پروین ایزدی

پروین ایزدی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

جستار ژانر در نظریه هرمنوتیکی اریک هرش(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فهم تفسیر ژانر معنای لفظی نوع معنایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
اریک هرش در نظریه هرمنوتیکی خود، بر مسئله اعتبار در تفسیر متن تأکید دارد. ازاین رو وی درک معنای متن را با فهم معنای مقصود مؤلف به عنوان معیار حقیقت فهم پیوند می زند. ازنظر هرش ازآنجایی که معنا یک بار با اراده تعین بخش مؤلف تولید شده است، پس معنای متن همان معنای مقصود مؤلف است که دارای قابلیت انتقال و اشتراک پذیری است و می تواند در دسترس سایر مخاطبان قرار گیرد و ازآنجایی که هر سخن، با معنا و تفسیر ارتباطی دوسویه دارد، تفسیر متن نیازمند آگاهی از ساختار زبان و شرایط شکل گیری آن است. ازاین رو هرش مایل است بر اساس پیشرفت های انجام شده در زبان شناسی و فلسفه زبان از قصد مؤلف در تفسیر متن دفاع کند. او ایده ژانر را به عنوان یکی از اصول اساسی و راهنمایی برای فهم معنای مقصود مؤلف معرفی می کند. بر این اساس، هرش یک روش شناسی برای یافتن معنا از طریق استنتاج مبتنی بر ژانر متن ابداع می کند. این مقاله با روشی توصیفی- تحلیلی تبیین هرش از مفهوم ژانر را بررسی می کند. ابتدا می کوشیم تا استدلال هرش از کاربرد ژانر در دست یابی به قصد مؤلف را تبیین کرده و سپس ایده ژانر در نظریه هرمنوتیکی هرش را موردبررسی و ارزیابی قرار خواهیم داد.
۲.

واکاوی مؤلفه های دیالکتیک افلاطون و هگل در هرمنوتیک فلسفی گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: افلاطون هگل گادامر هرمنوتیک دیالکتیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۱۲
دیالکتیک به عنوان روش در فکر و استدلال فلسفی، نقشی محوری در فلسفه افلاطون و هگل دارد. افلاطون، به ویژه در دیالوگ هایی مانند جمهوری و سوفیست دیالکتیک را به عنوان راهی برای دستیابی به حقیقت معرفی می کند و بنیانی را پایه گذاری می کند که بعدها توسط هگل توسعه یافت. در فلسفه افلاطون ایده ها (مُثُل) ارتباط معنایی و منطقی با یکدیگر دارند و از طریق بررسی متقابل و دیالکتیکی آن ها می توان به فهمی عمیق تر از حقیقت رسید. اما هگل، دیالکتیک را به عنوان یک فرایند تاریخی و فلسفی می بیند که از طریق تضادها (تز و آنتی تز) و رفع آن ها (سنتز) پیش می رود و این فرایند به طور پیوسته آگاهی و شناخت را به سطح بالاتری می رساند و در نهایت به تحقق عقل مطلق می انجامد. هانس-گئورک گادامر، متأثر از این دو فیلسوف، در کتاب مشهور خود حقیقت و روش تلاش می کند تا دیالکتیک را در چارچوب هرمنوتیک فلسفی بازتعریف کند. گادامر با تأکید بر تاریخ مندی و زبان به عنوان عناصر اساسی فهم، دیالکتیک را نه تنها عنصری بنیادین در دست یابی به حقیقت، بلکه عامل جدایی ناپذیر هر گونه فهم و تفسیر متون و رویداد های تاریخی می داند. این مقاله به بررسی تأثیر مؤلفه های دیالکتیکی افلاطون و هگل بر نظریه هرمنوتیکی گادامر می پردازد و به روش تحلیلی- تطبیقی نشان می دهد که گادامر چگونه با استفاده از مفاهیم دیالکتیکی افلاطون و هگل و ترکیب آن با اصول هرمنوتیکی خود، چارچوبی نوین با تأکید بر تاریخ مندی و گفت وگو برای فهم و تفسیر در علوم انسانی ارائه می کند.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان