ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۱۴٬۹۹۵ مورد.
۱۲۱.

بررسی دوسویه «آگاهی کلی» و «تألم وجودی» در ارجاع به خودشناسی بر مبنای فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: فلسفی زیستن علیت نارضایتی علم حضوری خودسازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۵۰
نظریه «خودشناسی» از جمله اندیشه های بنیادین در فلسفه ملاصدرا است که توأمان نگرش های فلسفی و بینش های عرفانی او را پیوند می زند. در این باره، می توان در رابطه با ضرورت و اهمیت خودشناسی ذیل پروژه «فلسفی زیستن» نیز تأمل کرد؛ بر همین اساس، پرسش مقاله این است که خودشناسی چه نسبتی با فلسفی زیستن دارد؟ یا به عبارت بهتر، چگونه مقوله های مهم فلسفی و امور زندگی روزمره می توانند فلسفه پژوه را به سوی الزام به خودشناسی سوق دهند؟ فرضیه مقاله نیز این است که اساساً، خودشناسی را باید بنیاد و شرط اقدام به زیست فلسفی به حساب آورد. در این میان، دو مقوله بیش از همه ضرورت و اهمیت این موضوع را آشکار می کنند؛ یکی، آگاهی های کلی و دیگری، تألمات وجودی. دو سویه «آگاهی کلی» و «تألم وجودی» نه فقط پدیده خودشناسی را ضرورت می بخشند، بلکه توأمان موجب قوام آن نیز می شوند؛ آگاهی کلی به مثابه یک جنبه معرفتی، از آن نظر که ماهیت آگاهی همواره به هستی مدرِک حواله می دهد و اینکه حقیقت آگاهی نیز فقط در بستر خودشناسی و برای خود-شناخته آشکار می شود و تألم وجودی به مثابه یک جنبه روانی، از آن نظر که ماهیت تألم همواره در تجربه بی واسطه من پناه می گیرد و در بستر آن است که حضور من که بایسته تحقق آرامش در زیست فلسفی است، محقق می شود.
۱۲۲.

فهم دیگری و بیناسوبژکتیویته: سارتر و مرلوپونتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: دیگری بیناسوبژکتیویته آگاهی بدن مندی سارتر و مرلوپونتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۵۲
در زمانه کنونی ما، گفتمان قدرت و دیگری سازی چنان بر روابط بیناسوبژکتیویته سیطره یافته است که به تمام لایه های زندگی اجتماعی، سیاسی، دینی و حتی زیست ساده انسان نفوذ کرده است. سیطره چنین نیرویی چنان گسترده و پیچیده شده است که گویی نیروی محرکی جز آن در زندگی انسان معاصر وجود ندارد. به نظر می رسد در تعریف دیگری و روابط بیناسوبژکتیویته با نوعی آپوریا روبه رو هستیم که در آن، رابطه سوژه با دیگری کماکان مبهم و پیچیده است. بر پایه این خطوط، ضروری است تا پژوهش های جدید با جدیت و اهمیتی بیشتر، مناسبات بیناسوبژکتیویته معاصر و وجوه مختلف مفهوم دیگری در آن را بررسی کنند. سارتر و مرلوپونتی از مهم ترین متفکرانی هستند که روابط بیناسوبژکتیویته را تحلیل و جایگاه و نقش دیگربودگی را در این روابط برجسته کرده اند. مدعا و یافته اصلی پژوهش حاضر این است که روابط ما با دیگری بر تنشی متعادل میان روابط تأملی و پیشاتأملی، تعارض و تعامل، حفظ فردیت و انحلال مرزهای میان خود-دیگری متکی است. این تنش ها پیش از آنکه مفاهیمی برساخت گرایانه باشند که نیازمند تدبیر و چاره باشند، صرفاً جنبه های ذاتی روابط بیناسوبژکتیویته هستند. کنش بیرونی و ساختار جبری نهادها و گفتمان قدرت و نقش ویرانگر آن ها در منقادسازی سوژه را نمی توان نادیده گرفت؛ اما هم زمان با عدول از برخی از تفاوت های سوژه و دیگری و تمرکز بر عاملیت و کنش گری سوژه، ضروری است تا جهت یابی جریان ها و رویدادهای بیناسوبژکتیویته را آمیزه و ملغمه ای از این دو رویکرد دانست.
۱۲۳.

واکاوی تفکرات ارسطو و سوفسطائیان درباره حکومت مطلوب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انواع حکومت حکومت مطلوب طبقه متوسط برابری قانون طبیعت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۸
تعیین حکومت مطلوب و تبیین مهم ترین مؤلفه های آن، همواره یکی از موضوعات مهم و چالش برانگیز حقوقدانان، سیاستمداران و فیلسوفان بوده است. امروزه، تعریف های مختلفی از حکومت مطلوب ارائه شده و در آن ها، به شاخص های مهمی چون مشارکت عمومی، قانون گرایی و برابری افراد اشاره شده است. معیار های تعیین حکومت مطلوب، یکی از مهم ترین چالش های فکری فیلسوفان و سوفیست ها در سده های پیشین بوده است که این تزاحم دیدگاه ها نیازمند واکاوی و بررسی می باشد. ارسطو به یک حکومت ترکیبی در دست یابی به حکومت مطلوب معتقد بود و در این راستا، بیشترین میزان انطباق با طبیعت مدنی آدمی را، جامع ترین شرط استمرار و بقاء حکومت مطلوب می دانست؛ اما در مقابل، علی رغم فقدان دیدگاه واحد درباره حکومت مطلوب در اندیشه سوفیست ها، آن ها همواره در بیان آراء خود، به منافع متکثر افراد و بیشترین میزان بهره مندی از امکانات موجود تاکید می کردند. در این نوشتار، ضمن تبیین تفصیلی دیدگاه ارسطو نسبت به قسم بندی حکومت ها و به ویژه تعیین نوع حکومت مطلوب، دیدگاه های سوفیست ها در این باره و نزاع فکری آنان با فیلسوفان نیز بررسی شده است.
۱۲۴.

فلسفه متقدم ویتگنشتاین: خوانش ها و کاربردها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: فلسفه امر ناگفتنی سکوت نشان دادن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۱
بنیاد اندیشه متقدم ویتگنشتاین این است که مفاهیمی مثل خدا و ارزش ها نماینده ای در میان نام ها ندارند، یعنی هیچگاه نامیده نمی شوند، زیرا نام ها تنها در برابر اشیا قرار می گیرند که اجزای بسیط و صلب جهان هستند. از آنجا که این امور هیچگاه نامیده نمی شوند و نشانه های ساده درون گزاره ندارند که نماینده آنها در گزاره باشند، بنابراین هیچگاه گزاره ای معنادار درباره آنها شکل نمی گیرد و نمی توان درباره آنها سخنی معنادار گفت. اگر نظریه ویتگنشتاین به همین جا ختم می شد، ما حق داشتیم ویتگنشتاین را پوزیتیویست بنامیم. اما فقرات انتهایی رساله شواهدی در اختیار ما قرار می دهد دال بر اینکه تفسیر پوزیتیویستی از رساله نمی تواند آن چیزی باشد که ویتگنشتاین مد نظر داشت. ویتگنشتاین ادعا نمی کرد که خدایی در کار نیست و زندگی یک سره فاقد معنا است و ارزش ها توهم هستند، بلکه استدلالش متوجه حدود زبان بود. او می گفت درباره آنچه بیرون از حد زبان است باید سکوت اختیار کرد.
۱۲۵.

بررسی رویکرد ارزش شناختی جبرگرایی در فلسفه فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مبانی علوم انسانی اسلامی ارزش شناسی جبرگرایی فلسفه اسلامی فلسفه فناوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۱
هرچند فناوری موجب آسایش و رفاه انسان شده، اما پیامدهای مخرب آن نیز از دید فیلسوفان علوم انسانی پنهان نمانده است. یکی از چالش های اساسی در این حوزه، رویکرد ارزش شناختی جبرگرایی در فلسفه فناوری است. آیا انسان در اختیار فناوری است، یا فناوری در اختیار انسان؟ و آیا اهداف و ارزش ها از ابزارها تفکیک پذیرند؟ این پژوهش با رویکردی عقلانی، کوشیده است جبرانگاری در فلسفه فناوری را از منظر ارزش شناختی، تحلیل، بررسی و نقد کند. به همین منظور، ابتدا نسبت اراده گرایی و جبرگرایی و ارتباط آنها با ذات گرایی و ابزارگرایی را بررسی کرده، سپس در تحلیل رویکرد مباشر و غیرمباشر جبرگرایانه به فناوری، ارتباط آن با ارزش ها را تحلیل نموده است. داده های این پژوهش به شیوه «کتابخانه ای» گردآوری و با روش «تحلیل منطقی» بررسی شده اند. در نقد دیدگاه جبری به فناوری، باید به وجود اعتباری فناوری توجه کرد. ازاین رو نمی توان آن را به مثابه نیرویی تلقی نمود که انسان ها را تحت تسلط و تدبیر خود قرار می دهد. بی توجهی به لوازم منطقی اراده و اختیار انسان در نظام های اختیاربنیان (مانند اخلاق و حقوق) از دیگر چالش های این رویکرد است. این تحلیل به همراه بررسی شرط ارزشمندی (یعنی اکتسابی بودن صفت یا اختیاری بودن فعل) نشان می دهد که محصولات فناورانه فی نفسه ارزشمند محسوب نمی شوند. با این حال، اگر فناوری را در قالب فعل فاعل مرید در نظر بگیریم، با توجه به نیات فاعل، می توان آن را ارزش داوری کرد.
۱۲۶.

بررسی رابطه آزادی انتخاب عقیده با ارتداد در چارچوب توحید تشریعی با تأکید بر نظرات آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: خامنه ای ارتداد آزادی عنصر قانونی ارتداد ربوبیت تشریعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۳
رشد تجربه گرایی و نو اندیشی نسبت به مباحث دینی، نگاههای جدید به دین را رقم زده است که دغدغه آنها، مطابقت احکام دینی، به خصوص اسلام با مسائل جدید است. از جمله این مباحث، حکم ارتداد در صورت داشتن اعتقادی خلاف دین اسلام است. هدف: هدف مقاله حاضر، بررسی رابطه بین آزادی عقیده و ارتداد در چارچوب هدایت تشریعی با تأکید بر نظرات آیت الله خامنه ای بود. روش: این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفت. یافته ها: اولاً، حکم ارتداد در صورتی تحقق پیدا می کند که دو عنصر مادی و قانونی ارتداد در او محقق شود؛ ثانیاً، حکم ارتداد بر رفتار و منش مسلمان واقعی بار می شود نه بر اعتقادات او. ثالثاً، اسلام چارچوب مشخصی را در زندگی فردی مشخص کرده که عبارت است از: مسئولیت انسان در مقابل تمام اعمال و اعضا و جوارح، مسئولیت انسان در تحقیق برای انتخاب عقیده درست و ممنوعیت تقلید کورکورانه. در صورت عدم رعایت این چارچوب، نزد خدا پاسخگوست، اگرچه مجازات دنیوی ندارد. در عرصه اجتماعی، فقیه جامع الشرایط باید با رعایت چارچوب عدالت محوری، مسئولیت در مقابل دین مردم و مسئولیت برای رشد عقلانی مردم، به رفع موانع رشد جامعه بپردازد. در این عرصه در صورت تحقق حکم ارتداد و اظهار علنی آن؛ چون مانعی در مقابل آزاداندیشی و هدایت مردم ایجاد می شود، حاکم اسلامی باید در مقابل آن بایستد. نتیجه گیری: خداوند حکیم، همان طور که در نظام تکوین، تمام نیازهای تکوینی انسان را فراهم کرده ، تمام قوانین مورد نیاز انسان را نیز در چارچوب ربوبیت تشریعی بیان کرده است.
۱۲۷.

Averroës and the Inductive Turn: Revealing the Path to Modernity(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: induction Deduction Syllogism Greco-Islamic Averroë Aristotle liminal medieval

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۷
This article examines a particularly influential development in medieval political philosophy.  This development ensued during the liminal period of the late medieval era’s transition to the modern era.  In the Greco-Islamic tradition of this transition, the Arab philosopher and theologian Averroës (Ibn Rushd) wrote insightful commentaries on the works of logic in Aristotle’s Organon.  From his scholarly studies, Averroës developed a unique approach to advancing the use of inductive logic in dialectical syllogisms.  Among his discoveries, Averroës had identified a rather vague reference in one of Aristotle’s works that suggested the possibility of modifying the logically deductive structure of demonstrative syllogisms.  After further reflection on Aristotle’s reference, Averroës developed the possibility of an “inductive turn” to transform the syllogistic structure of deductive logic into the syllogistic structure of inductive logic.  Averroës contended that an interchange of the major premise with the conclusion of a logically deductive structure of a demonstrative syllogism would result in the transformation of the logically deductive structure into a logically inductive structure and thus into a dialectical syllogism.  By the end of the liminal period, Averroës’s inductive turn had been influential with many scholars in the Latin West, including Christian theologian Thomas Aquinas, analytical philosopher John Buridan in his approaches to understanding science, and the acceptance of the hypothetico-deductive analyses of natural philosophy of Francis Bacon and Thomas Hobbes.
۱۲۸.

سر واضح در آثار ملاصدرا در ارتباط با مفهوم صدور، ولادت و تناکح(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سر مجاز صدور ولادت تناکح

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۴
فلسفه اسلامی دانشی «سهل ممتنع» است بدین معنا که اگر مفاهیم آن درست تصور شود، تصدیق به بسیاری از قضایای آن ساده خواهد بود اما از آنجایی که تصور درست از این مفاهیم به سختی حاصل می شود، تصدیق به قضایای بدیهی و فطری آن همانند قاعده الواحد، سخت شده است. از جمله اموری که موجب سختی تصور مفاهیم فلسفه شده است، سرگویی و مجازگویی فراوان در فلسفه است که این کار برای متهم نشدن به کفر یا رعایت حال مخاطب غیر ماهر در فلسفه، انجام گرفته است. همچنین این سرگویی و مجازگویی فراوان باعث شده است که اشخاص غیر ماهر در فلسفه حتی آنجا که مفاهیم به روشنی و به معنای حقیقی استعمال می شود، آن را حمل بر سرگویی و مجاز گویی کنند. تا جایی که مفهوم روشن، حالتی مخفی و رازگونه پیدا می کند. که می توان از آن تعبیر به «سرٌ واضح» کرد. از جمله ی این مفاهیم، مفهوم صدور، ولادت و تناکح است. که به خاطر آنکه استعمال آنها مجاز پنداشته می شود، حالتی سر گونه پیدا کرده اند و فهم قواعد فطری و بدیهی فلسفه صدرائی را سخت تر کرده اند. در این پژوهش با روشی توصیفی و تحلیلی بر اساس مبانی ملاصدرا، استعمال حقیقی این الفاظ در فلسفه صدرائی، بدون آنکه لازمه آن مادی انگاری خداوند باشد، اثبات می شود.
۱۲۹.

بررسی چالش ها وکارکردهای معرفت شناسی دینی از دیدگاه پلانتینگا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معرفت شناسی باور دینی چالش های علم دینی کارکردهای علم دینی آلوین پلانتینگا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۹۵
تعریف ها و دیدگاه های گوناگونی درباره علم دینی، نشان دهنده تنوع فکری دراین باره است. نظریه علم دینی، معرفت شناسی اصلاح شده یا معرفت شناسی باور دینی آلوین پلانتینگا به عنوان یکی از نظریه های برجسته در این حوزه در محافل علمی غرب و شرق توجه ویژه ای را به خود جلب کرده است. نهادینه شدن این نظریه می تواند به ایجاد تحولی سترگ در سطح جهانی بینجامد. پژوهش پیش رو، به شیوه تحلیلی _ توصیفی و مطالعات اسنادی، به بررسی چالش ها و کارکردهای نظریه معرفت شناسی باور دینی (اصلاح شده) آلوین پلانتینگا پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد چالش هایی مانند تقابل علم دینی با علم الحادی، نهادینه شدن طبیعت به جای خلقت، چالش مبناگرایی کلاسیک، چالش قرینه گرایی، چالش داستان تکاملی حیات، چالش تجربه گرایی، در حاشیه بودن دین و استقرار علم بر مبانی تفکر الحادی، ازجمله چالش ها و موانع اصلی در راه تحقق علم دینی هستند. کارکردهای این نظریه هم دربردارنده رویکرد حداکثری به دین، منبع شدن علم در تولید دین، گستردگی باورهای پایه (بدیهی)، شکست تحدید علم، توسعه توجیه باورهای معرفتی، رونق دوباره مسیحیت و توسعه احکام عقل است. با رفع چالش های یادشده و تحقق کارکردهای مزبور، زمینه برای حاکمیت دوباره دین در امور گوناگون اجتماعی فراهم می شود. این پژوهش، بر اهمیت این نظریه به عنوان راهکاری برای روبه روشدن با چالش های معاصر و بهره برداری از فرصت های پیش رو تأکید می کند.
۱۳۰.

Building Sustainability: Crip Time and Disability Justice in the Spanish Medical Industrial Complex(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Critical Disability Studies Crip Time Marea Blanca Chronic Fatigue chronic pain

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۸۶
This paper examines the intersection of Crip Time and Disability Justice within the Spanish medical-industrial complex, uncovering the systemic barriers faced by disabled individuals, particularly those with chronic pain and fatigue. It argues for a paradigm shift toward more inclusive and sustainable healthcare temporalities that prioritize care, interdependence, and accessibility over efficiency and productivity. Building on the history of healthcare activism in Spain, with a focus on movements such as Marea Blanca, the paper integrates the principles of Disability Justice and Crip Theory to critique the rigid temporal structures imposed by medical institutions. These structures marginalize disabled individuals by enforcing normative timelines that fail to accommodate their lived experiences. The chapter highlights the necessity of rethinking healthcare systems to embrace temporalities that sustain well-being and challenge the austerity-driven logic of the Medical Industrial Complex. This paper analyzes Spanish healthcare settings and draws on previous experiments in Disability Justice activism for citizens living with chronic pain or chronic fatigue to envision a future of healthcare grounded in justice and sustainability. It advocates for flexible, patient-centered care models that respect and adapt to diverse temporalities. This approach proposes a shift in public healthcare policies toward long-term collective flourishing and equity.
۱۳۱.

تبیین تکاملی برخی از آموزه های دینی بر اساس آراء دیوید باس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روان شناسی تکاملی دین تکامل دین باورهای دینی دیوید باس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۸
دیوید باس از بارزترین نظریه پردازان حوزه روان شناسی تکاملی است معروفیت او بیشتر به خاطر نظریه "استراتژی های جنسی" است. بررسی ما بر روی آثار او نشان می دهد که بسیاری از یافته های علمی او با برخی از باورهای دینی همخوانی و سازگاری دارد . این پژوهش کوشیده است تا نشان دهد که از این یافته های علمی می توان برای تبیین بهتر اندیشه های دینی استفاده کرد چراکه این یافته ها هدف، فلسفه و کارکرد برخی از باورهای دینی را که تا قبل از این تفسیر مشخصی نداشتند، آشکار و روشن می سازد. در عین حالی که نظریات روانشناسی تکاملی دین به طور عام و یافته های دیوید باس به طور خاص نمی توانند جنبه ماورایی داشتن باورهای دینی را از نفس بیندازند.
۱۳۲.

رئالیسم پس از چرخش زبانی از منظر رورتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رورتی چرخش زبانی رئالیسم صدق بازنمایی بازی زبانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۰
بنا به نظر رورتی، چرخش زبانی انقلابی بود که می بایست منازعات رئالیستی و ضد رئالیستی را منحل می کرد؛ اما رئالسیم با قدمتی به درازای تاریخ فلسفه از چنان نفوذی برخوردار بود که حتی فیلسوفان زبانی نظیر پوزیتویست های منطقی که موضع خود را علناً در برابر متافیزیک می دانستند، نتوانستند به طور کامل از چنگ آن خلاصی یابند. این امر به دلیل مبنا قرار گرفتن نظریه مطابقت صدق و روی دیگر این سکّه، یعنی نظریه بازنمایی در فلسفه زبان فیلسوفان تحلیلی بود. رورتی با تمسک به فیلسوفانی که این دو نظریه یادشده را به نفع وحدت سوژه ابژه کنار می گذارند، درصدد استدلال برای اولیّه بودن مفهوم صدق و نیز وابسته بودن آن به خود زبان، نه چیز فرا زبانی، برمی آید؛ از این رو، زمانی که صدق به خود زبان بازگشت، دیگر جایی برای واقعیتی خارج از زبان نمی ماند که کاربر زبان برای دست یابی به حقیقت مجبور به بازنمایی آن باشد. در نهایت، هدف او این است که نشان دهد کاربر زبان همواره در تماس مستقیم با جهان خارج به عنوان یکی از شرایط علّی ایجاد بازی های زبانی ما است و نه به عنوان تبیین گر و توجیه کننده گزاره های تکین زبان ما؛ بنابراین، رورتی با کنار گذاشتن مرزهای زبان و تمام دوگانه ها، فلسفه زبان خالصی را مجاز می داند که رئالیسم در آن محکوم به انحلال است.
۱۳۳.

فلسفه اشراق سهروردی و غزالی

نویسنده: مترجم:

کلیدواژه‌ها: سهروردی غزالی مشکاه الانوار حکمه الاشراق نور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۶
در این مقاله نشان می دهم که اندیشه شهاب الدین سهروردی (درگذشته ۵۸۷ق)، بنیان گذار جریان فکری موسوم به «اشراقی» در فلسفه اسلامی-ایرانی، به نحو قابل توجهی تحت تأثیرات افکار ابوحامد غزالی (درگذشته ۵۰۵ق) قرار دارد؛ کسی که هم به دلیل نقدهای مستمرش بر فلسفه مشاء اسلامی و هم به دلیل استفاده گزینشی از آن، شناخته شده است. بخش نخست این مقاله نشان می دهد که بنیان های عقلانی هستی شناسی نور در نظام فکری سهروردی، در بسیاری از جنبه های مهم، از رساله «مشکاه الانوار» غزالی اخذ شده است. بخش دوم مدعی است که نحوه مواجهه سهروردی با یکی از مسائل سرنوشت ساز کلامی، یعنی مسئله علم خداوند به جزئیات نیز می تواند به عنوان تأثیرپذیری و تعامل با اندیشه های غزالی تفسیر شود. در پایان، با توصیفی کلی از هر دو اندیشمند به نتیجه گیری می پردازم.
۱۳۴.

بررسی نوعیت منطقی گونه های زیستی بر اساس تفسیر استاد مطهری از مبانی حکمت متعالیه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: نوعیت منطقی گونه های زیستی استاد مطهری حکمت متعالیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۱
سال ها از گونه های زیستی به عنوان انواع و ذوات طبیعی در منطق و فلسفه اسلامی یاد می شد. فلسفه ی پیش از ملاصدرا نیز با نگاه سنتی زیست شناسی به گونه، تطابق داشت. اما با پذیرش نظریه تکامل در زیست شناسی تصویر ذات گرایانه از گونه های زیستی در فلسفه زیست شناسی مخدوش شد و اکنون تقریباً تمام تعاریف و تبیین های رایج در فلسفه زیست شناسی با مطرح کردن مسائلی هم چون گونه زایی و تبار مشترک، با این تصویر ذات گرایانه در تعارض است. ملاصدرا با مطرح کردن مبانی نو مانند اصالت وجود، تشکیک وجود و حرکت جوهری اساس و مبانی فلسفه های پیش از خود را فرو ریخت. استاد مطهری با در نظر گرفتن این تغییرات بنیادین و در ضمن تبیین این مبانی، مطالبی را به صورت پراکنده مطرح نموده است که جمع آوری این مطالب حاکی از آن است که با پذیرش مبانی حکمت متعالیه لاجرم باید تصویر ذات گرایانه از تمام انواع طبیعی از جمله گونه های زیستی را کنار گذاشت و علاوه بر آن، مبانی هم چون تشکیک وجود و حرکت جوهری با تصویری که نظریه تکامل از گونه ها ایجاد کرده است، سازگاری قابل ملاحظه ای دارد.
۱۳۵.

معنای زندگی (قسمت پایانی)

نویسنده: مترجم:

کلیدواژه‌ها: جهان بینی مسیحی جهان بینی علمی هدف وجود انسان معنای زندگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۲
عنوان بخش دوم مقاله «هدف وجود انسان» است. در این بخش دو معنا از هدف از یکدیگر متمایز می شود. در معنای اول، هدف معمولاً فقط به اشخاص یا رفتارشان نسبت داده می شود. در معنای دوم، هدف معمولاً فقط به اشیاء نسبت داده می شود. اگر زندگی انسان به معنای اول هدف نداشته باشد بی معنا خواهد بود اما جهان بینی علمی ما را مجبور نکرده است که زندگی مان را به این معنا بدون هدف بدانیم بلکه برای دستیابی به اهداف به ما قدرت بسیار بیش تری داده است. اگر زندگی انسان را به معنای دوم هدفمند بدانیم به او توهین کرده ایم زیرا او را به یک شئ و ابزار فروکاسته ایم. جهان بینی علمی هدف را به این معنا از انسان می گیرد اما جهان بینی مسیحی هدف را به این معنا به او می دهد، زیرا انسان را مخلوقی می داند که باید هدف خالقش را تحقق بخشد، هدفی که روشن نیست که چیست و نمی تواند رنج های فراوان و ناسزاوار در جهان را توجیه کند. در بخش سوم مقاله که عنوان آن «معنای زندگی» است گفته می شود که در جهان بینی مسیحی زندگی دنیوی ارزش زیستن ندارد. بنابراین اگر قرار است زندگی معنایی داشته باشد باید زندگی اخروی وجود داشته باشد. اما این نظر درست نیست زیرا معیاری را برای ارزیابی معنای زندگی به کار می گیرد که بیش از اندازه سطح بالا است. زندگی دنیوی، با معیار معمولی، می تواند ارزشمند باشد حتی اگر کوتاه باشد، اما اگر ارزشمند نباشد ابدی بودن آن کابوس واقعی است. نویسنده در بخش آخر مقاله به نتیجه گیری می پردازد. نتیجه گیری اصلی او این است که پذیرش جهان بینی علمی هیچ دلیلی به دست نمی دهد که بگوییم زندگی بی معنا است، بلکه برعکس دلایل خوبی به دست می دهد که بگوییم زندگی های بسیاری وجود دارند که بامعنا هستند. نتیجه گیری فرعی او این است که جهان بینی مسیحی، برخلاف ادعایش، نمی تواند تضمین دهد که زندگی معنا دارد. اگر از جهان بینی مسیحی، که اساساً نادرست است، دست بکشیم و جهان بینی علمی را اختیار کنیم زندگی می تواند معنا داشته باشد، گرچه تضمینی وجود ندارد.
۱۳۶.

بررسی واقع نمایی مشاهدات این جهانی در تجربیات نزدیک به مرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجربه نزدیک به مرگ مشاهدات آگاهی این جهانی عینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۳۷
تجربه های نزدیک به مرگ، مشاهداتی با سنخ تجربه گری ویژه اند که فراتر از ابزارهای همگانی و در دسترسِ مادی، تصویری از حالات انسانِ در آستانه [بازگشته از] مرگ را نشان می دهند. این مشاهدات، از قابلیت راستی آزماییِ معرفت شناختی برای دستیابی به وثاقت معرفتی برخوردارند. هدف این مقاله، نقادی تحلیل فیزیکالیستی مبتنی بر توهم انگاری تجارب بیرون از بدن است. در این میان، گونه شناختِ مشاهدات در تجربه های بیرون از بدن و گزارشی از منابع موجود با تاکید بر مشاهدات این دنیایی بیان شده است. این پژوهش با جمع آوری اطلاعات بر اساس روش کتابخانه ای و داده پردازی مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی طراحی شده است. در این پژوهش نشان داده خواهد شد که مشاهدات گزارش شده در این تجربه ها، به دو دسته سابجکتیو (آن جهانی) و آبژکتیو (این جهانی) قابل تقسیم اند. شفافیت تفکر، تجربه های فرازمانی، سرعت انتقالات تجربه گری، و داشتن تجربه های نوین فرامادی از ویژگی های دسته نخست از مشاهدات آن جهانی است. ادراکات فرابدنی و مشاهده رخ دادها و اتفاقات عینی روزمره از اوصاف مشاهدات این جهانی به شمار می روند. در این مقاله ضمن گزارشی از پژوهش های معتبر در خصوص مشاهدات این جهانی، بر پایه چهار رویکرد، توهم انگاری تجربه های نزدیک به مرگ مورد نقد قرار گرفته است. عینیت گزارش ها، تعدد اشتراکات، تجرد نفس و مساله آگاهی از مهم ترین تکیه گاه های این رویکردهای چهارگانه اند. با توجه به کاهش یا متوقف شدن سطح فعالیت های مغزی در تجربه های نزدیک به مرگ، مشاهدات ناظر بر رخ دادهای این دنیایی، قابلیت اعتبارسنجی معرفتی دارند.
۱۳۷.

تحلیل و نقد نیک خواهی بی طرفانه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: بی طرفی اخلاقی طرفداری ویژگیهای رابطه ای کلیت پذیری دوستی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۱۷
اولین و واضح ترین معنی بی طرفی اخلاقی، نیک خواهی بی طرفانه است به معنی اهمیت برابر دادن به خیر تک تک افراد در یکایک تصمیم گیری ها. لازمه این نوع بی طرفی نفی طرفداری نسبت به برخی از افراد است که به معنی اندازه ای از ترجیح آن ها و منافعشان بر دیگران است. هدف مقاله پیش رو، با توجه به ضیق مجال، بحث درباره یک جنبه محدود از مسأله متقابل بی طرفی و طرفداری در اخلاق است. نیک خواهی بی طرفانه را که دیدگاهی مهم درباره بی طرفی اخلاقی است تحلیل و نقد خواهیم کرد و وجوهی خاص از طرفداری را به عنوان پایگاهی برای نقد نیک خواهی بی طرفانه پیش خواهیم کشید. بر اساس نیک خواهی بی طرفانه، اگر منافعی که شما می توانید با تخصیص پول و وقت و توانتان به دیگران عاید آن ها کنید، حتی اندکی بیش از منافعی هستند که شما با این کار از دست می دهید، باید به این کار ادامه دهید، زیرا عمل بر اساس ویژگی های رابطه ای نه فقط «غیرعقلانی» بلکه «غیراخلاقی» است. اما هردوی این استدلال ها برای نیک خواهی بی طرفانه قابل رد هستند. نخست، طرفداری عقلانی نیز وجود دارد. دوم، نیک خواهی بی طرفانه از پشتوانه کلیت پذیری اخلاقی برخوردار نیست. سوم، اصل های طرفداری می توانند در ارزیابی بی طرفانه تأیید شوند. از سوی دیگر، نیک خواهی بی طرفانه نه فقط غیرمقدور است، بلکه اخلاق را از شکوفایی انسانی می گسلد.
۱۳۸.

نقد دیدگاه فایده گرایی با نظر به اشکالات گیگرنزر در علوم شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فایده گرایی علوم شناختی نظریه بیشینه سازی سود نظریه رضایت بخش گِرد گیگرنزر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۳
فایده گرایی یکی از نظریات اخلاق هنجاری همواره محل منازعه فیلسوفان بوده است. این نظریه در رویکردهای کلاسیک خود بیانگر آن است عملی به لحاظ اخلاقی خوب تلقی می شود که بیشترین میزان خیر را برای بیشترین افراد به ارمغان آورد. فیلسوفان اخلاق همواره به اشکالاتی در مورد مولفه های اساسی این نظریه برخورده اند که در آثار فرانکنا، جی جی اسمارت و دیگران قابل مشاهده است. این اشکالات از چشم انداز فلسفی وارد شده است. از طرف دیگر نظریات تصمیم گیری در علوم شناختی و روان شناسی شناختی در رویکرد بیشینه سازی سود و رویکرد رضایت بخش دنبال می شود. گِرد گیگرنزر در یکی از مقالات خود به نحو اجمالی اشاره ای به برخی از کاستی های نظریه پیامدگرایی از منظر علوم شناختی داشته است. در این پژوهش تلاش شده است تبیین دقیق تری از فایده گرایی و نظریات تصمیم گیری ارائه شود و اشکالات گیگرنزر مورد نقد و بررسی قرار گیرد. به نظر می رسد بر اساس نظریه بیشینه سازی سود، امکان تحقق مولفه های فایده گرایی کلاسیک و به طور ویژه فایده گرایی مدنظر بنتام وجود ندارد. همچنین امکان محاسبه چنین پیامدهایی چه به وسیله ذهن و چه ماشین های محاسباتی همانطور که در تقریر گیگرنزر به نحو کلی به آن اشاره شده است، امری غیرممکن است. همچنین وجود معیارهای متعدد، اختلاف نظرهای شخصی در تحقق و بیشینه سازی خیر از دیگر عواملی است که از نگاه علوم شناختی چنین محاسباتی را غیرممکن می سازد.
۱۳۹.

رابطه بین تفکر درباره آینده و نظریه ذهن با کارکردهای اجرایی در کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تفکر درباره آینده نظریه ذهن کارکردهای اجرایی کودکان پیش دبستانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۶
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین تفکر درباره آینده و نظریه ذهن با کارکردهای اجرایی در کودکان پیش دبستانی انجام شد. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه کودکان پیش دبستانی آوین و گل ها شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1401-1400 بود. به این منظور تعداد 150 نفر از این کودکان با استفاده از فرمول تاپاکینگ و همکاران (2007) و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به سیاهه کارکردهای اجرایی جیویا و همکاران(2015)، پرسشنامه تفکر آینده نگر کودکان مازاچووسکای و مهی(2020) و پرسشنامه نظریه ذهن استیرنمن(1999) پاسخ دادند. پس از گردآوری پرسش نامه ها، داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره به شیوه همزمان تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین تفکر درباره آینده و نظریه ذهن با کارکردهای اجرایی کودکان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (01/0>p). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز آشکار کرد که 5/58 درصد واریانس کارکردهای اجرایی به وسیله تفکر درباره آینده و نظریه ذهن تبیین می شود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که تفکر درباره آینده و نظریه ذهن توان پیش بینی کارکردهای اجرایی کودکان پیش دبستانی را دارند.
۱۴۰.

پیامدهای آموزه گناه فطری در انسان شناسی جدید(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انسان شناسی طبیعت انسان گناه فطری بدبینی روانکاوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۹
در قرون وسطا مسیحیت با تمسک به عهد عتیق از مفهوم «گناه فطری» دفاع می کرد. آموزه «گناه فطری» تناقض درونی داشت و تلاش کلیسا برای حل این مشکل با تمسک به بحث از «کلی ها» ناموفق بود. به همین علت در انسان شناسی جدید، مفهوم «گناه فطری» کنار گذاشته شد. بااین حال، این آموزه در چارچوب «باور به شرارت ذاتی انسان» در بخش مهمی از مبانی انسان شناختی اخلاق، روانکاوی و فلسفه تاریخ، بازسازی شد و با برچسبی علمی یا فلسفی به حیات خود ادامه داد. حتی گسترش شک و بی اعتمادی به عقل بشر و نگرانی از دسترسی انسان به فناوری و تلاش برای محدود کردن دسترسی انسان به طبیعت نیز با آموزه «گناه فطری» در ارتباط است. این نوشتار استدلال کرده است که باور به شرارت ذاتی انسان نیز مانند مفهوم «گناه فطری» دچار تناقض است و با روشی علمی یا عقلی قابل اثبات نیست. حتی روانکاوی نیز با روش تجربی یا عقلی نمی تواند شرارت ذاتی انسان را نشان دهد و زمانی که به ناخودآگاه تمسک می کند، به دیدگاهی ابطال نا پذیر و غیرعلمی تبدیل می شود. روش تاریخی نیز گرفتار «مغالطه نمود شر» است و از تمرکز تاریخ بر جنگ و کشتار نمی توان نتیجه گرفت شرارت در انسان ذاتی است یا غلبه دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان