مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۲۱ تا ۱٬۹۴۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
سلامت روان کودک دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۳)
70 - 85
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: رفتارهای پرخطر مانند افکار خودکشی و خودآسیب رسانی در کودکان و نوجوانان، تهدیدی جدی و پایدار برای سلامت روان این گروه سنی محسوب می شود. شناسایی و به کارگیری درمان های مؤثر در کاهش این رفتارها، از اهمیت زیادی برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف مرور نظام مند اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی در کاهش پریشانی روان شناختی کودکان و نوجوانان دارای افکار آسیب به خود و خودکشی انجام شده است. روش: در پژوهش مروری حاضر، با استفاده از جستجوی کلیدواژه های تخصصی شامل افکار خودکشی، آسیب به خود، افسردگی، اضطراب، تنیدگی، رفتاردرمانی دیالکتیکی، کودکان، و پریشانی، پایگاه های اطلاعاتی انگلیسی گوگل اسکالر، پاب مد، پروکوئست، امبیس، سایک اینفو، و اسکوپوس در بازه زمانی مارس ۲۰۰۸ تا دسامبر ۲۰۲۴ مورد بررسی قرار گرفتند. در مجموع، ۸۰۴ مقاله اولیه شناسایی شدند که پس از اعمال معیارهای ورود و ارزیابی کیفیت با استفاده از الگوی پریزما، ۲۳ مطالعه نهایی برای پاسخگویی به سوالات پژوهش به طور دقیق تحلیل شدند. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد رفتاردرمانی دیالکتیکی به طور مؤثری به کاهش افسردگی، اضطراب، تنیدگی، و رفتارهای خودآسیب رسانی در نوجوانان منجر شده است و سلامت روان و توانایی تنظیم هیجان را بهبود می بخشد. در بیشتر مطالعات، بیش از نیمی از شرکت کنندگان پس از درمان، بهبود قابل توجهی در علائم خود گزارش کردند. مداخلات بلندمدت با پیگیری تا سه سال، اثربخشی پایدار درمان را تأیید کرده اند. با وجود این برخی عوامل مانند تکانشگری و مصرف مواد مخدر، ریسک ترک درمان را افزایش می دهند. نتیجه گیری: رفتاردرمانی دیالکتیکی اثربخشی قابل توجهی در کاهش رفتارهای پرخطر و بهبود سلامت روان نوجوانان دارد. با وجود موانعی مانند تکانشگری و مصرف مواد، این درمان پایداری و تاثیر بلندمدت خود را حفظ می کند و نقش مهمی در ارتقای کیفیت زندگی کودکان و نوجوانان ایفا می کند.
تحلیل تفسیری و علمی نظم کیهانی در قرآن با رویکرد مطالعه موردی آیات عدم اختلاط آب ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش دینی دوره ۲۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
49 - 69
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی پدیده عدم اختلاط آب دو دریا از منظر آیات قرآن کریم و تطبیق آن با یافته های علمی می پردازد. مقاله حاضر ابتدا نگاهی به نظم کیهانی حاکم بر جهان داشته و سپس یکی از مصادیق این نظم بدیع، یعنی پدیده عدم اختلاط کامل آب دو دریا را مورد تحلیل قرار می دهد. در بخش اول، با رویکردی تفسیری، آیات مرتبط با این پدیده مورد واکاوی قرار گرفته و مفاهیم کلیدی همچون "برزخ"، "حاجز" و ... تبیین شده اند. بخش دوم به تحلیل علمی این پدیده اختصاص یافته و عوامل فیزیکی، شیمیایی و اقیانوس شناختی موثر در عدم اختلاط کامل آب های دریایی با خصوصیات متفاوت مورد بررسی قرار گرفته اند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که قرآن کریم با انتخاب دقیق واژگانی همچون "برزخ" و "حاجز"، علاوه بر بیان هنرمندانه و بلاغی، به حقیقتی علمی اشاره نموده که امروزه در علم اقیانوس شناسی کاملاً شناخته شده است. این مطالعه نمونه ای از هماهنگی میان آموزه های قرآنی و یافته های علمی معاصر را به نمایش می گذارد. همچنین تعامل و هم افزایی میان علم و دین را تقویت می کند و فهم عمیق تری از نظم الهی حاکم بر جهان طبیعت فراهم می آورد.
تأویل های نامتعارف از آیات در متون نثر صوفیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأویل و استناد نامتعارف هر گونه مواجهه غیرمألوف با آیات قرآن است که با عرف مفسران همخوانی نداشته باشد. قائل شدن به کارکرد کشف و اشاره در تأویلات صوفیانه به عنوان مبنای تأویل از سویی به تکثر تعداد تأویلات صوفیانه می انجامد و از دیگر سو، تأویل کننده را از تشویش هر گونه نقد دیگران می رهاند. بر این پایه، استنادات صوفیه به قرآن و تأویلات آنها از آیات در غالب موارد از ضابطه مشخصی تبعیت نمی کند و در پاره ای از موارد به شیوه های شاذّ و نامتعارف می انجامد. این مقاله در پیِ شناسایی، دسته بندی و تحلیل انتقادی شیوه های نادر و نامتعارف تفسیر در امهات متون نثر صوفیه است. نتیجه نشان می دهد که شیوه های مواجهه نامتعارف صوفیه با آیات عبارت است از: الف) برخوردهای نامتعارف با قرآن: نظیرِ اتخاذ رویکرد شطحی در تفسیر که محملی برای ادعای رسیدن به فنا فی الله، جسارت صوفیانه در برابر ذات باری تعالی یا پیامبران، ترک ادب شرعی، و ادعای ارتباط ویژه با عالم غیب است؛ و یا تأثیر آیه بر نفوس که هر چند فی نفسه مستبعد نیست اما در عین حال غالباً اغراق آمیز، بلکه غلوآمیز است؛ همچنین پدید آمدن حال و هوای عرفانی با طرح آیه که گاه چنان موثر است که شخصیت داستان از خود بی خود می شود و بالأخره تحقق عملی آیه در زندگی که معمولا با مستجاب الدعوه بودن شخصیت صوفی و وقوع مکاشفه و نیل به یک حال متعالی عرفانی توأم است. ب) تأویل های دور از ذهن چنان که صوفیه گاه در تفسیر بخشی از یک آیه با تغییر مصداق معنا، تفسیر مورد نظر خود را از آیه استخراج می کنند، و یا تعددّ و تکثّر اعجاب آور تفاسیر از یک آیه که بر رویّه ابهام آفرینی و مبالغه گویی صوفیه استوار است. ج) استنادهای نامتعارف؛ مانندِ استناد به آیه در عالم رؤیا، و استناد به آیه از طرف هاتف غیبی و یا ادعای ارتباط با عوالم ملکوت و اخبار از مغیبات در حین استناد به آیه.
شناسایی پیشایندها و پسایندهای خصوصی سازی درشرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه پیشایندها و پسایندهای خصوصی سازی و واگذاری شرکت ملی پخش فراورده های نفتی بر اساس سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی است. پژوهش حاضر بر اساس هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی تحلیلی با رویکرد کیفی است. روش جمع آوری داده ها میدانی و ابزار آن مصاحبه است. جامعه آماری، 21 نفر از استادان دانشگاه در رشته های مدیریت و اقتصاد و مدیران و کارشناسان خبره در شرکت ملی نفت است که به روش نمونه گیری هدفمند گلوله برفی و تا مرحله رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. برای روایی مصاحبه از ضریب نسبی روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) استفاده شده است. پایایی با روش پایایی بازآزمون انجام شده است. تجزیه وتحلیل داده ها با کدگذاری باز و محوری انجام شده است. در نتیجه این پژوهش پیشایندها و پسایندهای خصوصی سازی شرکت پخش فراورده های نفتی مشخص شدند
شناسایی اصول حقوقی مورد استناد هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در ابطال مصوبات هیأت امنای دانشگاه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حقوق اداری سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
151 - 180
حوزههای تخصصی:
نظام آموزش عالی نقشی محوری در توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دارد. به منظور ارائه عملکرد سریع تر و دقیق تر، دانشگاه ها باید از استقلال و آزادی عمل در برخی امور همچون امور استخدامی، مالی و اداری برخوردار باشند که این امر از طریق هیأت امنا به عنوان رکن تصمیم گیرنده دانشگاه صورت می پذیرد. مصوبات هیأت امنا قابل اعتراض و ابطال در دیوان عدالت اداری است و تاکنون با استناد مستقیم یا غیرمستقیم به اصول حقوقی از سوی هیأت عمومی دیوان نقض شده اند. این مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به دنبال پاسخ به این پرسش است که دیوان عدالت اداری با استناد صریح یا ضمنی به کدام اصول، مصوبات هیأت امنای دانشگاه ها را ابطال کرده است؟ اصول تفویض ناپذیری اختیارات، موجّه بودن، برابری، منع تبعیض، ممنوعیّت جمع مشاغل، عدم تخصیص، عدم صلاحیّت، لاضرر، ممنوعیّت داراشدن بلاوجه، منع تعرض و قانونیّت، در آرای مختلف، صریحاً یا ضمناً، مورد استناد قرار گرفته اند. هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در رویه قضایی خود کوشش کرده است، نقاط ضعف و شکاف های قانونی ناشی نقصان مقررات در خصوص اختیارات و صلاحیّت های هیأت امنای دانشگاه ها را رفع کند.
تقدّم علم قاضی بر اقرار در اثبات جرم از منظر فقه مقارن با نگاهی به حقوق افغانستان
منبع:
دانش حقوقی سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
63 - 75
حوزههای تخصصی:
در نظام های فقهی و حقوقی، برای اثبات جرم، باید از ادله معتبر و قطعی مانند اقرار متهم و علم قاضی بهره گرفت. در مواردی، این دو دلیل ممکن است با یکدیگر تعارض پیدا کنند و این پرسش اساسی مطرح می شود که در صورت تعارض، کدام یک بر دیگری مقدم است. این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تطبیقی، به بررسی تقدم علم قاضی بر اقرار از منظر فقه امامیه، فقه اهل سنت و نظام حقوقی افغانستان می پردازد. یافته ها نشان می دهد که در فقه امامیه، علم قاضی (درصورتی که بر پایه مستندات معتبر و موجب یقین باشد) بر اقرار مقدم است، حتی اگر متهم صراحتاً به ارتکاب جرم اعتراف کرده باشد. در فقه اهل سنت نیز باوجود تفاوت هایی میان مذاهب، در مواردی که علم قاضی مانع اجرای حد یا منجر به دفع ظلم شود، تقدم آن بر اقرار پذیرفته شده است. در نظام حقوقی افغانستان نیز علم قاضی می تواند در برخی موارد اقرار متهم را رد نماید. این پژوهش بر ضرورت بازنگری در برخی رویه های قضایی و تقویت نقش علم قاضی به مثابه ابزاری در کشف حقیقت تأکید دارد.
اثربخشی برنامه کاهش وزن تلفیقی بر سوگیری توجه و بازداری رفتاری زنان مبتلا به چاقی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: چاقی یکی از معضلات رو به رشد سلامت عمومی است که نه تنها با پیامدهای جسمانی، بلکه با تغییرات شناختی مانند سوگیری توجه و ضعف در بازداری رفتاری همراه است. هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی برنامه کاهش وزن تلفیقی بر سوگیری توجه و بازداری رفتاری زنان مبتلا به چاقی صورت گرفت. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان چاق مراجعه کننده به مرکز سلامت دانشگاه محقق اردبیلی در سال 1402 بود. با توجه به اینکه حداقل 15 نمونه در تحقیقات تجربی در نظر گرفته شده است، در نتیجه 30 زن چاق (15 نفر در موقعیت درمان با برنامه کاهش وزن تلفیقی به عنوان گروه آزمایش و 15 نفر در موقعیت بدون درمان به عنوان گروه کنترل) به روش نمونه گیری هدف مند انتخاب و به صورت تصادفی با قرعه کشی در گروه آزمایش و کنترل جای گذاری شدند. گروه آزمایش به تفکیک روزانه به مدت 50 دقیقه و با تعداد جلسات 15 جلسه تحت برنامه کاهش وزن قرار گرفتند و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. اعضای گروه با استفاده از نرم افزار رایانه ای دات پروب و برو/نرو در مرحله پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تجزیه تحلیل داده ها از نرم افزارSPSS نسخه 22 و روش تحلیل واریانس چندمتغیری برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: براساس نتایج بدست آمده، بعد از انجام مداخله اثربخشی برنامه کاهش وزن تلفیقی بر سوگیری توجه و بازداری رفتاری معنادار بوده و موجب کاهش آنها شده بود (p<0/05). همچنین مقدار اندازه اثر در سوگیری توجه و بازداری رفتاری به ترتیب برابر 875/0 و 773/0 بود. نتیجه گیری: براساس نتایج این مطالعه، به نظر می رسد از روش فوق می توان در برنامه های کاهش وزن و تغییر سبک زندگی و ارتقاء سلامت جامعه استفاده کرد.
نقد و تحلیل صانعیت دمیورگوس در متافیزیک افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفاهیم «دمیورگوس» و «مثال نیک» که بخشی از نظام متافیزیکی گسترده افلاطون را تشکیل می دهند، نقش راهبردی در فلسفه این فیلسوف بزرگ دارند. مقاله حاضر به بررسی جایگاه دمیورگوس به عنوان خالق جهان محسوس و رابطه آن با مثال نیک در نظام متافیزیکی افلاطون می پردازد. با روش توصیفی-تحلیلی و استناد به منابع کتابخانه ای، این پژوهش نشان می دهد که دمیورگوس نه خالقی مستقل، بلکه ناظمی است که با تقلید از عالم مُثُل، نظم را به جهانی فاقد ساختار اولیه تحمیل می کند. در این راستا، دو فرضیه اصلی بررسی شده است: نخست، مقلد بودن دمیورگوس؛ دوم، ناتوانی او در ایفای نقش منشأ اخلاق. نتایج پژوهش نشان می دهد که دمیورگوس سازنده ای وابسته به مثال نیک معرفی شده که فاقد توانایی خلق از عدم است. این وابستگی، تناقضی آشکار با نگاه منفی افلاطون به تقلید در دیگر رساله ها (مانند جمهوری) ایجاد می کند. از این رو، ناهماهنگی میان حادث بودن نفس در تیمائوس و ازلی بودن آن در فایدروس، نقش دمیورگوس به عنوان خالق نفس را نیز زیر سوال می برد. از سوی دیگر، مثال نیک به عنوان منشأ اخلاق و خیر اعلی، جایگاهی فراتر از دمیورگوس دارد. در فلسفه افلاطون اخلاق نه محصول عملکرد دمیورگوس، بلکه نتیجه تقرب به مثال نیک است. این پژوهش با تأکید بر جایگاه دمیورگوس به عنوان واسطه بین مثال نیک و جهان مادی، پیشنهاد می کند که بازتعریف نقش او به عنوان ناظم الهی می تواند تناقضات موجود در تفسیرهای سنتی را کاهش دهد. یافته های این تحقیق درک عمیق تری از رابطه خالقیت، اخلاق، و نظم در فلسفه افلاطون فراهم می آورد.
مطالعه عوامل مؤثر بر تجارت ایران با کشورهای همسایه عضو شورای همکاری خلیج فارس با استفاده از مدل جاذبه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و مدیریت شهری سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۲
15 - 29
حوزههای تخصصی:
یکی از روشهای به منظور توسعه تجارت خارجی هر کشور، شناخت دقیق پتانسیل های اقتصادی تجاری و همچنین شناخت شرکای تجاری عمده و راه های ارتقای حجم و ترکیب تجارت خارجی اعم از صادرات و واردات به سطح مطلوب آن است. بر این اساس، در این مقاله عوامل موثر بر تجارت ایران با کشورهای همسایه عضو شورای همکاری خلیج فارس با استفاده از مدل جاذبه برای سالهاس 1990 تا 2020 مورد بررسی قرار گرفته است. برای انجام برآوردها، از آزمون های ریشه واحد پنل، آزمون های پنل همجمعی و تخمین روابط بلندمدت پنل همجمعی به کمک تخمین زننده های حداقل مربعات پویا (DOLS ) استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که یک رابطه بلندمدت همجمعی میان تجارت، نرخ رشد اقتصادی، نرخ اشتغال، شاخص قیمت مصرف کننده، شاخص قیمت دستمزد جمعیت ایران و کشورهای همسایه عضو شورای همکاری خلیج فارس وجود دارد. براساس نتایج تخمین مدل بین متغیرهای نرخ رشد اقتصادی ایران در نرخ رشد کشورهای PGCC و نرخ اشتغال اقتصادی ایران در نرخ اشتغال کشورهای PGCC با تجارت ایران با کشورهای PGCC رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین متغیر های شاخص قیمت مصرف کننده ایران درشاخص قیمت مصرف کننده کشورهای PGCC و شاخص قیمت دستمزد ایران درشاخص قیمت دستمزد کشورهای PGCC و جمعیت ایران در جمعیت کشورهای PGCC تاثیر منفی و معنی داری بر تجارت ایران با کشورهای PGCC می گذارد.
واکاوی تطبیقی تئوری ویلیام گلاسر و هرم نیازهای مازلو در مجموعه داستان های کوتاه مثل همه عصرها اثر زویا پیرزاد(مطالعه موردی داستان خرگوش و گوجه فرنگی).
منبع:
مطالعات تطبیقی و میان رشته ای ادبیات دوره ۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
107 - 122
حوزههای تخصصی:
تئوری انتخاب به گروه روان شناسی کنترل درونی تعلّق دارد، یعنی منشأ رفتار آدمی را درون می داند نه بیرون و محیط. از دیدگاه تئوری انتخاب، تمام رفتارهای فرد از درون او و برای ارضای نیازهای پنج گانه اش (نیاز به بقا، عشق و احساس تعلّق، قدرت و ارزشمندی، آزادی و اختیار و تفریح) صادر می شود. پس او رفتارهایش را انتخاب می کند و برای رفتاری که انجام می دهد مسئول است. بر خلاف مازلو که معتقد بود نیازها، سلسله مراتب دارند و تا یکی از آن ها ارضاء نشود، نیاز دیگر در وجود ما سر بر نمی آورد، گلاسر معتقد است که اولویت نیازها برای هرکسی متفاوت است و شیوه انتخاب ارضای این نیازها و اولویت هایشان در هر فرد، ریشه انتخاب های مهم زندگی او را تشکیل می دهد. هدف این پژوهش، واکاوی تطبیقی تئوری ویلیام گلاسر و هرم نیازهای مازلو در مجموعه داستان های کوتاه مثل همه عصرها ، اثر زویا پیرزاد است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در عین تئوری انتخاب گلاسر، هرم نیازهای مازلو به طور کامل در این داستان قابل انکار نیست و کنش و ارتباط متقابل این دو نظریه با همدیگر بسامد بالایی دارد.
Bridging the gap between sexual excitation/inhibition and female sexual function: The cognitive schema perspective(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (بهمن) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۵
23 - 33
حوزههای تخصصی:
Background: Female sexual functioning is shaped by a complex interplay of biological, psychological, and cognitive factors. While the Dual Control Model highlights the roles of sexual inhibition (SI) and sexual excitation (SE) in regulating sexual responses, little is known about the cognitive mechanisms underlying these processes.
Aims: This study investigates whether cognitive schemas activated in sexual contexts mediate the association between SI, SE, and female sexual function.
Methods: A cross-sectional study was conducted with 665 adult women recruited from administrative departments of universities in Tehran and Tabriz. Participants completed the Sexual Excitation/Inhibition Inventory for Women (Graham, 2006), the Questionnaire of Cognitive Schemas Activated in Sexual Context (Nober, 2013), and the Female Sexual Function Index (Rosen, 2000). Structural equation modeling (SEM) was used to test the hypothesized mediation model.
Results: Findings indicated that both SI (β= −0.32, p< 0.001) and SE (β= 0.27, p< 0.001) had significant direct effects on female sexual function. Importantly, cognitive schemas partially mediated the relationship between SI and sexual function (indirect effect: β= −0.12, 95% CI [−0.18, −0.07]), suggesting that maladaptive cognitive patterns contribute to sexual difficulties. The overall model demonstrated good fit indices (χ2/df= 2.35, CFI= 0.95, RMSEA= 0.05).
Conclusion: This study supports the dual control model, with sexual inhibition and excitation affecting female sexual functioning, and cognitive model, with cognitive schemas influencing sexual functioning.
شناسایی عوامل موثر در توسعه ورزش همگانی با تاکید بر پیاده روی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
نوآوری در مدیریت ورزشی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
1 - 12
حوزههای تخصصی:
فعال ماندن در دنیای بی تحرک تکنولوژیک امروزی یک لازمه اساسی است. پیاده روی یکی از ورزش هایی است که به دلیل عدم نیاز به تجهیزات خاص و در دسترس بودن، در سال های اخیر بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف از انجام این تحقیق شناسایی عوامل موثر در توسعه ورزش همگانی با تأکید بر پیاده روی است. برای پیشبرد پژوهش از روش کیفی و نظریه پردازی داده بنیاد، استفاده گردید. با ۲۳ نفر از خبرگان با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته صورت گرفت. تعداد افراد به منظور حصول اطمینان بیشتر پژوهشگر پس از رسیدن به اشباع نظری انتخاب گردید. متغیرهای شناسایی شده، با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی، در قالب مولفه هایی دسته بندی شدند. ۲۷ کد مفهومی و ۲۲ مقوله اصلی شناسایی گردید. براساس یافته های این تحقیق شرایط علی شامل: «بینش»، «فرهنگ»، «فراغت فعال»، «الگو محوری»، «مدیریت یکپارچه» و «اینرسی» می باشد. شرایط مداخله گر شامل: «ایدئولوژی»، «کالبدی»، «انحصار طلبی»، «فناوری» و «عوامل فراگیر» می باشد. شرایط زمینه ای شامل: «شهرسازی استاندارد»، «امنیت» و «پشتیبانی قانونی» است. راهبردها شامل «کلان نگری»، «آموزش»، «اقدامات فنی»، «تنظیم گری» و «حمایت طلبی» و پیامد ها شامل «شهروند پیاده مدار»، «شهر پیاده مدار» و «توسعه ی اجتماعی» است. پیشنهاد می شود با استفاده از عوامل یافت شده در این تحقیق ذینفعان به توسعه ورزش پیاده روی به عنوان ورزش همگانی، بپردازند.
چالش ها و راهبرد های استفاده از هوش مصنوعی در آموزش و پرورش ایران: یک مطالعه مروری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی در حال اثر گذاری در همه عرصه ها است. آموزش نیز از این امر مستثنی نیست. هوش مصنوعی می تواند نقش موثری در بهبود کیفیت آموزش داشته باشد. با این حال، استفاده از این فناوری در نظام آموزشی با چالش هایی همراه است که باید برای رفع آن ها راهکار های مناسبی ارائه شود. این پژوهش به روش مروری نظام مند با تحلیل مقالات و منابع معتبر در حوزه هوش مصنوعی و آموزش، به بررسی یافته های پژوهشی به منظور بررسی چالش ها و راهبرد های به کار گیری هوش مصنوعی در آموزش و پرورش پرداخته است. منابع مورد بررسی شامل مطالعات علمی اخیر، گزارش های سازمان های آموزشی و مقالات منتشر شده در ژورنال های تخصصی بوده است. یافته های پژوهش نشان داد هوش مصنوعی به عنوان عنصر فعال در آموزش، افزایش تعامل دانش آموزان، شخصی سازی بر حسب نیاز های دانش آموزان، بهینه سازی آموزش با تجزیه و تحلیل داده ها، کاهش فشار کاری معلمان و یادگیری بدون مرز و جهانی، از مجموعه راهبرد های هوش مصنوعی در آموزش و پرورش می باشد. از چالش های اصلی هم، می توان به کمبود زیر ساخت های مناسب در بسیاری از مدارس، امنیت های داده های دانش آموزان و نگرانی های مربوط به حریم خصوصی و این امر که بسیاری از ابزار های هوش مصنوعی برای ارائه خدمات دقیق تر به اطلاعات زیادی نیاز دارند اشاره کرد. همچنین بسیاری از معلمان آشنایی کافی با این فناوری را ندارند و وابستگی بیش از حد به سیستم های هوش مصنوعی، تعاملات انسانی را کاهش می دهد و بر مهارت های اجتماعی دانش آموزان تاثیرات منفی می گذارد. برا ی حل این چالش ها، تقویت زیر ساخت های فناوری، آموزش معلمان، طراحی قوانین مشخص برای حفظ امنیت داده ها و استفاده از راهکار هایی که تعامل انسانی را در کنار هوش مصنوعی حفظ کنند، پیشنهاد می شود . در صورتی که این فناوری به درستی به کار گرفته شود، می تواند باعث تحول آموزش و پرورش شود، آموزش را شخصی سازی تر شده ارائه دهد و به بهبود اثر گذاری آن کمک کند. اما موفقیت آن وابسته به اجرای آگاهانه و مسئولانه است.
همباشی به مثابه واکنشی مقاومتی به ناکارآمدی ساختارها در شهر ایلام( یک مطالعه کیفی به روش گراندد تئوری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۴
52 - 77
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مطالعه جامعه شناختی پدیده همباشی به عنوان یک پدیده شهری و یکی از مسائل مهم مورد توجه جامعه شناسان شهری در شهر ایلام است. روش شناسی: این پژوهش به روش گراندد تئوری انجام شده است. جامعه مورد مطالعه، شهروندان ایلامی هستند که به سبک همباشی زندگی می کنند. ابزار جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته است که بعد از انجام 17 مصاحبه به اشباع نظری رسید. تجزیه و تحلیل داده ها به روش کد گذاری سه گانه: باز ، محوری و گزینشی بوده است. یافته ها: .بر اساس یافته ها شرایط علی شامل: فشارهای مالی و اقتصادی در تصمیم گیری ازدواج، انگیزه ها و نیازهای فردی در انتخاب سبک زندگی، تجربه ها و تاثیر آن بر نگرش به ازدواج و هم باشی می شوند. شرایط زمینه ای عبارتند از: فشارهای خانوادگی و فرهنگی و تاثیر آن بر ازدواج، نقش نظارت اجتماعی و خانوادگی در شکل گیری روابط و موانع قانونی و جغرافیایی در ازدواج . عوامل مداخله مشتمل بر جهانی شدن، ترس ها و موانع روانی در تصمیم گیری ازدواج، فشارها و موانع خانوادگی و اجتماعی و موانع اقتصادی و مالی در ازدواج می باشند. راهبردها عبارتند از تحول فرهنگی و پذیرش اجتماعی سبک های نوین زندگی، مدیریت و حفاظت از حریم خصوصی در روابط، آموزش و فرهنگ سازی برای کاهش تعارضات اجتماعی. و پیامدهای همباشی شامل پیامدهای روانی و اجتماعی زندگی هم باشی، مشکلات قانونی و اجتماعی ناشی از عدم پذیرش، تأثیرات اقتصادی و سلامت جسمی-جنسی بر کیفیت زندگی می باشند با توجه به تحلیل کلی، کد فراگیر که تمام ابعاد پدیده همباشی در ایلام را در بر می گیرد، عبارت است از: «همباشی به عنوان واکنش مقاومتی و سازگاری فعال جوانان ایلام در مواجهه با محدودیت های اقتصادی، فرهنگی، قانونی و خانوادگی در مسیر ازدواج رسمی» این کد بیانگر آن است که همباشی یک پاسخ منطقی و فعال به شرایط نامساعد و موانع متعدد موجود در جامعه است.
مقایسه میزان توانایی حافظه و افسردگی در سالمندان ساکن منزل و سالمندان ساکن آسایشگاه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه میزان توانایی حافظه و افسردگی در سالمندان ساکن منزل و سالمندان ساکن آسایشگاه بود. روش: روش پژوهش، توصیفی - علّی مقایسه ای و جامعه پژوهش شامل کلیه سالمندان ساکن منزل و ساکن آسایشگاه سالمندان شهر اصفهان در سال 1400 بود. حجم نمونه محاسبه شده 330 نفر (165 نفر سالمندان ساکن منزل و 165 نفر ساکن آسایشگاه سالمندان) انتخاب شد. جهت انتخاب گروه نمونه از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. ابزارهای اندازه گیری شامل آزمون حافظه وکسلر بزرگسالان(W.M.S) و پرسشنامه 21 ماده ای افسردگی بک (1978) بود. به منظور تحلیل استنباطی داده ها از روش های آماری t مستقل و تحلیل واریانس چند متغیره (مانوا) استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که t مشاهده شده در سطح 05/0p< تفاوت معناداری را بین میانگین نمرات بهره حافظه سالمندان ساکن منزل و سالمندان ساکن آسایشگاه نشان نداد. t مشاهده شده در سطح 05/0p< تفاوت معناداری را بین میانگین نمرات افسردگی سالمندان ساکن منزل و سالمندان ساکن آسایشگاه نشان داد. نتیجه گیری: F مشاهده شده در سطح 05/0p< تفاوت معناداری بین بهره حافظه سالمندان ساکن منزل و سالمندان ساکن آسایشگاه بر اساس جنسیت نشان نداد. F مشاهده شده در سطح 05/0p< تفاوت معناداری بین میزان افسردگی سالمندان مرد و زن ساکن منزل و سالمندان ساکن آسایشگاه بر اساس جنسیت نشان نداد.
نظریه نظام انقلابی و زمینه سازی ظهور امام مهدی (عج)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۷
212 - 227
حوزههای تخصصی:
زمینه سازی برای ظهور امام عصر(عج) از اموری است که شیعیان هم نسبت به آن علاقه دارند و هم از وظایف دینی ایشان است، در این که زمینه سازی برای ظهور باید چگونه باشد راه های مختلفی بیان شده است، در این پژوهش به بررسی رابطه نظریه نظام انقلابی که توسط رهبر معظم انقلاب بیان شده است و زمینه سازی برای ظهور پرداخته شده است و سعی شده با تبیین این نظریه و رابطه انقلابی بودن نظام با اسلامی بودن آن، تأثیر انقلابی بودن نظام در زمینه سازی برای ظهور تبیین شود، به نظر می رسد هر قدر نظام انقلابی به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب بیان کرده اند تحقق بیشتری داشته باشد، هم ثبات و عملکرد نظام بهبود خواهد یافت و هم طبق آیات و روایاتی که در این زمینه ذکر شده است، در زودتر محقق شدن ظهور موثر خواهد بود .
مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهانه مشفقانه و آموزش خودشفابخشی بر سرمایه های روان شناختی و بهزیستی روانی نوجوانان دختر دارای نشانگان اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۴)
241 - 252
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش مشکلات روان شناختی مانند اضطراب، در میزان خطرپذیری و اهمیت این موضوع در دختران نوجوان نیاز به مداخلات روان شناختی مناسب برای این قشر از جامعه در راستای پیشگیری از پیامدهای نامناسب آن در سنین بعدی حائز اهمیت فراوانی است؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهانه مشفقانه و آموزش خودشفابخشی بر سرمایه های روان شناختی و بهزیستی روانی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح سه گروهی- سه مرحله ای بود. جامعه آماری شامل کلیه ی نوجوانان دختر دارای نشانگان اضطراب شهر تربت جام که با استفاده از ملاک های ورود (کسب نمره بالاتر از نقطه برش 16 در پرسشنامه اضطراب بک) به روش هدفمند 45 نفر از دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول انتخاب و سپس با تخصیص تصادفی در 3 گروه قرار داده شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه سرمایه روان شناختی و پرسشنامه بهزیستی روان شناختی گرداوری شدند. گروه آزمایش1 تحت آموزش ذهن آگاهی مشفقانه و گروه آزمایش2 تحت آموزش خودشفابخشی طی 8 جلسه 90 دقیقه ای قرار گرفتند؛ در حالی که در این مدت زمان گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده های به دست آمده به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار spss نسخه 23 تجزیه و تحلیل گردید. نتایج نشان داد که آموزش ذهن آگاهی مشفقانه و آموزش خود شفابخشی باعث بهبود سرمایه های روان شناختی و بهزیستی روان شناختی در نوجوانان دختر دارای نشانگان اضطراب شده است و این اثر در طول زمان نیز پایدار بوده است. همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که بین اثربخشی دو رویکرد تفاوت معناداری وجود ندارد.
الگوی افزایش کیفیت تصمیم گیری با تاکید بر سیستم حسابداری دیجیتال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف الگوی افزایش کیفیت تصمیم گیری با تاکید بر سیستم حسابداری دیجیتال انجام گرفت. اطلاعات مورد نیاز تحقیق جهت مدل سازی ساختاری تفسیری ( ISM ) جهت ارائه الگو از مصاحبه با 16 نفر از خبرگان یعنی مدیران عالی رتبه دارای تحصیلات ارشد و دکترای حسابداری و تجربه حسابداری دیجیتال حداقل 5 سال بود، گرداوری شد. گردآوری اطلاعات بخش مدلسازی معادلات ساختاری توسط پرسشنامه محقق ساخته از 384 نفر از کارکنان حسابداری و مالی شرکت های بورسی انجام شد. در این تحقیق با استفاده از مدل سازی ساختاری تفسیری ( ISM ) یک مدل برای سیستم حسابداری دیجیتال جهت افزایش کیفیت تصمیم گیری طراحی شد. سپس براساس مدل به دست آمده، روابط متغیرها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری ( SEM ) مجددا مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحلیل ساختاری تفسیری ( ISM ) توسط مدل اکتشافی نشان داد که عوامل سیستم حسابداری دیجیتال شامل فناوری بلاکچین، پردازش ابری، هوش مصنوعی، داده های بزرگ، اتوماسیون فرآیندها، سیستم های اطلاعاتی هوشمند، تبادل الکترونیکی داده ها و تحلیل و محاسبات هوشمند به عنوان اثرگذارترین عوامل در مدل موجب افزایش کیفیت تصمیم گیری شامل افزایش تصمیمات بهینه و مطلوب، رصد و نظارت مطلوب، هوشمندی تصمیم گیری و تصمیم گیری اطمینان بخش می شود. همچنین مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد تمام متغیرهای مدل اکتشافی دارای روابط معناداری هستند.
دلالت نظریه انسان شناختی مبتنی بر اخبار طینت بر اهداف نظام تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۸
123 - 141
حوزههای تخصصی:
تصویر ارائه شده توسط انسان شناسی روائی ظرفیت ارائه دنباله های تمدنی را در خود نشان می دهد. از جمله دنباله های تمدنی انسان شناسی روائی، نظام تعلیم و تربیت منبعث از این تصویر از حقیقت انسان است که به نظر می رسد با تمرکز بر استعدادهای انسان شناسی روائی خصوصا توجه بر انگاره «طینت» می تواند تحولی عظیم در علم تعلیم و تربیت ایجاد کند. مقاله حاضر سعی می کند با گردآوری داده ها به روش کتابخانه ای و با الهام از مبانی انسان شناختی روائی اولا به یک نظام منسجم از اندیشه های ناظر بر انسان دسترسی پیدا کرده و سپس با تحلیل این داده ها اهدافی را برای علم تعلیم و تربیت مشخص کند. مطابق پژوهش انجام شده مهم ترین اهداف نظام تربیتی ذیل نظریه طینت اتمام حجت برای انسان هاست. در مراتب بعدی می توان از اهدافی مانند پیشگیری از بروز فعلی طینت های سجینی و زمینه سازی برای بروز حداکثری طینت های علیین و در نهایت ساخت تمدن مطابق با طینت علیین نام برد. به نظر می رسد با پیگیری این اهداف در نظام تربیتیِ ناظر بر انگاره طینت تا رسیدن به روش ها و مدل ها می توان به دورنمایی از تعلیم و تربیت اسلامی دست یافت.
منطق برنامه درسی تعلیم و تربیت عمومی مبتنی بر دیدگاه حیات طیبه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۸
193 - 225
حوزههای تخصصی:
نظر به آرمان اساسی مندرج سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش در دستیابی متربیان به مراتب حیات طیبه به عنوان گفتمان کلیدی در تمامی ساحت های تربیتی، پژوهش حاضر با هدف تبیین منطق، هدف و محتوای برنامه درسی در راستای نیل به رهیافت حیات طیبه انجام شد. براین اساس نخست تلاش شد تا با استفاده از رویکرد کیفی و روش فرآیند چرخه ای تحلیل مفهوم حیات طیبه کاوش گردد و سپس با استفاده از شیوه مطالعه موردی منطق، اهداف و محتوای برنامه درسی براساس چارچوب مفهومی حیات طیبه استنتاج شود. نتایج پژوهش نشان داد که توجه به حیات طیبه به عنوان منطق و فلسفه برنامه درسی می تواند جهت گیری سایر عناصر برنامه درسی را به سوی حیات طیبه تعیین نماید و از این رهگذر با تقویت ایمان، باور، دانش و عملکرد متربی زمینه تعالی وی فراهم شود. از این منظر اهداف و محتوای برنامه درسی نیز مبتنی بر مبانی توحیدی و اعتقادی بوده و بر ارزش ها و باورهای اسلامی و اخلاقی در روابط چهارگانه ارتباط با خود، ارتباط با خدا، ارتباط با خلقت و ارتباط با خلق تاکید دارد.









