آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۸۳

چکیده

هستی شناسی اخلاق و منطق اخلاق برخی از مباحث مهم فرااخلاق را تشکیل می دهند. مهم ترین بحث هستی شناسی اخلاق واقعی بودن یا واقعی نبودن ارزش ها و مهم ترین بحث منطق اخلاق، استننتاج یا عدم استنتاج «باید» از «هست» است. با توجه به ارتباط عمیق میان مباحث فرااخلاق، عدم استنتاج «باید» از «هست» را باید لازمه ی غیرواقع گرایی اخلاقی دانست. مور به رغم باور به واقعیت داشتن ارزش ها، به عدم استنتاج «باید» از «هست» معتقد است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی ابتدا به بیان دیدگاه مور در این باره پرداخته و سپس آن را بررسی کرده است. دستاورد پژوهش حاضر که نوآوری آن نیز به شمار می رود، این است که با نگاهی نو و نقدهایی جدید نشان داده که دیدگاه مور مبنی بر عدم استنتاج «باید» از «هست»، درست نیست و این نادرستی در نادرستی تحلیل او از واقع گرایی اخلاقی و چگونگی ارجاع ارزش های اخلاقی به واقعیت ریشه دارد.

Non-concomitance Between "Moral Realism" and the "Is-Ought Problem" in Moore's Thought (Explanation and Analysis)

Moral ontology and moral logic constitute the key discussions in metaethics. The primary issue in moral ontology concerns whether values are real, while in moral logic, the focus is on whether "ought" can be derived from "is." Viewing the deep interconnection between metaethical issues, the impossibility of deriving "ought" from "is" is often seen as a corollary of moral none-realism. However, despite his belief in the reality of values, Moore rejects the derivation of "ought" from "is." Adopting a descriptive-analytical method, this article first explains Moore's perspective on this matter and then critically examines it. As its innovation, the findings reveal that Moore's view rejecting the derivation of "ought" from "is" is flawed. This flaw stems from his incorrect analysis of moral realism and the way he draws moral values from reality.

تبلیغات