فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۸۱ تا ۱٬۸۰۰ مورد از کل ۷٬۲۱۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر مزاج کارکنان بر تمایل به افشاگری آنان با نقش تعدیل گری متغیرهای جمعیت شناختی انجام شده است. این مطالعه از حیث هدف، کاربردی و از نوع توصیفی بوده، و با روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش300 نفر از کارکنان ستاد شرکت نفت یکی از مناطق غرب کشور می باشد که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 169 نفر از آنان به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شد. برای انتخاب اعضای نمونه از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسش نامه استاندارد تعیین مزاج سلمان نژاد و پرسش نامه پارک استفاده گردید و داده ها با استفاده از نرم افزار Smart PLS2به منظور مدل یابی به روش حداقل مربعات جزئی، تجزیه و تحلیل شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بین گرمی/ سردی مزاج کارکنان و تمایل به افشاگری آنان ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد و ارتباط بین تری/ خشکی مزاج کارکنان با تمایل به افشاگری آنان منفی و معنادار است. همچنین متغیرهای جمعیت شناختی به عنوان تعدیل گر، نقشی در ارتباط بین مزاج و تمایل به افشاگری کارکنان ندارند.
تحلیل ریسک پروژه های EPC با روش ترکیبی FMEA-ANP(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از انواع قراردادهایی که در اجرای پروژه ها می باشد، روش مهندسی، تدارک و ساخت یا به اختصار EPC می باشد. در این شیوه ی اجراییِ طرح، با منتقل کردن تمامی فعالیت های طرح اعم از طراحی، تهیه و تأمین تجهیزات، اقداماتِ مربوط به ساخت و نصب و راه اندازی ، کارفرما ریسک این عملیات را به پیمانکار منتقل می کند. در نتیجه شناسایی و اولویت بندی ریسکها در این پروژه ها برای پیمانکاران در راستای مدیریت صحیح این ریسکها از اهمیت زیادی برخوردار است. در این مقاله با ترکیب تکنیک FMEA با ( ANP ) که یکی از روش های پرکاربرد در حوزه تصمیم گیری چند شاخصه به منظور رتبه بندی است، ریسکهای یک پروژه EPC شناسایی و اولویت بندی شده اند. روش FMEA-ANP با در نظر گرفتن روابط متقابل میان ریسکها نمره اولویت ریسک را در مقایسه با روش FMEA به شیوه ای متفاوت ارزیابی می کند که در مقایسه با نمره FMEA از حساسیت و سازگاری بهتر و بالاتری برخوردار است.
تبیین نقش سرمایه روان شناختی کارآفرینانه در ایجاد کسب وکارهای مخاطره آمیز جدید: نقش میانجی قصد کارآفرینانه (مورد مطالعه: شرکت های تجهیزات پزشکی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال هفدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲ (پیاپی ۵۲)
193 - 218
حوزههای تخصصی:
در مطالعات کارآفرینی، برخلاف سرمایه های مالی و انسانی و اجتماعی، به تبیین نقش سرمایه روان شناختی در ایجاد کسب وکارهای مخاطره آمیز جدید پرداخته نشده است. در واقع، عدم ارتباط میان نظریه سرمایه روان شناختی و مطالعه کارآفرینی بی توجهی به مفهوم سرمایه روان شناختی کارآفرینانه را به دنبال داشته است. به علاوه، با توجه به اینکه قصد کارآفرینانه پیش بینی کننده مناسبی برای رفتار کارآفرینانه (ایجاد کسب وکار مخاطره آمیز جدید) است، هنوز درک کافی در ارتباط میان قصد رفتار وجود ندارد. بنابراین، هدف این پژوهش تبیین نقش سرمایه روان شناختی کارآفرینانه در ایجاد کسب وکارهای مخاطره آمیز جدید با میانجی گری قصد کارآفرینانه است. داده های این پژوهش از نمونه ای 204 نفری از بنیان گذاران و هم بنیان گذاران کسب وکارها در صنعت تجهیزات پزشکی، که به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب شدند، گردآوری و با روش مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار لیزرل آزمون شد. روابط میانجی مدل نیز با روش بوت استرپ بررسی شد. ابزار اصلی گردآوری داده های پژوهش پرسشنامه بود. برای بررسی روایی ابزار پژوهش روایی محتوا و روایی سازه و برای ارزیابی پایایی آن ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی به کار گرفته شد. یافته های پژوهش نشان داد سرمایه روان شناختی کارآفرینانه بر ایجاد کسب وکارهای مخاطره آمیز جدید تأثیر مستقیم و مثبت می گذارد. همچنین، سرمایه روان شناختی کارآفرینانه از طریق متغیر میانجی قصد کارآفرینانه به طور غیرمستقیم بر ایجاد کسب وکارهای مخاطره آمیز جدید تأثیر مثبت می گذارد.
طراحی الگوی انگیزش کارکنان دانشگاه با روش پژوهش ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با وجود نقش چشمگیری که کارکنان دانشگاه در تحقق اهداف دانشگاه و آموزش عالی ایفا می کنند، عوامل انگیزش کارکنان دانشگاه مورد توجه چندانی قرار نگرفته است. پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی انگیزش کارکنان غیرهیأت علمی دانشگاه و اولویت بندی مؤلفه های آن برای تقویت انگیزش شغلی کارکنان در دانشگاه امام صادق (ع) به عنوان مورد مطالعه انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع مطالعات کاربردی است که به روش ترکیبی و با استراتژی اکتشافی انجام شده است. بخش کیفی پژوهش با روش تحلیل مضمون و بخش کمّی با روش توصیفی- پیمایشی انجام شده است. برای ارزیابی برازش مدل از تحلیل عاملی تأییدی با کمک نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده شده است. به منظور اولویت بندی مؤلفه های انگیزش کارکنان دانشگاه از تحلیل اهمیت- عملکرد استفاده شده است. نتیجه تحلیل داده های کیفی، شناسایی 125 مضمون پایه، 25 مضمون سازمان دهنده و 8 مضمون فراگیر است. الگوی پیشنهادی دارای هشت مقوله جهت گیری دانشگاه، جو دانشگاه، رهبری، جبران خدمات، فرایندها و کارکردهای منابع انسانی، محیط کار، همکاران و عوامل شغلی است. نتایج تحلیل داده ها در بخش کمّی نشان می دهد که مدل پیشنهادی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. همچنین، پنج اولویت دانشگاه امام صادق (ع) برای بهبود انگیزش شغلی کارکنان شامل پرداخت های نقدی، توسعه حرفه ای و امنیت شغلی، رفتار کارمندمدار مسئولان، کمک هزینه و ویژگی های فردی مسئولان، تأمین استعدادها و مدیریت عملکرد می باشد.
تبیین شاخص های مدیریت استراتژیک استعداد و رابطه آن با توانمندسازی روان شناختی کارکنان و ارائه یک مدل مطلوب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، تبیین شاخص های مدیریت راهبردی استعداد و رابطه آن با توانمندسازی روان شناختی کارکنان و ارائه یک مدل مطلوب بود. این پژوهش به لحاظ هدف، توسعه ای کاربردی و ازنظر روش تحقیق، توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی و ازنظر شیوه جمع آوری داده ها میدانی بود. جامعه آماری این تحقیق، خبرگان، مدیران و کارکنان مجموعه شهرداری مشهد بودند. برای تعیین حجم نمونه با استفاده از روش دلفی تعداد 30 نفر از خبرگان و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، تعداد 465 نفر از مدیران و کارکنان مجموعه شهرداری مشهد، با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بوده که روایی و پایایی آنها مورد تأیید قرارگرفت. براساس آزمون تحلیل عاملی نتایج پژوهش نشان داد، درنهایت 20 مؤلفه و 98 شاخص مرتبط با مدیریت راهبردی استعداد شناسایی شد. همچنین بین تمام ابعاد و مؤلفه های مدیریت راهبردی استعداد و توانمندسازی روان شناختی کارکنان رابطه مثبت و معنی داری برقرار شد و مدل تبیین شده در این پژوهش از اعتبار مطلوبی برخوردار بود.
مدل سازی ساختاری نقش میانجی فرهنگ ایمنی بیمار در روابط بین مدیریت کیفیت جامع، یادگیری سازمانی و تصویر سازمانی در بخش خدمات سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی سال ۹ بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۱
49 - 70
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تصویری که بیماران از کیفیت خدمات سلامت در ذهن دارند می توانند تا اندازه زیادی ارزیابی کلی آن ها از این سازمان ها را شکل دهد. هدف کلی این پژوهش بررسی تاثیر یادگیری سازمانی و مدیریت کیفیت جامع بر تصویر سازمان با نقش میانجی فرهنگ ایمنی بیمار در بخش خدمات سلامت است. روش شناسی: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بوده و کارکنان بیمارستان ها به عنوان جامعه آماری این پژوهش برای سه متغیر مدیریت کیفیت جامع، یادگیری سازمانی و فرهنگ ایمنی بیمار لحاظ شده است. همچنین جامعه آماری برای متغیر تصویر سازمان، شامل بیمارانی بوده است که در بازه زمانی 6 ماهه به این بیمارستان ها مراجعه کرده اند. در نهایت 240 نفر از هر دو گروه به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه های استاندارد بود که برای تأیید پایایی و روایی پرسش نامه ها از شاخص های آلفای کورنباخ، پایایی ترکیبی، روایی همگرا و روایی واگرا استفاده شد. تحلیل داده های به دست آمده توسط نرم افزارهای آماری SPSS و Smart PLS انجام شد. یافته ها: یادگیری سازمانی بر سه متغیر مدیریت کیفیت جامع، فرهنگ ایمنی بیمار و تصویر سازمان اثر مثبتی دارد. همچنین مدیریت کیفیت جامع بر فرهنگ ایمنی بیمار و تصویر سازمان اثر مثبت و معناداری دارد. برای تعیین اثر متغیر میانجی نیز از آزمون سوبل استفاده شده و نتایج، نقش میانجی گری فرهنگ ایمنی بیمار را تأیید می نماید. بنابراین فرهنگ ایمنی بیمار به عنوان متغیر میانجی بر رابطه میان دو متغیر یادگیری سازمان و مدیریت کیفیت جامع، بر تصویر سازمان اثر مثبت و معناداری دارد. نتیجه گیری: مدیران سازمان های ارائه کننده خدمات سلامت می توانند با اجرای موثر طرح های مدیریت کیفیت جامع و بهبود یادگیری سازمانی تصویر سازمان خود را در ذهن بیماران بهبود بخشند.
شناسایی عوامل سکوت سازمانی اعضای هیئت علمی دانشگاه ها در ایران: مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروز، سرعت زیاد تغییرات و رقابت شدید بین سازمان ها، حتی سازمان های آموزشی، و چالش های فزاینده محیطی بیش از پیش توجه مسئولان را به ارزش نیروی انسانی معطوف کرده است. از نظر پژوهشگران پدیده شایع سکوت سازمانی، که معادل خودسانسوری نیروی انسانی است، مانعی بر سر راه استفاده از این منبع ارزشمند است. لیکن، به رغم اهمیت آن در سازمان ها، مطالعات جامعی در این زمینه، به ویژه بررسی عوامل مؤثر در بروز سکوت در سازمان های فرهنگی، انجام نشده است. این پژوهش کیفی با هدف شناخت عوامل سکوت سازمانی اعضای هیئت علمی دانشگاه ها، به وسیله ابزار مصاحبه، در جامعه آماری اعضای هیئت علمی انجام گرفت. کدهای مستخرج از مصاحبه ها با نرم افزار مکس کیودی ای تحلیل شد و نتایج نشان داد عوامل سازمانی، فردی، برون سازمانی، و مدیریتی بر بروز سکوت سازمانی در اعضای هیئت علمی دانشگاه ها مؤثر است و از بین آن ها عوامل سازمانی بیشترین فراوانی را داشت. یافته های این پژوهش کمک خواهد کرد با کاهش سکوت در اعضای هیئت علمی پیامدهای مضر سکوت کاهش یابد و با استفاده بهینه از سرمایه فکری اعضای هیئت علمی مسائل اساسی جامعه به بهترین شکل حل شود.
ارائه الگوی شایستگی های کارشناسان مالیاتی در سازمان امور مالیاتی ایران: پژوهشی کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به نظر می رسد سازمان هایی که قادر به ایجاد تخصص خاص، ارزشمند و منحصربه فرد بوده اند، برای نظام شایستگی ها اهمیت لازم را قائل شده اند، زیرا که می دانند شایستگی هاست که در محیط کسب وکار پویا، آنها را قادر می سازد تا موفق تر باشند. سازمان امور مالیاتی کشور هم می تواند برای نیل به اهداف چشم انداز خود، از رویکرد شایستگی ها منتفع شود. این پژوهش به دنبال طراحی مدل شایستگی های کارشناسان مالیاتی در این سازمان است . پارادایم پژوهش، تفسیری و استراتژی آن، داده بنیاد است. از منظر هدف، پژوهشی اکتشافی، از منظر نتیجه، پژوهشی توسعه ای و از منظر نوع داده ها نیز در زمره پژوهش های کیفی قرار می گیرد. از ابزارهای مطالعات آرشیوی، مصاحبه و پرسشنامه برای گردآوری اطلاعات موردنیاز استفاده شده است. برای استخراج اطلاعات از داده های حاصل از مصاحبه، از تحلیل محتوا و از روش های کیفی تحلیل محتوا استفاده شد. مدیران بخش ستاد سازمان، خبرگان موضوعی، کارشناسان و مدیران عملیاتی استان ها، جامعه آماری پژوهش را تشکیل دادند. نمونه گیری هدفمند بوده و با استفاده از روش گلوله برفی 10 نفر از میان جامعه آماری انتخاب شدند. در طراحی مدل، فرایند برنامه ریزی مقدماتی، انجام مصاحبه ها و تدوین فهرست اولیه شایستگی ها، مقایسه فهرست به دست آمده با فهرست ها و الگوهای شایستگی موجود، ارائه تعریف از مفاهیم شایستگی و تدوین فهرست تلفیقی، ارزیابی و پالایش فهرست شایستگی ها به وسیله گروه خبرگان با استفاده از دلفی فازی و درنهایت طراحی مدل شایستگی ها طی شد. در پایان، سه حوزه شایستگی های کارکرد حرفه ای، رفتاری و زمینه ای با 37 مفهوم شایستگی در قالب نه مقوله شناسایی شده و مدل این شایستگی ها ارائه شد.
طراحی الگوی شایستگی های رهبری در دانشگاه های دولتی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به منظور طراحی الگویی مناسب برای شایستگی های رهبری در دانشگاه های دولتی شهر تهران انجام گرفته است. این پژوهش برمبنای هدف از نوع پژوهش های توسعه ای و کاربردی و ازنظر ماهیت و روش شناختی جزو پژوهش های ترکیبی که در دو مرحله کیفی و کمی صورت گرفته است. در مرحله اول، پژوهش کیفی با 16 مشارکت کننده درمجموع به مدت 12 ساعت ، مصاحبه عمیق انجام گرفته و برای تحلیل مصاحبه ها از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. در مرحله دوم، پژوهش کمی با تهیه پرسشنامه محقق ساخته با روایی و پایایی بالا و ضریب آلفای کرونباخ 947/0 پرسشنامه نهایی با نمونه 219 نفر از مدیران دانشگاه ها به صورت تصادفی و جمع آوری آمار و اطلاعات توزیع شد. جهت تشخیص عامل های سازه الگوی شایستگی های رهبری از روش تحلیل عاملی اکتشافی و برای برازش الگو از روش تحلیل عاملی تأییدی و مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزاری لیزرل و ایموس استفاده شده و الگوی مفهومی تحقیق به تأیید نهایی رسیده است. بعد از برازش الگوی مفهومی تحقیق، 88 شایستگی به دست آمده درقالب هشت مؤلفه اصلی طبقه بندی شد.
طراحی مدل سازمان خادم با استفاده از دیمتل فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال هفدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲ (پیاپی ۵۲)
173 - 192
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش طراحی مدل سازمان خادم برآمده از دانش خبرگان دانشگاهی با استفاده از فن دیمتل فازی بود. برای این کار، پس از شناسایی 6 مؤلفه اصلی شکل دهنده سازمان خادم از پیشینه پژوهش (انگیزه های خدمت، نگرش خدمت گرا، کنش های خادمیت محور، مطالبه گری محیطی، رهبری خادم، فضای خدمت) و گنجاندن آن ها در پرسشنامه ای بسته مبتنی بر طیف لیکرت پنج گزینه ای، 10 خبره شناسایی و پرسشنامه میان آن ها توزیع شد تا نظر آن ها درباره میزان اهمیت این مؤلفه ها در خادمیت سازمان احصا شود. پیش از تحلیل داده های گردآوری شده، از روایی محتوا و پایایی پرسشنامه اطمینان حاصل شد. در ادامه، پرسشنامه ای متناسب با فن دیمتل برای کشف روابط علّی میان مؤلفه ها تدوین شد و در اختیار خبرگان مزبور قرار گرفت. نتایج تحلیل دیمتل فازی نشان داد اثرگذارترین و بنیادی ترین مؤلفه سامان بخش سازمان خادم انگیزه های خدمت است. علاوه بر این مؤلفه، کنش های خادمیت محور و مطالبه گری محیطی نیز در مدل به منزله علت و بقیه معلول شناسایی شدند.
اوباشگری سازمانی و عوامل سازمانی موجد آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از انواع حاد سوءرفتارهای سازمانی و بین فردی، اوباشگری سازمانی است و به مفهوم سوءاستفاده جمعی کارکنان از یک همکار یا به نوعی آزار و اذیت روانی فرد توسط عده ای دیگر است که با ایجاد فشارهای روانی بر فرد مورد نظر باعث ازبین بردن شخصیت او و ایجاد خلل در انجام منظم، مستمر و دائمی وظایف سازمانی می شود. با توجه به اهمیت مسئله اوباشگری و پیامدهای منفی آن شناخت و پیشگیری رفتارهای اوباشگری سازمانی نقش بسزایی در سلامت روانی و جسمانی کارکنان و افزایش بهره وری و کارایی سازمان خواهد داشت، از این رو، هدف مطالعه حاضر شناسایی عوامل سازمانی موجد اوباشگری سازمانی در سازمان است. پژوهش از نظر هدف کاربردی، و از نظر نحوه گردآوری داده ها توصیفی از نوع پیمایشی است، که با بهره گیری از تکنیک دلفی اجرا شده است. جامعه آماری کلیه خبرگان آشنا به موضوع پژوهش و درگیر در مسائل کارکنان با سابقه تخصصی و تجربی بوده اند که به روش هدفمند انتخاب شدند. در نهایت، 29 نفر در سه دور دلفی شرکت کردند و به پرسشنامه دلفی پاسخ دادند. ابتدا با مطالعه متون مرتبط با موضوع پژوهش 29 عامل سازمانی موجد اوباشگری شناسایی شد. سپس، این 29 عامل در اختیار خبرگان قرار گرفت و با نظر اصلاحی آن ها و طی سه دور دلفی، 31 عامل شناسایی شد. برای اندازه گیری میزان توافق نظر خبرگان ضریب هماهنگی کندال محاسبه شد. دلفی در سه دور اجرا شد. در نتیجه، 31 عامل سازمانی موجد اوباشگری در پنج دسته عوامل ساختاری، عوامل رفتاری – ادراکی، عوامل شغلی، عوامل مدیریتی و عوامل فرهنگی قرار گرفت.
طراحی الگوی برنامه درسی با رویکرد خدمات محور در سازمان ها برای دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال هفدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۵۴)
661 - 686
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر پژوهشگران درصدد بودند الگوی پیشنهادی برنامه درسی خدمات محور را برای دروس دانشگاهی طراحی کنند. پژوهش با استفاده از روش های پژوهش کیفی به منظور پاسخگویی به سه سؤال اساسی شکل گرفت. سؤال اول، مبنی بر تبیین مبانی برنامه درسی خدمات محور، با استفاده از روش پژوهش اسنادی استنتاجی پاسخ داده شد. در ادامه، عناصر اساسی برنامه درسی خدمات محور شامل اهداف، محتوا، رویکردهای یاددهی یادگیری، و ارزشیابی با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل داده های حاصل تبیین شد. در نهایت، با بهره گیری از روش پژوهش نظریه ای، الگوی پیشنهادی برنامه درسی خدمات محور طراحی شد؛ بدین منظور که دانشجویانی مسئولیت پذیر و کارآمد در محیط کاری و جامعه تربیت شوند.
طبقه بندی گونه های پیچیدگی و رتبه بندی سازمان ها بر اساس میزان پیچیدگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال هفدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲ (پیاپی ۵۲)
279 - 298
حوزههای تخصصی:
تغییرات سریع محیطی و پیشرفت سریع فناوری در کنار گسترده تر شدن فضای ارتباطی و حجم زیاد اطلاعات موجب شده سازمان ها پیچیده تر از گذشته و نحوه مدیریت آن ها بسیار دشوارتر شود. هدف این مقاله در مرحله اول شناسایی مهم ترین گونه پیچیدگی های سازمانی و در مرحله دوم مشخص کردن رتبه بندی سازمان ها بر پایه میزان پیچیدگی از بین سه نوع سازمان خدماتی و کشاورزی و صنعتی بود. تحقیق حاضر از منظر روش تحقیقْ کمّی و جهت تحلیل داده ها به روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) است. جامعه آماری 16 نفر از خبرگان دانشگاهی بودند که در حوزه صنعت، خدمات، یا کشاورزی فعالیت داشتند. یافته ها نشان داد مهم ترین پیچیدگی ها به ترتیب اهمیت عبارت اند از: پیچیدگی محیط (491/0)، پیچیدگی ساختاری (201/0)، پیچیدگی فناوری (169/0)، و پیچیدگی اطلاعاتی (140/0). همچنین نتایج نشان داد پیچیده ترین سازمان ها به ترتیب عبارت اند از: سازمان های صنعتی (421/0)، سازمان های خدماتی (348/0)، سازمان های کشاورزی (231/0).
طراحی الگوی خودسانسوری در سازمان های دولتی براساس نظریه داده بنیاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات رفتاری در مدیریت سال دهم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۰
101 - 118
حوزههای تخصصی:
کارکنان در سازمان ها ممکن است با توجه به دلایل مختلفی تصمیم به خودسانسوری بگیرند. هدف این پژوهش طراحی الگوی خودسانسوری در سازمان های دولتی بر اساس نظریه داده بنیاد بوده است. پس از گردآوری داده ها از طریق روش نمونه گیری نظری در میان 13 نفر از مدیران سازمان های دولتی، اقدام به شناسایی مولفه های خودسانسوری از طریق طرح نظام مند استراس و کوربین گردید. پس از اعتبارسنجی مدل با معیارهای مقبولیت، نتایج نشان داد که شرایط علی شامل شرایط فردی، شغلی و سازمانی منجر به شکل گیری پدیده خودسانسوری در سازمان می شوند. ویژگی های اطلاعات و ویژگی های خودسانسورها به عنوان شرایط زمینه ای و عوامل فردی و مدیریتی به عنوان شرایط مداخله ای مورد شناسایی قرار گرفتند. حذف بوروکراسی، استفاده از سبک مدیریتی موثر و فعال سازی تیم ها به عنوان راهبردهای سازمان در کنترل پدیده مذکور و عوامل توسعه پویایی و توانمندسازی کارکنان به عنوان پیامدهای حاصل از بکارگیری راهبردها مورد شناسایی قرار گرفت و نهایتا مدل خودسانسوری در سازمان طراحی گردید. در این پژوهش یک الگوی جامع و بومی در حوزه مدیریت ارائه شد که براساس آن محققان را قادر می سازد تا پژوهش های خود در این خصوص را تکمیل نمایند.
ارائه مدل پیش بینی کننده رفتارِ کارکنان، مبتنی بر تعاملات ادراکی رهبر – پیرو در موقعیت تهدیدِ حمایت اجتماعی (با رویکرد حفاظت از منابع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش پیش بینی رفتار کارکنان از راه بررسی ادراک از احتمال تغییر در منابعِ سازمانی آنان و در تعامل ادراکی با سرپرست آنها است. این پژوهش با رویکردی عینی گرا به دنبال کشف مشابهت هایِ نهفته در تمایل های رفتاری افراد، درونِ یک زیست بومِ سازمانی است. گام های عملیاتی سازی این پژوهش با استفاده از راهبرد اکتشافی متوالی در پنج مرحله برداشته شده و از روش های آزمایشی و تجربی برای اعتبارسنجی مدل استفاده شده است. زیست بومِ موردبررسی در این پژوهش، بانک های دولتی و شبه دولتی ایران بودند که از راه 416 آزمودنی با دقت بررسی شدند. همچنین برای دستیابی به مدلی برای پیش بینی رفتار ِسازمانیِ کارکنان، نخست تمایل های رفتاری با رویکرد حفاظت از منابع، نوع شناسی و سپس با در نظر گرفتن انواع آثار ثابت و تصادفی در قالب معادلات آمیخته مدل سازی شدند. نتایج نشان داد که پیش بین های رفتارِ انسان در سطح زیست بوم منابع از اشتراک های بزرگی برخوردار است که با رویکردی منبع محور می توان آنها را شناسایی کرد. همچنین نتایج نشان داد که تمایل رفتاری کارکنان بانک های دولتی و شبه دولتی ایران در موقعیت های تهدید حمایت اجتماعی، «گرایش به انفعال» دارد و در صورت حضور تعامل ادراکی مثبت یا منفی از رهبر، این تمایل در هر دو حالت از «گرایش به انفعال» به «گرایش به حفظ» تغییر خواهد کرد. شناسایی نقاط مرزی تغییر حالت های تمایل رفتاری و فاصله شدتِ تمایل رفتاری کارکنان از این نقاط، یکی دیگر از نتایج این پژوهش بود که می تواند راهنمایی برای تنظیم مداخله های اثربخش رهبران در زیست بومِ مورد بررسی باشد.
طراحی الگوی توانمند سازی کارکنان بانک سپه براساس یادگیری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رقابت در دنیای امروزی داشتن دارایی نیست بلکه داشتن دو عنصر سرمایه گذاری بر دانش و یادگیری و آموزش کارکنان توانمند است. هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی توانمند سازی کارکنان بر اساس یادگیری سازمانی می باشد. روش تحقیق از نظر ماهیت کیفی-کمی (آمیخته) از نظر نوع کاربردی و از روش های تحقیق آمیخته، از شیوه اکتشافی، از نوع متوالی استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها، در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی، خبرگان و مطلعین کلیدی منابع انسانی در نظام بانکی و دانشگاه ها می باشند. روش نمونه گیری در بخش کیفی، غیر احتمالی شامل تکنیک های هدفمند(زنجیره ای و گلوله برفی) که بر مبنای آن تعداد 18 مصاحبه با اساتید دانشگاه و خبرگان بانکداری صورت گرفته و از بین ایشان، با 10 نفر از طریق گروه کانونی مصاحبه شده است. جهت تجزیه و-تحلیل اطلاعات در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا و کدگذاری باز، محوری و گزینشی ، و نرم افزار مکس کیودا استفاده شده است. جامعه آماری در بخش کمی، مدیران بانک سپه و تعداد جامعه 322 نفر بوده که نمونه 175 نفری با استفاده از فرمول کوکران و با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شده اند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات در بخش کمی، از روش معادلات ساختاری و نرم افزار پی. ال. اس استفاده شده است. الگوی به دست آمده شامل روابط یادگیری سازمانی و توانمند سازی کارکنان، مولفه-ها، شاخص ها و پیامدهای توانمندسازی بر اساس یادگیری سازمانی است. بر اساس یافته های تحقیق، توانمندسازی کارکنان بر اساس یادگیری سازمانی؛ موجب افزایش بهره وری، شایسته سالاری و ... در بانک سپه می شود.
درک ارزش ها در خدمات عمومی: ارزش های مدیران در سازمان های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رفتار سازمانی سال هشتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۲۹)
101 - 134
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف ارائه الگوی سنجش ارزش های مدیران دولتی در دستگاه های اجرائی استان مازندران انجام شده است. روش پژوهش ازلحاظ هدف، کاربردی- توسعه ای است. در این پژوهش کارکنان دستگاه های اجرائی استان به عنوان جامعه آماری انتخاب و براساس فرمول کوکران، 248 نفر نمونه تعیین شده اند. پژوهش در دو مرحله به اجرا درآمده است؛ در گام اول شناسایی ابعاد و مؤلفه های مدل ازطریق بررسی ادبیات نظری و مصاحبه با کارشناسان و با استفاده از روش نمونه گیری هدف مند انجام شد که براساس نظرات کارشناسان، درنهایت 9 بُعد و 27 گویه برای طراحی مدل استخراج شد. در مرحله دوم نیز برای اعتبارسنجی مؤلفه های شناسایی شده، از روش تحلیل عاملی تائیدی و ابزار پرسشنامه استفاده شد. داده ها با روش تحلیل معادلات ساختاری و فنون آمار توصیفی تحلیل شده اند . یافته های پژوهش با استفاده از معادلات ساختاری نشان داد، همه گویه ها، به عنوان سازه معتبر در ارزش های مدیران دولتی هستند، یعنی مقدار میانگین واریانس استخراج شده (AVE) برای همه گویه ها بیشتر از 50/0 بود. مدل نهایی پژوهش هم با شاخص های برازش (071/0=RMSEA، 022/0=RMR، 97/0=NFI و 96/0=GFI) مورد تأیید قرار گرفت. از طرفی نیز سطح میانگین ارزش های مدیران دولتی و شاخص های آن (به جز ارزش فداکاری) در نمونه آماری از میانگین درنظرگرفته شده بیشتر بوده است. ارزش های اجتماعی تأثیر معنی داری بر ارزش های فردی مدیران دولتی دارد و وجود رابطه علّی میان آنها تأیید شده است.
تاثیر ویژگی های روانی-اجتماعی کار بر بهزیستی حرفه ای: نقش تعدیلگر تجارب بازیابی
منبع:
مدیریت منابع انسانی پایدار سال اول پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱
231 - 253
حوزههای تخصصی:
امروزه، ویژگی های روانی- اجتماعی کار از عوامل تأثیرگذار بر نگرش ها و رفتارهای کارکنان در محیط کار است. هدف این پژوهش بررسی رابطه بین ویژگی های روانی- اجتماعی کار با بهزیستی حرفه ای و تبیین نقش تعدیل گر تجارب بازیابی است. این پژوهش، دارای ماهیت کاربردی است و از نظر گردآوری داده ها جزء پژوهش های توصیفی-پیمایشی، از نوع همبستگی محسوب می شود. جامعه آماری پژوهش حاضر، کارکنان شرکت نکا چوب مازندران شامل 680 نفر می باشد و داده های پژوهش از طریق نمونه گیری تصادفی ساده از 257 نفر جمع آوری شد. برای سنجش متغیرها از پرسش نامه های استاندارد استفاده شد و پایایی آنها با استفاده از روش آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. برای آزمون فرضیه های تحقیق از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار پی ال اس استفاده شد. یافته ها نشان داد که ویژگی های روانی-اجتماعی کار بر بهزیستی حرفه ای تأثیر مثبت و معنی داری دارد و اثر تعدیل گر تجارب بازیابی کارکنان بر رابطه بین این دو متغیر تأیید نشد. سازمان هایی که با توجه به ماهیت وظایفشان دارای مشاغل دشوار می باشند(مانند حفاظت منابع طبیعی)، می توانند برای حفظ و ارتقای بهزیستی کارکنان خود از یافته های این پژوهش بهره بگیرند.
از دوسوتوانی مدیریت منابع انسانی تا عملکرد سازمانی: تأثیرات مدیریت استعداد و فناوری اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی سال ۹ بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۱
115 - 142
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ارتقای عملکرد سازمانی جزو اولویت های همیشگی مدیران است و منابع انسانی در این زمینه نقشی بی بدیل دارد. هدف اصلی این مقاله، بررسی تأثیر دوسوتوانی مدیریت منابع انسانی بر عملکرد سازمانی با نقش تعدیل کنندگی فناوری اطلاعات و میانجی گری مدیریت استعداد است. روش شناسی: پژوهش حاضر کاربردی و توصیفی همبستگی است. گردآوری داده ها از طریق پرسشنامه و از نظرات 281 نفر از مدیران واحدهای صنعتی انجام پذیرفته است. داده های پژوهش به روش مدل سازی معادلات ساختاری از طریق حداقل مربعات جزئی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. یافته ها: دوسوتوانی مدیریت منابع انسانی تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد سازمانی دارد. همچنین، نقش میانجی مدیریت استعداد در رابطه بین دوسوتوانی مدیریت منابع انسانی و عملکرد سازمانی تأیید شد. فناوری اطلاعات نیز رابطه بین دوسوتوانی مدیریت منابع انسانی و مدیریت استعداد را تعدیل می کند. نتیجه گیری: در واحدهای صنعتی مورد مطالعه، اجرای سیاست های فناوری اطلاعات در روابط بین دوسوتوانی مدیریت منابع انسانی و مدیریت استعداد بر عملکرد سازمانی تأثیرگذار خواهد بود.
نقش میانجی سکوت سازمانی در تأثیر تحلیل رفتگی شغلی بر تصمیم گیری سازمانی (مورد مطالعه: بانک مسکن استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی سال ۹ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۳
1 - 26
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تحلیل رفتگی و سکوت سازمانی در شمار مهم ترین نگرانی های مدیریت منابع انسانی امروزین به شمار می روند که پیامدهای ناگواری برای سازمان به همراه دارند. برای افزایش شناخت موجود در این زمینه پژوهش حاضر تأثیر تحلیل رفتگی شغلی بر کیفیت تصمیم گیری سازمانی را با میانجی گری سکوت سازمانی بررسی می کند. روش شناسی: روش این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نوع توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری آن را ریاست، معاونت و پایه وران شعب بانک مسکن استان تهران تشکیل می دهند که با روش نمونه گیری خوشه ای 296 نفر از آنان به عنوان نمونه انتخاب شدند. تحلیل داده ها با استفاده از معادلات ساختاری به کمک نرم افزار اس.پی.اس.اس و لیزرل انجام شده است. یافته ها: تحلیل رفتگی و سکوت سازمانی با هم رابطه مستقیم دارند. همچنین تحلیل رفتگی شغلی و و هر سه مؤلفه آن (تحلیل عاطفی، مسخ شخصیت و کاهش موفقیت فردی) هم به صورت مستقیم و هم از طریق سکوت سازمانی بر کیفیت تصمیم گیری سازمانی تأثیر منفی دارد. نتیجه گیری: با افزایش تحلیل رفتگی در سازمان کیفیت تصمیم گیری افول می کند و این کاهش در صورت وجود سکوت سازمانی شدیدتر هم می شود. در واقع کارکنان تحلیل رفته برای مشارکت فعالانه در تصمیم گیری های سازمانی تمایلی ندارند.