ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۱۴٬۲۰۹ مورد.
۱۴۱.

قرآن کاوی اندیشه های مقام معظم رهبری در حوزه ی خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۳
خانواده شالوده ی جامعه و از مهم ترین عناصر تشکیل دهنده ی آن است. بحث از این بنیان اجتماعی در آراء و نظریه های مصلحان اجتماعی که ازجمله مهم ترین آن ها پیامبران اند، نشان از اهمیت آن دارد. رهبر معظم انقلاب، حضرت آیه الله خامنه ای (مدظله العالی)، نیز به عنوان رکنی اساسی در جامعه ی اسلامی به این مهم پرداخته اند. در ایران اسلامی مشکلات عدیده ای نظیر کاهش رغبت به ازدواج، افزایش سن جمعیت و کم جمعیتی خانوارها و ... به چشم می خورد. این پژوهش در نظر دارد تا با روش توصیفی تحلیلی با قرآن کاوی اندیشه ها و بیانات مقام معظم رهبری مباحث راهبردی در زمینه ی برون رفت از مشکلات را استخراج، بررسی و تنظیم نماید. همچنین با تبیین مبانی قرآنی دیدگاه های رهبری در مورد ارائه تعریف منقح از خانواده، معیارهای ازدواج، بیان کارکردها و عوامل تحکیم خانواده نسبت به راهکار عملی جهت تحقق فرمایشات ایشان اقدام گردیده است.
۱۴۲.

تحلیل نشانه- معناشناختی گفتمان سوره عبس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۹۱
نشانه معناشناسی یکی از رویکردهای جدید در شناسایی و تجزیه و تحلیل متون و نیز در فهم چگونگی تولید و دریافت معنا نقش اساسی دارد. تحلیل گفتمان یکی از ابزارهای تحلیل متون ادبی است که ارتباط بین ساختارهای گفتمان مدار و دیدگاههای اجتماعی حاکم بر آن را مورد بررسی قرار میدهد. قرآن کریم سرشار از معانی و نشانه ها که همواره مسیر را برای به کارگیری رویکرد های مختلف تدبر و تحلیل متن را فراهم می سازد. مقاله پیش رو با به کارگیری رویکرد «نشانه معناشناسی گفتمان» و روش توصیفی-تحلیلی به تحلیل سازوکار تولید معنا در فرآیند گفتمانی سوره عبس می پردازد. مرکزیت و جهتمندی فرآیند گفتمان سوره عبس بر «چگونگی ارزیابی و برقرارى ارتباط میان شخصیت های مختلف انسانها و هشدار به متکبرانی که خدا از هدایت قرآنی بی نیاز می دانند» شکل و بنا گرفته است. به طور کلی تحلیل گفتمانی سوره نشان می دهد که غالب عناصر سازنده نظام گفتمانی این سوره، از نوع نظام کنشی و نظام عاطفی شکل گرفته است.
۱۴۳.

An Analysis of Conflict of Interest Cases and Their Management Strategies: Insights from Qur’anic Narratives(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۵
The Qur’an, as a divine scripture, transcends a merely religious and spiritual text; it constitutes a unique compendium of knowledge and guidance for understanding and addressing diverse individual and social issues. With its comprehensive and boundless depth, this sacred text engages with all aspects of human life and elucidates the causes and conditions of various challenges. One of the significant issues discussed within this framework is the conflict of interest. The main question of this study is: What are the instances of conflict of interest from the Qur’anic perspective, and what solutions does the Qur’an propose for managing them? This paper aims to identify and explain the manifestations of conflict of interest based on Qur’anic teachings and to explore the corresponding management strategies. To achieve this goal, a descriptive-analytical method was employed, drawing upon four Qur’anic narratives: the Battle of Uḥud, the behavior of the Companions during the Prophet’s time, the story of Prophet Shuʿayb, and the account of Hābīl and Qābīl (Abel and Cain). The findings indicate that the Qur’an extensively addresses this issue and provides multiple approaches for confronting, managing, and avoiding conflicts of interest. The key managerial components include identifying the roots of conflict, preventing and controlling it through transparency, emphasizing ethical leadership, and managing group relations. Qur’anic strategies are based on such concepts as  al-taqwā (self-restraint), al-īmān (reinforced responsibility), al-infāq (almsgiving or reduction of inequality), and al-ṣabr (rational forbearance). Operationalizing these strategies through a three-level framework (individual, organizational, and social) can foster communities resilient against corruption. The results demonstrate that the Qur’an not only contributes to preventing conflicts of interest but also assists in cultivating a balanced and morally grounded society.
۱۴۴.

تبيين دور التوحيد الاجتماعي في إعادة بناء الهوية الحضارية للمسلمين: مقاربة مواطن الحضارة الإسلامية(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۲
یواجه العالم الإسلامی فی العصر الراهن أزمه عمیقه فی الهویه الحضاریه؛ أزمه تتجلّى فی أبعادها السیاسیه والثقافیه والاجتماعیه والفکریه، من خلال مظاهر التفرّق بین المذاهب والشعوب الإسلامیه، والضعف البنیوی للمؤسسات الدینیه والاجتماعیه، والانفصال عن القیم والمبادئ الأصیله للإسلام. ولم تؤدِّ هذه الحاله إلى إعاقه تشکّل هویه موحّده وحیویه بین المسلمین فحسب، بل مهّدت الطریق أیضًا لتغلغل وانتشار الخطابات غیر التوحیدیه والعلمانیه والإلحادیه فی المجتمعات الإسلامیه. وتکمن الإشکالیه الرئیسه التی یتناولها هذا البحث فی أن جزءًا من هذه التحدیات یعود إلى التراجع التدریجی لمفهوم التوحید، من کونه مبدأً اجتماعیًا وحضاریًا فی صدر الإسلام، إلى مجرّد قضیه نظریه وکلامیه. هذا التراجع أدّى إلى تهمیش الأسس الاجتماعیه والأخلاقیه والحضاریه للتوحید، مما أسفر عن ضعف فی التماسک والعداله وتحمل المسؤولیه داخل الأمه الإسلامیه. ویهدف هذا البحث إلى تحلیل وتبیین دور التوحید الاجتماعی بوصفه أساسًا فکریًا وعملیًا فی إعاده بناء الهویه الحضاریه للمسلمین، ومواجهه الخطابات غیر التوحیدیه. یرکّز هذا البحث على مقاربه "مواطن الحضاره الإسلامیه" من خلال تصمیم إطار عملی یتمثّل فی "میثاق المواطنه فی الحضاره الإسلامیه"، ویسعى إلى بیان أن إعاده قراءه التعالیم التوحیدیه على المستویات الاجتماعیه والسیاسیه والحضاریه، من شأنها أن تمهّد الطریق لإحیاء الهویه الفردیه والاجتماعیه للمسلمین، وتعزیز تماسک الأمه الإسلامیه وحیویتها، وتهیئه الأرضیه لظهور حضاره إسلامیه جدیده فی العصر الراهن. وعلاوه على ذلک، ینطلق هذا البحث من فرضیه مفادها أن إحیاء التوحید الاجتماعی فی نمط حیاه المواطن المسلم لا یتیح فقط إمکانیه إعاده بناء الهویه، بل یوفّر أیضًا فرصه لإعاده هندسه العلاقات الاجتماعیه والمؤسسیه، وذلک استجابهً للاحتیاجات العملیه للمجتمع الإسلامی المعاصر. تمّ اعتماد المنهج الوصفی- التحلیلی فی هذا البحث، مع اتباع مقاربه استنتاجیه تستند إلى المصادر الإسلامیه الأصیله وآراء المفکرین والعلماء المسلمین المعاصرین. وتُظهر نتائج البحث أن التوحید الاجتماعی، بما یتجاوز کونه مبدأً کلامیًا أو اعتقادیًا، یُعدّ الأساس الجوهری للتضامن والعداله الاجتماعیه، وتحمل المسؤولیه المتبادله، ولا سیما وحده الأمه الإسلامیه. وعندما یُعاد تعریف هذا المبدأ ویُفعّل فی مستوى نمط الحیاه، والنظام التعلیمی، والبُنى الاقتصادیه، والسیاسات الاجتماعیه، متجاوزًا بذلک الطابع النظری والتجریدی، فإنه یستطیع أن یؤدی دورًا استراتیجیًا فی تعزیز الکرامه الإنسانیه، وتوزیع الفرص بشکل عادل، ونشر العلم والتقدم، ومکافحه الظلم والفساد، وتقویه رأس المال الاجتماعی، وترسیخ ثقافه التعایش السلمی داخل المجتمعات الإسلامیه وخارجها. وتُبیّن نتائج هذا البحث أن مقاربه "مواطن الحضاره الإسلامیه"، بالاستناد إلى التعالیم التوحیدیه، تمتلک قدره عالیه على تربیه جیل جدید من المسلمین، یکون ملتزمًا بالقیم الإسلامیه الأصیله، ویشارک بفعالیه ومسؤولیه وأخلاقیه فی المجالات الاجتماعیه والعلمیه والثقافیه. استنادًا إلى ما سبق، یسعى هذا البحث من خلال اقتراح "میثاق المواطنه فی الحضاره الإسلامیه" بوصفه إطارًا نظریًا عملیًا، إلى ترقیه مبادئ مثل التوحید، والکرامه الإنسانیه، والعداله باعتبارها منظِّمه للعلاقات الاجتماعیه، والأخوّه الإسلامیه، ونمط الحیاه التوحیدی، من مستوى التعالیم المجرده إلى مستوى الالتزامات السلوکیه والمؤسسیه والبنیویه. ویؤکد هذا المیثاق، فی بُعده النظری، على العوده إلى المبادئ الأصیله للتوحید الاجتماعی، وفی بُعده العملی، على تجسید قیم مثل السعی للعلم والتقدم، ومکافحه جمیع أشکال التمییز والفساد، وترسیخ التعایش السلمی. کما یمکن لهذا المیثاق أن یعمل بوصفه وثیقه استراتیجیه للمؤسسات التعلیمیه والثقافیه والاجتماعیه فی الدول الإسلامیه، ویقدّم نموذجًا مشترکًا للمواطنه الإسلامیه یجمع بین البُعدین العالمی والوطنی. وتُظهر النتیجه النهائیه لهذا البحث أن إحیاء الدور الاجتماعی والحضاری للتوحید یمکن أن یشکّل استراتیجیه شامله لإعاده بناء الهویه الحضاریه للأمه الإسلامیه. وفی هذا السیاق، فإن "مواطن الحضاره الإسلامیه" لیس مجرد مفهوم نظری، بل هو نموذج للفاعلیه الأخلاقیه والمشارکه المسؤوله القائمه على الکرامه الإنسانیه، على المستویین الفردی والجماعی. وتحقیق هذا النموذج یتطلب إعاده التفکیر فی السیاسات الثقافیه، والأنظمه التعلیمیه، والبُنى الاقتصادیه، بالإضافه إلى إراده مشترکه بین النخب الدینیه والعلمیه والسیاسیه، من أجل إحیاء وحده الأمه الإسلامیه وتماسکها، وتهیئه الأرضیه لقیام حضاره إسلامیه جدیده. ومن ثم، فإن هذا البحث، من خلال رسمه لهذا الأفق، یمکن أن یشکّل أساسًا للدراسات التکمیلیه وصیاغه السیاسات العامه فی مجال الهویه والحضاره الإسلامیه فی العالم المعاصر.
۱۴۵.

Religious State and Political Participation; a Qur'anic Approach to the Theory of Conditional Maximal Political Participation (Delegative-Agential)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۸۶
The main question of the article is what approach to political participation is the existing or desired approach in Qur'anic thought. The research hypothesis, using the Jane Hampton model in theories of the state as a theoretical framework, is that in religious state, political participation and competition within the political regime are not against or solely for it, and among the delegative and agential approaches; the desired approach of the Qur’an is closer to what can be called "conditional maximum" or de-agential approach, which is conditional in the emergence and survival of religious state; a participation that is original as a causal element but is conditional and bound to some prior conditions and circumstances. The research approach in the two categories of verses of Shūrā and Bayʿah clearly has some differences with some other interpretative perspectives, and in the stage of choosing a leader, despite accepting the divine text and appointment, it also considers the political participation of the people to be relevant. In the research, in addition to the verses of Shūrā  and Bayʿah, other verses such as the verses of keeping the contract, enjoining what is right and forbidding what is wrong, public speeches of the Qur’an, caliphate and trust, etc. have been compared with political and agency participation. Accordingly, the validity of the political contract between the ruler and the people, the requirement of the Shūrā  institution in the public arena, active political participation as enjoining what is right and forbidding what is wrong and interfering in determining destiny, the right to choose and general selection of the people, the caliphate as a kind of doubt from God in line with the right to participate, and also the right to leave the government to the worthy as a trust are among the findings of the research as components and pillars of the "Conditional Maximum" (delegative- Agential) political participation approach.
۱۴۶.

The Valuable Competencies and Professional Capabilities of a Worthy Mentor from the Perspective of the Holy Quran and the Hadith of the Ahl al-Bayt (PBUH)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۸۵
The cultural and educational growth and advancement of individuals in society depends on the existence of worthy and virtuous mentors. Therefore, outlining the characteristics of a worthy mentor is of significant importance and impact. The present study, using a grounded theory approach, aims to extract and qualitatively analyze a complete set of religious texts, including verses from the Quran and hadiths of the impeccable Imams (AS), regarding the characteristics of a worthy teacher. The results indicated that the main concern of religious texts in introducing a worthy mentor can be categorized into two overarching areas: Competencies and capabilities. In the area of competencies, five categories, ethical, belief-based, emotional, cognitive, and self-related, were identified in order of frequency and priority. In the area of capabilities, four categories, behavioral-operational, developmental-educational, scientific-educational, and teaching, were identified in order of frequency and priority. The details of each category and a paradigmatic model of a worthy mentor based on religious teachings are presented in this research
۱۴۷.

An Analysis of the Evolutionary Trajectory of Exegetical Views on the Verse of Dharr(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۱۹
Verse 172 of Surah al-Aʻrāf , known as the Verse of Dharr , expresses a covenant between God and humanity. The wisdom behind this covenant is the completion of God's argument against His servants on the Resurrection, countering the excuses of heedlessness or of having had polytheistic forefathers. This verse has been a focus for Qur'anic commentators since the era of the Imams, and due to disagreements regarding the modality by which the covenant was taken; it has led to numerous viewpoints. Accordingly, the present study, using a descriptive-analytical method, aims to answer the fundamental question: ‘What is the evolutionary trajectory of the commentators' views regarding the Verse of Dharr ?’ The research findings indicate that throughout history, various views have been proposed concerning the "World of Dharr ," including: the view based on narrations, the view of the covenant being taken through the prophets, the view of innate potentials, the view of the spiritual covenant, the view of the realm of dominion and sovereignty, and the view of innate disposition. Each of these proposed views is incomplete. The view of acknowledgment emerges as the most complete perspective regarding the World of Dharr .    
۱۴۸.

الگوی نسبت تربیت یافتگی سیاسی با تربیت یافتگی دینی و اخلاقی در اندیشه و منش زمامداری شهید سلیمانی (مبتنی بر آموزه های قرآنی با تأکید بر دیدگاه امام علی (ع))(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۵
هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی نسبت تربیت یافتگی سیاسی با تربیت یافتگی دینی و اخلاقی در اندیشه و منش زمامداری قاسم سلیمانی - به مثابه یک حاکم و زمامدار الگو - با نظر به شاخصه های زمامدار تربیت یافته مبتنی بر آموزه های قرآنی با تأکید بر دیدگاه امام علی (ع) است؛ بدین منظور، ابتدا ابعاد تربیت یافتگی سیاسی، دینی و اخلاقی شخصیت مورد پژوهش از منابع معتبر درباره وی با روش تحلیل مضمون، استخراج، کدگذاری و تبیین گردیده اند؛ سپس در یک نگاه جامع، الگوی نسبت تربیت یافتگی سیاسی قاسم سلیمانی با تربیت یافتگی دینی و اخلاقی ایشان، با مفهوم بنیادین کنش ورزی سیاسی و زمامداری در پرتو دین داری و اخلاق گرایی بیان شده است. نتایج تفکیکی پژوهش نشان می دهد که بُعد سیاسی زمامداری شخصیّت مورد پژوهش، مشتمل بر شاخصه هایی اساسی چون بیداری و حضور در صحنه و میدان اجتماع، عملکرد فراجناحی، ظلم ستیزی، عدالت ورزی، و ... با بستر زیستِ پاک سیاسی است. بُعد دینی زمامداری ایشان، دربردارنده مؤلّفه هایی مانند برخورداری از اعتق ادات و باورهای اصیل معنوی و زیست ایمانی در پرتو آنهاست. بُعد اخلاقی زمامداری او، حاوی شاخصه هایی چون تقیّد به اعمال صالح و فضایل اخلاقی؛ متأثر از دیدگاه امام علی (ع) که مبتنی بر آموزه های قرآنی است. نتایج با هم نگری ابعاد تربیت یافتگی زمامداری قاسم سلیمانی نشان می دهد که در الگوی تربیت یافتگی وی، زیست ایمانی و اخلاقی عمیق و اصیل ایشان، بنیاد و اساس زیست سیاسی و زمامداری او بوده است؛ چنانچه گویی حضور و کنش در میدان و اجتماع برای او، منطبق با باورهای عمیق دینی و اخلاقی بوده است.
۱۴۹.

تحلیل نگره تاریخ مندی آیات پوشش شرعی زنان در قرآن با رویکرد گفتمان کاوی انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۱
موضوع پوشش زنان مسلمان به سبب ابعاد دینی، اجتماعی و اخلاقی، همواره مورد توجه محققان قرار دارد. مسئله محوری این پژوهش، تقابل دو خوانش متفاوت از آیات مرتبط با پوشش شرعی زنان بر مبنای نگره تاریخ مندی است. خوانش نخست بر فراتاریخی و عام بودن آیات تأکید دارد و خوانش دوم، آیات مذکور را متعلّق و وابسته به بستر تاریخی عصر نزول وحی تلقی می کند. این تقابل، به دلیل تبعات عملی متفاوت، چالش های گوناگونی را در عرصه اجتماعی ایجاد می کند. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف، به واکاوی دلایل خوانش تاریخ مند و ارزیابی آنها در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین می پردازد. در سطح توصیف، ساختار نحوی و گزینش های زبانی کلام الهی، پوشش شرعی را به عنوان حکم واجب، عام و مستمر دینی نمایان می سازد. در سطح تفسیر نیز دلالت های ضمنی، بافت درون متنی و موقعیتی، احکام پوشش را واجد اصولی ثابت، فراگیر و قابل انطباق بر سایر بسترهای تاریخی معرفی می کند. تحلیل در سطح تبیین نیز آیات را بخشی از گفتمان کلان زندگی توحیدی و در تقابل با گفتمان مادی گرا مطرح می کند که ایدئولوژی نهفته در آن، مبین قدرت مطلق خداوند جهت بازتعریف هویت فردی و اجتماعی زنان، مبتنی بر مؤلفه دین داری است.
۱۵۰.

Theoretical Framework of the Political Sanctity of Hijab Unveiling Based on Grounded Theory Methodology(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۱
Background: A discourse emerged concerning hijab, creating a new perspective in public opinion and opening a path towards public awakening; this was the political sanctity of hijab unveiling. Objective: The present study, based on the hypothesis that the political sanctity of hijab unveiling is rooted in Quranic verses and aligns with historical evidence, aims to theorize the concept of the political sanctity of hijab unveiling. Methodology: This paper employs a data-driven theory-building approach.  Initially, Quranic verses were coded. Subsequently, other sources, including hadiths, scholarly articles, reports, and historical evidence of unveiling, were identified and coded.  Sub-categories were then identified in relation to the main category to form this model.  It is noteworthy that here, the grounded theory approach was primarily implemented through robust historical sources and extensive, in-depth, and precise religious research possessing sufficient richness. Findings:  Through axial coding of the data, in addition to the main category, three core categories were extracted: the religious obligation of maintaining hijab in both minimal and maximal forms as mentioned in the Quran, and hijab as a social law applicable to all Islamic countries and all citizens of an Islamic country. Results: The core phenomenon, "The theorizability of the political sanctity of hijab unveiling," with the provision of necessary conditions, yields positive consequences towards individuals' commitment to the hijab law by understanding the deep-rooted sanctity of hijab unveiling in Quranic verses, and consequently, increases the prevention of transgression.  However, to fully achieve these consequences, a strategy of meticulous planning to counter hijab unveiling as a tool to undermine the Islamic government is recommended, not only as a religious obligation but also as a symbol and indicator of the Islamic system.
۱۵۱.

بررسی آیه ایلاء به مثابه یگانه مستند قرآنیِ حق جنسی زن در بُعد زمان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۱۲
آیه «ایلاء» یگانه مستند قرآنی حق جنسی زوجه از حیث زمان است که حق جنسی زن را محدود به چهارماه یکبار می کند. پژوهش حاضر با روش تحقیق کیفی و تحلیل مضمونِ متونِ تفسیری به دنبال سیر تطور دیدگاه مفسرانِ عصر نزول تا عصر حاضر و پاسخ به مفهوم آیه ایلاء، تفاوت آن با مسئله ظهار، مواجهه شارع با پدیده ایلاء و چگونگی ارتباط آیه ایلاء با حق جنسی زوجه، از دیدگاه ایشان است. در تبیین تفسیری آیه ایلاء و اثبات عدم دلالت آیه با مقرر کردن زمان چهار ماه برای حق جنسی زوجه، ده مسئله مرتبط با حق جنسی به دست می آید که هر یک به نوعی در اثبات عدم دلالت آیه ایلاء دخیل است. از مجموع آنها می توان نتیجه گرفت ایلاء، فی نفسه موردرضایت شارع نیست و تعیین زمان چهار ماه در حقیقت ایجاد مهلتی برای شوهر است تا نسبت به وضعیت زناشویی خود تدبیری کند و یکی از دو راه رجوع (با رابطه خاص جنسی) و یا طلاق را برگزیند تا حق جنسی زن استیفا گردد. به نظر می رسد ایلاء همانند عده (طلاق یا وفات)، مسافرت، غیبت، اختلالات جنسی شوهر و غیره شرایط خاصی است که خداوند زمان چهار ماه را برای آن مقرر نموده است و محدود کردن حق جنسی زن به زمانی خاص در شرایط معمول زندگی، با فلسفه حفظ عفت برای همسران در ازدواج و مسئولیت شوهر در برابر نیاز جنسی زن سازگار نیست. بنا بر مستندات قرآنی، روایی، قواعد فقهی، مؤیدات عقلی- عرفی و اقتضائات عصر حاضر می توان معیار نیاز جنسی زن را همچون نیاز جنسی مرد، تقویت کرد.
۱۵۲.

واکاوی گشتار جانشینی در سوره مبارکه بقره بر پایه نظریه نحو زایشی چامسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۰۵
نظریه گشتاری چامسکی، نظریه ای نحوبنیان است که در آن، فرایند گشتار به شکل های حذف، افزایش، جانشینی و جابه جایی صورت می پذیرد و ژرف ساخت جمله را به روساخت آن بدل می کند. این فرایند می کوشد از طریق توصیف دستوری، معنای دقیق اندیشه هایی را دریابد که در ورای کلمات و جملات قرار دارند. لذا پژوهش حاضر، با شیوه تحلیل محتوا، صرفاً عنصر جایگزینی، آن هم از نوع مصدری را در سوره مبارکه بقره، مورد بررسی قرار داده است. هدف از این پژوهش، تسهیل در فهم لغوی و معنایی آیات از طریق ژرف ساخت و روساخت و بیان کارکرد ادبی و هنری واژه های جایگزین است. پس از مقایسه ژرف ساخت با روساخت آیات، نتیجه به دست آمده نشان می دهد که در فرم روساختی، به دلیل استفاده از مصدر به جای وصف مشتق، جمله ها بار معنایی مبالغه آمیز و مؤکّد به خود گرفته و مختصرتر شده اند که این امر، همسو با اصل اقتصاد زبانی است. این تکنیک، از شیوه های گفتاری مبالغه آمیز پربسامد قرآن است که به دلیل خروج از عادت زبانی، باعث برجستگی مشهود در کلام می شود. هدف از آن، علاوه بر تأثیرگذاری در مخاطب، آفرینش جمله هایی با معنای احتمالی است که این امر از جنبه دلالی باعث توسعه معنایی و از جنبه لغوی باعث ایجاز در کلام می گردد. تنوع بخشی به ساختار سخن و جلوگیری از یک نواختی، از دیگر اغراض جانشینی مصدر است. گفتنی است که تحلیل آیات شریفه وکشف ژرف ساخت و بیان زیبایی شناسی ها و اغراض ثانویه ای که مقاله حاضر بر اساس نظریه گشتاری چامسکی به آن دست یافت، یک احتمال است و نمی توان آن را به خداوند متعال نسبت داد.
۱۵۳.

مفهوم شناسی خشونت در کلام امام علی(ع) با تأکید بر گستره ی معنایی آن در نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۹۳
یکی از مهم ترین مباحث انسان شناسی و اخلاق، مسئله ی "خشونت" است. زیرا، از یک طرف دشمنان دین همواره سعی در معرفی چهره ای خشن و ناخوشایند از دین و پیشوایان آن داشته و از طرفی، در تعالیم دینی، گاه انسان حق إعمال خشونت را ندارد و گاهی هم، باید ابراز خشم و خشونت کند. این روی کَرد دوگانه ی دین و آموزه های اسلامی به مبحث خشونت و ترسیم چهره ای خشن از دین توسط مخالفان و اسلام ستیزان در سال های اخیر، نویسندگان مقاله را بر آن داشت تا به بررسی مبحث خشونت در نهج البلاغه بپردازند. پژوهش حاضر، به هدف بررسی معنا و مفهوم خشونت در کلام امام علی(ع) با تأکید بر گستره ی معنایی آن در نهج البلاغه، با روش توصیفی-تحلیلی سامان پذیرفته و به این نتایج دست یافت که أولاً؛ خشونت با تعدادی واژگان دیگر در این کتاب شریف ارتباط و ترادف معنایی آشکار دارد که هر یک، معنا و کارکردهای خاص خود را دارند و با وجود داشتن اتّحاد موضوعی، کاربردهای متفاوتی می یابند و ثانیاً؛ مراتب، کاربردها و بالتّبع کارکردهای متفاوت خشونت، شناخت دقیق و کاربست صحیح آنها را ضرورتی اجتناب ناپذیر ساخته و ثالثاً؛ می توان با شناخت هرچه دقیق تر و کامل تر آن مفاهیم، ضمن رفع اتهامِ خشونت گرایی از دین اسلام، کاربردها و کارکردهای درست آن-از جمله: دفع و رفع ظلم از جامعه و دفاع از مظلوم- را در ساحت جامعه ی دینی و انسانی به نظاره نشست.
۱۵۴.

مبانی سبک شناخت علامه طباطبایی درعدول از سیاق در تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۶
توجه به اصل و قاعد سیاق در رسیدن به مراد الاهی در تفسیر قرآن یکی از قواعد تفسیری است که برخی از مفسران به آن توجه دارند. علامه طباطبایی از جمله مفسرانی است که توجه ویژه ای به قاعده سیاق داشته و در جای جای تفسیر المیزان بر کاربست آن جهت رسیدن به مراد الاهی تاکید دارند. با توجه به اینکه بهره گیری از قاعده سیاق یکی از مهم ترین و پرکاربردترین مبانی تفسیری علامه محسوب میشود، اما ایشان گاهی در تفسیر برخی از آیات قرآن از این مبنای تفسیری خود عدول کرده است. این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی ضمن اشاره به کارکردهای کاربست سیاق در تفسیر المیزان به مبانی عدول علامه طباطبایی از سیاق آیات در رسیدن به مراد خدا اشاره کرد است. نتایج حاصل از این نوشتار بیانگر آن است که علامه طباطبایی در آیات مربوط به امامت امام علی (ع) و فضایل اهل بیت (ع)، همچنین عدم ارتباط با صدر و ذیل آیه، هماهنگی با شأن نزول آیه، مخالفت سیاق آیه با سیاق آیات قبل و بعد، استفاده از شمول معنایی آیه از قاعده سیاق آیات عدول کرده است.
۱۵۵.

سبک شناسی لایه نحوی در تعبیر قرآنی «لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۶
در پژوهش حاضر سعی شده لایه نحوی یکی از تعابیر قرآنی یعنی (لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ) مورد مداقه و مطالعه قرار گیرد. این تعبیر در مجموع 14 مرتبه در قرآن تکرار و بسامد دارد و مطالعه آن مستلزم طرح و بررسی موضوعاتی چون فراهنجاری نحوی، کانون سازی، صدای نحوی، همپایگی، وجهیت و قطعیت فعل است. بررسی این موضوعات با روش توصیفی – تحلیلی نشان می دهد که چگونه قرآن کریم در عبارتی موجز بیان می دارد که مؤمنان حقیقی نه غم گذشته را می خورند و نه ترس از آینده دارند. در این عبارت شاهد کاربست عناصر مختلف سبک ساز می باشیم از جمله خروج از روند طبیعی و مورد انتظار مخاطب و چرخش از زبان خودکار و معمول (فراهنجاری نحوی) و بهره مندی از متغیر «کانون سازی». متغیر سبک ساز دیگر در این تعبیر قرآنی «صدای منفعل» است. این شیوه بیانی در تعبیر قرآن، مرکز توجه و تأکید را از فاعل و عامل ترس و حزن برداشته و بر نتیجه و دستاورد ایمان یعنی عدم ترس و عدم حزن تکیه و تأکید می کند. «وجهیت معرفتی» از نوع گزاره استنتاجی نیز در این تعبیر قرآنی نشانگر آن است که نتیجه طبیعی و قطعی ایمان راستین به خداوند و آخرت، عمل صالح، تسلیم، تقوا، نیکوکاری و استقامت در مسیر الهی، عدم ترس و عدم اندوه در برابر مشکلات، سختی ها و طوفان های زندگی دنیوی است.
۱۵۶.

روش شناسی تفسیر آیت الله معرفت (مطالعه تطبیقی با هرمنوتیک)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۵
این مقاله به دنبال کشف نقاط اشتراک، افتراق دو مقوله روش شناسانه و رسیدن به فهمی بین الأذهانی از آنهاست. منظور نویسنده از هرمنوتیک، هرمنوتیک عام و روشمند است. در این مقاله ابتدا نظرات هرش و بتی بررسی می شود و سپس معانی «تفسیر» و «تأویل» از دیدگاه آیت الله معرفت مورد بررسی قرار می گیرد. اهمیت ساخت زبانی قرآن در ایجاد فرهنگ جدید زبانی و تأثیر فضای ذهنی مخاطب در تفسیر نیز از دیگر موضوعاتی است که بررسی خواهد شد. در نهایت نویسنده پس از بررسی تطبیقی این مسائل به این نتایج دست یافته است: 1. وجود روش عام در هر دو مقوله ی مورد مطالعه وجود دارد؛ 2. هرمنوتیک هرش از این جهت که دربردارنده دو مرحله عبور از معنای لفظی برای رسیدن به معناداری است، انطباقی قابل ملاحظه با معنای «تأویل» از دیدگاه آیت الله معرفت دارد که به انتزاع مفاهیم عام از آیه قائل است، اما برای متن، معنای واحدی را درنظر می گیرد که روش دستیابی به آن را ارائه نمی کند؛ 3. هرمنوتیک نامتقارن با وجود قید ذهنیّت، به تفسیر و ترجمه آزاد قرآن برای فهم و استفاده همگان قائل است، بنابراین با وجود شباهتی که در نتیجه آن با روش آقای معرفت وجود دارد، در عمل به شیوه ای متفاوت عمل می کند.
۱۵۷.

بازخوانی انتقادی دیدگاه قرآن پژوهان معاصر درباره غیر اجتهادی بودن تفاسیر روایی شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۱
بیشتر مؤلفان در حوزه روش ها و گرایش های تفسیری شیعه، تفاسیر روایی را تفاسیری غیراجتهادی دانسته اند که مؤلفان آن ها بدون هیچ نظرورزی، صرفاً به گردآوری روایات، که غالباً به طور مستقیم به بخشی از الفاظ و عبارات آیات اشاره دارد، پرداخته اند. در این مقاله برآنیم تا با رد دیدگاه یادشده نشان دهیم که مؤلفان تفاسیر روایی شیعه همچون سایر مفسران، در راستای فهم آیاتْ اجتهاد خویش را در بهره جستن از عقل منبعی و ابزاری مصروف داشته و در قالب گزینش منابع و روایات، به بیان دیدگاه های تفسیری خود پرداخته اند. بهترین روش برای نیل به این هدف، تطبیق این تفاسیر با یکدیگر و توجه به مواضع تمایز آن هاست؛ تمایزاتی که نشان از تفاوت دیدگاه یا دغدغه صاحبان این تفاسیر دارد. رهاورد تطبیق تفاسیر متقدم و متأخر شیعی (قمی، عیاشی، فرات کوفی، صافی فیض کاشانی، البرهان بحرانی و نورالثقلین حویزی) در حوزه مسائل فقهی، کلامی و علوم قرآنی حاکی از تمایز این تفاسیر در یازده مسئله اساسی است: جواز یا عدم جواز تعامل با سلطان، نماز جمعه، خراج، خمس، عصمت انبیا، اعجاز قرآن، مکی و مدنی، ناسخ و منسوخ، تحریف قرآن، اختلاف قرائات و اسباب نزول.
۱۵۸.

تحلیل قرآنی ساختارشکنی قدرت استکباری و بازآفرینی اقتدار ملی در منظومه فکری امام خامنه ای

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۷
انقلاب اسلامی، با اتکا بر گفتمان اصیل استکبارستیزی، در منظومه فکری امام خامنه ای (مدظله العالی) به الگویی تمدن ساز برای مقابله با نظام سلطه جهانی تبدیل شده است. این پژوهش با هدف تبیین مبانی قرآنی «ساختارشکنی قدرت استکباری» و «بازآفرینی اقتدار ملی» در اندیشه ایشان، از روش توصیفی- تحلیلی بهره می گیرد و با استناد به شبکه ای منسجم از آیات قرآن کریم و بیانات راهبردی، ابعاد نظری و عملی این مفاهیم را واکاوی می کند. یافته ها حاکی از آن است که ساختارشکنی قدرت استکباری در سه سطح هستی شناختی (با محوریت توحیدمحوری، نفی سبیل و حق محوری)، معرفت شناختی (با تأکید بر ضرورت مبارزه برای دفع استیلای فساد بر زمین) و روش شناختی (شامل دشمن شناسی، مقاومت فعال، بصیرت و توکل الهی) تحلیل پذیر است. در مقابل، بازآفرینی اقتدار ملی، بر پایه راهبردهای عملی در عرصه های فرهنگی (سبک زندگی اسلامی-ایرانی و مقابله با تهاجم فرهنگی)، علمی (جهش تولید دانش بومی)، اقتصادی (اقتصاد مقاومتی و خودکفایی)، نظامی (خودکفایی دفاعی و آمادگی همه جانبه)، اجتماعی (انسجام و وحدت ملی) و دیپلماتیک (عزتمندی و حمایت از مستضعفان) استوار است؛ راهبردهایی که همگی ریشه در آموزه های قرآنی دارند. پژوهش نشان می دهد که تمسک به این منظومه فکری، نه تنها هیمنه نظام سلطه را درهم می شکند، بلکه با ارائه الگویی بدیل، زمینه ساز تحقق تمدن نوین اسلامی مبتنی بر اقتدار ملی و عزت انسانی می گردد.
۱۵۹.

مستندات قرآنی ویژگی های مدیر شایسته از نگاه مقام معظم رهبری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۰
بدون تردید مدیریتی می تواند سعادت دنیوی و اخروی مردم را تأمین نماید، که برگرفته از آموزه های قرآنی و بر اساس رهنمودهای انبیا و اولیای الهی باشد. مقام معظم رهبری در عصر کنونی به عنوان یک مدیر بی بدیل بوده و توانسته بیش از چهار دهه جامعه و فراتر از جامعه، را همراه با عمل مدیریت نماید. معظم له با رهنمودهای مدبرانه اش به ویژگی های مدیریت شایسته اشاره نموده است. لذا ضرورت است که مستندات قرآنی ویژگی های مدیریت شایسته از نگاه مقام معظم رهبری، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی و با تمسک به بیانات مقام معظم رهبری مسئله یادشده را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مدیریت شایسته دارای ویژگی های همچون: ایمان و تقوا، تخصص و تعهد، زیرا بدعهدان مورد بازخواست خدای متعال قرار می گیرد، امانت داری، چون مسند مدیریت درواقع امانت است. حسن خلق و نرم خویی، مردمی بودن و خدمت به خلق، خودآگاهی، قاطعیت، رعایت سلسله مراتب و تفویض اختیار است.
۱۶۰.

العدالة المؤسسة على الإيمان والنظام الإيماني(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۲۳
لکلّ حضارهٍ مؤشّراتٌ خاصه تُعبّر عن طبیعتها وتمیّزها عن سائر الحضارات. وعلى الرغم من ضروره وجود بعض المؤشّرات فی جمیع الحضارات، إلا أنّ هذه المؤشّرات، وإن تشابهت فی الظاهر، تختلف اختلافًا جوهریًا فی طبیعتها. ویُعدّ «النظام» من أبرز المؤشّرات الضروریه لبناء الحضارات واستمرارها، غیر أن طبیعه النظام فی کل حضاره تتحدّد بحسب طبیعه تلک الحضاره. ففی الحضارات المادّیه، تُعدّ «القوّه» منشأ النظام، ویُفرض النظام من خلال القانون والإکراه الاجتماعی. أمّا فی «الحضاره التوحیدیه للأمّه»، فإن «الإیمان» هو الأساس الذی یُبنى علیه النظام. ویُقدّم القرآن الکریم «الحضاره التوحیدیه» بوصفها البیئه الأنسب لتکامل الإنسان وارتقائه. وتختلف طبیعه هذه الحضاره عن الحضارات المادّیه اختلافًا جذریاً، حیث تُنتج العناصر الإیمانیه طبیعه النظام فیها. ویُعرّف القرآن الکریم هذه العناصر الإیمانیه المکوّنه للنظام، ومن أبرزها «العداله». فالعداله فی الحضارات المادّیه لا تقوم على أساس إیمانی، بل یُنشئها الإنسان الخاضع لأهوائه. بینما العداله القرآنیه قد حدّد معالمها خالق الإنسان، وهی عنصر إیمانی بحسب القرآن. وتختلف العداله القرآنیه عن العداله المادّیه فی منشئها وطبیعتها وآثارها. تهدف هذه الدراسه إلى استنطاق الخصائص القرآنیه للعنصر الإیمانی «العداله»، بوصفه أحد العناصر القرآنیه المُنتجه لمؤشّر «النظام» فی «الحضاره التوحیدیه للأمّه». وتتمحور إشکالیّه البحث حول طبیعه «العداله الإیمانیه» وکیفیّه ارتباطها بمؤشّر «النظام». ما الآلیّه التی تُحقّق بها العداله القرآنیه النظام فی المجتمع؟ تعتمد هذه الدراسه على المنهج الاستنطاقی الذی طرحه الشهید الصدر (رحمه الله)، فی دراسه طبیعه مؤشّر النظام من خلال شبکه الآیات المتعلّقه بالعداله، وبخاصه الآیه 135 من سوره النساء. وقد اعتبر الشهید الصدر، استنادًا إلى قول أمیر المؤمنین(ع): «ذلک القرآن فاستنطقوه»، أنّ الرجوع إلى القرآن الکریم لاستنباط النظریّه القرآنیه حول القضیه المطروحه هو المنهج الأمثل لفهم وتفسیر النصّ القرآنی. تتناول هذه الدراسه استنطاق مسأله «النظام» من خلال فهم طبیعه «العداله» کأحد العناصر الإیمانیه وتحدید موقعها فی القرآن الکریم. فالعداله تتشکّل فی سیاق العلاقات الإنسانیه القائمه على الإیمان داخل المجتمع. وفی حین أن الحضارات المادّیه تعتمد على الرقابه الخارجیه التی یمارسها منفذو القانون البشری لإرساء نظامٍ قائم على القوه، فإن «الحضاره التوحیدیه للأمه» تُنتج نظامًا إیمانیًا من خلال الرقابه الذاتیه لدى الإنسان المؤمن. وکلّما ازداد الإیمان، وتکاثرت العناصر الإیمانیه فی بنیه المجتمع، ترسّخ النظام بشکل أوسع. فحضور العناصر الإیمانیه یُقلّل من الأنانیه الجسدیه، والاضطرابات الاجتماعیه، والفوضى، ویُعزّز من روح الإیثار والنظام الاجتماعی. وتُعدّ «العداله» من أبرز العناصر الإیمانیه المنتجه للنظام. فکلّما تعمّق الإیمان فی المجتمع، ازدادت العداله، و«العداله المؤسسه على الإیمان» بدورها تنتج نظامًا إیمانیًا. وتُعدّ الآیه 135 من سوره النساء من أهم الآیات التی تُبیّن خصائص «العداله المؤسسه على الإیمان»، حیث یقول تعالى: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنَ وَالْأَقْرَبِینَ، إِن یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا، فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا، وَإِن تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا». وتُظهر هذه الآیه أن إقامه العداله فی العلاقات الإنسانیه القائمه على الإیمان یجب أن تتمّ حتى لو تعارضت مع المصالح الشخصیه أو العائلیه. وتُستنبط من هذه الآیه سبع خصائص جوهریه للعداله الإیمانیه: «الشمولیه»، و«الرقابه الذاتیه»، و«القیام الدائم»، و«الإخلاص»، و«الانحیاز للحق»، و«التحرر من الأهواء» و«التزام التقوى». بناءً على ذلک، فإن «العداله» فی «الحضاره التوحیدیه للأمه»، تتّسم بثمانی خصائص جوهریه: 1. العداله ذات منشأ إیمانی. 2. إقامه العداله واجبٌ عام، یشمل جمیع البشر الحقانیّین.3. تحقیق العداله وحفظها لا یقتصر على منفذی القانون فی المجتمع (الرقابه الخارجیّه)، بل یطبق الجمیع -کلّ بحسب درجه إیمانه- من خلال الرقابه الذاتیه على أعمالهم مستوى من العداله فی المجتمع. 4. العداله یجب أن تُقام بشکل دائم ومستمر، لا موسمی أو مرحلی. 5. یجب أن یکون الهدف من إقامه العداله أداء الواجب الإلهی بإخلاص تامّ لوجه الله تعالى. 6. یجب أن یکون الحق وتطبیقه معیارًا للعداله. 7. العداله یجب أن تُمارس أداءً للواجب الإلهی، وبعیدًا عن الأهواء والشهوات. 8. السعی إلى زیاده التقوى هو العامل الأساسی فی تحقیق النجاح المتزاید للعداله الإیمانیه. إن العداله التی تتحلّى بهذه الصفات تُنتج نظامًا یفوق النظام فی کل الحضارات المادیه. وکلّما ازداد «الإیمان» فی المجتمع، ازدادت «العداله المؤسسه على الإیمان»، وبالتالی ترسّخ «النظام الإیمانی». ویُعدّ کلّ إنسانٍ حقّانی مسؤولًا عن إقامه العداله فی «الحضاره التوحیدیه للأمه»، وتتناسب مسؤولیته مع درجه إیمانه؛ فکلّما ارتقى إیمانه، تعاظمت مسؤولیته فی ترسیخ العداله.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان