خدامراد مؤمنی

خدامراد مؤمنی

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه روانشناسی دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۷۳ مورد.
۱.

نقش واسطه ای تنظیم هیجان در رابطه سبک های دلبستگی با مهارت های اجتماعی و اضطراب در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سبک های دلبستگی مهارت های اجتماعی اضطراب تنظیم هیجان اختلال طیف اتیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۰
زمینه: اختلال طیف اتیسم یکی از پیچیده ترین اختلالات رشدی است که بر توانایی های شناختی، هیجانی و اجتماعی کودکان تأثیر می گذارد. تنظیم هیجان و سبک های دلبستگی از عوامل مهمی هستند که می توانند به طور مستقیم بر مهارت های اجتماعی و میزان اضطراب کودکان مبتلا به این اختلال تأثیر بگذارند. با وجود پژوهش های متعدد در زمینه اختلال طیف اتیسم، هنوز خلأهای بسیاری در فهم کامل نقش واسطه ای تنظیم هیجان در این رابطه ها وجود دارد. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای تنظیم هیجان در رابطه سبک های دلبستگی با مهارت های اجتماعی و اضطراب در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم بود. روش: روش پژوهش حاضر همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم در سال 1403-1402 در شهر کرمانشاه بود که از میان آن ها تعداد 200 کودک به صورت دردسترس با توجه به ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات، والد یا مراقب کودکان به پرسشنامه های سبک دلسبتگی در کودکی میانه (رونقی و همکاران، 1392)، مهارت های اجتماعی (بلینی و هوف، 2007)، تنظیم هیجان (شیلدز و سیچتی، 1997) و اضطراب (راجرز و همکاران، 2016) پاسخ دادند. جهت تجزیه تحلیل داده ها از نرم افزار Spss-24 و Amos-24 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سبک های دلبستگی ایمن تر با افزایش مهارت های اجتماعی (382/0 =β) و کاهش اضطراب (138/0- =β) در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم همراه است. همچنین تنظیم هیجان نقش میانجی در رابطه سبک دلبستگی و مهارت اجتماعی (067/0 =β) و سبک دلبستگی و اضطراب (029/0- =β) دارد (05/0 <p). نتیجه گیری: پیشنهاد می شود که برنامه های مداخله ای مناسب توسط متخصصان طراحی شود و در مراکز و مدارس استثنایی ویژه اتیسم اجرا شود. همچنین برگزاری کارگاه های آموزش خانواده (به ویژه مادر/ مراقب) مبتنی بر نقش سبک دلبستگی بر مهارت های اجتماعی و اضطراب کودکان دچار اختلال طیف اتیسم تدارک دیده شود.
۲.

اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی بر کاهش تحریک پذیری و پرخاشگری نوجوانان دارای اختلال بی نظمی خلق مخرب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلال بی نظمی خلق مخرب رفتار درمانی دیالکتیکی تحریک پذیری پرخاشگری و دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۹۶
هدف پژوهش، بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر کاهش تحریک پذیری و پرخاشگری در دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر کرمانشاه بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر بود که در سال تحصیلی 1402-1401 در شهر کرمانشاه مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش شامل 39 نفر (19 نفر گروه آزمایش و 20 نفر گروه کنترل) بودند که با روش نمونه گیری دردسترس، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه خودگزارشی اختلال بی نظمی خلق مخرب بودجریدا و همکاران (2022)، واکنش پذیری هیجانی استرینگاریس و همکاران (2012)، مقیاس پرخاشگری نوجوانان آخنباخ (1991) و مصاحبه بالینی نوزبام (2013) بود. گروه آزمایش 10 جلسه 60 دقیقه ای (هفته ای دو جلسه) تحت رفتار درمانی دیالکتیکی قرار گرفتند و گروه کنترل، آموزشی دریافت نکرد. در پایان جلسات پس آزمون و در نهایت بعد از 3 ماه پیگیری به عمل آمد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس تک متغیره انجام شد. نتایج نشان داد که رفتار درمانی دیالکتیکی بر کاهش تحریک-پذیری و پرخاشگری در مراحل پس آزمون و پیگیری تاثیر معنی دار داشته است. یافته های این پژوهش اطلاعات ارزشمندی را در ارتباط با رفتار درمانی دیالکتیکی فراهم می کند و مشاوران و روان شناسان می توانند برای کاهش رفتارهای مخرب مانند تحریک پذیری و پرخاشگری در نوجوانان دارای اختلال بی نظمی خلق مخرب از این درمان استفاده کنند.
۳.

شیوع شناسی اختلال بی نظمی خلق مخرب در دانش آموزان دوره اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلال بی نظمی خلق مخرب دانش آموزان شیوع

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۱۳۷
مطالعه حاضر، با هدف تعیین میزان شیوع اختلال بی نظمی خلق مخرب در دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر کرمانشاه انجام شد. طرح این پژوهش، توصیفی-زمینه یابی است. 584 دانش آموز (282 پسر و 302 دختر) دوره اول متوسطه با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و با استفاده از پرسشنامه اختلال بی نظمی خلق مخرب مورد سنجش قرار گرفتند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS26 و روش های آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون خی دو تحلیل شدند. نتایج نشان داد میزان شیوع اختلال بی نظمی خلق مخرب در دانش آموزان به صورت کلی 11/13، در پسران 13/82و در دختران 8/60 می باشد. تفاوت معنی داری بین میانگین نمره بی نظمی خلق مخرب و جنس (001/0=P) و بی نظمی خلق مخرب و ناحیه آموزش و پرورش دانش آموزان (024/0=P) وجود داشت ولی بین بی نظمی خلق مخرب و سن و پایه تحصیلی تفاوت معنی داری وجود نداشت. نتایج نشان داد که شیوع اختلال بی نظمی خلق مخرب در نوجوانان پسر و دختر شهر کرمانشاه بالا می باشد بنابراین لزوم اقدامات پیشگیرانه و درمانی از سوی آموزش پرورش این استان و همچنین تصمیم گیرندگان سلامت آشکار می گردد.
۴.

بررسی رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و اختلال وسواسی- جبری: نقش واسطه ای خودتنظیم گری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودتنظیم گری طرحواره های ناسازگار اولیه اختلال وسواسی - جبری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۱
هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و اختلال وسواسی- جبری: نقش واسطه ای خودتنظیم گری صورت گرفت. روش شناسی پژوهش: روش پژهش توصیفی- همبستگی مبتنی برمعادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش کلیه بیماران مبتلا به اختلال وسواسی- جبری مراجعه کننده به کلینیک های عمومی و خصوصی روان پزشکی در سطح شهر کرمانشاه در سال 1400 بود که با توجه به معیارهای ورود و خروج و دریافت تشخیص اختلال وسواسی-جبری توسط روان پزشک و بر اساس مصاحبه بالینی ساختاریافته (DSM-5) به شیوه دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های اختلال وسواسی- جبری فوا و همکاران (2002)، خودتنظیم گری ایبانز و همکاران (2005) و طرحواره های یانگ (2005) بود. برای تحلیل داده ها از شاخص های توصیفی و تحلیل معادلات ساختاری در نرم افزار SPSS-21 و PLS-3 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد مدل مطرح شده از برازش خوبی برخوردار است (90/0= NFI و 079/0= SRMR). نتایج تحلیل ها نشان داد طرحواره های ناسازگار اولیه با اختلال وسواسی- جبری رابطه مثبت و معنادار و خودتنظیم گری با اختلال وسواسی- جبری رابطه منفی ومعنادار دارند. همچنین طرحواره های ناسازگار اولیه ازطریق خودتنظیم گری بر اختلال وسواسی- جبری اثرگذار است. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش پیشنهاد می کند که درطراحی مداخلات روان شناختی برای بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-جبری، به نقش طرحواره های ناسازگار اولیه و خودتنظیم گری توجه شود.
۵.

رابطه سیستم های مغزی / رفتاری، تکانش گری و کاهش اهمیت تأخیری با رفتارهای پرخطر در نوجوانان: نقش واسطه ای اختلال در تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلال در تنظیم هیجان سیستم های مغزی / رفتاری تکانش گری کاهش اهمیت تأخیری رفتارهای پرخطر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۰۵
نوجوانی دوره ای از تحول اساسی در رشد عاطفی، اجتماعی، عصبی و شناختی است که با افزایش آسیب پذیری در برابر صدماتی مانند تصادفات رانندگی، جرائم خشونت آمیز، اعتیاد و روابط جنسی همراه است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای اختلال در تنظیم هیجان در رابطه با سیستم های مغزی / رفتاری، تکانش گری و کاهش اهمیت تأخیری در رفتارهای پرخطر دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم بود. تعداد 321 نفر از دانش آموزان دختر و پسر به شیوه ی نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. مقیاس های به کاربرده در این پژوهش شامل مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی علی زاده محمدی (1387)، مقیاس سیستم فعال سازی رفتاری/ بازداری رفتاری Carver and White (1994)؛ مقیاس تکانش گری Linam (2013)؛ مقیاس انتخاب پولی Kirby و همکاران (1999) و مقیاس اختلال در تنظیم هیجان Graz and Roemer (2004) بود. تحلیل داده ها به روش همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای AMOS نسخه 24 و SPSS نسخه 23 انجام گردید. سیستم فعال سازی/بازداری رفتاری و اختلال در تنظیم هیجان بر رفتارهای پرخطر اثر مستقیم داشت. اختلال در تنظیم هیجان در رابطه سیستم فعال سازی/بازداری رفتاری و تکانش گری بر رفتارهای پرخطر اثر غیرمستقیم داشت. بر اساس نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر می توان گفت جهت کاهش شیوه رفتارهای پرخطر باید به تنظیم هیجانی، سیستم مغزی / رفتاری و تکانش گری توجه گردد. این یافته ها می تواند دستاوردهای کاربردی در سبک تربیتی نوجوانان داشته باشد.
۶.

نقش واسطه ای راهبردهای مدیریت زندگی در رابطه بین پدیدآورندگی - راکدماندگی و بهزیستی فاعلی در میانسالی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهزیستی ‏ذهنی پدیدآورندگی - راکدماندگی راهبردهای مدیریت زندگی روان شناسی گستره عمر میانسالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۰۱
هدف پژوهش حاضر شناسایی نقش واسطه ای راهبردهای مدیریت زندگی در رابطه بین پدیدآورندگی-راکدماندگی، با بهزیستی فاعلی در دوره میانسالی بود. طرح پژوهش از نوع همبستگی و جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه میانسالان ساکن شهر کرمانشاه بود که از بین آنها 200 نفر (127 مرد و 73 زن) با روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و به چهار ابزار مقیاس بهزیستی ذهنی (کانتریل ، 1965)، پدیدآورندگی لویولا (مک آدامز و دی سانت آوبین، 1992)، مقیاس راکد ماندگی (برادلی، 1997) و راهبردهای مدیریت زندگی (بالتس و دیگران، 1999) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد که پدیدآورندگی-راکدماندگی از طریق راهبردهای مدیریت زندگی با بهزیستی ذهنی رابطه دارد.بطور کلی افراد پدیدآورنده ای که از راهبردهای مدیریت زندگی استفاده می کنند در میانسالی از بهزیستی ذهنی بیشتری برخوردارند.همچنین افرادی که راکدماندگی در دوران میانسالی را تجربه میکنند کمتر از راهبردهای مدیریت استفاده میکنند که باعث کاهش بهزیستی ذهنی میشود.در نتیجه، با توجه به اهمیت بهزیستی ذهنی در میانسالان، روان شناسان می توانند با تکیه بر دو متغیر پدیدآورندگی_راکدماندگی و راهبردهای مدیریت زندگی و تلاش برای بهبود و اصلاح آنها در میانسالان و انجام مداخلات و درمان ها در جامعه ، گامی در جهت افزایش کیفیت این دوران بردارند.
۷.

واکاوی تجربه ی زیسته ی دانش آموزان متوسطه ی اول از ارضای نیازهای اساسی روان شناختی در کلاس درس: یک مطالعه ی پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجربه زیسته نیازهای اساسی روان شناختی پدیدارشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۳۵
پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه زیسته دانش آموزان متوسطه اول از ارضای نیازهای اساسی روان شناختی در کلاس درس، انجام پذیرفت. روش تحقیق پژوهش نیز حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. جامعه هدف پژوهش، تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه اول مدارس دولتی پسرانه و دخترانه شهرستان کرمانشاه در سال تحصیلی 1399-1400 بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و از نوع ملاک محور بود. مشارکت کنندگان این پژوهش از تمام نواحی آموزش وپرورش شهرستان کرمانشاه انتخاب شدند (ناحیه 1، 2 و 3)، پس از انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته با 18 دانش آموز (9 دختر و 9 پسر) اشباع نظری داده ها حاصل شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش راهبردی هفت مرحله ای کلایزی صورت گرفت، با ارجاع داده ها به استادان و دانش آموزان اعتباریابی یافته ها حاصل شد و 33 مضمون فرعی در پنج مضمون اصلی شامل متناسب بودن روش تدریس آموزگار، یافتن دوست و کیفیت برقراری ارتباط، ویژگی های رفتاری آموزگار، ادراک مثبت فرد از توانایی خویش و احساس توانمند و مفید بودن، داشتن احساس استقلال و آزادی عمل، تجمیع گردید. نتایج پژوهش نشان داد ارضای نیاز به شایستگی با تسلط یافتن دانش آموزان به چالش های بهینه به دست می آید، این نیاز در هر دو جنس بالا ارزیابی شد، نیاز به ارتباط در دانش آموزان دختر بالاتر بود فعالیت ها را به صورت گروهی ترجیح دادند و نیاز به خودمختاری بیشتر مورد تأکید پسران بود. نتایج این پژوهش می تواند آگاهی آموزگاران را نسبت به شناخت نیاز دانش آموزان بالا ببرد و باعث ایجاد کلاسی پویاتر و غنی تر شود.
۸.

تأثیر نوروفیدبک بر تعدیل امواج مغزی و کنش های اجرایی پایه در کودکان 8 تا 12 ساله دارای ناتوانایی های یادگیری خاص(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نوروفیدبک امواج مغزی کنش های اجرایی ناتوانایی های یادگیری خاص

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۲ تعداد دانلود : ۲۲۴
زمینه: ناتوانایی های یادگیری خاص به مجموعه ای از اختلالات ناهمگن گفته می شود که به صورت جدی در یادگیری و کاربرد مهارت های گوش دادن، تکلم، خواندن، نوشتن و ریاضیات تظاهر می کنند و می توانند ریشه عصب شناختی داشته باشند. یکی از درمان های مورد استفاده در این حوزه، نوروفیدبک است اما مروری یر پیشینه نوروفیدبک و ناتوانایی های یادگیری نشان می دهد که تناقضات بسیاری در مورد تأثیرات نوروفیدبک بر امواج مغزی کودکان دارای ناتوانایی های یادگیری خاص وجود دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر عبارت از سنجش تأثیر نوروفیدبک بر تعدیل امواج مغزی و کنش های اجرایی پایه در کودکان 8 تا 12 ساله دارای ناتوانایی های یادگیری خاص بود. روش: این پژوهش از نوع مطالعات شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی کودکان دختر و پسر دارای نارساخوانی یا نارسانویسی معرفی شده به مراکز اختلالات یادگیری کرمانشاه بود. روش نمونه گیری پژوهش از نوع در دسترس بود که به این منظور 20 دانش آموز 8 تا 12 ساله انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 10 نفره قرار گرفتند. گروه آزمایشی نوروفیدبک را به مدت 20 جلسه 40 دقیقه ای دریافت کردند. جهت ثبت امواج مغزی از دستگاه نوروفیدبک دو کاناله و جهت سنجش حافظه فعال، تغییر توجه و بازداری پاسخ از نرم افزارهای حافظه وکسلر (خدادادی، امانی، 1393)، کارت های ویسکانسین (خدادادی و همکاران، 1393) و استروپ (خدادادی و همکاران، 1393) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس تک متغیری و تحلیل واریانس چند متغیری استفاده شد. یافته ها: پروتکل حاضر می تواند موجب سرکوب نسبت امواج تتا بر آلفا (821/0 η2=) و بهبود کنش های اجرایی تغییر توجه (طبقات (0/320 η2=)، درجازدگی (0/544 η2=)، بازداری پاسخ (همخوان زمان (0/434 η2=)، ناهمخوان زمان (0/536 η2=) و حافظه فعال (فراخنای حافظه شنیداری (0/515 η2=)، فراخنای حافظه دیداری (0/536 η2=) در کودکان دارای نارساخوانی و نارسانویسی شود. نتیجه گیری: نوروفیدبک از طریق شرطی سازی احتمالا موجب شکل گیری ارتباطات جدید سیناپسی و در نهایت تعدیل امواج مغزی و بهبود کنش های اجرایی می شود.
۹.

آزمون مدل اعتیاد به اینترنت بر اساس جنبه های آسیب شناسی روانی، شخصیتی و شناخت اجتماعی با میانجی گری راهبردهای مقابله ای و انتظارات استفاده از اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۲۱۱
زمینه: مطالعات بیانگر آن است که استفاده افراطی از اینترنت که امروزه در بین نوجوانان رواج دارد بر افسردگی، اضطراب اجتماعی، عملکرد تحصیلی و ارتباط با والدین، حرمت خود، کارآمدی آنان تأثیر می گذارد. همچنین انتظارات استفاده از اینترنت و راهبردهای مقابله ای بر رابطه بین عوامل زمینه ساز و اعتیاد به اینترنت تأثیر می گذارد. هدف: هدف پژوهش حاضر آزمون مدل اعتیاد به اینترنت بر اساس جنبه های آسیب شناسی روانی، شخصیتی و شناخت اجتماعی با میانجی گری راهبردهای مقابله ای و انتظارات استفاده از اینترنت بود. روش: روش پژوهش توصیفی – همبستگی بوده و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر دوره متوسطه دوم شهرستان گرگان در سال تحصیلی 1400-1399 بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تعداد 353 نفر انتخاب شدند. ابزار تحقیق شامل مقیاس کوتاه اعتیاد به اینترنت یانگ (1996)، مقیاس عزت نفس روزنبرگ (1965)، مقیاس خودکارآمدی شوارتز (1995)، فهرست استرس مزمن شولتز (2004)، مقیاس تنهایی دیونگ (2006)، مقیاس مقابله مختصر کارور (1997) و انتظارات استفاده از اینترنت برند (2015) بود. داده ها با روش مدل معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد اثر مستقیم جنبه های آسیب شناسی روانی بر اعتیاد به اینترنت معنادار نبود (0/01 p<)؛ اما اثر مستقیم جنبه های شخصیتی و شناخت های اجتماعی بر اعتیاد به اینترنت منفی و معنی دار بود (0/01 <p). اثر میانجیگری انتظارات استفاده از اینترنت بر روابط بین جنبه های آسیب شناسی و اعتیاد به اینترنت (0/913 <p)؛ و بر رابطه جنبه های شخصیتی و اعتیاد به اینترنت (0/917 <p) و همچنین بر روابط بین جنبه های اجتماعی و اعتیاد به اینترنت (0/951 <p) معنادار نبود. اثر میانجیگری راهبردهای مقابله ای بر روابط بین جنبه های آسیب شناسی و اعتیاد به اینترنت مثبت (0/000<p) و بر روابط بین جنبه های شخصیتی و اعتیاد به اینترنت منفی و معنادار بود (0/000 <p) و همچنین بر روابط بین جنبه های اجتماعی و اعتیاد به اینترنت معنادار نبود (0/274 <p). نتیجه گیری: به نظر می رسد کنترل نشانه های خلقی و اضطراب، آموزش راهبردهای افزایش خودکارآمدی، عزت نفس، حمایت اجتماعی ادراک شده و مهارت های مقابله ای و تغییر انتظارات استفاده از اینترنت، در پیشگیری از ایجاد و ابقای اعتیاد به اینترنت مفید است.
۱۱.

تأثیر مداخله مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و بهزیستی روان شناختی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهزیستی روانشناختی کیفیت زندگی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی مداخله مبتنی بر ذهن آگاهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۲ تعداد دانلود : ۲۶۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخله مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی انجام گرفت. جامعه پژوهشی شامل کلیه مادران دانش آموزان با کم توانی ذهنی استان گلستان بود، که 30 نفر از آنان به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده و در طرح نیمه آزمایشی با گروه کنترل و از نوع طرح دو گروهی ناهمسان با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری شرکت کردند. از بین نمونه فوق 15نفر در گروه آزمایش و 15نفر در گروه کنترل گمارش تصادفی شدند. سپس برنامه مداخله مبتنی بر ذهن آگاهی به مدت 8 جلسه گروهی اجرا گردید. جهت ارزیابی متغیرهای پژوهش از پرسشنامه کوتاه کیفیت زندگی (سازمان بهداشت جهانی، 1994) و مقیاس بهزیستی روانشناختی (ریف،1980) در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری استفاده شد. داده های حاصل از دو گروه کنترل و آزمایش با استفاده از روش تحلیل کواریانس چندمتغیری و تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های فوق حاکی از معناداری کیفیت زندگی و بهزیستی رواشناختی (در سطح 05/0p<) بود. نتایج فوق پس از دو ماه پیگیری حفظ شد. درمجموع می توان نتیجه گیری گرفت مداخله مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند منجر به افزایش کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی گردد.
۱۲.

پیش بینی کیفیت زندگی براساس ابعاد مثبت و منفی خودشفقت ورزی در زنان سرپرست خانوار: نقش میانجی گری توانمندسازی روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کیفیت زندگی خودشفقت ورزی زنان سرپرست خانوار توانمندسازی روانشناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷ تعداد دانلود : ۱۶۴
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه کیفیت زندگی با ابعاد مثبث و منفی خودشفقت ورزی با میانجی گری توانمندسازی روان شناختی در زنان سرپرست خانوار انجام شد. روش این پژوهش همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش (4300نفر)، زنان سرپرست خانوار غرب تهران بودند که از میان آنها نمونه ای به تعداد 285 نفر به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. شرکت-کنندگان به مقیاس های کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی-فرم کوتاه ، خودشفقت ورزی نف و توانمندسازی روان شناختی اسپریتزر پاسخ دادند. داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل مسیر با نرم افزارهای spss نسخه 26 و Amos نسخه 21 مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که متغیرهای ابعاد مثبت خودشفقت ورزی (267 %)، و توانمندسازی روانشناختی (105 %) تاثیر مستقیم و مثبت بر کیفیت زندگی دارند. همچنین ابعاد منفی خودشفقت ورزی (106- %) تاثیر منفی و مستیم بر کیفیت زندگی دارد. و ابعاد مثبت خودشفقت ورزی از تغییر توانمندسازی روانشناختی تاثیر غیرمستقیم و مثبتی بر کیفیت زندگی دارد و همچنین ابعاد منفی خودشفقت ورزی به طور غیرمستقیم از طریق توانمندسازی روانشناختی بر کیفیت زندگی اثر غیر مستقیم و مثبت ندارد . با توجه به یافته های به دست آمده آموزش توانمندسازی روان شناختی از طریق شناخت و ارتقا توانایی های زنان سرپرست خانوار و همچنین تاثیر غیرمستقیمی از راه ابعاد مثبت خودشفقت ورزی بر ارتقای کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار دارد، نقش مهمی در ارتقا کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار دارد بنابراین افزودن آن در مداخلات مربوط به مراکز بهزیستی و همچنین مراکز توانمندسازی زنان سرپرست خانوار پیشنهاد می شود.
۱۳.

الگوی ساختاری بهزیستی روانشناختی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی بر اساس ویژگی های فرزندشان با میانجی گری ذهن آگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهزیستی روانشناختی ذهن آگاهی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی مشکلات رفتاری مهارت های اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۶۸
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ویژگی های فرزند (مشکلات رفتاری و مهارت های اجتماعی) با بهزیستی روانشناختی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی با نقش میانجیگر ذهن آگاهی مادر انجام شد. پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دارای کم توانی ذهنی مدارس ابتدایی کم توانی ذهنی استان گلستان، در سال تحصیلی 1399 1398، و مادران آن ها بودند. 298دانش آموز (از 878دانش آموز) با نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده عبارتنداز: پرسشنامه مشکلات رفتاری کودکان راتر (1967)، مقیاس مهارت های اجتماعی ماتسون (1983)، پرسشنامه پنج وجهی ذهن آگاهی (2006) و مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف (1980). داده ها با آمار توصیفی، آزمون همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS23 و AMOS23 تحلیل شدند. نتایج حاکی از همبستگی مثبت معناداری بین مهارت های اجتماعی و ذهن آگاهی با بهزیستی روانشناختی بود. همچنین بین مشکلات رفتاری با بهزیستی روانشناختی همبستگی منفی معناداری وجود داشت. بعلاوه نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه ویژگی های فرزند (مشکلات رفتاری و مهارت های اجتماعی) با بهزیستی روانشناختی مورد تأیید قرار گرفت (01/0>P). از یافته های پژوهش چنین استنباط می شود که با کاهش مشکلات رفتاری و افزایش مهارت های اجتماعی دانش آموزان در مدراس می توان زمینه بهبود بهزیستی روانشناختی مادران آن ها را ایجاد نمود.
۱۴.

نقش اجتناب تجربی، دشواری تنظیم هیجان و نگرانی از تصویر بدنی در پیش بینی احتمال خودکشی دختران نوجوان

کلیدواژه‌ها: خودکشی اجتناب تجربی تنظیم هیجان تصویر بدن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۱ تعداد دانلود : ۴۲۳
مقدمه: خودکشی یکی از معضلات بهداشت روانی و سومین علت مرگ و میر در بین نوجوانان است. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش اجتناب تجربی، دشواری تنظیم هیجان و نگرانی از تصویر بدنی در پیش بینی احتمال خودکشی در دختران نوجوان بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل تمامی دختران نوجوان شهر کرمانشاه در سال ۱۳۹۸ بود که به روش نمونه گیری در دسترس و با استناد به جدول مورگان تعداد ۳۵۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه خودکشی در نوجوانان، پرسشنامه اجتناب تجربی بوند و همکاران، مقیاس دشواری تنظیم هیجان گراتز و رومئر و پرسشنامه نگرانی از تصویر بدنی لیلتون بود که همه پرسشنامه ها دارای اعتبار و پایایی بوده اند. به منظور تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیره به روش هم زمان استفاده شد که نهایتاً داده ها به وسیله نرم افزار SPSS نسخه ۲۲ مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که اجتناب تجربی، مؤلفه های دشواری تنظیم هیجان (بجز فقدان آگاهی هیجانی)، نگرانی از تصویر بدنی بر احتمال خودکشی تأثیر معناداری دارند (۰/۰۰۱< P ). همچنین نتایج تحلیل بیانگر آن بود که متغیرهای پیش بین با هم دقیقاً می توانند ۲۷/۷ درصد احتمال خودکشی را تبیین کنند. نتیجه گیری: احتمال خودکشی در دختران نوجوان، توسط متغیرهای اجتناب تجربی، دشواری تنظیم هیجان و نگرانی از تصویر بدنی قابل پیش بینی است، بنابراین پیشنهاد می شود که روانشناسان و مشاوران جهت کاهش احتمال خودکشی نوجوانان نقش اجتناب تجربی، دشواری تنظیم هیجان و نگرانی از تصویر بدنی را مورد توجه قرار دهند.
۱۵.

تاثیر ورزش مغزی بر سرکوبی نسبت امواج تتا برآلفا و حافظه ی فعال کودکان 8 تا 12 ساله-ی دارای مشکل خواندن یا مشکل نوشتن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ورزش مغزی سرکوب نسبت تتا بر آلفا حافظه ی فعال مشکل خواندن مشکل نوشتن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۰ تعداد دانلود : ۲۷۱
با توجه به اهمیت توانبخشی در کودکان دارای ناتوانایی های یادگیری خاص ، هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر برنامه ی ورزش مغزی بر سرکوبی نسبت امواج تتا برآلفا و حافظه ی فعال دانش آموزان 8 تا 12 ساله ی دارای مشکل خواندن یا مشکل نوشتن بود. این پژوهش از نوع مطالعات نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری این پژوهش شامل تمامی کودکان دختر و پسر دارای مشکل خواندن یا مشکل نوشتن بود که از طرف مدارس، به مراکز ویژه ی اختلالات یادگیری شهر کرمانشاه ارجاع شده بودند. روش نمونه گیری پژوهش از نوع نمونه گیری در دسترس بود . به این منظور، با توجه به معیارهای ورود و خروج، 20 دانش آموز 8 تا 12 ساله ا نتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 10 نفره قرار گرفتند. گروه آزمایشی، مداخله ی ورزش مغزی را به مدت 20 جلسه 20 دقیقه ای در طول 10 هفته دریافت کردند. به منظور ثبت امواج مغزی شرکت کنندگان از دستگاه نوروفیدبک دو کاناله و جهت سنجش حافظه ی فعال آن ها از نرم افزار حافظه ی وکسلر استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس یک راهه ی تک متغیری و چند متغیری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ی 26 در سطح معناداری 5/0 استفاده شد. نتایج نشان داد که نسبت امواج تتا بر آلفا در گروه آزمایش به طور معناداری کاهش و فراخنای حافظه ی فعال در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به طور معناداری افزایش داشته است ( P<0/05 ) . یافته های این پژوهش نشان داد که ورزش مغزی می تواند موجب سرکوب معنادار نسبت امواج تتا بر آلفا و همچنین بهبود حافظه ی فعال در این کودکان شود. یافته های این پژوهش موید شواهد عصب شناختی برای تاثیر مثبت مداخله ی ورزش مغزی بر تعدیل امواج مغزی و حافظه ی فعال در کودکان با مشکل خواندن یا مشکل نوشتن است.
۱۶.

پیش بین های کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی با میانجیگری ذهن آگاهی مادر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهزیستی روانشناختی ذهن-آگاهی کیفیت زندگی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۲۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی پیش بین های کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی با میانجی گری ذهن آگاهی مادر انجام شد. در این پژوهش توصیفی همبستگی، با نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای 298دانش آموز (از 878دانش آموز) از مدارس ابتدایی دانش آموز کم توانی ذهنی استان گلستان، در سال تحصیلی 1399 1398، انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده عبارتنداز: پرسشنامه مشکلات رفتاری کودکان راتر، مقیاس مهارت های اجتماعی ماتسون، پرسشنامه پنج وجهی ذهن آگاهی، پرسشنامه کوتاه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی و مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف. داده ها با آمار توصیفی، آزمون همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد همبستگی مثبت معناداری بین مهارت های اجتماعی و ذهن آگاهی با کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی وجود دارد. همچنین همبستگی منفی معناداری بین مشکلات رفتاری با کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی وجود دارد. بعلاوه نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه مهارت های اجتماعی و مشکلات رفتاری با کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی مورد تأیید قرار گرفت (01/0>P). براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت افزایش مهارت های اجتماعی و کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان در مدرسه موجبات ارتقاء کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی مادران آن ها را فراهم می سازد.
۱۷.

مدل یابی رابطه حافظه سرگذشتی بیش کلی گرا با حل مسئله در افراد دارای اختلال شخصیت مرزی: نقش میانجی آگاهی فراشناخت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حافظه سرگذشتی بیش کلی گرا آگاهی فراشناخت حل مسئله اختلال شخصیت مرزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۷ تعداد دانلود : ۲۵۹
افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در زمینه های مختلف شناختی ازجمله پردازش اطلاعات، تصمیم گیری، برنامه ریزی، حافظه و حل مسئله مشکلاتی را تجربه می کنند. هدف از پژوهش حاضر مدل یابی نقش میانجی آگاهی فراشناختی در رابطه حافظه سرگذشتی بیش کلی گرا و حل مسئله بود. پژوهش از نوع بنیادی و از نظر روش اجرا از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمام افراد دارای اختلال شخصیت مرزی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و کلینیک های روان شناسی و روان پزشکی استان کردستان در سال های 98 -1397 بود. 300 نفر دارای تشخیص اختلال شخصیت مرزی بر اساس مصاحبه بالینی که مایل به شرکت در پژوهش بودند انتخاب شدند و به آزمون حافظه سرگذشتی شرح حال، پرسشنامه آگاهی فراشناخت و پرسشنامه حل مسئله اجتماعی پاسخ دادند. داده ها با استفاده از نرم افزار Amos مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد حافظه سرگذشتی بیش کلی گرا با ضریب 17/0 بر مهارت های حل مسئله و با ضریب 20/0 بر آگاهی فراشناخت اثر مستقیم داشت. همچنین، اثر مستقیم آگاهی فراشناختی بر حل مسئله 35/0 بود. حافظه سرگذشتی 4 درصد از واریانس آگاهی فراشناختی و همچنین حافظه سرگذشتی به همراه آگاهی فراشناختی 17 در صد از تغییرات حل مسئله را پیش بینی کردند. اثر غیرمستقیم حافظه سرگذشتی بیش کلی گرا بر مهارت های حل مسئله 07/0 بود. بنابراین می توان نتیجه گرفت که آگاهی فراشناختی به عنوان واسطه همانند یک ناظر عمل می کند که موجب افزایش نمرات مهارت حل مسئله می شود.
۱۸.

اثربخشی بازی درمانی شناختی رفتاری بر آلکسیتایمیا و کاهش پرخاشگری در دانش آموزان مبتلا به اختلال فزون کنشی/بی توجهی ADHD))(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازی درمانی فزون کنشی/ بی توجهی ناگویی خلقی پرخاشگری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۱۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی بازی درمانی شناختی- رفتاری بر آلکسیتایمیا و کاهش پرخاشگری در دانش آموزان با اختلال فزون کنشی/ بی توجهی انجام شد. پژوهش حاضر از نوع تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری شامل تمام دانش آموزان با اختلال فزون کنشی/ بی توجهی شهر کرمانشاه بودند که از بین آن ها نمونه ای به حجم 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزار این پژوهش شامل پروتکل بازی درمانی شناختی رفتاری، پرسشنامه ی پرخاشگری آیزنک (1975) و پرسشنامه ی آلکسیتایمیا تورنتو (1994) بود. برنامه ی درمانی به مدت 8 جلسه 30- 45 دقیقه ای به صورت دو بار در هفته برای گروه آزمایش اجرا شد. یافته های تحلیل کوواریانس نشان داد که برنامه ی بازی درمانی شناختی- رفتاری موجب کاهش مشکلات هیجانی، آلکسیتایمیا و پرخاشگری در کودکان مبتلا به اختلال فزون کنشی/ بی توجهی می شود (001/ 0>P). در نهایت انتایج نشان داد که بازی درمانی می تواند به عنوان روشی مناسب در کاهش مشکلات هیجانی و رفتاری کودکان به کار رود.
۱۹.

اثربخشی درمان ترکیبی شناختی و پذیرش و تعهد بر نشانه های افسردگی و مشکلات روان تنی در کارکنان عملیاتی آتش نشانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درمان ترکیبی شناختی و پذیرش و تعهد نشانه های افسردگی مشکلات روان تنی کارکنان عملیاتی آتش نشانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۸ تعداد دانلود : ۴۵۹
زمینه: پژوهش های متعددی پیرامون تأثیر درمان شناختی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نشانه های افسردگی و مشکلات روان تنی در محیط های شغلی انجام شده است اما در مورد تأثیر درمان ترکیبی شناختی و پذیرش و تعهد بر نشانه های افسردگی و مشکلات روان تنی در محیط شغلی شکاف تحقیقاتی وجود دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان ترکیبی شناختی و پذیرش و تعهد بر نشانه های افسردگی و مشکلات روان تنی در کارکنان آتش نشانی شهر مشهد بود. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه گواه و همراه با دوره پیگیری بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان عملیاتی آتش نشانی شهر مشهد در سال 1397 به تعداد 1100 نفر بود. از بین 68 نفر تعیین شده در غربالگری، تعداد 30 نفر با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و با گمارش تصادفی در یک گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش عبارت اند از: پرسشنامه افسردگی بک (بک و همکاران،1979)، پرسشنامه علایم روان تنی در محیط غیر بالینی (موهر، 2000)، پرسشنامه سلامت عمومی (گلدبرگ و هیلر، 1979) و جلسات درمان ترکیبی شناختی و پذیرش و تعهد (هالیس، کاملی، دایون و نویپر، 2016). داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شد ( 0/05 >α). به منظور انجام تحلیل از نرم افزار Spss نسخه 22 استفاده شد. یافته ها: در نشانه های افسردگی و مشکلات روان تنی بین گروه ها در پس آزمون تفاوت معنادار وجود داشت. گروه آزمایش نسبت به گروه گواه کاهش معناداری را نشان دادند ( p< 0/0001 ). نتیجه گیری: کارکنانی که در جلسات درمان ترکیبی شناختی و پذیرش و تعهد شرکت کردند نشانه های افسردگی و مشکلات روان تنی شان کاهش یافت. این برنامه درمان برای محیط های شغلی با تنش بالا و مستعد مشکلات روان شناختی همچون افسردگی و مشکلات روان تنی پیشنهاد می شود.
۲۰.

هم سنجی اثربخشی سایکودرام، خاطره پردازی و درمان عقلانی عاطفی رفتاری الیس بر شادکامی مردان سالمند(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: سایکودرام خاطره پردازی درمان عقلانی عاطفی رفتاری شادکامی مردان سالمند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۱ تعداد دانلود : ۲۰۵
هدف : با توجه به افزایش آمار سالمندان و اهمیت شادکامی در آنان، پژوهش حاضر با هدف هم سنجی اثربخشی سایکودرام، خاطره پردازی و درمان عقلانی عاطفی رفتاری الیس بر شادکامی مردان سالمند انجام شد. روش : این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش مردان سالمند سرای سالمندی شهر کرمانشاه در سال 1398 بودند. نمونه پژوهش 40 نفر بودند که پس از بررسی ملاک های ورود به مطالعه با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طورتصادفی در چهار گروه مساوی (سه گروه آزمایش و یک گروه کنترل) جایگزین شدند. گروه آزمایش اول 12 جلسه یک ساعتی تحت آموزش سایکودرام، گروه آزمایش دوم 10 جلسه یک و نیم ساعتی تحت آموزش خاطره پردازی، گروه آزمایش سوم 8 جسه یک و نیم ساعتی تحت درمان عقلانی عاطفی رفتاری قرار گرفت و گروه کنترل در لیست انتظار برای آموزش ماند. داده ها با معاینه مختصر وضعیت شناختی و سیاهه شادکامی آکسفورد جمع آوری و با روش تحلیل کواریانس تک متغیری و آزمون تعقیبی LSD در نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها : نتایج حاکی از آن بود که هر سه روش مداخله سایکودرام، خاطره پردازی و درمان عقلانی عاطفی رفتاری الیس در مقایسه با گروه کنترل باعث افزایش نمره شادکامی مردان سالمند شدند و اثربخشی روش سایکودرام بیشتر از درمان عقلانی عاطفی رفتاری بود (05/0˂P)، اما بین اثربخشی دو روش سایکودرام و خاطره پردازی و دو روش خاطره پردازی و درمان عقلانی عاطفی رفتاری بر افزایش شادکامی تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0P>). نتیجه گیری : با توجه به نتایج درمانگران و متخصصان سلامت می توانند از هر سه روش به ویژه روش سایکودرام برای افزایش شادکامی مردان سالمند استفاده کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان