مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۰۸۱ تا ۷٬۱۰۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
کاوش های عقلی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲
9 - 32
حوزههای تخصصی:
آنچه در این مقاله مورد پژوهش واقع شده یکی از مراتب علم خداوند است که بین دو اندیشمند بزرگ فلسفه و کلام اسلامی ابن سینا و غزالی مورد اختلاف است و آن مسأله کیفیت علم الهی به جزییات و پدیده های مادی است. شیخ الرئیس این علم را حصولی و بواسطه ی صور مرتسمه در ذات خداوند دانسته اما غزالی معتقد است که علم به امور جزیی اضافه ی محض هستند و می تواند در معلوم تغییر ایجاد کند و نسبت به دیدگاه ابن سینا در این زمینه معترض است تا جائیکه حکم تکفیر وی را صادر می کند. در این نوشتار با روشی توصیفی- انتقادی تلاش می شود تا منشأ این اتهام با مراجعه به آثار ابن سینا بررسی و نسبت ناروای کفر وی مورد نقد و بررسی قرار گیرد. نگارنده در پایان با ارائه شواهدی به این نتیجه می رسد که نه تنها ابن سینا علم حق تعالی را انکار نکرده بلکه به جهت حساسیت خاص وی که نشان از پایبندی او به تنزه ذات الهی از شائبه کثرت دارد؛ با تمسک به آیه شریفه ای از قرآن کریم به شیوه خاص خود علم خدا به جزئیات را علی نحو کلی اثبات و تبیین نموده است؛ شیوه ای که متکلمی چون غزالی از درک درست آن ناتوان بوده است.
نقش گزاره های اخلاقی دین در بررسی دلالت آیات یا روایات فقهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۳
227-250
حوزههای تخصصی:
آموزه های دین مبین اسلام، سرشار از علوم و معارفی است که بسان حلقه های یک زنجیر، مأموریت نجات و هدایت انسان ها در دنیای مادی را دارند؛ و بر اساس آن علوم مختلف در بخش های متفاوت تدوین شده است دو بخش از آن، متضمّن ارائه ی «فقه» و «اخلاق» هستند پژوهش حاضر با روش تحلیلی توصیفی در صدد پاسخ به این سوال است که نقش گزاره های اخلاقی دین در بررسی دلالت آیه یا روایت فقهی چیست؟ و بعد از تحلیلهای انجام شده باید گفت اخلاق بسان یک ابزار تعالی بخش در کنار فقه قرار دارد و در تمامی مراحل تفقه و استظهار، بر مباحث و ادله ی فقهی تأثیر می گذارد؛که از جمله مهمترین این مراحل در هنگام بررسی دلالت ادله ی احکام فقهی است که چهار حالت متصور دارند؛ یا ادله ی گزاره های اخلاقی از ادله ی احکام فقهی قوی تر باشد، گزاره های اخلاقی مانع انعقاد اطلاق ادله ی احکام فقهی شده ونیز باعث انصراف، تقیید و یا برداشت متفاوت از آن ادله می شوند.و یا گزاره های اخلاقی با احکام فقهی تکافؤ داشته باشند، و شاهد جمع عقلی یا نقلی وجود دارد که در این صورت باید موردی را بر أساس شاهد جمع به جهت این که با حکم عقل یا نقل ضدیّت پیدا کرده است را کنار گذاشت و به دیگر عمل نمود. و یا دو حکم فقهی با یکدیگر در تعارض هستند، گزاره های اخلاقی نقش مرحّج بر یکی از آن دو را إیفاء می کنند و در فرض چهارم گاهی مؤلفه های فقهی بر گزاره های اخلاقی تأثیر می گذارند و این تأثیر به چند صورت است؛ گاهی موجب تفاوت برداشت از ادله ی آموزه های اخلاقی می شوند؛
تحلیل نقش هنجارهای فرهنگی، هویت اجتماعی و باورهای جمعی در تبیین رفتار جنایی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
59 - 73
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تحلیل نقش هنجارهای فرهنگی، هویت اجتماعی و باورهای جمعی در تبیین رفتار جنایی زنان بود. جامعه پژوهش شامل تمامی مطالعات و متون در باره رفتار جنایی زنان بود. نمونه پژوهش متون مرتبط با هنجارهای فرهنگی، هویت اجتماعی و باورهای جمعی زنان بود. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بود. جهت گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و به صورت فیش برداری از منابع مکتوب و مطالعات پیشین مرتبط استفاده شد. سپس داده های گردآوری شده با استفاده از تحلیل محتوا مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که سه مؤلفه ی هنجارهای فرهنگی، هویت اجتماعی و باورهای جمعی نقش کلیدی در مسیرهای زنان به سمت رفتار جنایی دارند. و زنانی که میان هویت فردی خود و هویت تحمیلی اجتماعی تضاد می بینند، ممکن است برای بازتعریف خویش یا مقابله با طرد اجتماعی به گروه های حاشیه ای یا رفتارهای جنایی روی آورند. باورهای جمعی نیز که از دل فرهنگ عمومی، رسانه ها و نهادهای اجتماعی بازتولید می شوند، نقش تقویت کننده یا بازدارنده دارند. باورهایی که زنان را ضعیف، وابسته و تابع می دانند، عزت نفس آنان را کاهش داده و فشارهای روانی و اجتماعی را تشدید می کنند، در حالی که باورها می توانند زمینه ای برای کاهش جرم خیزی، ایجاد هویت اجتماعی مثبت را فراهم آورند. در نهایت، این مطالعه نشان می دهد که جرم خیزی زنان پدیده ای چندبعدی است و درک دقیق تر این پدیده نیازمند توجه هم زمان به ابعاد اجتماعی، فرهنگی، روان شناختی و ساختاری دارد وتنها با رویکردی جامع و میان رشته ای می توان راهکارهای مؤثری برای پیشگیری، کاهش جرم زنان و ارتقای عدالت اجتماعی ارائه داد.
طراحی و آزمون مدل ساختاری تفسیری چابکی سیستم اطلاعات منابع انسانی (مورد مطالعه: دانشگاه کربلا و نجف)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات مدیریت و توسعه پایدار سال ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
135 - 167
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، طراحی و آزمون مدل ساختاری تفسیری چابکی سیستم اطلاعات منابع انسانی (مورد مطالعه دانشگاه کربلا و نجف) است. پژوهش به لحاظ هدف اکتشافی-کاربردی و به لحاظ روش، پیمایشی- توصیفی است. نوع پژوهش آمیخته است. جامعه آماری در بخش کیفی، شامل کتاب ها و سخنرانی های علمی بین سال های 2012 تا 2023 در حوزه مدل چابکی سیستم اطلاعات منابع انسانی می باشد. حجم جامعه در این پژوهش، 116 سند مورد بررسی قرار گرفت که در این بین 19 پژوهش قابل استناد است. در بخش کمّی سطح بندی (ساختاری - تفسیری) و در قسمت بررسی ابعاد مدل، گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه های محقق ساخت انجام گردید. جامعه آماری در این بخش را کلیه کارکنان و اساتید دانشگاه نجف و کربلا تشکیل داده اند که به صورت تصادفی در دسترس انتخاب شده اند. ابزار تجزیه و تحلیل داده ها به ترتیب در بحش کیفی، فراتحلیل و در بخش کمّی ISM و PLS استفاده شده است. نتایج پژوهش در بخش کیفی حکایت از آن دارد 5 بعد اصلی به همراه مؤلفه ها از مصاحبه با خبرگان استخراج شده است که ابعاد شامل امنیت، تعامل و همکاری، توسعه پذیری، انعطاف پذیری و شفافیت است. در بخش ساختاری تفسیری، ابعاد در 4 سطح قرار گرفته اند که امنیت سیستم اطلاعات منابع انسانی به عنوان تأثیرگذارترین بُعد شناسایی شده است. در بخش معادلات ساختاری، تمامی روابط ابعاد مورد تأیید قرار گرفته است و بارعاملی پژوهش نیز با اعداد بزرگتر از 4/0 مورد تأیید واقع شده اند.
بررسی تأثیر سیاست های مالی بر شاخص ترکیبی رفاه اقتصادی در ایران، با رویکرد SVAR(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات مدیریت و توسعه پایدار سال ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
193 - 222
حوزههای تخصصی:
مطالعه اقتصاد ایران نشان می دهد که شاخص رشد و توسعه و رفاه اقتصادی با افت وخیزهای زیادی همراه بوده است و ادوار مختلف تکانه های سیاست های پولی و مالی در اقتصاد ایران اجتناب ناپذیر بوده و شاخص های رفاه را تحت تأثیر قرارداده است. بر این اساس هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تأثیر شوک های ساختاری نااطمینانی سیاست های مالی، بر شاخص رفاه می باشد. پژوهش حاضر از نوع کمّی است. نمونه آماری پژوهش حاضر، داده های مربوط به اقتصاد ایران مربوط به سال های 1390 الی 1401، می باشد. ابزار جمع آوری اطلاعات، استفاده از داده های مربوط به سری زمانی متغیرها در پایگاه بانک مرکزی می باشد. برای تجزیه تحلیل داده ها از مدل خودرگرسیون برداری ساختاری(SVAR) استفاده شده است. نتایج نشان داد که شوک ساختاری تغییرات درآمد های مالیاتی بر شاخص ترکیبی رفاه اقتصادی در ایران تأثیر معناداری دارد. درآمدهای مالیاتی در بلند مدت منجر به فزایش رفاه اقتصادی می شود. شوک ساختاری تغییرات مخارج دولت بر شاخص ترکیبی رفاه اقتصادی در ایران تأثیر معناداری دارد. اگر تغییرات مخارج دولت صرف بودجه عمرانی گردد باعث رفاه اقتصادی می گردد و اگر صرف بودجه جاری شود منجر به کاهش رفاه اقتصادی می گردد.
تحلیل گفتمان انتقادی بازنمایی قیامت در قرآن و نهج البلاغه و نقش آن در تولید مشروعیت سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با بهره گیری از چارچوب نظری تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف، به بررسی چگونگی بازنمایی قیامت در قرآن و نهج البلاغه و نقش آن در شکل دهی به مشروعیت سیاسی می پردازد. مسئله اصلی تحقیق، تحلیل سازوکارهای زبانی و گفتمانی ای است که از طریق آن ها، مفهوم قیامت به عنوان ابزاری برای القای نظم اجتماعی، اعمال قدرت معنوی و مشروعیت بخشی به ساختارهای سیاسی و اخلاقی در گفتمان قرآنی و علوی بازنمایی می شود. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل متون در دو سطح توصیفی و تبیینی است. داده ها شامل آیاتی از قرآن و گزیده هایی از خطبه های نهج البلاغه است که به موضوع معاد و قیامت می پردازند. یافته ها نشان می دهد که قرآن با تأکید بر حتمیت، تصویرسازی های هشداردهنده، از قیامت برای انضباط بخشی فردی و تقویت تبعیت از فرمان الهی بهره می گیرد؛ در حالی که در نهج البلاغه، این مفهوم در پیوند با اخلاق سیاسی و مسئولیت اجتماعی مطرح شده و به طور مستقیم به نهادهای قدرت و عدالت سیاسی مرتبط می شود. نتیجه پژوهش نشان می دهد که قیامت در هر دو گفتمان، علاوه بر کارکرد دینی، کارکردی ایدئولوژیک در تثبیت نظم مشروع سیاسی نیز دارد.
بررسی اثر تحریم های بین المللی بر واردات کالاهای مصرفی و سرمایه ای و واسطه ای ایران از چین با رویکرد رگرسیون انتقال ملایم (STR)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و تجارت نوین سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1-36
حوزههای تخصصی:
تحریم های اقتصادی در سال های اخیر به عنوان یکی از قوی ترین ابزارهای فشار بر کشورها استفاده شده و اثرات آن ها می تواند اقتصاد کشورها را تحت فشار شدیدی قرار دهد. ایران نیز به دلیل این تحریم ها با محدودیت های زیادی در تجارت بین المللی مواجه شده است. در چنین شرایطی، دور زدن تحریم ها و یافتن مسیرهای جایگزین برای حفظ حداقل تجارت ضروری است. این مطالعه با استفاده از الگوی رگرسیون انتقال ملایم (STR) به بررسی اثرات تحریم ها بر واردات ایران از چین در سه گروه کالایی مختلف می پردازد. متغیرهای مستقل تحقیق شامل شاخص تحریم ها، تولید ناخالص داخلی چین و نرخ ارز است که داده های مربوط به آن ها برای دوره 2011 تا 2022 به صورت ماهانه جمع آوری و تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهد که تحریم ها در هر یک از دو رژیم، اثرات متفاوتی بر واردات کالاهای مصرفی، واسطه ای و سرمایه ای داشته اند. در رژیم اول تحریم ها، واردات کالاهای مصرفی، سرمایه ای و واسطه ای از چین را کاهش داده اند اما در رژیم دوم تحریم ها باعث افزایش واردات این سه گروه کالایی از چین شده اند. نرخ ارز و تولید ناخالص داخلی چین در شرایط تحریم های شدید، تأثیر مثبت و معناداری بر واردات کالاهای واسطه ای دارند، درحالی که این تأثیر برای کالاهای مصرفی و سرمایه ای معنادار نیست.
تحلیل گفتمان انتقادی مناظره تلویزیونی نامزدهای چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران در موضوع آموزش وپرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تحلیل گفتمان انتقادی مناظرۀ تلویزیونی نامزدهای چهاردهمین دورۀ انتخابات ریاستجمهوری ایران در موضوع آموزشوپرورش است. روش پژوهش از نوع کیفی و تحلیل گفتمان است. از بین مناظرات تلویزیونی نامزدهای چهاردهمین دورۀ انتخابات ریاستجمهوری ایران، مناظرۀ دوم که در 31 خرداد 1403 از شبکۀ یک سیما پخش شد، انتخاب شده است. برای تجزیهوتحلیل دادهها از رویکرد وندایک استفاده شد. این مناظره در سه سطحِ سبک، معنا و استدلال بررسی و در نهایت گزارههای اساسی متن مناظره استخراج شده است. همچنین برای روایییابی پژوهش از نظر اساتید و متخصصان دانشگاهی استفاده شده است. تحلیل دادهها نشان میدهد اصلیترین گزارههای مسعود پزشکیان، «بیعدالتی آموزشی»، «بیثباتی در مدیریت»، «اهمیت مهارتآموزی»؛ اصلیترین گزارههای سعید جلیلی «برقراری عدالت آموزشی»، «شناسایی استعداد دانشآموزان»، «نیاز به الگو در آموزشوپرورش»؛ اصلیترین گزارههای علیرضا زاکانی «پرورش خلاقیت»، «مهارتآموزی»، «آموزش، توانمندیهای اجتماعی»؛ اصلیترین گزارههای محمدباقر قالیباف، «بیثباتی در مدیریت»، «تمرکززدایی در آموزشوپرورش»، «اهمیتدادن به نخبگان»، اصلیترین گزارههای امیرحسین قاضیزادههاشمی، «برقراری عدالت آموزشی»، «کاهش زمان آموزش و تحصیل»، «نیاز به تغییرات جدی در نظام آموزشی» و اصلیترین گزارههای مصطفی پورمحمدی، «تمرکززدایی»، «تغییر نظام آموزشوپرورش» و «بودجه» بوده است. گزارههای اصلی بر موضوعات کلی تمرکز دارند و موضوعاتی از قبیل تربیت و جذب معلم، برنامههای درسی، فضا و تجهیزات و فناوری، پژوهش و ارزشیابی در مناظره بیان نشد. آموزشوپرورش به عنوان مهمترین نهاد تربیتی کشور نیاز به دیدگاه وسیعتر و جامعتری دارد. با توجه به اهمیت مسائل آموزش و پرورش در کشور لازم بود زمان بیشتری به این موضوع اختصاص یابد
واکاوی گفتمان رسانه ای صدا و سیما در مواجهه با جنگ ۱۲ روزه ایران و رژیم صهیونیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات میان رشته ای ارتباطات و رسانه دوره ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۹
167 - 200
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف واکاوی گفتمان رسانهای صدا و سیما در مواجهه با جنگ ۱۲روزه ایران و رژیم صهیونیستی (اردیبهشت ۱۴۰۳) انجام شد تا مؤلفههای محوری آن در سه مأموریت راهبردیِ «مشروعیتسازی اقدامات نظامی»، «تقویت انسجام ملی» و «ساخت هویت مقاومتی» شناسایی شود. پرسشهای اصلی عبارتاند از: ۱- مؤلفههای اصلی گفتمان رسانهای صداوسیما در این جنگ چه بود؟۲- ویژگیهای سازنده این مؤلفهها و روایت هویتی آن چگونه شکل گرفت؟پژوهش با رویکرد کیفی و روش ترکیبی انجام شد (تحلیل محتوای کیفی ۱۵ برنامه پربیننده، مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۲ استاد دانشگاه و مدیر رسانهای و نشانهشناسی تصاویر/ زبان). درادامه، دادهها گردآوری و با کدگذاری سه سطحی (باز، محوری، گزینشی) تحلیل شدند. یافتهها شش مؤلفه کلیدی را آشکار کردند: ۱- چهارچوبسازی گفتمان مبتنی بر روایت «پیروزی و دفاع مشروع» در تقابل دوگانه حق/ باطل؛ ۲- مهندسی زبانی با واژگان بارگذاری شده (مقاومت، طوفان موشکی) و نمادهای تصویری/ صوتی حماسی؛ ۳- ساختار ارزشگذاری سهگانه (هویت مقاومتی، انقلابی، وحدتآفرین)؛۴- گزینش منابع خبری (۸۵% اولویت به منابع رسمی و محور مقاومت)؛۵- پیوند هویت ملی با اسلام انقلابی؛۶- غیریتسازی مطلق با برساخت «رژیم صهیونیستی به عنوان دیگری اهریمنی. براساس نتایج، صداوسیما با تبدیل جنگ به «متنی نمادین»، گفتمان انقلاب اسلامی را در مثلث «هویت بخشی، غیریتسازی، مشروعیتسازی» بازتولید کرد که در کوتاهمدت به انسجام ملی و شکست روایت دشمن انجامید، هرچند با حذف صداهای انتقادی، محدودیتهای رسانه دولتی در شرایط بحران را نمایان ساخت.
دگردیسی مفهوم مخاطب در عصر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه همایش ملی هوش مصنوعی، فرهنگ و رسانه
41 - 76
حوزههای تخصصی:
تحولات فناوری های هوشمند، به ویژه هوش مصنوعی مولد، مفاهیم بنیادی در حوزه رسانه را دستخوش تغییر کرده است؛ از جمله مفهوم مخاطب. این پژوهش با هدف بررسی دگردیسی مفهوم مخاطب در عصر هوش مصنوعی و تحلیل کارکردها، چالش ها و ابعاد تعامل مخاطب با رسانه های هوشمند انجام شده است. روش پژوهش، کیفی و اکتشافی است که از طریق تحلیل محتوای کیفی منابع علمی و پژوهشی مرتبط، به استخراج مضامین اصلی اقدام شده است. یافته ها نشان می دهد که مفهوم مخاطب در گذار از رسانه های سنتی به عصر هوش مصنوعی، از «مخاطب منفعل» به «مخاطب فعال» و نهایتاً به «مخاطب هم آفرین» تحول یافته است. این مخاطب، نه تنها مصرف کننده محتوا نیست، بلکه به واسطه ی تعامل با الگوریتم ها، تولید داده، پرامپت نویسی و اصلاح محتوا، به یکی از بازیگران اصلی فرایند رسانه ای بدل شده است. همچنین، کارکردهای متنوع هوش مصنوعی همچون شخصی سازی محتوا، هدایت گری، تولید خودکار، و تحلیل کلان داده ها، تجربه ای تعاملی، جذاب و اختصاصی برای مخاطب فراهم کرده است. با این حال، چالش هایی مانند شکل گیری حباب های فیلتر، کاهش استقلال فکری، تهدید حریم خصوصی و نابرابری اطلاعاتی نیز مورد تأکید قرار گرفته اند. نتایج پژوهش بر لزوم بازتعریف نظری مفهوم مخاطب، ارتقاء سواد دیجیتال و طراحی سیاست های رسانه ای اخلاق محور در مواجهه با رسانه های هوش محور تأکید دارد.
کاربست هوش مصنوعی در مدیریت راهبردی رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه همایش ملی هوش مصنوعی، فرهنگ و رسانه
77 - 112
حوزههای تخصصی:
رسانه، به ویژه در بخش رادیو و تلویزیون، در دوران معاصر با تحولات بنیادین روبه روست. این پژوهش با هدف ارائه مدل مفهومی به کارگیری هوش مصنوعی در مدیریت راهبردی رسانه، با تمرکز بر سازمان های رادیو و تلویزیون، انجام شده و به شناسایی مؤلفه ها و ابعاد اصلی این مدل می پردازد. ظهور رسانه های نوین و پلتفرم های دیجیتال رقابت را تشدید کرده و تغییر سلایق مخاطبان ضرورت تولید محتوای جذاب و شخصی سازی شده را آشکار ساخته است.هوش مصنوعی به عنوان فناوری تحول آفرین، نقشی کلیدی در بازتعریف مدیریت راهبردی ایفا کرده و با تأثیرگذاری بر حوزه هایی چون تولید محتوا، توزیع هدفمند، تحلیل رفتار مخاطب و خودکارسازی وظایف، به تصمیم گیری آگاهانه و بهبود عملکرد کمک می کند.این پژوهش با رویکرد کیفی و روش توصیفی–تحلیلی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد هوش مصنوعی در تمام مراحل مدیریت راهبردی رسانه، از تحلیل روندها و تدوین برنامه های داده محور تا بهینه سازی اجرا و ارزیابی عملکرد، نقش محوری دارد. مدل مفهومی ارائه شده با قرار دادن هوش مصنوعی در مرکز فرآیند و پیوند آن با ورودی ها، اهداف، انواع راهبردها و محیط پیرامونی، بر ضرورت یکپارچگی و هم سویی عمیق تأکید می کند. موفقیت در بهره گیری از این فناوری مستلزم هم راستایی کامل با جهت گیری های کلان سازمان رسانه ای و فراتر رفتن از ابعاد صرفاً فنی است.
هوش مصنوعی و خلاقیت در نویسندگی تلویزیونی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه همایش ملی هوش مصنوعی، فرهنگ و رسانه
113 - 152
حوزههای تخصصی:
صنعت تلویزیون همواره در تلاش برای نوآوری و ارتقای خلاقیت در تولید محتوا بوده است. در این میان، نویسندگی تلویزیونی به عنوان شالوده اصلی روایت، نقشی حیاتی در موفقیت یک اثر ایفا می کند. ظهور هوش مصنوعی مولد با قابلیت های چشمگیر در تحلیل و تولید متن، پارادایم های جدیدی را در فرآیندهای خلاق معرفی کرده است. این فناوری ضمن ارائه پتانسیل های بی شمار برای بهینه سازی فرآیند نگارش، چالش هایی نظیر اصالت اثر، سوگیری های الگوریتمی و ملاحظات اخلاقی را نیز به همراه دارد.این پژوهش با هدف بررسی امکان سنجی و چگونگی به کارگیری هوش مصنوعی در جهت تقویت خلاقیت در نویسندگی تلویزیونی انجام شده است. در این تحقیق از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. در بخش کیفی، با مرور نظام مند ادبیات پژوهش و تحلیل محتوای مقالات و گزارش های علمی مرتبط، ابعاد مختلف موضوع و تجربیات موجود مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی در جنبه های مختلفی نویسندگی تلویزیونی، از جمله ایده پردازی، طرح ریزی داستان، شخصیت پردازی، نگارش متون گویندگان (دیالوگ)، خلاصه سازی و بازنویسی متون، به عنوان دستیاری مفید و الهام بخش مورد استفاده قرار می گیرد.نتایج این پژوهش بر استفاده صحیح و آگاهانه از هوش مصنوعی به عنوان دستیاری خلاق تأکید دارد و به نویسندگان تلویزیونی در خلق آثار بدیع و جذاب یاری می رساند. با این وجود، نقش محوری انسان در فرآیند خلاقیت غیرقابل انکار است. هوش مصنوعی ابزاری قدرتمند است، اما خلاقیت اصیل انسانی همچنان نیازمند تفکر انتقادی، قوه تخیل و ذوق هنری نویسنده است. آینده نویسندگی تلویزیونی و تحول این حوزه در گرو همکاری سازنده انسان و هوش مصنوعی خواهد بود
میزان استفاده و اعتماد شهروندان کشمیرهند به رسانه های خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
163 - 183
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی میزان استفاده و رابطه آن با اعتماد شهروندان کشمیر هند به اخبار 4 شبکه خبری بی بی سی ، پرس تی وی، الجزیره و تی آرتی پس از لغو خودمختاری این منطقه از سوی دولت هند است. روش پژوهش: جامعه آماری این پژوهش شهروندان منطقه کشمیر هند بود که طبق آخرین اطلاعات، جمعیتی بالغ بر 12 میلیون دارد. باتوجه به حجم جامعه و گستردگی آن، ابتدا با استفاده از فرمول کوکران، 384 تن به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شده و سپس با استفاده از روش سهمیه ای، اقدام به نمونه گیری شد. برای گردآوری داده ها از روش پیمایش و ابزار پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد. روایی این پرسش نامه با استفاده از روش اعتبار صوری و طی دو مرحله در ایران و کشمیر صورت گرفت. پایایی آن نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد و ازآنجاکه در تمامی موارد، ضریب مذکور از 0/7 بیشتر بود، پایایی آن تأیید شد. تجزیه وتحلیل داده های این پژوهش نیز با استفاده از نرم افزارهای آماری spss صورت گرفت. یافته ها: در میان شبکه های موردمطالعه،(درپیوستار 5-1)، شبکه الجزیره با میانگین 2/61 ازنظر میزان استفاده، در بالاترین رتبه قرار داشته و پس از آن به ترتیب شبکه های خبری بی بی سی ، با میانگین 2/29، پرس تی وی با میانگین 2/13و تی ارتی با میانگین 1/87 از رتبه های بعدی برخوردارند.از نظر میزان اعتماد شهروندان کشمیری به اخبار رسانه های خارجی، شبکه الجزیره با میانگین 3/48 از بالاترین رتبه بر خوردار بوده و پس از آن به ترتیب شبکه های خبری پرس تی وی با میانگین 3/21، تی آر تی با میانگین 3/17 و شبکه بی بی سی با میانگین 2/88 در رتبه های بعدی قرار دارد. آزمون فرضیه های تحقیق حاکی ازتفاوت معنادار بین میزان اعتماد شهروندان کشمیری به اخبار شبکه های مورد مطالعه بود.همچنین نتایج ازمون های آماری گویای وجود همبستگی مستقیم بین میزان استفاده و اعتماد به اخبار در مورد شبکه های تی آرتی، الجزیره و پرس تی وی بود. وجود این رابطه در مورد رسانه بی بی سی مورد تایید قرارنگرفت. نتیجه گیری: میزان اعتمادبه اخباریک رسانه،علاوه بر میزان استفاده از آن می تواند متاثر از رعایت شاخص های کیفی نظیر بی طرفی، شفافیت و توانایی پاسخ به نیازهای خبری از سوی رسانه باشد
راهبردهای اجتماعی و فرهنگی دانشگاه در برابر کودکان و نوجوانان: مطالعه اسناد حقوقی قانونی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۷
809 - 836
حوزههای تخصصی:
این پژوهش حاضر با هدفِ شناسایی راهبردهای اجتماعی و فرهنگی دانشگاه در برابر قشر کودک و نوجوان در ایران انجام شده است. روش پژوهش حاضر، کیفی و با طرح پژوهش تحلیل اسنادی، اقدام به جستجو، بررسی، گزینش و تحلیل اسناد مربوطه شد. تحلیلها نشان میدهند که برنامه عمل جامع، مهمترین سند در رابطه با موضوع پژوهش حاضر است. نتایج نشان میدهند که نهاد دانشگاه در ایران راهبردهای اندکی که بهطور مستقیم و غیرمستقیم در جهت انجام اقداماتی برای قشر کودک و نوجوان تعریف شدهاند، را دارا است. تحلیل راهبردهای مذکور بیانگر نقش بسیار مهم دانشگاه و نخبگان دانشگاهی در زمینه کودک و نوجوان است؛ زیرا قشر مذکور نسبت به اقشار دیگر، توان کنشگری و عاملیت و آگاهی مستقلی ندارند و نیازمند نماینده و کنشگر نیابتی از جانب خود هستند، کنشگرانی که با آگاهی و ابراز وجود، بتوانند مسئولیت عمومی خود در قبال قشر کودک و نوجوان را انجام داده و سهم جامعه را نیز مطالبه نمایند؛ بنابراین لازم است که نهاد دانشگاه توجه بیشتری به پیوند دانشگاه با جامعه در زمینه قشر کودک و نوجوان نماید و در رابطه با قشر مذکور برنامهها و سیاستهای مدونی را در پیش گیرد.
واکاوی نسبت دین، فرهنگ و جامعه در منظر متفکران انقلاب اسلامی؛ دلالت هایی برای حکمرانی مطلوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۷
875 - 908
حوزههای تخصصی:
دین، فرهنگ و جامعه سه مقوله محوری در بررسیهای نظری و عملی برای عرصههای حکمرانی هستند. این سه، مفاهیمی بسیار نزدیک به یکدیگر در عرصه اجرا هستند. این پژوهش با هدف بررسی نسبت سهگانه دین، فرهنگ و جامعه با تأکید بر اندیشه متفکران انقلاب اسلامی انجام شد تا الگویی برای حکمرانی مطلوب در جوامع دینی ارائه دهد. در صورت عدم تعیین نسبت دقیق این مقولات عرصه حکمرانی مطلوب دینی با چالش مواجه خواهد شد و تداخل نقشی میان این موارد بهوجود خواهد آمد. این تحقیق با استفاده از روش کیفی انجامشده و گردآوری اطلاعات در آن بهصورت اسنادی بوده و با رویکرد تفسیری ـ انتقادی متون اندیشمندان انقلاب اسلامی و نظریههای غربی مورد بررسی قرار گرفت و دادهها با استفاده از کدگذاری سهمرحلهای (باز، محوری، انتخابی) تحلیل شدند. یافتههای این پژوهش حاکی از آن است نسبت این سه مقوله در منظر متفکران انقلاب اسلامی، دیالکتیکی و چندسطحی است، نه تقلیلگرایانه (برخلاف رویکردهای مارکسیستی یا اثباتگرا)؛ بنابراین در دلالتهای حکمرانی بایستی چندبُعدی بودن این مقولات و روابط متداخل آنها را در نظر داشت. همچنین دین بهعنوان متغیر مستقل، هم نقش فرهنگساز (ایجاد الگوهای دینی) و هم فرهنگسوز (اصلاح الگوهای ناسازگار) دارد. در حکمرانی مطلوب، فرهنگ بهمثابه بستر و جامعه بهعنوان صحنه تعامل این دو عمل میکنند. در این مقاله به این نتیجهگیری رسیده شده است که فرهنگ بستر حرکت اصلی جامعه و دین محتوا و تغذیهکننده فرهنگ است که میبایست از گذر تمیز روابط دیالکتیکی خود را در حکمرانی نشان دهند.
تحلیل تأثیر شبکه های اجتماعی بر دیپلماسی فرهنگی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۷
989 - 1026
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر شبکه های اجتماعی بر دیپلماسی فرهنگی ایران(مسئله) با استفاده از روش تحقیق کمّی و تحلیل داده های جمع آوری شده از ۱۵۵ پرسشنامه محقق-ساخته انجام شده است(روش). در عصر دیجیتال، شبکه های اجتماعی به ابزاری کلیدی برای تبادل فرهنگی و دیپلماسی عمومی تبدیل شده اند. این مطالعه به بررسی نقش این شبکه ها پرداخته و درصدد پاسخ به این سوال است که شبکه های اجتماعی چگونه و با چه سازو کارهایی بر دیپلماسی فرهنگی ایران تأثیر می گذارند؟ یافته ها نشان می دهد که شبکه های اجتماعی بر ابعادی مانند تبادل فرهنگی (۰.۴۵۸)، تصویر ایران (۰.۳۴۲)، و همکاری های بین المللی (۰.۷۸۵) تأثیر معناداری دارند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که شبکه های اجتماعی ابزاری مؤثر برای تقویت دیپلماسی فرهنگی ایران هستند، اما نیازمند راهبردهای هوشمندانه ای مانند تولید محتوای جذاب و بهره گیری از فناوری های نوین می باشند. این نتایج نشان می دهد که شبکه های اجتماعی می توانند به عنوان ابزاری مؤثر در تدوین و اجرای سیاست های فرهنگی مورد استفاده قرار گیرند. (یافته ها و نتایج)
دولت و توسعه اقتصادفرهنگ: مقایسه ایران و ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
35 - 84
امروزه اقتصادفرهنگ، یک صنعت راهبردی در اقتصاد ملی کشورها است. سیاستگذاری در تولید، توزیع و مصرف محصولات فرهنگی از مهم ترین وظایف دولت ها در سطح جهان و محور اصلی توسعه اقتصادفرهنگ است. توسعه یافتگی اقتصادفرهنگ با ویژگی های دولت و نوع عملکرد آن در ارتباط است. ایران با وجود منابع غنی فرهنگی، در شاخص های اقتصادفرهنگ، فاصله زیادی با کشورهای توسعه یافته و حتی کشورهای مشابه خود مانند ترکیه دارد. هدف مطالعه حاضر بررسی ویژگی ها و عملکرد دولت ایران و ترکیه در اقتصادفرهنگ با رویکرد تطبیقی-تاریخی است. در جمع آوری داده ها از روش های تحلیل اسناد و تحلیل ثانویه استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که دولت ترکیه دارای ویژگی های دولت های توسعه گراست و در دوره های مختلف با پایبندی بر رویکرد نئولیبرالیسم و سکولاریسم و اصول اساسی در دستیابی به توسعه به ویژه فرهنگی، وجود وفاق نخبگانی و ثبات در برنامه ها به رشد و پیشرفت صنایع فرهنگی در بعد اقتصادی کمک کرده است. در ایران پرهیز از رویکرد سرمایه دارانه و گرایش به رویکردهای عدالت محور پس از انقلاب اسلامی منجر به حضور بیش از حد دولت در بخش فرهنگ و هنر و به دنبال آن کمرنگ شدن حضور بخش خصوصی و مردمی شده است. هم چنین تعدد نهادهای سیاستگذار و عدم وفاق نخبگانی، تعدد سیاست های فرهنگی، فراهم نکردن زیرساخت های حقوقی و مادی و عدم وجود بسترهای مساعد بین المللی و ناهم سازی با سیاست های فرهنگی غربی در مقایسه با ترکیه، عامل توسعه نیافتگی اقتصادفرهنگ در ایران شده است.
نابرابری و توسعه: تحلیل نهادی فرایند توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
85 - 130
توسعه که مفهومی برخاسته از فضای اندیشه ای و مفهومی دوران مدرن و دگرگونی های فکری، فرهنگی، سیاسی، علمی و تکنولوژیکی وابسته به آن و پس از آن است، همواره مفهومی در حال تغییر و آبستن برداشت های گوناگون و بنابراین پرچالش و مناقشه برانگیز بوده و هست. از سوی دیگر، نابرابری و رفاه و هم چنین نسبت آن ها با توسعه نیز همیشه محل کنکاش و پرسش بوده است. این ویژگی ها باعث شده است که توسعه، حوزه های گوناگون علوم انسانی و اجتماعی به ویژه جامعه شناسی، اقتصاد، علوم سیاسی و مطالعات فرهنگی را درنوردد و در تقاطع و هم چنین یکی از مهم ترین فصول مشترک آن ها لقب بگیرد. این ویژگی البته سبب شده است که دستیابی به توسعه نیازمند آرایه هایی گوناگون از این بسترهای چندگانه باشد، که بنابر پژوهش های جدیدتر و به بهترین وجه، در سیمای شرایط نهادی بسترساز توسعه رخ می نماید. هدف این پژوهش، تحلیل نهادی شرایط مناسب و مساعد برای توسعه و برابری است، که قدر متیقن آن ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است، و این هدف را با روی کرد کیفی، روش اسنادی و تکنیک تبیینی-استنتاجی دنبال می کند. یافته ها حاکی از درهم تنیدگی نهادی این ساختارهای چندگانه و کنش و برهم کنش و تاثیر و تاثر جدی میان آن ها با ساختار حقوقی-قانونی و نیز برابری و عدالت در جامعه به گونه ای است که، جز با تحصیل و حصول این شرایط نهادی بسترساز توسعه، هر کوشش های توسعه خواهانه ای جز رویایی دوردست و آرزویی دست نیافتنی در دفتر و دیوان نخواهدبود.
تبیین رابطه سرمایه ی اجتماعی و کیفیت محیطی(خوانایی و هم پیوندی فضایی) در سکونتگاه های غیررسمی (مورد کاوی: محله های اخترآباد، سهرابیه و حصار بالا شهرکرج)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
167 - 202
اطلاعات دقیق، جاری وکامل در هرگونه مداخله موثر برای ارتقای سکونتگاه های غیررسمی ضروری است. از مسائل اجتماعی که سکونتگاه های غیررسمی شهر کرج با آن مواجه هستند، طرداجتماعی است. این سکونتگاه ها در کرج اغلب به حاشیه رانده شده اند که خود منجربه انزوای اجتماعی در درون خود محلات و طرد از جریان اصلی جامعه شده است. این می تواندبه مسائلی مانند تبعیض، عدم دسترسی به خدمات اجتماعی و تحرک اجتماعی محدود منجر شود. باوجود مشکلات اجتماعی مطرح شده، اقدامات انجام گرفته برای حل این مشکلات، با آنکه کالبدی بوده که هرچند لازم است امابه نظر می رسد امکان خلق فرصت تعاملات وبرخوردهای اجتماعی در این محلات فراهم یا لااقل تقویت نکرده است. این مطالعه به دنبال بررسی رابطه این بین مفاهیم سرمایه اجتماعی و کیفیت محیطی در این محله ها است که می توان آن را در ادبیات مربوط به "سرمایه اجتماعی" چارچوب بندی نمود. برمبنای سطح مناسب در جوامع نامعین(ازنظر آماری) 385 نفر از ساکنین این محلات به عنوان نمونه های پژوهش، ازنظر وضعیت سرمایه اجتماعی موردسنجش واقع شدند. داده های جمع آوری شده بااستفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی موردسنجش واقع شد؛ خوانایی و هم پیوندی فضایی به عنوان زیرمجموعه های کیفیت محیطی درمحله های موردنظر با روش نحو فضا بررسی گردید. درنهایت، این مقاله با کمک رگرسیون خطی روابط بین سرمایه اجتماعی و کیفیت محیطی در محله های هدف را مشخص کرد؛ محله هایی که خوانایی و هم پیوندی فضایی در آنها بیشتر بوده است، سطح سرمایه اجتماعی نیزدر آن ها بیشتر بوده است.
جامعه شناسی مهاجرت نخبگان؛ موانع ماندگاری نخبگان دانشگاهی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
279 - 328
نخبگان دانشگاهی به عنوان سرمایه های انسانی و فرهنگی نقش بسیار تاثیرگذار و مثبتی در فرایند توسعه جامعه ایفا می کنند. با این حال یکی از مسائل اجتماعی امروز، شتاب در مهاجرت نخبگان است. پژوهش حاضر به دنبال کشف موانع ماندگاری نخبگان دانشگاهی از منظر تجربه زیسته خود آن ها با روش پژوهش کیفی است. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته و تکنیک تحلیل داده ها، تحلیل مضمون است و مضامین پایه، سازمان دهنده و مضمون فراگیر از متن مصاحبه ها استخراج شده است. یافته-های پژوهش نشان می دهد «بی ثباتی های اقتصادی، ناامنی های شغلی، احساس محرومیت نسبی، احساس ناامنی، افت خلاقیت ها و تولیدات علمی، ضعف جایگاه پژوهش، کمبود حمایت های مالی و رفاهی، ضعف نظام جذب و استخدام، غلبه نگاه کمی گرا و فقدان نگاه تمایزمحور، مشکلات بوروکراسی و نظام اداری، فقدان فضای مطلوب علمی و سیاسی، احساس تبعیض، گسست فرهنگی، دغدغه های آموزشی و فرهنگی فرزندان، فشارها و تنش های خانوادگی» از جمله موانع ماندگاری نخبگان دانشگاهی در ایران است. یافته ها نشان می دهد زندگی روزمره نخبگان ایرانی اسیر مثلث ناکارآمدی در سه قلمرو اقتصاد، دانشگاه، فرهنگ-سیاست است. زندگی روزمره نخبگان اسیر ناکارآمدی های چندگانه در قلمروهای مختلف است که همه این ها موانع ماندگاری نخبگان را تشکیل می دهد. همچنین نخبگان در کشاکش بین سلطه گری اقتصاد در زندگی روزمره و پیگیری دغدغه های فرامادی زیست می کنند.









