فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۸۱ تا ۱٬۱۰۰ مورد از کل ۱٬۱۰۰ مورد.
منبع:
پژوهش های جغرافیای سیاسی سال ۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۴
23 - 41
حوزههای تخصصی:
تنش و منازعه میان واحدهای سیاسی در ابعاد مختلف داخلی، ملی، منطقه ای و جهانی، سابقه ای به درازای زندگی بشر دارد و همواره در طول تاریخ بشر مشاهده شده است. ضرورت کنترل و نظارت هر چه بیشتر جنگ سبب توسعه مفهومی تحت عنوان جنگ عادلانه شده است. به مانند اغلب ادیان الهی، دین اسلام نیز به مفهوم جنگ عادلانه پرداخته است، اما بررسی کم و کیف این مسئله از منظر اسلام و علی الخصوص متن قرآن کریم کمتر مورد توجه پژوهشگران واقع شده است. این مقاله سعی دارد به مهم ترین مصادیق جنگ عادلانه در متن قرآن کریم بپردازد. سؤال اصلی پژوهش عبارت است از اینکه "مصادیق جنگ عادلانه در متن قرآن کریم چیست؟". این مقاله بحث می کند که دین اسلام اصولی برای جنگ عادلانه توسعه داده است که در سه ساحت (قبل، حین و پس از جنگ) و هیجده شرط قابل بررسی است و این سه ساحت و هیجده شرط آن مورد توجه قرآن کریم بوده است و مصادیقی از این ساحت ها و شروط آن ها در آیات مختلف قرآن کریم قابل مشاهده است. امید است این اصول کشف، شناسایی و توسعه این اصول بتواند زمینه کنترل و نظارت بر رفتارهای خشونت آمیز و علی الخصوص جنگ از سوی انسان را فراهم آورد.
شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر مشارکت سیاسی روستائیان شهرستان رشت طی سال های 1379 تا 1399(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای سیاسی سال ۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۴
144 - 164
حوزههای تخصصی:
حوزه های روستایی بعنوان پهنه جمعیتی می توانند نقش مهمی در سر نوشت انتخابات ها داشته باشند., و همواره در سالهای گذشته نقش تعین کننده ای در نتایج انتخابات داشته اند لذا هدف از انجام تحقیق حاضر بررسی الگوی مشارکت سیاسی روستاییان شهرستان رشت طی دو دهه اخیر می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از منظر روش توصیفی با رویکردی پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه سرپرستان خانوارهای روستایی است که در روستاهای مورد مطالعه سکونت دارند. براساس آمار و اطلاعات به دست آمده تعداد 18617 خانوار در روستاهای پیرامونی شهر رشت سکونت دارند و بر طبق این آمار و براساس فرمول کوکران تعداد 376 نفر به عنوان تعداد نمونه انتخاب گردید. روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی و از طریق فیش و پرسشنامه است. برای کمی سازی متغییرها تعداد 37مورد سوال طراحی و مورد تحلیل آماری قرار گرفت .روش تجزیه وتحلیل با استفاده از آمار توصیفی و استباطی و از ابزار تجزیه وتحلیل نرم افزار SPSS22،وSmart PLS2 و صورت گرفته است . براساس نتایج به دست آمده در این تحقیق نشان می دهد شاخص های علاقمندی به شرکت در انتخابات (815/0)، وضعیت اقتصادی (671/0)، وضعیت فرهنگی (566/0)، جریانات سیاسی (481/0) به عنوان عواملی دست اول و شاخص رسانه ها (585/0) به عنوان عامل درجه دوم و قوم گرایی (215/0)، تحصیلات (768/0) و مشارکت (749/0) به عنوان عوامل دسته سوم بر میزان مشارکت سیاسی روستاییان در شهرستان رشت اثر گذار هستند ،لذا توجه به پسکرانه ها و حوزه های روستایی به ویژه عوامل اقتصادی – اجتماعی وشاخصهای مربوطه آنها تاثیر بیشتری در پویایی و مشارکت سیاسی مناطق روستایی به همراه خواهد داشت.
ایران در چهارراهی به نام آسیای مرکزی (مطالعه موردی: فرصت های آینده نزدیک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای سیاسی سال ۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۵
143 - 168
حوزههای تخصصی:
روابطِ میان جمهوری اسلامی ایران و کشورهای آسیای مرکزی، که به دنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی از جایگاهی روزافزون در معادلات بین المللی و مناسبات منطقه ای برخوردار گشته اند از آن نظر اهمیت فراوانی دارد که به صورت بالقوه منبع تهدیدها و فرصت های فراوان برای ایران است. سیاست خارجی ایران در این منطقه، از یک سو بر پایه عوامل همگرایی در حوزه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، از فرصت ها و زمینه های نفوذ و همکاری، برخوردار بوده است و از سوی دیگر با توجه به عوامل واگرایی با چالش ها و تهدیداتی مواجه بوده که برآیند این امر، همواره بر جهت گیری سیاست خارجی ایران در منطقه آسیای مرکزی، تأثیر داشته است. جمهوری اسلامی ایران به سبب ویژگی های منحصربه فردی که در منطقه خاورمیانه دارد، نیازمند آن است تا همواره مراودات خود با کشورها همسایه و منطقه های هم جوار را گسترش دهد. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در سال های آینده در آسیای مرکزی، سیاستی با هزینه های بالا خواهد بود. زیرا در شرایطی که دیگر دولت ها دغدغه های امنیتی جمهوری اسلامی را تجدیدنظرطلبی ارزیابی می کنند، و مبنای مقابله با آن را دارند، جمهوری اسلامی مجبور خواهد شد که هزینه های بسیار بیشتری برای سیاست های خود پرداخت کند. اساسا پرهزینه کردن سیاست های منطقه ای ایران می تواند یکی از اهداف رقبا و دشمنان منطقه ای و فرامنطقه ای آن باشد. به همین جهت، مهم و ضروری است که به مساله ایران و نقش آن در آسیای مرکزی بیشتر از پیش توجه کرد. لذا، پژوهش حاضر مسیر و تحلیلی بر این مبحث مهم و ضروری است. بر پایه چنین مفروضی، به منظور شناسایی و تبیینِ هویتِ سیاست خارجی در منطقه آسیای مرکزی سوال اصلی پژوهش این است که: «سیاست خارجی ایران در منطقه آسیای مرکزی در چه ابعادی موفق و در کدام یک از آن ها ناکام بوده است؟» در پاسخ به این پژوهش این فرضیه مطرح است که «عدم وجود سیاست خارجی چندوجهی (منعطف) با درنظرگرفتن سهمِ هرکدام از بخش های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در موفقیت ها و ناکامی های سیاست خارجی ایران در آسیای مرکزی تأثیرگذار بوده است». روش انجام این پژوهش، کیفی از نوع توصیفی-تحلیلی است و داده های آن از طریق مطالعات کتابخانه ای اسنادی گردآوری و در چارچوب سیاست خارجی، بررسی و تحلیل شده اند.
تبیین مولفه های موثر بر الگوی مناسبات ژئوپلیتیک در منطقه خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای سیاسی سال ۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۴
125 - 143
حوزههای تخصصی:
خاورمیانه، منطقه ژئوپلیتیکی پیچیده، متغیر و متحول است. منطقه ای با پتانسیل ها و ظرفیت های ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک برجسته که بازیگریها و صحنه های بازی متعدد و متفاوتی را پیش روی بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای قرار داده است. صحنه های بازی که ناامنی و تنش در آن برجستگی داشته و مناسبات نفوذ، سلطه و تقابل بر سایر شکل ها اولویت داشته است. متناسب با این شرایط منطقه، درک مولفه های پایه شکل دهنده مناسبات ژئوپلیتیک در منطقه، از اهمیت و جایگاه برجسته ای برخوردار است. بر این مبنا تحقیق حاضر با روش توصیفی و تحلیلی و با هدف درک مولفه های ژئوپلیتیک پایه شکل دهنده مناسبات در منطقه خاورمیانه و طراحی الگوی مناسبات ژئوپلیتیک به انجام رسیده است. بررسی حاصل از نظریه ها و دیدگاه های مختلف در گام اول نشان دهنده آن است که مهمترین مولفه ها موثر بر الگوی مناسبات ژئوپلیتیک در منطقه خارومیانه شامل 40 مولفه ژئوپلیتیکی است که در قالب چهار بعد مولفه های ژئوپلیتیک طبیعت پایه، انسان پایه، ترکیبی و مصنوعی قابل تقسیم بندی است. در گام دوم، مولفه ها در اختیار اندیشمندان و صاحبنظران جهت اظهار نظر قرار گرفته و از طریق آزمون T-test مورد تأیید قرار گرفته است. این مولفه های ژئوپلیتیک به صورت مستقیم و غیر مستقیم توانسته است، الگوی مناسبات ژئوپلیتیک تعاملی، تقابلی، نفوذ، سلطه و رقابت را در منطقه خاورمیانه شکل دهد و از سوی دیگر مورد سوء استفاده بازیگران منطقه و فرامنطقه ای جهت رسیدن به اهداف و منافع قرار گرفته و در راستای مناسبات تنش آمیز و درگیری در منطقه خاورمیانه مورد استفاده قرار گرفته است.
چالش ها و پیامدهای ژئوپلیتیکی قرنطینه مرزها در دوران بیماری های همه گیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای سیاسی سال ۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۵
81 - 104
حوزههای تخصصی:
تلاش برای مهار همه گیری ها و یافتن راه حل بلندمدت از طریق واکسن ها با طیفی از مسائل سیاسی مربوط به نظام های بهداشتی، سیاسی، حقوق بشر، حاکمیت، تحرک و مرزها تلاقی پیدا کرده است. ظهور همه گیری ها فرصتی برای جغرافیای سیاسی مهیا کرده تا زیربنای ژئوپلیتیکی نظام های سلامت و بهداشت را با نگاهی جدی تر دنبال کند. مدیریت همه گیری بنا به دو دلیل امری فضایی است: نخست درمان بیماری همیشه امری اجتماعی فضایی است زیرا مقامات یا به دنبال تحمیل اقدامات قرنطینه و یا محدود ساختن ناقلان بیماری هستند. دوم، بیماری توسط مجموعه ای از کنش گران و نیروهای انسانی و غیرانسانی که با فضا و مکان سر و کار دارند آشکار می شود. بنابراین، بیماری ها به بخشی از مباحث ژئوپلیتیکی تبدیل شده اند زیرا مطلوبیت و دوام سازه های حکمروایی ملی، منطقه ای و جهانی را آشکار می سازند. مفهوم قرنطینه به عنوان نوعی فعالیت که منتهی به تقسیم و تحدید فضای جغرافیایی می شود می تواند یکی از موضوعات بسیار بحث برانگیز در ژئوپلیتیک باشد. این پژوهش با هدف بررسی چالش ها و پیامدهای ژئوپلیتیکی قرنطینه مرزها در دوران بیماری های همه گیر و با روش توصیفی تحلیلی به نگارش درآمده است. این مطالعه به طور خاص بر همه گیری ویروس کرونا و پیامدهای ژئوپلیتیکی و مرزی قرنطینه طی این همه گیری تمرکز دارد. نتایج نشان می دهد که چالش های همه گیری کرونا را در یک سطح کلان می توان به سه دسته چالش های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تقسیم بندی کرد. چالش در هر کدام از این سه حوزه پیامدهای فراوانی برای دولت و جامعه به همراه داشته است و می توان گفت چالش های سیاسی همه گیری کرونا بسیار برجسته هستند. در گروه چالش های سیاسی همه گیری کرونا نشان داد که نئولیبرالیسم تاب آوری لازم در برابر شوک های جهانی ناشی از مسائل غیراقتصادی و غیرمالی را ندارد. سیاست هایی که در دوران همه گیری ویروس کرونا از سوی دولت ها پیاده شده با شعارهای برجسته نئولیبرالیسم مبنی بر اولویت بازار، رقابت، دخالت حداقلی دولت و کارآمدی بخش خصوصی در تضاد بود. محیط آنارشیک مدنظر واقع گرایان که طی این بحران به خوبی پدیدار شد پیامدهایی مثل جستجو برای تضمین بقا، تشدید رقابت میان دولت ها، تضعیف نهادهای بین المللی، کمبود منابع، تقویت زیرساخت های مرزی، رواج گفتمان مهاجرستیزی و رواج قرنطینه را به همراه داشت. در نتیجه در طول این همه گیری مهمترین بنیان های لیبرالیسم با چالش هایی مثل تحکیم جایگاه دولت، اقتدارگرایی دولت ها، افزایش مداخله، تشدید نابرابری های منطقه ای و جهانی و رقابت و تعارض میان قدرت های بزرگ روبرو شد.
سناریوهای فراروی مناسبات هیدروپلیتیک ایران و افغانستان از منظر درهم تنیدگی مقیاس ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۹)
240 - 264
حوزههای تخصصی:
مناسبات هیدروپلیتیک متاثر از درهم تندگی مقیاس ها و به تبع بازیگران و کنشگران با اهداف و منافع ناهمسان قرار دارد. امنیت آب شرق ایران به شدت در پیوند با رودهایی است که از افغانستان سرچشمه می گیرند. در چند دهه گذشته رویکرد دولت های حاکم بر افغانستان، محدودسازی آب رودهای این کشور بوده است. پژوهش کاربردیِ حاضر با هدف ارائه سناریوهای فراروی مناسبات هیدروپلیتیک ایران و افغانستان از منظر درهم تنیدگی مقیاس ها نگارش یافته است. داده های مورد نیاز پژوهش با استفاده از روش های کتابخانه ای و میدانی؛ گردآوری و با بهره گیری از نرم افزارهای Micmac و Scenario Wizard تحلیل شده اند. یافته های پژوهش نشان دادند در بُعد بازیگران؛ مقیاس ملی و متغیر نقش دولت افغانستان در رعایت حقابه ایران و در بُعد عواملِ تاثیرگذار؛ مقیاس جهانی و متغیر تغییر اقلیم، تاثیرگذارترین مقیاس و متغیر هستند. نتایج پژوهش نشان دادند هر چند سناریو وضعیت بحرانی در مناسبات هیدروپلیتیک ایران و افغانستان بر دیگر سناریوهای ممکن از منظر در هم تنیدگی مقیاس ها برتری دارد، اما ظرفیت های لازم در هر دو دولت وجود دارند تا بتوانند از گسترش دامنه بحران بکاهند.
فضا و مکان، بنیاد فلسفی علم جغرافیا
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۹)
1 - 12
حوزههای تخصصی:
هر رشته و نظام علمی نیازمند تبیین فلسفی است. بدین معنا که باید به چند پرسش بنیادی به شرح زیر پاسخ دهد: ماهیت آن رشته چیست؟ چه چیزی را مطالعه می کند؟ به دیگر سخن موضوع مورد مطالعه آن کدام است؟ و تا چه اندازه حقیقی، واقعی و پژوهش پذیر است؟ اعم از اینکه عینی یا ذهنی و آشکار، پنهان و یا مجازی باشد؟ چرا آن رشته علمی باید وجود داشته باشد؟ ضرورت های وجودی و هستی شناسی آن چیست؟ قلمرو معرفتی آن تا چه حد اختصاصی و منحصر بفرد است؟ و تا چه میزان با رشته های علمی دیگر همپوشی داشته و یا درهم تنیده است؟ سطوح اشتراک و افتراق آن با رشته های علمی دیگر چیست؟ جستارهای مورد مطالعه آن تا چه اندازه حقیقی و یا اعتباری است؟ هدف غایی آن رشته علمی چیست؟ و چه نیازهای شناختی و یا کاربردی از انسان ها را برآورده می کند؟
موضوع رشته علمی چگونه باید مطالعه شود؟ در انجام این کار از چه روش شناسی های فلسفی و شناختی، و چه روش ها و فنون پژوهشی استفاده می شود یا می توان استفاده کرد؟ اعتبار معرفت شناختی این روش ها چگونه است؟ پاسخ مشروح و منطقی به این پرسش ها در واقع تبیین چهار چوب نظری و فلسفه علمی رشته مورد نظر را شکل می دهد. از آنجا که علم جغرافیا به عنوان یکی از قلمروهای معرفتی و شناختی بشر از قدیم الایام شناخته می شود، تبیین فلسفی آن ضرورت دارد.
تغییرات گفتمان ژئوپلیتیکی در ترکیه و تاثیر آن بر قلمروسازی در پیرامون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۹)
43 - 74
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر شاهد تغییر عمده در سیاست خارجی ترکیه هستیم به طوری که عناصر ژئوپلیتیک کمالیستی که شامل غرب گرایی و حفظ وضع موجود(عدم مداخله و حفظ موازنه های بین المللی) بود دستخوش تغییرات بنیادین شده است. تغییرات ژئوپلیتیکی اغلب تابعی از تحولات ژئواستراتژیک هستند و تجربه ترکیه نشان داده است که رابطه مستقیمی بین دو وجود دارد. پس از فروپاشی اتحاد شوروی(به عنوان تحول ژئواستراتژیک) عناصر تعیین کننده در ژئوپلیتیک ترکیه نیز تغییر کرده اند. بر این اساس ترکیه سیاست نگاه به شرق را برگزیده است و در فضاهای پیرامونی خود دست به مداخلات مهم نظامی می زند. بررسی کنش های ترکیه نشان می دهد که این کشور در فضاهای تجزیه شده پیرامون خود مانند آرتساخ(قفقاز)، شمال عراق، شمال سوریه و مدیترانه شرقی در پی نفوذ سخت است. در فضاهای همزبان نیز به دنبال توسعه نفوذ نرم می باشد. این مقاله گفتمان های ژئوپلیتیک اصلی در ترکیه به سه دسته کمالیست، اسلام گرا و پان ترکیست تقسیم بندی کرده و مدعی شده است که از تلفیق دو روایت اسلام گرا و پانترک، گفتمان نوعثمانی گری به وجود آمده است. دلیل اصلی این سنتز نیز اعتقاد هر دو روایت به امپراطوری گرایی است در حالی که در گفتمان کمالیستی، مرزهای ملّی اولویت داشتند و قلمروسازی درون مرزهای رسمی و چارچوب دولت- ملت صورت می گرفت. ایده کلّی پژوهش حاضر بر این اصل مبتنی است که اردوغان قصد دارد در پی طولانی شدن عصر «گذار ژئوپلیتیکی» منزلت بالاتری را کسب کند تا در آستانه تثبیت نظم جهانی در سلسله مراتب بالاتری قرار بگیرد.
تحول ژئوپلیتیک در پرتو هوش مصنوعی؛ گامی به سوی بازتعریف قدرت در عصر ژئوداده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۹)
144 - 176
حوزههای تخصصی:
این مقاله چارچوبی جامع درباره توسعه و تأثیر فناوری های پیشرفته، به ویژه فوران داده ها، بر ماهیت روابط بین الملل، پویایی قدرت و ژئوپلیتیک ارائه می دهد. هدف این پژوهش بررسی چگونگی تأثیر هوش مصنوعی بر روابط بین الملل و شکل گیری دوره ای است که از آن با عنوان «عصر ژئوداده» یاد می شود. پرسش اصلی این است که با توسعه و فراگیری هوش مصنوعی و ظهور عصر فوران داده ها چه تغییراتی در روابط بین الملل و سازوکار تولید قدرت به وجود آمده است؟ فرضیه پژوهش این است که هوش مصنوعی با تغییر پویش های قدرت از شکل سنتی به حاکمیت الگوریتمی، به ایجاد «حاکمیت ژئوداده» انجامیده که روابط بین الملل را به سمت یک چشم انداز تکنو-ژئوپلیتیک تغییر داده است. این پژوهش با استفاده تبیین داده های کیفی گردآوری شده که سرمایه گذاری های کلان کشورهای قدرتمند در حوزه هوش مصنوعی، علاوه بر تشدید رقابت های جهانی، به تحولاتی در اقتصاد سیاسی بین الملل و ژئوپلیتیک منجر شده است. این تغییرات، به ویژه در زمینه امنیت و مدیریت اطلاعات، نقش فزاینده ای در سیاست گذاری های جهانی یافته اند.
روابط اتحادیه اروپا و اسرائیل در نظم بین المللی: از اصول هنجاری تا ملاحظات ژئوپلیتیک (2009 تا 2024)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۹)
204 - 239
حوزههای تخصصی:
روابط اتحادیه اروپا و اسرائیل از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۴ تحت تأثیر الزامات ژئوپلیتیکی، ملاحظات اقتصادی و ساختار نظام بین الملل دستخوش تغییرات چشمگیری شده است. این پژوهش با طرح پرسش «چگونه ساختار نظام بین الملل، منافع ژئوپلیتیکی و وابستگی های اقتصادی، سیاست های اتحادیه اروپا را در قبال اسرائیل شکل داده و موجب شکاف میان سیاست های اعلامی و اجرایی آن شده است؟» تلاش دارد تا از منظر نوواقع گرایی کنت والتز این روابط را تحلیل کند. فرضیه پژوهش این است که با وجود تعهد اعلامی اتحادیه اروپا به راه حل دو دولتی، فشارهای ساختاری نظام بین الملل، وابستگی های متقابل اقتصادی و راهبردی و نفوذ ایالات متحده آمریکا موجب شده است که این اتحادیه در عمل به تقویت موقعیت استراتژیک اسرائیل پرداخته و نقش دیپلماتیک خود را در این مناقشه تضعیف کند. این پژوهش با بهره گیری از روش تحقیق توصیفی و تحلیلی آثار منتشرشده پیرامون اتحادیه اروپا، بیانیه های دیپلماتیک، داده های اقتصادی و گزارش های بین المللی را بررسی کرده است. یافته ها نشان می دهد که علی رغم انتقادات نمادین اتحادیه اروپا نسبت به سیاست های اسرائیل به دلیل ساختار نظام بین الملل و ضرورت تقویت بینان های دفاعی، همکاری های اقتصادی، امنیتی و فناوری میان دو طرف تقویت شده و این تناقض، نقش اروپا در روند صلح خاورمیانه را کم رنگ کرده است. در صورت تداوم این روند، اتحادیه اروپا به بازیگری منفعل در سیاست خاورمیانه بدل خواهد شد.
تبیین تغییر اولویت تهدید و تاثیر آن بر راهبرد مبارزه با تروریسم آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۹)
75 - 110
حوزههای تخصصی:
میزان احساس و درک از تهدید، منجر به اتخاذ رویکردی متناسب با سطح و جنس آن تهدید از سوی کشورها و بازیگران می گردد. در این راستا، با گذر زمان، میزان احساس تهدیدِ تروریسم برای آمریکا کاهش یافته و هم اکنون، بزرگترین تهدیدات آن ناشی از بازیگران دولتی می باشد. لذا این کشور اقدام به تطبیق راهبردهای دفاعی و امنیتی خود متناسب با این نوع از تهدید نموده است. در این راستا پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سوال است که تاثیر تغییر میزان اهمیت تهدید تروریسم بر راهبرد مبارزه با تروریسم آمریکا چگونه بوده است؟ فرضیه نیز آن است که کاهشِ تهدیدِ تروریسم، آمریکا را به سمت کاهش حضور مستقیم نظامی، تاکید بیشتر بر فناوری و اتخاذ راهبرد موازنه از دور سوق داده است. مقاله حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و جمع آوری داده کتابخانه ای و بهره گرفتن از رویکرد واقع گرایی تهاجمی و مدل ارزیابی تهدید دیوید سینگر، به این نتیجه رسیده است که همزمان با کاهش تهدید تروریسم، آمریکا قصد خود مبنی بر نابودی تروریسم را تغییر داده و در حال حاضر به دنبال مهار و یادگیری روش زندگی با آن است. مهمترین عناصر رویکرد آمریکا نیز شامل تقویت راهبرد ردپای کمرنگ، تقویت چندجانبه گرایی و دیپلماسی، افزایش نقش تکنولوژی و شبکه ای کردن سیستم ها و اطلاعات، تشدید استفاده از راهبرد موازنه از دور و فرای افق، آموزش/ تجهیز و فعال سازی شرکا و متحدین و ... می شوند.
سیاست خارجی دولت بایدن در قبال چین با توجه به چگونگی بازنمایی این کشور در اسناد راهبردی 2022 آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۹)
177 - 203
حوزههای تخصصی:
یکی از عوامل مهم تاثیرگذار بر تکوین سیاست خارجی آمریکا، چگونگی بازنمایی و تعریف تهدیدات امنیت ملی است که این امر به صورت مستقیم خود برگرفته از برداشت و یا درکی است که رهبران این کشور از تهدید و چگونگی مواجه شدن با عوامل تهدیدزا دارند. در همین رابطه یکی از مرجع های قابل اعتنا و قابل استناد در مورد چگونگی بازنمایی و تعریف تهدیدات امنیت ملی آمریکا، اسناد راهبردی این کشور است. در همین راستا سوال اصلی این پژوهش آن است که راهبرد اصلی سیاست خارجی دولت بایدن در قبال چین براساس چگونگی بازنمایی این کشور در اسناد استراتژی امنیت ملی و استراتژی دفاع ملی 2022 آمریکا، چگونه بوده است؟ در پاسخ به این پرسش، این پژوهش با تاکید بر مفهوم «دیگری» و بررسی نقش های هویتی آمریکایی در دوران ریاست جمهوری بایدن، ابتدا انواع «دیگری تهدیدزا» را در دو سند امنیت ملی مورد بررسی قرار داده و سپس در یافته های پژوهش به این نتایج می رسد که مطابق با تجویزات سیاست گذارانه اسناد مورد بررسی، دولت بایدن در مواجهه با چین سه رویکرد «تعامل سازنده گزینشی»، «رقابت مسئولانه» و «اقدامات بازدارنده» را به طور همزمان در پیش گرفته است که در حوزه اقدامات بازدارنده می توان بر «استراتژی بازموازنه» و تاکید بر اتحادهای چندجانبه و دوجانبه و همچنین ادامه سیاست جنگ تجاری اشاره کرد.
سیاستگذاری هوش مصنوعی و اولویت های معادله قدرت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۹)
13 - 42
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی(AI) به عنوان پارادایم و کالای قدرت در دهه چهارم قرن ۲۱ ظهور کرده و در حال بازتعریف چشم اندازهای اقتصادی و سیاسی جهانی است. سیاستگذاری هوش مصنوعی بر کنش های رفتاری، کنترل محیطی، دموکراسی و تولید اقتصادی تأثیر گذاشته و حوزه هایی مانند آموزش، حقوق بشر، مهاجرت و سرمایه گذاری را دستخوش تغییر می کند. این پژوهش به بررسی سیاستگذاری هوش مصنوعی و سیاست قدرت پرداخته و تأثیرات آن بر اقتصاد، صنعت و کنش های اجتماعی را تحلیل می کند. فرضیه اصلی بیان می کند که حکمرانی مبتنی بر هوش مصنوعی بر پایه دولت های قدرتمند، تغییرات دموکراتیک، کنترل افکار عمومی(دیپ فیک)، نظارت عمومی، ژئواکونومی بدون سرمایه و کالایی سازی نیروی کار انسانی است. با استفاده از رویکرد تخریب سازنده شومپیتر و روش تحلیل تحولات پارادایمیک، این پژوهش بررسی می کند که چگونه هوش مصنوعی موجب تغییر در ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و حکمرانی راهبردی می شود. یافته ها نشان می دهند که هوش مصنوعی در حال بازتعریف توزیع قدرت، انقلاب های صنعتی و پویایی های اجتماعی است و سیاستگذاری های تطبیقی برای ایجاد تعادل میان نوآوری، ثبات اقتصادی و عدالت اجتماعی ضروری خواهند بود.
نقش چالش های ژئوپلیتیکی بهره برداری از منابع مشترک نفت و گاز بر توسعه اقتصادی ایران (مطالعه موردی: میادین مشترک انرژی ایران و عراق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۹)
111 - 143
حوزههای تخصصی:
همواره ایران و عراق به عنوان دو بازیگر کلیدی در ژئوپلیتیک انرژی خاورمیانه، با چالش های سیاسی، نظامی و اقتصادی متعددی مواجه هستند. موقعیت استراتژیک ایران در خلیج فارس و ارتباط آن با بازارهای بزرگ مصرف انرژی، ضرورت بررسی بهره برداری بهینه از میادین مشترک نفت و گاز را افزایش می دهد. با وجود این مزیت ها، دولت مردان ایران نتوانسته اند به طور مؤثر از این ویژگی ها بهره برداری کنند و چالش های بهره برداری از میادین مشترک انرژی می تواند بر جنبه های مختلف توسعه اقتصادی تاثیرگذار باشد. در این راستا مقاله حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و کاربردی، نقش چالش های ژئوپلیتیکی بهره برداری از منابع مشترک نفت و گاز بر توسعه اقتصادی ایران را مورد مطالعه قرار می دهد. جامعه آماری پژوهش از کلیه کارشناسان و اساتید ژئوپلیتیک تشکیل شده که حجم نمونه آن تعداد 44 نفر تخمین زده شد. در راستای تحلیل یافته ها نیز از آزمون های میانگین در نرم افزارSPSS و از مدل تصمیم گیری چندشاخصه(تاپسیس) در نرم افزار MATLAB استفاده گردید. پرسش اصلی پژوهش حاضر این مساله است که چالش های ژئوپلیتیکی در راستای استفاده از منابع مشترک نفتی چه اثراتی بر توسعه اقتصادی ایران دارد؟ نتایج نشان می دهد که چالش های اقتصادی، عوامل داخلی و چالش های نفوذ قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای در حوزه انرژی مهم ترین چالش های ژئوپلیتیکی میادین مشترک نفت و گاز ایران و عراق هستند و چالش های توسعه میادین مشترک انرژی بر مولفه ه ای حکمروایی سیاسی، کاهش رشد اشتغال، کاهش توسعه اجتماعی و مولفه های رفاه عمومی اثرگذار است.
آمایش سیاسی فضا به مثابه استراتژی توسعل محلی با تأکید بر تجربه کشور سوئد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش سیاسی فضا دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۷)
65 - 92
حوزههای تخصصی:
هزاره سوم میلادی، هزاره شهرنشینی است و روند گسترش آن طی زمان این انتظار را برآورده می کند، که کره زمین به جهان شهری بزرگ مبدل می شود. در این گذار، جایگاه برنامه ریزی شهری قوت بیشتری می یابد. برنامه ریزی که ماهیتاً سیاسی است. تصمیمات متخصصان شهری، درمورد تخصیص منابع برای زیرساخت ها و ذینفعان خاص، پیامدهای سیاسی دارد و اغلب به حفظ یا تغییر قدرت منجر می شود. اغلب این تصمیمات تحت تأثیر عوامل متنوعی ازجمله اقتصادی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به شکل گیری و تغییر مکان های شهری منجر می شود. این پژوهش با هدف بررسی آمایش سیاسی فضا در سوئد با تأکید بر کمون ها انجام گرفته و از روش توصیفی تحلیلی و براساس داده های کتابخانه ای و اسنادی انجام استفاده شده است و نمونه موفقی از مدیریت شهری و آمایش سیاسی فضا را برای شهرها معرفی و توصیف کرد. خط مشی قانونی در کشورهایی ازجمله سوئد به عنوان نمونه موفق از اجرایی شدن آمایش سیاسی فضا به شکل گیری صحیحِ آزادی های بی شمار ازجمله عقیده و حقوق شهروندی براساس قانون اساسی در قالب تشکیل کمون ها و قانون دولت پارلمانی به نام ریکسداگ منجر شده است. نتایج حاکی از آن است که در این کشور حکمرانی شهری، به شکلی واقعی با نگاهی از پایین به بالا و مشارکت جویانه میان بازیگران اصلی و ذینفعان مناطق برقرار شده است. قدرت برنامه ریزی برای ساخت آنچه باید ایجاد شود، با مشارکت پویای سیاستمداران، برنامه ریزان و بازیگران عمومی و خصوصی و شهرداری ها ایجاد شده است .
بررسی و نقد مطالعات حوزه عدالت فضایی در مقیاس فراشهری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر پژوهش علمی سعی بر آن دارد که براساس بنیان های فلسفی و پارادایم خاص خود، به شناخت و تحلیل موضوعات قابل طرح در آن حوزه دست یابد. مطالعات حوزه عدالت فضایی نیز از این قاعده مستثنی نیست. ازاین رو، در این مقاله با بازشناسایی پارادایم فضامندی و بنیان های فلسفی آن، به بررسی و نقد مطالعات حوزه عدالت فضایی در مقیاس فراشهری در ایران می پردازیم؛ درنتیجه، میزان تبعیت این مطالعات از الزامات پژوهشی پارادایم فضایی مشخص خواهد شد. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های بنیادی نظری است که با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و روش استدلال منطقی، در تلاش است به پرسش های طرح شده، پاسخ دهد. همچنین با استفاده از روش فراترکیب به بررسی ویژگی های اساسی مطالعات موجود، اقدام شده و مقوله های کلیدی جهت نقد نهایی، استخراج می شود. در انتها، با بهره گیری از چهارچوب نظری و یافته ها، به مقایسه مطالعات موجود با الزامات نظری پارادایم فضامندی، پرداخته و کاستی های هستی شناسانه، معرفت شناسانه و روش شناسانه آن ها شناسایی می شود.
تحلیل عوامل مؤثر بر ادراک محیطی کارگزاران افغان در مناسبات هیدروپلیتیک با ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش سیاسی فضا دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۷)
119 - 149
حوزههای تخصصی:
آب به عنوان بن مایه خلقت و از بنیادی ترین نیازهای بی جایگزین بشر، در نقاط بی شماری از جهان وضعیت مطلوبی ندارد. به گونه ای که در بسیاری از نواحی می توان آن را بحرانی دانست. امروزه آب در مناسبات کشورها عامل بسیار اثرگذاری است. در این میان کشور افغانستان به دلیل داشتن بخش مهمی از منابع آب (هیرمند و هریرود) که به کشور ایران سرازیر می شوند، از موقعیت فرادستی برخوردار است. پژوهش حاضر بر این پرسش استوار است که عوامل مؤثر در جهت دهی به ادراک محیطی کارگزاران افغان در حوزه مناسبات هیدروپلیتیک بر سر رودخانه هیرمند و هریرود کدام اند؟ داده های مورد نیاز پژوهش حاضر که نوعاً تبیینی تحلیلی است، به روش کتابخانه ای و میدانی به منابع صرف افغان ارجاع شده است. یافته های پژوهش نشان دادند که زیر سیستم های طبیعی زیست محیطی، اقتصادی فنی، اجتماعی فرهنگی، سیاسی حقوقی و عوامل سازنده این زیرسیستم ها، بر دیدگاه کارگزاران افغان در مناسبات هیدروپلیتیک با ایران به عنوان یک سیستم واحد و کل مؤثر است. از میان مؤلفه های اصلی، مؤلفه طبیعی زیست محیطی با وزن نهایی 438/0 و از بین عوامل مؤثر شناسایی شده؛ برای مؤلفه طبیعی زیست محیطی، عامل خشک سالی با وزن 099/0، برای مؤلفه اقتصادی فنی، عامل توسعه کشاورزی با وزن 079/0، برای مؤلفه اجتماعی فرهنگی عامل حیثیتی بودن منابع آب برای مردم افغانستان با وزن 197/0 و برای مؤلفه سیاسی حقوقی عامل سیاسی کردن هیدروپلیتیک افغانستان با وزن 087/0 به عنوان مؤثرترین عوامل تأثیرگذار بر دیدگاه کارگزاران افغان در مناسبات هیدروپلیتیک با ایران شناسایی شدند.
بررسی پیامدهای امنیتی کاهش منابع آب کلانشهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش سیاسی فضا دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۷)
93 - 117
حوزههای تخصصی:
آب مایع حیات، زندگی بخش و پایدار نگاه دارنده فضاهای جغرافیایی در مقیاس های مختلف است. منابع آب در جهان امروز برای ساکنان فضاهای جغرافیایی با توجه به پیوند و وابستگی روزافزون به ویژه در کلانشهرها از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است. هرگونه تغییر و کاهش در منابع آبی می تواند پیامدهای امنیتی متعدد و گسترده ای با خود به همراه داشته باشد. بررسی ها نشان دهنده آن است که منابع آبی کلانشهر مشهد متناسب با شرایط اقلیمی نیمه خشک، تأثیرپذیری از عوامل مختلف افزایش جمعیت، زائرپذیری، وابستگی به منابع آب فراسوی مرز (سد دوستی) روند کاهشی را نشان می دهد که پیامدهای امنیتی مختلف و گسترده ای می تواند برای کلانشهر مشهد داشته باشد، شناخت این پیامدها و آمادگی جهت مواجه با آن ها از اهمیت برجسته ای برخوردار است. بنابراین، تحقیق حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از داده های کتابخانه ای و میدانی (پرسش نامه ای) با هدف شناخت مهم ترین پیامدهای امنیتی در قالب سه بُعد پیامدهای سیاسی، اقتصادی و زیست محیطی ناشی از کاهش منابع آبی کلان شهر مشهد به انجام رسیده است. این پیامدها جهت ارزیابی و سنجش در اختیار صاحبنظران و اندیشمندان مرتبط قرار گرفته است. نتایج حاصل نشان دهنده آن است که 31 پیامد امنیتی ناشی از کاهش منابع آب در کلان شهر مشهد مورد تأیید قرار گرفته است. البته باید توجه داشت این پیامدها با یکدیگر در ارتباط هستند و روی یکدیگر تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم می گذارند و زمینه تشدید یا کاهش یکدیگر را می توانند فراهم آورند که باید در برنامه ریزی برای کلان شهر مشهد در نظر گرفته شود.
بایسته های شکل گیری منطقه قوی در سیستم تابعه خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش سیاسی فضا دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۷)
151 - 176
حوزههای تخصصی:
این نوشتار به بررسی الزامات و بایسته های شکل گیری منطقه قوی در سیستم تابعه خلیج فارس می پردازد. منظور از منطقه قوی در اینجا، پیاده سازی رژیم امنیت جمعی و تغییر الگوی رفتاری حاکم در سیستم تابعه خلیج فارس است. پایین بودن درجه استقلال و وابستگی متقابل امنیتی از نوع سلبی که پیامد وجود اختلالات شناختی عمیق میان بازیگران منطقه است، تاکنون مانع از شکل گیری یک سازه اجماعی و به طور کلی منطقه قوی در سیستم تابعه خلیج فارس شده است. در چنین بستری مسئله محوری مقاله آن است که: دولت های منطقه خلیج فارس چگونه می توانند با عبور از گسل های شناختی و هویتی، شرایط لازم را برای شکل گیری یک منطقه قوی و باثبات فراهم کنند؟ فرضیه مقاله به این صورت است: کشورهای منطقه خلیج فارس از طریق ورود به فرایندهای اعتمادسازی غیررسمی با هدف کاهش تعارضات هویتی و شناختی و نیز اعتمادسازی راهبردی، می توانند زمینه های تشکیل یک منطقه قوی را فراهم سازند. یافته ها نشان می دهند که گذار به منطقه قوی در خلیج فارس از مسیر اعتمادسازی تدریجی، تحول در مبانی نظری و نهادی و کاهش تعارض هویتی امکان پذیر است. درنتیجه، تحقق منطقه قوی مستلزم امنیت درون زا، همکاری مشارکت محور و گذار از وابستگی بیرونی به هم پیوندی منطقه ای است. روش تحقیق تبیین تجویزی بوده و دامنه آن نیز منطقه خلیج فارس را دربر می گیرد.
تحلیل راهبردی مسیرهای دستیابی به توسعه پایدار گردشگری روستایی (مطالعه موردی: شهرستان بویر احمد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش سیاسی فضا دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۷)
29 - 63
حوزههای تخصصی:
مناطق روستایی شهرستان بویراحمد که دارای سابقه تاریخی، منابع توریستی و جاذبه های طبیعی قابل توجهی است، می تواند یکی از پایگاه های مهم گردشگری کشور محسوب شود. اولین گام جهت رسیدن به این هدف، شناخت توانمندی ها، موانع و چالش های پیش روی توسعه گردشگری روستایی در این منطقه است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی و از نوع پیمایشی و مطالعات کتابخانه ای است. قلمرو جغرافیایی تحقیق را روستا های دارای پتانسیل گردشگری شهرستان بویراحمد تشکیل داده است. جامعه آماری این پژوهش را کارشناسان خبره و مرتبط با گردشگری در شهرستان بویراحمد به تعداد30 نفر تشکیل داده اند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه بوده که روایی و پایایی آن تأیید شده است. نتیجه نشان داد که معرفی جاذبه ها و پتانسیل های گردشگری فراوان در سطح منطقه ای ملی و بین المللی با وزن 316/0 به عنوان مهم ترین نقطه قوت؛ کمیت و کیفیت پایین خدمات و عدم وجود زیرساخت های مناسب به ویژه تسهیلات پذیرایی و اقامتی (هتل ها) با وزن 2020/0 مهم ترین نقطه ضعف؛ تقویت ارائه امکانات در مجاورت جاذبه های گردشگری با وزن 230/0 به عنوان مهم ترین فرصت و معرفی وجود بروکراسی اداری و عدم ارائه مجوز از سوی دولت جهت توسعه خدمات تجهیزات و تأسیسات گردشگری در منطقه با وزن 191/0 به عنوان مهم ترین تهدید شناخته شد. درمجموع نتیجه نشان می دهد که توان جذب گردشگر مناطق روستایی شهرستان بویراحمد بسیار بالاست و نیازمند ارائه سیاست های مناسب از سوی سازمان های مجری است.