مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴٬۸۲۱ تا ۳۴٬۸۴۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۷)
127 - 152
حوزههای تخصصی:
حفظ وضعیت موجود در تحقق مأموریت صنعت امنیت سایبری در بخش دولتی و افزایش سود سهامداران در بخش خصوصی، آنها را از برنامه ریزی راهبردی و جامع برای این صنعت دور می سازد. تعریف یک چارچوب برای صنعت امنیت سایبری کشور که شامل استانداردها، راهبردها و اقداماتی برای بومی سازی تجهیزات مؤثر به منظور بهبود حفاظت از زیرساخت های حیاتی و افزایش قدرت ملی باشد، برای آن دسته از صنایعی که فعالیت های تحقیقاتی و تولیدی به منظور دستیابی به محصولات و خدمات امنیت سایبری را دارند، ضروری است. این چارچوب شامل تعیین زمین بازی، بازیگران، تصویب قوانین و دستورالعمل ها و نیز کنترل، ارزیابی و بازخوردهاست که از آن به عنوان حکمرانی یاد می شود.این پژوهش در ابتدا با ارائه تعاریف مرتبط و مبانی نظری به روش کتابخانه ای و مطالعه کشورهای متعدد، الگوی مفهومی اولیه و شش بُعد الگوی حکمرانی صنعت امنیت سایبری جمهوری اسلامی طراحی شد و برای پی ریزی ادامه کار، الگوی اولیه مورد بررسی برخی از خبرگان قرار گرفت. سپس با ابزار میدانی مصاحبه و تحلیل کیفی داده های به دست آمده با روش داده بنیاد، ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های الگو مشخص شدند. در ادامه و با رویکرد به کارگیری روش کمی، اقدامات طراحی، توزیع و جمع آوری 93 فقره پرسش نامه انجام شد و با نرم افزارهای SPSS و LISREL ارتباط بین ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های به دست آمد و در انتها نیز با استفاده از روش دیمتل فازی، اولویت بندی و تأثیر هر کدام از ابعاد مشخص شدند. الگوی به دست آمده در این تحقیق شامل 6 بُعد، 22 مؤلفه و 107 شاخص می باشد.
حفاظت، مرمت و باززنده سازی بافت تاریخی؛ گامی در جهت توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۵)
119 - 139
حوزههای تخصصی:
نگاه به بافت ه ای تاریخی در عصر حاضر به طور عمده متوجه ابعاد فرهنگی - اجتماعی در مقابل ابعاد صرف کالبدی است. این تغییر رویکرد از خلال منشورهای جهانی، کاملاً مشهود است. هر دو رویکرد وجه مشترکی دارند که در مقوله حفاظت و احیای بافت های تاریخی قابل مشاهده است. این وجه، متضمن پارادایم های متنوعی است؛ از این رو نگرش ها با ساختارهای کالبدی صلب و غیرقابل انعطاف آغاز می شود و به تدریج به سوی ساختارهای منعطف تر و غیرکالبدی پیش می رود. انگاره ساختارهای منعطف فرهنگی - اجتماعی، حاکی از معرفت انسان به ضرورت توجه بیشتر به این ساختارها و توانمندسازی آن ها در فراسوی دنیای مدرن می باشد. از آنجا که بافت تاریخی، نظامی همگن و متشکل از ساختارهای کالبدی و غیرکالبدی است، بررسی نقش و ویژگی های هر یک و تعامل آن ها با یک دیگر مدنظر است. راهبردهای ساکن یا کم تحرک حفاظت از ساختار کالبدی که گاه در شهرهای کوچک نتایج مطلوب داشته، نمی تواند عیناً در شهرهای بزرگ اثرات موردنظر را دربر داشته باشد. یاری جستن از ساختار فرهنگی اجتماعی، در بافت تاریخی می تواند در توانمندسازی کالبدی و عملکردی بافت موردنظر تأثیر اساسی داشته باشد. این نوشتار با استفاده از روشی استدلالی و استنادی بر آن است تا رابطه بین فضای کالبدی بافت تاریخی با پدیده های فرهنگی اجتماعی را تبیین کند. با توجه به این که یکی از مؤلفه های اصلی عملکرد اجتماعی بافت تاریخی، سکونت است، شکل و گونه خانه، و ریخت بافت نتیجه رویکردی اجتماعی - فرهنگی است.
لیبی؛ از فروپاشاندن دولت تا دولتی فروپاشیده
منبع:
روابط آفریقا آسیا دوره اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
17 - 42
حوزههای تخصصی:
با استناد به «گزارش سالانه شاخصه های شکنندگی دولت» که توسط «صندوق صلح» از سال 2006 تا 2023 ارائه شده است، این مقاله استدلال می کند که لیبی در زمان فروپاشی دولت، مصداقی از یک دولت شکست خورده و یا فروپاشیده نبوده است. اگرچه همه دولت های جهان، حدی از ضعف و ناتوانی در تأمین و تحقق کارویژه های اصلی خود دارند، اما رتبه لیبی در دوره قذافی، به نسبت سایر کشورها، رتبه ای نبوده است که بتوان آن را مصداقی از یک دولت شکننده در نظر گرفت. ضرورت اصلاح ادبیات تولیدشده، نگارنده را بر آن داشت به دنبال پاسخ به این پرسش باشد که چرا دولت پساقذافی لیبی به سمت یک دولت فروپاشیده سوق یافته است؟ ضمن اهمیت و اولویت دادن دلایل داخلی این موضوع بر دلایل منطقه ای و بین المللی، در این مقاله استدلال می شود که ناتوانی دولت در استفاده انحصاری از زور؛ نقش سیاسی اسلام گرایان در حکومت لیبی؛ نقش مقامات پیشین لیبی در حکومت جدید؛ گروه های تروریستی با مشی اسلام گرایی مانند داعش و القاعده؛ نقش اسلام در قوانین و زندگی سیاسی و اجتماعی کشور؛ اختلاف بر سر نوع ساختار سیاسی حکومتی؛ اختلافات مربوط به سیستم انتخاباتی؛ چگونگی تخصیص کرسی های کنگره ملی به نمایندگان و شیوه های انتخاب یک نهاد جدید برای تدوین قانون اساسی، ازجمله مهمترین دلایل سوق یافتن دولت لیبی به سمت یک «دولت فروپاشیده» است.
سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در آفریقا
حوزههای تخصصی:
ایالات متحده آمریکا به واسطه جایگاه بین المللی که پس از جنگ جهانی دوم و به ویژه پس از فروپاشی شوروی کسب کرد، همواره تلاش کرده که در مناطق مختلف دنیا به ایفای نقش بپردازد. اگرچه اهمیت آن مناطق در راهبردهای کلان آمریکا، هیچ گاه یکسان نبوده است. سؤالی که مقاله پیش رو قصد بررسی و پاسخ به آن را دارد این است که شکل، ماهیت و نوع مواجه آمریکا با قاره آفریقا چگونه است و از چه اصول و مبانی پیروی می کند. فرضیه ه ایی که در پاسخ به این سؤال با بهره گیری از روش تحلیلی– تاریخی مورد بررسی قرار می گیرد این است که ایالات متحده با فاصله گرفتن از سیاست خارجی مبتنی بر ارزش و تعریف گسترده از مبارزه با تروریسم، به سمت سیاست خارجی مبتنی بر الزامات امنیتی و استراتژیک در کشورهای واقع یا نزدیک به نوار ساحلی غربی و شرقی قاره آفریقا حرکت کرده است.
پداگوژی گفتمانی و کنشی هابرماس در آموزش جغرافیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: کنش مفاهمه ای ارتباطی است مبتنی بر تعامل چندسویه مفهوم و محتوا که ساختار آن با تفاهم اشتراکی چندجانبه مبتنی بر تخصص (نه انحصار)، اساس می یابد. در این کنش افراد در میزواره ای آزاد با مشارکت همدیگر و خارج از فرایندهای انحصار و قدرت به تبادل نظر پرداخته و در روی مفاهیم به درک مشترک رسیده و مفهوم واحد ارائه می دهند. روش ها: این پژوهش به بررسی نقش کنش ارتباطی مبتنی بر نظریه هابرماس در آموزش های مکان و فضاپایه جغرافیا پرداخته است. مطالعه حاضر از نوع مطالعات سامان مند مبتنی بر مرور و توسعه ادبیات نظری و مدل سازی تبیینی است که گردآوری داده های آن مبتنی بر ادبیات کتابخانه ای می باشد. یافته ها: یافته ها نشان می هد فلسفه مبتنی بر کنشگری پداگوژیک می تواند در تبیین مفاهیم جغرافیا به ویژه تحلیل فضایی عوامل و عناصر جغرافیایی مؤثر عمل نموده و با عملکرد اکتشافی یادگیری مفاهیم جغرافیایی را پایدار نموده و مفاهیم تحلیلی جغرافیا را با کنش تفاهمی ساختار مشترک می دهد. نتیجه گیری: در نتیجه می توان گفت که آموزش های مبتنی بر کنشگری ارتباطی در ساختار دروس میان رشته ای جغرافیا ضمن ایجاد ارتباط تعاملی، هم افزایی آموزشی میان رشته ای را نیز توسعه می دهد.
برساخت اجتماعی دیدگاه معلمان و دانش آموزان به آموزش مطلوب درس مطالعات اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
77 - 108
حوزههای تخصصی:
به کارگیری شیوه های مطلوب آموزش یکی از راه های رسیدن به اهداف آموزشی، موفقیت تحصیلی و فراگیری بهتر دروس است. درس مطالعات اجتماعی به عنوان یکی از درس های کاربردی و مهم دوره آموزش عمومی است که آموزش مطلوب آن می تواند اثرات پایداری در رشد افراد جامعه و جامعه پذیری بهتر آنان داشته باشد. به همین دلیل هدف انجام پژوهش حاضر واکاوی ویژگی های آموزش مطلوب درس مطالعات اجتماعی از دیدگاه معلمان این درس و دانش آموزان با رویکرد کیفی و نظریه زمینه ای است. اطلاعات موردنیاز با استفاده از مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با گروه های هدف در شهر نجف آباد در سال تحصیلی 1402-1401 گردآوری و طی سه فرآیند کدگذاری باز، محوری و گزینشی، مفهوم پردازی و تجزیه تحلیل شد. با توجه به یافته های پژوهش پنج مقوله اصلی تحت عنوان "کیفیت مندی، بهبودبخشی ساختاری، روزآمدی معلم، تعالی بخشی تدریس و زیست هنجارمند" احصا شد که همه در مقوله هسته "راهبرد چندجانبه نگری تدریس" تجمیع شدند. نتایج نشان داد که الگوی مطلوب تدریس درس مطالعات، الگویی است که به همه جوانب تدریس اعم از فردی، محیطی و آموزشی توجه کند با این رویه یادگیری و بازدهی کلاس نیز افزایش خواهد یافت. درنتیجه لزوم توجه سیاست گذاران حوزه مربوطه به امر تدریس و فراهم سازی بسترهای مربوطه لازم و ضروری به نظر می رسد
تحلیل مضمون اسناد سیاست گذارانه تبلیغی حوزه علمیه قم در نسبت علم و فرهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حوزه علمیه از دیرباز نیازهای فرهنگی اجتماعی جامعه را پاسخ داده است. با پیروزی انقلاب اسلامی و ساختارمند شدن حوزه عملیه، شورای عالی حوزه به عنوان نهاد سیاست گذار تأسیس و اسناد فراوانی را با عناوین اساسنامه و چشم انداز تدوین نمود. مسئله این پژوهش بررسی نسبت حوزه و فرهنگ در اسناد و مصوبات مرتبط با تبلیغ با روش تحلیل مضمون است. در روش تحلیل مضمون، با کدگذاری گزاره های مضامین سه گانه «انتقال فرهنگ»، «بایسته های تثبیت فرهنگ» و «جهانی شدن» کشف گردید، که نشان دهنده پذیرش سوژگی حوزه نسبت به فرهنگ است. و علاوه بر این موجبات شناسایی آسیب ها و راه های ارتقای تبلیغ را فراهم کرده است. با توجه به بررسی های کیفی صورت گرفته، حوزه نیازمند یکپارچگی در امر آموزش، پژوهش و تبلیغ است. تا بدین وسیله توانایی حفظ و ارتقای خود به عنوان گروه مرجع در میان دیگر نهادهای اجتماعی را داشته باشد، که تحقق این امر با شناخت فرهنگی جامعه و اضافه نمودن واحدهای درسی همچون مطالعات فرهنگی، فرهنگ شناسی و... در دوره مقدمات صورت می پذیرد.
اصل هستی شناختی «تعامل مهر و قهر» و کاربست آن در روابط دو جنس از دیدگاه آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فرهنگی اجتماعی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
72 - 87
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله بررسی نظریه تعامل مهر و قهر در آثار آیت الله جوادی آملی و کاربست آن در روابط دو جنس در راستای پاسخ به مسئله چرایی تفاوت های دو جنس بر اساس هستی شناسی فلسفی و عرفانی است. مسئله رابطه مهر و قهر جزو فروعات اصل عرفانی جمال و جلال الهی است که به کارگیری آن در توضیح مسئله تفاوت های دو جنس جزو ابتکارات ایشان است. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی پس از تحلیل و طبقه بندی نظریه ایشان و بیان تفاوت های تقریر ایشان از اصل نقش هستی شناختی اسما جمالی و جلالی الهی، نسبت به تقریر عرفای قدیم، نشان داده شده است که طبق نظریه مهر و قهر نظام هستی از تعامل دو عامل مهر و قهر پدید آمده است. مهر و قهر هر دو در هستی و کمال ضروری و بایسته اند و تعامل آنها در راستای مکملیت انسان است. طبق ایده مکملیت، مهر و قهر در برابر و مقابل هم نیستند؛ بلکه مهر در خدمت قهر و قهر در خدمت مهر است. اما در عریکه هستی، فرمانروایی و حاکمیت نهایی از آن مهر است. همچنین تفاوت های نظام ادراکی و اخلاقی دو جنس، طبق این اصل معنادار می شود.
بررسی تأثیر شایستگی ها و توانمندسازی مدیران بر کیفیت عملیات مدیریت بحران (مورد مطالعه: مدیران شهرداری های استان خراسان جنوبی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت شهری دوره ۲۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۷
۱۰۷-۸۹
حوزههای تخصصی:
کیفیت عملیات مدیریت بحران با توجه به نوع بحران ها و همچنین با عنایت به نقش مهم شهرداری ها در این زمینه، نیازمند اقداماتی هستند که ضمن انجام آن خسارات ناشی از بحران را به حداقل برسانند و مانع وقوع اتفاقات ثانویه گردند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر شایستگی های مدیران و توانمندسازی توسط مدیران بر کیفیت عملیات مدیریت بحران انجام شده است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، از نوع کاربردی و از لحاظ روش مورد استفاده، از نوع توصیفی - پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش را مدیران شهرداری استان خراسان جنوبی تشکیل داده است که از این بین، 150 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه استاندارد توانمندسازی توسط مدیران بر اساس مدل کاندو و همکاران (2019)، پرسشنامه استاندارد شایستگی های مدیران بر اساس مدل میکوسوآ و کوپیکو (2016) و پرسشنامه مدیریت بحران بر اساس مدل بهادری (2019) می باشد. تحلیل داده ها با کمک نرم افزارهای AMOS و SPSS انجام شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که در سطح اطمینان 95 درصد، شایستگی های مدیران بر توانمندسازی توسط مدیران و کیفیت عملیات مدیریت بحران تأثیری مثبت و معنی داری دارد؛ اما مهارت های مدیریتی، اجتماعی و عملکردی بر کیفیت عملیات مدیریت بحران شهرداری تأثیر مثبت و معنی داری ندارد ولی بر توانمندسازی توسط مدیران تأثیر مثبت و معنی داری دارد. بنابراین شهرداری ها می توانند در طراحی برنامه ها، به جهت ارتقای کیفیت عملیات مدیریت بحران، بر شاخص ها و مؤلفه های شایستگی های مدیران و توانمندسازی توسط مدیران تاکید کرده و آن ها را در دستور کار خود قرار دهند.
تحلیل آراء مفسران فریقین درباره اغوای الهی در آیه ۳۴ سوره هود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث بحث برانگیز در قرآن، مفهوم تفسیری «اغواء» و «چگونگی اسناد آن به خداوند» در آیه «وَ لا یَنْفَعُکُمْ نُصْحی إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَکُمْ إِنْ کانَ اللَّهُ یُریدُ أَنْ یُغْوِیَکُمْ هُوَ رَبُّکُمْ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُون » (هود، ۳۴) است. آرا مفسران مشهور فریقین در این موارد، متعدد و متقابل یگدیگر است. مقاله حاضر با روش تحلیلی - توصیفی درصدد است تا این آراء را احصا، دسته بندی و تحلیل نماید. یافته های پژوهش نشانگر این است که مفسران عمدتاً چهار معنای «ضلالت»، «هلاکت»، «ناامیدسازی از رحمت الهی» و «سلب رحمت الهی» را برای مفهوم تفسیری «اغواء» ذکر کرده و در بیان چگونگی اسناد آن به خداوند، برداشت هایی داشته اند که عمدتاً در دو دسته کلی «اسناد جبری» و «مجازاتی بودن» قابل اندراج اند. برآیند پژوهش حاضر این شد که اغواء در قرآن کریم با ساختار باب «إفعال» در مورد «شیطان» و «قوم حضرت نوح A» به خداوند اسناد داده شده که به معنای «جاری شدن حکم تکوینی از سوی خداوند به سقوط در آخرین مرتبه گمراهی» در اثر شدت کفر و ارتداد آن ها است؛ بنحوی که دیگر امیدی به هدایت آن ها وجود ندارد و بی درنگ پس از آن، عذاب الهی نازل می شود.
واکاوی مفهوم تعبیر « أُمَّةً وَاحِدَةً» در قرآن کریم با تاکید بر آیه ۲۱۳ سوره بقره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جوامع بشری، تحقق امت واحد در نظر عالمان و رهبران دینی بسیار مورد توجه قرار داشته است. در نظر ایشان محور وحدت ذیل امت واحد، در هدایت الهی و عبادت پروردگار و پیروی از فرامین خداوند منحصر شده است. اگرچه این مهم در جایگاه خود بسیار عالی و حائز اهمیت است، لکن در آیات مرتبط با موضوع امت واحد، به منظور دقیق آیات از امت واحد و محور وحدت مستتر در آن ها توجهی نشده است. از نظر نگارنده، آن چه می بایست در مفهوم امت واحد مورد توجه قرار گیرد، محور وحدت است. باید دید آن جا که خداوند تاکید بر امت واحد بودن انسان ها دارد، کدام محور مورد توجه است و آن جا که تاکید بر عدم امت واحد بودن شده است، کدام محور مورد نظر بوده است. در این مقاله، دیدگاه جدیدی مطرح گردیده، که به نظر می رسد از نظر اکثر مفسران مغفول مانده است. در این دیدگاه، در ارتباط با امت واحد، مفهومی با عنوان محور/ موضوع وحدت و یا قانون واحد حاکم بر همه انسان ها مطرح شده است. به این معنی که هرجا سخن از امت واحد می شود، بایستی بلافاصله یکی از دو مفهوم فوق طرح و تعریف گردند. در این مقاله به پنج موضوع وحدت و یا قانون واحد حاکم بر همه انسان ها از بدو خلقت تا روز قیامت اشاره شده است.
نقش و الزامات نظارت انسانی بر هوش مصنوعی در قانون اتحادیه اروپا و قوانین ایران
منبع:
تحقیق و توسعه در حقوق عمومی دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
112 - 140
حوزههای تخصصی:
در قانون هوش مصنوعی 2024 اروپا، نظارت انسانی همچون یک اقدام حفاظتی اصلی برای اپراتورهای هوش مصنوعی تأکید شده است. کمیسیون اروپا با پیشنهاد قانون جدید، الزام دقیق و جامع نظارت انسانی بر سیستم های هوش مصنوعی را مطرح کرده است. در ایران، قانون مدونی برای نظارت انسان بر هوش مصنوعی وجود ندارد؛ اما با استفاده از موادی مانند مواد 7 و 12 قانون مسئولیت مدنی، ماده 333 قانون مدنی، مواد 69 و 112 قانون دریایی و ماده 15 قانون بیمه اجباری 1395، می توان موضع قانون گذار را در این زمینه مشخص کرد. این مقاله به سؤالاتی مانند چه چیزی باید نظارت شود، چه زمانی نظارت لازم است و چه کسی باید نظارت را انجام دهد، پاسخ می دهد. همچنین، به ابهامات و شکاف های قانون جدید هوش مصنوعی و پیامدهای اعتماد بیش ازحد به ارائه دهندگان برای ایمن سازی زیرساخت نظارتی سیستم های هوش مصنوعی پرخطر اشاره می کند. این نوشتار با بررسی کتب و مقالات موجود و تجزیه وتحلیل آن ها، ساختاربندی شده است و پس از تعمق و غور در منابع موجود به این نتیجه می رسد که نه ماده 14 قانون جدید هوش مصنوعی اروپا و نه قوانین ایران، جزئیات زیادی در مورد آنچه که ناظر انسانی در هنگام اجرای نظارت باید در نظر بگیرد یا توجه خود را به آن معطوف کند، بیان نمی کند. همچنین، نشان داد که فضای زیادی برای ارائه دهندگان باقی خواهد ماند تا تعیین کنند، جزئیات مربوط به چه داده هایی را بایستی به ناظران انسانی ارائه دهند. نتیجه گیری های مشابهی در مورد «زمان» اعمال نظارت انجام شد. ارائه دهندگان باید اطمینان حاصل کنند که کاربران در هر زمان ممکن است، فرایندهای سیستم را قطع یا لغو کنند.
فروپاشی دولت های نوبنیاد: تحلیل استعاره «بهیموت» در نظریه سیاسی هابز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۱۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
121 - 156
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله تحلیل نحوه فروپاشی دولت های تازه تأسیس شده در دوران مدرن از نظر هابز است. این امر مستلزم واکاوی استعاره هابز از فروپاشی آن هم از منظر شناختی، یعنی «بهیموت» است. اگرچه استعاره لویاتان دلالت بر تأسیس دارد نه فروپاشی، اما در نزد هابز، استعاره بهیموت واجد معانی دوگانه «فروپاشی» و «سقوط» است: اولی دلالت بر امر «ذهنی» و دومی دلالت بر امر «حقوقی» دارد. منشأ این استعاره در کتاب ایوب و خنوخ حاکی از اهمیت و معنای «سیاسی-شناختی» آن است. هابز بر این نظر بود که اساس دولت مدرن ریشه در «حرکت فیزیکی» دارد، که وقتی «باور» به حرکت از بین برود، دیگر آن وجود نخواهد داشت. وقوع این امر در وضع مدنی، نشان از فروپاشی دولت، یعنی قبل از سقوط و انحلال قانونی آن، دارد. سقوط و انحلال به معنای از دست دادن حاکمیت سیاسی و حق اعمال آن است. در این خصوص، هابز دو نوع باور سیاسی فروپاشی را شناسایی می کند: یکی باور «رستگاری» توسط اسکو لاستیک های مذهبی و دیگری، باور «رهایی» توسط قدرت طلبان مجلس. باور اول خواهان تمرد از قدرت سیاسی، به دلیل فقدان اعتبار شرعی بود و باور دوم نیز خواهان رهایی مردم مظلوم و منکوب از قدرت سلطنت، به دلیل فقدان اعتبار مردمی بود. اما راه حل هابز، باور «رهسپاری» (سرسپردگی) به قدرت مطلق بود و هدفش این که افراد را از طریق آموزش «ترس» به جای اقناع، مطیع قدرت عمومی دولت کند. این رویکرد به دنبال جلوگیری از فروپاشی دولت های تازه تأسیس و تضمین تداوم و بقای آن هاست. در مقابل، آنچه اهمیت دارد وجه شناختی باور است. اگر باور به ترس در میان سوژه های سیاسی از بین برود، آنگاه دولت در حیات ذهنی خود فروپاشیده است، حتی اگر در قلمرو فیزیکی خود از طریق نیروی قانون و اقتدار تداوم داشته باشد.
تأثیر راه گذر زنگه زور بر وزن ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از درگیری جمهوری آذربایجان و ارمنستان، راه گذر زنگه زور به عنوان فضایی اصلی و راهبردی مطرح شد که بنا بر بند 9 توافق سه جانبه در مسکو، به جمهوری آذربایجان اجازه دسترسی به جمهوری خودمختار نخجوان را می دهد. متأثر از این دسترسی، امکان پیوسته کردن سرزمین های ترک نشین فراهم می شود. در این نوشتار با واکاوی تأثیرهای راه گذر زنگه زور، به این پرسش پاسخ می دهیم که چگونه این راه گذر بر وزن ژئوپلیتیکی ایران تأثیر می گذارد؟ یافته های نوشتار نشان می دهد که با درنظرگرفتن جایگاه راهبردی راه گذر زنگه زور، اجرایی شدن این راه گذر در استان سیونیک ارمنستان، در میان مدت و بلندمدت پیامدهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی نظامی برای ایران دارد که به دلیل تاثیر ژئوپلیتیکی و کنشگری بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای، موجب تهدید منافع ایران و کاهش وزن ژئوپلیتیکی آن می شود. از جنبه نظری این راه گذر، سبب ائتلاف نظامی ترکیه و جمهوری آذربایجان، اتحادهای اقتصادی بدون حضور ایران و تقویت سازمان کشورهای ترک زبان می شود که می توان بر اساس نظریه منطقه گرایی آن را بررسی کرد. در این نوشتار با روش کیفی و رویکرد توصیفی تحلیلی، داده های کتابخانه ای را تجزیه وتحلیل می کنیم.
روابط ایران و روسیه و ژئوپلیتیک متغیر قفقاز (1521-1722)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در آستانه دوران جدید، قفقاز به میدان رقابت ایران، عثمانی و روسیه تبدیل شد. ایران زیر فرمان صفویان، اقتدار تاریخی خود در قفقاز را بازآرایی کرد که واکنش عثمانی را در پی داشت. روسیه نیز پس از تسلط بر آستراخان، به سوی گسترش قلمروی خود در شمال قفقاز گام برداشت و در این مسیر، با عثمانی رویارو شد. این تحول با شکل گیری روابط جدید ایران و روسیه هم زمان بود. در این پژوهش می کوشیم به این پرسش پاسخ دهیم که قفقاز در تکوین و جهت یابی روابط ایران و روسیه در دوره صفویه چه جایگاهی داشته است؟ بنابر فرضیه، اهمیت ژئوپلیتیک قفقاز و رقابت مشترک با عثمانی، زمینه ای برای هم گرایی روسیه و ایران ایجاد کرد. این هم گرایی بر مدار دشمنی مشترک با عثمانی و تجارت ابریشم رو به گسترش بود، اما عامل هایی مانند تلاش روسیه برای گسترش نفوذ در شمال قفقاز، بحران اقتدار دولت صفوی و سرانجام فروپاشی آن، منطق روابط و جهت گیری آن را تغییر داد. برای آزمودن این فرضیه، نخست، روند گسترش حاکمیت صفوی در قفقاز و بازآرایی اقتدار پیرامونی ایران در این منطقه را واکاوی می کنیم. سپس، عامل های مؤثر در هم گرایی ایران و روسیه در قفقاز بر محور تجارت را بررسی می کنیم. سرانجام، عامل های زمینه ساز بحران اقتدار صفوی در قفقاز و سهم آن در واگرایی روابط دو کشور را ارزیابی می کنیم. رهیافت روش شناختی پژوهش تبیینی و مبنای استنادی آن، شواهد تاریخی است. نتیجه پژوهش نشان می دهد که قفقاز در تکوین و دگرگونی روابط ایران و روسیه در این دوره و شکل گیری نظم منطقه ای جایگاه کانونی داشته است.
تأثیر فعالیت های بازاریابی رسانه های اجتماعی بر تصویر برند در بخش بانکداری با نقش میانجی مشارکت شهروندان (مورد مطالعه: شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و مدیریت شهری سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۹
۳۹-۲۷
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی فعالیت های بازاریابی رسانه های اجتماعی بر تصویر برند در بخش بانکداری با نقش میانجی مشارکت شهروندان انجام شده است. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل 150 نفر از مدیران بانک ها در تهران بوده که 93 نفر از آنها از طریق فرمول کوکران به عنوان نمونه با روش تصادفی انتخاب شده اند. به منظور گردآوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه محقق ساخته بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شده است. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان، تأیید و برای سنجش پایایی ابزار، از روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگ تر از 5/0 باشد. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش، مدلسازی معادلات ساختاری در بستر نرم افزارهای آماری smart pls استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که کلیه فرضیات پژوهش تأیید گردید. براین اساس، فعالیت های بازاریابی رسانه های اجتماعی؛ شامل سفارشی سازی، تعامل و دهان به دهان بر تصویر برند و نیز مشارکت شهروندان تأثیر معناداری دارند. همچنین، فعالیت های بازاریابی رسانه های اجتماعی؛ شامل سفارشی سازی، تعامل و دهان به دهان بر تصویر برند با نقش میانجی مشارکت شهروندان تأثیر معنادار دارند.
ارائه مدل مفهومی مدیریت تعارض کنشگران در فرآیند برنامه ریزی کاربری اراضی شهری با استفاده از نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حضور بازیگران گوناگون در عرصه برنامه ریزی شهری وعدم توجه و اهتمام کافی برنامه ریزان در امر برنامه ریزی بهینه کاربری اراضی به صورت بالقوه منجر به ایجاد تعارض بین کنشگران و از پی آن عدم تحقق برنامه های کاربری اراضی می شود. در واقع نظام برنامه ریزی و به تبع آن طرح های توسعه شهری در ایران در خصوص شناخت منافع کنشگران مختلف، تعارضات میان آن ها و جهت دهی و مدیریت منافع فوق در فرآیند تدوین برنامه ریزی کاربری اراضی واجد کاستی های اساسی می باشد. هدف از انجام پژوهش حاضر ارائه مدل مفهومی مدیریت تعارض کنشگران در فرآیند برنامه ریزی کاربری اراضی شهری است. پژوهش حاضر در زمره تحقیقات کیفی است وبا رویکرد نظریه داده بنیاد انجام شده است. روش جمع آوری اطلاعات، مطالعه اسنادی و مصاحبه نیمه ساختارمند است. تحلیل داده های کیفی با استفاده از روش فراترکیب و روش بنیادی به صورت توأم انجام و کدگذاری داده ها با استفاده از نرم افزار Nvivo صورت پذیرفته است. مبتنی بر سوالات مطرح شده در فرایند مصاحبه، 467 ارجاع ارائه گردید. با بازبینی متعدد و ادغام کدها براساس تشابه در طی چندین مرحله تلخیص داده ها، 40 کد اولیه استخراج گردید. براساس نتایج تحقیق پیش رو ابتدا مدل مفهومی اولیه تعارض منافع کنشگران شهری در فرآیند برنامه ریزی کاربری اراضی متشکل از 6 مؤلفه تعارض ارزشی، تعارض اقتصادی، تعارض رویه ای (برهم افزایی بین سازمانی)، تعارض منافع عمومی و خصوصی، مشارکت گریزی و تعارض سازمانی تدوین گردید. سپس مبتنی بر داده های برگرفته از نظرات کنشگران دخیل در فرآیند برنامه ریزی کاربری اراضی و رویکرد داده بنیاد، مدل مفهومی اولیه تدقیق و مؤلفه های مدل نهایی تعارض منافع کنشگران شهری مشتمل بر 6 مؤلفه مدل اولیه و 19 زیرمؤلفه مرتبط ارائه گردید.
Attachment Patterns in Children with Fetal Alcohol Spectrum Disorders(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aimed to explore the attachment patterns in children diagnosed with Fetal Alcohol Spectrum Disorders (FASD) by examining the experiences and perceptions of their primary caregivers. A qualitative research design was employed, utilizing semi-structured interviews with 14 primary caregivers of children diagnosed with FASD. Participants were recruited from specialized clinics and support groups. Data were collected through in-depth interviews, focusing on topics such as the nature of the child-caregiver relationship, caregiver perceptions of the child's attachment behaviors, challenges in the attachment relationship, and strategies used to support attachment. The interviews were transcribed and analyzed thematically, with theoretical saturation achieved when no new themes emerged. Four main themes emerged from the analysis: the nature of the child-caregiver relationship, caregiver perceptions of the child's attachment behaviors, challenges in the attachment relationship, and strategies used by caregivers to support attachment. Caregivers emphasized the importance of emotional bonding, effective communication, physical closeness, and consistent caregiving in fostering secure attachment. They reported a range of attachment behaviors, including both secure and insecure patterns, influenced by the neurodevelopmental impairments associated with FASD. Key challenges included managing emotional outbursts, behavioral issues, and balancing caregiving roles. Caregivers employed various strategies such as therapeutic interventions, establishing routines, positive reinforcement, and emotional coaching to support attachment. The study provides a comprehensive understanding of the attachment patterns in children with FASD, highlighting the critical role of responsive caregiving and the adaptive strategies used by caregivers. The findings underscore the need for targeted interventions and comprehensive support systems to enhance attachment and promote the developmental well-being of children with FASD. Further research is needed to explore the long-term impact of these attachment patterns and the effectiveness of specific interventions.
بررسی عوامل ایدئولوژیکی گرایش به پوپولیسم در ایران معاصر(مطالعه موردی دهه 1320 هجری خورشیدی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پوپولیسم ویژگی سیاست در دوران مدرن می باشد، دورانی که نقش قدرت مردم در عرصه سیاست و نحوه بهره گیری از آن اهمیت و موضوعیت پیدا کرد. پوپولیسم به معنای توسل بی واسطه و بی قاعده به قدرت مردم، یکی از مهمترین آسیب ها و چالش هایی است که نظام سیاسی مبتنی بر نمایندگی تاکنون با آن دست به گریبان بوده است. بی تردید پوپولیسم مانند هر پدیده سیاسی و اجتماعی، متأثر از عوامل و زمینه هایی است که در گرایش به آن تاثیرگذار می باشد. ابزاربودگی و خلأ ارزشهای بنیادین پوپولیسم باعث گشته تا این پدیده از ضعفها و نداشته های سیاسی و اجتماعی یک جامعه وهمچنین سایرامکان های اندیشگی و ایدئولوژیکی استفاده نماید. در این مقاله تلاش شده است عوامل ایدئولوژیکی گرایش به پوپولیسم در دهه 1320 هجری خورشیدی ، از طریق روش تحلیل کیفی و با بهره گیری از نظریات پل تاگارت در خصوص پوپولیسم مورد بررسی قرارگیرد. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که عوامل ایدئولوژیکی (ایدئولوژی توده ای و ناسیونالیسم) در گرایش به پوپولیسم تاثیرگذار بوده است.
چرایی نتایج متفاوت منازعه قدرت درسوریه پس از بهار عربی: از جنگ داخلی تا سقوط حکومت بشار اسد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۵۵)
173 - 206
حوزههای تخصصی:
با شکل گیری بهار عربی در تونس و سرایت آن به جهان عرب، سوریه نیز در مارس 2011 دستخوش موج اعتراضاتی شد که به سرعت به جنگ داخلی منجر گشت. اگرچه اسد پس از 2016 در عرصه میدانی موفقیتهای روزافزونی را به دست آورد، اما در اواخر دسامبر 2024 پیشروی معارضان و سقوط سریع اسد بسیاری از محققان را شگفت زده نمود. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که جنگ داخلی درازمدت در سوریه و متعاقبا سقوط ناگهانی حکومت سوریه را چگونه می توان تبیین کرد؟ برای پاسخ به پرسش فوق، از رویکرد گلدستون استفاده شده و عوامل موثر بر شکل گیری جنگ داخلی و متعاقبا سقوط حکومت اسد مورد بررسی قرار می گیرند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که چندپارگی اجتماعی و حمایت برخی لایه های اجتماعی از حکومت اسد، پایداری هسته اصلی ارتش سوریه علی رغم برخی ریزشها، و همچنین حمایت منطقه ای و بین المللی از دو طرف منازعه نقش پررنگی در تداوم جنگ داخلی در سوریه داشت. البته حامیان منطقه ای و بین المللی حکومت سوریه که باعث پیشروی های چشمگیر حکومت پس از سال 2016 شدند، مهمترین نقش را در عدم سقوط حکومت اسد در بحبوحه جنگ داخلی ایفا نمود. از سوی دیگر، سیر قهقرایی مشروعیت و حمایت از اسد حتی در میان اقلیتها که متاثر از فساد و بحرانهای اقتصادی بود، در کنار فرسایش شدید توان و انگیزه ارتش و در نهایت تغییر موازنه قدرت منطقه ای و بین المللی به ضرر حکومت سوریه، باعث فروپاشی سریع حکومت اسد شدند. روش پژوهش در این مقاله تبیینی و روش جمع آوری داده ها کتابخانه ای است.









