فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۰۱ تا ۷۲۰ مورد از کل ۷٬۲۱۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائلی که امروزه سازمان ها را تهدید می کند، بحث فلات زدگی شغلی و اثرات آن بر روی عملکرد کارکنان و سازمان است که می تواند پایداری توسعه فعالیت های سازمان و توسعه توانمندی های کارکنان را تحت تأثیر قرار دهد. اهمیت این موضوع در آن است که پیش بینی و تشریح این فرآیند، عملاً امکان هدایت رفتار کارکنان به سوی روندی مطلوب و نظام مند را ممکن می سازد. هدف از این پژوهش، شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر فلات زدگی شغلی در شرکت توزیع برق هست، عوامل با استفاده از مرور ادبیات و پیشینه پژوهش شناسایی و استخراج گردید. برای اولویت بندی و بررسی روابط بین عوامل از تکنیک دیمتل خاکستری استفاده شده است. نتایج نشان داده است که عدم تناسب فرد با شغل و متوقف ماندن بیش از حد در شغل از اهمیت (قدرت) بالایی برخوردارند. همچنین مقایسه عوامل از نظر شدت تأثیرپذیری و تأثیرگذاری نشان داده است که تنوع شغلی پایین و ساختار سازمانی ناکارآمد از نظر تأثیرگذار قطعی (علت) و مقایسه خود با افراد دیگر در پست های بالاتر و احساس نامنصفانه بودن ارتقا از نظر تأثیرپذیر قطعی (معلول) بالاترین اولویت را دارند. به کارگیری نتایج این پژوهش و بررسی عوامل موثر بر فلات زدگی شغلی باعث تعدیل فلات زدگی در سازمان ها می شود و از این طریق زمینه لازم برای توسعه توانمندی های کارکنان، افزایش رضایت و انگیزه آن ها در کار فراهم می شود. سازمان ها برای مقابله با این پدیده از استراتژی چرخش شغلی، غنی سازی شغلی و توسعه شغلی استفاده می کنند. با انجام این تحقیق می توان وضعیت موجود فلات زدگی کارکنان را شناخت و برنامه ریزی لازم برای رفع یا کاهش این ویژگی را طراحی و اجرا نمود. همچنین با بهره گیری از نتایج این تحقیق عوامل زمینه ای موثر بر فلات زدگی شغلی شناسایی می گردد و می توان ضمن شناسایی متغیرهای مؤثر اقدامات لازم را جهت کاهش و تعدیل تأثیر آن ها به کاربرد.
طراحی مدل انگیزش رهبران کارآفرین براساس نظریه خودتعیین گری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رفتار سازمانی سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۴۷)
69 - 122
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از شاخص های توسعه ی پایدار در کشورهای درحال توسعه، کارآفرینی می باشد و گسترش روحیه ی کارآفرینی در جامعه اثر مثبت و مطلوبی بر رشد اقتصادی و اجتماعی کارآفرینان دارد. هدف پژوهش حاضر استخراج مدل انگیزش رهبران کارآفرین است و لذا با توجه به فقدان نظریه و مدل در این حوزه، هدف این است که مدل انگیزش رهبران کارآفرین ارائه شود. به همین منظور، پژوهش کیفی مبتنی بر استراتژی نظریه پردازی داده بنیاد (رویکرد گلیزری) استفاده شد و بعد از تحلیل عمیق مصاحبه ها، استخراج کدها و روابط علّی و معلولی آن ها، مدل انگیزش رهبران کارآفرین بر اساس چارچوب نظریه ی خودتعیین گری استخراج شد. یافته های پژوهش، زمینه ساز شناسایی پیشران های اصلی انگیزش رهبران کارآفرین و تبیین روابط علّی و معلولی آن ها، تبیین پدیده ی محوری (انگیزش) و خروجی ها و پیامدهای ناشی از انگیزش کارآفرینان است. نتایج این پژوهش می تواند منجر به ارائه ی پیشنهاد هایی به مسئولان جامعه، کارآفرینان و علاقه مندان به کارآفرینی شود. در پایان براساس یافته های پژوهش پیشنهادهای لازم در سه حوزه (کاربردی، موضوعی و روش شناختی) ارائه شده است.
طراحی الگوی پیدایش مدیران تصادفی در سازمان ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت سازمان های دولتی سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۴۴)
155 - 170
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی پیدایش مدیران تصادفی در سازمان ها بود. این مطالعه از نظر هدف توسعه ای و ماهیتاً اکتشافی است که به روش کیفی و با رویکرد نظریه داده بنیاد انجام شده است. جامعه آماری پژوهش سازمان های دولتی شهر اصفهان بوده که 14 نفر از مدیران این سازمان ها به روش هدفمند و رعایت قاعده اشباع نظری به عنوان اعضای نمونه انتخاب و داده های موردنیاز در پژوهش نیز با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری شده است. پس از تحلیل مصاحبه ها، 82 مفهوم مورد شناسایی قرار گرفته که در قالب 6 مقوله عوامل علی، پدیده محوری، عوامل زمینه ای، عوامل مداخله گر، راهبردها و پیامدها دسته بندی شده است. نتایج حاکی است پیدایش مدیران تصادفی تحت تأثیر عوامل علی مانند عدم وجود شاخص های شفاف و مشخص عملکردی در ارتقا و انتصاب، جایگزینی روابط به جای ضوابط، حاکمیت تفکر الیگارشی در سازمان، ضعف یا فقدان نظام جانشین پروری در سازمان، ضعف سیستم ارزیابی عملکرد و مانند آن بوده و عوامل زمینه ای فردی و سازمانی و نیز عوامل مداخله گر نیز پیدایش این پدیده در سازمان ها را تحت تأثیر قرار می دهند. راهبردهای پیشگیری از پیدایش مدیران تصادفی نیز در سه سطح فردی، گروهی و سازمانی مورد شناسایی قرار گرفته است. نتایج همچنین حاکی است پیدایش مدیران تصادفی پیامدهای منفی متنوعی در سطوح فردی، گروهی، سازمانی و فراسازمانی به دنبال خواهد داشت. یافته های پژوهش حاضر می تواند بینش مناسبی در ارتباط با چگونگی پیدایش پدیده مدیران تصادفی ایجاد کرده و زمینه جلوگیری از آن را برای برنامه ریزان و سیاست گذاران نظام اداری فراهم آورد
شمشیر دولبه کنجکاوی: کشف پیامدهای فضولی در سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رفتار سازمانی سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۴۸)
103 - 132
حوزههای تخصصی:
امروزه اهمیت مفهوم حریم خصوصی افراد در سازمان بالا رفته و اغلب کارکنان در صورت مواجهه با سؤالاتی که جنبه فضولی دارند آزرده خاطر خواهند شد. هدف از انجام این مطالعه، شناسایی پیامدهای فضولی در سازمان با تأکید بر نیمه تاریک کنجکاوی است. در پژوهش حاضر از روش کیفی و راهبرد تحلیل مضمون برای شناسایی پیامدهای فضولی در سازمان استفاده شد. مشارکت کنندگان در این پژوهش، پرستاران مراکز درمانی استان اصفهان بودند. داده ها از طریق 38 مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. با تحلیل داده ها، چهار مقوله اصلی و 11 مقوله فرعی به عنوان پیامدهای فضولی در سازمان از دیدگاه پرستاران شناسایی شدند. مقوله های اصلی عبارت اند از: پیامدهای منفی فردی (اختلالات روانی و نشانه های آن، بروز هیجانات منفی، کاهش عملکرد فردی و اتلاف وقت و گسست روان شناختی از کار)، پیامدهای منفی بین فردی (کاهش تعاملات میان فردی و روابط میان فردی ناسالم)، پیامدهای منفی سازمانی (بروز رفتار انحرافی در سازمان و محیط کاری ناسالم) و پیامدهای مثبت فردی (مدیریت بهتر شیفت کاری و افراد، خیرخواهی و کمک به همکاران و افزایش اطلاعات فردی و یادگیری). یافته های این پژوهش نشان داد که علاوه بر پیامدهای منفی گسترده ای که فضولی در سطح سازمان به دنبال دارد، پیامدهای مثبتی نیز در سطح فردی خواهد داشت. در نهایت، پژوهش حاضر به مدیران توصیه می کند که صیانت از حریم خصوصی را در اولویت قرار دهند و فرهنگ احترام به مرزهای شخصی کارکنان را برای کاهش پیامدهای منفی فضولی در سازمان تقویت کنند.
تأثیر روابط سیاسی بر اجتناب مالیاتی: نقش تعدیل گر مسئولیت اجتماعی منابع انسانی در شرکت های کوچک و متوسط در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در اکثر کشورها، از جمله موضوعات مهم و مورد توجه در پژوهش ها، بحث اجتناب مالیاتی، نحوه اندازه گیری، عوامل موثر بر آن و نتایجی است که از آن حاصل می شود. اجتناب مالیاتی منجر به کمتر بودن درآمدهای مالیاتی کشورها از میزان برآورد شده می شود. یکی از عوامل اساسی تأثیرگذار بر انگیزه های مدیریت برای اجتناب مالیاتی در کشورهای در حال توسعه، عامل سیاسی بودن مدیران شرکت ها بدلیل دولتی بودن شرکت ها می باشد. از طرف دیگر مسئولیت پذیری اجتماعی هدایت شده توسط دولت می تواند در کاهش اجتناب مالیاتی شرکت ها موثر باشد. در این پژوهش تلاش می شود تأثیر روابط سیاسی بر اجتناب مالیاتی شرکت ها بررسی و نقش تعدیل گر مسئولیت اجتماعی منابع انسانی در ارتباط بین این متغیرها شناسایی شود. جامعه آماری پژوهش حاضر شرکت های کوچک و متوسط فعال در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. بدین منظور تعداد 126 شرکت در بین سال های 1393-1399 با استفاده از روش نمونه-گیری حذف سیستماتیک انتخاب گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل رگرسیون چند متغیره به روش داده های ترکیبی با اثرات ثابت و نرم افزار Eviews 9 استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که روابط سیاسی شرکت بر اجتناب مالیاتی آن تأثیر دارد و مسئولیت اجتماعی منابع انسانی در ارتباط بین روابط سیاسی شرکت و اجتناب مالیاتی نقش تعدیل گر دارد.
تحلیل تأثیر روش های انتقال فناوری بر ظرفیت جذب شرکت های اکتشاف و تولید ایران (E&P)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طول سده گذشته کشور ایران تلاش های زیادی برای انتقال فناوری از طریق شرکت های نفتی داشته، ولی کمتر در این عرصه موفق بوده است. یکی از دلایل این عدم توفیق را می توان در میزان ظرفیت جذب شرکت های نفتی در پذیرش فناوری های انتقال یافته جُست. هدف پژوهش حاضر تحلیل تأثیر روش های انتقال فناوری بر ارتقای ظرفیت جذب شرکت های نفتی به روش توصیفی پیمایشی است. به این منظور ضمن بررسی کامل معیارهای مؤثر بر ظرفیت جذب در روش های انتقال فناوری، وضعیت روش های انتقال فناوری در شرکت های اکتشاف و تولید ایران از این منظر مورد پیمایش قرار گرفت . جامعه آماری این پژوهش را کلیه خبرگان و متخصصان حوزه مدیریت فناوری و حوزه نفت و گاز تشکیل دادند که با روش نمونه گیری هدفمند، 31 نفر از آنها انتخاب شد و برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه محقق ساخته و برای تحلیل داده از آزمون تی استفاده شد. نتایج حاکی از آن است که با تکیه بر 20 معیار منتخب ظرفیت جذب و بررسی بیش از 23 روش همکاری در بین شرکت های ایرانی، 15 روش بیشترین تأثیر را بر ظرفیت جذب در شرکت های ایرانی داشته اند. در همین راستا رهیافت های سیاستی نیز ارائه شد.
نقض قراردادهای منحصربه فرد و هویت زدایی شغلی و سازمانی: نقش تعدیلگر شهرت ادراک شده از حرفه و مرحله کارراهه شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سویه مثبت مفهوم هویت در کار و سازمان، تحت عنوان «هویت یابی شغلی/ سازمانی» مورد مطالعه پژوهشگران داخلی و خارجی قرار گرفته است. آنچه در این رابطه کمتر مورد پژوهش قرار گرفته، سویه منفی این مفهوم تحت عنوان «هویت زدایی شغلی/ سازمانی» است. هدف این مقاله بررسی تأثیرِ نقضِ قراردادهای منحصربه فرد بر هویت زدایی شغلی و هویت زدایی سازمانی است. در این رابطه، نقش میانجی حمایت سازمانی ادراک شده، و نقش تعدیلگرِ شهرت ادراک شده از حرفه و مرحله کارراهه شغلی سنجیده شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری، کارکنان چهار شرکت فناوری مالی (فین تک) بودند و حداقل نمونه آماری به تعداد 293 نفر بر اساس آزمون های مورد استفاده و نرم افزار G-Power انتخاب شد. داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری و رویکرد حداقل مربعات جزئی با نرم افزار Smart-PLS3 تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد، نقضِ قراردادهای منحصربه فرد بر هویت گریزی سازمانی اثرگذار است، اما رابطه مستقیم آن با هویت گریزی شغلی تأیید نشد. در عین حال، نقضِ قراردادهای منحصربه فرد از طریق متغیر میانجی حمایت سازمانی ادراک شده بر هر دو متغیر هویت زدایی شغلی و سازمانی اثرگذار بود. شهرت ادراک شده از حرفه به عنوان متغیر تعدیلگر در رابطه میان نقضِ قراردادهای منحصربه فرد و هویت زدایی شغلی اثرگذار نبود، اما مرحله کارراهه شغلی تأثیر تعدیلگری معناداری در رابطه میان نقضِ قراردادهای منحصربه فرد و هویت زدایی سازمانی داشت. مطالعه حاضر کمک می کند مدیران سازمان در سیاستگذاری های خود با درک کاملتری از مفهوم هویت و پیوستارِ «هویت یابی- هویت گریزی»، به امکان های ایجاد کننده یا تعدیل کننده هویت زدایی، هم در زمینه شغل و هم در ساحت سازمان توجه بیشتری معطوف دارند.
شناسایی و اولویت بندی پیشایندهای مدیریت بهره ور منابع انسانی در دوره کرونا (مورد مطالعه: سازمان اداری و استخدامی کشور)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
100 - 121
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با اینکه درباره تأثیر کووید ۱۹ و پیامدهای آن روی شیوه های کاری و مدیریت منابع انسانی، بحث های زیادی شده است، پژوهشی در رابطه با مدیریت مؤثر و کارآمد منابع انسانی در این دوره، صحبتی به میان نیاورده است و خلأ نظری بسیاری زیادی در آن وجود دارد. با شناخت مقوله های اصلی مدیریت مؤثر و کارآمد منابع انسانی در سازمان های متولی و تصمیم گیرنده، می توان ضمن برون رفت از زیان های آن، استراتژی هایی را اتخاذ کرد. از همین رو، هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی و اولویت بندی عوامل تأثیرگذار در مدیریت مؤثر و کارآمد منابع انسانی در دوره کروناست. روش: این پژوهش از منظر هدف کاربردی است و روش پژوهش آن، از نوع روش ترکیبی یا آمیخته است و به ترتیب از روش تحلیل مضمون و پیمایش استفاده شده است. جامعه آماری بخش کیفی، کلیه بازیگران مؤثر سازمان اداری و استخدامی کشور در زمینه منابع انسانی است. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند که یکی از روش های نمونه گیری کیفی است، این افراد شناسایی شدند و از ۱۳ خبره مصاحبه به عمل آمد. روش نمونه گیری بخش کمّی، احتمالی و به شیوه سیستماتیک بود که در نهایت ۳۱ نفر به پرسش نامه ها پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده شد. یافته ها: با بررسی مصاحبه ها ۸۰ کد شناسایی شد که از ۸۰ کد اولیه، ۱۵ مضمون پایه، ۷ مضمون سازمان دهنده و ۳ مضمون فراگیر استخراج شد. در بخش کمّی، تمامی مضامین مقادیری بالاتر از حد مقبول را کسب کردند و تناسب مضامین (شاخص های) مدل، از مناسب بودن مدل اندازه گیری حکایت دارد. نتیجه گیری: در شرایط نامشخص ناشی از کووید ۱۹، برای مدیریت مؤثر و کارآمد منابع انسانی در سازمان، باید به سه رکن توجه کرد: ۱. هوشمندسازی و منعطف سازی فرایندهای سازمانی؛ ۲. توانمندسازی محیطی و روانی سازمان و آماده سازی زیرساخت های لازم؛ ۳. مدیریت، بهسازی و ارتقای توانمندی و قابلیت های منابع انسانی.
طراحی مدل رفتار مصرف کننده در فضای بازاریابی دیجیتال کسب و کارهای ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر طراحی مدل رفتار مصرف کننده در فضای بازاریابی دیجیتال کسب و کارهای ورزشی بود که به شیوه مطالعات کیفی و از روش اشتراوس و کوربین انجام گرفت. نمونه آماری پژوهش خبرگان و صاحب نظران در حوزه مدیریت ورزشی بودند که به روش هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند و حجم نمونه با در نظر گرفتن فرض اشباع نظری انجام گرفت. جهت جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد که محقق با انجام 15 مصاحبه به اشباع نظری رسید. روایی سؤالات مرحله به مرحله مورد تایید خبرگان قرار گرفت و پایایی سؤالات مصاحبه به روش بازآزمون %92 بدست آمد. با تجزیه و تحلیل داده ها450 کد اولیه، 56 مقوله فرعی و 8 مقوله اصلی بدست آمد که طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی، مدل تحقیق طراحی گردید. نتایج نشان داد که در رفتار مصرف کننده ورزشی در بازاریابی دیجیتال کسب و کارعوامل مؤثر شامل عوامل علی (بازاریابی دیجیتال)، عوامل زمینه ای (عوامل سازمانی و عوامل روانشناختی)، عوامل مداخله گر (پیشرفت تکنولوژی و عوامل محیطی)، راهبردها (استراتژی سازمانی) و پیامدها (رشد و تعالی سازمانی) می باشد و مقوله اصلی، رفتار مصرف کننده دیجیتال است که این مقوله کلیه مقولات دیگر را تحت پوشش قرار می دهد، بنابراین بهتر است مسئولین و مدیران بازاریابی دیجیتال دیدگاه استراتژی محور و فرآیند محور بر رفتار مصرف کننده دیجیتال داشته باشند و ساختار سازمان مبتنی بر دانش، یادگیری، عملکرد باشد.
مؤلفه ها و شاخص های منتورینگ همتا برای توسعه حرفه ای معلمان: مرور سیستماتیک براساس مدل رایت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی منابع انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۳)
66 - 44
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی مؤلفه های منتورینگ همتا برای معلمان است. رویکرد پژوهش حاضر کیفی و روش آن مرور سیستماتیک براساس مدل رایت و همکاران(2007) است. جامعه پژوهش، متشکل از 623 مقاله درباره مؤلفه های منتورینگ همتا برای معلمان است که بین سال های 2014 تا 2023 میلادی در مجلات علمی معتبر ارائه شده اند. نمونه پژوهش شامل 30 مقاله است که به صورت هدفمند جمع آوری و براساس پایش موضوعی داده ها انتخاب شده اند. داده های پژوهش از تحلیل کیفی اسناد مورد مطالعه، گردآوری شده اند. بر اساس تجزیه و تحلیل داده ها، مؤلفه های منتورینگ همتا برای معلمان در 6 بُعد و 18عامل طبقه بندی شدند. این ابعاد شامل بُعد مؤلفه های فردی-شخصیتی(مشتمل بر عوامل؛ شخصی سازی، مدیریت فرآیند، انگیزش و علاقه و ویژگی شناختی)، بُعد اجتماعی-فرهنگی(مشتمل بر عوامل؛ توجه به فرهنگ یادگیری، ایجاد اجتماعات حرفه ای و هم کنشی مؤثر)، بُعد سازمانی(مشتمل بر عوامل؛ حمایت و پشتیبانی) و بعد مؤلفه های مشاوره ای(مشتمل بر عوامل؛ مهارت های ارتباطی، اخلاق مداری و نظارت بالینی)، مؤلفه های آموزشی (مشتمل بر عواملی چون؛ تخصص محوری، یادگیری مشارکتی، آموزش اصیل و فناوری آموزشی) و مؤلفه های پژوهشی (مشتمل بر عواملی چون؛ مهارت های پژوهشی و تلفیق نظریه و عمل) است.
واکاوی رویکردهای استراتژیک توسعه نوآوری در بخش کشاورزی هوشمند ایران با به کارگیری روش SIMUS(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر، واکاوی رویکردهای استراتژیک توسعه نوآوری برای کسب وکارهایی است که قصد دارند جایگاه قابل قبولی در آینده کشاورزی ایران داشته باشند. مصاحبه عمیق با 12 خبره منتخب، روش دلفی و بررسی اسناد کتابخانه ای روش های جمع آوری و بررسی داده ها بودند. محدوده پژوهش کل بخش کشاورزی ایران و جامعه هدف، کلیه فعالین و ذی نفعان بخش کشاورزی ایران هستند. پس از استخراج روندهای کلان، استراتژی های توسعه نوآوری و نوآوری های اختصاصی بخش کشاورزی با به کارگیری ابزارهای تجزیه وتحلیل استراتژیک، ضمن استخراج مهم ترین عوامل محیطی (فرصت و تهدید) و مهم ترین عوامل داخلی (ضعف و قوت)، نسبت به موقعیت یابی استراتژیک کسب وکارهای ایرانی اقدام شد. با استفاده از روش سیموس به عنوان یک رویکرد پیشرفته در تصمیم گیری چندمعیاره،استراتژی ها و نوآوری های استخراج شده، رتبه بندی شدند. مهم ترین نقطه ضعف کسب وکارهای ایرانی نداشتن دانش و مهارت تخصصی و مدیریتی و مهم ترین نقطه قوت، برخورداری از نیروی های انسانی جوان و خلاق شناسایی شد. خرده مالکی گسترده و عدم بلوغ اکوسیستم نوآوری در بخش کشاورزی مهم ترین تهدیدها و غنی بودن اکوسیستم کشاورزی ایران و همچنین سرمایه انسانی جوان، خلاق و تحصیلکرده مهم ترین فرصت ها شناسایی شدند. همکاری های استراتژیک جهت توسعه نوآوری های کاربردی منطبق بر بلوغ اکوسیستم نوآوری کشاورزی به عنوان برترین استراتژی و تجاری سازی داخلی نوآوری های پیشرفته به عنوان ضعیف ترین استراتژی شناسایی شدند. نوآوری های مرتبط با کارایی بازار و کارایی مزرعه به عنوان مناسب ترین نوآوری ها و نوآوری های مرتبط با مزارع پیشرفته به عنوان نامناسب ترین نوآوری ها به منظور توسعه نوآوری در بخش کشاورزی ایران شناسایی شدند.
نقش یادگیری سازمانی در تمایل به تغییر معلمان با میانجی گری توسعه حرفه ای آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی نقش یادگیری سازمانی در تمایل به تغییر معلمان با میانجی گری توسعه حرفه ای آنان بود. جامعه پژوهش کلیه معلمان دوره ابتدایی استان کردستان در سال 1401-1400 که تعداد آنان برابر با 6803 نفربود، که از این جامعه با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی و بر مبنای فرمول کوکران نمونه ای به حجم 364 معلم انتخاب شد. روش پژوهش کمی از نوع مطالعات همبستگی و رویکرد مدل سازی معادله ساختاری کوواریانس محور است. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های یادگیری سازمانی گارسیامورالس و همکاران (2006)؛ توسعه حرفه ای نوا (2008) و تمایل به تغییر دانهام و همکاران (۱۹۸۹) استفاده شد. پایایی و روایی پرسشنامه ها با روش های آلفای کرانباخ و تحلیل عاملی تأییدی بررسی شدند، جهت تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری به وسیله نرم افزار lisrel استفاده شد. نتایج نشان داد یادگیری سازمانی معلمان دارای اثر مستقیم مثبت (22/0)، اثر غیرمستقیم مثبت (1856/0) و اثر کل مثبت (4056/0) و معنادار بر تمایل به تغییر معلمان در سطح 05/0 است. توسعه حرفه ای معلمان دارای اثر مستقیم مثبت (32/0) و معنادار بر تمایل به تغییر معلمان در سطح 05/0 است. همچنین متغیرهای یادگیری سازمانی معلمان و توسعه حرفه ای آنان قادر به تبیین 23 درصد واریانس تمایل به تغییر معلمان هستند، مقدار واریانس تبیین شده تمایل به تغییر معلمان با توجه به مقدار تی آن (72/8) در سطح 05/0 معنادار است.. نتایج پژوهش مبین آن بودکه یادگیری سازمانی معلمان به واسطه توسعه حرفه ای آنان بر تمایل به تغییر معلمان اثر دارد. نتیجه حاضر با تلفیق نتایج مطالعات ارائه شده در پژوهش حاضر در تبیین این رابطه غیرمستقیم هماهنگ است.
بررسی تاثیر مثلث تاریک شخصیت بر پنهان سازی دانش و فرهنگ یادگیری سازمانی (موردمطالعه: اساتید دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و توسعه منابع انسانی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۲ شماره ۳۶
126-150
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف بررسی جوانب تاریک و تیره شخصیت بر پنهان سازی دانش با نقش میانجی فرهنگ یادگیری سازمانی صورت پذیرفته است. پژوهش حاضر ذیل پارادایم اثباتی و در گروه پژوهش های کاربردی است. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش 3 پرسش نامه استاندارد است، طیف مورداستفاده در پرسش نامه پژوهش طیف لیکرت است. پایایی ابزار پژوهش نیز بر اساس آزمون آلفای کرونباخ مولفه های مثلث تاریک شخصیت (75/0)، پنهان سازی دانش (77/0)، فرهنگ یادگیری سازمانی (71/0) به تأیید رسیده است، جامعه آماری پژوهش شامل اساتید دانشگاه تهران است. حجم نمونه در این پژوهش با استفاده از نرم افزار نمونه گیری Spss Sample power برابر با 187 نفر و شیوه نمونه گیری در این پژوهش نمونه گیری در دسترس است. ابزار تجزیه وتحلیل اطلاعات پرسش نامه ای پژوهش نرم افزار آماری SPSS و AMOS است. به منظور عدم وجود تأثیر بین متغیرها و تعمیم نتایج به دست آمده از حجم نمونه به جامعه آماری از مدل رگرسیونی ساده، مدل میانجی و مدل مسیر جهت ارزیابی فرضیه های پژوهش و مدل مفهومی پژوهش استفاده شد.. بنابراین با توجه به یافته های حاصل از پژوهش می توان اذعان نمود مثلث تاریک شخصیت بر پنهان سازی دانش تأثیرگذار بوده و 31 درصد واریانس پنهان سازی دانش توسط مولفه مثلث تاریک شخصیت تبیین شده است. ابعاد مثلث تاریک شخصیت (ماکیاولیسم، خودشیفتگی، بعد اختلالات فکری و روانی) بر پنهان سازی دانش تأثیرگذار است. 38 درصد واریانس مولفه پنهان سازی دانش توسط ابعاد مثلث تاریک شخصیت (ماکیاولیسم، خودشیفتگی، بعد اختلالات فکری و روانی) تبیین شده است. در تأثیر مثلث تاریک شخصیت بر پنهان سازی دانش متغیر فرهنگ یادگیری سازمانی دارای نقش میانجی جزئی است.
تبیین روابط متقابل بین توانمندسازی روانی، هوش معنوی کارکنان وکاهش حوادث و سوانح شغلی (مطالعه موردی: شرکت ملی صنایع مس ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و توسعه منابع انسانی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۲ شماره ۳۶
151-174
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تبیین روابط متقابل بین توانمندسازی روانی، هوش معنوی کارکنان و کاهش حوادث و سوانح شغلی، است. تحقیق حاضر از فرآیندی سه مرحله ای تبعیت می کند. بدین منظور در مرحله اول، ابتدا به روش اسنادی و کتابخانه ای اقدام به مرور و مطالعه ادبیات علمی موجود و قابل دسترس، جهت احصا عوامل اثرگذار بر ابعاد تحقیق شد. سپس، از روش دلفی فازی جهت نهایی کردن و بومی سازی عوامل تأثیرگذار بر ابعاد سه گانه، استفاده گردید. در پایان با کمک تکنیک DEMATEL - based ANP (DANP) ، روابط میان متغیرهای اصلی، فرعی و چگونگی تأثیر آنها بر هم (تاثیر متقابل) تعیین شد. جامعه آماری نهایی این تحقیق را 11 نفر از کارکنان خبره حوزه رفتار سازمانی و مدیران ارشد ایمنی، سوانح و کنترل شرکت ملی صنایع مس ایران، تشکیل دادند. برای انتخاب نمونه، از نمونه گیری قضاوتی استفاده شد که روشی غیر احتمالی است. نتایج تحقیق نشان داد که توانمندسازی روانی و هوش معنوی کارکنان، بصورت مستقیم و یک طرفه بر کاهش حوادث و سوانح شغلی اثر می گذارند و این بدان معنا می باشد که ارتقا و بهبود توانمندسازی روانی و هوش معنوی کارکنان موجب کاهش حوادث و سوانح شغلی خواهد شد. همچنین، مشخص گردید بین توانمندسازی روانی و هوش معنوی کارکنان، ارتباطی دوسویه برقرار است.
تنهایی در محیط کار؛ ارائه نقشه دانشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رفتار سازمانی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۴۶)
211 - 240
حوزههای تخصصی:
امروزه به ویژه در دوران کرونا و پساکرونایی، تحقیقات پیرامون "تنهایی در محیط کار" بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی وضعیت فعلی دانش مرتبط با موضوع تنهایی در محیط کار در نشریات علمی است. برای دستیابی به این هدف، روند پژوهشهای انجام شده از سال 1966 تا 2022 با استفاده از تحلیل کتابشناختی و از طریق نرم افزار VOSviewer مورد بررسی قرار گرفت. در مجموع 2240 مستند از پایگاه استنادی وب آف ساینس بازیابی و یافته ها نشان داد بیشترین درصد مطالعات تنهایی در محیط کار در سال 2021 انجام شده است. کشورهای امریکا، چین و انگلیس بیشترین سهم را در مطالعات داشته و بیشترین مطالعات در حوزه علوم مدیریت و ارتباطات است. ویلیامز، کی دی در میان نویسندگان بیشترین ارجاع را داشته و به ترتیب واژگان کلیدی بیگانگی، طردشدگی و در مطالعات اخیرکلیدواژه تنهایی در محیط کار ظهور یافته است. نتایج به دست آمده در این پژوهش، افقی جدید پیش روی محققینی که علاقمند به پژوهش در این حوزه می باشند گشوده و به فهم بهتر این پدیده کمک نموده و با ارائه یک نمای کلی از مطالعات انجام شده در تنهایی در محیط کار پیشنهاداتی را برای پژوهش های آتی ارائه می نماید.
الگوی مدیریت منابع انسانی دانش محور در سازمان های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت منابع انسانی پایدار سال ۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۹
262 - 241
حوزههای تخصصی:
امروزه در تمامی سازمان ها، مدیریت دانش و مدیریت منابع انسانی به عنوان مفاهیم مکمل و دیده می شوند. مدیریت منابع انسانی دانش محور یکی از الزامات اصلی و اساسی سازمان های دولتی است که در بسیاری از جوامع، پیاده سازی و بکارگیری شده است. هدف اصلی تحقیق حاضر، ارائه الگوی مدیریت منابع انسانی دانش محور در سازمان های دولتی است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش شناسی، ترکیبی یا آمیخته است. رویکرد مورد استفاده در تحقیق، رویکرد مت والی تبیینی است که در آن، ابتدا داده ها و اطلاعات کمّی گردآوری و تحلیل می شوند، و سپس اطلاعات کیفی مورد بررسی قرار می گیرند. در فاز اول مطالعه، از روش تحلیل محتوای کمّی، و در فاز دوم به منظور طراحی الگوی مربوطه از روش کیفی نظریه داده بنیاد بهره برده شده است. مطابق با یافته های تحقیق، در فاز اول از میان 214 تحقیق مرتبط، 28 تحقیق اصلی یا معیار شناسایی و مورد تحلیل قرار گرفتند. در فاز دوم، داده ها و اطلاعات از طریق نمونه گیری هدفمند، از 12 تن از خبرگان این حوزه با استفاده از ابزار مصاحبه های نیمه ساختاریافته استخراج شدند. گزاره های مستخرج با استفاده از رهیافت نظامند استراوس و کوربین کدگذاری شدند که در نهایت، 137 کد باز، 63 کد محوری و 20 کد انتخابی حاصل شدند. مطابق با الگوی حاصله می توان نتیجه گرفت که منابع انسانی دانش محور، وابسته به شیوه های مدیریت منابع انسانی است که مجموعه ای از شیوه های مورد استفاده سازمان برای مدیریت منابع انسانی از طریق تسهیل توسعه شایستگی ها و مدیریت دانش را در بر می گیرد و ضمن ایجاد سرمایه فکری دانش محور؛ سازمانی یادگیرنده و چا
تدوین الگوی لنگرهای شغلی کارکنان اداره کل ثبت اسناد و املاک استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت سازمان های دولتی سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۴۴)
121 - 138
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تدوین مدلی جامع برای لنگرهای شغلی کارکنان اداره کل ثبت اسناد و املاک کشور انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، توسعه ای -کاربردی و روش پژوهش، ترکیبی از نوع داده بنیاد است. جامعه آماری پژوهش کارکنان در بخش کمی، کارکنان اداره کل ثبت اسناد و املاک کشور که تعداد آن ها 488 نفر است که براساس آن تعداد 153 نفر براساس فرمول کوکران به عنوان نمونه آماری و به روش تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب شدند. در روش کیفی نمونه گیری تا زمان رسیدن به نقطه اشباع در بخش خبرگان، به روش غیرتصادفی هدفمند بود. در بخش کیفی برای استخراج عوامل مؤثر بر لنگرهای شغلی کارکنان، از روش میدانی و ابزار مصاحبه استفاده شد. در بخش کمی، پس از استخراج مولفه های لنگرهای شغلی کارکنان از طریق مصاحبه؛ پرسشنامه ای تنظیم و در بین کارکنان توزیع شد. داده های حاصل از در بخش کیفی از تحلیل محتوا و با استفاده از نرم افزار مکس کیودا و در بخش کمی از مدل معادلات ساختاری و نرم افزار SmartPLS استفاده گردید. نتایج نشان داد که عوامل علی مؤثر بر نوآوری کارکنان شامل عوامل سازمانی، فراسازمانی، فردی و ملی باید جستجو کرد. همچنین، از نظر خبرگان این تحقیق مقوله محوری را می توان معادل با نوآوری در ساختار سازمانی، آموزش، پژوهش، سرمایه انسانی، فناورانه و در تجهیزات دانست.
بررسی وضعیت جذب سرمایه گذار داخلی در استان آذربایجان شرقی (مطالعه موردی شهرستان مراغه)
حوزههای تخصصی:
اعتماد عمومی از مفاهیمی است که روز به روز بر نقش و اهمیت اجتماعی آن افزوده می شود زیرا عناصر اعتماد عمومی بسترساز مشارکت و همکاری میان اعضای جامعه است. بنابر این اعتماد در زمینه های مختلف اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی می تواند پیشرفت همه جانبه را به همراه آورد. حال اگر بحث وجود اعتماد بین مردم و دولت باشد این امر مهم تر جلوه می کند. با توجه به اهمیت موضوع، تحقیق حاضر، به چگونگی تأثیرگذاری سیاست ها و اقدامات دولت، در رابطه با جلب اعتماد و ایجاد احساس امنیت در سرمایه گذاران شهرستان مراغه می پردازد. در این پژوهش، برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق حاضر تمام مراجعه کنندگان به سازمان صنعت، معدن و تجارت شهرستان مراغه طی محدوده زمانی تحقیق 3 ماه می باشد که از تیر سال 1395 شروع و تا پایان شهریور 1395 خاتمه می یابد. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده و در نهایت تعداد 267 نفر به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. جهت تعیین وضعیت هر کدام از متغیرها از آزمون مقایسه میانگین یک جامعه و برای بررسی ارتباط بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون در نرم افزار SPSS استفاده شده است. نتایج نشان می دهد متغیرهای عملکرد دولت، پاسخگویی و ضمانت دولت در وضعیت نامناسبی قرار دارند. اما وضعیت متغیر اطلاع رسانی از سوی دولت مناسب، وضعیت متغیر مسئولیت پذیری متوسط به دست آمد. علاوه بر این مطابق نتایج آزمون همبستگی، بین متغیرهای عملکرد، پاسخگویی، ضمانت، اطلاع رسانی مسئولیت پذیری با متغیر اعتماد و احساس امنیت رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد.
طراحی الگوی توسعه حرفه ای مدیران با رویکرد داده بنیاد: پژوهشی کیفی در آموزش وپرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و توسعه منابع انسانی سال ۱۰ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۹
39 - 78
حوزههای تخصصی:
نظام آموزشی زمینه ساز رشد و توسعه فکری و زمینه ساز بلوغ و تحقق ظرفیت های انسانی است و مدیران آموزش وپرورش باید از لحاظ حرفه ای برای انجام موفقیت آمیز این رسالت توسعه یابند زیرا بخش عظیمی از پیچیدگی و حساسیت نظام آموزشی به رفتار مدیران برمی گردد و موفقیت سازمان در رسیدن به اهداف و مأموریت های سازمانی منوط به وجود مدیران کاردان و لایق است؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی توسعه حرفه ای مدیران آموزش وپرورش طراحی شد. برای انجام پژوهش از رویکرد کیفی با روش گرانددتئوری استفاده گردید. جامعه پژوهش، کلیه صاحب نظران، اساتید و مدیران ارشد حوزه منابع انسانی در آموزش و پرورش بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند با 21 نفر از صاحب نظران مصاحبه شد. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. برای تجزیه و تحلیل یافته های کیفی از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد "توسعه مهارت های شناختی-رهبری- مدیریتی و توسعه اخلاق حرفه ای" به عنوان مقوله های محوری، "برنامه ریزی توسعه حرفه ای، استعداد سازمان، فرصت های آموزشی و یادگیری و خودتوسعه ای" به عنوان شرایط علی، " شبکه سازی، ارشادگری، امکانات و منابع و مدیریت مسیر شغلی" به عنوان راهبردها، مقوله های " ارزش ها و فرهنگ سازمانی، گروه مدیران و شرایط کاری" به عنوان بستر، " عوامل سازمانی، جو یادگیری- بهسازی- توسعه و موانع و درگیری مدیران" به عنوان شرایط مداخله گر مطرح شدند و جانشین پروری می تواند پیامدهایی برای توسعه فردی و سازمانی در آموزش و پرورش و اثرات مثبت فراسازمانی برای جامعه داشته باشد. این مدل می تواند در راستای توسعه حرفه ای و بهبود کیفیت آموزش و مدیریت منابع انسانی و شایسته سالاری در آموزش وپرورش بسیار موثر و سودمند باشد.
ارائه مدل رسانه خبری اعتمادساز در شرایط بحران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات میان رشته ای ارتباطات و رسانه دوره ۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۹
128 - 109
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل بنیادین و بسیار مهم در حوزه اطلاع رسانی رسانه های خبری، اعتمادسازی است. رسانه های خبری همواره در تلاش هستند تا ضریب اعتماد مخاطبان را نسبت به اخباری که ارائه می کنند، افزایش دهند، زیرا ادامه فعالیت این رسانه ها وابسته به اعتماد و اطمینان مخاطب است. لذا هدف کلی این پژوهش، ارائه مدل رسانه خبری اعتمادساز در شرایط بحران است. با توجه به سؤالات تحقیق و ماهیت اکتشافی آن، جهت گیری پژوهش از نوع کیفی با رویکرد داده بنیاد و از نظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی است. سطح تحلیل فرد بوده و جامعه آماری پژوهش، خبرگان حوزه مدیریت رسانه ، شامل اساتید دانشگاهی و مسئولان سازمان صدا و سیما هستند که به روش گلوله برفی و با معیار اشباع نظری، 8 نفر انتخاب شدند. یافته های مصاحبه ها، کدگذاری (باز، محوری و انتخابی) شده و مفاهیم و مقوله های به دست آمده، تجزیه و تحلیل شدند. شرایط علّی شامل عوامل درون رسانه ای (رعایت اصل بی طرفی، رعایت اصل استقلال و...) و عوامل برون رسانه ای (رعایت مصلحت نظام، سیاستگذاری صحیح رسانه ای و...) بر رسانه خبری اعتمادساز در شرایط بحران اثرگذار هستند. افزایش اعتماد مخاطبین به رسانه خبری، افزایش سطح مشارکت مدنی شهروندان، ارتقای سطح انسجام اجتماعی، ارزیابی مثبت از عملکرد رسانه خبری، پر کردن خلأ اطلاعاتی و تمایل شهروندان به استفاده از رسانه خبری داخلی، به عنوان پیامدهای اعتمادسازی رسانه خبری در شرایط بحران شناسایی شدند.