فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۱۴٬۱۸۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی مرجعیت علمی قرآن کریم و چالش تغییر و نقدپذیری علوم بشری می پردازد. با اینکه صورت مدون هیچ علمی در قرآن نیامده، اصل مرجعیت علمی قرآن در هدایت انسان و نقش آن در حکمت نظری و عملی مسلم است. قرآن مواد و زیرساخت های معرفتی لازم برای شکل گیری علوم را در خود دارد. در دل مرجعیت علمی قرآن، این چالش خودنمایی می کند که در برابر ثبات و عصمت آموزه های قرآنی علوم نقدپذیر و متغیر است و این پرسش را مطرح می سازد که چگونه می توان علومی را که ذاتاً متغیر و نقدپذیرند، از منبعی ثابت و غیرقابل نقد مانند قرآن استنباط کرد؟ این پژوهش تلاش کرده به روش توصیفی تحلیلی پاسخی در خور برای پرسش یادشده بیابد. دست آورد پژوهش حاکی از آن است که موافقان مرجعیت علمی قرآن سه رویکرد اصلی دارند که پاسخ آنها به پرسش یادشده با اندکی تفاوت، درنتیجه یکی است: رویکرد حداکثری که قرآن را معدن همه علوم می داند و نقش انسان را در استخراج و فهم علوم از متن وحی اساسی می شمارد؛ رویکرد میانی که قرآن را مشتمل بر کلیات و اصول علوم می داند و استنباط فروع را بر عهده اجتهاد صحیح می گذارد؛ و رویکرد حداقلی که تنها امکان شکل دهی برخی پیش فرض های علمی یا اثرگذاری بر تکنولوژی را برای قرآن قائل است. خطاها و تغییرات در علوم مستخرج از قرآن به ضعف فهم و استنباط انسانی مربوط است، نه به نقص یا تغییرپذیری متن وحی؛ بنابراین، مرجعیت علمی قرآن با نقدپذیری و تغییر علوم بشری منافاتی ندارد و عصمت قرآن محفوظ می ماند.
ریشه شناسی واژه های قرآنی «صَدَقَه» و «صَدُقَه»؛ بازیابی یک واحد مغفول از حوزه معنایی عدالت در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«ص د ق» از کهن ترین ریشه های ثلاثی در زبان های سامی است که مشتقّات آن، 155 بار در قرآن کریم به کار رفته است. از جمله مشتقّاتِ این ریشه، واژه های «صَدَقَه» و «صَدُقَه» است که اولی واژه ای آشنا در فرهنگ اسلامی است که 13 بار در آیات قرآنی به کار رفته و دومی واژه ای تکامد به معنای مهریه است که در آیه 4 سوره نساء دیده می شود. مطالعه حاضر در صدد است برای نخستین بار با کاربست رویکرد ریشه شناسی، قدیم ترین و اصیل ترین معنای این مفردات قرآنی را در قالب یک مطالعه تطبیقی در زبان های سامی به دست آورد و مؤلفه های معنایی آن دو را در قرآن کریم بازشناسد. این مطالعه اثبات می کند که براساس داده های ریشه شناختی، اصلی ترین مؤلفه های معناییِ این واژه های قرآنی، «عدالت» و «حق» است. به این ترتیب، در مقاله حاضر نشان داده می شود که برخلاف تصور رایج، واژه صِدق نیز در کنار واژه های قِسط و عَدل، در عداد واحدهای تشکیل دهنده ی حوزه معنایی عدالت در قرآن کریم جای می گیرد.
مصرف و مصرف گرایی از دیدگاه قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
43-59
حوزههای تخصصی:
هدف کلی از انجام این پژوهش، مصرف و مصرف گرایی از دیدگاه قرآن است که با استفاده از تحلیل محتوا با نظام مقوله بندی قیاسی انجام گردید. در این پژوهش رفتارهای مصرفی در قرآن کریم همانند (زیاده روی در تمام امور، عدم تکبر و آثار مخرب آن،عدم اسراف در اعمال و گفتار، عدم ظلم به دیگران و ...) با توجه به تفاسیر قرآن استخراج شده است. حوزه پژوهش کتب تفاسیر قرآن و منابع دیجیتال بود که به روش نظری نمونه گیری شدند. ابزار گردآوری اطلاعات فیش های محقق ساخته بود. برای کدگذاری داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی و برای تحلیل داده ها از نظام مقوله بندی قیاسی استفاده گردید. نتیجه ی حاصل از رفتارهای مصرفی در قرآن و آثار تربیتی آن در ابعاد فردی و اجتماعی که خود شامل ابعاد مختلفی می باشد می شدند نشان داد که میان رفتارهای مصرفی و آثار تربیتی جهت ساختن انسانهایی عامل به دستورات قرآن (عباد الرحمان) ضروری می باشد.
حقانیت علم واقعی در قرآن (نقدی بر نظریه حقانیت علم ظاهری در قرآن)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۹ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۷)
154 - 179
حوزههای تخصصی:
گسترش علوم تجربی و آشکارشدن برخی تعارضات ظاهری میان گزاره های این دانش ها و قرآن کریم، واکنش های گوناگونی را از سوی اندیشمندان مسلمان و غیرمسلمان در پی داشت. برخی با واقعی پنداشتن این تعارضات، نمونه ها و شواهدی را برای این پندار پرداختند و آن را دستاویزی برای حمله به ساحت مقدس قرآن کریم قرار دادند. برخی نیز با پذیرش این نگرش، کوشیدند با طرح مقدماتی همچون علمی نبودن قرآن کریم، عرفی بودن زبان قرآن، حق بودن آنچه مخاطبان عصر نزول آن را در نگاه ظاهری به طبیعت، حق می پنداشتند و در نتیجه، پذیرش حقانیت علم ظاهری در قرآن، از ساحت مقدس قرآن دفاع کنند. اینان بدون توجه به پیامدهای پذیرش این مقدمات ادعایی، در جهت مستند کردن آنها کوشیدند. تحلیل انتقادی این دیدگاه، کاستی های فراوان آن را نشان می دهد؛ زیرا حقانیت قرآن و عدم ورود باطل به آن و همچنین هدایت گری، جاودانگی و حکیمانه بودن این متن الهی، اقتضا دارد مسائل مطرح شده در آن، چه در حوزه علوم انسانی و چه طبیعی، کاملاً حق بوده و بازگوکننده واقعیت های هستی باشد؛ مگر اینکه قرینه ای همچون تمثیلی یا جدلی بودن آیه ای، بر عدم قصد ارائه واقعیت از سوی خداوند متعال در آن آیه خاص دلالت کند.
تبیین راهبردهای نهادینه سازی فرهنگ توحیدی در سازمان با استناد به سیره تربیتی حضرت یوسف
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۷
275 - 306
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، تبیین راهبردهای نظام مند نهادینه سازی فرهنگ توحیدی در مراکز تربیتی، بر پایه سیره تربیتی حضرت یوسف (ع) است. تحولات تربیتی فاقد پشتوانه فرهنگی، ناکارآمد و ناپایدار تلقی می شوند؛ زیرا فرهنگ، به عنوان بنیادین ترین عنصر، مبانی اهداف، راهبردها و کارکردهای تربیتی را رقم می زند. این مطالعه، با اتخاذ رویکرد توصیفی-تحلیلی و استناد به آیات قرآن کریم و منابع تفسیری معتبر، در صدد پاسخگویی به این پرسش کلیدی است که حضرت یوسف (ع) با چه تدابیر تربیتی، به خلق، گسترش و تعمیق فرهنگ توحیدی در جامعه مصر باستان همت گمارد. یافته ها حاکی از آن است که ایشان، با شناسایی دقیق موانع فرهنگی عصر خویش – از جمله کفر به معاد، ناسپاسی الهی، شرک ورزی، تقلیدهای نابجا، جهل عمیق و شیوع فحشا – به طراحی و اجرای راهبردهای تربیتی منسجم مبادرت ورزیدند. برجسته ترین این راهبردها شامل آموزش مستقیم و غیرمستقیم معارف توحیدی، بهره مندی از روش مقایسه ای برای اثبات برتری توحید بر شرک، تحول تدریجی و مرحله به مرحله باورها، و به کارگیری شیوه تکرار و تلقین برای تثبیت ارزش ها می باشد. پژوهش حاضر به این نتیجه می رسد که سیره تربیتی حضرت یوسف (ع)، الگویی جامع و عملی برای مربیان مراکز تربیتی عرضه می دارد؛ الگویی که با آمیختن حکمت الهی، شکیبایی استراتژیک و راهبردهای تربیتی هدفمند، بستری برای گذار از فرهنگ موجود به فرهنگ مطلوب توحیدی فراهم می آورد.
تحلیل قصدی بودن معنا در بررسی تطبیقی دیدگاه علامه طباطبایی و اریک دونالد هرش (مطالعه موردی: دلالت وضعی معنا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت متن و کشسانی آن بین مؤلف و خواننده، قصدگرایی متن به خواننده و مفسر کمک می کند تا او به فهمی بهتر از قصدگرایی متن در آرای طباطبایی و هرش و تأثیر آن بر عینیت بخشی معنا در متون بشری و متن قرآن دست یابد. این پژوهش با هدف بررسی تحلیل قصدی بودن معنا در بررسی تطبیقی دیدگاه علامه طباطبایی و هرش انجام شده است. در این نوشتار، از روش تحلیل محتوا با رویکرد توصیفی - تحلیلی استفاده شده است تا پس از گردآوری اطلاعات درباره قصدی بودن معنا، به این مفهوم برسیم که طباطبایی متأثر از مفسران اسلامی و اصولی، قائل به قصدگرایی متن است. در کنار ایشان، هرش برخلاف برخی از هرمنوتیست ها که خواننده را محور فهم متن و تفسیر می دانند، قصدگرایی معنا را با این پیش فرض پذیرفته است که حتی واژه ها و لغات نیز تابع قصد و نیت ماتن هستند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که با استناد به معنای سمانتیک، می توان لغت را یکی از منابع تفسیری طباطبایی در تفسیر متن قرآن دانست؛ اما هرش، برخلاف طباطبایی، از آنجا که به معنای عرفی الفاظ در متن توجه ندارد و معنای لغات را برگرفته از نیت صِرف مؤلف می داند، از تبیین و توجیه زبان شناختی واژگان عاجز است؛ در نتیجه، بین معنای زبان شناختیِ متن و معنای مدنظر مؤلف ارتباطی تنگاتنگ وجود دارد که در یک حرکت رفت و برگشتی می تواند مفسر را به معنای اصلی و مدنظر متن قرآن راهنمایی کند و ذیل آن، جامعه تفسیری را از تشتت تفسیری به اجماع تفسیری سوق دهد.
مطالعه بازتاب آیات قرآن کریم در نقوش قالی های محرابی دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
87 - 112
حوزههای تخصصی:
یکی از تزیینات مهم در قالی های صفوی که تجلی گر تلفیق هنر و فرهنگ اسلامی است، کتیبه نگاری است که شامل آیات قرآن، اشعار یا دعاها می شود. قالی هایی با طرح محرابی معمولاً با کتیبه هایی از عبارات قرآنی مزین می شده و به عنوان سجاده کاربرد داشته است. آیات قرآن در کتیبه نگاری ها، نه تنها به عنوان عناصر تزیینی، بلکه به عنوان حاملان مفاهیم دینی عمل می کند. این مقاله به بررسی چگونگی تجلی مفاهیم اسلامی از طریق آیات قرآن و به ویژه متن آیه الکرسی در کتیبه نگاری دو نمونه منتخب از قالی های محرابی دوره صفوی پرداخته است و هدف، بررسی ارتباط میان مضامین قرآنی کتیبه ها با نقوش اسلیمی و طرح محرابی در قالی هاست. این پژوهش در پی پاسخ گویی به این دو پرسش است: نقوش نوشتاری بافته شده در کتیبه قالی های مورد مطالعه، چه ویژگی های فرمی و معنایی دارد؟ کتیبه های اجراشده چه ارتباطی با نقوش تصویری و طرح این قالی ها دارد؟ گردآوری داده ها از منابع کتابخانه ای و تصویری بوده و پژوهش با رویکردی تاریخی و به شیوه توصیفی تحلیلی صورت گرفته است. این پژوهش از طریق بررسی نوع متن آیات و ذکرهای موجود در کتیبه قالی ها به عنوان جایگاهی برای عبادت نمازگزاران، ارتباط آیات با شکل محرابی قالی های سجاده ای و نقوش اسلیمی را بررسی کرده است و اذعان می دارد که وجود آن ها در کتیبه نگاری قالی ها، جلوه ای از وحدت بین هنر و دین را به نمایش گذاشته و تجلی گاه مفاهیم قرآنی است.
نقد دیدگاه مفسران در مصداق یابی «اصحاب القریة» در سوره یس با تکیه بر بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
133 - 160
حوزههای تخصصی:
ماجرای «اصحاب القریه» که تنها در سوره یس اشاره شده است، با ماجرای اعزام رسولان مسیح به سرزمینهای مختلف که در کتاب اعمال رسولان آمده است اشتراکاتی دارد. از این رو مفسران، اصحاب القریه را بر اهالی انطاکیه حمل می کنند. این در حالی است که تناقضات آشکاری بین این ماجراهای عهدینی با ماجرای قرآنی وجود دارد؛ از جمله اینکه در متن آیات به عذاب «القریه» اشاره شده درحالیکه کتب تاریخی نه تنها گزارشی از نزول عذاب بر انطاکیه ارائه نکرده اند، بلکه انطاکیه را نخستین شهری می دانند که به مسیح ایمان آورده است. همین تناقضات ضرورت بررسی آراء مفسران و علت انطباق ماجرای اصحاب القریه با انطاکیه را مطرح کرد تا با روش تحلیل آیات و بررسی بینامتنیت سوره یس با کتاب اعمال رسولان که در عهد جدید آمده، این مسئله تبیین شود. در نهایت چنین حاصل شد که وجود اشتراکات و تشابهات بین ماجرای اصحاب القریه با چند ماجرای مختلف از کتاب اعمال رسولان که هر کدام مربوط به یک سرزمین است، مفسران را به مطابقت آنها با یکدیگر واداشته است. درصورتی که در هیچیک از این ماجراها به وجود شخصی که از «اقصی المدینه» می آید اشاره ای نشده است و حتی بر نزول عذاب بر انطاکیه نیز سخنی به میان نمی آید. حضور دو راوی اسرائیلی یعنی وهب بن منبه و کعب الاحبار نیز در نقل این اسرائیلیات بی تاثیر نیست. مراد از اصحاب القریه طبق برخی از قرائن درون متنی قومی یهودی بودند که در برابر فرستادگان الهی مقاومت کرده و به عذاب دچار شدند. کاربرد واژه رحمن، اشاره به رجم و تطیر که جزو معتقدات یهودی است، به عنوان دلایلی در این دیدگاه مطرح می شود.
خوانش گفتمان ساختارشکنانه حضرت ابراهیم (ع) در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۱
31 - 58
حوزههای تخصصی:
تعمق معنا و وصول به مدلولات اثر ادبی از طریق دال ها و علائم روساخت موجود در متن، همواره از مهم ترین دغدغه ها و مسائل پیش روی ناقد در نقد ادبی بوده است . تحلیل گفتمان تلاش خود را به وسیله رویکردها و شاخه های گوناگون، در گره گشایی پیوند دوسویه زبان و جامعه بکار می گیرد و در پس متون و لایه های پنهان آن، به بررسی ایدئولوژی مؤلف می پردازد. از مشهورترین نظریه های حوزه گفتمان کاوی، رویکرد انتقادی نورمن فرکلاف است که می کوشد ضمن بیان ارتباط میان ملاک های درونی و برونی متن، قدرت حاکم بر جامعه ای را که متن در آن شکل گرفته است، با سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین موردبررسی قرار دهد. بر این اساس پژوهش حاضر درصدد است با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی داستان حضرت ابراهیم (ع) را بر پایه نظریه گفتمان انتقادی فرکلاف در سطوح سه گانه تحلیل و ارزیابی کند. برآیند پژوهش نشان می دهد که گفتمان ساختارشکنانه حضرت ابراهیم (ع) در آیات قرآنی، در راستای القای پیام تربیتی سازنده ای برای انسان ها بوده است. به عنوان مثال آنجا که حضرت صبر و استقامت خود را در برابر امتحانات الهی به تصویر می کشد و در راه هدایت مردم در معرض تهدید و آسیب قرار می گیرد، همگی نمونه هایی از پیام ارزنده یک واقعیت تربیتی است که برای عبرت و هوشیاری خوانشگران ارائه شده است.
رویکردی نو پیرامون مفهوم بأس در روایات و رفع تعارضات روایی و کاربست های آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۱
145 - 173
حوزههای تخصصی:
نفی بأس از جمله ی تعبیرات پرکاربرد در منابع روایی است. مشهور فقهای امامیه، مفهوم نفی بأس را، در فرض تجرد از قرائن، جواز و نفی تحریم دانسته اند و اثبات بأس را مفید مطلق مبغوضیت و معنایی اعمّ از تحریم و کراهت برشمرده اند. واکاوی مفهوم بأس و دقت در کاربست های قرآنی و روایی آن نشان می دهد که استعمال این ماده ی لغوی در حوزه ی تشریع، متناسب با مفهوم عذاب و عقاب است و به تبع این تناسب، بایستی، به اتخاذ رویکردی نو درباره ی این مفهوم پرداخت. به نظر می رسد مدلول نفی بأس، نفی تحریم و اثبات آن، اثبات تحریم است و دلالت اثبات بأس بر فساد، در گرو پذیرش استلزام فساد از تحریم مستفاد از آن است. به عبارت دیگر، اثبات بأس، بالمطابقه دلالتی بر فساد ندارد و استفاده ی فساد از آن منوط به پذیرش ملازمه ی نهی و فساد است که مشهور علمای اصول در عبادات آن را پذیرفته اند و در معاملات از قبول آن سر باز زده اند. در این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی به بررسی مفاد این تعبیر پرداخته شده و سعی بر آن بوده است که با ارائه ی رویکردی مستدل درباره مفهوم نفی بأس، به رفع پاره ای از تعارضات روایی پرداخته شود.
بررسی حوزه معنایی و زبانشناسی موادّ «خوف»، «روع»، «رهب» و«وجل» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
61-88
حوزههای تخصصی:
معنا شناسی واژگان قرآنی یکی از روش های نوین پژوهش در قرآن است . میادین معنایی وسیع کتاب جاویدان بعد از انتخاب واژگان با ارتباط سیستمی کلمات پیرامونش بررسی می شود و برخی لایه های پنهان معانی آیات ظاهر می گردد. رویکرد معنا شناسانه واژگان ترس در قرآن ، معارف نهفته در باطن آیات را با بررسی عبارات همنشین کشف کرده و نظام دار بودن آن معارف را تقویت می کند. در این جستار قصد بر این است لایه های معنایی کلمات « ترس » را که عبارتند از : خشیه ، خوف ، رهب ، تقوی ، وجل ، ، فزع ، رعب و جبن ، با توجه به روابط همنشینی در قرآن مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. ابتدا معنای هر واژه را از منابع معتبر لغت جستجو ، سپس ذیل هر کلمه منتخبی از آیات قرآنی مربوط به بافت و سیاق آیات ، از تفسیرهای معتبر روشن نموده و در این راستا از محور هم نشینی در فهم معنا و مصداق آیات استفاده شده است . به عنوان مثال : خشیه عبارت است از ترسی که تعظیمی با آن همراه باشد و در بیشتر موارد این امر از آگاهی نیست به آنچه که از آن می ترسد ، ناشی می گردد. تفاوت « خشیه » و « خوف » در یقین صادق نسبت به عظمت پروردگار و به سبب تسلط و قهر و وحشت از چیزی است .
A Critique of the Exegesis of Verse 24 of Surah al-Nisāʼ by Translators and Commentators: Permissibility of Marriage with Married Captive Women of Disbelievers(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۰
89 - 114
حوزههای تخصصی:
The phrase "Illā mā Malakat Aymānukum (Except those your right hands possess)" in verse 24 of Surah al-Nisāʼ has been interpreted as permitting marriage with married captive women of disbelievers, as an exception to the prohibition of marriage with married women. The fundamental question is whether this translation, exegesis, and understanding of the mentioned verse has Quranic and historical support. The present study, using documentary and descriptive-analytical methods, aims to examine and clarifies the answer to this question in the verses of the Quran and historical reports, and arrives at the following findings: 1) The text and context of the Quranic verses regarding war and combat do not support such an interpretation; 2) There is no indication that "Except those your right hands possess" refers to prisoners of war; 3) Historical reports do not support the narratives cited by commentators; 4) Explicit rules regarding the treatment of prisoners of war in the Quran do not support this interpretation; 5) Considering the efforts of the Prophet of Islam (PBUH) towards the liberation of existing slaves in society, enslaving prisoners is contrary to this ethical practice of the Prophet (PBUH). The history of the Prophet's (PBUH) era can create a fundamental change in the understanding of the verse that forms the basis of its interpretation. These types of translations and interpretations may have a post-analytical basis and be influenced by the era of Islamic conquests
A Comparative Study of the Comprehensiveness of the Qur'an from the Perspectives of Ibn ʻArabī and Imam Khomeini(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The comprehensiveness of the Qur'an (Jami'ῑyyat al-Qur'an) is one of the fundamental topics in Qur'anic studies. Muslim scholars from the past to the present have explained this principle by focusing on Qur'anic verses and narrations from both Sunni and Shi'a sources (Farῑqayn). Some, by proposing comparative comprehensiveness, believe that the Qur'an, as the last revealed book, is comprehensive compared to other divine books. Some have chosen maximum comprehensiveness, considering the Qur'an to encompass all sciences and arts. Others, by expressing minimal comprehensiveness, have limited the Qur'an's comprehensiveness to ethical and moral issues. Some, accepting moderate comprehensiveness, have introduced the Qur'an as a guide for humans in material and spiritual matters. This research, using a descriptive-analytical method, has comparatively explored the comprehensiveness of the Qur'an from the perspectives of Ibn ʻArabī and Imam Khomeini. The research findings show that both great Islamic thinkers, while accepting comparative comprehensiveness and rejecting minimal comprehensiveness, have proposed a new view titled "the Qur'an's comprehensiveness according to the understanding of its audience," which explains the secret of the Qur'an's timelessness in every era and place. The point of difference between Ibn ʻArabī and Imam Khomeini's views is that Ibn ʻArabī accepts maximum comprehensiveness, referring to the Qur'an's verses indicating past and future sciences, while in Imam Khomeini's thought, the Qur'an is a book of guidance and human development, and references to generalities and established material sciences in Qur'anic verses are for the purpose of human education and guidance.
تحلیل روش های جنگ شناختی و راهکارهای مقابله با آن در بستر سوره احزاب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
39 - 76
حوزههای تخصصی:
جنگ به عنوان بخش جدایی ناپذیر در زندگی اجتماعی بشر در قرون و اعصار مختلف از شکلی به شکل دیگر توسعه و تکامل یافته است. امروز در جهان معاصر با جنگ شناختی و ادراکی از سوی جبهه باطل روبه روییم. جنگ شناختی بسیار پیچیده تر و خطرناک تر از انواع پیشین خودش است، که در آن به باورها و نگرش افراد هجوم می شود. جنگ شناختی به معنای هدف قرار دادن قوه شناخت عموم م ردم و نخبگان جامعه هدف با تغییر هنجارها، ارزش ه ا، باوره ا، نگرش ه ا و رفتاره ا از طری ق م دیریت ادراک و برداشت است. جنگ های مشرکان و کفار با رسول خدا در صدر اسلام یکی از بسترهای جنگ شناختی در کنار جنگ سخت می باشد. نوشتار پیشِ رو با تحلیل مهم ترین روش ها و راهبردهای جنگ شناختی دشمن در بستر سوره احزاب نشان می دهد: هراس افکنی و نا امیدسازی، مسئولیت گریزی و راحت طلبی در جامعه، شایعه پراکنی، ایجاد خط تردید، اضطراب در اندیشه به هدف قطبی سازی و اختلاف افکنی و ایجاد تشکیک در حقانیت نظام دینی، روش های دشمن در جنگ شناختی هستند. مهم ترین راهبردهای مقابله با جنگ شناختی دشمن، تقویت قوای شناختی امت اسلامی همچون تبیین چهره باطل، ولایت پذیری، استقامت و تاب آوری، امیدآفرینی، هوشیاری و اتحاد و هم بستگی جامعه اسلامی است.
مفهوم سازی جهاد در قرآن کریم و تمایز معنایی آن با قتال (با تأکید بر آیه 73 سوره توبه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«جهاد» و «قتال» دو مفهوم قرآنی هستند که معنای مبارزه، جنگ و ستیز را تداعی می کنند. از طرفی، قرآن کریم با ساختار ویژه خود، از به کاربردن هر مفهومی، مقصودی ویژه را دنبال می کند و به راحتی نمی توان هر مفهومی را به جای مفهوم دیگر به کار گرفت. پژوهش حاضر، با روشی تحلیلی انتقادی و با رویکردی قرآن محور، سعی می کند «مفهوم سازی» قرآن در بحث جهاد را بهتر نمایان کند و در مواردی به نقد و بررسی آرای مفسران نیز اشاره کند. یک سویه بودن مفهوم جهاد، مکی و مدنی بودن آن، به کارگیری لفظ مجاهد، پیوند جهاد با هجرت، بی حدومرز بودن آن و موارد دیگر، حکایت گر مفهوم سازی ویژه قرآن در مقوله جهاد هستند. نتایج نشان می دهد به کارگیری این مفهوم در بافتار قرآنی آن به منظور خاصی صورت گرفته است؛ بنابراین، می توان در آیاتی که فضای جنگ را نیز ترسیم می کنند، مفهوم جهاد را به معنای نوعی «مبارزه» در نظر گرفت که هر فعالیت و کنش و واکنشی را شامل شود و از طرفی، با توجه به بار ارزشی و اسلامی آن، تمام مقدمات لازم جهاد تلقی شوند؛ بنابراین، هر تلاش خالصانه ای از جانب مسلمانان برای هر گونه رویارویی با مشرکان و منافقان و در صورت نیاز، پیکار با مشرکان و در یک کلام، هر نوع مبارزه ای که بتواند «فی سبیل الله» باشد و از «صد عن سبیل الله» ممانعت کند، جهاد قرآنی است؛ چنان که قتالی که این گونه باشد، مصداق جهاد است.
Analyzing the Contextual Relationship between Science and the Quran in Establishing Islamic Human Sciences(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the most critical and challenging issues regarding revealed human sciences and the comprehensiveness of Quranic teachings is the possibility of an Islamic human science in terms of Quranic content. Examining the content and issues of the Quran and science can be done with various purposes, but the present study, using a descriptive-analytical method, aims to answer the doubt about the impossibility of revealed human science. The results indicated that different views exist in this area. Some, assuming that religious issues and, consequently, Quranic teachings are separate from human science issues, believe that the relationship between them is one of contradiction. Others accept contextual overlap but consider the relationship to be one of opposition. A third view argues that their relationship is one of agreement, but the instances of agreement are minimal, making the realization of revealed human science impossible. According to these theories, a revealed human science is fundamentally impossible. Therefore, each of these theories represents a fundamental question and underlying doubt in this arena, and until these are answered, talking about such a science that can be both human and revealed is not logical. The finding of this paper is to address the fundamental flaws of the aforementioned three views as competing viewpoints and to prove the possibility of revealed human sciences as the chosen viewpoint, which we will address with an interpretative approach and a library-based method.
خوانش فمینیستی از آیات زنان در قرآن در ترازوی تفاسیر شیعه: مطالعه موردی آراء تفسیری آمنه ودود و فاطمه مرنیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر کنونی رویکردهای فمینیستی به متون دینی، به ویژه قرآن کریم، جایگاه قابلتوجهی در گفتمانهای اسلامی پیدا کردهاند. در این مطالعه با روش توصیفیـتحلیلی و با اتکاء به چارچوب نظری تفاسیر شیعه به واکاوی و نقد دیدگاههای دو تن از نظریهپردازان شاخص فمینیسم اسلامی، آمنه ودود و فاطمه مرنیسی، درباره آیات مرتبط با زنان در قرآن میپردازیم. پرسش محوری آن است که این خوانشها تا چه اندازه با مبانی تفسیری شیعه سازگاری یا تعارض دارند. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که علیٰرغمِ وجود نقاط اشتراکی چون نفی روایت آفرینش زن از دنده چپ مرد و باور به منشأ واحد و ارزش برابر انسانی زن و مرد، شکافهای بنیادینی در مبانی روشی و محتوایی میان این دو خوانش فمینیستی و تفسیر شیعی وجود دارد. از نگاه این پژوهش که با پذیرش پیشفرضهای الهیات شیعی پیش میرود، مهمترین این اختلافات نادیدهانگاری منشأ الهیِ نقشهای تکوینی و شرعی زن و مرد و نیز بهرهگیری از روشی گزینشی و فاقد ضوابط مسلّم تفسیر است. در این مطالعه هدف آن است که نشان دادن شود رویکرد ودود و مرنیسی، متأثر از بستر اجتماعی جوامع عربی و با غفلت از منابع معتبر شیعی، اگرچه در پی احیاء جایگاه زن است، اما در عمل به دلیل عدم التزام به مبانی استوار دینی، نهتنها راهکارِ عملی برای زنِ مسلمان ارائه نمیدهد، بلکه به فروکاستنِ جایگاه او در هستی و تضعیف حقوق او در منظومه اندیشه اسلامی میانجامد.
بررسی تطبیقی مبانی روش تفسیر قرآن به قرآن در تفاسیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تفسیر قرآن به قرآن به عنوان روشی تفسیری در قرن اخیر با اصول و مبانی مشخص خود، توسط مفسران شیعه و سنی مورد استفاده قرار گرفته است. مفسرانی چون علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی از شیعه و عبدالکریم خطیب و شنقیطی از اهل سنت از این روش بهره برده اند. با مطالعه تفاسیری که به این روش نگاشته شده اند، مبانی مشترک و غیرمشترک مفسران شیعه و سنی آشکار می شود. از مهمترین این مبانی می توان به تناسب سور و آیات قرآن، همگانی بودن فهم قرآن، حجیت عقل در مسیر فهم قرآن، اعتبار ظواهر قرآن، استقلال وساطت قرآن، نورانیت قرآن، تبیان کل شیء بودن قرآن و وحدت موضوعی سوره های قرآن اشاره کرد. این پژوهش که به روش کتابخانه ای انجام شده، به بررسی، تحلیل و نقد این مبانی پرداخته و به انتقادات وارده پاسخ داده است. نتیجه نهایی نشان می دهد که تفسیر قرآن به قرآن کاربردی ترین و شاید تنها روش متقن تفسیری است که نظریه آن در خود قرآن کریم وجود دارد.این روش تفسیری با تکیه بر اصول منسجم خود، راهی مطمئن برای فهم صحیح قرآن ارائه می کند و تمایز آن از سایر روش های تفسیری در همین رویکرد جامع و خودبسنده به قرآن است. این روش به مخاطبان کمک می کند تا با روشی دقیق و معتبر به فهم قرآن دست یابند.
بررسی تطبیقی جایگاه زن پیش از اسلام و پس از آن از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
1-22
حوزههای تخصصی:
اسلام به عنوان جامع ترین مکتب الهی همواره نسبت به روشنگری آحاد جامعه اهتمام داشته و در این راستا با تبیین مسائل مطرح در جامعه به تشکیل نظام فکری اسلام پرداخته است.یکی از موضاعات مهم در همه اعصار جایگاه زن می باشد و مباحث اسلامی نیز به این موضوع توجه داشته همانگونه که در آیات بسیاری از قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام به این مهم پرداخته شده است.لذا نظر به اهمیت این موضوع در تشکیل نظام فکری و اثبات ارزشمندی زنان در مکتب اسلامی ضرورت دارد با بررسی منابع اسلامی به این مهم پرداخت.زین جهت این نوشتار با بررسی آیات قرآن کریم درباره زنان با روشی توصیفی تحلیلی به بررسی تطبیقی جایگاه زن پیش از اسلام و پس از آن می پردازد و در صدد تبیین ارزشمندی زنان در دین اسلام می باشد و به یافته هایی دال بر بی اهمیتی،هتک حرمت و عدم توجه به زنان در ملل پیش از اسلام و توجه به ارزشمندی زنان بعد از ظهور اسلام با مصادیقی همچون نقش موثر زنان در تحکیم و پایداری جامعه،برابری زنان و مردان در اندیشه تفکری اسلام،نگاه ویژه اسلام به زنان با تشریع احکامی خاص درباره آنان و توصیه به چگونگی برخورد با زنان دست یازید.
بررسی طرح واره های تصویری قرآن کریم بر اساسِ نظریه جانسون (مطالعه موردی سوره عنکبوت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان شناسی شناختی از مهم ترین مباحث زبان شناسی به شمار می آید که میان زبان و اندیشه، ارتباط برقرار کرده و نظریه های مختلفی هم چون استعاره مفهومی، طرحواره های تصویری و ... را شامل می شود. در قرآن کریم بسیاری از مفاهیم انتزاعی در قالب مجموعه ای از مفاهیم عینی بیان می گردد که بررسی آن ها در فهم و درک صحیح مقصود قرآن تأثیر بسزایی دارد؛ پژوهش حاضر با بررسی انواع طرحواره های تصویری در سوره عنکبوت در صدد آن است تا معانی و زیبایی های نهفته و همچنین مفاهیم انتزاعی موجود در این سوره را با استفاده از رویکرد زبان شناسی شناختی و به روش توصیفی تحلیلی، تبیین کند. براساس داده های موجود از سوره عنکبوت، طرحواره حرکتی پربسامدترین طرحواره بود؛ پس از آن طرحواره حجمی و سپس طرحواره قدرتی در جایگاه دوم و سوم قرار دارند. با این وجود در این سوره طرحواره حرکتی برای درک و فهم مفاهیم انتزاعی نقش اساسی دارد. با استفاده از طرحواره های تصویری، بسیاری از مفاهیم انتزاعی و غیرعینی برای مخاطب عینی و ملموس می شود که این در درک و فهم دقیق و عمیق قرآن کریم نقش بسزایی دارد.