فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۱۶٬۸۶۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
باور ها و تفکرات یک تمدن، در اسطوره ها، کهن الگو ها و در پی آن، در ادیان آن کشور نمود داده می شود و به تدریج به هویت مردم آن کشور تبدیل می شود . دین زرتشتی یکی از ادیان کهن ایرانی است که در تاریخ شکوفایی ایران نقش بسزایی داشته است. در این پژوهش ابتدا به دئنا (دین)، یکی از قوای تشکیل دهنده انسان از منظر دین زرتشتی پرداخته و در ادامه با دنیای معنوی ارداویراف نامه و کمدی الهی دانته آلیگیری تطبیق و تحلیل می شود. تاکنون متون و کتب متفاوتی درمورد دئنا، در موقعیت های جغرافیایی متفاوت نوشته شده است که نشان می دهد این ایزدبانو در مکان های مختلف از اهمیت بالایی برخوردار بوده است. از جمله این کتاب ها می توان به ارداویراف نامه اشاره کرد که کمدی الهی شباهت بسیاری به آن دارد. این پژوهش به روش تحلیلی تطبیقی به تعریف دئنا می پردازد و نقش این اسطوره را در کمدی الهی و ارداویراف نامه بررسی می کند و در پایان به این نتیجه می رسد که دانته، از ظهور ویرژیل تا لحظه خداحافظی بئاتریس و دانته، به شیوه تمثیلی از دئنا و چیستا استفاده کرده و ویژگی های دئنا را به بئاتریس و ویژگی های چیستا را به ویرژیل تعمیم داده است.
بررسی کشتی یعقوب با خدا در عهد عتیق در آیینه علم الاسماء سنت عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی داستان کشتی یعقوب با خدا در کتاب مقدس می پردازد. این داستان با رویکرد نو و از منظر علم الاسماء الهی در سنت عرفان اسلامی مورد تحلیل قرار گرفته است. مفسران کتاب مقدس، هماورد یعقوب در این داستان را خدا، فرشته و یا عیسو در نظر آورده اند و برخی این واقعه را رویایی پیامبرانه دانسته اند. فارغ از اینکه هماورد یعقوب که بوده، همچنان که در نظرگاه سنت عرفان اسلامی، عالم هستی و همه مخلوقات مظاهر اسماء الهی هستند و در همه آنات، خلق و مقدرات و مسائل عالم با روابط میان اسماء، تدبیر و نمایان و جاری می شوند. از همین منظر، می توان این واقعه را در آینه علم الاسماء الهی و با الهام از قاعده تخاصم و تناکح اسماء بررسی کرد. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد پدیدارشناسانه مبتنی بر نظرگاه عرفانی به این داستان از کتاب مقدس نظرکرده و فهم تازه ای از آن ارائه داده است. غلبه یعقوب در مقام انسان کامل و «تجلی جامع اسماء الهی» در عصر خود و هماورد او در شأن «جلوه ای از اسماء الهی جزئی»، همان غلبه اسم جامع بر اسم جزئی الهی است؛ بنابراین، این واقعه را می توان صورتی از تخاصم و تناکح اسماء الهی دانست که به سبب تفاوت مراتب اسماء الهی و احاطه و برتری بعضی بر بعضی دیگر رخ نموده است. این نوشتار بر آن است تا براساس قاعده ای در مبانی سنت عرفان اسلامی، امکان گشایش باب جدیدی در رجوع به متون ادیان کهن فراهم آورد.
مضامین مشترک در ادبیات جنگ فارسی و عربی (رمان های «زمین سوخته» اثر احمد محمود و «فهرس» اثر سنان أنطون)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
104 - 127
حوزههای تخصصی:
ادبیات متأثر از مقتضیات اجتماعی و اوضاع و احوال زمان است. هنگامی که کشوری آماج حمله بیگانگان و استعمارگران می-شود، مقاومت و مبارزه مردم با دشمنان در آثار ادبی نیز بازتاب می یابد. در این میان، حمله عراق با همراهی کشورهای غربی به ایران و حمله آمریکا به عراق، دو مقطع مهم در تاریخ این دو کشور است. هنرمندان و ادیبان همگام با دیگر مردم این دو کشور و در قالب ادبیات پایداری سعی کردند مظلومیت مردم خود را در جریان این دو تهاجم بیان کنند. رمان زمین سوخته اثر احمد محمود جزو اولین آثار ادبی است که به حمله عراق به ایران پرداخته است. از سوی دیگر، رمان فهرس اثر سنان أنطون به قصد فراموش نشدن عراق قبل از جنگ آمریکا و زنده نگهداشتن آن در یادها با شیوه روایی جدید نوشته شده است. در پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی، مضامین مشترک این دو رمان بررسی شد. توصیف خرابی ها و ویرانی هایی که در پی حمله دشمن به وجود آمده، بیان رنج و درد و اضطراب و ترس مردم، انتقاد از سیاست مداران و دولتیان، انتقاد از سیاست های استعماری آمریکا، دشمن ستیزی و دعوت به مبارزه و ایستادگی در مقابل فتنه های دشمن، از مضمون های مهم این آثار است.
اثرگذاری شگردهای روایی در تعامل با مخاطب و بهبود کیفیت القای مفاهیم آموزشی و تربیتی در داستان قلب زیبای بابور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات کودک و نوجوان، افزون بر ایجاد لذت و سرگرمی، ارتقای ذهنی و تفکر انتقادی خواننده موجب می شود. جمشید خانیان از نویسندگان برجسته ی ادبیات کودک و نوجوان در ایران با بهره گیری از شگردها و تکنیک های روز نویسندگی در آثار خود به انتقال و القای مفاهیم آموزشی و تربیتی کودک و نوجوان کمک کرده است. در این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی به شگردهای داستانی برای آموزش و تربیت مخاطبان در داستان قلب زیبای بابور از این نویسنده پرداخته شده است. بررسی ها نشان می دهد در این داستان، ابتدا با بهره گیری از عناصر گوناگون چون گفت وگو با مخاطب، بالابردن اعتمادبه نفسِ او و اظهارنظر بدون قطعیت، بستری امن، برای آموزش و تربیت مخاطب فراهم شده است. سپس راوی با شگردهای روایی همچون پرسیدن نظر مخاطب، بهره گیری از زمینه های فرهنگی مشترک، رفع ابهام، تأکید، آموزش از طریق نمادها یا مفاهیم متقارن و گاه متضاد، تعلیق و... مخاطب را در تولید و تداوم روایت با خود همراه می کند و مفاهیمی چون: اهمیتِ دانستن و کسبِ آگاهی ، شیرینیِ کنجکاوی، کسب راهکارهایی برای رسیدن به پاسخ پرسش ها، سودمندی راهنمایی گرفتن از بزرگان و مهم تر از همه شگردهای داستان نویسی و... را به مخاطب آموزش می دهد. همچنین چند راوی داشتنِ داستان و آزادی مخاطب برای پیش بینی پایان داستان، بیانگر توجه به مخاطب و شکستن قدرت راوی است. بنابراین خانیان موفق شده است در این اثر داستانیِ تکنیکال، با ایجاد رابطه ای دوسویه بین راوی و مخاطب و سهم دهی به مخاطب، مفاهیم ارزشمندی را آموزش دهد.
تجلی فرهنگ و ادب فارسی در شعر معاصر عربی (مورد مطالعه: اشعار نزار بنی المرجه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
91 - 104
حوزههای تخصصی:
فرهنگ و ادب عربی و فارسی در گذر دوره های مختلف تاریخی، به دلیل ارتباطات فراوان مردمان این دو سرزمین با یکدیگر، تعامل زیادی با هم داشته اند. اثر پذیری شاعران ایرانی و عرب از فرهنگ و ادبیات یکدیگر، از نمایان ترین جلوه های این تعامل است. نزار بنی المرجه، از شاعران معاصر سوری است که تحت تأثیر این تعامل ادبی، رنگ و بوی فرهنگ و ادب فارسی را در اشعار خود نمایان کرده است. وی در سروده های خویش، از شاعران ناموری چون سعدی، حافظ و خواجوی کرمانی به نیکی یاد کرده و به توصیف برخی از شهرها و مکان های تاریخی و باستانی ایران پرداخته است. نگارندگان در این پژوهش، به روشی توصیفی-تحلیلی، به بررسی شخصیت ها و مکان های ایرانی در شعر نزار بنی المرجه پرداخته و از تأثیرپذیری این شاعر سوری از فرهنگ و ادب فارسی سخن به میان آورده اند. همچنین پربسامدترین نمادهای ادب فارسی را در اشعار او شناسایی و تحلیل کرده اند. فرهنگ و ادب فارسی، به دلیل غنا و بار معنایی فراوان خود، از مرزهای جغرافیایی کشور ایران گذشته، با احساسات لطیف شاعر معاصر عرب درآمیخته و در قالب سروده های زیبا تجلّی یافته که اشعار نزار بنی المرجه، مصداق بارز این تأثیرپذیری و تعامل فرهنگی است.
واکاوی تطبیقی واژگان دخیل فارسی در ادب عربی منظوم خراسان (قرن چهارم و پنجم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
63 - 90
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ، ملّت ها و اقوام مختلف به واسطه همجواری جغرافیایی، مبادلات تجاری و نیز برخی شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر آنها، به ناچار با یکدیگر ارتباط داشته و این روابط و پیوستگی به مرور زمان تا بدان جا تعمیق یافته، که پیوندهای ناگسستنی فرهنگی و خانوادگی را به دنبال داشته است. طبیعی است که این امر، بر زبان و ادبیّات مردم علی رغم تفاوت های فرهنگی و ملّی، تأثیر گذارده و تنوّع در گفتار و واژگان را رقم زده است. علاوه بر این، اهتمام حکومت ها به علم و دانش، وجود علما و ادبا و محافل مختلف ادبی، عامل دیگری بر امتزاج فرهنگی به ویژه، عرصه واژگانی و گفتاری بوده و روشن است که در چنین فضایی و تأثیرات متقابل دو زبان بر یکدیگر، راه برای ورود واژگان دخیل را هموار نموده است. این پژوهش کوشیده است با دسته بندی واژگان معرّب در ده موضوع مرتبط و با روش توصیفی و تحلیلی به واکاوی مسأله بپردازد و در مجموع سی واژه دخیل که بیشترین بسامد را در ادبیات منظوم شعرای عربی سرای خراسان داشته، مورد بررسی قرار دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد که شعرای تازی گوی خراسان در دو قرن چهارم و پنجم توانسه اند با وارد کردن واژگان دخیل فارسی در ادب عربی غنای فرهنگی این زبان را برجسته جلوه داده و میزان نفوذ فرهنگ و ادب ایرانی را در دیگر زبان ها، به ویژه عربی به نمایش گذارند که این امر را می توان نوعی ابتکار ادبای خراسان در احیای فرهنگ فارسی و هویت بخشی به اصالت زبان ایرانی دانست.
واکاوی دلالت رنگ سبز در شعر أمل دنقل و قیصر امین پور با تکیه بر رمزگان زیبایی شناختی پی یر گیرو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
155 - 179
حوزههای تخصصی:
نشانه شناسی پی یرگیرو به عنوان یک نظریه گفتمان محور، نشانه های زبانی را در متن بر اساس رمزگانی که بدان ها تعلق می گیرد مورد واکاوی قرار می دهد. رمزگان زیبایی شناختی در الگوی گیرو بر اساس نشانه های القائی در شعر که با خیال و عواطف انگیخته شده سرو کار دارد لذا به نشانه های چند معنایی و مبهم، که ذهن و روان انسان با آن مواجه است، چهارچوب مشخصی می دهد که در این حالت تحلیل گر با نشانه هایی روبه رو است که به شکل نظامی در آمده اند. رنگ سبز از جمله نشانه هایی القائی و انگیخته شعری در شعر قیصرامین پور و أمل دنقل دو شاعر نامی عربی فارسی است که با خلق فضای تخیّل آمیز و ایجاد تقابل های دوگانه سبب زیبایی و تضمن معنایی وبعضا چند معنایی می شود. از این رو مقاله حاضر می کوشد تا با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی دلالت رنگ سبز را در شعر أمل دنقل و قیصر امین پور به عنوان یک نشانه زبانی چند لایه در سایه رمزگان زیبایی شتاسی پی یر گیرو تحلیل کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که رنگ واژه سبز در آراء دو شاعر از اهمیت ویژه ای برخودار است و در مواردی از این رنگ به عنوان نماد عواطف و احساسات قلبی و همینطور عنصر معنوی و قدسی یاد می کنند. با توجه به معنای اصلی رنگ سبز به عنوان نماد طبیعت، هر دو شاعر در مقام مقایسه بین روستا و شهر، ضمن برتری دادن روستا بر شهر، آرامش و آسایش را از جمله نشانگان رنگ واژه سبز قلمداد می کنند.علاوه بر این رنگ واژه سبز درآثار مورد مطالعه نماد زندگی، امید، باروری، تازگی و زنده دلی است که هر کدام برای بیان مقاصد و افکار منحصر به فردی در قالب «خیزش و زایش»ارائه گردیده است.
«خوانش تطبیقی دو نمایشنامه «سیاوش و سودابه» و« از خون سیاوش» با استفاده از نظریه تراروایت ژرار ژنت»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبیات تطبیقی دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۳)
125 - 146
حوزههای تخصصی:
برگرفتگی از گذشته و بازتاب معاصر آن در متون جدید برای حفظ پیوستگی میان انسان هایی که روایت جزئی جدانشدنی از زندگی شان است، همواره و در میان تمام ملل مورد توجه بوده است. با بررسی و مطالعه تاریخ ادبیات نمایشی ایران و جهان در می یابیم که نحوه استفاده و نمود متون کهن در این آثار، غالبا از طریق اقتباس های ادبی صورت پذیرفته است. در میان متون ایرانی نیز آنچه توجه را جلب می کند، استفاده مکرر از داستان های شاهنامه و اقتباس از آنها در نگارش متون جدید است. این پژوهش به صورت موردی به مطالعه دو اقتباس صورت پذیرفته از داستان سیاوش خواهد پرداخت که کمتر مورد توجه قرار گرفته اند: سیاوش و سودابه که توسط گئورگ دارفی، نویسنده ارمنی الاصل، و از خون سیاوش که توسط محمود کیانوش، نویسنده ایرانی، به نگارش در آمده اند. این اقتباس ها به صورت انفرادی تحلیل و سپس به صورت کلی و به کمک تحلیل تراروایتی-بیش متنی ژرار ژنت مورد بررسی قرار خواهند گرفت. آنچه در انتها توجه ها را به سمت خود جلب می کند، خوانش امروزی تفاوت ها، شباهت ها و ظرفیت های دو متن فارسی و ارمنی است که با رویکردهایی مختص به خود، دست به اقتباس از متنی واحد و در قالبی واحد زده اند که نگاهی دوباره به آنها می تواند برای خلق متون جدید نیز راهگشا باشد.
بررسی قوت ها و ضعف های مدل های زبانی بزرگ در تحلیل متون عرفانی (مطالعه موردی نی نامه مولوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه هوش مصنوعی نقشی پررنگ و گسترده در پژوهش ایفا می کند، اما به کارگیری این فناوری در تحقیقات ادبی، به ویژه متون عرفانی که ذاتاً پیچیدگی ها و ظرافت های خاص خود را دارند، دشوار و شاید غیرممکن به نظر برسد. ازاین رو، پژوهش حاضر بر آن است نقاط قوت و ضعف هوش مصنوعی را در فهم متون عرفانی ارزیابی کند. بدین منظور، توانایی سه مدل زبانی بزرگ شامل ChatGPT، Google Gemini و Claude در تحلیل و تفسیر متون عرفانی فارسی، با تمرکز بر نی نامه مولانا، بررسی شد. نی نامه به دلیل مفاهیم نمادین، استعاره های پیچیده و لایه های معنوی عمیق، به مثابه معیاری برای سنجش توان ادراکی این مدل ها انتخاب شد. روش پژوهش به صورت کیفی و با طرح دو پرسش انجام گرفت: درک و تفسیر تک تک ابیات نی نامه و برداشت کلی از مفاهیم این اشعار. نتایج این پژوهش نشان می دهد که مدل های زبانی بزرگ در ارائه معانی تحت اللفظی عملکرد خوبی دارند؛ اما در درک استعاره ها، مفاهیم نمادین و زمینه های فرهنگی، ادبی و تاریخی متن با چالش هایی جدی روبرو هستند. افزون بر این، این مدل ها در فهم ارتباطات عمودی ابیات و شگردهای بلاغی همچون ایهام و جناس ناتوان هستند. درنهایت، این مقاله ضمن تأکید بر نقاط قوت این مدل ها مانند سرعت تحلیل متون، بر لزوم بهبود آنها ازطریق آموزش با داده های تخصصی عرفانی و همکاری میان متخصصان هوش مصنوعی و پژوهشگران ادبی تأکید می کند. این پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی می تواند به عنوان ابزاری مکمل برای تسهیل درک ادبیات عرفانی به کار گرفته شود؛ اما برای دستیابی به تحلیل های عمیق تر نیازمند بهینه سازی های جدی است.
ناهمترازی تشبیهات در داستان های معاصر فارسی و عربی (با تأکید بر آثار مستور، پیرزاد، الراهب و بیطار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
1 - 23
حوزههای تخصصی:
از آغاز شکل گیری فمنیسم، به ویژه در شاخه زبانشناسی آن بر ماهیت ذاتی«زبان» و نسبت آن با جهان و گفتمان «مردسالارانه» تأکید می شود و یکی از راه های برون رفت از معضل در حاشیه بودن زنان را، فاصله گرفتن از زبان مردانه و پایه ریزی سبک و زبان زنانه می دانند. منتقدان فمنیست، ایده تفاوت زبان زنانه از زبان مردانه را مطرح کرده اند. در این نوشتار، صحّت و سقم این ادّعا، با هدف سنجش تشبیهات نویسندگان زن و مرد در دو زبان فارسی و عربی(در داستان ها) با توجّه به عامل «جنسیّت» بررسی شده است. به این منظور، از چهار نویسنده مشهور مرد و زن ایرانی و سوری آثاری انتخاب شده و تشبیهات آن به روش توصیفی تحلیلی از منظر همگرایی و واگرایی در تناسب با جنسیت نویسنده بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد تشبیهات جنسیت زده در آثار مستور، پیرزاد و بیطار پرکاربرد است؛ به علاوه، تشبیهات همگرا با جنسیت نویسنده، درآثار مستور و پیرزاد دیده می شود. در مقابل، الراهب و بیطار در کاربرد تشبیهاتی که از زبان شخصیت مرد در داستان بیان می شود، کنشی واگرایانه داشته و از جنسیت خود فاصله گرفته اند. در مجموع در صورتی که نام پیرزاد و مستور از کتابشان حذف شود، مخاطب می تواند با تمرکز بر ساخت و کاربرد تشبیهات، جنسیت نویسندگان را حدس بزند.
تبیین صورت بندی ساختاری قالی های محرابی مغولان هند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۸
9 - 30
حوزههای تخصصی:
هنر اسلامی در هندوستانِ عهد مغول به واسطه کارگاه های منسجم سلطنتی و با نظارت و حمایت دربار تعالی یافت. فرش بافی در این عهد با حُسن توجه پادشاهان، در ایالت های سلطنتی هند رونق گرفت. ازاین رو برخی تولیدات کارگاه های بافندگی فرشِ مبتنی بر ساختار قالی های محرابی، نسبت به نظایر خود در دیگر ممالک اسلامی (ایران و ترکیه)، از تمایزات بصری قابل تأمل برخوردار هستند. هدف از ارائه این پژوهش، معرفی انواع قالی های محرابی تولیدشده در دوره حاکمیت مغولان هندوستان است. این مقاله به روش توصیفی-تحلیلیِ مبتنی بر منابع مکتوب و تصویری کتابخانه ای و با شیوه تحلیل مضمون، به این پرسش پاسخ می دهد که وجوه بصری مشهود در قالی های محرابی مغولان هند شامل چه محورهایی است. نتایج حاصل از روند پژوهش، معرفی دو شکل متفاوت از محراب در نمونه های مطالعاتی بود. همچنین حاکمیت نقوش گیاهی (ختایی) و هندسی به صورت آرایه های تزیینی در فضاهای مختلف قالی ها مسجل شد. به علاوه دو اصل تقارن و گوشه سازی در حاشیه ها برپایه شیوه های متقارن سازی تحلیل شد. افزون برآن، تناسبات متن و حاشیه مبتنی بر عرض حاشیه هر فرش، در موارد قابل بررسی ارزیابی شد. با بررسی محورهای یادشده محرز شد که نمونه های هندی به واسطه کاربست نوع نقش مایه ها، عمدتاً کارکرد تزیینی داشته اند و اهداف مذهبی از تولید آن ها، به استثنای محرابی های چندگانه (صف ها)، کمتر مورد توجه بوده است.
کانون های ادبی هند در قرن دهم هجری قمری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۸
49 - 64
حوزههای تخصصی:
مورخان تاریخ ادبیات سنّتی وقتی درباره زبان و ادبیات فارسی در هند سخن می گویند، با دقت و جزئیات به کانون های ادبی و تفاوت و شباهت آن ها در شبه قاره توجه نکرده اند و اغلب به صورت کلی به موضوع کانون های ادبی پرداخته اند. بر همین اساس، این مقاله با تمرکز بر متغیر «کانون ادبی» بنا دارد به تعیین و تعریف کانون های ادبی شبه قاره در قرن دهم هجری که شاعران و نویسندگان ایرانی در تأسیس و گسترش آن ها نقش اساسی و تأثیرگذار داشته اند، بپردازد. با بررسی تذکره های فارسی و نیز منابع دست اول تاریخی، به این نتیجه رسیدیم که در بازه زمانی مذکور، دست کم چهار کانون ادبی، قابل تشخیص است: کانون ادبی احمدنِگَر، کانون ادبی بیجاپور، کانون ادبی گُلکَنده و کانون ادبی آگره. ما همچنین مشخص کردیم که ادیبان مهاجر از کدام شهرهای ایران به این کانون ها مهاجرت کرده اند و در هر کانون ادبی به چه جایگاه و منزلتی دست یافته اند و نیز تصویری عمومی از اوضاع هر کانون ارائه داده ایم. در بررسی مقایسه ای پایان مقاله، کانون های یادشده با یکدیگر مقایسه شده اند.
شعر حافظ و سعدی و شاب ظریف در پرتو بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
149 - 175
حوزههای تخصصی:
تحلیل و مقایسه متون با یکدیگر در حوزه نقد و نظریه یکی از روش های جدید و کاربردی تحقیق به شمار می رود، در این راستا نظریه بینامتنیت بسیار مورد توجه منتقدین آثار کلاسیک و جدید است که با ادبیات تطبیقی نیز ارتباط تنگاتنگی دارد، عمده ترین مسأله در نظریه بینامتنیت کشف شباهت های متون است و دانشمندان این نظریه معتقدند که متن نظامی بسته نیست و متون در حال گفت وگو با یکدیگر هستند و هیچ متنی بدون پیش متن به وجود نیامده و هر متنی بر پایه متون پیشین خلق شده است، از این رو تطبیق متون ادبی ملل گوناگون ممکن است سبب کشف مضامین مشترک میان آثار شاعران و نویسندگان با یکدیگر شود. یکی از شعرای غزل سرای عرب که در قرن هفتم می زیسته، شاب ظریف است که معاصر با سعدی و متقدم بر حافظ است. اصلی ترین مضمون در دیوان او عشق و بیان احوال عاشق و معشوق است. اشعار او شباهت های مضمونی گوناگونی با غزلیات حافظ و کلیات سعدی دارد که شامل مواردی مانند نصیحت ناپذیری عاشق، وفای عهد، اشک ریزی عاشق، دیدار عاشق و معشوق، فراق و... است. از این روی در این جستار با بهره جستن از نظریه بینامتنیت کریستوا به تحلیل و بررسی برخی از موارد قرابت و تشابه مضامین شاب ظریف با کلیات سعدی و حافظ پرداخته و نمونه هایی از وحدت و تقارب مضامین آنان را بیان کرده ایم.
عرفان و جهان پسامدرنیستی؛ تحلیلی ازبازنمایی امر معنوی در رمان تاریخ سری بهادران فرس قدیم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باوربه جهان معنا ازدل مشغولی های دیرین انسان بوده است. با وجود تحولات اجتماعی و معرفتی عمیق در عصر مدرن و پسامدرن، انسان همچنان به جهان رازناک، فراسوی امر واقع، نظر دارد. هنر ادبیات پسامدرنیستی با توجه به تفاوت های بنیادین، به بازنمایی امرمعنوی نیزگوشه چشمی دارد. رمان های پسامدرن، عرصه مناسبی برای طرح این پرسش اساسی هستند که درجهان پسامدرن داستانی، امرمعنوی به چه کیفیتی بازنمود داده می شود و چه سویه ها و ابعادی به خود می گیرد؟ هدف از پژوهش حاضر به روش تحلیلی توصیفی، تحلیل محتوای کیفی متن با روشی مبتنی بر استقرا و ناظر بر متن است. رمان «تاریخ سری بهادران فرس قدیم» علی رغم وجود مؤلفه های عرفانی و غایت مندی دینی، با پایان باز، سلوک خیالی بهادر(ان) و سپردن راه معنوی او و دیگرسالکان در هدفی نامعلوم، به یکدیگر گره زده شده است. رجوع به انسان برای رهایی ازرنج ها و سرگشتگی ها ی وجودی به عنوان تنها تکیه گاه او، درقالب بازگشت به سوی استاد درمسیربی انتهای سلوک، ذهن خواننده رابه سوی نگرش انسان مدارانه و عرفان سکولار رهنمون می سازد.
بررسی مقولات فرهنگی درترجمه عربی داستان کوتاه جشن فرخنده جلال آل احمد براساس نظریه نیومارک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
129 - 147
حوزههای تخصصی:
ترجمه متونی که واژه ها، اصطلاحات عامیانه و مسائل فرهنگی، اجتماعی و... زبان مبدا را در خود جای داده است، نیازمند مطالعه فراوان وآگاهی مترجم است؛ زیرا ترجمه این متون با چالش هایی همراه است. با نقد ترجمه ها می توان برخی مشکلات ترجمه این متون را برطرف نمود. نظریه ای که در این جستار برای نقد مقولات فرهنگی در ترجمه به کارگرفته شده ، نظریه نیومارک است. در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به نقد ترجمه عربی داستان کوتاه جشن فرخنده از مجموعه پنج داستان نوشته جلال آل احمد براساس نظریه نیومارک پرداخته شده است. در این ترجمه از هجده راهکار پیشنهادی نیومارک در ترجمه عناصر فرهنگی، معادل فرهنگی از بسامد بالایی برخورداراست و ازمقولات فرهنگی معرفی شده درنظریه مذکور، فرهنگ مادی، بیش ترین نمونه را درترجمه یاد شده دارد. نکته قابل ذکر این است که مترجم در ترجمه بعضی عناصر فرهنگی، گاهی به نوشتن معادل های اشتباه روی آورده است که در پژوهش پیش رو با توجه به نظریه نیومارک برای ترجمه بعضی از این عناصر، ترجمه هایی پیشنهاد شده است. نتایج با کمک جدول و نمودار نمایش داده شده است.
معرفی کتاب مجمع النّوادر و بررسی محتوایی آن (اثری از میراث داستانی شبه قاره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۸
303 - 324
حوزههای تخصصی:
مجمع النّوادر مجموعه ای است از حکایات فارسی و گاه عربی که ملک القضات صدر جهان فیض اللّه بنیانی/بنبانی، از صاحب منصبان حکومت گجرات، آن را در سال 903ق. نوشته و به محمودشاه بیگرّا، پادشاه گجرات (حک .863 – 917)، پیشکش کرده است. مؤلّف حکایات را از منابع مختلف فارسی و عربی گردآورده و با افزودن دیده ها و شنیده های خود، کتاب را در یک مقدمه، چهل فصل و یک خاتمه تدوین کرده است. از این اثر شش نسخه شناسایی شده که چهار نسخه آن به دست آمده است. یکی نسخه محفوظ در کتابخانه دانشگاه پنجاب است که در 930ق. کتابت شده و قدیمی ترین نسخه ای است که دستیاب شده است؛ دیگری نسخه کتابخانه مجلس شورای اسلامی است که احتمالًا در قرن 11یا 12ق. کتابت شده؛ سومی نسخه محفوظ در کتابخانه آصفیه هند که تاریخ کتابت آن احتمالًا قرن 12یا 13ق. است و چهارمی نسخه کتابخانه نورعثمانیه ترکیه که تاریخ کتابت آن1025ق. است. در این مقاله ضمن بررسی محتوایی و ساختاری کتاب، مؤلّف اثر و دیگر آثار او، منابعش در تألیف کتاب، مهدی الیه، محل تألیف و دستنویس های اثر معرفی شده اند.
بررسی تطبیقی رمان های محمد سناجله و لیلا صادقی از منظر ادبیات دیجیتال (با تکیه بر رمان های شات، صقیع، اگه اون لیلاست پس من کی ام؟ و وقتم کن تا بگذرم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
47 - 68
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین گونه های ادبی جدید «رمان رئالیستی دیجیتال» است که از داده های دیجیتالی، اطلاعاتی و تکنیک های فن آوری برای ساختن کالبد روایی و محتوایی بهره گرفته است. این گونه ادبیِ جدید در پرتو واقعیت دیجیتال مجازی و مسائل انسان معاصر به دگرگونی هایی می پردازد که فرد را برای عبور از دنیای واقعی به دنیای مجازی همراهی می کند. محمد سناجله در ادبیات عربی و لیلا صادقی در ادبیات پارسی به این گونه جدیدِ روایی نظر داشته و آثاری را در این زمینه خلق کرده اند. هدف از انجام این پژوهش واکاوی انگیزه های نویسندگان یاد شده در پرداختن به این گونه جدید ادبی و یافتن نقاط اشتراک و تفاوت آثار آنهاست. مهم ترین نتایج این جستار که با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد تطبیقی به مقایسه رمان های مذکور می پردازد، حاکی از آن است که در این رمان ها از نظر ظاهر و محتوا و نیز انتقال انسان از دنیای واقعی به دنیای مجازی، با یکدیگر شباهت دارند؛ اما در نحوه به کارگیری این عناصر با یکدیگر تفاوت دارد. به عنوان مثال سناجله از سه نوع تصویر یعنی تصویر متحرک همراه با صدا، تصویر ثابت همراه با صدا و تصویر ثابت بدون صدا بهره گرفته است، حال آنکه لیلا صادقی، تنها از نوع سوم؛ یعنی تصویر ثابت و بدون صدا بهره گرفته است.
بررسی و مقایسه سیمای پیامبران در غزلیات امیر خسرو دهلوی و بیدل دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۸
65 - 86
حوزههای تخصصی:
شاعران فارسی زبان باتوجه به آموزه ها و تعالیم مقدس دین اسلام، با علوم قرآنی آشنا شده و مضامین وحیانی را در اشعار خود آورده اند. یکی از مضامین حائز اهمیت در شعر فارسی که به طور گسترده شاهد کاربرد آن هستیم، داستان پیامبران و مضامین برگرفته از قرآن و کتب تاریخی و دینی است که در آثار و اشعار شاعران نمود پیدا کرده است. امیرخسرو دهلوی و بیدل دهلوی، دو شاعر شاخص و صاحب سبک، در فاصله زمانی چهار قرن از همدیگر زیسته اند. شعر این دو شاعر از جهات مختلف قابل بررسی است. یکی از موارد قابل پژوهش و مقایسه، بازتاب داستان پیامبران در غزلیات این دو شاعر است که اِشراف و بهره گیری آنان را نسبت به تلمیحات و اشارات قرآن و قصص انبیا و دیگر کتب دینی و تاریخی، در نگرش عاشقانه و عارفانه نشان می دهد. هدف این پژوهش آن است که بازتاب سیمای پیامبران و مضامین و اشارات وحیانی و قرآنی را در غزلیات امیرخسرو و بیدل، به شیوه تحلیل محتوا و با رویکرد کتابخانه ای مورد بررسی قرار دهد و ضمن ارائه بسامد و میزان کاربرد نام و القاب پیامبران در قالب نمودار، آگاهی دو شاعر نسبت به مضامین و نحوه بیان، ذوق و هنر آنان را نشان دهد.
تحلیل تطبیقی ساختار شخصیت ورونسکی، سیدمیران، لئون و رودلف بر اساس روانکاوی فروید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
20 - 39
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو با رویکرد تحلیلی – تطبیقی بر مبنای روانکاوی فروید در بخش ساختار شخصیت، کشمکش های روحی و روانی شخصیت های مرد نابهنجار رمان های شوهرآهوخانم، آناکارنینا و مادام بواری را بررسی می نماید، این رمان ها در موضوع، درونمایه، شیوه بیان و روایت شباهت دارند؛ بنابراین روانکاوی شخصیت های ضد قهرمان در این رمان ها مساله ی اصلی این پژوهش است. یافته ها نشان می دهد که شخصیت های ضد قهرمان (مرد و نابهنجار) در هر سه رمان در مسیر حرکت خطی داستان تا انتها به گونه ایی عمل می کنند که تحت سیطره وجه نهاد قرار دارند و در راستای برآورده کردن وجه نهاد باعث روانپریشی خود و اطرافیان و نیز فروپاشی کانون خانواده می شوند. سیدمیران با سه شخصیت دیگر، یعنی؛ لئون و رودلف در رمان آناکارنینا و ورونسکی در رمان مادام بوواری کمی متفاوت است. دلیل این تفاوت متاهل بودن سیدمیران است. موضوع و درونمایه ی هر سه رمان با این که در دو فضای متفاوت جامعه شرقی و غربی رخ می دهد، خیانت و فروپاشی خانواده است. به دلیل غلبه وجه نهاد، اضطراب روان نژندی و همچنین اضطراب اخلاقی در ساختار شخصیت این افراد مشاهده می شود. به دنبال این اضطراب ها اغلب مکانیسم های دفاعی در هر چهار شخصیت نشان داده می شود.
ارزیابی ترکیب مدل های زبانی و روش های دسته بندی برای بهبود طبقه بندی نثرهای ادبی کلاسیک فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طبقه بندی متون فارسی، به ویژه نثرهای ادبی کلاسیک که سرشار از ساختارهای زبانی پیچیده و لایه های معنایی عمیق هستند، یکی از چالش های کلیدی در پردازش زبان طبیعی[1]محسوب می شود. این پژوهش با هدف ارزیابی روش های مختلف یادگیری ماشین و مدل های زبانی گوناگون برای طبقه بندی موضوعی نثرهای ادبی فارسی انجام شده است. در این مطالعه افزون بر شیوه های رایج طبقه بندی (مانند استفاده از مدل های از پیش آموزش دیده مانندmBERT،ParsBERT و RoBERTa)، از رویکردهای نوآورانه ای نیز بهره گرفته شده است. این رویکردهای نوین شامل ترکیب تعبیه سازی[2]های دو مدل با هم یا استفاده از توکن های عددی استخراج شده از یک مدل برای طبقه بندی با مدل دیگر هستند که با هدف بهینه سازی عملکرد و تجزیه وتحلیل نتایج به کار رفته اند. همچنین، تکنیک های سنتی تعبیه سازی همچون TF-IDF، Bag of Words و FastText به کار گرفته شدند و برای ارزیابی عملکرد، بردارهای استخراج شده به مدل های متنوع طبقه بندی، ازجمله مدل های شبکه عصبی بازگشتی LSTM و GRU و همچنین مدل های طبقه بندی برداری (مانند SVM[3] ،Random Forest و Logistic Regression) ارائه شدند. نوآوری این پژوهش در ترکیب تعبیه های مدل های ترنسفورمری با یکدیگر و با بردارهای ویژگی دیگر یا طبقه بندی آن ها با مدل های طبقه بندی برداری است که نتایج به دست آمده، بهبود معنادار معیارهای صحت، بازخوانی و امتیاز F1 را نشان می دهد. این رویکرد، افزون بر بهبود طبقه بندی متون فارسی، امکان شناسایی الگوهای زبانی و معنایی در نثرهای کلاسیک فارسی را فراهم می کند. همچنین، این پژوهش می تواند نقش مدل های زبانی و الگوریتم های یادگیری ماشین را در مطالعات ادبی گسترش دهد و آن ها را با نیازهای خاص متون ادبی سازگارتر و ازنظر عملکرد، دقیق تر از روش های پیشین سازد. [1]. NLP [2]. Embedding [3]. Support Vector Machine