مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴٬۸۶۱ تا ۳۴٬۸۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
حمایت از شاهد در قوانین کیفری یکی از موضوعات مهمی است که به سیاست جنایی مربوط می شود. با توجه به اینکه برخی از جرائم سنگین بوده و آثار ناگواری بر اجتماع و اشخاص به دنبال دارند و کشف حقیقت جهت نیل به عدالت، مستلزم همکاری افرادی از قبیل شاهد و مطلع می باشند و اینکه برخی از جرائم واجد جنبه فرامرزی بوده و مرتکبان آنها در راستای عدم کشف و محکومیت، هزینه های هنگفتی را صرف می نمایند تا ادله اثباتی محو شوند. لذا، شاهد و مطلع به عنوان یکی از ادله اثباتی دعاوی کیفری حائز اهمیت بوده که گاه مورد تعرض مرتکبین و مرتبطین این پرونده ها قرار می گیرند که نیازمند اتخاذ سیاست تقنینی درخور و بایسته است. این پژوهش کاربردی است و با شیوه توصیفی-تحلیلی و ابزار گردآوری اطلاعات کتابخانه ای به مطالعه تطبیقی رویکرد حقوق کیفری کویت و ایران در حمایت از شاهد پرداخته است. در این نوشتار ضمن بررسی ابعاد رویکرد مقنن کویتی، برخی از قوانین کیفری کشورهای اسلامی نیز مطالعه شد که بدین نتیجه دست یافتیم که رویکرد تقنینی قانون گذار کیفری کویت و ایران در قبال پدیده مجرمانه ارعاب و تهدید شاهد، حمایت محور بوده و قوانین ماهوی و شکلی وضع شده حاکی از حمایت از شاهد و بستگان و وابستگان وی در کلیه مراحل دادرسی ازجمله پیش و حین و پس از دادرسی کیفری است که در قالب قوانین و مقررات ماهوی و شکلی به مرحله قانون گذاری و اجرا درآمده اند.
اثر تمرینات استقامتی و مقاومتی بر بیان ژن های میوستاتین و فولیستاتین در عضله دو قلو رت های نر سالمند(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
زمینه وهدف: سالمندی یک فرآیند طبیعی در زندگی انسان است. سارکوپنی کاهش تدریجی توده و عملکرد عضلانی است که با افزایش سن رخ می دهد. مواد و روش ها: در پژوهش حاضر با ۳۰ سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با میانگین وزنی ۴۲ + ۳۵۳ گرم و در سن ۱۸ هفتگی، به صورت تصادفی به سه گروه, تمرین استقامتی، تمرین مقاومتی و کنترل (هر گروه شامل ۱۰ سر رت) تقسیم شدند. سپس گروه های تمرین استقامتی و قدرتی به مدت ۸ هفته و ۵ جلسه در هفته در تمرینات مخصوص به خود شرکت کردند. نتایج: نتایج آزمون آنالیز واریانس نشان داد که بین مقادیر ژن میوستاتین و ژن فولیستاتین در گروه های استقامتی، مقاومتی و شاهد تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج آزمون تعقیبی توکی نشان داد که تمرینات استقامتی و مقاومتی تأثیر معنی داری در کاهش بیان ژن میوستاتین داشته است. همچنین نتایج این آزمون افزایش ژن فولستاتین را در دو گروه استقامتی و مقاومتی نسبت به گروه کنترل را نشان داد. نتیجه گیری: نتایج آزمون های آماری کاهش معنی داری را در بیان ژن میوستاتین و افزایش معنی داری را در بیان ژن فولیستاتین در گروه های تمرین استقامتی و قدرتی در مقایسه با گروه کنترل را نشان داد. در نهایت، یافته های این مطالعه نشان داد که تمرینات قدرتی و استقامتی می توانند بیان ژن های درگیر در هیپرتروفی عضله دوقلو رت های نر سالمند را تغییر دهند. و به نظر می رسد این نوع تمرینات می توانند برای کاهش عوارض سارکوپنی ناشی از افزایش سن مفید باشند.
تاثیر هشت هفته تمرین مقاومتی در ترکیب با مکمل BCAA نانولیپوزوم بر بیان ژن های HSP60 و HSP70 میتوکندری کاردیومیوسیت های رتهای مدل سکته قلبی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر هشت هفته تمرین مقاومتی در ترکیب با مکمل BCAA نانولیپوزوم بر بیان ژنهای HSP60 و HSP70 میتوکندری کاردیومیوسیتهای رتهای مدل سکته قلبی بود. در این مطالعه تجربی، 32 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار مدل سکته قلبی به صورت تصادفی به 4 گروه کنترل، مکمل (BCAA نانولیپوزوم)، توام (تمرین مقاومتی+ مکمل BCAAنانولیپوزوم) و تمرین (تمرین مقاومتی) تقسیم شدند. تمرین مقاومتی شامل هشت هفته تمرین نردبان با شدت متوسط (70 درصد از MVCC) و پنج روز در هفته بود. در گروه های مکمل و توام 5 روز در هفته و به مدت 8 هفته، مکمل BCAA نانولیپوزوم و به میزان 600 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن به صورت گاواژ دریافت شد. بیان نسبی ژنهای HSP60 و HSP70 میتوکندری با استفاده از روش Real-time PCR به دست آمد. ﺩﺍﺩﻩ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩ ﺍﺯ ﺁﺯﻣﻮن ﺁﻣﺎری تحلیل واریانس دوطرفه ﻭ ﺁﺯﻣﻮﻥ تعقیبی توکیﺁﻧﺎﻟیﺰ ﺷﺪﻧﺪ. کلیه عملیات آماری توسط نرم افزار(SPSS) نسخه 23 و سطح معنی داری آزمون ها در سطح 05/0≥p مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.نتایج آزمون نشان داد که میانگین بیان ژنهای HSP60 و HSP70 کاردیومیوسیت ها در گروه های تمرین کرده با و بدون مصرف BCAA (تمرین+ مکمل و تمرین) به طور معنی داری بیشتر از گروه های تمرین نکرده با و بدون مصرف BCAA (مکمل و کنترل) است. نتایج تحقیق اهمیت HSP60 و HSP70 را در تکثیر و تمایز سلول های عضلانی همراه با بازسازی از آسیب ناشی از انفارکتوس قلبی را نشان می دهد.
تاثیر حرکت هم جهت و هم زمان اندام فوقانی و اندام تحتانی بر حداکثر توان مکانیکی سه بعدی مفصل ران حین راه رفتن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مفصل لگن و هیپ دارای عضلات کلیدی و مهم در پیشرانی و حرکت رو به جلو در اندام تحتانی است و از سویی نیز نزدیک ترین مفصل اندام تحتانی به اندام فوقانی محسوب می شود و تحلیل و بررسی رفتار بیومکانیکی آن، مخصوصا از منظر توان مکانیکی در حین تغییرات حرکتی اندام فوقانی، در راه رفتن، حائز اهمیت است. بنابراین هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر حرکت متناظر اندام فوقانی و اندام تحتانی بر حداکثر توان مکانیکی سه بعدی مفصل هیپ حین راه رفتن بود. روش شناسی: ۳۰ زن سالم با سرعت انتخابی خود در دو وضعیت عادی و وضعیت حرکت همزمان و متناظر اندام فوقانی با اندام تحتانی بر روی مسیر صفحه نیرو و در مقابل دوربین های آنالیز حرکت راه بروند. بر اساس داده های خروجی دستگاه های فوق توان مکانیکی مفصل هیپ پای راست و چپ آزمودنی ها در دو وضعیت برآورد شد و توسط آزمون آماری تی زوجی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: به جز توان مکانیکی تولیدی هیپ راست و چپ در صفحه ساجیتال و توان مکانیکی جذبی هیپ چپ در صفحه فرونتال، سایر متغیرهای توان مکانیکی هیپ در صفحه سه بعدی تفاوت معناداری نشان ندادند. نتیجه گیری: نوسان بازو به صورت حرکت متناظر با اندام تحتانی در راه رفتن، تاثیر مستقیمی بر توان مکانیکی مفصل هیپ ندارد و اهمیت اصلی در این زمینه وجود این نوسان به دلیل تخلیه نیرو و انرژی وارده از زمین چه به صورت ایجاد حرکت متناظر و چه حرکت غیرمتناظر است.
کنش اجتماعی هنر در بازتاب چهره قدرت، مورد مطالعاتی: نقش برجسته فتحعلی شاه در حال شکار شیر
حوزههای تخصصی:
مزیت قدرت اثرگذاری آثار هنری به گونه ای که منجر شود کنشی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و ... از سوی جامعه مخاطبان آن صورت گیرد، از مهم ترین کارکردهای اجتماعی آثار هنری به ویژه سنگ نگاره ها است. این مقاله به مدد رویکردی ترکیبی به خوانش سنگ نگاره ای از فتحعلی شاه در حال شکار شیر پرداخته تا از یکسو بر اساس بررسی پیش متن های موثر در شکل گیری آن و از سویی دیگر به دلیل قدرت تاثیرگزاری اثر، پاسخ گوی این پرسش باشد که بازتاب کنش اجتماعی نقش برجسته فتحعلی شاه در حال شکار شیر چیست؟ هدف از تحقیق پیش رو، افزون بر معرفی الگوپذیری هنرمندان عصر فتحعلی شاه از سنگ نگاره های شاهان پیشین، شناخت کنش های اجتماعی این اثر است. این مقاله از نوع کیفی است و روش آن تحلیلی است. شیوه گردآوری اطلاعات مقاله افزون بر داده های کتابخانه ای بر پایه مطالعه اسناد تصویری است. دستاورد مقاله دلالت گر آن است که بازآفرینی هنر سنگ نگاری عصر فتحعلی شاه، همچون پیش متنش، صرفا معطوف به یک بازتاب اجتماعی یعنی نمایش چهره قدرت نبوده است بلکه عهده دار کنش های اجتماعی متعددی بود از جمله استحقاق شاه بر امر سلطنت، قدرت او در شکست دشمنانش، گسترش باور الهی بودن مقام وی، همسان س ازی توانایی او با توانایی شهریاران ایران باس تان و نیز تعامل متقابل هنر با سیاست در خدمت به نظام حاکم. در واکاوی ژرف تر، می توان دریافت که قدرت حاکم، بستر شکل گیری این طیف از هنر را مهیا ساخت تا خادم اهدافش شود، در عین حال این طیف هم شکل گرفت تا حامی قدرت حاکم باشد و این ویژگی، بازتاب تعامل و پیوند دو جانبه، بین هنر با سیاست است.
بررسی رابطه ساختاری هوش هیجانی و بهزیستی ذهنی با میانجی گری سرمایه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
48 - 64
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین هوش هیجانی و بهزیستی ذهنی با نقش واسطه ای سرمایه اجتماعی در بین دانشجویان انجام شده است. روش : این پژوهش از نوع مدل یابی معادلات ساختاری و جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه شیراز در دوره کارشناسی در سال تحصیلی 1403- 1402 بود. تعداد 412 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و پرسش نامه هوش هیجانی برادبری و گریوز، پرسش نامه بهزیستی ذهنی کییز و ماگیار-موئه و پرسش نامه سرمایه اجتماعی اونیکس و بولن را تکمیل کردند. تحلیل آماری داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS نسخه 26 انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پژوهش برازش مطلوبی با داده ها دارد و متغیرهای هوش هیجانی و سرمایه اجتماعی در مجموع 64 درصد از واریانس بهزیستی ذهنی را تبیین می کنند. هوش هیجانی به طور مستقیم و غیرمستقیم بر بهزیستی ذهنی تاثیر می گذارد و سرمایه اجتماعی این رابطه را میانجی گری می کند. نتیجه گیری: هوش هیجانی هم به طور مستقیم بر بهزیستی ذهنی افراد تاثیر می گذارد و هم به طور غیرمستقیم از راه تقویت سرمایه اجتماعی آن را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین، با ارتقای هوش هیجانی و سرمایه اجتماعی در بین دانشجویان، می توان به طورقابل توجهی بهزیستی ذهنی آن ها را ارتقا داد.
بررسی اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران در دولت قوام السلطنه و مصدق(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تاریخ سیاسی معاصر ایران شاهد نقش آفرینی رجال سیاسی فراوانی می باشد. هرکدام از این رجال در دوره ی خود سیاست های متفاوتی را برای اداره ی کشور در پیش گرفته اند. در میان قوام و مصدق به عنوان دو شخصیت مطرح و قدرت مند نقش تعیین کننده ای در سرنوشت سیاسی ایران داشته اند.هدف از پژوهش حاضربررسی اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران در دولت های مصدق و قوام و پاسخ به این سوال کهنقاط اشتراک و افتراق سیاست های دولت مصدق و قوام چه بوده است؟می باشد. فرضیه پژوهش مطرح می نماید که هر دو سیاست های واحدی را نسبت به گروه های مخالف دنبال می کردند ولی سیاست های دو دولت متاثر از عوامل مختلف مخالفت با شاه تا حدود زیادی یکسان می باشد. روش تحقیق این پژوهش –از نوع مقایسه ای بوده و گردآوری داده ها براساس منابع کتابخانه ای و اینترنتی می باشد.یافته ها نشان می دهد تفاوت های این دو غیرقابل انکار بوده اما شباهت هایشان در اهداف و باورهای سیاسی، همچون مشروطه خواهی و برداشت غیرنهادی از سیاست و سیاست ورزی هم کم نیست.
بررسی رابطه ی عوامل محافظت کننده و مخاطره آمیز مرتبط با خانواده با نگرش به مصرف مواد در دانش آموزان دوم متوسطه: نقش واسطه ای سبک های هویت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر رابطه ی عوامل خانواده (باورهای دینی، پایگاه اجتماعی – اقتصادی، باورهای فرهنگی و سبک فرزند پروری) با نگرش به مصرف مواد در دانش آموزان دوم متوسطه شهرستان خرم آباد با نقش واسطه ای سبک های هویت و سبک های دلبستگی انجام گرفت. روش پژوهش همبستگی و از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل همه ی دانش آموزان متوسطه دوم شهرستان خرم آباد در سال تحصیلی 1402 – 1401 بود. حجم نمونه 380 دانش آموز بود که با روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب گردید. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه های استاندارد باورهای دینی (1389)، پایگاه اجتماعی – اقتصادی قدرت نما (1993)، و پرسشنامه محقق ساخته باورهای فرهنگی بومی بود. در پایان نتایج نشان داد که مسیر مسقیم سبک فرزندپروری (001/0>P، 51/0=β)، باورهای دینی (001/0>P، 48/0=β)، باورهای فرهنگی بومی (001/0>P، 65/0=β) و مسیر پایگاه اقتصادی – اجتماعی به نگرش به مصرف مواد مخدر (001/0>P، 67/0=β) معنادار می باشد. همچنین، مسیر مستقیم سبک فرزندپروری (001/0>P، 79/0=β)، مسیر مستقیم باورهای (001/0>P، 63/0=β)، مسیر مستقیم باورهای فرهنگی بومی (001/0>P، 58/0=β)، مسیر مستقیم پایگاه اقتصادی – اجتماعی به سبک های هویتی (001/0>P، 48/0=β) و مسیر مستقیم سبک های هویتی به گرایش به مصرف مواد مخدر (001/0>P، 59/0=β)، معنادار می باشند (001/0>P). همچنین حد پایین و بالای آزمون بوت استراپ نشان داد که مسیرهای غیرمستقیم عوامل مرتبط با خانواده از طریق سبک های هویت رابطه معناداری با نگرش به مصرف مواد در دانش آموزان دارد (001/0>P). بنابراین شناسایی عوامل مخاطره آمیز و تقویت عوامل محافظت کننده مرتبط با خانواده می تواند، نفش پیشگیری از اعتیاد را میان دانش آموزان دوم متوسطه ایفا کند.
نقش خوارج در تضعیف حکومت امام علی(ع): بازخوانی زمینه ها و پیامدها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش خوارج در تضعیف حکومت امام علی (ع)، به بازخوانی ریشه ها و پیامدهای این تقابل و مواجهه امام علی(ع) و بازنگری انتقادی دیدگاه های مختلف موجود در مطالعات تاریخی- سیاسی مرتبط با دوره حکومت امام علی (ع) پرداخته و درصدد ارائه تحلیلی مستند و عمیق تر از جایگاه این جریان در تاریخ سیاسی اسلام است. این مطالعه گامی مؤثر در رفع خلأهای موجود در پژوهش های تاریخی-سیاسی مرتبط با یکی از دوره های حساس و پرچالش تاریخ اسلام به شمار می آید. با وجود اهمیت موضوع، پیشینه پژوهشی غالباً محدود به تحلیل های سطحی و تک بعدی بوده و جایگاه خوارج در فرآیند تضعیف حکومت امام علی (ع) به صورت جامع و چندسویه تبیین نشده است. در این پژوهش با بهره گیری از روش مطالعه تطبیقی و نقد تاریخی و با اتکا به منابع اسلامی و پژوهش های معاصر تلاش شده است تا موضوع از ابعاد مختلف بازخوانی و ارزیابی شود. یافته ها نشان می دهند که جریان خوارج با گسترش اندیشه های تکفیری و رویکردهای قشری گرایانه، نقش مؤثری در تشدید نا امنی و افزایش تفرقه در جامعه اسلامی ایفا کرده و به عنوان یکی از عوامل تأثیرگذار در تضعیف ساختار حکومت امام علی (ع) مطرح بوده اند. اقدامات خشونت آمیز این گروه در مخالفت با رهبری مشروع و همسویی با مخالفان سیاسی، عرصه تقابل سیاسی، اعتقادی و نظامی را گسترش داده است. با این حال قاطعیت و آینده نگری امام علی (ع) و هوشیاری مسلمانان، مانع گسترش خوارج، ایجاد تنش های داخلی و سلطه قدرت مخالفان آن حضرت گردید.
مطالعه تطبیقی رابطه جنگ با مفهوم از خودگذشتگی در اندیشه ماکس شلر و کارل اشمیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این نوشتار تحلیل و تطبیق نسبت مفهوم «از خودگذشتگی» با جنگ در آرای ماکس شلر و کارل اشمیت است. در اندیشه سیاسی اشمیت جنگ به عنوان افراطی ترین ابزار سیاسی، امکانی را آشکار می کند که زیربنای هر ایده سیاسی است یعنی تمایز دوست و دشمن. در حالی که در دیدگاه شلر جنگ بزرگ ترین رویدادی اخلاقی است که حقیقت روحانی انسان را نمایان می-کند. در فلسفه شلر ایثار برای در آغوش گرفتن جنگ، در حقیقت پذیرفتن زندگی به مثابه یک نیروی پویا و سازنده است. اگر این گونه به موضوع جنگ نگاه کنیم فداکاری در جنگ به گشایش راهی به سوی امر متعالی بدل می شود. در واقع برای هر دو متفکر آن چیزی که جنگ را از دیگر رقابت ها در زندگی متمایز می کند «از خودگذشتگی» در میدان نبرد است. لذا تفاوتی ندارد که این فداکاری در میدان نبرد براساس ارزش های والای اخلاقی باشد و یا دفاع از هویت سرزمینی. براساس همین تشابهات و تمایزات، در این نوشتار تلاش می کنیم با روش توصیفی-تحلیلی به تبیین آرای این دو متفکر در این زمینه بپردازیم و در نهایت این دو دیدگاه را با یکدیگر تطبیق دهیم.
راهبرد عملیات روانی ایالات متحده آمریکا در قبال برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۲
205 - 226
حوزههای تخصصی:
عملیات روانی موضوعی پیچیده، چندوجهی و تحت تأثیر ملاحظات راهبردی امنیتی است که به عنوان بخشی از تهدیدات نرم جهت اعمال قدرت، در عرصه روابط بین الملل است. مسئله فوق بیش از اینکه بر محور واقعیت های جاری باشد مبتنی بر کاربست روانی برای افزایش اثرگذاری، استوار است. بنابراین این پژوهش در صدد شناخت راهبرد عملیات روانی آمریکا علیه برنامه هسته ای بوده که با تکیه بر جمع آوری اسنادی و استفاده از روش تحلیل محتوای کمی با تکنیک کیوسرت تدوین یافته است. سوال اصلی مقاله حاضر اینست که راهبرد عملیات روانی آمریکا در قبال برنامه هسته ای ایران چیست و از چه سازوکارهای اجرایی استفاده می کند؟ برای پاسخ به سوال فوق، فرضیه مقاله اینگونه تدوین یافته است که راهبرد عملیات روانی آمریکا در مورد برنامه هسته ای ایران، استفاده از الگوی تهدیدنمایی فریبنده بوده است. یافته های مقاله حکایت از آن دارد که نهادهای جنگ نرم آمریکا با استفاده از سازوکارهای متهم سازی و خنثی سازی، نقش زیادی در برساخت آگاهی عمومی منفی و تشدید روند امنیتی حوزه تهدیدات نرم در قبال برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران داشته است.
بررسی و تحلیل خاستگاهها و نتایج تقسیم علم به بسیط و مرکب در فلسفه ملاصدرا(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن بهار ۱۴۰۳ شماره ۹۷
77 - 104
حوزههای تخصصی:
از نظر ملاصدرا علم بسیط یعنی کسی چیزی را بداند ولی نسبت به این علم خود و نسبت به متعلَّق آن آگاهی نداشته باشد و علم مرکب یعنی علم به چیزی همراه با آگاهی به این علم و متعلَّق آن. در این مقاله در مقام کشف و گردآوری از روش تحلیل اسنادی و در مقام داوری از روش تحلیل مفهومی و تحلیل عقلی مبانی هستی شناختی و معرفت شناختی استفاده شده است. هدف مقاله حاضر پاسخ به این سوال است که علم بسیط و مرکب چیست و خاستگاهها و همچنین ظرفیتهای این تقسیم کدامند. یافته های مقاله حاضر عبارتند از اولا: هر چند این تقسیم از ابداعات ملاصدرا است اما ریشه های آن را می توان در اندیشه ابن سینا و به طور خاص تمایز بین شعور و شعور بالشعور در فلسفه وی جستجو کرد. در بخش ظرفیتها نیز این تقسیم دارای ظرفیتها و قابلیتهای فراوان برای تبیین برخی از مهمترین مباحث فلسفی از جمله بحث فطرت، بحث علم مادیات است. همچنین این تقسیم بستر لازم را جهت انجام مطالعات فلسفی تطبیقی در برخی از حوزه های مرتبط با علوم شناختی و فلسفه ذهن از جمله بحث خودآگاهی و بحث ناخودآگاه فراهم می کند
تفاوت های حکمرانی مطلوب با حکمرانی معیوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۸۰)
183 - 200
حوزههای تخصصی:
پرسش اصلی این مقاله ایناست که حکمرانی مطلوب چیست و چه تفاوتهایی با حکمرانی معیوب دارد؟ این مقاله بر پایه منابع و مطالعه کتابخانهای، تدوین و با استفاده از بررسی اسناد و بحث های کارشناسی انجام شده است. در تبیین مقاله از روش شناسی توصیفی- تحلیلی با رویکرد کیفی - اکتشافی و شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانهای استفاده شده است. یافته ها و نتیجه گیری نشان می دهد که مهمترین علت توسعه و پیشرفت و نیز عقب ماندگیهای هر ملتی، ریشه در حوزه حکمرانی دارد. کیفیت و کارکرد حکمرانی است که مطلوب بودن و یا معیوب بودن حکمرانی را مشخص میکند. حکمرانی مطلوب نیازمند بکارگیری مجموعهای از سیاست ها و راهبردهاست تا موجب افزایش کارایی و عملکرد دولت در جلب رضایت مردم و نیز بالارفتن رقابت در حوزههای سیاسی و اقتصادی و همچنین پاسخگویی بیشتر دولت و کارآمدی و روزآمدی حاکمیت شود. حکمرانی معیوب نیز که با فشار به مردم و تحمیل امیال حکمرانان بر اقشار مختلف بوجود میآید، موجب کاهش رضایت ملی و نزول عملکرد دولت در مقایسه با سایر کشورهای رقیب و نیز ناکارآمدی میگردد. در حکمرانی معیوب کسانی که اهلیت و شایستگی حرفه ای بیشتری دارند، کنار گذاشته شده و آن هایی که صلاحیت کمتری دارند، اداره امور مملکت را بهدست میگیرند. نتایج حاصله از این مقاله قادر خواهد بود در قالب توصیه نگاری و بسته سیاستی، طیف وسیعی از اقدامات مورد نیاز در حوزه حکمرانی را مورد ارزیابی، رهنمون و یا اصلاح قرار دهد.
تبیین مدل مفهومی آینده نگر مقاومت در اندیشه شهید سلیمانی در گام دوم انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دراین مقاله مدل مفهومی آینده نگر مقاومت مبتنی بر اندیشه سیاسی شهید سلیمانی طراحی و تبیین شد تا راهبرد مقاومت اسلامی در نظریه و عمل شهیدسلیمانی مورد توجه جدی در گام دوم انقلاب اسلامی قرارگیرد. بررسی چیستی مفهوم مقاومت، ابعاد، زمینه های مقاومت، متغیرهای بازدارنده مقاومت، پیامد و چشم انداز مقاومت و ارائه مدل مفهومی آن در اندیشه شهیدسلیمانی از محورهای مهم مدل مفهومی آینده نگر مقاومت می باشد. چارچوب نظری در پژوهش، تئوری داده بنیاد است. بر مبنای این پژوهش از میان سخنرانی های به جا مانده از شهید سلیمانی طی سال های 90 تا 98 ، مدل مفهومی آینده نگر مقاومت مورد بررسی قرار گرفت. فرضیه ای که مقاله حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به مساله می پردازد این است که « در تبیین مدل مفهومی آینده نگر مقاومت از منظر شهید سلیمانی در گام دوم انقلاب اسلامی ایران، شاخص های پایگاه های مقاومت، نقش دولت ها و گروه های مرجع ، مقاومت مردم محوری از مهمترین متغیرهای زمینه ساز مقاومت محسوب می شوند و حضور قدرت های بزرگ و هجمه فرهنگی و الگوهای غلط مقاومت از متغیرهای بازدارنده مقاومت می باشند». یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که در محور مقاومت شاخص های "شکست توطئه های آمریکا در عراق ، پیروزی محور مقاومت، جهاد ، جنبش های مقاومت در منطقه، ایجاد فرهنگ مقاومت و افزایش توانمندی مقاومت" با محوریت شهیدسلیمانی پدید آمده است.
چارچوب کنترل داخلی یکپارچه در عصر سایبری و حسابرسی ریسک سایبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۴
158 - 154
حوزههای تخصصی:
هرچقدر سازمان ها اطلاعات بیشتری در مورد تهدیدات سایبری که به احتمال زیاد بر زیرساخت ها تأثیر می گذارند داشته باشند ، بهتر می توانند ریسک سایبری را کاهش دهند. هدف از این تحقیق بررسی این موضوع است که چگونه چارچوب کنترل داخلی یکپارچه (2013) به مدیریت ریسک وکنترل-های ریسک سایبری کمک می کند. و همچنین نقش حسابرسی داخلی در کنترل مدیریت ریسک سایبری، برای سازمان ها را نشان می دهد. با اتکا به روش پژوهش کتابخانه ی، تحقیقات پیشین مورد مطالعه و نتایج آنها مورد تجزیه و تحلیل و بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش بیانگیر این مطلب می باشد که سازمان ها باید در زمینه مدیریت ریسک سایبری سرمایه گذاری کنند و بسته به جایگاه های که درآن قرار دارند کنترل ریسک سایبری را در اولویت، اهداف استراتژیک و برنامه های آتی قرار دهند. همانطور که محیط سایبری تکامل می یابد، مدیریت ریسک و حسابرسی داخلی باید سرعت خود را حفظ کنند و در مرحله برنامه ریزی برنامه حسابرسی، باید چشم انداز تهدید سایبری گسترده را در نظر بگیرد. درحقیقت، سازمان ها با تمرکز روی اجرای چارچوب 2013 ریسک های سایبری خود را شناسایی و در بهترین فرصت آمادگی عکس العمل مناسب جهت مقابله با خطرات ناشی از دنیای سایبری محور را، از خود نشان خواهد داد. در نهایت، ایجاد فرهنگی برمبنای امنیت سایبری، ارزیابی مستمر تمامی تکنولوژی هایی مورد استفاده ، ارزیابی مستمر سیستم های آسیب پذیری، تحلیلی جامع در مورد نمونه حمله های سایبری انجام شده در سازمان ها ، انجام فعالیت های مدیریت ریسک سایبری بصورت مستمر و آموزش امنیت سایبری، مهمترین مواردی هستند که باید مد نظر سازمان ها قرار گیرند.
ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس بازسازی معنای سوگ؛ نسخه زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فصلنامه فرهنگی - تربیتی زنان و خانواده سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۶
263 - 281
حوزههای تخصصی:
مقیاس معنای سوگ (GMRI)، مقیاسی پنج ماده ای است که برای اندازه-گیری معنای پس از سوگ در نظر گرفته شده است. این مقیاس توسط نیمیر و میلمن(2014) مورداستفاه و اعتبارسنجی شده است. با این حال این مقیاس تاکنون در جامعه ایرانی موردبررسی قرار نگرفته و روان سنجی نشده است. هدف از پژوهش حاضر در مرحله اول ترجمه این مقیاس از زبان انگلیسی به زبان فارسی و سپس تعیین ویژگی های روان سنجی آن در نمونه ایرانی بود. نمونه پژوهش شامل 215 نفر از زنان سوگوار در شهر اردبیل بود که به شیوه غیرتصادفی در دسترس انتخاب شده و به ابزار پژوهش پاسخ دادند. بر اساس یافته ها، روایی صوری، محتوا و سازه نشان دهنده ی اعتبار و پایایی مناسب این ابزار بود. همچنین روایی همگرا (AVE>0/50)، برای این پرسشنامه تعیین و تایید شد. پایایی همسانی درونی مقیاس معنای سوگ با استفاده از پایایی ترکیبی و ضریب آلفای کرونباخ ارزیابی شد و آلفای بین 77/0 تا 86/0 پایایی ابعاد این مقیاس را تایید کرد. علاوه بر این نتایج همبستگی مربوط به متغیرهای مطالعه نشان داد که مقیاس مقیاس معنای سوگ با مقیاس تجربه سوگ همبستگی معنی دار دارد (01/0p<). روی هم رفته نتایج پژوهش حاضر مبین آن بود که این مقیاس در نمونه ایرانی از ویژگی آماری مطلوبی برخوردار است و مخصوصاً می توان آن را در نمونه های ایرانی با اطمینان استفاده نمود.
توانش ارتباطی بینافرهنگی در کلاس های آموزش زبان فارسی: دیدگاه فارسی آموزان غیر ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درک فرد از فرهنگ های جدید و هم چنین فرهنگ خود، نقش مهمی در موفقیت فرد در یادگیری زبان مقصد دارد. مسئله این است که مشخص نیست در کلاس های آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان، چگونه و به چه میزان به آموزش جنبه های فرهنگی برای گسترش توانش بینافرهنگی فارسی آموزان پرداخته می شود. هدف این پژوهش بررسی دیدگاه های فارسی آموزان غیرایرانی در مورد آموزش فرهنگ و توانش ارتباطی بینافرهنگی است. این پژوهش که یک مطالعه کمی است، به روش میدانی و با استفاده از پرسشنامه انجام گرفته است. شرکت کنندگان این پژوهش میدانی 104 فارسی آموز از کشورهای گوناگون هستند که به صورت تصادفی ساده انتخاب شده اند. داده های به دست آمده در این مقاله، به کمک یک پرسشنامه اعتبارسنجی شده به دست آمده است و با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس مورد واکاوی قرار گرفت. نتایج نشان می دهد فارسی آموزان بر این باورند که مدرسان سطح مهارت های زبانی آنان را در یادگیری زبان فارسی افزایش می دهند تا بتوانند زبان فارسی را برای اهداف علمی استفاده کنند، ولی میزان انگیزه بخشی مدرسان برای آموزش زبان فارسی چندان رضایت بخش نیست. فارسی آموزان، به دلیل زندگی در کشور ایران، تا حد زیادی با کشور، فرهنگ و مردم ایران و زبان فارسی آشنا هستند. اما آنان از مدت زمان اختصاص یافته به آموزش فرهنگ و پرداختن به توانش ارتباطی بینافرهنگی در کتاب های آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان رضایت چندانی ندارند. از یافته های این پژوهش چنین می توان نتیجه گرفت که مدرسان فارسی آموزان را برای یادگیری زبان فارسی تشویق نمی کنند و نیز اطلاعاتی را در مورد شرایط تاریخی، جغرافیایی و سیاسی فرهنگ ارائه نمی دهند. که کلاس های درسی زبان فارسی نیازمند صرف وقت بیشتری به اهداف بینافرهنگی است تا فارسی آموزان بهتر بتوانند به توانش بینافرهنگی دست یابند.
بررسی وضعیت خانواده ایرانی در فضای مجازی: مطالعه صفحات اینستاگرامی با رویکرد روابط والدین با فرزندان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۱
325-374
حوزههای تخصصی:
فضای مجازی امروزه یک جهان زیست قطعی و همگانی شده است و دامنه حدود و ثغور بهره برداری از فضای مجازی کاملا وابسته به سبک زندگی و تعلقات فردی افراد شده است. مدیریت این فضای عظیم و پیچیده ابتدا نیازمند وضعیت سنجی و شناسایی درست این فضا و سپس وضع سیاست های دقیق، برنامه ریزی و نظارت همه جانبه است. در این میان موضوع مهم خانواده و روابط درون خانوادگی در این فضا به فراخور ویژگی های مهم و منحصر به فرد آن، باعث بروز مواضع متفاوتی شده است. این مقاله به بررسی وضعیت خانواده ایرانی در صفحات اینستاگرامی با رویکرد روابط والدین با فرزندان پرداخته است. پژوهش حاضر یک پژوهش اکتشافی و نتایج بررسی با استفاده از روش کیفی تحلیل مضمون و نرم افزار «NVivo» تحلیل شد و پایایی کدگذاریتوسط ضریب موضوعی کاپا مورد تأیید قرار گرفت. در نتیجه تحلیل داده ها، 5 مضمون، 23 زیر مضمون در رابطه با رویکرد روابط والدین با فرزندان در محیط خانواده در پلتفرم اینستاگرام مورد مطالعه و شناسایی قرار گرفت. که «گفتار»، «روابط»، «نوع تفکر و اندیشه»، «سبک زندگی» و «رفتار» والدین با فرزندان به عنوان 5 مضمون اصلی احصاء شد و زیرمضمون های «تصویرسازی نامناسب از پدر و مادر ایرانی»، «ترویج بی عفتی و بی حیایی در روابط درون خانوادگی»، «همطراز کردن فرزند با حیوان خانگی»، و« تبلیغ دردسرهای مادرشدن» هر کدام فراوانی قابل توجهی در صفحات اینستاگرامی پرمخاطب به خود اختصاص دادند.
به کارگیری مؤلفه های بومی قلمرو در جهت افزایش تعاملات اجتماعی در مجموعه مسکونی نواب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۱ فروردین ۱۴۰۳ شماره ۱۳۰
35 - 44
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: از بدو پیدایش و فراگیری ساخت بلندمرتبه های مسکونی، تعاملات اجتماعی به عنوان مؤلفه ای مهم و اثرگذار مورد دقت بوده است. با این حال در بسیاری از بلندمرتبه های ارزان قیمت عدم توجه به این موضوع باعث افزایش ناهنجاری ها و نابه سامانی های اجتماعی می شود.هدف پژوهش: هدف این پژوهش تبیین مؤلفه های قلمروی مستخرج از محله ایرانی به عنوان سازوکاری فضامند در جهت افزایش تعاملات اجتماعی در بلندمرتبه مسکونی ارزان قیمت است. پس از آن پاسخ به این سؤال که مؤلفه های بومی قلمرو در مجتمع نواب چقدر به کار گرفته شده و چقدر برای ساکنین ترجیح داده می شود، هدف بعدی این پژوهش است. روش پژوهش: محققین فراوانی مفهوم قلمرو را متأثر از زمان و فرهنگ می دانند. پس در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی به استخراج مؤلفه های قلمروی محله، به عنوان شکل فرهنگی سکونت ایرانی پرداخته می شود. در گام بعدی مؤلفه های مستخرج در قالب پرسش نامه ای از ساکنین مجتمع مسکونی نواب مورد سؤال قرار می گیرد.نتیجه گیری: باتوجه به نتایج پژوهش هایی که وضعیت تعاملات اجتماعی را در نواب بررسی کرده بودند و نتایج پژوهش موجود، سطح رضایت از تعاملات اجتماعی کم تر از متوسط بیان شد. با بررسی مؤلفه های به دست آمده قلمرو درصد کمی از ساکنین از وضعیت قلمروی موجود رضایت داشته با این حال بسیاری از آن ها علاقه مند به کارگیری مؤلفه های قلمروی در فضا بوده اند. در مورد تعاملات اجتماعی نیز با این که میزان نفرات کمی از تعاملات اجتماعی موجود راضی بودند هم چنان تعداد قابل توجهی تمایل به افزایش تعاملات اجتماعی داشتند. در این میان مؤلفه مرکزیت و مالکیت دو مؤلفه ای است که برای پرسش شوندگان در فضای مجتمع نواب بسیار کم تر ملموس و مشهود قرار گرفته است.
آثار نابرابری توزیع درآمد بر ثروت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مجلس و راهبرد سال ۳۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۱۷
75 - 102
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه میان توزیع درآمد و توزیع ثروت در ایران از نظر پیامدهای اقتصادی و اجتماعی بسیار پراهمیت است. ازاین رو بررسی نابرابری توزیع درآمد و توزیع ثروت ایران به تفکیک بازه زمانی کوتاه مدت و بلندمدت می تواند پاسخ سؤال سیاستگذاران و تحلیل گران اقتصادی باشد. برای این منظور، این پژوهش بر اساس مدل پویای نابرابری ثروت پیکتی در دوره زمانی سال های ۱۳97-1380 برای ایران انجام گرفته است. نتایج نشان داد در بازه زمانی کوتاه مدت، دارایی های مختلف با نرخ های متفاوتی رشد می کنند و از آنجا که توانایی کسب درآمد و پس انداز دهک های بالا، بیشتر از دهک های پایین است، انتظار می رود توزیع درآمد نابرابرتر شده و به نابرابری توزیع ثروت منجر شود. همچنین در بلندمدت پیش بینی می شود در حالت پایدار اگر بازده سرمایه صفر باشد، مزیت دارایی ها نسبت به هم از بین می رود و با نرخ تورم رشد می کند. ولی آنچه در واقعیت رخ می دهد این است که روند توزیع درآمد و سهم ثروت به نفع ۱۰ درصد بالای دهک درآمدی بوده و توزیع ثروت نابرابرتر شده است.









