه پیشِ‌رو آراءِ دو مفسرِ شیعیِ شاخص معاصر، نصرت امین در مخزن العرفان و جوادی آملی در تفسیر تسنیم، با روی‌کردِ تحلیلی‌ـ‌تطبیقی و روش تحلیل محتوای کیفی بررسی شده است. فرضیه پژوهش آن است که هر یک از این دو دیدگاه بخشی از کارکردهای عقل در فهم قرآن را برجسته کرده‌اند: جوادی آملی عقل را در چارچوب برهان و هم‌آهنگی با نقل محدود می‌سازد؛ درحالی‌که نصرت امین با نگرش وجودشناختی عقل را نوری الهی و راه‌گشای بطون قرآن می‌داند. یافته‌ها نشان می‌دهد که با ترکیب این دو روی‌کرد می‌توان الگویی سه‌سطحی (برهانی، نقلی، عرفانی) سامان داد که هم با معیارهای نقلی معتبر سازگار است، هم امکان بهره‌گیری از ظرفیت‌های عقلِ شهودی را فراهم می‌آورد. آزمون این الگو در آیات 7 و 190ـ191 سوره آل‌عمران می‌تواند کارآمدی آن را در تحلیل نظام‌مند قرآن نشان دهد و افقی تازه برای گفت‌وگوی میان‌رشته‌ای در قلمرو هرمنوتیک دینی و کلام جدید بگشاید.
۱۱۰.

بررسی تطبیقی مسأله سنخیت خالق و مخلوق در قرآن و حکمت متعالیه بر اساس آیه «نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِي» (مطالعه موردی: تفسیر علامه طباطبایی و علامه محمدتقی جعفری)(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۴۵
مفسران، عبارت قرآنی «نفخت فیه من روحی» را به شکل تفسیر کرده اند که در یکی از آنها ترکیب اضافی «روحی» اضافه تشریفی و در دیگری اضافه حقیقی دانسته شده است. تفسیر نخست متعلق به علامه طباطبایی (ره) است و دومی از آن علامه محمد تقی جعفری (ره) است. به طور کلی می توان دوع نوع اضافه اصلی در عبارت «روحی» مطرح کرد: 1. اضافه تشریفی اعتباری؛ 2. اضافه تشریفی غیر اعتباری (اضافه حقیقی) که خود این نوع دوم به دو نوع دیگر تقسیم می شود: 1. اضافه تشریفی غیر اعتباری وجودی (اضافه حقیقی وجودی)؛ 2. اضافه تشریفی غیر اعتباری تشانی (اضافه حقیقی تشانی). در حکمت متعالیه پس از تثبیت عین الربط بودن معلول به علت، تبیین تشأنی از علیت و وحدت شخصی وجود شکل می گیرد؛ ازاین رو با از میان رفتن دوئیت وجودی حقیقی میان واجب و ماسوی، تباین و سنخیت وجودی جایی نخواهد داشت و عینیت نیز به حمل شایع مواطاه، به دلیل محدودیت همه تعینات وجودی در منظومه حکمت متعالیه، از اساس باطل است. بنابراین تنها تبیین سازگار با مبانی صدرایی، رابطه تشأنی خوهد بود که تفسیر علامه محمدتقی جعفری از عبارت قرآنی «نفخت فیه من روحی» با سنخیت تشأنی سازگار است. اما تفسیر علامه طباطبایی (ره) از این عبارت قرآنی نمی تواند مؤیدی بر سنخیت تشأنی خداوند متعال و انسان در منظومه حکمت متعالیه به شمار آید. ظاهر تفسیر علامه طباطبایی(ره) در المیزان مؤیدی بر سنخیت تشأنی خداوند متعال و انسان نیست، اما نظریه حکمی ایشان مبتنی بر سنخیت تشأنی است که با نظریه تفسیری علامه مانعه الجمع نیست.
۱۱۱.

بررسی رویکردها درباره انواع مواجهه با قرآن کریم در سده نخست اسلام(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۸۲
چگونگی و کیفیت روی آوردن به متن وحیانی با شرایط بافتی، نیازها، دغدغه ها و دیگر مؤلفه های عصری هم بسته است. زمینه های تحول جغرافیایی، اجتماعی، سیاسی پسارحلت پیامبر(ص) و همچنین عوامل فلسفی وجودگرایی در گونه ناهمسان روی آوری به متن از جهت فهم پذیری یا فهم پرهیزی بوده است. بازشناخت علل تحولات برون انسانی و نیز نقش فهمندگان در این دگرگونی ها به عنوان عوامل درون انسانی و اثرپذیری آنان از قواعد گفتمانی ویژه، گونه فهم فهمندگان، روی آوری، گستردگی و یا رها کردن تفسیر از سوی آنان را تعیین می کند. در سویه دیگر، تکون روایت های تفسیری همانند روایت های تاریخی در پیوند با نشانه های بافتی و عناصر فرازبانی قرار دارد. براین اساس، جستار پیش رو می کوشد با شیوه توصیفی- تحلیلی، با تکیه بر اسناد کتابخانه ای و بهره مندی از شیوه گفتمانی و فلسفه وجودگرایی، ناهمسانی روی آوری ها به متن وحیانی از جهت تفسیری، نوع و رها نمودن تفسیر در دوره آغازین اسلام را بازخوانی نماید. به نظر می رسد عوامل وجودگرایی به همراه قرار گرفتن در بافتار فرازبانی، در شیوه روی آوری خوانش گران آغازین به متن وحیانی مؤثر بوده است.
۱۱۲.

A Statistical Study of the Concepts of Mercy and Violence in the Meccan and Medinan Surahs: An Analysis of a Fallacy(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۰۱
One of the fallacies raised by some critics, especially orientalists, is that the Prophet of Islam's behavior underwent a fundamental change from the Meccan to the Medinan period. They claim that his messages in the Meccan period were peaceful and mercy-oriented, but in the Medinan period, upon gaining power, he adopted a violent approach, and this is evident in the Meccan and Medinan surahs. To investigate this issue, a statistical study was conducted comparing the frequency of concepts related to violence and mercy in the Meccan and Medinan surahs of the Quran. The phrases related to mercy and violence were scored, and then the obtained values were normalized for analysis. The results show that the values for violence-based concepts are (0.20) in the Meccan surahs and (0.19) in the Medinan surahs. Furthermore, the concepts related to mercy are (0.24) in the Medinan surahs and (0.21) in the Meccan surahs. These findings indicate that the raised claim is not only unverifiable but that during the Medinan period, which was a time of establishing and expanding the government, a greater emphasis on mercy is observed. The content differences between the Meccan and Medinan surahs are attributed to the historical and social circumstances of each period. These results highlight the need for a re-evaluation of such interpretations and for attention to statistical methods for the analysis of religious and historical concepts.
۱۱۳.

تحلیل انتقادی ضوابط نقد محتوایی روایات تأویلی معصومان (علیهم السلام)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۷
بازتاب گسترده روایات تأویلی معصومان (ع) در جوامع حدیثی و تفاسیر روایی شیعه، از واقعیات انکارناپذیر است. روایاتی که دارای اسناد معتبر و ضعیفند، و از جهت محتوا، حاوی معنایی فراظاهری و غیر قابل فهم برای عموم عقلاست. «فراعرفی» بودن بسیاری از احادیث تأویلی (باطنی)، وقوع برخی تأویلات باطل جریان های انحرافی در تاریخ تفسیر و حدیث و جواز اسناد قطعی این روایات به معصومان (ع)، مستلزم نقد محتوایی این روایات بر اساس ضوابط کارآمد مانند «لزوم معارض نبودن با ظواهر آیات قرآن یا سنّت قطعی» است. امّا به کارگیری برخی ضوابط در اعتبارسنجی محتوایی به دلیل مبتنی نبودن بر سنجه های استوار، منتهی به داوری نادرست و انکار غیر علمی روایات تأویلی (باطنی) می گردد. از این رو جای این پرسش است که چه ضوابطی در نقد محتوا و سنجش اعتبار احادیث تأویلی «کارآمد» و «واقع نما» نیستند؟ به نظر نگارنده برخی ضوابط نقد محتوایی موجب مخدوش شدن ارزش علمی ارزیابی این روایات می شود و لذا نیازمند بازپژوهی و تحلیل انتقادی است. این پژوهش بر پایه تحقیق کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی، پس از تعریف برخی واژگان کلیدی، به شناسایی و بررسی ضوابط نامعتبر اعتبارسنجی محتوایی احادیث تأویلی معصومان (ع) همراه با نمونه های حدیثی با محوریت منابع روایات تفسیری شیعه می پردازد. این ضوابط عبارتند از: 1. لزوم مطابقت روایت تأویلی با سیاق آیه. 2. لزوم مطابقت روایت تأویلی با زبان و ادبیات عرب. 3. لزوم وجود رابطه زبان شناختی میان معنای تأویلی و الفاظ آیه. 4. لزوم بعید نبودن تطبیقات در روایت تأویلی و 5. لزوم رکیک نبودن لفظ و معنای روایت تأویلی.
۱۱۴.

تحلیل قرآنی روایی بر جایگاه عدالت در قصاص و بازتاب آن در نظام حقوقی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۴
در قرآن کریم، آیاتی پیرامون موضوع «قصاص» وجود دارد که به طور کلی در سه دسته جای می گیرند: دسته اول آیات دال بر حرمت قتل و کشتن نفس، دسته دوم اشاره به تبعات منفی انسان کشی و عقوبت آن به منظور برحذر داشتن مردم از ارتکاب جرم، و دسته سوم بیان حکم هریک از انواع قتل عمد یا غیرعمد و پرداختن به بحث دیه و قصاص. خداوند متعال در تشریع قوانین مربوط به این موضوع، تأکید ویژه ای بر رعایت «عدالت» نموده است و اگرچه لفظ آن به طور صریح در هیچ کدام از آیات مرتبط مشاهده نمی شود، اما به دلالت التزامی می توان از ظرافت های موجود در چینش عبارات و نیز کاربست واژگان، چنین مفهومی را استنباط کرد. همچنین نهج البلاغه که دربردارنده سخنان امام علی(ع) است، به طور گسترده ای «عدالت» و لزوم اجرای کامل آن در تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی را برجسته نموده است. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی و با هدف تعیین جایگاه عدالت در مسئله قصاص به نگارش درآمده است و یافته های آن نشان می دهد «عدالت» لزوماً به معنای «یکسانی و برابری» نیست. بر اساس قانون مجازات اسلامی، درصورتی که با قصاص مشابه، ضارب ضرر جانی بیش از آنچه که به شخص مقابل وارد کرده است ببیند، اجرای قصاص ممکن نبوده و به اخذ دیه از او اکتفا خواهد شد. همچنین، آنچه از مجموع عبارات قرآن و نهج البلاغه در این زمینه به دست می آید، تأکید شریعت بر اجرای دقیق عدالت در بحث قصاص و تبیین جوانب این هنجار اجتماعی است که تأثیرات فراوانی بر سلامت جامعه و حفظ امنیت پایدار آن خواهد داشت. 
۱۱۵.

الدراسة الأنطولوجيّة للعدوّ وعنصر العِدَاء في السياسة (من منظور القرآن الكريم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۷
لا یمکن تصوّر میدان السیاسه بمعزلٍ عن الصراع والعداوه؛ إذ إنّ کثیراً من التحوّلات والأحداث السیاسیّه تندرج فی إطار مفهوم "العدوّ"، ومن خلاله تکتسب معناها وقابلیّتها للتفسیر. فإمکان الحرب الحاضر دوماً، بوصفه الحدّ الأقصى للصراع السیاسی، والاستعداد للقتل أو القِتال، إنّما یستندان إلى مفهوم العدوّ وحده. کما أنّ العدید من النجاحات والإخفاقات فی الساحه السیاسیّه تتوقّف على إداره العلاقات المعقّده والدینامیّه بین العداوه والصداقه. هذا الواقع یُبرز الصِّله القدیمه بین السیاسه والعداوه، ویکشف عن الوجه الخصمانیّ للسیاسه، بما یُظهر أهمیّه البحث فی موضوع العدوّ وعنصر العداء. إنّ المقاربه الأنطولوجیّه لمفهوم العدوّ، والبحث عن الأسس الوجودیّه المرتبطه به فی خطاب الوحی ضمن آیات القرآن الکریم، هی المنهجیّه التی تتبنّاها هذه الدراسه. إذ تتیح تلک الأسس الإجابه عن السؤال الرئیس الذی یتناوله هذا البحث: کیف وُصِف العدوّ وفُسِّر فی خطاب الوحی؟ وما العوامل التی تؤدّی إلى ظهور العداء واستمراره فی المجال السیاسی؟ إنّ الإجابه عن هذا السؤال تستلزم فهماً دقیقاً لآیات القرآن الکریم، والرجوع إلى التفاسیر التی تُمکّن من إدراک مقاصد النصّ الإلهی. وفی هذا السیاق، یعتمد البحث على تفسیرَی المیزان للعلّامه الطباطبائی و تسنیم لآیه الله الجوادی الآملی، لما یتمیّزان به من نظره شامله إلى القرآن، وتفسیر للآیات فی ضوء نظائرها ومقابلاتها. لقد أُشیر فی مواضع متعدّده من القرآن الکریم إلى مفهوم العدوّ وعنصر العداء إشارهً مباشره، کما أنّ کثیراً من المفاهیم والمصطلحات القرآنیّه - مثل الجهاد و القتال و الحرب و الفتح و النصر - ترتبط ارتباطاً وثیقاً بمفهوم العدوّ، ولا تکتسب معناها إلّا فی وجوده. وتُثبِت هذه الآیات أنّ وجود العدوّ وحضور عنصر العداء فی المجتمعات الإنسانیّه حقیقهٌ لا یمکن إنکارها. ویتجلّى هذا الأمر بوضوحٍ أکبر فی الآیات التی تتناول هبوط آدم(ع) إلى الأرض، إذ تُظهِر تلک الآیات أنّ استمرار حضور عنصر العداء هو السِّمه الأولى للحیاه الأرضیّه. تشیر نتائج البحث إلى أن الوجود هو میدان للتقابل بین الحق والباطل، وأن التضاد الوجودی بینهما یؤدی إلى نشوء العداوه بین أتباع الحق والباطل فی سیاق الحیاه الاجتماعیه للبشر. إن المواجهه الأنطولوجیه لمفهوم العدو فی هذا السیاق تُظهر أن نشوء العداوه یرتبط بعاملین رئیسیین: العامل الفاعلی والعامل البنیوی. من المنظور الفاعلی، فإن الطبیعه الوجودیه للإنسان، التی تتکوّن من العقل، والاختیار، والحریه، إلى جانب الغضب والشهوه، وما یحویه من قوى متضاده، تُهیّئ الأرضیه لظهور العداوه. ومن المنظور البنیوی، فإن الحیاه الاجتماعیه للبشر، بسبب ما یحیط بها من قیود ومحدودیات، تُعدّ مجالاً للتزاحم والتقابل، مما یؤدی إلى بروز العداوه فی المجتمعات الإنسانیه. کما أن الأحکام والحدود الإلهیه، بما لها من طبیعه حقیقیه وارتباط داخلی ببنیه نظام الخلق، تتفاعل مع أفکار الإنسان وسلوکیاته، ویُعدّ نشوء العداوه أحد ردود الفعل البنیویه الناتجه عن انتهاک تلک الحدود الإلهیه. إن إزاله العداوه تتطلب التوحد حول محور ترتکز علیه الفطره الوجودیه للإنسان. وهذا المحور یتجلّى ضمن البنیه الحاکمه للعالم والقوانین التی یقوم علیها الوجود، والتی شکّلتها الأحکام والحدود الإلهیه. وبناءً علیه، فإن نشوء العداوه فی المجتمعات البشریه یرتبط ارتباطاً مباشراً بعدم التزام الناس بالحق وأوامر الله، ولو أن جمیع الناس ثبتوا على اتباع الأحکام والحدود الإلهیه، لما کان للعداوه أن تظهر. وتبشّر الآیات القرآنیه التی تُعرّف الصالحین بأنهم ورثه الأرض بمستقبلٍ یسود فیه الالتزام بأوامر الله، ویصبح فیه حلم غیاب عنصر العداوه عن المجتمعات الإنسانیه قریب المنال.
۱۱۶.

تحلیل نگاشت های استعاره های مفهومی «انسان انگاری» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۲۰۳
کاربرد نظریه های جدید زبان شناسی در حوزه فهم آیات وحیانی می تواند نگاهی عمیق، علمی و دقیق برای درک مفاهیم الهی باشد. استعاره مفهومی از نظریه های جدید در حوزه زبان شناسی شناختی است که نشان می دهد مجاز جزء اساسی تفکر بشری است و بدون استعاره امکان فهم بسیاری از پدیده ها و مفاهیم انتزاعی ممکن نیست. نوعی ویژه از استعاره مفهومی هستی شناختی (وجودی) شخصیت بخشی و انسان انگاری پدیده ها، اشیاء و موجودات غیربشری است که می تواند به فهم و درک پدیده ها و مفاهیم الهی در قرآن کریم کمک بسیار کند. این مقاله، به روش توصیفی – تحلیلی، نمونه هایی از استعاره-های هستی شناختی قرآن کریم از نوع انسان انگاری را بررسی و تحلیل کرده است. نتایج حاصل نشان می دهد مفهوم قرآنی «حق» به مثابه انسانی مفهوم سازی شده است که از کانون اصلی خود، یعنی جهان غیبت، حرکت کرده و در این دنیا پیش سایرانسان ها حاضر شده است. این انسان انگاری حق و وصف آن با صفات انسانی ما را به وجود واقعی و ملموس مفهومی انتزاعی و معنوی رهنمون می سازد. از دیگر پدیده ها و اشیاء و موجوداتی که به صورت استعاره «انسان انگاری» در قرآن کریم تصویرسازی شده اند می توان به حضور و اشراف مرگ در پیش آدمی، رفت وآمد شب و نفس کشیدن صبح، سرکشی آب و سکوت خشم اشاره کرد.
۱۱۷.

بررسی اثربخشی آموزش درس مطالعات اجتماعی مبتنی بر رویکرد فهم قرآن بر سازگاری دانش آموزان دختر ابتدائی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۱
پژوهش حاضر با هدف طراحی، اعتباریابی و بررسی اثربخشی آموزش درس مطالعات اجتماعی مبتنی بر رویکرد فهم قرآن بر سازگاری اجتماعی دانش آموزان دختر پایه سوم ابتدائی انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه سوم ابتدائی شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۳ بود. از میان آن ها ۳۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه سازگاری اجتماعی دخانچی (۱۳۷۷) بود که پایایی قابل قبولی با آلفای کرونباخ 79/0 داشت. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه ۵۰ دقیقه ای بر اساس بسته آموزشی مطالعات اجتماعی طراحی شده مورد آموزش قرار گرفت. در حالی که گروه کنترل همان درس را به شیوه متداول فرا گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار spss و روش تحلیل کوواریانس مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان داد گروه آزمایش در مؤلفه ی سازگاری اجتماعی ارتقای قابل توجهی داشته است. این نتایج اثربخشی مثبت آموزش فهم قرآن را تأیید کرده و نشان می دهد که این رویکرد می تواند مهارت های اجتماعی از جمله سازگاری روان شناختی دانش آموزان را در محیط مدرسه ارتقا دهد.
۱۱۸.

رویکردی نو پیرامون مفهوم بأس در روایات و رفع تعارضات روایی و کاربست های آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۹۲
نفی بأس از جمله ی تعبیرات پرکاربرد در منابع روایی است. مشهور فقهای امامیه، مفهوم نفی بأس را، در فرض تجرد از قرائن، جواز و نفی تحریم دانسته اند و اثبات بأس را مفید مطلق مبغوضیت و معنایی اعمّ از تحریم و کراهت برشمرده اند. واکاوی مفهوم بأس و دقت در کاربست های قرآنی و روایی آن نشان می دهد که استعمال این ماده ی لغوی در حوزه ی تشریع، متناسب با مفهوم عذاب و عقاب است و به تبع این تناسب، بایستی، به اتخاذ رویکردی نو درباره ی این مفهوم پرداخت. به نظر می رسد مدلول نفی بأس، نفی تحریم و اثبات آن، اثبات تحریم است و دلالت اثبات بأس بر فساد، در گرو پذیرش استلزام فساد از تحریم مستفاد از آن است. به عبارت دیگر، اثبات بأس، بالمطابقه دلالتی بر فساد ندارد و استفاده ی فساد از آن منوط به پذیرش ملازمه ی نهی و فساد است که مشهور علمای اصول در عبادات آن را پذیرفته اند و در معاملات از قبول آن سر باز زده اند. در این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی به بررسی مفاد این تعبیر پرداخته شده و سعی بر آن بوده است که با ارائه ی رویکردی مستدل درباره مفهوم نفی بأس، به رفع پاره ای از تعارضات روایی پرداخته شود.
۱۱۹.

نقد ترجمه محمدرضا صفوی از آیات اخلاقی قرآن بر اساس هنجار رابطه ای چسترمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۲۳۱
شمار آیات اخلاقی که فضائل و رذائل اخلاقی را بیان می کنند، در قرآن کریم بسیار است. با توجه به اهمیت اخلاق در رشد و کمال انسان، این آیات در قالب پیام های اخلاقی بیشترین کاربرد را دارند؛ از این رو، لازم است از ترجمه های محتوایی و تفسیری همراه این آیات استفاده شود تا پیام اخلاقی آیات دقیق تر منتقل شود. ترجمه صفوی نمونه ای از ترجمه محتوایی و تفسیری است که می توان آن را همراه این آیات به کار برد. در این پژوهش، کیفیت ترجمه صفوی از آیات اخلاقی به روش توصیفی - تحلیلی بر اساس نظریه هنجار رابطه ای اَندرو چسترمن نقد و بررسی شد. چسترمن مطالعات ترجمه را علمی هنجارگرا به معنای توصیفی کلمه میداند. او برای بیان ارتباط میان زبان مبدأ و مقصد از هنجار رابطه ای بهره برده است و با طرح راهبردهایی در سه سطح نحوی، معنایی و منظورشناختی آن را شرح داده است؛ در نتیجه، صفوی در ترجمه آیات اخلاقی در سطح نحوی بیشتر از راهبردهای تحت اللفظی، تغییر مقوله دستوری، تبدیل واحد و وام گیری، در سطح معنایی بیشتر از راهبرد هم شمولی و در سطح منظورشناختی برای توضیح آیات و بیان جمله های محذوف و مقدّر از راهبردهای تغییر میزان صراحت و تغییر اطلاعات استفاده کرده است. او به واسطه کاربرد راهبردهای نحوی، معنایی و منظورشناختی، نکات صرفی، نحوی، معنایی و تفسیری آیات را مطابق زبان معیار فارسی ترجمه و هنجار رابطه ای را لحاظ کرده است؛ از این رو، ترجمه او از آیات اخلاقی کیفیت بسیار خوبی دارد.
۱۲۰.

تأملی قرآنی - روایی در شرایط وصول به ثواب الهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۳
ثواب از مفاهیم کلیدی در قرآن و روایات است. از آنجا که جلب منفعت و دفع زیان، فطری هر انسانی است فرد با تصور درست از منفعت خواهان آن می شود. ثواب هم نوعی منفعت است که فرد با تصور درست از آن، خواهان آن می شود، اما مسئله آن است که با صرف خواستن نمی توان به ثواب رسید. آنچه در این پژوهش دنبال می شود پاسخ به این سؤال است که از نظر قرآن و روایات برای وصول به ثواب چه شرایطی وجود دارد؟ هدف این پژوهش، تحلیل شرایط دستیابی به ثواب در آیات و روایات، به منظور آگاه سازی فرد برای اتخاذ رفتار صحیح در مسیر نیل به آن است. با توجه به فرهنگ مادی گرای حاکم بر دوران معاصر، به ویژه جذابیت های فضای مجازی و غفلت از سعادت ابدی و پاداش الهی، آگاهی نسبت به این مسئله ضرورتی انکارناپذیر دارد. یافته های این پژوهش که با رویکردی توصیفی تحلیلی سامان یافته، حاکی از آن است که برای درک برخی از گونه های ثواب دنیوی، عمل صالح و همان تلاش کافی است و نیاز به شرطی افزون نیست، اما برای کسب ثواب اخروی و نیز ثواب های دنیوی مترتب بر انجام اعمال عبادی، باید سه شرط ایمان، عمل صالح و نیت با یکدیگر باشند و در صورت خلل در هر کدام از این شرایط، فرد به ثواب اخروی یا الهی نخواهد رسید. جمع میان ثواب دنیوی و اخروی در برخی موارد به صورت اجمالی امکان پذیر است؛ اما در مواردی که میان منفعت زودگذر دنیوی و منفعت اخروی تعارض وجود دارد، این جمع ممکن نیست.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان