فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۶۴۱ تا ۳٬۶۶۰ مورد از کل ۱۵٬۲۸۷ مورد.
منبع:
قبسات سال بیست و پنجم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۹۶
211 - 232
حوزههای تخصصی:
اندیشه خدا و چگونگی رابطه او با عالم خلقت همیشه یکی از مسائل مطرح در نظام های فکری جهان بوده است. رابطه از نوع صانع و مصنوع، محرک و متحرک، حلول و اتحاد، فیضان و صدور و رابط و مستقل از جمله دیدگاه های مطرح در این خصوص می باشد. علامه طباطبایی به عنوان یک حکیم نوصدرایی ضمن نقد نظر ملاصدرا مبنی بر «لمی»بودن برهان صدیقین اثبات می کند که این برهان «انی» و نسبت به سایر براهین «اشبه به لمی» است. ایشان با تقریری جدید از این برهان آن را صرفاً یک تنبیه و نه برهان می داند. علامه طباطبایی همین دیدگاه را در مباحث توحیدی خود در المیزان نیز دنبال می کند. تفسیر جدیدی از واژه حق در آیات قرآن را می توان یکی از نوآوری های تفسیری علامه طباطبایی دانست. ایشان در توضیح این آیات، وجود فقری ملاصدرا را مطرح نموده، معتقدند تنها خداوند «حق مطلق» بوده و ما سوی الله ظهورات حق و به بیان قرآنی آیات الهی هستند و آیه از خود چیزی ندارد جز ارائه ذی الایه و سایه هایی هستند که خورشید حق را ارائه می دهند و بدون لحاظ حق هیچ و پوچ اند. از این منظر خداوند از حیث معرفتی تصوراً و تصدیقاً «ابده بدیهیات» بوده، سایر پدیده ها ذیل بداهت حق شناخته می شوند.
نقد تصور فردگرایانه از زمان مندی نزد برگسون و هایدگر از منظر زمان مندی اخلاقی در اندیشه لویناس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۸۲
217-231
حوزههای تخصصی:
نقش زمان در آراء برگسون و هایدگر از اهمیت زیادی برخوردار است. از دیدگاه برگسون، واقعیت زمان نه کمّیتی بیرونی بلکه کیفیتی درونی ست؛ زمان همان "استمرار"ی ست که حالات آگاهی فرد را در بر می گیرد و بر گوناگونی آنها صحّه می گذارد. هایدگر نیز منشأ زمان واقعی را در درون جستجو می کند و اصالت دازاین را وابسته به اصالت این "زمانمندی" می بیند. به زعم هایدگر، نگاه دازاین به آینده و مرگ خود مهم ترین الِمان های "زمانمندی" او هستند. اما مسئله اینجاست که تأکید این دو فیلسوف بر فردی بودن سرچشمه ی زمان رابطه ی بین زمان اصیل و حضور "دیگری" را با مشکل مواجه می کند. به عبارت دیگر، بنا بر ادعای برگسون و هایدگر، اصالت زمان تنها در انزوای "خود" میسّر است و آنچه در مجاورت "دیگری" به دست می آید همان زمان بیرونی، عینی، و همگانی ست. بدین ترتیب، آیا باید پذیرفت که درک واقعیت زمان و اخلاق دو مفهوم گردنیامدنی هستند؟ پژوهش حاضر پاسخ به این پرسش را در آراء لویناس جستجو می کند. لویناس نیز درک فلسفه ی اخلاق خود را مشروط به درک واقعیت زمان می داند. از سوی دیگر، به رغم شباهت های موجود، آنچه به زعم لویناس زمان واقعی ست تنها در مخالفت بنیادین با برگسون و هایدگر معنا می یابد. از دیدگاه او، زمانمندی در انزوا میسّر نیست و زمان در ارتباط با دیگری زاده می شود. مطالعه ی حاضر بر آن است تا با پرداختن به اساسی ترین تفاوت های موجود بین درک لویناس از زمان و تعاریف برگسون و هایدگر، و با روشن ترکردن پیچیدگی های ارتباط بین زمان و "دیگری" در تفکر لویناس، نشان دهد که چگونه نوآوری لویناس و مخالفت او با دو فیلسوف پیش از خود، به رابطه ی بین زمانمندی و اخلاق معنایی جدید بخشیده است.
بررسی تطبیقی مفهوم حقیقت مطلق در اندیشه ناگارجونه و ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جاویدان خرد بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۷
207 - 232
حوزههای تخصصی:
بحث از حقیقتِ مطلق که در واقع بحث از ذاتِ متعال است از مهم ترین مباحث ادیان و مکاتب عرفانی در طول تاریخ بوده است. ذاتِ حق، غیب الغیوب و فاقد هرگونه تجلی و ظهور، حتی تجلی غیبی است و حقیقتی مبرا از نام و نشان است. مبحث حقیقت مطلق در اندیشه ناگارجونه و ابن عربی ریشه در متون دینی و مقدس دارد. در متون مقدس هر دو اندیشمند، حق در مقامِ ذات، حقیقتی ورای جهان پدیداری و متمایز با خلق است و در تعالی و تقدس خود هیچ گونه ارتباط و نسبتی با هستی ندارد. به همین دلیل معرفت و شناخت و ایجاد هر نوع ارتباطی با او غیر ممکن است. حق در مرتبه ذات، خاصیت بیان ناپذیری دارد و مهم ترین شیوه در توصیف آن سکوت است. از این روی، در این پژوهش کوشیده ایم به بررسی مفهوم حقیقت مطلق در اندیشه ناگارجونه و ابن عربی بپردازیم.
رویارویی مکانیک کوانتومی با اصل علّیت در فلسفه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک سال دوازدهم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۹
165 - 181
حوزههای تخصصی:
مکانیک کوانتومی در یک قرن گذشته اصل علّیت را به چالش کشید و این موضوع، توجه بسیاری از فیلسوفان و دانشمندان را برانگیخت. برای تبیین چگونگی نقض اصل علّیت توسط نظریه کوانتومی، لازم است تعابیر گوناگون مکانیک کوانتومی و تقریرهای متفاوت اصل علیت بررسی شوند. تاکنون در فلسفه اسلامی مطالعه عمیقی درباره تقابل احتمالی بین نظریه کوانتوم و اصل علّیت صورت نگرفته است و تبیین ارتباط میان اصل علّیت در فیزیک و فلسفه اسلامی نیاز به مطالعات گسترده ای دارد؛ از این رو، این پژوهش با رویکردی میان رشته ای، ابتدا به مطالعه مفهوم اجمالی اصل علّیت در فلسفه اسلامی می پردازد؛ سپس، چگونگی تقلیل اصل علّیت در فلسفه غرب را بر اثر غلبه مکانیک نیوتنی به اصل علّیت علمی و پیش بینی پذیری بیان می کند و در انتها نشان می دهد نقض این علّیت علمی در مکانیک کوانتومی به معنای نقض علّیت در فلسفه اسلامی نیست.
برهانی بودن ماهیت دانش های حکمت عملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکمت عملی به دنبال شناخت حقایق برآمده از اراده انسان که در مسیر سعادت وی هستند و نیز عمل به این حقایق است. این حکمت در شمار دانش های برهانی جای دارد؛ چراکه فعل ارادی انسان که موضوع حکمت عملی است، از حقایقی شمرده می شود که سعادت یا شقاوت انسان را در پی دارد و بنابراین بررسی ویژگی ها و آثار آن با روش برهانی و یقینی انجام می گیرد. باور حکما به برهانی بودن ماهیت دانش های حکمت عملی نیز گواه این دلیل است. البته برخی حکما به برهانی بودن حکمت عملی تصریح نکرده اند، ولی با لحاظ اینکه آنان حکمت عملی را یک دانش فلسفی دانسته اند، می توان پذیرفت که در نگاه آنان حکمت عملی یک دانش برهانی است. در برابر این دیدگاه، کسانی مانند محقق اصفهانی بر این باورند که گزاره های مطرح در حکمت عملی برهانی و یقینی نیستند و این گزاره ها در شمار گزاره های مشهوری قرار دارند. این سخن پذیرفتنی نیست؛ زیرا نه از پشتوانه دلیل متقن برخوردار است و نه با سخنان حکما سازگار است.
توحید ناب؛ تحلیل و تبیین مؤلفه ها و مقایسه ی آن با دیدگاه های رقیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله ی توحید خداوند در سه مقام مطرح می شود: ۱) وجوب؛ 2) الوهیت؛ 3) وجود حقیقی. در باب توحید در مقام وجود حقیقی ، اعتقادات گوناگونی وجود دارد ، از قبیل اعتقاد عامه ی مردم ، فیلسوفان مشاء ، جهله ی صوفیه و نیز اکابر ایشان ، حکمای فهلویین ، محقّق دوانی و میر داماد ، عرفا و حکمای متألهین. صدرالمتألهین شیرازی به اقتضای مقام و در ابواب مختلف کتاب اسفار ، اقوال متعددی در این باب داشته است. این مقاله به مقایسه ی آرا و اقوال مذکور با یکدیگر می پردازد و در نهایت، توحید ناب و خالص را در میان آن ها که بری و بدور از اِشکال و ایراد است، معرفی می نماید. توحید ناب، توحیدی است که مشوب به هیچ گونه شرکی در مقام وجود حقیقی نباشد و آن جز قول عرفای شامخین و حکمای متألّهین نیست ؛ چنان که نظر نهایی ملاصدرا نیز بر آن است. دیدگاه مذکور مبتنی بر قول به وحدت وجود و موجود در عین کثرت آن دو است و بر پایه ی آن ، وجود و موجودْ منحصر در ذات حق تعالی است و در عین حال، اشراقات و مظاهر گوناگون و حقیقی دارد و از سوی دیگر با این که وجود و موجود دارای اشراقات و مظاهر گوناگون و حقیقی است ، در عین حال، واحد بوده و منحصر در ذات باریتعالی است. روش این پژوهش، توصیفی۔ تحلیلی است.
بررسی چالش های فراروی توسعه هنرهای نمایشی در مراکز فرهنگی هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، شناسایی چالش های فرآروی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در توسعه هنرهای نمایشی است. در مسیر رسیدن به این هدف، سیاست های توسعه ای کانون، در این حوزه نیز بعنوان سوال اصلی پژوهش، بررسی شده است.تحقیق از لحاظ روش و ماهیت ترکیبی، برخاسته از نظریه داده بنیاد (کیفی) و توصیفی – پیمایشی(کمی) است. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل خبرگان در زمینه هنرهای نمایشی در کانون است.جامعه آماری در بخش کمی را مدیران، کارشناسان و مربیان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تشکیل میدهد. روش نمونه گیری نظری و حجم نمونه نظری تراکمی است. ابزار اندازه گیری کیفی مصاحبه و ابزار اندازه گیری کمی پرسشنامه بسته می باشد. پرسشنامه حاوی 72 سوال بسته بود واز مقیاس طیف 5 تایی لیکرت در پرسشنامه استفاده شد .پرسشنامه بین 30 نفر از مدیران، کارشناسان مربیان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کانون توزیع شد. تحلیل نتایج بااستفاده از نرم افزار SPSS 20، حکایت از آن دارد که چالش های توسعه ای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، در مراکز فرهنگی وهنری ، بیشتر متاثر از مقولات آموزشی، مالی، مدیریتی،قوانین و سیاستگذاری است. بر اساس پژوهش انجام شده، و دیدگاه مدیران، کارشناسان، مربیان و خبرگان کانون، در پایان پیشنهاداتی در جهت بهبود شرایط لحاظ گردید.
آیا هرمنوتیکِ خود امری مرَضی ست؟ (یک سمپتوم شناسی در کار فوکو)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم هرمنوتیک سوژه در نزد فوکو، فضا را برای شکل تازه ای از مطالعاتِ خود، واکاوی نسبت حقیقت و سوژه، و توسعه معرفت به مکانیسم های مراقبتِ نفس فراهم آورد. از نظر فوکو، هرمنوتیک سوژه برخلاف تکنولوژی های سنتّیِ خود، شکل ساده ای از یک کردار مراقبتِ نفس برای دست یابی به قسمی تعالی اخلاقی نیست؛ بلکه سراسر سامانه علوم انسانی، ادبیات مدرن و دانش های همبسته آنها را صورت بندی و فرّآوری می نماید. در اینجا دیگر نه اجباری بیرونی برای افشا و در معرض تأویل قرار دادنِ خود، بلکه قسمی میل مرَضی به تخلیه مکنونات درونی به مثابه یک متن، و در پیشگاه امر نمادین قابل تشخیص است. این اشتیاق مفرط و انحرافی به امر نمادین که مفصل بندی منفعلانه ای از میل سوژه را هدف گذاری می کند، می تواند به مثابه امری مرضی، سمپتوم شناسی گردد. در پژوهش حاضر، پنج سمپتوم بالینی شامل درون نگری، وجه نارسیسیستی، مازوخیستی، وسواسی و زنانگی زبان در هرمنوتیک خودِ مورد نظر فوکو و در چارچوب مبانی روانکاوی فرویدی، شناسایی گردید. سمپتوم هایی که همگی سویه ای نوروتیک داشته و حاکی از آنند که می توان هرمنوتیک خود را در کلاسه بندیِ اختلالات میل، در دسته نِوروزها قرار داد. اختلالی که ویژگی بنیادی آن مغلوب شدنِ اید (ناخودآگاهی) به مثابه مکان هندسیِ اصل لذت، در برابر اصل واقعیت و نمودهای خارجی آن (فرهنگ، اخلاق، قانون و..) است.
تحلیل مواجهه مخاطب با اثر هنری با تأکید بر مبانی حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکمت اسلامی علی رغم غنای محتوایی، اهتمامی برای ورود به فلسفه های مضاف و از جمله حکمت هنر نداشته است. از این رو در عالم اسلامی علم مستقلی درباب هنر مفتوح نشده است. این در حالی است که با عنایت به حکمت اسلامی می توان به تبیین نظری هنر مبادرت نمود و البته این مهم با عنایت به مبانی حکمت صدرایی ممکن و میسور است. نحوه مواجهه مخاطب با اثر هنری و برآیند این مواجهه از جمله مباحث فلسفه هنر است. در این مقاله با تأکید بر مبانی صدرایی به یکی از مباحث مهم فلسفه هنر یعنی مواجهه مخاطب با اثر هنری خواهیم پرداخت. ابتدا نحوه این مواجهه و سپس فرایند ادراک اثر بوسیله مخاطب تحلیل می شود. در انتها نیز تأثیر اثر در مخاطب و همچنین نقش اثر در سعادت و شقاوت مخاطب بیان می شود.
دنیای ما پس از کرونا
حوزههای تخصصی:
کتاب نادانسته های بشری پس از کرونا بسیار قطورتر از قبل شده است. صورت بندی پرسش ها و ابهام ها به همان اندازه پاسخ به آن ها از اهمیت برخوردار است و البته به نظر می رسد پرسش های جدید عرصه های مختلف دین شناسی، شناخت شناسی، علوم تجربی، علوم انسانی و علوم اجتماعی را در برگرفته است. اگر تا پیش از کرونا امکان ارائه پاسخ های ساده به پرسش های ساده درباره زندگی و حیات بود، امروز هم پرسش ها پیچیده شده اند و هم پاسخ ها.
نکته مهم تر آنکه، بحران به گروه، طبقه یا قشر خاصی منحصر نشده است؛ دولت ها و ملت ها، فرادستان و فرودستان، توسعه یافته و عقب نگه داشته شده، شمالی و جنوبی، حاکم و محکوم هریک به نحوی تحت تأثیر اپیدمی قرارگرفته اند و البته نه به یک میزان. درست است که ویروس، قربانیان خود را فارغ از دین، نژاد، جنسیت، ملیت، فرهنگ، طبقه، مرام و مسلک انتخاب می کند، اما قربانی شدن موکول است به حضور در مکان مناسب و چه بسا فرودستان بیش از دیگران در دسترس ویروس هستند.
از نظر «اولریش بک» با پیشرفت تکنولوژی و پیامدهای تخریب م ح ی ط زی س ت، م سئ ول ی ت ه ای اج ت م اع ی و دلالت ها ن ی ز بیش تر می شود. یکی از وظایف جامعه شناسان، تحلیل و واکاوی اثرات مخاطرات ج دی د در ج ام ع ه، نهادها، فرایندها و شیوه های زندگی و انسجام یا تضادهای ناشی از آن هاست.
نشت بحران اقتصادی آمریکا در سراسر جهان به خوبی پیوند جهانی علم، ثروت و جهانی شدن و مخاطره را نشان می دهد. حوادث ۱۱ سپتامبر و پیامدهای جهانی آن، آنفولانزای مرغی شرق آسیا، آلودگی شیرخشک های چینی و آنفولانزای خوکی و غیره گواهی بر نظریه جامعه جهانی در مخاطره «بک» است.
ب ح ران کرونا ن ظ ریات روابط بین الملل را ن ی ز تحت تأثیر قرار داده است. بی تردید آثار این وضعیت به اصلاح نظرات و سیاست هایی که به فضای جهانی و مقررات بین الملل بی توجه بود یا قصد داشت بی توجه باشد، کمک خواهد کرد.
کرونا رفتار مردم را به سرعت تغییر داد. «لی ادلکورت»، متخصص پیش بینی روندها، می گوید این ویروس در حال ایجاد یک «قرنطینه مصرف» است و تأثیر شگرف فرهنگی و اقتصادی برجا خواهد گذاشت. او می گوید: «مردم بالاجبار به زندگی با دارایی های کمتر و مسافرت رفتن های کمتر عادت می کنند؛ چون این ویروس زنجیره تأمین جهانی و شبکه های حمل ونقل را مختل می کند.»
تأثیر شیوع این ویروس وادارمان خواهد کرد شتاب مصرف را کاهش دهیم و درباره پروژه های آتی نیز حساسیت بیشتری داش ته ب اشی م.
کرونا به تحول در اندیشه و تفکر انتقادی کمک فراوانی کرده است. احتمالا این بحران گره های تاریخی بسیاری را حل، و گره های جدید در اندیشه و تفکر ایجاد می کند. بی تردید ارزش ها و نگرش های مردم را زیرورو می کند و همه ابعاد زندگی ما را تحت تأثیر قرار داده به دگرگونی بزرگی در اندیشه و تفکر ایرانی و شیعی منجر خواهد شد. میدان جنگ با کرونا تبدیل به میدان جنگ قدیم و جدید شده است. اگر صدسال پیش چنین منازعه ای رخ می داد، علم ناچار به عقب نشینی می شد؛ اما امروز به نظر می رسد سنت دیگر آن جای پای محکم را در افکار و اندیشه عموم مردم ندارد.
واکنش دولت ها در برابر شیوع کرونا یکسان نبود: برخی برای خیر عمومی تا حد ممکن بسیاری از آزادی های فردی را محدود کردند و برخی با ادعای پرهیز از هرگونه راه های اقتدارطلبانه و اجبار، مردم را در رفتارشان آزاد گذاشتند.
نوآوری نگرش علامه خفری پیرامون کلام الهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال دهم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۴
105 - 125
حوزههای تخصصی:
کلام الهی یکی از مسائل مهم و جنجال برانگیز در دانش کلام و آغازگر شکل گیری این دانش بوده است. پیرامون این موضوع در بین مسلمانان دو دیدگاه کلی مطرح شده است: متکلمین امامیه و معتزله غالبا کلام الهی را لفظی، حادث و مخلوق می دانند. اشاعره آن را نفسی، قدیم و عین ذات او می داند.در نوشتار حاضر ضمن مروری مختصر بر دو نگرش فوق، به نگاه علامه خفری پرداخته شده است. وی کلام را مشترک لفظی و برای آن دو معنا را ارائه می کند. کلام الهی طبق یک معنا قدیم و بر اساس معنای دیگر حادث است. کلام به معنای «تکلم» قدیم و به معنای «ما به التکلم» حادث و لفظی است.به سه بیان می توان تکلّم حقیقی الهی را قدیم دانست: با استفاده از رابطه علم و کلام الهی، تکلّم حقیقی بر علم اجمالی ذاتی، منطبق و قدیم خواهد شد. مطابق توجیه دوم، تکلّم نوعی انتقال آگاهی و بالعکس علم هم نوعی تکلّم است، لذا این نظریه از اتّحاد علم و کلام و یکسانی اوصاف آنها دفاع می کند. توجیه سوم تکلم حقیقی را قدرت القای ذات واجب تفسیر میکند و با استفاده از این ارتباط و نظر به قدمت قدرت، تکلم را نیز قدیم می داند.
استعاره و تمثیل در تحویل گرایی با تکیه بر تمثیل زیست شناسی سیستم ها(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن تابستان ۱۳۹۹ شماره ۸۲
51 - 80
حوزههای تخصصی:
استعاره و تمثیل در مهم ترین حوزه های معرفتی و در عرصه علوم تجربی از جمله زیست شناسی و تکامل کاربرد دارند. زیست شناسی و فلسفه زیست شناسی دامنه وسیعی از مباحث معرفتی و فلسفی را به وجود آورده است. تحویل گرایی و ضد تحویل گرایی، از آموزه های مهم قابل بحث در فلسفه زیست شناسی اند. کلر و دوپره دو تن از نمایندگان این دو مکتب اند. کلر با به کارگرفتن استعاره و تمثیل، برای تحویل تبیین ها در زیست شناسی به تبیین ها در فیزیک و شیمی کوشیده است؛ اما دوپره با این تحویل گرایی مخالف است. افراد با رویکردهای مختلف که گاه ممکن است رویکردها در تقابل با یکدیگر نیز باشند، از استعاره ها و تمثیل ها کاربردهای مختلفی مراد می کنند. تمثیل زیست شناسی سیستم ها نمونه ای از این دست است که کاربرد وسیع استعاره و تمثیل را در علم نشان می دهد.
تبیین علل عدم موفقیت خوانش انتقادی دامت از فلسفه ویتگنشتاین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دامت در فلسفه خود متاثر از دو فیلسوف تحلیلی بزرگ است؛ او در روش از فرگه تبعیت می کند و قصد دارد منطق و نظریه معناداری را بنیانی برای متافیزیک قرار دهد، و در نظریه پردازی درباره معنا متاثر از ویتگنشتاین است و معنای واژگان را معادل با کاربرد آنها می داند. بر خلاف همه تاثیری که ویتگنشتاین بر دامت دارد، سایه شکاکیت قوی که در آراء ویتگنشتاین دوم وجود دارد و کریپکی به بهترین شکل به آن پرداخته است برای دامت خوش آیند نیست، زیرا گمان می کند در صورت درست بودن شکاکیت و قراردادگرایی افراطی ویتگنشتاین، محاورات و ارتباطات انسانی همیشه در لبه پرتگاه و در آستانه سقوط قرار دارد. او برای گریز از این امر، ایده دانش ضمنی برای دانش زبانی را به عنوان بنیادی محکم در نظریه خود قرار می دهد. در این مقاله نشان داده ایم که ایده دانش ضمنی سبب فاصله گرفتن نظریه معناداری دامت از آموزه های ویتگنشتاین و شکست پروژه او می شود. اگر نتوان نشان داد که زبان چگونه کار می کند، هرگز نمی-توان نظریه معناداری را بنیانی برای متافیزیک قرار داد.
تحلیل و نقد پساپدیدارشناسی در پژوهش های موردی فناورانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال هفدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۶۸)
133-154
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، تحلیل و نقد پساپدیدارشناسی در پژوهش های موردی فناورانه می باشد. این پژوهش، به دنبال پاسخ گویی به دو پرسش اساسی است؛ نخست اینکه چه تحلیلی از پساپدیدارشناسی در پژوهش های موردی فناورانه می توان ارائه نمود؟؛ دوم، چه انتقاداتی بر پساپدیدارشناسی در پژوهش های موردی فناورانه می توان وارد ساخت؟ برای دستیابی به این اهدف از روش های تحلیل مفهومی به صورت «تفسیر مفهوم» و «ارزیابی ساختار مفهومی» استفاده شده است. یافته های پژوهش در ارتباط با پرسش نخست نشان می دهد پساپدیدارشناسی ناشی از تفوق عمل بر نظر در تاریخ تفلسف به وجود آمده و همین سبب تأملات نظری در باب فناوری شده است. این رویکرد با آثار آیدی در فلسفه آغاز و با مطالعات موردی فناوری های نو در آثار فربیک، روزنبرگر و دیگر شارحان در حال گسترش است. مهم ترین مفاهیم توسعه یافته در این سنت فلسفی شامل هستی شناسی رابطه ای، التفات واسطه ای، روابط تکنیکی، التفات فناورانه، شفافیت، روش تغییر، چندگانگی، تغییر استراتژی است. یافته های پژوهش در خصوص پرسش دوم بیانگر آن است که از مهم ترین نقدهای وارد بر این دیدگاه می توان به ضعف نظریه اخلاق پساپدیدارشناسانه در تبیین برخی مسائل، ناتوانی در تشخیص پایداری غالب در ایده چندگانگی، محدود شدن به روابط خاص و مادی گرایی فناورانه، و عدم توجه به اختیار انسان در انتخاب وساطت فناورانه اشاره کرد.
بررسی دلالت الهام فجور و تقوا در آیه هشتم سوره شمس بر معرفت حضوری(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن پاییز ۱۳۹۹ شماره ۸۳
173 - 200
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله بررسی دلالت آیه هشت سوره شمس بر معرفت حضوری اخلاقی است. تعدادی از اندیشمندان مسلمان الهام تقوا و فجور را از جنس علم حضوری می دانند. در مقاله تلاش شده است اثبات شود که احتمال حضوری خطاناپذیربودن معرفت های اخلاقی در آیه مردود است. اهمیت این مسئله رفع مصونیت از خطا در معرفت های اخلاقی می باشد. ابتدا دو ادعا مبنی بر وجود معرفت حضوری اخلاقی ذکر می شود. در ادامه الهام با توجه به منابع لغوی، تفاسیر و تبین های عقلانی، معناشناسی می گردد. مطابق معنای الهام ظاهر آیه اطلاق دارد و شامل انواع معرفت حضوری و حصولی بدیهی می گردد. در ضمن سعی شده است برخی کلیدواژه های مربوط به علم حضوری در قرآن مانند قلب و فطرت بررسی شوند که دلالتشان بر معرفت حضوری اخلاقی اثبات نمی گردد. درنهایت احتمال دلالت آیه بر معرفت حضوری رد می شود؛ چون طبق استدلال های عقلانی، وجود این نوع معرفت محال به نظر می رسد. پس آیه نسبت به آن انصراف دارد. از این جهت نتیجه گرفته می شود الهام فجور و تقوا می تواند انواع دیگری از معرفت مثل بدیهی اولی و فطری منطقی را شامل گردد.
From Analytic Philosophy to an Ampler and More Flexible Pragmatism(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۲
21 - 28
حوزههای تخصصی:
In this interview, which took place in July 2020, Muhammad Asghari, an associate professor in the Department of Philosophy at the University of Tabriz, asked eleven questions (via email ) to Professor Susan Haack, a distinguished professor of philosophy at the University of Miami. This American philosopher eagerly and patiently emailed me the answers to the questions. The questions in this interview are mainly about analytic philosophy and pragmatist philosophy.This interview was conducted via personal email between me and Professor Susan Haack in July 2020. This interview, which Professor Hawk eagerly accepted, includes eleven questions about her biography and roles of various philosophers in her thought and finally about the influence of the philosophy of pragmatism on her thought. Of course, it goes without saying that the Haack's book Philosophy of Logic in Iran has been translated into Persian and he has published two articles in the quarterly journal of Philosophical Investigations (University of Tabriz) and I also have translated one of her articles into Persian. What was most interesting to me was the influence of pragmatism on Haack's thought that Charles Sanders Pierce, among classical American pragmatists, had as much influence on this philosopher's thought as John Dewey had in Rorty's thought. Here I thank Professor Susan Haack for answering my questions patiently and eagerly.
Nietzsche’s Reading of the Pandora Myth Pessimism, Hope, and the Tragic-Art of the Greeks(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۲
117 - 133
حوزههای تخصصی:
to explore his Nietzsche's early and later response to nihilism and pessimism focused on reading I.This essay is focused on Nietzsche’s unique reading of the Pandora myth as it appears in Human, All Too Human and develops an interpretation of Hope, the most profound evil of the many evils released by Pandora infecting the human condition, as it might be understood in relation to Nietzsche’s analysis of the ancient Greeks in The Birth of Tragedy. In reading this early work of Nietzsche, modes of comportment that fall under two specific categories are considered: Passive Nihilism-Pessimism of Decline and Active Nihilism-Pessimism of Strength as understood by Nietzsche in the late compilation of his notes published as The Will to Power. Ultimately, this essay explores the artistic responses to the bleak and pessimistic conditions of the Greeks’ lives found in the Apolline art in the Homeric Greeks and the tragic-art of the Greeks, which Nietzsche argues is the ultimate expression of art as the merging of the “aesthetic” principles of the Apolline and Dionysiac. These aesthetic responses are elucidated in and through the comparison to modes of existence that impede the spirit’s optimal, flourishing development, specifically, as expressed through Christianity and “Socratic optimism” in the superior power of human reason.
Mulla Sadra on the Relation of Sharia and Practical Philosophy(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۲
289 - 302
حوزههای تخصصی:
To explain Mulla Sadra’s viewpoint of the relationship of practical wisdom and Sharia, one needs to turn to the explanation of human soul and its perfection (happiness). It should be mentioned that the nature of practical wisdom and its principles are specified based on the definition that is offered of happiness. According to Mulla Sadra, true happiness lies in human soul’s acquisition of rational truths and becoming a subject to the divine forms and the highest possible state for it is understanding divine presence; this is considered to be the ultimate goal of Sharia and divine laws. In fact, Mulla Sadra introduces practical wisdom to be part of Sharia and this is why Sharia and practical wisdom are thought by him to be pursuing the same objective. Generally speaking, relationship of Sharia and practical wisdom is envisaged as an extension of the “mode of absolute generality and specificity”; because according to Mulla Sadra, practical wisdom, as the act of teaching the method of advancement of the stations and stage of God-wayfaring and path of servitude, is part of Sharia. One may seek for the cause of this in the richness of Islamic doctrines in the domain of practical wisdom and explanation of its patterns in religion and Sharia; however, richness of Islamic doctrines and Sharia does not make us needless of the explanation and presentation of effective solutions for application of practical wisdom. This is in fact exactly what Mulla Sadra has neglected in this area.
معناشناسی توصیفی اراده با تأکید بر روابط همنشینی و جانشینی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن تابستان ۱۳۹۹ شماره ۸۲
187 - 217
حوزههای تخصصی:
اراده در خدا و انسان از مسائل مهم در حوزه معرفت دینی است که از دیرباز مورد توجه متفکران بوده و چالش هایی را در پی داشته است. در مقاله پیش رو به بررسی واژه با روش معناشناسی توصیفی و محوریت رابطه همنشینی وجانشینی- که از زبان شناسی ساخت گرا برآمده- پرداخته می شود. مطالعه مشتقات اراده در 47 سوره از قرآن، نشان ازارتباط معنایی آنبر محور جانشینی با «مشیت، اختیار، اشتهاء، ابتغاء، همّ، عزم و قضی» و بر محور همنشینی با «الله، فعل، کن فیکون، امر، وجه و نفس» می باشد که حوزه معنایی اراده را شکل می دهند. بر محور جانشینی، این واژگان در هسته اصلی معنای اراده یعنی «خواستن»، مشترک بوده وجملگی در زنجیره انجام فعل قرار می گیرند. بر محور همنشینی نیز دو نسبت تقارب معنایی و رابطه مکملّی دیده می شود که درمجموع می توانند معنای شفاف و دقیق تری از اراده را ارائه نمایند.
Characteristics of an Islamic View of Cyber-Ethics(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The current Cyber-ethics in Western societies (and its followers in other societies) have been compiled based on secularist presupposition. This presupposition has different principles in comparison with the Islamic attitude which can lead one to take a different approach toward ethical problems. This paper is an attempt to propose principles of Islamic cyber-ethics upon which we can prepare answers for the problems of cyber-ethics, having evident characteristics of an Islamic approach that are distinguished from secularist answers. After a prefatory study on the background of the Islamic attitude to ethics, these characteristics will be propounded under four categories: fundamental and content components, spiritual components, legal components, and penal components. Under these categories, themes such as giving importance to agent goodness, the basic difference in one’s goal of living an ethical life, the relation of reason and revelation, and the basis for the legitimacy of the penal justice system will be discussed. Needless to say, this paper does not seek to prepare arguments for this model, and such arguments can be discussed in other philosophical investigations.