آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۴

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خودپنداره ی تحصیلی در رابطه ی بین الگوهای ارتباطی خانواده با انگیزه ی پیشرفت انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان به تعداد 12947 نفر بودند که از بین آن ها 380 نفر (150 پسر، 230 دختر) به روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه های الگوهای ارتباطی خانواده (فیتزپاتریک و ریچی، 1997)، خودپنداره ی تحصیلی (لی یو و وانگ، 2005)، انگیزه ی پیشرفت (هرمنس، 1970) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاکی از آن بود که الگوهای ارتباطی خانواده به طور مثبت و معنی دار پیش بینی کننده خودپنداره ی تحصیلی می باشد و خودپنداره ی تحصیلی نیز به طور مثبت و معنی دار انگیزه ی پیشرفت را پیش بینی می کند. الگوهای ارتباطی از طریق متغیر واسطه ای خودپنداره ی تحصیلی نیز انگیزه ی پیشرفت را پیش بینی می کند. درنتیجه ی بیشتر بودن اثرات کلی دو مسیر مستقیم و غیر مستقیم ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده و خودپنداره ی تحصیلی یک نقش میانجی گری نسبی برای خودپنداره ی تحصیلی بین الگوهای ارتباطی با انگیزه ی پیشرفت وجود دارد. نتیجه گرفته می شود که می توان با آموزش و توجه بیشتر به روابط بین خانواده و خودپنداره افراد در افزایش انگیزه ی پیشرفت، بهره گرفت.