ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۱۰۱ تا ۷٬۱۲۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
۷۱۰۱.

چالش های مشارکت اجتماعی در جریان توسعه گردشگری جامعه محور در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مشارکت اجتماعی گردشگری جامعه محور چالش های مشارکت توسعه گردشگری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۵
"گردشگری جامعه محور" به عنوان یک ابزار مناسب برای ترویج توسعه گردشگری، افزایش رفاه جامعه و همچنین توانمندسازی جوامع محلی دیده می شود. هدف این مدل از گردشگری با مشارکت فعال و توانمندسازی جامعه محلی، به حداقل رساندن اثرات منفی اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی و در عین حال تقویت منافع اقتصادی برای جامعه است. این تأثیرات تلاش ذینفعان توسعه گردشگری در مشارکت دادن جوامع محلی را توجیه می کند. با این حال، علی رغم تلاش برای مشارکت معنادار در طرح های توسعه گردشگری، مشارکت جامعه همچنان یک چالش است. بنابراین این مطالعه با هدف شناسایی چالش های مشارکت اجتماعی جامعه محلی و همچنین ارائه پیشنهادات عملی به منظور برون رفت از این چالش هاست. به منظور انجام این پژوهش در ابتدا با استفاده از مطالعه پیشینه پژوهش، چالش ها شناسایی و مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه این چالش ها با استفاده از تکنیک مدل سازی ساختاری تفسیری، به شکل یک سیستم ساختارمند درآمدند. به منظور برازش سیستم ساختاری شکل گرفته از تکنیک معادلات ساختاری با کاربرد نرم افزار SmartPLS استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش حاضر را 29 نفر از فعالین صنعت گردشگری ایران بعنوان خبره و 114 بعنوان نمونه پاسخگوی پرسشنامه شکل می دهند. نتایج پژوهش نشان می دهد که چالش های شناسایی شده در سه دسته عملیاتی، ساختاری و اجتماعی قرار می گیرند و همچنین چالش های دسته ساختاری، منشا سایر چالش ها بوده و در ادامه به منظور رفع چالش ها پیشنهاداتی ارائه شد.
۷۱۰۲.

دانش محلی کاربرد گیاهان مرتعی در غذاهای سنتی قوم لک در شهرستان دره شهر، استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دانش سنتی غذای محلی گیاهان خودرو گیاهان خوراکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
مطالعات طبخ غذاهای محلی اطلاع از فرسایش شدید دانش سنتی در سراسر جهان می دهند. هدف از این مطالعه، 1) معرفی غذاها و خوراکی های سنتی مورد استفاده توسط جوامع محلی قوم لک در شهرستان درّه شهر و 2) شناسایی گونه های گیاهی محلی مورد کاربرد به عنوان مواد اولیه در تهیه این غذاها و خوراکی های سنتی و 3) بررسی و شناخت ارزش دانش بومی مردم در زمینه ی شیوه های متفاوت بهره برداری و طبخ خوراک های محلی بود.روش اصلی در این تحقیق، اطلاعات یابی به شیوه مستقیم و جمع آوری داده های خام بود. روش های جمع آوری اطلاعات در این تحقیق شامل مشاهده میدانی، مصاحبه نیمه ساختارمند و مشاهده مشارکتی بود. با 64 نفر از اهالی روستاهای فرهادآباد، فاضل آباد، گله زرد، غلام آباد و جعفرآباد مصاحبه شد تا مراحل جستجو، برداشت و فرآوری گیاه همراه با مردم محلی ثبت شود. نتایج نشان داد که مردم محلی از دانش بالایی برخوردار بوده و در مجموع 23 گونه گیاهی شناسایی شد که در طبخ خوراک های سنتی و محلی به کار برده می شد. این دانش نه تنها در خصوص روش های تهیه غذا بود بلکه در مورد فاکتورهای مرتبط با گیاهان همچون زیستگاه گیاه، مراحل رشد، بهترین زمان برداشت و روش برداشت ضمن رعایت اصول بهره برداری پایدار بود.
۷۱۰۳.

ساخت جدول عمر چند وضعیتی زناشویی برای زنان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: احتمال انتقال جدول عمر زناشویی فرایند مارکف مدل چندوضعیتی معادله کولموگروف

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۰
بسیاری از پدیده ها در جمعیت شناسی حاصل انتقال افراد بین وضعیت های مختلف در طول زندگی هستند. این انتقال ها، تاریخچه زندگی افراد را تشکیل می دهد. در مطالعه تاریخچه زندگی، برای خلاصه کردن فرایندهای پیچیده جمعیتی و مقابله با محدودیت داده ها، می توان از مدل ها استفاده کرد. یکی از مدل های کارآمد در این زمینه، جداول عمر چندوضعیتی هستند. در این مقاله تلاش شده با استفاده از داده های سرشماری سال 1395 و داده های ثبتی ازدواج و طلاق سال مذکور و با بکارگیری فرایند مارکف و معادلات کولموگروف، احتمال انتقال بین وضعیت های زناشویی مختلف و هم چنین احتمال مرگ، برآورد شود. سپس با استفاده از احتمال انتقال، سایر مقادیر جدول عمر از جمله احتمال بقاء، مجموع سال های سپری شده  در هر وضعیت و امید زندگی مربوط به هر وضعیت زناشویی محاسبه شده است. طبق نتایج به دست آمده،  احتمال ازدواج دختران مجرد، تا آستانه 30 سالگی روندی افزایشی داشته و پس از این سن کاهش می یابد. هم چنین با افزایش سن، احتمال طلاق روندی کاهشی  دارد و احتمال بیوه شدن افزایش می یابد. احتمال ازدواج مجدد برای زنان مطلّقه و بیوه نیز رابطه معکوسی با افزایش سن دارد.  امیدزندگی برآورد شده برای زنان متأهل نیز، بیش از زنان در سایر وضعیت های زناشویی بوده است. 
۷۱۰۴.

تبیین و طراحی الگوی عوامل موثر بر رفتارهای منافقانه مدیران (مطالعه موردی: مددکاران اجتماعی استان های فارس، بوشهر و کهکیلویه و بویراحمد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کژرفتاری سازمانی رفتارهای منافقانه چاپلوسی مددکاران اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۸
هدف این پژوهش، تبیین و طراحی الگوی عوامل موثر بر رفتارهای منافقانه مدیران و ارائه مدل مناسب است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، اکتشافی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات، توصیفی- پیمایشی و از نوع آمیخته و مبتنی بر تحلیل مضمون و معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 13 نفر از خبرگان و در در بخش کمی 179 نفر از مددکاران اجتماعی استان های فارس، بوشهر و کهکیلویه و بویر احمد در سال 1397 بود. روش نمونه گیری در بخش کمی نمونه گیری تصادفی متناسب با حجم جامعه بود. ابزار گردآوری اطلاعات شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه بوده است. این پژوهش در سه فاز متوالی انجام شده است. در ابتدا با استفاده از تحلیل مضمون، مولفه های موثر بر رفتارهای منافقانه شده، در فاز دوم با استفاده از روش مدلیابی ساختاری تفسیری نسبت به سطح بندی مولفه ها اقدام شد؛ و نهایتا در فاز نهایی تحقیق با استفاده از پیمایش کمی نسبت به اعتبارسنجی مدل (مدل حاصل از فاز دوم) اقدام شد. همچنین قدرت نفوذ و میزان وابستگی عوامل موثر بر رفتارهای منافقانه مدیران نیز مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج بدست آمده، مدل رفتار منافقانه مدیران شامل عوامل فرهنگی، عوامل فردی، عوامل ساختاری، عوامل شغلی، عوامل موقعیتی، عوامل مدیریتی، و عوامل سازمانی تدوین شد که از طریق یک مطالعه میدانی نیز مورد تایید قرار گرفت.با مقایسه آنچه در این پژوهش بدست آمد و آنچه در عمل در سازمان های ایرانی مشاهده می شود، ریشه کنی و حتی کاهش رفتارهای منافقانه در این سازمان ها، دور از ذهن به نظر می رسد.
۷۱۰۵.

بررسی تجربه زیسته طلاب از آموزه «تضمین شدنِ روزی طالبان علم»(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: معیشت طلاب طالب علم روزی دانشجو طلبه حوزه علمیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
مقدمه و اهداف: پژوهش حاضر به بررسی تجربه زیسته طلاب حوزه علمیه قم از آموزه «تضمین شدن روزی جویندگان دانش» می پردازد. این آموزه با تکیه بر مستندات حدیثی و روایی، بر این باور است که خداوند روزی جویندگان دانش و طلاب را تضمین کرده است. این موضوع در میان طلاب علوم دینی از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا به دلیل اشتغال به تحصیل، فرصت کافی برای کسب درآمد و تأمین معیشت خود را ندارند. این آموزه بیان می کند که طلاب باید صرفاً به امور طلبگی مانند درس خواندن، مباحثه، تبلیغ و تدریس بپردازند و نباید به دنبال کار برای تأمین معاش خود باشند.تأمین معیشت دانش پژوهان علوم انسانی، از جمله طلاب علوم دینی، همواره مسئله ای با اهمیت بوده است. طولانی بودن دوره تحصیل، درآمدزا نبودن علوم دینی پس از فارغ التحصیلی، و وجهه دینی طلاب که تا حدودی با فعالیت اقتصادی منافات دارد، از جمله دلایلی است که تأمین جداگانه معیشت آنها را ضروری می کند. راه حل های مختلفی از جمله کمک حاکمیت یا انجام فعالیت های اقتصادی برای حل این مشکل پیشنهاد شده است. باوجوداین، آموزه تضمین روزی طلاب، راه حلی متفاوت را ارائه می دهد که به جای پیگیری اسباب متداول، بر اتکا به وعده الهی تأکید دارد.با توجه به اهمیت این آموزه و کمبود پژوهش های میدانی در این زمینه، هدف اصلی این تحقیق، بررسی تجربه زیسته طلاب حوزه علمیه قم از این آموزه و شناسایی دیدگاه ها، باورها و تجربیات آنهاست. این پژوهش درصدد پاسخ به این سؤالات است: آیا تضمین معیشت و رزق «مِن حَیثُ لَا یَحتَسِبُ» در زندگی آنها اتفاق افتاده است؟ و در صورت عدم وقوع، چه موانعی بر سر راه آن وجود داشته است؟ روش: این پژوهش از رویکرد میدانی و روش تحلیل مضمون برای جمع آوری و تحلیل اطلاعات استفاده کرده است. برای جمع آوری داده ها، نگارنده از سه فن مختلف مردم شناختی شامل مصاحبه، مشاهده مشارکتی، و بررسی اسناد و مدارک بهره گرفته است.مصاحبه: نگارنده با ۳۰ نفر از طلاب، از جمله طلاب شاغل به تحصیل و روحانیون فارغ التحصیل، مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام داده است. مصاحبه شوندگان از لحاظ سن، مقاطع تحصیلی و میزان اهتمام به درس متنوع بوده اند تا نتایج پژوهش، گویای مختصات تمام طلاب باشد. در این روش، سؤالات باز و بسته در یک چهارچوب مشخص مطرح می شوند. هدف از مصاحبه ها، کشف برداشت های محلی و باورداشت ها از آموزه تضمین معیشت و دستیابی به تجربه زیسته طلاب بوده است.مشاهده مشارکتی: نگارنده به عنوان یک طلبه، خود این مسئله را در زندگی خود تجربه کرده و از نزدیک با نحوه رفتار طلاب با مسئله تأمین معاش آشنا بوده است. این روش امکان کشف جنبه های دقیق و محرمانه زندگی افراد را فراهم می کند.بررسی اسناد: برای شناخت تاریخچه و ابعاد مختلف این آموزه، اسناد نوشتاری و کتابخانه ای بررسی شده است. این بخش شامل بررسی روایات، کتاب های زندگی نامه علما، و نظرات آنها درباره تأمین معاش طلاب بوده است.تحلیل داده ها: پس از جمع آوری اطلاعات، مراحل تحلیل مضمون شامل مطالعه و پیاده سازی مصاحبه ها، کدگذاری اولیه (شناسایی کلمات کلیدی)، کدگذاری ثانویه (خوشه بندی جملات مرتبط) و ترسیم شبکه مضامین (حرکت به سمت مدل مفهومی) طی شده است. این روش به تبدیل داده های متنی پراکنده به داده های غنی و تفصیلی کمک می کند. نتایج: نتایج تحقیق نشان می دهد که طلاب تجربه های یکسانی از آموزه تضمین معیشت ندارند. این تجربیات به سه دسته کلی تقسیم می شوند:۱. معتقد مطلقاین گروه از طلاب عمیقاً به این آموزه باور دارند. آنها باورهای خود را به تجربیات مثبتی مستند می کنند که در زندگی خود داشته اند. برای این گروه، شیوه تأمین نیازهایشان به گونه ای بوده که اغلب به صورت «من حیث لایحتسب» (از جایی که گمان نمی برند) اتفاق افتاده است. این افراد معتقدند: خداوند حداقل های زندگی آنها را تأمین کرده تا ذهنشان از مشغله های مالی خالی باشد.۲. غیرمعتقداین گروه از طلاب یا به طورکلی به این آموزه اعتقاد ندارند یا با آن تجربه منفی داشته اند. آنها این آموزه را غیرعقلانی دانسته و معتقدند که شخص باید برای کسب معاش خود بکوشد؛ زیرا «لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى». این دسته از طلاب، مشکلات مالی فراوانی را تجربه کرده اند که با این آموزه همخوانی ندارد.۳. اعتقاد مشروطاین گروه از طلاب به آموزه تضمین معیشت باور دارند؛ اما آن را به شرایطی مشروط می دانند. آنها برای توجیه مشکلات مالی خود و سایر طلاب درسخوان، ضمانت الهی را به عواملی مانند جدیت در تحصیل، عمل به وظیفه، توکل، توسل به خدا و اولیا، پوشیدن لباس روحانیت، تقوای الهی، اخلاص، و قناعت مشروط کرده اند. این افراد معتقدند: اگر در زندگی مشکل مالی پیش می آید، تقصیر از کم کاری یا نقص در انجام وظایف خود آنهاست. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که آموزه «تضمین روزی طالبان علم» صرفاً یک خبر یا روایت دینی نیست؛ بلکه در زندگی طلاب به یک تجربه زیسته تبدیل شده است. تفاوت در برداشت ها و تجربه ها، به تقسیم بندی طلاب به سه دسته معتقد مطلق، غیرمعتقد و معتقد مشروط منجر شده است.نکته قابل توجه این است که حتی طلاب معتقد به این آموزه نیز، تأمین معیشت را به معنای زندگی مرفه یا نبود مشکلات مالی نمی دانند. آنها معتقدند که خداوند حداقل های زندگی را برایشان فراهم کرده است تا بتوانند با فراغ بال به تحصیل بپردازند. چالش اصلی برای باورمندان، مشاهده مشکلات مالی در میان طلاب درسخوان است. به همین دلیل، برای تبیین این تناقض ظاهری، شرایطی را برای تحقق این وعده الهی در نظر گرفته اند. این شرایط شامل جدیت در تحصیل، توکل، توسل، تقوا و قناعت است. این امر نشان می دهد که در ذهن طلاب، این آموزه به صورت یک باور مشروط درآمده است و موفقیت در آن به تلاش و عمل آنها نیز وابسته است.این پژوهش با استفاده از روش های کیفی، به لایه های پنهان تجربه طلاب دست یافته و نشان می دهد که برداشت آنها از این آموزه، پیچیده تر از یک باور ساده است. در مقابل، طلاب غیرمعتقد، به دلیل عدم تحقق این آموزه در زندگی خود، آن را رد و بر لزوم تلاش برای کسب روزی تأکید می کنند. این دیدگاه ها، همگی بازتابی از برداشت های متفاوت از مستندات روایی و قرآنی است که حتی در میان علما نیز وجود دارد. این پژوهش، زمینه را برای تحقیقات بیشتر در زمینه ارتباط بین باورهای دینی و تجربه زیسته افراد فراهم می آورد.
۷۱۰۶.

مطالعه نقش سیاست های حمایتی دولت های نهم تا دوازدهم بر وضعیت شاخص فلاکت اقتصادی (مورد مطالعه: استان گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سیاست های حمایتی فقر فلاکت اقتصادی دولت احمدی نژاد دولت روحانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۸
فقر و فلاکت اقتصادی از معضلات مهم کشورهای درحال توسعه به شمار می روند. این در حالی است که سیاست های دولت های مختلف در رفع این معضل می تواند نقش بسزایی داشته باشد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، سیاست های مربوط به بخش های سلامت، آموزش، مسکن، رفاه و تأمین اجتماعی به عنوان ابعاد مهم و تأثیرگذار سیاست های حمایتی متأثر از جهت گیری ها، رویکردها، ایدئولوژی و جریان فکری حاکم بر سیاست های دولت ها بوده است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر، مطالعه نقش سیاست های حمایتی دولت های نهم و دهم (محمود احمدی نژاد) و یازدهم و دوازدهم (حسن روحانی) در بخش های مسکن، سلامت، آموزش، رفاه و تأمین اجتماعی در فقر و فلاکت اقتصادی شهروندان است. روش تحقیق به کار رفته در این پژوهش، کیفی بوده و از رهیافت پدیدارشناسی به عنوان روش عملیاتی پژوهش استفاده شده است. برای گردآوری داده های پژوهش از مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، متخصصان و مطلعان کلیدی در بخش های مسکن، آموزش، سلامت، رفاه و تأمین اجتماعی استان گیلان است. روش نمونه گیری، هدف مند و نظری است و پس از به اشباع رسیدن مصاحبه ها، حجم نمونه 24 نفر شده است. پس از اتمام مصاحبه ها، داده های گردآوری شده با بهره گیری از روش موستاکاس مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش بیانگر آن است که از نظر مشارکت کنندگان، سیاست های اجتماعی- حمایتی دولت های احمدی نژاد و روحانی در بخش های آموزش، مسکن، سلامت، رفاه و تأمین اجتماعی توفیق چندانی نداشته اند و این سیاست ها باعث افزایش فقر و فلاکت اقتصادی شهروندان شده اند. در واقع، سیاست های اجتماعی- حمایتی دولت های احمدی نژاد و روحانی علی رغم تأثیرپذیری از دو جریان سیاسی متفاوت، درگیر تضاد، سردرگمی و آشفتگی بوده و عملاً سیاست های حمایتی در حوزه های آموزش، مسکن، سلامت، رفاه و تأمین اجتماعی مورد غفلت واقع شده است.  
۷۱۰۷.

مطالعه عوامل خانوادگی مؤثر بر گرایش به کج روی اجتماعی:مروری بر داده های ثانویه 1380 الی 1404(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فراتحلیل سرمایه اجتماعی کنترل اجتماعی بحران هویت محرومیت نسبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۷
خانواده به عنوان نخستین و مهم ترین نهاد جامعه پذیری عامل و مانع کج روی اجتماعی است. هدف اصلی تحقیق شناسایی عوامل خانوادگی مؤثر بر گرایش به کج روی اجتماعی با مرور سیستماتیک داده های ثانویه بازه زمانی 1380 تا 1404 است. روش پژوهش، فراتحلیل کمّی است که با استخراج 59 مطالعه معتبر فارسی زبان از پایگاه های علمی جهاد دانشگاهی، نورمگز، مگیران و بانک اطلاعات نشریات کشور و با به کارگیری نرم افزار آن CMA2و آزمون فیشر و کوهن، داده ها را تحلیل نموده است. یافته های پژوهش نشان داد که چندین عامل اجتماعی (اعتماد خانوادگی، پذیرش و حمایت اجتماعی، خانواده ازهم گسیخته، انسجام خانوادگی و کنترل اجتماعی)؛ روانی (عزت نفس، بحران هویت، انزوای اجتماعی و بحران عاطفی خانواده)؛ فرهنگی (تعلق مذهبی، سرمایه فرهنگی، سبک تربیتی آشفته و شکاف نسلی)؛ اقتصادی (سرمایه اقتصادی خانواده، محرومیت نسبی-مالی و مشارکت اقتصادی خانواده) و عامل زمینه ای (بعد خانوار، سن، طبقه اجتماعی و تحصیلات) در گرایش به کج روی اجتماعی مؤثر بوده اند. براساس یافته ها؛ طراحی و اجرای کمپین های ملی آگاه سازی برای ترویج سبک فرزندپروری قاطع و همراه با محبت و آموزش مهارت های ارتباطی و حل تعارض در زوج ها و والدین؛ تقویت سرمایه اجتماعی در سطح محلات از طریق ایجاد و حمایت از نهادهای محلی، تشکل های غیردولتی و برنامه های محله محور؛ ایجاد سامانه یکپارچه غربالگری و مداخله بهنگام در مدارس و پایگاه های سلامت اجتماعی محلات برای شناسایی زودهنگام نوجوانان در معرض خطر (با تمرکز بر شاخص هایی مانند خانواده ازهم گسیخته، بحران عاطفی و محرومیت نسبی) و ارجاع آنان به خدمات مشاوره ای، روان درمانی و حمایت های اجتماعی از سازوکارهای پیشگیرانه کج روی در جامعه ایرانی است. درنهایت این پژوهش نشان می دهد که مقابله با کج روی اجتماعی مستلزم عبور از نگاه تک ساحتی و اتخاذ یک الگوی جامع، چندبعدی و یکپارچه است که هم زمان بر تقویت عوامل محافظتی (انسجام نهاد خانواده، کنترل اجتماعی، سرمایه جمعی، حفظ سنت و هنجارهای فرهنگی، ارتقای عزت نفس، هویت یابی و تحصیلات) و تضعیف عوامل خطر (بیکاری پایدار، محرومیت نسبی، سبک تربیتی آشفته، کاهش بیگانگی اجتماعی-فاصله ارزشی-نسلی) در درون نهاد خانواده متمرکز باشد. 
۷۱۰۸.

واکاوی مطالعات بوروکراسی در ایران: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بوروکراسی نظام اداری پژوهش مرور نظام مند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۷
گذشت بیش از دو قرن از طرح مباحث بوروکراسی در جهان مدرن نشان می دهد که این مفهوم را علاوه بر دولتمردان، محققان و صاحب نظران حوزه های مختلف علم نیز نمایندگی می کنند. در ایران نیز از دو دهه گذشته به این طرف، بوروکراسی جایگاه مشخصی در میان پژوهش ها به خود اختصاص داده است. بر همین مبنا پژوهش حاضر با هدف واکاوی و ارزیابی مطالعات فارسی بوروکراسی و با بهره گیری از روش مرور نظام مند، به تحلیل ۳۰ مقاله داخلی مرتبط با این موضوع در حدود دو دهه اخیر (1400-1385) پرداخته است. نتایج نشان دهنده چندوجهی بودن این مفهوم و تنوع روش شناختی در مطالعه آن است که بیانگر پیچیدگی های ساختاری و عملکردی نظام اداری کشور است. چهار بعد کلیدی شامل ساختاری و فرایندی، فرهنگی و اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و تحلیلی و تاریخی شناسایی شده اند که هرکدام جنبه ای متفاوت از بوروکراسی را تبیین می کنند. همچنین دیگر نتایج پژوهش نشان داد که بوروکراسی در ایران نه تنها یک ساختار نهادی ثابت نیست، بلکه تحت تأثیر تعاملات مدیریتی، رفتارهای فردی کارکنان و تحولات سیاسی و اجتماعی قرار دارد. نقش عوامل نهادی، سازمانی، اقتصادی و فناورانه نیز در تحول نظام اداری برجسته است. افزون بر این، بررسی مقالات نشان می دهد که بخش قابل توجهی از پژوهش ها به نقد ناکارآمدی های موجود پرداخته و بر ضرورت اصلاحات نهادی و ارتقای شفافیت اداری تأکید دارند. در نهایت، پژوهش حاضر ضرورت گذر از رویکردهای سنتی و بهره گیری از مطالعات تجربی و میدانی را برای اصلاح ساختارهای بوروکراتیک و افزایش کارآمدی نظام اداری مطرح می کند تا بر مبنای آن سیاست گذاران بتوانند با شناخت دقیق تر ابعاد بوروکراسی، مدل های اجرایی منعطف تر و کارآمدتری طراحی کنند و از طریق تلفیق دانش نظری با شواهد تجربی، مسیرهای نوینی برای ارتقای کیفیت حکمرانی، پاسخگویی اداری و افزایش اعتماد عمومی فراهم آورند. 
۷۱۰۹.

پدیدارشناسی شیوه های متأخر تکریم شهدا در زندگی روزمره؛ مطالعه ای در خیابان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تکریم توسل حفظ حرمت شهدا زندگی روزمره شهادت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۸
شهادت یکی از مفاهیم برخاسته از شریعت اسلام و شامل افرادی است که جان خود را آگاهانه برای هدفی متعالی فدا کرده اند. از جمله این افراد می توان شهدای جمهوری اسلامی را مثال زد که برخی از آنان از حیث مقابر و منزلت، جایگاه متمایزی دارند. این تمایز، تعامل و ذهنیت ویژه ای در میان باورمندان آن ها ایجاد کرده است. پژوهش حاضر تعاریف و باورهای شماری از زائران مقابر شهدا در محله ایران شهر تهران را واکاوی می کند.روش پژوهش پدیدارشناسی است و مشارکت کنندگان از میان خانواده های مذهبی و انقلابی خیابان ایران انتخاب شده اند که برخی از آن ها خانواده شهید هستند.یافته ها نشان می دهد شرکت کنندگان، شهدا را بر پایه ویژگی های شخصیتی به ویژه اخلاص تعریف می کنند، هرچند برداشت آنان از اخلاص متفاوت است. جوانان آن را در روابط اجتماعی و میانسالان در عبادات فردی می جویند. اغلب مصاحبه شوندگان، توسل به شهدا را مشروع می دانند و تجربه کرده اند، اما موضوع و گستره توسل آنان به شهدا با توسل به امامان معصوم متفاوت است. رابطه با ائمه رسمی تر و با فاصله، و رابطه با شهدا صمیمی تر و گسترده تر ترسیم می شود. توسل به شهدا به عنوان واسطه ای برای تقرب به امامان و سپس خداوند درک می شود.تجربه زیسته شهادت چنان در ذهن برخی خانواده ها برجسته است که جایگاه شهدا در ذهنشان با امامان معصوم هم پوشانی یافته و بیانگر طیفی از نگرش های متکثر است.
۷۱۱۰.

مطالعه ای بر فیلم های منتخب توقیفی سینمای ایران در چهار دهه اخیر (1360-1400) از منظر مسائل اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سینمای ایران مسائل اجتماعی فیلم های توقیفی بازنمایی- شکل دهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۷
ارتباطات تنگاتنگ سینما و مسائل اجتماعی همواره موردتوجه محققان میان رشته ای و هنرمندان بوده است. هدف از این پژوهش، واکاوی مختصات اجتماعی پنج فیلم منتخب توقیفی چهار دهه اخیر سینمای ایران از منظر مسائل اجتماعی و فرهنگی از دریچه جامعه شناسی هنر است. رویکرد این پژوهش کیفی توأم با تحلیل مضامین سازنده فیلم ها بوده است. «برزخی ها»، «بانو»، «مارمولک»، «سنتوری» و «عصبانی نیستم» پنج فیلم منتخب موردبررسی در این پژوهش به عنوان فیلم های توقیفی و کمتر مطالعه شده در تحقیقات پیشین هستند. این پژوهش با تکیه بر نظریه های بازنمایی و شکل دهی به بررسی نسبت میان مسائل اجتماعی و بازتاب گفتمان های فرهنگی سینمایی آن ها پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد درمجموع، این فیلم ها 22 مقوله کلیدی با مضامین مشابه عمده آسیب های اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و شهر مدرن را دارا هستند. دراین بین دو فیلم برزخی ها و مارمولک مقولات غیر هم جنس با سه فیلم دیگر داشته اند. همچنین، نوع مضامین شناسایی شده دارای تنوع بالاتری بوده و از سوی دیگر شکل بیانی مسائل اجتماعی در گفتمان های مسئله محور صریح تر و عریان تر است و بی ارتباط با دلایل توقیف موقت یا دائمی این فیلم ها نیست. از دریچه جامعه شناختی هنر نیز یافته ها بیانگر آن هستند که سینمای ایران نه صرفاً بازتابی از واقعیت، بلکه سازنده و بازآفرین معنا در بستر قدرت و گفتمان است. این روند نشان می دهد سینمای ایران در هر دوره، ضمن تأثیرپذیری از گفتمان های مسلط، فضایی برای عینیت سازی فرهنگی و بازتعریف معنا فراهم کرده است. براین اساس، تحولات سینمایی را می توان محصول برهم کنش میان قدرت، فرهنگ و جامعه در چارچوب رژیم های بازنمایی و شکل دهی دانست.
۷۱۱۱.

پادکست؛ آشنایی زدایی از امر روزمره؛ تحلیل پدیدارشناختی تجربه شنیدن پادکست در میان کاربران متولدین دهه شصت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پدیدارشناسی زیست-جهان رسانه ای فرهنگ شنیداری پادکست

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۷
در نظر گرفتن معنای «شنیدن» در سیری از تحولات رسانه ای، دغدغه پژوهش حاضر است؛ اینکه این تحولات چگونه بر تجربه و معنای «شنیدن» در زیست-جهان رسانه ای تأثیرگذار است.پادکست به عنوان رسانه ای شنیداری، به لطف آی پادها، نرم افزارهای صوتی ارزان و وبلاگ-ها در فرهنگ اشباع شده از تصویر رسانه های جدید متولد شد. در این میان، متولدین دهه شصت که عبور از رسانه های آنالوگ به دیجیتال را تجربه کرده اند، به عنوان نسل جوان در دهه هشتاد، ورود پادکست به ایران را در میان تب و تاب وبلاگ نویسی، شبکه های اجتماعی مانند توییتر، فرندفید و فیس بوک به یاد دارند. بر اساس زیست رسانه ی این نسل، مطالعه تجربه شنیداری آن ها در پادکست، نشان دهنده سیری متغیر از معنای شنیدار به مثابه «فرهنگ» است. بر این اساس، ساختار تجربه شنیداری پادکست در زیست-جهان رسانه ای متولدین دهه شصت را با رویکرد پدیدارشناختی استعلایی هوسرلی مورد مطالعه قرار دادیم. توصیف ها را درون ساختار مشترک تجربه کاربران یعنی «موقعیت های مرزی اجرای «تکنیک» شنیدن پادکست» سازمان دهی کردیم و نشان دادیم که چگونه در این موقعیت ها، اقشار معنایی زیست-جهان رسانه ای به اشکال مختلف تجربه می شوند و بر این اساس، الگوهای شنیداری به عنوان «خرده فرهنگ پادکست» در زیست-جهان رسانه ای مفصلبندی می شوند. این الگوها عبارتند از:غوطه ورانه، نخبه گرایانه و رهایی بخش و پادکست نیز معانی مختلفی بر اساس این الگوها پیدا می کند؛ پادکست به مثابه روایت در شنیدار غوطه ورانه، پادکست به مثابه پناهگاه در شنیدار رهایی بخش، و پادکست به مثابه دانش بسته بندی شده در شنیدار نخبه گرایانه.
۷۱۱۲.

در مسیر کوهستان: خوانش پسااستعماری سفرنامه های هِنری راولینسون در کُردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: خوانش پسااستعماری سفرنامه شرق شناسی کُردستان شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۰
سفرنامه ها متونی مهم هستند که در حکم الواح باستانی عمل می کنند و همزمان نوعی پراکتیس گفتمانی نویسندگان در حرفه های مختلف به حساب می آیند. خوانش پسااستعماری بر آن است که فرا رفتن از توصیف و توضیح این متون امری ضروری است. زیرا این متون در سطح ساختاری و فردی، هستی خود را از واقعیت اجتماعی دوران خلق خود گرفته اند و در نتیجه به وجوه گفتمانی عصر خود آلوده اند. بدین ترتیب، مقاله پیشِ رو در چارچوب تحلیل متن، به کمک منظومه ای از مفاهیم نظری و روش شناختی برگرفته از حوزه مطالعات پسااستعماری، دو سفرنامه هنری کرِزیک راولینسون (سفرنامه تبریز و سفرنامه گذر از زهاب به خوزستان) را تحلیل کرده است. بر اساس این تحلیل، راولینسون منظومه ای گفتمانی را شکل می دهد که عناصر اصلی آن حول دال مرکزی جهان غرب مفصل بندی شده است. جهان دیگری، شرق (کُردستان) است که در این متون یا نادیده گرفته شده یا وجوه متعدد حیات اجتماعی آن بیشتر به صورت ابژه های بی جان نمود پیدا کرده است. این دیگری موقعیتی فرودست و ابتدایی و به دور از جهان پیچیده به اصطلاح مدرن غرب دارد. در این دو متن، آنچه بحران بازنمایی نامیده می شود به صورت «منفی نمایی، اگزوتیسم، زیست انگاری و فرادستی اخلاقی» خود را نشان داده است.
۷۱۱۳.

مطالعه تطبیقی ریخت شناسی قصه های پریان فارسی بر اساس الگوی ولادیمیر پراپ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زبان شناسی ساخت گرا ریخت شناسی پراپ قصه های پریان روسی قصه های پریان به زبان فارسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۹
  ولادیمیر پراپ معتقد بود در طبقه بندی قصه ها باید آن ها را از طریق استخراج عناصر محوری شان مطالعه کرد، نه این که از بیرون چیزی بر این متون تحمیل نمود. در مطالعه قصه ها همچنین باید از دیگر روش های علوم تجربی، که قابلیت تکرار و کاربردی دقیق دارند، استفاده کرد. پژوهش حاضر با تأکید بر نظریه ساخت گرایی پراپ، به دنبال تحلیل ساختار روایی کلی در گزیده ای از قصه های پریان به زبان فارسی و توضیح کارآمدی یا ناکارآمدیِ نظریه پراپ در تبیین ساختارهای روایی این قصه ها و میزان انطباق آنها با الگوی ریخت شناسی مذکور است. در این پژوهش سه قصه مربوط به پریان بختیاری به زبان فارسی، بر اساس الگوی ساختاری قصه های پریان پراپ بررسی می شوند و خویشکاری های هر قصه مشخص می گردد. یافته های به دست آمده نشانگر آن است که الگوهای حاکم بر این قصه ها در برخی موارد با الگوی قصه های پریان روسی متفاوت است؛ الگوی پراپ برآمده از بررسی قصه های روسی است و با الگوی حاکم بر قصه های ملل دیگر، از جمله قصه های بختیاری در بخش هایی متفاوت است .  بسیاری از خویشکاری های موجود در قصه های پریان روسی در قصه های بختیاری، و متقابلاً برخی از خویشکاری های موجود در قصه های پریان بختیاری از جمله توجه به معنویات، خرافات و اساطیر در الگوی پراپ جایگاهی ندارند.
۷۱۱۴.

تحلیل محتوای آسیب های خانواده با تأکید بر روابط زوجین در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آسیب های خانواده قرآن کریم تحلیل محتوا شاخص های سلامت خانواده روابط زوجین وضعیت مطلوب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۰
خانواده به عنوان بنیادی ترین نهاد اجتماعی، نقش محوری در تأمین سلامت روانی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه ایفا می کند. هرگونه اختلال در ساختار یا کارکرد خانواده می تواند پیامدهای منفی و پایدار در سطوح فردی و اجتماعی به همراه داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف آسیب شناسی روابط زوجین در خانواده و بر اساس آموزه های قرآن کریم، با روش تحلیل محتوا انجام شده است. بدین منظور، تمامی آیات مرتبط با آسیب های خانواده شناسایی و دسته بندی گردید. در فرایند تحلیل محتوا، ضمن استخراج واحدهای معنایی و دسته بندی آن ها در قالب مقوله ها و محورهای اصلی، از رویکرد تحلیلی-تفسیری برای تبیین و آشکارسازی آسیب ها بهره گرفته شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که قرآن کریم با رویکردی چندلایه، آسیب های خانواده را صرفاً به سطح رفتاری محدود نکرده و ابعاد عمیق تری چون باورها، نگرش ها، روابط قدرت و نقش های جنسیتی را نیز موردتوجه قرار داده است. بر اساس تحلیل آیات، مهم ترین آسیب های تهدیدکننده انسجام خانواده شامل فردگرایی، بحران هویت، تغییر در نگرش به نقش های جنسیتی، نقض حقوق متقابل، سلطه طلبی مردانه، تنوع طلبی جنسی، تضعیف باورهای دینی، همسر آزاری روانی و حقوقی است. بر اساس نتایج آماری به دست آمده از مجموع فراوانی 64 آیه، به ترتیب بیشترین آسیب های خانواده مربوط به سوء رفتار مشترک زوجین با بسامد (۴۱ درصد)، سوء رفتار مردان با بسامد (39 درصد) و سوء رفتار زنان با بسامد (20 درصد) است. قرآن کریم در برابر این آسیب ها با تأکید بر اصول بنیادینی چون خدامحوری، عفت، معاشرت به معروف و تقدم مصلحت جمعی بر منفعت فردی، راهکارهای پیشگیرانه و اصلاحی برای تحکیم و بازسازی روابط زوجین ارائه می دهد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که اصول قرآنی با اتکای بر فطرت انسانی و انعطاف پذیری مفهومی، قابلیت انطباق با تحولات و چالش های نوین اجتماعی را دارا هستند. بر این اساس، بهره گیری از چارچوب قرآنی می تواند الگویی مؤثر برای ارتقای سلامت خانواده، بازتعریف سازوکارهای درون خانوادگی و ترمیم روابط آسیب دیده در جوامع معاصر فراهم آورد
۷۱۱۵.

ارائه چارچوب راه اندازی و توسعه آزمایشگاههای ملی علم و فناوری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آزمایشگاه ملی توسعه علم و فناوری زیرساخت علم سیاست علم تامین مالی علم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۶
آزمایشگاه های ملی به عنوان نهادهایی کلیدی در پیشبرد توسعه علمی و فناورانه، ظرفیت های علمی کشورها را متمرکز نموده و با راهبری پروژه های بزرگ علم و فناوری در ارتقاء مرجعیت علمی یا حل مسائل جامعه تاثیرگذار هستند. با این حال الگوها و تجارب موجود آزمایشگاه های علمی در ایران، عمدتاً خدمات محور و وابسته به بودجه های دولتی باقی مانده اند. در این راستا پژوهش حاضر با هدف طراحی چارچوبی برای راه اندازی و اداره ی آزمایشگاه های ملی در ایران انجام شده است. در این راستا ابتدا ویژگی های آزمایشگاه های ملی از تجربه های بین المللی استخراج گردید. سپس با رویکردی کیفی و با استفاده از 14 مصاحبه نیمه ساختار یافته و برگزاری گروه کانونی، چارچوب ویژگی ها و مدیریت آزمایشگاه های ملی برای ایران پیشنهاد شده است. بر اساس یافته های این پژوهش، چالش های تاثیرگذار بر فعالیت های آزمایشگاه های ملی در ایران شامل وابستگی به بودجه دولتی، تمرکز مدیریتی، و محدودیت در به کارگیری منابع انسانی است. لذا، چارچوب پیشنهادی راه اندازی و اداره این آزمایشگاه ها شامل 5 اصل محوری الف) راهبری هیئت امنایی با استقلال عملیاتی، ب) مدل منابع انسانی «هسته ی ثابت محدود + همکاران گسترده»، ج) تأمین مالی چندمنبعی و تعریف پروژه ها با ترکیب جهت گیری از بالا به پایین و پیشنهاد از پایین به بالا در سه سطح پژوهش های لبه دانش، تحقیقات کاربردی و پروژه های نیازمحور، همراه با توسعه زیرساخت های پروژه محور، د) شخصیت حقوقی مستقل همراه با قرارداد مدیریت با نهاد میزبان و ه ) گسترش دامنه مشارکت و خدمات آزمایشگاه است. این چارچوب در اطمینان از کارآمدی، پایداری و اثرگذاری آزمایشگاه های ملی در توسعه علم و فناوری موثر خواهد بود.
۷۱۱۶.

مخاطرات شغلی در روایت انتقادی پاکبانان شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مخاطره پذیری شغلی پاکبانان مردم نگاری انتقادی یزد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۷
یکی از نیازهای بنیادین و ضروری، نیاز به پاکیزگی و تمیزی است. نیاز به پاکیزگی و نظافت، هم در سطح فردی و هم در بستر اجتماعی دارای اهمیت و اولویت است. به طوری که بنظر می رسد حفظ پاکیزگی، یکی از مسائل مورد توجه در اکثر جوامع و نوعی ارزش مطلوب در بسیاری از فرهنگ ها محسوب می شود. به منظور حفظ نظافت و پاکیزگی در بستر ها و محیط های زندگی اجتماعی، امروزه پاکبانان مسئولیت حفظ پاکیزگی محیط شهری را عهده دار هستند. علی رغم اهمیت این مسئولیت، پاکبانان شهری با مسائل و چالش های گوناگونی در مسیر شغلی خود مواجه می شوند. به همین منظور، مطالعه حاضر درصدد آن است که مخاطرات شغلی آنان را از دریچه ای انتقادی بررسی کند و مسائل و پیچیدگی های زندگی آنها را که ناشی از جایگاه و منزلت پایین در بین سایر مشاغل است، به تصویر بکشد. این مطالعه با استفاده از روش مردم نگاری انتقادی به شیوه کارسپیکن انجام شده است. پس از انجام مطالعات اولیه براساس رویکرد اتیک، بررسی های میدانی، مشاهدات مشارکتی و همراهی با آنان، بیست نفر از پاکبانان محترم انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند (رویکرد امیک). سپس داده های جمع آوری شده کدگذاری شدند و مقوله های اصلی که شامل منزلت شغلی/اجتماعی، محرومیت اقتصادی و شرایط کاری، روابط کار و مخاطره پذیری شغلی و ... بود استخراج شدند. نتایج این پژوهش نشان داد که مخاطره پذیری فزاینده شغلی نه تنها در محیط کار بلکه در زندگی شخصی پاکبانان نیز، اثرات قابل توجهی بر جای می گذراد که وضعیت زندگی پاکبانان را پروبلماتیک می کند. زندگی پاکبانان تحت تأثیر ناملایمات اقتصادی و چرخه نابرابر شغلی قرار می گیرد که سلامت عمومی آنها را تهدید. بازتولید این نابرابری ها، منجر به از دست دادن سرمایه اجتماعی می شود و بنابراین پاکبانان همواره به عنوان قشری در حاشیه باقی می مانند.
۷۱۱۷.

نقش واسطه ای تنظیم هیجان در رابطه سبک های دلبستگی با مهارت های اجتماعی و اضطراب در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سبک های دلبستگی مهارت های اجتماعی اضطراب تنظیم هیجان اختلال طیف اتیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۲ تعداد دانلود : ۲۱۳
زمینه: اختلال طیف اتیسم یکی از پیچیده ترین اختلالات رشدی است که بر توانایی های شناختی، هیجانی و اجتماعی کودکان تأثیر می گذارد. تنظیم هیجان و سبک های دلبستگی از عوامل مهمی هستند که می توانند به طور مستقیم بر مهارت های اجتماعی و میزان اضطراب کودکان مبتلا به این اختلال تأثیر بگذارند. با وجود پژوهش های متعدد در زمینه اختلال طیف اتیسم، هنوز خلأهای بسیاری در فهم کامل نقش واسطه ای تنظیم هیجان در این رابطه ها وجود دارد. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای تنظیم هیجان در رابطه سبک های دلبستگی با مهارت های اجتماعی و اضطراب در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم بود. روش: روش پژوهش حاضر همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم در سال 1403-1402 در شهر کرمانشاه بود که از میان آن ها تعداد 200 کودک به صورت دردسترس با توجه به ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات، والد یا مراقب کودکان به پرسشنامه های سبک دلسبتگی در کودکی میانه (رونقی و همکاران، 1392)، مهارت های اجتماعی (بلینی و هوف، 2007)، تنظیم هیجان (شیلدز و سیچتی، 1997) و اضطراب (راجرز و همکاران، 2016) پاسخ دادند. جهت تجزیه تحلیل داده ها از نرم افزار Spss-24 و Amos-24 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سبک های دلبستگی ایمن تر با افزایش مهارت های اجتماعی (382/0 =β) و کاهش اضطراب (138/0- =β) در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم همراه است. همچنین تنظیم هیجان نقش میانجی در رابطه سبک دلبستگی و مهارت اجتماعی (067/0 =β) و سبک دلبستگی و اضطراب (029/0- =β) دارد (05/0 <p). نتیجه گیری: پیشنهاد می شود که برنامه های مداخله ای مناسب توسط متخصصان طراحی شود و در مراکز و مدارس استثنایی ویژه اتیسم اجرا شود. همچنین برگزاری کارگاه های آموزش خانواده (به ویژه مادر/ مراقب) مبتنی بر نقش سبک دلبستگی بر مهارت های اجتماعی و اضطراب کودکان دچار اختلال طیف اتیسم تدارک دیده شود.
۷۱۱۸.

مقایسه اثربخشی آموزش امنیت هیجانی و غنی سازی آن با شفقت به خود بر عزت نفس، دلبستگی و شایستگی اجتماعی - هیجانی در زنان خانه دار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش امنیت هیجانی آموزش امنیت هیجانی غنی شده با شفقت به خود عزت نفس دلبستگی شایستگی اجتماعی - هیجانی زنان خانه دار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۲۰۳
زمینه: در چارچوب نقش خانه داری، جامعه اغلب از زنان خانه دار انتظار دارد که رفتارهای منفعل، عاطفی، مطیع و فداکارانه داشته باشند. این انتظارات به مرور زمان درونی شده و تأثیرات منفی در سلامت اجتماعی، مهارت های ارتباطی و عزت نفس زنان خانه دار در روابط اجتماعی می گذارد. با این حال، مطالعه ای به بررسی مقایسه ای آموزش امنیت هیجانی و غنی سازی آن با شفقت به خود بر عزت نفس، دلبستگی و شایستگی اجتماعی - هیجانی در زنان خانه دار، نپرداخته است. هدف: مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش امنیت هیجانی و غنی سازی آن با شفقت به خود بر عزت نفس، دلبستگی و شایستگی اجتماعی - هیجانی در زنان خانه دار انجام شد. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه به همراه پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان خانه دار شهر مشهد در تابستان سال 1402 بود که از میان آن ها 45 نفر بر اساس معیارهای ورود و خروج مطالعه به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و در سه گروه 15 نفری شامل دو گروه آزمایش و یک گروه گواه قرار گرفتند. گروه های آزمایش اول و دوم طی 12 جلسه 90 دقیقه ای به ترتیب تحت آموزش امنیت هیجانی (کترال، 2006) و آموزش امنیت هیجانی غنی شده با شفقت به خود (صالحی، 1402) قرار گرفتند. گروه گواه هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. پرسشنامه های عزت نفس (روزنبرگ، 1965)، دلبستگی (کولینز و رید، 1990) و شایستگی اجتماعی- هیجانی (ژو و ای، 2012)، در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 22 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد آموزش امنیت هیجانی و آموزش امنیت هیجانی غنی شده با شفقت به خود باعث ارتقاء عزت نفس، دلبستگی و شایستگی اجتماعی - هیجانی در زنان خانه دار شدند (05/0 >p) و آموزش امنیت هیج
۷۱۱۹.

اثربخشی درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش بر نارسایی هیجانی و شاخص های سلامت روان در اقدام کنندگان به خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش نارسایی هیجانی شاخص های سلامت روان خودکشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۱ تعداد دانلود : ۱۹۷
زمینه: خودکشی به عنوان یک معضل اجتماعی در حال گسترش است. اقدام به خودکشی حتی اگر موفقیت آمیز هم نباشد پیامدهای روان شناختی زیادی به همراه دارد. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش بر نارسایی هیجانی و شاخص های سلامت در اقدام کنندگان به خودکشی بود. روش: این پژوهش از نظر روش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی زنان با سابقه اقدام به خودکشی مراجعه شده به مراکز خدمات جامع سلامت و بیمارستان شهید راثی شاهین دژ در 4 ماه اول سال 1399 که در یک سال گذشته سابقه اقدام به خودکشی را داشته اند، شامل شد. تعداد 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به پرسشنامه های نارسایی هیجانی تورنتو بگبی و همکاران (1994) و پرسشنامه سلامت روان SCL—90 دروگاتیس و همکاران (1973) در پیش آزمون و پس آزمون پاسخ دادند. گروه آزمایش در 8 جلسه (هر جلسه 90 دقیقه و هر هفته یک بار) تحت درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش قرار گرفتند. داده ها از طریق نرم افزار 19 Spss و با آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در کاهش نارسایی هیجانی (01/0 >p) و شاخص های سلامت روانی شامل شکایات جسمانی، اضطراب و حساسیت (01/0 >p)، افسردگی، روان پریشی، فوبیا و خصومت (05/0 >p) اثربخش بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد منجر به کاهش نارسایی هیجانی و ارتقاء سلامت روان گردید، پیشنهاد می گردد انجام مداخلات روانشناختی مانند درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد جهت بهبود وضعیت روانی و هیجانی افراد اقدام کننده به خودکشی مورد توجه قرار گیرد.
۷۱۲۰.

مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر طرحواره و آموزش تیپ شناسی شخصیت مایرز/بریگز بر سازگاری تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش تیپ شناسی شخصیت مایرز/بریگز آموزش مبتنی بر طرحواره سازگاری تحصیلی دانشجویان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۹ تعداد دانلود : ۱۸۶
زمینه: سازگاری تحصیلی یکی از مؤثرترین عوامل در عملکرد تحصیلی است و تعیین تأثیر مداخله های متعددی بر سازگاری تحصیلی دانشجویان موضوع پژوهش های مختلفی بوده و نتایج متفاوتی از آن گزارش شده است؛ به این صورت که در برخی موارد بهبود سازگاری تحصیلی با آموزش مبتنی بر طرحواره و در برخی دیگر آموزش تیپ شناسی شخصیت مایرز/بریگز گزارش شده است؛ ولی مطالعه ای به بررسی مقایسه ای این دو رویکرد و نتیجه آن بر سازگاری تحصیلی نپرداخته است. هدف: هدف از این پژوهش مقایسه اثربخشی آموزش تیپ شناسی شخصیت مایرز/بریگز و آموزش مبتنی بر طرحواره بر سازگاری تحصیلی دانشجویان بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه به همراه پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان دانشگاه امام جواد شهر یزد در سال 1402 بود که از میان آن ها 60 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند 20 نفر آن ها در گروه گواه و در هر گروه آزمایش 20 نفر قرار گرفتند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه سازگاری تحصیلی (بیکر و سریاک، 1984) استفاده شد. برای مداخلات آموزشی گروه های آزمایش نیز از بسته های آموزشی تیپ شناسی شخیصتی کاترین مایرز و لیندا کربی ترجمه آرسام هورداد (1400) و بسته آموزش مبتنی بر طرحواره (یانگ و همکاران، 1950) استفاده شد. اعضای گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. برای تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و همچنین تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 26 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش مبتنی بر طرحواره و آموزش تیپ شناسی شخصیت مایرز/بریگز منتج به افزایش سازگاری تحصیلی میان دانشجویان می شود (05/0 >p). همچنین نتایج نشان داد که بین اثربخشی آموزش تیپ شناسی شخصیت مایرز/بریگز و آموزش مبتنی بر طرحواره بر سازگاری تحصیلی تفاوت معنادار وجود دارد (05/0 >p) و اثرگذاری گروه آموزش مبتنی بر طرحواره بیشتر از آموزش تیپ شناسی شخصیت مایرز/بریگز است. نتیجه گیری: مهم ترین کاربرد

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان