فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۰۱ تا ۱٬۶۲۰ مورد از کل ۹٬۸۷۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
رسانه ها، بویژه شبکه های تلویزیونی در قالب برنامه های متعدد مخصوصا سریال های تلویزیونی همواره درصدد هستند تا الگوهای مختلف سبک زندگی را ترویج نمایند. در این تحقیق، شبکه های ماهواره ای من و تو و جم به عنوان مهم ترین شبکه ها با کارکرد ترویج سبک زندگی انتخاب و با روش تحلیل محتوای کمی و با بهره گیری از آزمون کای اسکوئر الگوی ارائه شده در آنها تحلیل شد. نتایج تحقیق نشان می دهد، در شبکه های مورد مطالعه، در قلمرو موضوعی فرد و خانواده، فرهنگی، اجتماعی و دینی شبکه «من و تو» به ترتیب با فراوانی 300، 1103، 256 و 38 بیشتر از شبکه جم به به تولید و پخش برنامه پرداخته است. شبکه های مورد بررسی بیشترین تولیدات خود را به حوزه فرهنگی و کمترین را به حوزه دینی اختصاص داده اند. به طوری که «الگوی خرید و مصرف» و «اوقات فراغت» از مولفه های سبک زندگی در حوزه فرهنگی، به ترتیب دارای بالاترین درصد فراوانی هستند و مقوله ی «پوشش و آرایش» دارای بالاترین میزان فراوانی است. در قلمرو موضوعات فرهنگی مولفه های تنوع طلبی، سرگرمی و تفریح بیش از دیگر مولفه های سبک زندگی در امر برنامه سازی دارای اهمیت است. این برنامه ها به ارائه الگوهای مدرن غربی در مدیریت خرید و مصرف فرد و جامعه با تاکید بر اشاعه نوع و میزان پوشش و آرایش، تشویق و ترغیب مخاطبان (به ویژه زنان) به عریانی و پوشش های نیمه عریان می پردازند که نشان دهنده تلاش این شبکه ها برای اشاعه عریانی در جامعه ایران به عنوان الگوی صحیح سبک زندگی است.
راهبردهای بهره گیری از ظرفیت های سینمای ایران با رویکرد معرفی سیمای فرهنگ ایرانی در عرصه بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیست و دوم زمستان ۱۴۰۰شماره ۵۶
265 - 288
حوزههای تخصصی:
استفاده بهینه از ظرفیت های سینما، به عنوان رسانه ای که در زمینه های اجتماعی و به ویژه فرهنگی تأثیرگذار است، نیازمند داشتن هدف، راهبرد و برنامه ریزی است. پژوهش پیش رو، با هدف دست یابی به راهبردهایی برای سینمای ایران، با رویکرد معرفی فرهنگ ایرانی در عرصه بین الملل صورت گرفت. این پژوهش کیفی به روش پیمایشی و با نمونه گیری به شیوه گلوله برفی و هدفمند انجام شد. پس از مطالعات اسنادی، با بهره گیری از مصاحبه عمیق با استادان، منتقدان، کارگردانان، مدیران حوزه پخش بین المللی فیلم و خبرگان، محیط و عوامل درونی و بیرونی سینما در عرصه بین الملل بررسی شد و گردآوری اطلاعات با استفاده از پرسش نامه صورت گرفت. روایی پرسش نامه به شیوه صوری و پایایی آن با آلفای کرونباخ تأیید شد. با تعیین نقاط قوت، ضعف و فرصت ها و تهدیدها، تحلیل داده ها و تدوین راهبردها برای هریک از مناطق چهارگانه با ماتریس SWOT انجام شد. بر اساس نتایج پژوهش، موقعیت راهبردی سینمای ایران در سطح بین الملل رقابتی نشان داده شد؛ اما ازآنجاکه نقطه به دست آمده بسیار به بخش محافظه کارانه نزدیک است، راهبردهای این بخش نیز مورد توجه اند. ساخت و حمایت از فیلم هایی با شاخصه های فرهنگ ملی ایران و ساخت فیلم هایی با تأکید بر مؤلفه های عشق، انسانیت، صلح جویی و اخلاق؛ سرمایه گذاری و حمایت از فیلم های مستند باکیفیت با موضوع ایران و مردم ایران؛ فراهم آوردن امکان نمایش آن ها در خارج از کشور؛ استفاده از افراد آشنا به پخش بین المللی فیلم در نمایش فیلم در خارج از کشور و نظارت بر شاخص های کیفی محتوایی و تکنیکی ازجمله راهبردهای مناسب در این زمینه هستند.
بررسی تاثیر شبکه های اجتماعی در روابط عمومی (مطالعه موردی: شهرداری بابل)
حوزههای تخصصی:
امروزه ضرورت بکارگیری تکنولوژی در تمامی سازمانها به امری مهم تبدیل شده است، خصوصاً روابط عمومی ها که در راستای ماموریت خود در امر اطلاع رسانی بیشتر و بهتر اهمیت بکارگیری تکنولوژی های جدید مانند شبکه های اجتماعی مجازی را بیش از پیش درک نموده اند، این امر ضرورت توجه و بکارگیری قابلیتهای کانالهای ارتباطی جدید را نشان می دهد. با توجه به این موارد، هدف از این تحقیق، بررسی تاثیر شبکه های اجتماعی در دنیای روابط عمومی است. روش تحقیق توصیفی پیمایشی و از نوع کاربردی است. داده های تحقیق با استفاده از پرسشنامه بسته محقق ساخته، که از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار بوده است، جمع آوری شد. نمونه ای شامل 196 نفر از مراجعه کنندگان به واحد روابط عمومی شهرداری بابل که به صورت تصادفی ساده انتخاب شده بودند، به پرسشنامه ها پاسخ دادند. داده ها بعد از بررسی و کد گذاری با استفاده از نرم افزار اس.پی.اس.اس20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در ادامه با استفاده از آزمونهای نرمالیته، همبستگی و رگرسیون خطی نتایج تحقیق نشان داد که؛ به ترتیب، بکارگیری شبکه های اجتماعی مجازی (تلگرام) در روابط عمومی بر توسعه خدمات اطلاع رسانی، توسعه دسترسی به منابع خبری دسته اول، انگاره سازی مثبت و کارایی و راندمان روابط عمومی الکترونیک در شهرداری بابل تاثیر دارد.
نقش برنامه های فرهنگی دانشگاه قم در تربیت دانشجویان از دیدگاه استادان و دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیست و دوم پاییز ۱۴۰۰شماره ۵۵
153 - 176
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارزیابی برنامه های فرهنگی دانشگاه قم در تربیت دانشجویان از دیدگاه استادان و دانشجویان در سال تحصیلی 98-1397 است. پژوهش حاضر توصیفی از نوع پیمایشی و تحلیلی است. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان کارشناسی دختر و استادان زن دانشگاه قم در سال تحصیلی 98-1397 است که 357 نفر از دانشجویان دختر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و 152 نفر از استادان زن به روش نمونه گیری هدفمند جهت پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته ارزیابی فعالیت های فرهنگی دانشگاه است که روایی و پایایی آن تأیید شد. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS-23 و با آزمون های t، ANOVA و LSD انجام شد که نتایج پژوهش نشان داد دانشجویان معتقد بودند نقش برنامه های فرهنگی در تربیت دانشجویان به میزان متوسط بوده است که این اثربخشی به ترتیب در تربیت اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی بیشتر از متوسط؛ در تربیت سیاسی به میزان متوسط و در تربیت فرهنگی هنری کمتر از متوسط بوده است. همچنین از دیدگاه استادان، نقش برنامه های فرهنگی دانشگاه در تربیت دانشجویان کمتر از متوسط بوده است که این اثربخشی به ترتیب در تربیت اعتقادی در حد متوسط؛ و در تربیت اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی هنری کمتر از متوسط بوده است. برنامه ریزی فرهنگی ابزاری برای دستیابی به توسعه فرهنگی است که خود مهم ترین ابزار دستیابی به توسعه پایدار است. لازم است که برنامه های فرهنگی دانشگاه ها مرتبط با نیاز و علایق دانشجویان باشد تا میزان اثربخشی این برنامه ها افزایش یابد.
ابعاد سیاسی و رسانه ای حملات پهپادی انصارالله یمن علیه ائتلاف سعودی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روند جنگ های اخیر در جهان نشان می دهد که فناوری به جزء جدایی ناپذیری از این جنگ ها تبدیل شده است. در این زمینه، یکی از وجوه قدرت نظامی را می توان توان تولید یا دست یابی به فناوری های برتر پهپادی دانست. جنگ ائتلاف سعودی علیه یمن نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. برتری هوایی نیروهای ائتلاف در ابتدای جنگ تا حدودی با افزایش توان پهپادی انصارالله پوشش داده شد. به صورتی که می توان گفت روند جنگ از انتهای 2018 با افزایش توان تهاجمی انصارالله با محوریت فناوری پهپادی تغییر محسوسی پیدا کرد. با توجه به این موضوع این سؤال ها مطرح می شود که حملات دفاعی پهپادی انصارالله یمن در حوزه میدانی و سیاسی چه ابعادی را در بر می گیرد؟ و چه تأثیری بر آینده معادلات منطقه ای و به صورت خاص روابط عربستان سعودی و یمن خواهد داشت؟ پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. یافته های مقاله نشان می دهد که استفاده از این فناوری، شرایط میدانی و سیاسی و جایگاه انصارالله در مذاکرات را تقویت کرده است. از سوی دیگر، به پشتوانه این جایگاه، قدرت انصارالله در حوزه رسانه نیز برای تنویر افکار عمومی افزایش یافته است.
نقش رسانه ها در جنگ های بین المللی از منظر ژان بودریار (مطالعه موردی: حمله آمریکا به عراق در 2003)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه رسانه بین الملل سال ششم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۷
183 - 204
حوزههای تخصصی:
نقش رسانه ها در نحوه بازنمایی جنگ حائز اهمیت است. این اهمیت در تلاقی نقش رسانه های بین المللی در جنگ های بین المللی و در چارچوب پست مدرنیسم مضاعف می شود. زیرا رسانه ها حائل بین مخاطب و میدان وقایع می شوند. ژان بودریار، نظریه پرداز شاخص در این زمینه است و از آن با عنوان حاد واقعیت یاد می کند. بر این اساس، این مقاله به دنبال پاسخگویی به این پرسش اصلی است: چگونه می توان عملکرد رسانه ها در آستانه حمله نظامی ایالات متحده آمریکا به عراق را با توجه به رویکرد پسامدرن بودریار توضیح داد؟ در پاسخ به این پرسش از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. طبق نتایج پژوهش، در رویکرد پست مدرنیستی، واقعیت های سیاسی از قبیل جنگ همچون امری برساخته قلمداد می شوند، به گونه ای که این واقعیت، به اقتضای شرایط مختلف تکوین پیدا می کند و رسانه به عنوان عرصه ای برای بازنمایی واقعیت سیاسی اهمیت فراوانی پیدا می کند. بر این اساس، اقدامات آمریکا در دو مقطع قبل و بعد از جنگ ارزیابی شده است. اقدامات روانی آمریکا پیش از شروع جنگ عبارت اند از: تصویرسازی و بزرگ نمایی تهدید عراق، بسیج نفرت علیه دشمن (عراق)، هدایت تبلیغاتی- روانی جنگ علیه عراق و همراه ساختن افکار عمومی با اقدامات نمادین. عملیات روانی و تبلیغاتی امریکا طی جنگ عبارت اند از: کمیت و کیفیت نیروها و جنگ افزارهای دو طرف، اهداف رهبری نظامی دو طرف و غافل گیری.
قانون سپاری؛ توسعه مشارکت در قانون گذاری
منبع:
پژوهشنامه فرهنگ و رسانه (نامه فرهنگ و ارتباطات سابق) سال ۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
25 - 57
حوزههای تخصصی:
مشارکت مردم در حکومت در حال تغییر و تحول است و با پیشرفت جوامع، متکامل می گردد. مشارکت مردمی دارای الگوهای متفاوتی بوده است. الگویی که هم اکنون متداول است، الگوی نمایندگی است. لکن با بروز پدیده ای به نام قانون سپاری، این الگو در معرض تغییرات گسترده واقع شده است. الگوی قانون سپاری مبتنی بر حضور مردم در فرایندهای تصمیم گیری و تصمیم سازی است. قانون سپاری به زیرساخت هایی نظیر شفافیت نیازمند است و در رواج خود، مدیون استفاده از روش های نوآوری باز و جمع سپاری است. قانون سپاری در بستر اینترنت شکل می گیرد. در قانون سپاری می توان مساله یابی و تدوین پیش نویس یک قانون و یا اصلاح آن را به مردم واگذار کرد. به عبارتی، مردم به نحوی دارای صلاحیت ابتکار قانون می شوند. به منظور این که بتوان میزان پیشرفت قانون سپاری در مراحل مختلف قانون گذاری را دانست، باید به ماهیت نمایندگی نظر افکنده، مقایسه ای را سامان داد. لذا مساله ی این پژوهش، مقایسه-ی میان نمایندگی و قانون سپاری است تا بتوان با شناخت مبانی آن، در مجالی دیگر الگوی بومی قانون سپاری را طراحی کرد. بدین منظور، این مطالعه با ترکیبی از روش های «موردکاوی» و «تفسیری» درصدد واضح ساختن افق پیشِ روی قانون سپاری و چگونگی حضور آن در فرایند قانون گذاری است.در نتیجه، با یافتن فهمی از قانون سپاری می توان آن را بومی سازی کرد. برای داشتن چنین دریافتی، باید از آموزه های اسلامی نظیر شورا و مسئولیت اجتماعی بهره برد. همچنین، بهره گرفتن از قابلیت های بازی وارسازی این پلت فرم ها، کمکی شایان به بومی سازی رویکرد جمع سپارانه در قانون گذاری است.
امنیت ادراک شده و انتقال اعتماد در جوامع برند مبتنی بر رسانه اجتماعی با توجه به نقش مشارکت مشتری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هفتم زمستان ۱۴۰۰شماره ۲۸
79-109
حوزههای تخصصی:
جوامع برند مبتنی بر رسانه اجتماعی برای شرکت ها یک ابزار بالقوه برای توسعه روابط برند ایجاد کرده است؛ اما بایستی به این نکته توجه داشت که تمایل روزافزون به استفاده از رسانه ها و شبکه های اجتماعی در کنار فرصت هایی که ایجاد می کند، می تواند تهدیدات امنیتی و اجتماعی را نیز با خود به همراه داشته باشد و به نوعی شرایط و بستر مساعدی برای ظهور ناامنی و از بین بردن حریم خصوصی به وجود آورده است. این پژوهش به دنبال درک ارزش های موجود جامعه برند مبتنی بر رسانه اجتماعی است و از منظر انتقال اعتماد به بررسی این امر می پردازد که چگونه اعتماد مشتری به برند از طریق سایر اجزا جامعه برند می تواند انتقال یابد. مطالعه ی حاضر، پژوهشی توصیفی پیمایشی است. برای این منظور نظرات تعداد 384 نفر از کاربران فعال در جوامع برندی شکل گرفته در شبکه اجتماعی اینستاگرام با استفاده از پرسشنامه آنلاین جمع آوری و موردسنجش قرار گرفت و با استفاده از تکنیک معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار آماری SMART PLS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که امنیت ادراک شده توسط مشتریان در شبکه های اجتماعی اثر مثبت و معناداری بر انتقال اعتماد میان اجزا جامعه برند مبتنی بر رسانه اجتماعی دارد. همچنین انتقال اعتماد (اعتماد بین مشتری با مشتری – اعتماد بین مشتری با بازاریاب) اثر مثبت معناداری بر مشارکت مشتریان در جامعه برند دارد و انتقال اعتماد و مشارکت سبب اعتماد به برند می گردند. بر این اساس پیشنهادهایی نیز جهت تقویت ادراک مشتریان از امنیت و افزایش مشارکت ایشان در جوامع برند ارائه می گردد.
اعتیاد به گوشی های هوشمند و نقش آن در سلامت روانی کاربران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هفتم زمستان ۱۴۰۰شماره ۲۸
305-337
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، اعتیاد به گوشی های هوشمند به پدیده ای نسبتاً رایج در بین کاربران نوجوان تبدیل شده است. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش اعتیاد به گوشی های هوشمند در سلامت روانی دختران و پسران نوجوان بود. طرح پژوهش حاضر از نوع پژوهش های مقطعی مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانش آموزان متوسطه دوم شهرستان مهدی شهر سمنان تشکیل می داد. تعداد 211 نفر دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی از این جامعه انتخاب شدند. ابزار سنجش شامل فرم کوتاه پرسشنامه اعتیاد به گوشی هوشمند(SPAI-SF) بود. از این ابزار به منظور غربالگری افراد معتاد به گوشی هوشمند از افراد غیرمعتاد به آن استفاده شد. سطح سلامت روانی آزمودنی ها نیز با استفاده از پرسشنامه 28 سؤالی سلامت عمومی (G.H.Q) مورد سنجش قرار گرفت. با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیره عاملی، داده ها مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج بیانگر معنادار نبودن اثر تعاملی و در مقابل، معناداری اثر مستقل دو متغیر اعتیاد به گوشی هوشمند و جنسیت بر سلامت روانی کاربران بود. آنچنان که نمره کلی سلامت روانی و علائم جسمانی، اضطراب و افسردگی کاربران معتاد به گوشی هوشمند، پایین تر از کاربران عادی بود. همچنین مشخص شد که نمره کلی سلامت روانی و علائم جسمانی و اضطراب دختران پایین تر از پسران است. این نتیجه نشان دهنده اثرات زیانبار اعتیاد به گوشی هوشمند در کاهش سلامت جسمانی و روان شناختی کاربران نوجوان است. بنابراین اقدام در جهت پیشگیری از اعتیاد به گوشی های هوشمند می تواند، مانع بروز آسیب جسمانی و روانی بیشتر در کاربران شود.
مؤلفه های نظریه سیاستی آموزش وپرورش جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با فضای مجازی از نگاه خبرگان مدیریتی و اجرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد و گسترش فضای مجازی و همه گیری بهره مندی از آن به خصوص در میان کودکان و نوجوانان، سبب ایجاد دغدغه بسیار جدی برای خانواده ها و متولیان امر آموزش و تربیت در کشور از حیث چگونگی مواجهه با آن شده است. استفاده گسترده کودکان و نوجوانان از فضای مجازی و عدم نظارت و تنظیم گیری کافی از سوی نهادهای متولی امر تربیت، به دلیل تأثیرگذاری شگرف آن بر فرآیندهای تربیتی و تغییر کنش های رفتاری آنان، به مرور سبب ایجاد گسست ها و بحران های اجتماعی و شکاف های میان نسلی عمیق میان والدین و فرزندان خواهد شد و به تدریج جایگاه مدرسه به عنوان مهمترین رکن تعلیم و تربیت رسمی و عمومی را متزلزل خواهد کرد. پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد کیفی درصدد فهم وضعیت موجود نظریه سیاستی وزارت آموزش وپرورش جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با فضای مجازی و به دست آوردن مؤلفه های وضعیت مطلوب آن، از طریق مصاحبه عمیق با مدیران و خبرگان و تحلیل داده های به دست آمده از طریق روش داده بنیاد بوده است. نگاه مبتنی بر تصدی گری در وزارت آموزش وپرورش، عدم تعامل صحیح با بخش خصوصی و بازار، ضعف بدنه مدیریتی و ستادی آموزش وپرورش، مؤلفه های نظری موجود را تشکیل داده اند. مؤلفه های مطلوب نظریه سیاستی نیز، ایفای نقش تنظیم گری و راهبری و نظارت محتوایی توسط آموزش وپرورش در کنار تعریف نقش صحیح برای بخش خصوصی جهت تولید محتوای سالم، مفید و ایمن، و ضرورت توجه به اولویت ایجاد سرویس و تولید محتوای بومی در زیرساخت شبکه ملی را شامل می شود.
تغییرات آیین های سوگواریِ متوفی پس از کرونا و ارزیابی تاثیرات آن بر صاحبان عزا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با شیوع چشم گیر کرونا و کاهش مراسم عزاداری برای متوفی یا لغو کامل آن ها و انتقال یافتن هرچه بیشترِ این آیین های سوگواری به فضای مجازی، این مسئله برای محقق بوجود آمد که بازماندگان متوفی تا چه حد توانسته اند احساس همدردی و التیام یافتنِ غم عزیز از دست رفته شان را به واسطه ی تسلیت گفتن های مجازیِ خویشاوندان بدست آورند؛ و آیا اساسا فضای مجازی بستر مناسبی برای این نوع آیین ها است یا خیر. برای یافتن پاسخ، با تمرکز بر وجه آیینی و ارتباطاتی این پدیده، از 19 نفر از افرادی که از ابتدای شیوع کرونا تاکنون، کسی از نزدیکان خود را از دست داده اند، مصاحبه ی آنلاین انجام شد. نتایج بدست آمده، ذیل دو مقوله ی اصلی یعنی «تغییراتِ آیین های سوگواری به مثابه ی فرصت» و «تغییرات آیین های سوگواری به مثابه ی تهدید» گنجانده شدند. پررنگ تر شدن ابعاد معنویِ آیین های سوگواری برای شخص متوفی که پیش از این بسیار کمرنگ شده بود، مزیتی است که به وسیله ی تغییرات آیینی دوران کرونا، نمود یافته است؛ در کنار چنین مزیتی، افسردگیِ ناشی از تخلیه نشدن احساسات، ناباوریِ مرگ متوفی و سیطره ی حس تنهایی، علی رغم ابراز همدردی های مجازی، از جمله آسیب هایی است که در طول زمان می تواند تاثیرات شگرفی بر روح و روان صاحبان عزا باقی گذارد. بنابراین آشکار است که فضای مجازی بستری مناسب برای شریک شدن در غم صاحبان عزا نیست. براساس نظریه ی ارتباطات آیینی می توان گفت این آیین های سوگواریِ رسانه ای شده اگرچه می توانند بر بعد حضوریِ آیین غلبه ایجاد کنند و شرایطی را برای ابراز همدردی های غیرحضوری فراهم سازند، اما همچنان نمی توانند جایگزینی برای آیین های سوگواریِ حضوری باشند.
پروبلماتیک شدن اخلاق در سینمای ایران؛ گذار از عالم متن به سپهرِ اجتماعی مطالعه ی موردی فیلم «جدایی نادر از سیمین»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال هفدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۶۲
51 - 83
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش با تأکید بر اهمیت حوزه ی سینما در شناخت جامعه تلاش شده تا فیلم «جدایی نادر از سیمین» با روش تفسیری و از منظر ایماژ دین و اخلاق مورد توصیف، خوانش و واکاوی قرار گیرد. نتایج این مطالعه نشان می دهد اخلاق منتسب به شخصیت هایی همچون نادر، سیمین و ترمه بیشتر از نوع اخلاق پیامدگرایانه است گرچه در دقایقی از فیلم رگه هایی از اخلاق وظیفه گرا و فضیلت مندانه نیز از آنان قابل مشاهده و تأویل است؛ اما اخلاق منتسب به شخصیت راضیه به عنوان نماینده ی طبقه ی فرودست بیشتر از نوع وظیفه گرا، غیرسودنگرانه و شریعت محور است. این موقعیت همچنین برای شخصیت ها سویه و پیامد تراژیک خواهد داشت و این امر برای آنان موجب رنج، تشویش، اضطراب و انزوای هستی شناسانه ی غریبی شده است. در جهان متن مسئله مندی اخلاق ناظر بر قطبیت سازی نیست بلکه ناظر بر امکان یا امتناع اخلاقی زیستن و حتی پرسش از چیستی امر اخلاقی است. در انتها نیز با استفاده از نظریه ماتریالیسم فرهنگی این مسئله مورد اهتمام قرارگرفته که متون فرهنگی مانند جدایی نادر از سیمین چگونه ممکن می شوند. در اینجا به رابطه ی پیچیده ی امر سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در دوران تولید فیلم و گفتمان عدالت و ارزش مدار دولت نهم و دهم پرداخته شده و این امر تشریح گردیده که فیلم واجد مواضع هژمونیک و ضد هژمونیک و مقاومت های متنی با محوریت اقطابی مانند سبک زندگی سنتی- مدرن، هویت ملی در برابر هویت سلامی، تنازعات طبقاتی بوده که در آن سوژه ی زن با نظام قدرت چالش داشته و تقابل مهاجرت یا ماندن در ذهنیت سوژه جدی و اساسی است.
بررسی فرآیند رفتاری دشمن در پروژه مأیوس سازی از نگاه دینی
حوزههای تخصصی:
مخالفان جمهوری اسلامی، پس از شکل گیری انقلاب اسلامی، همواره به دنبال ایجاد یأسی فراگیر در جامعه بوده و در این رهگذر همواره مدل زیستی و فکری مادی را به جامعه تزریق می نموده اند؛ چراکه سبک زندگی غربی و مادی، انسان را در نهایت به پوچی و ناامیدی سوق خواهد داد؛ از همین روی بوده که اگر جامعه بتواند در دامان خود افراد را پرورش دهد و شخصیت افراد موجود در خود را ارتقاء دهد، جامعه ی ایده آل و توأم با دینی محسوب می شود و ظرفیت افراد در دامان آن به هرز نخواهد رفت. در قرآن موارد مختلفی را می توان یافت که دشمنان در جنگ نرم با هدف ضربه زدن به جامعه اسلامی از آن استفاده می کنند. امروزه با توّجه به جایگاه انقلاب اسلامی در منطقه و جهان و پیشرفت های مختلف کشور، ضروری است راه های دشمن در مأیوس سازی جامعه مورد تحلیل قرار گیرد که بر اساس این ضرورت در این مقاله، نویسنده با روشی توصیفی تحلیلی به موضوع ورود نموده و در نهایت به این نتیجه رسیده است که دشمن در فرآیندی پیچیده، سطوح مختلفی از جامعه اعم از فضای فکری، ابعاد معیشتی، گفتمان ارزشی و ... را هدف قرار داده تا مردم را نسبت به آینده و استقامت در این مسیر مأیوس سازد و اگر خواص جامعه، مسئولین و عقبه ی فکری، متوّجه این فرآیند نباشند، ناامیدی و سرخوردگی در سطح اجتماع فراگیر خواهید شد و دشمن از این مجرا، اهداف استعماری و فتنه جویانه ی خود را به دست خواهد آورد.
طراحی و تدوین مدل ارتقای تولیدات سینمای دفاع مقدس با رویکرد نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، طراحی و تدوین مدل ارتقای تولیدات سینمای دفاع مقدس با استفاده از نظریه زمینه ای (Grounded Theory) است که نظریه داده بنیاد نیز می نامند. روش تحقیق، از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، کیفی است. جامعه آماری پژوهش را متخصصان حوزه فیلم، تهیه کنندگان سینما، کارگردانان، کارشناسان و مدیران فرهنگی تشکیل می دهند و 22 تن نیز براساس اشباع نظری انتخاب شده اند. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته است و تجزیه و تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شده است. یافته ها نشان می دهند که برای بهبود وضعیت سینمای دفاع مقدس، باید بسترهایی را فراهم کرد که موجب افزایش تولیدات آن می شوند. این بسترها عبارتند از ، حذف نگاه حاکمیتی از فیلمهای دفاع مقدس ، تحکیم زیر ساخت های فنی در مراحل تولید این آثار ، تقویت بودجه تولید و تامین پشتوانه پژوهشی برای نگارش فیلمنامه.
شناسایی گونه های مشابه با خبر جعلی و تبیین شاخصه های تفاوت بین آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عبارت جدید «خبر جعلی» با پدیدار شدن تغییرات گسترده در زیرساخت های ارتباطاتی و پدید آمدن رسانه های نو و تغییرات بعدی در ساختارها و نهادهای جوامع انسانی، ازجمله در سیاست و اقتصاد، در سال های اخیر به یکی از مسائل بحث برانگیز حوزه های عمومی و دانشگاهی رشته های مرتبط با روزنامه نگاری، رسانه، ارتباطات و فرهنگ تبدیل شده است. این اصطلاح علمی در مباحث عمومی برای تبیین پدیده های مختلفی مورد استفاده قرار می گیرد که لزوماً در معنای دقیق کلمه خبر جعلی نیست. فقدان تعریف واضح از اصطلاح خبر جعلی و مواردی که به صورت معمول با این اصطلاح علمی اشتباه گرفته می شوند شناسایی و مقابله با هرکدام از این موارد را دشوار می کند. این مقاله، با بررسی جامع منابع علمی موجود، انواع گونه های مشابهی را که بعضاً حتی از سوی افراد دانشگاهی با خبر جعلیْ یکسان در نظر گرفته می شوند شناسایی کرده است. این گونه های مشابه عبارت اند از: محتوای طنز، نقیضه، محتوای ساختگی، محتوای دست کاری شده، پروپاگاندا، محتوای تجاری، محتوای حیله گرانه و شایعه. سپس از طریق مصاحبه عمیق با 18 نفر از متخصصان حرفه ای و دانشگاهی حوزه خبر و رسانه، شاخصه هایی برای مقایسه و سازمان دهی مفهومی این پدیده های رسانه ای به دست آمد که عبارت اند از: «مؤلف»، «سردبیری»، «محتوا» و «جنس رابطه». در پایان این مقاله، بر اساس شاخصه های به دست آمده، به تبیین اصطلاح خبر جعلی و تدوین یک جدول کامل برای بیان روشن تمایزها و تشابه ها پرداخته شده است.
رابطه مصرف فرهنگی و نگرش خرافی در بین دانشجویان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیست و دوم تابستان ۱۴۰۰شماره ۵۴
157 - 182
حوزههای تخصصی:
علیرغم رشد دانش و فناوری، نگرش های خرافی همچنان در زندگی بسیاری از افراد جامعه حضور دارند. این نگرش ها ازآنجاکه مسیرهای خلاف واقعی به افراد جامعه برای حل مسائل خود نشان می دهند، به لحاظ اجتماعی آسیب زا هستند. نگرش های خرافی محصول جامعه پذیری افراد در رده های مختلف هستند. یکی از این عوامل دخیل در جامعه پذیری، رسانه ها هستند که بخش بزرگی از مصرف فرهنگی افراد را تشکیل می دهند. رسانه ها بسته به اینکه چه نوع محتوایی را در جامعه ترویج کنند، نگرش های هم نوا یا مخالف با خرافه گرایی را ایجاد می کنند. تحقیق حاضر به دنبال بررسی رابطه مصرف فرهنگی و نگرش خرافی در بین دانشجویان مشهدی می باشد. روش پژوهش مقاله حاضر پیمایش بوده و با ابزار پرسشنامه محقق ساخته اجرا شده است. جامعه آماری دانشجویان شهر مشهد می باشند که تعداد آن ها برابر 97146 نفر است. از این تعداد 363 نفر با استفاده از فرمول کوکران به شیوه نمونه گیری چندمرحله ای به عنوان نمونه مورد بررسی انتخاب گردیدند. نتایج پژوهش نشان داد مصارف فرهنگی آگاهی بخش نظیر کتاب و روزنامه با نگرش خرافی رابطه معکوس و مصارف فرهنگی سرگرم کننده نظیر ماهواره و شبکه های اجتماعی با نگرش خرافی رابطه مستقیم و معنادار داشتند. بااین حال، در مجموع میزان مصرف فرهنگی پاسخگویان با نگرش خرافی رابطه معکوس و معناداری نشان می داد.
ارائه ی الگوی ساختاری شرکت های دانش بنیان در رابطه با انیمیشن (پویانمایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هفتم بهار ۱۴۰۰شماره ۲۵
297-326
حوزههای تخصصی:
دو عامل منابع انسانی و شکل گیری دانش، باعث شده است تا کشور ایران فارق از محدودیت های سیاسی و اقتصادی در جمع کشورهای تولیدکننده فیلم انیمیشن قرار گیرد؛ اما پس از گذشت نیم قرن از تولید اولین آثار انیمیشن در ایران نگاه حاکم به این فناوری نوین، صرفاً محصولی تفننی است. هدف از پژوهش حاضر ارائه الگوی ساختاری در 9 بخش تمرکززدایی، رسمیت، تخصص گرایی، استراتژی، شرایط محیطی، فناوری، اندازه، کنترل و دانش بنیان برای شرکت های تولید فیلم انیمیشن است. روش تحقیق حاضر از نوع کیفی و نظریه زمینه ای است. به همین منظور برای جمع آوری اطلاعات، از تکنیک مصاحبه عمیق با اساتید، مدیران و خبرگان حوزه فیلم سازی انیمیشن استفاده گردید و درنهایت با استفاده از روش نظریه زمینه ای، 11 مقوله تمرکز ساختاری، تفکر جمعی، فقدان قوانین، روند تولید 5 مرحله ای، ارزیابی توانایی، مدیریت درآمد، محتوای متأثر از شرایط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، سخت افزار، کیفیت توانایی، کیفیت بصری و مدیریت دانش یافت شد که بر الگوی ساختاری شرکت های دانش بنیان تولید فیلم انیمیشن مؤثرند. در نتیجه این تحقیق با تکیه بر 11 مقوله ی کشف شده به طراحی ساختار در 9 بخش سازمانی و همچنین الگوی 6 مرحله ای در روند تولید (سفارش، پیش تولید، توزیع، تولید،پس تولید و پخش) با در نظر گرفتن مدیریت دانش و آموزش برای شرکت های دانش بنیان تولید فیلم انیمیشن پرداخته است.
فرصت ها و تهدیدهای تلویزیون اینستاگرامی برای صداوسیما(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هفتم بهار ۱۴۰۰شماره ۲۵
327-358
حوزههای تخصصی:
ورود و کاربری فناوری های جدید ارتباطی در یک جامعه، بر رسانه های موجود تأثیر می گذارد و نیاز به سیاست گذاری جدید را برای رسانه های جریان اصلی ضروری می سازد. تلویزیون اینستاگرامی (IGTV)، یکی از مصداق های این خدمات ارتباطی جدید است که با وجود فراهم نمودن بستر ارتباطی غنی تر برای کاربران، صداوسیما را با مسائل جدیدی مواجه کرده است. این پژوهش، ضمن تشریح فرصت ها و تهدید های تلویزیون اینستاگرامی برای صداوسیما، به سیاست های موجود و مطلوب مواجهه و راهبردها و موانع پیش روی این سازمان پرداخته است. بدین منظور، ۱۲ مصاحبه نیمه ساخت یافته با متخصصان علم ارتباطات و مدیریت رسانه صورت گرفته، داده های حاصل با نرم افزار Nvivo 10 کدگذاری و تحلیل شده است. بر اساس نظر متخصصان، فرصت های تلویزیون اینستاگرامی برای صداوسیما، شامل دو دسته فرصت های کاربردی (استفاده از محتوای کاربرتولید، استعدادیابی، تعامل با مخاطب و نظرسنجی) و فرصت های غایی (کمک به حکمرانی خوب، ایجاد تعادل میان فرهنگ رسمی و عرفی، متنوع تر شدن سپهر رسانه ای ایران و باکیفیت تر شدن تولیدات صداوسیما) است. تهدیدهای تلویزیون اینستاگرامی برای صداوسیما نیز معطوف به تضعیف جایگاه انحصاری صداوسیما، کاهش مخاطب و کاهش درآمد از محل آگهی عنوان شده است. در پایان، پیشنهاداتی برای کارایی و اثربخشی بهتر رسانه ملی در فضای همگرایی رسانه ها از سوی متخصصان ارائه شده است.
زندگی و زمانه زنان ایرانی در اینستاگرام: تحلیل ایدئولوژیک عکس های زنان در شبکه اجتماعی اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هفتم تابستان ۱۴۰۰شماره ۲۶
131-170
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به واکاوی پیام های بصری ای می پردازد که زنان ایرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام به اشتراک گذاشته اند، با این هدف که دریابیم آنها چگونه خود را در این شبکه بازنمایی می کنند. این واکاوی، بر اساس تحلیل ایدئولوژیکِ «جان بِرجر» صورت گرفته است و در آن، هر تصویر، گزارشی از این موضوع نگریسته شده که یک زن هویت فردی و اجتماعی خود را چگونه می بیند، تعریف می کند و نشان می دهد. در این پژوهش، پس از معرفی کاربران و ارزیابی فضای کلی تصاویرشان، چند نمونه عکس هر کاربر تحلیل شده است. در جمع بندی تصاویر کاربران کوشیده ایم رابطه تصاویر با گفتما ن های موجود درباره زنان مشخص شود. بر اساس یافته های پژوهش، برخی از تصاویر زنان بر نوعی مقاومت در برابر فشارهای اجتماعیِ تبدیل شدن به زنی هنجارمند دلالت دارد که آن را می توان نشانی از بازاندیشی در هویت تعریف شده زن و ساخت و بازنمایی هویت بر اساس انتخاب کاربران دانست. تحلیل بیشتر تصاویر نشان می دهد زنان در روایت بصری زندگی خود، با بازنمایی خود بر اساس هنجارها و ارزش های رایج جامعه، به تقویت ارزش های هژمونیک نظام فرهنگی مردسالارانه ای می پردازند که در آن بالیده اند. آنها دست به کنش های روایی بصری می زنند که موقعیت زنانگی را آن طور تعریف می کند که جامعه مطلوب می داند!
کارکرد رسانه های آزاد در کنترل جرم اختلاس؛ از کنش های پیشگیرانه تا مخاطرات فراروی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات میان رشته ای در رسانه و فرهنگ سال یازدهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
75-104
حوزههای تخصصی:
توسعه روزافزون رسانه های آزاد و تسهیل دسترسی به آن از طریق تلفن های همراه هوشمند موضوعی نوظهور و در عین حال فراگیر است که قابل بهره برداری در زمینه های مختلف حیات بشری ازجمله پیشگیری از جرم است. از این رو نویسنده این مقاله از رهگذر پژوهش میان رشته ای رسانه با حقوق کیفری، درصدد پاسخ به این پرسش است که رسانه های آزاد چگونه می توانند در پیشگیری از جرم اختلاس نقش آفرینی کنند؟ نتایج این نوشتار که از روش توصیفی–تحلیلی بهره برده است، نشان می دهد که رسانه های آزاد باتوجه به ویژگی هایی مانند سهولت دسترسی، ضریب نفوذ، کثرت مخاطب و وسعت انتشار می توانند با کمک به استقرار نظام شایسته سالار، فشار به دولت در جهت تأمین معاش کارمندان، ایجاد شفافیت ومطالبه گری، کارکرد پیشگیرانه کارآمدی در خصوص جرم اختلاس داشته باشند. اما باید توجه داشت که تحقق این کارکرد ازسوی رسانه های آزاد منوط به وجود بایسته هایی چون آزادی بیان، دسترسی آزاد به اطلاعات و بی طرفی رسانه ای می باشد. همچنین نباید از برخی مخاطرات استفاده از ظرفیت رسانه آزاد برای پیشگیری از جرم اختلاس نظیر نقض حریم خصوصی افراد، اتهام افکنی و عوام گرایی کیفری غافل شد. لذا باتوجه به نتایج بدست آمده به متولیان سیاست گذاری پیشنهاد می گردد با تصویب قوانین لازم ضمن بهبود کارآمدی رسانه های آزاد، از توالی نامطلوب آن ها اجتناب کنند.