ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۱۷٬۰۴۰ مورد.
۲۱.

تبیین رابطه خدا با انسان در آثار منظوم و منثور ملاصدرا و اسپینوزا: از فلسفه تا ادبیّات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۲ تعداد دانلود : ۲۴۶
اسپینوزا و ملاصدرا، از جمله فیلسوفان برجسته ای هستند که با رویکردهای متفاوت به مسئله شناخت مستقیم خداوند پرداخته اند. یکی از نقاط تمایز مهم در اندیشه اسپینوزا و ملاصدرا، مفهوم بی نهایت و ذات در فلسفه آنهاست. اسپینوزا، که به شدت تحت تأثیر عقل گرایی و ماتریالیسم فلسفی بود، معتقد است که دانش بی واسطه تنها از طریق شناخت نسبی امکان پذیر است و حقیقت این نوع معرفت در ارتباط آن با نسبیت نهفته است. در مقابل، ملاصدرا که به سنت فلسفی اسلامی تعلق دارد، بر این باور است که شناخت مستقیم خداوند محدود به ذات و وجود مخاطب است و این شناخت، فراتر از هر گونه ادراک حسی و عقلانی، در سطحی از وجود تحقق می یابد که بالاترین مرتبه دانش و معرفت محسوب می شود. نویسنده در این پژوهش با شیوه اتوصیفی - تحلیلی به بررسی ارتباط خدا با انسان از دیدگاه ملاصدرا و اسپینوزا پرداخته است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که از منظر ملاصدرا، علم بی واسطه به خداوند یک معرفت وجودی است که بر اساس وحدت وجود و شناخت مستقیم از طریق حضور و شهود به دست می آید.. در مقابل، اسپینوزا بر این باور است که معرفت بی واسطه از طریق ادراک شهودی از یکپارچگی طبیعت با خداوند حاصل می شود. در نهایت، مقایسه دیدگاه های اسپینوزا و ملاصدرا نشان می دهد که هر یک از این دو فیلسوف، با توجه به نظام فلسفی خود، به نوعی شناخت بی واسطه خداوند رسیده اند که در نهایت، عالی ترین نوع دانش و معرفت را تشکیل می دهد و به نوعی نشان دهنده بالاترین سطح تعامل انسان با حقیقت الهی است.
۲۲.

بررسی تاثیر ادبیات داستانی بر یادگیری مهارت های بند نویسی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۰
بررسی تأثیر ادبیات داستانی بر یادگیری مهارت های بندنویسی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی مهارت نوشتن یکی از مهم ترین مهارت هایی است که عملکرد فراگیران در سایر دروس نیز از کیفیت آن تأثیر کیفیت آن می پذیرد. پیش نیاز نوشتن، کسب مهارت بندنویسی است که یادگیری آن در دوره ی ابتدایی تأکید شده است. به نظر می رسد استفاده از ادبیات داستانی و بسترهای موجود در آن بتواند در کسب این مهارت، مؤثر واقع شود. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ادبیات داستانی بر یادگیری مهارت های بندنویسی دانش آموزان پایه ی ششم ابتدایی صورت پذیرفت. روش انجام این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه ی دانش آموزان ششم ابتدایی مدارس منطقه ی یک شهر تهران و نمونه ی آماری شامل شصت نفر از دانش آموزان پایه ی ششم است که به صورت نمونه گیری تصادفی در دو گروه آزمایش (سی نفر) و گواه (سی نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش با بهره گیری از انواع ادبیات داستانی و گروه گواه به روش متداول به مدت ده جلسه آموزش دیدند. گردآوری داده ها با آزمون و چک لیست محقق ساخته ی مهارت های پایه و پیشرفته ی بندنویسی انجام شد. روایی ابزار را معلمان و اساتید تأیید کردند و پایایی آن با آلفای کرونباخ به دست آوردند. نتایج تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که ادبیات داستانی مهارت های بندنویسی دانش آموزان را در دو سطح پایه (989/10F=؛ 002/0 P=) و پیشرفته (086/21F=؛ 000/0P=) به طور معناداری افزایش داده است. بنابراین پیشنهاد می شود از ادبیات داستانی برای افزایش مهارت های بندنویسی و نوشتن دانش آموزان ابتدایی استفاده شود.
۲۳.

تحلیل جهان مطلوب بوستان سعدی بر اساس نظریه انتخاب ویلیام گلاسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۶ تعداد دانلود : ۴۲۴
از دیرباز، جهان مطلوب، به عنوان تصویری از جامعه مورد تأکید فلاسفه و دانشمندان قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل جهان مطلوب از دیدگاه گلاسر و بررسی تطبیقی آن با جهان مطلوب بوستان سعدی بود. این پژوهش، از نظر هدف، کاربردی؛ از نظر روش گردآوری داده ها، توصیفی؛ و از نظر ماهیت داده ها، کیفی بود. بر این اساس، ابتدا، از طریق روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار، آموزه های جهان مطلوب گلاسر استخراج شد. سپس، از طریق کدگذاری استقرائی و قیاسی به تحلیل اطلاعات اقدام شد. نتایج نشان داد، مدیریت و رهبری، مهربانی، اختیار و آموزش و یادگیری، عوامل جهان مطلوب گلاسر هستند. این عوامل، به ترتیب معادل باب های عدل و تدبیر و رای، احسان، رضا و در عالم تربیت بوستان سعدی هستند. بر این اساس، در یک چشم انداز کلی، نتیجه گیری شد، تلفیقی از دیدگاه سعدی و گلاسر برای تربیت در ساحت های شناختی، عاطفی، اخلاقی، جسمانی و اجتماعی به کار بسته شود.
۲۴.

بازآفرینی متون کلاسیک، روشی برای مقابله با استبداد؛ خوانش تطبیقی رمان روزگار دوزخی آقای ایاز و رمل المایه بر پایه نظریه لیندا هاچن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۹۱
این مقاله استدلال می کند که چگونه نویسندگان معاصر در بسیاری از جوامع شرقی که در شرایط خفقان و استبداد به سر می برند، با بازآفرینی متون ادبی کلاسیک به عنوان ابزاری مهم و کارآمد، به مقابله با استبداد می پردازند. این شگرد به خالقان ادبی در نقش منتقدان کنشگران اجتماعی امکان می دهد تا در پشت نقاب های کلاسیک، خود را از معرض خطر دور نگه داشته و با توجه به پیش زمینه های موجود فرهنگی برآمده از متون کلاسیک، پیام های سیاسی خود را به سهولت، در سطح گسترده و به طور مؤثر به مخاطبان عرضه بدارند. مقاله حاضر با تکیه بر نظریه اقتباس لیندا هاچن به بررسی این فرآیند در دو رمان از ادبیات ایران (روزگار دوزخی آقای ایاز از رضا براهنی) و الجزایر (رمل المایه از واسینی الأعرج) که هر کدام به ترتیب از تاریخ بیهقی و هزار و یک شب اقتباس شده، می پردازد و نشان می دهد که این شیوه، یعنی بهره گیری از روایت در کنش های سیاسی، یک رویکرد ادبی فراگیر در ادبیات کشورهای جهان سوم است که زیر یوغ استبداد توانایی بازنمایی شرایط جامعه را به طور مستقیم ندارد. نتیجه تحقیق نشان می دهد که نویسندگان با حفظ روح اصلی اثر به برجسته سازی و حذف پاره ای از عناصر و همچنین تغییر و تلاش برای بومی سازی و انطباق اثر با شرایط موجود در جامعه پرداخته اند. به طور دقیق، براهنی از استبداد بسته حکومت پهلوی در ایران با اقتباس از قصه استبداد سلطان محمود و واسینی از حرکت های بنیادگرایانه اسلامی در الجزایر با اقتباس از هزار و یک شب سخن گفته است.
۲۵.

ترجمان سکوت عرفانی از زبان هوش مصنوعی (مواجهه ربات چت جی پی تی با سکوت عرفانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۶۰
هوش مصنوعی به ربات هایی گفته می شود که توان اجرای وظایفی را دارند که برای اجرای آن کنش ها نیاز به هوش انسانی است. یکی از کارکردهای این ماشین های هوشمند -که گاه فراتر از هوش انسانی ظاهر می شوند- تحلیل و تفسیر متون است. از سویی، قلمرو عرفان، ساحتی است رازناک، مبهم و رمزآلود؛ و ورود به این اقلیم ملزوماتی را می طلبد که پژوهنده از داشتن هوش مناسب برای شناخت و پرداخت آنها ناگزیر است. جستار حاضر که با روش توصیفی-تجربی نوشته شده است، می کوشد تا با ارائه مطالبی حاوی «سکوت عرفانی» به مثابه داده ورودی به ربات مدرن « چت جی پی تی »، به سنجش و مواجهه پردازش های این ربات با موضوع یادشده بپردازد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که ربات چت جی پی تی از ساحت عرفانی متن و تفکیک آن از دیگر حوزه ها (ساحت غنایی، حماسی و...) شناخت کافی دارد؛ یعنی در تفسیرها، پس از پردازش داده ها و دریافت این نکته که متن به حوزه عرفان مربوط است، می کوشد تا آن را براساس مفاهیم عرفانی تجزیه و تحلیل کند. شناخت دقیق و درست اصطلاحات عرفانی، دیگر توانمندی ربات هوشمند است. همچنین، تسلط این ابزار هوشمند در فهم زبان رمزی، شناخت بُعد ادبی و لایه های زیرین متن که بیشتر در قالب نمادها نمود می یابند نیز درخور توجه است. با این توضیحات و ازآنجایی که هوش مصنوعی به مرور خود را تقویت و ترمیم می کند، چندان دور نیست که به دستیاری این ابزارهای مدرن و هوشمند، افق های نوینی در بحث پردازش و فهم متون عرفانی بر مخاطبان این حوزه گشوده شود.
۲۶.

تحلیل خالصةالحقایق فاریابی از «مقامات طریقت»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۵۸
محمود فاریابی در اواخر قرن ششم هجری کتاب دایره المعارف گونه خود را با عنوان خالصه الحقایق تألیف کرد. او در این اثر موضوعات متعددی را در دانش های گوناگون به تصویر می کشد و به تبیین دیدگاه های دیگران درباره موضوع مورد بحث می پردازد. در این پژوهش تلاش شده است تا افکار نویسنده درباره برجسته ترین «مقامات طریقت» (توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توکل و رضا) شناخته آید. پرسش های پژوهش به تحلیل دیدگاه نویسنده مبنی بر چیستی مفاهیم «مقامات طریقت» تمرکز می کند و رویکرد شناخت شناسی مؤلف را درباره موضوع حاضر از نظر می گذراند. این کار ضمن معرفی خالصه الحقایق در مضمونی ویژه، سبب آشنایی با رویکرد نویسنده و تعیین گفتمان غالب در تألیف کتاب می شود و شناخت دقیق تری نسبت به زمینه مسلط آن فراهم می آورد. روش پژوهش بر مبنای رویکرد معرفت شناختی است. «مقامات طریقت» از منظر دقت های ویژه نویسنده و باتوجه به برخی از آثار منثور فارسی بررسی شد. نتایج نشان داد که هرچند فاریابی در بخش های سه گانه هر فصل از ابواب کتاب، نوعی هم ترازی را در نقل سخنان متشرعه و صوفیه پدید می آورد، اما درنهایت از میان مشرب های اخلاقی، کلامی، شرعی و عرفانی در مسیر گفتمان غالب می رود و تفسیر عرفانی از موضوعات مذکور را بر رویکردهای تشریحی دیگر مرجح می داند و تلاش های وی در تعیین دقیق ترین تعاریف «مقامات طریقت» از نظرگاه عارفان، بر همین معنی دلالت می کند.
۲۷.

دلایل و تأثیرات مهاجرت شعرای فارسی زبان به دربار گورگانیان هند در دوره صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۳۶۱
مهاجرت طبقات مختلف به ویژه گروه های فرهنگی به سرزمین های هم جوار ایران همچون عثمانی، ماوراءالنهر و هند، در دوره صفویه به ویژه با روی کار آمدن گورکانیان رونق گرفت. در این میان، حضور شعرای فارسی زبان از عوامل مهم رواج زبان و ادبیات فارسی در هند بود. دلایل گوناگونی چون اعتقادات مذهبی برخی از سلاطین صفوی، عدم توجه به شعر و اشعار بزمی توسط برخی از سلاطین صفوی و از طرف دیگر، علاقه و اهتمام دربار گورکانی به ادبیات و شعر فارسی را از دلایل مهاجرت شعرای فارسی زبان به دربار گورکانیان هند دانسته اند. این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی و برمبنای مطالعه کتابخانه ای با رویکرد تاریخی و با طرح این سوال که این مهاجرت ها چه دلایلی داشته و چه تأثیراتی بر ساختار جامعه ایران (عصر صفوی) و هند( دوره گورکانی) نهاده، به بررسی دلایل مهاجرت و مهم تر از آن، تأثیرات این جریان فرهنگی در جامعه صفوی و گورکانی می پردازد. نتیجه بررسی نشان می دهد مؤلفه های جذبی و دفعی به موازات یکدیگر در تسریع روند مهاجرت شعرا نقش داشته اند. بااین حال در بررسی تأثیرات این مهاجرت ها بر ساختار دو جامعه یادشده، بیشترین تأثیرگذاری این جریان، حول موضوعات فرهنگی و اجتماعی است. نتیجه نهایی مقاله توجه به مؤلفه های فرهنگی به عنوان حلقه مشترک دلایل و تأثیرات مهاجرت شعرای صفویه به دربار گورکانیان هند است.  
۲۸.

بررسی تطبیقی مؤلفه های گوتیک در مجموعه داستان های حکایه الغرفه 207 و سرطان جن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۲۴۴
رویکرد سبک گوتیک در هنر و ادبیات ، پرداختن به موضوعاتی؛ مانند وحشت، هراس و دلهره است. این سبک در داستان نویسی با استفاده از شخصیت های عجیب و غریب و با تلفیق عناصر رازآلود با خشونت و به نمایش گذاشتن تصاویر جنایت و محیط های متروکه و خالی از سکنه جایگاه قابل توجهی پیدا کرده است. احمد خالد توفیق (1962-2018م) و رامبد خانلری (1362ش) دو رمان نویس معاصر عربی و ایرانی هستند که آثاری داستانی در حوزه گوتیک به رشته تحریر درآوردند. مجموعه داستانی حکایه الغرفه 207 (2008م) از احمد خالد توفیق شباهت های قابل توجهی در محتوا و ساختار با مجموعه داستانی سرطان جن (1397ش) خانلری دارد. هدف این پژوهش بررسی تطبیقی مؤلفه های گوتیک در مجموعه داستان های حکایه الغرفه 207 و سرطان جن است. نتایج حاکی از آن است که اصلی ترین مؤلفه های مشترک گوتیک در مجموعه داستان های حکایه الغرفه 207 و سرطان جن به ترتیب اهمیت عبارت است از: شخصیت پردازی، فضای رمزآلود، رخدادهای غیرقابل باور، تسخیر و خشونت. کمیت استفاده از این مولفه ها در هر دو اثر نشان از توجه مشابه هر دو نویسنده به این مولفه ها دارد با این تفاوت که در داستان های حکایه الغرفه 207در بخش شخصیت پردازی و فضاسازی تعمق بیشتری در وحشت ذهن داشته و در مجموعه داستان سرطان جن مولفه خشونت بیشتر از تسخیر نمود داشته است.
۲۹.

ارزیابی دخل و تصرف در ترجمه کتاب صهیونیسم و خشونت بر اساس طرح نظام مند لمبرت و گورپ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۳۴
ترجمه، فرآیندی است مبتنی بر بازآرایی متن که در پرتو روش ها و سبک های ویژه ی مترجم، ممکن است ترجمه ای خاص نسبت به دیگر ترجمه ها مقبولیت افزون تری بیابد. پیوند ژرف و ناگسستنی ادبیات و فرهنگ فارسی و عربی، سبب پدیدار شدن انبوهی از متون ترجمه شده میان این دو زبان گردیده که بستری غنی برای پژوهش های ترجمه شناسی فراهم می آورد. کتاب « الصهیونیه و العنف من بدایه الاستیطان إلی إنتفاضه الأقصی » اثر عبدالوهاب المسیری، اندیشمند برجسته ی مصری و صهیونیسم پژوه، از مهم ترین آثار این نویسنده به شمار می رود که فصول چهارم تا هفتم آن توسط سیدعدنان فلاحی به فارسی ترجمه شده است. در گستره ی کنونی مطالعات ترجمه، نقد ترجمه بر آن است تا با سنجش ترجمه در قیاس با متن مبدأ، کیفیت آن را ارزیابی و عملکرد مترجم را واکاوی نماید. در این میان، الگوی خوزه لمبرت و هندریک فان گورپ با عنوان «مکتب دخل و تصرف یا دستکاری»، که در زمره ی مطالعات توصیقی ترجمه جای می گیرد، از الگوهای راهگشا محسوب می شود. این الگو با تکیه بر چهار محور «داده های مقدماتی»، «سطح کلان»، «سطح خرد» و «بافت نظام مند»، در پی یافتن روش هایی کارآمدتر برای توصیف فرآیند ترجمه و تعیین هنجارهای رفتاری مترجم در مواجهه با فرهنگ و متن است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، درصدد ارزیابی و سنجش راهبردها و عملکرد مترجم در ترجمه ی یادشده، شناسایی دخل وتصرف های اعمالی و تبیین چگونگی انتقال اطلاعات است. با توجه به گستردگی متن اصلی، پیکره ی پژوهش به فصول چهارم تا هفتم محدود گردید. یافته ها حاکی از آن است که فلاحی بر پایه ی الگوی یادشده، ترجمه ای عمدتا تحت اللفظی و نارسا ارائه نموده که در فرآیند انتقال، لغزش هایی نیز در آن مشاهده می شود. همچنین، تحلیل جامع در سطح «بافت نظام مند» - به عنوان آخرین مرحله ی الگو - نشان می دهد که هنجارهای آغازین و عملیاتیِ حاکم بر متن مقصد، در تبیین رفتارها و راهبردهای مترجم نقشی تعیین کننده ایفا کرده اند.
۳۰.

تحلیل تطبیقی ژانر فانتزی در دو داستان کره ای و ایرانی بازارچه مرزی و کابوس باغ سیاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۰۶
امروزه ژانر فانتزی در جهان، یک گونه ادبی پر مخاطب، نه تنها در میان نسل کودک و نوجوان که حتی در میان بزرگسالان است. این گونه ادبی به خاطر داشتن تعاریف و انواع فراوان هنوز به طور کامل شناخته نشده اما می توان گفت وجه مشترک تمامی این انواع فانتزی، ویژگی تخیلی و غیرواقعی بودن آن و گریز از جهان با در هم شکستن قوانین طبیعت است. برای انجام پژوهش حاضر ده ها داستان مختلف از زبان کره ای و فارسی مورد بررسی قرار گرفت اما به دلیل عدم وجود شباهت های اساسی میان آن ها در نهایت دو داستان بازارچه مرزی نوشته "کیم سئونگ جونگ"و کابوس باغ سیاه نوشته"آرمان آرین"که از لحاظ درونمایه داستانی شباهت هایی با یکدیگر داشتند انتخاب شدند. دو داستان مذکور با در بر داشتن عناصر بومی دو کشور ایران و کره به مضمون هویت از دریچه های متفاوتی پرداخته اند که به خوبی بیانگر نگرش جامعه آنان نسبت به این مسئله مهم است. همچنین هر دو داستان دارای درونمایه ای از نقد نسبت به اجتماع برآمده از آن نیز هستند. در نوشتار حاضر در ابتدا به بررسی چیستی ژانر فانتزی پرداخته و درادامه شباهت ها و تفاوت های عناصرداستانی ، اصول، کنش، نشانه شناسی و دیگر ویژگی های ژانر فانتزی در این دو داستان را مورد واکاوی قرار داده و سپس به بررسی میزان به کارگیری عناصر بومی چون خرافه، اسطوره و دین در درونمایه در این دو داستان می پردازیم. لازم به ذکر است که این مقایسات با استناد به کتاب عناصر داستان نوشته جمال میر صادقی و فانتزی در ادبیات کودکان نوشته محمد هادی محمدی انجام گرفته است.
۳۱.

«هم آوایی» در دو اقلیم: بررسی تطبیقی ساختار و کارکرد قافیه در شعر فارسی و روسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۵
این مقاله به بررسی تطبیقی قافیه در شعر فارسی و روسی می پردازد. قافیه به عنوان یکی از عناصر بنیادین شعر، نقش مهمی در ایجاد هماهنگی، موسیقی کلام و انتقال مفاهیم شاعرانه ایفا می کند. پژوهش حاضر با هدف درک عمیق تر کارکردهای قافیه در دو زبان، ضمن نشان دادن اهمیت آن در ساختار شعر، به مقایسه تعاریف، انواع و نقش های قافیه در شعر فارسی و روسی می پردازد. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مقایسه است. یافته های پژوهش نشان می دهد که با وجود شباهت های کلی در درک قافیه، تفاوت هایی در کارکرد و نحوه استفاده آن در شعر دو زبان وجود دارد. در شعر روسی، تأکید بیشتری بر جنبه معنایی قافیه و ارتباط آن با لحن، احساس و نوع شعر وجود دارد، در حالی که در شعر فارسی، قافیه نقش مهمی در تعیین قالب شعری ایفا می کند. همچنین، تفاوت های ساختاری دو زبان، مانند نقش تکیه در زبان روسی و اهمیت صامت ها و مصوت ها در زبان فارسی، بر شکل گیری و کاربرد قافیه تأثیرگذار است. این پژوهش نشان می دهد که مطالعه تطبیقی قافیه می تواند به درک بهتر ویژگی های ادبی و زبانی هر دو فرهنگ کمک کند، چرا که شناخت تفاوت های «دیگری» می تواند به شناخت بهتر ویژگی های شعری «خودی» منجر شود و همچنین می تواند در زمینه ترجمه شعر بین دو زبان راهگشا باشد.
۳۲.

طنز سیاه در موسم هجرت به شمال اثر طیب صالح و مزرعه حیوانات اثر جورج اورول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۲
این پژوهش به بررسی کارکردهای طنز سیاه در رمان هاى «موسم هجرت به شمال» اثر طیب صالح، و «مزرعه حیوانات» اثر جورج اورول می پردازد. هدف این مقاله تحلیل چگونگی به کارگیری طنز سیاه برای نقد ساختارهای قدرت، استعمار و استبداد است. پژوهش حاضر با کاربست روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر چارچوب نظری طنز سیاه، با هدف واکاوی مؤلفه-هایی؛ چون فقر و تنگدستى، شکاف طبقاتى، زمامداران نالایق، میهن دوستى، مقاومت و ظلم ستیزى و خواب غفلت به بررسى هر دو اثر می پردازد. باوجود تفاوت در بسترهای تاریخی و جغرافیایی دو رمان (استعمارگر-استعمارشده در رمان صالح و انقلابِ به بیراهه رفته در اثر اورول)، هر دو نویسنده از طنز سیاه برای افشای یک حقیقت بهره می برند: شکاف بین آرمان های اصیل و واقعیت های فاسد شده. در «موسم هجرت به شمال»، طنز سیاه در تقابل شخصیت مصطفی سعید با جهان غرب و در خودویرانگری او متجلی می شود و تلخی رابطه استعماری و بحران هویت پسااستعماری را به تصویر می کشد. در «مزرعه حیوانات»، اورول با خلق طنزی سیاه، فرآیند انحراف تدریجی انقلاب از آرمانهای اولیه (برابری) به یک نظام استبدادی جدید را به سخره می گیرد. یافته های تحقیق نشان می دهد که طنز سیاه در هر دو اثر، به عنوان استراتژی اصلی روایت برای بیان ناامیدی، اعتراض و هشدار به کار رفته است.
۳۳.

نسبت سماع صوفیانه با تجارب عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۳۴
سماع در نگاه بسیاری از عارفان از ارکان اساسی سلوک محسوب می شود و قدری عظیم دارد. این مفهوم که دارای شئون مختلفی چون آواز، صدای خوش، الحان، موسیقی و سازها، رقص، خرقه دریدن و... است در برساختن هویت عارفان و مکتب عرفانی آنان نقشی اساسی داشته است. از سوی دیگر، تجارب عرفانی که طی آن عارف به انحای مختلف خود را در ارتباط با عالم برین می یابد و حال و تجربه ای بی واسطه کسب می کند نیز عنصری حیاتی و گاه غایت قصوای سلوک عارفانه بوده است. فهم ارتباط این دو موضوع مضاف بر این که می تواند اهمیت سماع در نگاه عارفان را آشکار سازد، رهیافتی جدید بر گونه های متنوع تجربه عرفانی در میان صوفیان است. در نوشتار حاضر، پس از گردآوری داده ها از متون منثور این پیوند را در سه شأن دسته بندی کرده ایم؛ نخست، سماع در جمیع شئون گاه به مثابه برانگیزاننده تجارب معنوی در نظر گرفته شده است، یعنی گاه غرض عارفان از سماع نیل به تجارب عرفانی بوده است. دودیگر، تعاریفی از سماع به دست داده شده یا ویژگی هایی به آن نسبت داده شده که گویی خود، نوعی تجربه عرفانی برای عارفان شوریده حال محسوب می شده است. درنهایت، گاهی نیز دست کم در برخی شئون در معنای نتیجه یا پیامد تجربه های عرفانی در نظر گرفته شده است؛ درواقع بعد از کسب تجارب عرفانی، برخی بروزها چون رقص و خرقه دریدن رخ می داده است. این ارتباط که تاکنون در پژوهش های عرفانی مغفول مانده است از این سه منظر در گزارش ها، سخنان و آرای عارفان در متون منثور عرفانی پی جویی شده است.
۳۴.

نقد ترجمه متون عرفانی مبتنی بر هوش مصنوعی و ترجمه انسانی براساس روش ماندی (مطالعه موردی کتاب اللمع فی التصوف)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۵۷
با ظهور و گسترش هوش مصنوعی در حوزه ترجمه، این پرسش مطرح می شود که هوش مصنوعی تا چه اندازه در ترجمه موفق است و آیا می تواند جایگزین مترجم انسانی شود. در این پژوهش با استفاده از روش تطبیقی ماندی، دو ترجمه فارسی کتاب اللمع فی التصوف بررسی شده و خطاهای آن ها شناسایی شده است. این خطاها عبارت اند از: قرائت نادرست متن، استفاده نادرست از واژه نامه ها در معادل یابی درست، بی توجهی به بافت متن در معادل یابی، ناآشنایی با مصطلحات تخصصی عرفانی اسلامی و نیز فهم نادرست متن. سپس، همان جملاتی که مترجم انسانی به اشتباه ترجمه کرده است، برای ارزیابی به هوش مصنوعی داده شده است. بررسی نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی توانسته است ترجمه ای پذیرفته شده ارائه دهد. این پژوهش برخلاف تصور عامه که هوش مصنوعی را فاقد توانایی لازم در ترجمه می دانند، نشان می دهد که درحال حاضر این فناوری، به ویژه برای زبان هایی مانند فارسی و عربی که ازنظر رایانشی کمتر بدان ها توجه شده است، از قدرت کافی برای ترجمه برخوردار است. براساس یافته های این پژوهش، به مترجمان، به ویژه تازه کارها، پیشنهاد می شود که هوش مصنوعی را به عنوان ابزاری مؤثر در فرایند ترجمه نادیده نگیرند و از آن بهره برند.
۳۵.

واکاوی ترجمه رمان «سیندرلات مسقط» از هدی حمد با تکیه بر راهبردهای سه گانه اندرو چسترمن 2000 میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۸۷
در عصر معاصر نقد و ارزیابی ترجمه با تکیه بر راهکارها و رویکرد های نظری نقد ترجمه بیش از پیش درکانون توجه ناقدان و پژوهشگران قرار گرفته است. یکی از تئوری های ترجمه و نقد آن تئوری اندروچسترمن است. چسترمن برای ترجمه سه راهبرد نحوی، معناشناختی و منظورشناختی در نظرگرفته است که هر کدام از آنها دارای ده زیرمجموعه می باشد. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی برخی از استراتژی های مربوط به راهبردهای سه گانه چسترمن درترجمه معانی شعبانی از رمان «سیندرلات مسقط» اثر هدی حمد مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفته است. برآیند پژوهش نشان می دهد از میان راهبردهای سه گانه چسترمن راهبرد منظورشناختی از نوع طبیعی سازی در انواع و اقسام مختلف آن نظیر: طبیعی سازی واژگانی، نحوی وسبکی در سرتاسر برگردان مترجم از بیشترین نمود و بسامد برخوردار بوده است. می توان گفت مترجم با استفاده روش طبیعی سازی- که در آن از واژگان، عبارات و تعابیر مناسب، کاربردی، قابل فهم و مطابق با ساختار زبان مقصد به کار گرفته می شود- توانسته است فضای داستان را با فضای ذهنی خواننده گره بزند و آنها را در راستای یکدیگر قرار دهد و محیط معنایی متن اصلی را به محیط معنایی مخاطب نزدیک سازد.
۳۶.

خوانش امر روزمره در سروده های فروغ فرخزاد بر مبنای سه گانه فضایی هانری لوفور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۶
این پژوهش با هدف تحلیل امر روزمره در شعر فروغ فرخزاد از منظر نظریه تولید فضای هانری لوفور سامان یافته است.پرسش اصلی تحقیق آن است که چگونه شعر فروغ از بازنمایی منفعل امر روزمره، به خلقی آگاهانه و زیسته از فضا و زندگی روزمره گذر می کند.از آنجایی که نظریه لوفور در سه سطح«فضای ادراک شده»،«فضای تصور شده»و«فضای زیسته»سامان دارد،مقاله حاضر کوشیده است تا با تکیه بر تحلیل محتوای کیفی و خوانش تطبیقی،سه مرحله اصلی تطور شعری فروغ را با این سه ساحت فکری تطبیق دهد.روش پژوهش برمبنای تحلیل گفتمان انتقادی و نشانه معناشناسی فرهنگی است که امر روزمره را نه صرفاً در سطح موضوع یا مضمون،بلکه به مثابه ساختار زبانی و فضایی درون متن بررسی می کند.در مرحله نخست،سه دفتر ابتدایی فروغ (اسیر، دیوار، عصیان)به مثابه نمود«فضای ادراک شده»تحلیل شده اند،جایی که بدن و فضا در وضعیت ابژکتیو و انفعالی قرار دارند و نظم مسلط روزمرگی بازتولیدمی شود.در مرحله دوم،دفتر تولدی دیگر نماینده«فضای تصورشده»است؛فضایی که در آن شاعر به آگاهی از ساختارهای سلطه دست می یابد و بدن و زبان را به ابزار بازآفرینی فضا تبدیل می کند.در مرحله سوم،با تحلیل دفتر شعر ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد،امر روزمره به سطح«فضای زیسته» ارتقاءمی یابد،جایی که تجربه شاعرانه با زیست فلسفی درهم می تند و فضا به بطن آگاهی شاعر بدل می شود.نتایج تحقیق نشان می دهد که شعر فروغ،هم چون طرحی میکروسکوپیک از نظریه لوفور،فرایند تاریخی آگاهی از فضا را درون زبان و بدن شاعر بازتاب می دهد.در این مسیر،فروغ با عبور از روزمرگی به مثابه تکرار،به سوی روزمرگی به مثابه آفرینش حرکت می کندو از خلال همین فرایند،شعر او به پدیدارشناسی زیست زنانه و بازتولید خلاق امر روزمره در متن بدل می شود.
۳۷.

بررسی تطبیقی رمان ذاکره الجسد احلام مستغانمی و رمان عادت می کنیم زویا پیرزاد از منظر زنانه نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۰۷
مقاله حاضر با هدف کشف ارتباط میان متغیّر اجتماعی جنس و ویژگی های زبانی داستان نویسان زن، تلاش دارد با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی و مولفه های مختلف زنانه نگاری را در دو رمان ذاکره الجسد احلام مستغانمی با رمان عادت می کنیم زویا پیرزاد بررسی کند. از آن جا که در هر دو رمان نویسنده، زن است و در هر دو رمان قهرمان اصلی نیز زن است، مسائل و دغدغه های زنان نیز موضوع محوری هر دو رمان است. نتایج اولیه حاکی از آن است که هر دو رمان از لحاظ زنانه نگاری شباهت های زیادی دارند. مولّفه های مشترک هر دو اثر در زمینه زنانه نگاری عبارت است از: توجه به ویژگی های جسمانی و ظاهر زنان و دغدغه های مرتبط با جسم برای زنان در هر دو رمان، انعکاس طرز سخن گفتن زنان و کلمات تکراری مخصوص زنان در هنگام صحبت کردن در هر دو اثر، توجه به نیازهای روانی و عواطف زنانه و مسائل فرهنگی مربوط به زنان در هر دو کتاب و توجه به مشکلات مربوط به نگاه فرودستانه به زن در جامعه مربوط به هر دو رمان. در مجموع می توان گفت با توجه به شباهت های فوق هر دو اثر از مولفه های زنانه نگاری به خوبی بهره برده اند و بخش زیادی از این شباهت ها حاصل مراودات فرهنگی و اجتماعی جوامع فارسی زبان و عربی زبان است.
۳۸.

هستی شناسی انسان در شاهنامه و مهابهاراتا بر بنیاد نیکی و بدی اسطوره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۳۱۱
یکی از موارد مهم در هستی شناسی انسان در اسطوره، بنیاد نیکی و بدی است. همواره نیروهای بدی و نیکی در جدال با هم هستند و سرانجام نیروی نیکی بر بدی پیروز شده است. بر این اساس، آفرینش انسان، زندگی انسان در جهان، ارتباط او با هستی و فرجامش قابل تفسیر است. در این مقاله، بخش اساطیری شاهنامه فردوسی با مهابهاراتا در این موضوع به شیوه توصیفی-تحلیلی، بررسی تطبیقی شده است. نتایج بررسی، مشابهت را نشان می دهد؛ چنانکه در هردو اثر، بنیاد نیکی و بدی، بر هستی پذیری و آفرینش انسان، اهداف آفرینش انسان، روابط انسان درون خانواده و سطح ملی تأثیر گذاشته است. نیروهای بدی به صورت دیو، اهریمن یا شخصیت های اهریمن صفت، پیوسته در جدال با نیروهای نیکی قرار گرفته اند؛ سرانجام باتوجه به اهداف آفرینش انسان در اسطوره، نیروهای نیکی پیروز می شوند. جدال کیومرث با اهریمن، فریدون با ضحاک و نیز تورانیان و ایرانیان در شاهنامه، درمقابل جدال کوران و پاندوان در مهابهاراتا، نمونه مشخص و مشابهی بوده که به واسطه مطالعه آن، ساختار هستی شناسی انسان بر بنیاد نیکی و بدی، نمایان می شود. در این تشابه، پاندوان و ایرانیان با ذات نیک آفریده شده اند و هدف از آفرینش آن ها مبارزه با نیروی بدی است و اگرچه مدتی بدی چیره شده؛ سرانجام هردو پیروز می شوند و دوره نیکی آغاز می شود.  
۳۹.

رباعیات مقالات شمس تبریزی از مولانا نیست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۳۶
از حدود 197 بیت فارسی موجود در کتاب مقالات شمس تبریزی که حدود نصفِ آ ن ها به رباعیات اختصاص دارد، حداقل 40 رباعی در دیوان کبیر و آثار منثور مولانا نیز آمده است. همچنان که از انواع دیگر شعر مندرج در مقالات شمس، ابیاتی در غزلیات دیوان کبیر هست که در نظر اول به مثابه منبعِ اصلی اشعار مقالات تلقی می شود؛ استاد موحد نیز در تعلیقات مقالات شمس به صرفِ پیداشدن رباعی یا بیتی در دیوان کبیر، آن را به عنوان منبع استشهاد شمس تلقی کرده و گذشته اند. به استثنای چند مورد، با لحاظِ منابع کهن تری که در برخی تحقیقات، ازجمله مقاله موجود، برای هرکدام از ابیات فارسی مقالاتِ شمس پیدا و معرفی شده است، اکنون با اطمینان می توان گفت که شعری از مولانا در مقالات شمس نیامده است و اشعار مشترک مقالات و آثار مولانا، بیانگرِ تأثیر حیرت آور شمس بر مولانا بوده و حاکی از آن است که مولانا نه تنها کلمات و حکایات و آموزه های شمس را مغتنم شمرده و در مطاوی ابیات مثنوی و دیوان آورده است، بلکه حتی ابیات دیگران را که بر زبان شمس جاری شده، به مثابه یادگارهایی گران بها و الهام بخش، همواره بر لب داشته است. مریدانی که این ابیات را از زبان او می شنیده اند به تصور این که سروده های خودِ اوست، به نام او ثبت کرده و در دیوان او باقی گذاشته اند. در این مقاله تنها به منابع و سرایندگان رباعیات مقالات شمس پرداخته شده و جز چند مورد، برای اغلب آن ها منابع مکتوبِ کهن تری ذکر شده است.
۴۰.

تحلیل تطبیقی بازنمایی طبیعت و نمادپردازی های مرتبط در شعر فرخی سیستانی و دو فو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۴۳
شعر، به دلیل ایجاز زبانی و قابلیت های بازنمایی تصاویر با نمادپردازی و بهره مندی از عناصر خیال، بستر مناسبی برای تحلیل تطبیقی نظام های زیباشناختی و فرهنگی به شمار می رود. از آنجا که در بسیاری از سنت های شعری، به ویژه در حوزه های کلاسیک، طبیعت به عنوان عنصری زیباشناختی و نمادین نقش برجسته ای دارد، مطالعه تطبیقی تصویرپردازی طبیعت در سنت های شعری مختلف می تواند به شناخت مؤلفه های فرهنگی و زیباشناختی آن ها یاری رساند. پژوهش حاضر به بررسی نحوه بازنمایی عناصر طبیعی در اشعار دو شاعر شاخص از دو نظام ادبی و فرهنگی متفاوت—فرخی سیستانی از ایران و دو فو از چین—می پردازد. انتخاب این دو شاعر به دلیل جایگاه ممتاز آن ها در ادبیات کلاسیک و همچنین حضور پررنگ عناصر طبیعت در شعر ایشان صورت گرفته است. با وجود تفاوت ها در زمینه های تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و... هر دو شاعر از عناصر طبیعی بسیار بهره برده اند که برخی از آنها چون «خورشید»، «ماه» و «گل» و مانند آن از نظر بسامد شاخص تر است، و می تواند برای این پژوهش تطبیقی از زاویه بلاغت ادبی و عناصر زیبایی شناسی در شعر مورد مطالعه قرار گیرد. دو فو از طبیعت به عنوان ابزاری برای بازتاب اندوه، ناپایداری و تجربه های فردی–اجتماعی بهره می گیرد؛ در حالی که فرخی طبیعت را در خدمت ساخت تصویری باشکوه از نظام سلطنتی و به عنوان ابزاری برای پربار کردن مضمون مدح  به کار می برد. این مقاله تلاش دارد با تکیه بر خوانش دقیق و تحلیل تطبیقی، نشان دهد که بازنمایی طبیعت چگونه می تواند بازتابی از نگرش فرهنگی، جهان بینی و ساختار عاطفی در دو سنت شعری متمایز باشد.  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان