مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱٬۰۴۱ تا ۲۱٬۰۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۷۶)
191 - 219
حوزههای تخصصی:
Following the fall of Saddam Hussein in 2003 and the establishment of governments based on the people's votes, due to the long-standing religious and cultural ties between the peoples of Iran and Iraq, the ground for Iran's activism in the geopolitics of this country was provided. Iran's regional policy, while observing the principles of good neighborliness and non-interference, has taken a special and strategic view of these developments and has acted in an effort to secure national interests. In this regard, three patterns regarding Iran's activism in Iraq's geopolitics are proposed, which include the pattern of passive activism or non-participation, interactive activism, and activism based on soft power and economic links. Examining these three patterns and the advantages and disadvantages associated with each one, and analysis regarding which pattern will be more likely to provide Iran's national interests are the main topics of this article. Based on the results of this research, Iran can have a unique position in Iraq's geopolitics due to its relative advantages compared to other actors. Based on this, an effective regional policy to deepen the relations between Iran and Iraq, on the one hand, is focused on social relations that are rooted in culture, religion, language and common race, and on the other hand, it is focused on deepening economic relations and establishing mutual dependence.
Indonesian Defence Policy Under Jokowi Administration: Continuity or New Direction?(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۷۶)
237 - 260
حوزههای تخصصی:
Since the beginning, Indonesia’s foreign policy has adhered to the “free-active” principle. Nevertheless, the facts demonstrate that during President Sukarno’s administration, Indonesia’s foreign policy was considered to be leaning left and close to communist countries. During the Suharto era, Indonesia, on the other hand, grew closer to the West, specifically the United States and its allies. The succession of post-Suharto leadership, from Habibie, Abdurrahman Wahid, and Megawati to Yudhoyono, major countries particularly the United States, continues to influence the pattern of Indonesia’s foreign policy. This pattern of foreign policy appears to have also had an effect on Indonesia’s defence posture and orientation. The question that should be addressed is: to what extent do great powers influence Indonesia’s defence policy during Jokowi administration? In the midst of various issues ranging from the maritime fulcrum, the sink the vessels’ policy, the issue of purchasing Russian-made fighter aircraft, the Sukhoi Su-35, and China’s Belt and Road initiative projects, have triggered reactions from neighbouring countries and major powers. Using a historical explanatory approach, this article argues that Indonesia’s defence strategy has been influenced by great powers since its foundation. Furthermore, despite Jokowi’s efforts to show that Indonesia is an independent and neutral country it remains under the influence of great powers.
The Geopoliticization of TRIPS Rules on Access to Medicine(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ویژه نامه
23 - 42
حوزههای تخصصی:
This article explores the concept of critical geopolitics to understand how international trade laws influence access to medicines within the framework of the TRIPS agreement. Classical geopolitics traditionally emphasizes how geographical features shape state strategy and global power dynamics, whereas critical geopolitics interprets geographical arrangements as constructs shaped by political, economic, and technological forces. By adopting a critical geopolitics approach, this article investigates how developed and developing nations use their ideas, actions, and interpretations of international trade laws to influence the implementation of TRIPS provisions in their favor. The TRIPS agreement, a multilateral treaty aimed at standardizing global intellectual property laws, often benefits developed nations by strengthening patent protections, which in turn restricts access to affordable generic medicines in developing and least developed countries. Despite the inclusion of safeguards and flexibilities designed to promote broader access to medicines, significant inequalities in access persist. This article examines the differential application of TRIPS across diverse national contexts, focusing on how developed and developing nations collaborate—or conflict—in balancing the need for strong patent protection with the imperative of public health access. By analyzing these geopolitical dynamics, the study illuminates the strategic actions employed by nations to navigate the intricate relationship between international trade law and access to pharmaceuticals. The findings offer important insights into the power imbalances that shape global health outcomes under the TRIPS regime.
عقلانی شدن اندیشه سیاسی در غرب؛ گسست سیاست از الهیات مسیحی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه روند عقلانی شدن سیاست در غرب، برای درک ماهیت دولت های مدرن و فهم مولفه هایی چون دموکراسی و جامعه مدنی از ضرورتی اساسی برخوردار است. سیر عقلانی شدن اندیشه سیاسی در غرب، به آرامی، از اواخر قرون وسطا آغاز شد و پس از رنسانس با غلبه روش های نوین علمی ادامه یافت. پیدایش روش تجربی در این دوره و نگاه این جهانی به کل هستی، به حوزه فلسفه سیاسی نیز راه پیدا کرد و به افسون زدایی از جامعه سیاسی انجامید. در نتیجه، جامعه سیاسی، از امری الهی به قراردادی اجتماعی تبدیل شد. پرسش اصلی مقاله این است که اندیشه سیاسی غرب در دوران مدرن، چگونه توانست بر مبنای افسون زدایی و نحوه تحول اشکال آگاهی، عقلانی شود؟ فرضیه ما این است که اندیشه سیاسی غربی به سبب گسست از الهیات قرون وسطا و پیوند خوردن به شکل آگاهی فلسفی، توانست راه را برای عقلانی سازی سیاست هموار سازد. روش مورد استفاده ما در این پژوهش، روش تفسیری است. به باور پیروان این روش، واقعیت ها و روابط اجتماعی، دارای استقلال نیستند و برساخته انسان ها به حساب می آیند. بنابراین، برای فهم این واقعیت ها به ناچار، باید به شناسایی تحولات ذهنی در طول حیات بشر پرداخت.
واکاوی کارآفرینی زنان عضو هیئت علمی در ایران: موانع، پیشران ها، و راهبردها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زنان سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۹)
167-199
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل دیدگاه ها و راهبردهای کارآفرینی اعضای هیئت علمی زن در مؤسسات ایرانی با روش تحلیل سوات (SWOT) انجام شده است. نخست، از طریق بررسی گسترده دیدگاه های نظری و مطالعات مرتبط، نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای کارآفرینی زنان عضو هیئت علمی شناسایی شده است. دوم، این عوامل با نظرسنجی از اعضای هیئت علمی زن در مؤسسات ایرانی از طریق پرسشنامه، اعتباریابی شده اند. سپس، بر اساس تحلیل SWOT در یک گروه کانونی، راهبردهای کارآفرینی زنان عضو هیئت علمی تدوین و در چهار دسته راهبردهای تهاجمی (SO)، محافظه کارانه (WO)، رقابتی (ST) ، و تدافعی (WT) طبقه بندی شده است. یافته ها نشان دادند که مهمترین نقطه قوت اعضای هیأت علمی زن در کارآفرینی مدارک تحصیلی بالا، مهمترین نقطه ضعف دسترسی محدود به سرمایه و بازار، مهمترین فرصت ، افزایش تعداد زنان تحصیل کرده، و مهمترین تهدید کلیشه های جنسیتی هستند. ماتریس تحلیل داخلی-خارجی در این پژوهش پیشنهاد می کند که راهبردهای تدافعی (WT) باید برای ارتقای کارآفرینی اعضای هیئت علمی زن در ایران در اولویت قرار بگیرد. این راهبردها بر توسعه مهارت های کارآفرینی، اصلاحات سیاست گذاری، مشوق های مالی و اعتبارات، ایجاد یک جامعه حمایتی برای رسیدگی به تعارضات کار و زندگی، و توسعه مشارکت سیاستی زنان تأکید دارند.
بررسی تطبیقی تاثیر سیاست های اقتصادی آل بویه و سلاجقه بر اقتصاد اصفهان (مطالعۀ موردی تجارت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصفهان به واسطه موقعیت جغرافیایی – راهبردی و همچنین استعدادهای طبیعی، از همان قرون اولیه و خاصه در مقطع زمانی مورد اشاره، مورد توجه کانون های قدرت قرار داشت. پژوهش حاضر در صدد است که با روش توصیفی – تحلیلی و با تکیه بر منابع تاریخی - جغرافیایی به این پرسش پاسخ دهد که تاثیر سیاست های اقتصادی – مذهبی آل بویه و سلاجقه بر اقتصاد اصفهان (مطالعه موردی صادرات) چگونه بوده و چه نقاط اشتراک و افتراقی بین این دو دوره وجود داشته است؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که در دوره نخست حکومت، با وجود وقوع حوادث مختلف مخرب، به واسطه شم اقتصادی نخستین امیران این دو سلسله، برنامه های برای بهبود وضعیت اقتصادی این سرزمین پیاده شد. در دوره اوج قدرت، امیران آل بویه با اجرای اقداماتی زیرساخت های لازم برای رونق صادرات اصفهان را فراهم کردند اما در ایام سلاجقه به واسطه مباحث مختلف اقتصاد اصفهان از برخی جوانب صدمه دید. در دوره انحطاط سیاسی آل بویه، برخی حاکمان بویه توجه خاصی برای حفظ منافع گروه های مختلف اقتصادی از خود نشان دادند. بعد از مرگ سلطان محمد سلجوقی، وقوع حوادث مختلف، موجب افول حیات اقتصادی اصفهان گشت. در ایام فروپاشی سیاسی هر دو سلسله، اصفهان صحنه درگیری های متعدد قرار داشته و اوضاع اقتصادی این سرزمین به شدت دچار بحران شده و جریان صادرات آن قطع گشت
بررسی روند تغییر عقاید دینی با الهام از نحوۀ طرد و پذیرش پارادایم های علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با الهام از نظریات مطرح در روش شناسی علم در فلسفه علم، روند تغییر عقاید دینی و مذهبی در مطالعات ادیان تبیین شده است. بر این اساس دیدگاه ابطال گرایانه پوپر مشابه با دیدگاه رایج متکلمان و عقلگرایان به شمار آمده است که بحث و مناظرات دینی را عامل اصلی و مؤثر در تغییر عقاید افراد به شمار می آورند. در مقابل این دیدگاه و با تکیه بر شواهد تاریخی، تغییر جهان بینی دینداران با تغییر پارادایم های علمی دانشمندان از منظر توماس کوون مشابه دانسته شده است. از این طریق نشان داده شده است که برخلاف دیدگاه سنتی متکلمان، افراد صرفاً از طریق مباحث نظری و اثبات و ابطال های کلامی، عقاید (دین و مذهب) خود را تغییر نمی دهند، بلکه در این زمینه تحت تأثیر عوامل اجتماعی و روانی مختلفی قراردارند. همچنین نشان داده شده است که جهان بینی ادیان و مذاهب مختلف قیاس ناپذیر هستند و در نتیجه منازعات کلامی، مباحثی جدلی الطرفین به شمار می آیند. بر این اساس می توان در حوزه مطالعات ادیان از دیدگاه کوون برای تبیین نحوه تغییر نگرش دینی افراد سود برد. همچنین در چهارچوب ایمان گرایی در فلسفه دین به این سوال پاسخ داده می شود که افراد چگونه ایمان خود را انتخاب می کنند؟
ارائه الگوی بهینه کسب و کار مبتنی بر ایجاد بازارگاه های داده در واحدهای صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازارگاه های داده می توانند نقش کلیدی را در تحقق اقتصاد داده با امکان تجاری سازی داده ها بین سازمان ها ایفا کنند. اگرچه تحقیق بازارگاه های داده یک حوزه به سرعت در حال تکامل است، اما عدم درک در مورد مدل های کسب وکار بازارگاه های داده وجود دارد. طرح پژوهشی حاضر بنا بر ضرورت با هدف نیاز به توسعه بازارهای مبتنی بر تکنولوژی دیجیتال و داده های اطلاعاتی برای واحدهای صنعتی انجام می شود. این پژوهش از نظر رویکرد کیفی و از نظر هدف کاربردی-توصیفی است، استراتژی پژوهش ، داده بنیاد و با استفاده از رویکرد ساخت گرا (چارمز) به شکل-گیری نظریه پرداخته است . جامعه ی آماری شامل خبرگان در حوزه مدیران استارتاپ ها و فناوری اطلاعات هستند که از بین آن ها 12 نفر به روش نمونه گیری نظری انتخاب و از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختارمند در تحقیق مشارکت داده شدند. حاصل این امر، استخراج و طراحی مقوله های مدل بهینه کسب وکار مبتنی بر ایجاد بازارگاه های داده بوده است که شامل مولفه های زیر می باشد: اقتضائات (مشوق های مالی، عامل تولید جدید و خوشه بندی محتوای دیجیتال)، شرایط زمینه ای (ساختار بازار و تطبیق داده بین عرضه و تقاضا)، عوامل مداخله گر (عدم تقارن اطلاعاتی، خطرات اخلاقی و عدم اطمینان از تراکنش)، راهبردها (طراحی بازار، مهندسی داده ها و علم و دانش داده ها)، پیامدها (بهبود مازاد اجتماعی، شبکه خودتنظیمی از مبادلات متقابل و بازارهای چندجانبه هوشمند). نهایتا ًبعد از اتمام تحلیل های صورت گرفته بر روی داده های کیفی، کدگذاری ها در قالب یک مدل ارائه گردیده است. نتایج پژوهش می تواند مدیران کسب وکارها را در کسب درآمد از دارایی های داده یاری نماید.
روش شناسیِ جان پاکاک در اندیشۀ سیاسی؛ تاریخ نگاری زمینه گرا و پارادایم زبانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ نگاری در اندیشه سیاسی، در کنار نگاه به بستر یا زمینه های تاریخی و سیاسی، پارادایمِ زبانی مسلط در دوره شکل گیری هر اندیشه ای را نیز شناسایی و مورد بررسی قرار می دهد. جان پاکاک در کنار کوئینتن اسکینر و جان دان از بنیانگذاران مکتب کمبریج در روش شناسیِ اندیشه سیاسی می باشد. بر اساس روشِ تاریخ نگاریِ وی، برای مطالعه اندیشه سیاسی بایستی از یک سو متون اندیشه سیاسی را در زمینه تاریخی شان قرار داد و از سوی دیگر به تحلیل زبانی این متون به عنوان جزئی از یک پارادایم یا کنش گفتاری پرداخت. مشخصه های روش شناسیِ تاریخ نگاری عبارتند از: زمینه یا بستر تاریخی در یک سو، و زبان، کنش، گفتمان و پارادایم در سوی دیگر. این روش در مقابل روش شناسی متن محور قرار می گیرد. پس از انتشار کارهای پاکاک و تحقیقات وی درباره اندیشه سیاسی قرن هفدهمِ انگلستان شاهد کشف نوعی سنت جمهوری خواهی هستیم که در دهه های گذشته سنت لیبرالیسم را به چالش کشیده است.
نرخ شکنی حق الزحمه حسابرسی در حسابرسی نخستین: پیامدها و اهمیت صاحبکار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حسابداری و منافع اجتماعی دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۴)
263 - 292
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش بررسی نرخ شکنی حق الزحمه حسابرسی در حسابرسی نخستین، پیامدها و نقش اهمیت صاحبکار در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. منظور از نرخ شکنی، ارایه پیشنهاد قیمت حسابرسی کمتر از نرخ استاندارد محاسبه شده مطابق با مدل حق الزحمه حسابرسی است.
روش: داده های مربوط به 95 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1390 تا 1400 استخراج و از مدل رگرسیونی داده های ترکیبی برای آزمون فرضیه های پژوهش استفاده شده است.
یافته ها: براساس نتایج پژوهش، اهمیت صاحبکار بر نرخ شکنی حق الزحمه حسابرسی در حسابرسی نخستین، تاثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین، نتایج نشان می دهد که اندازه موسسه حسابرسی بر ارتباط بین اهمیت صاحبکار و نرخ شکنی حق الزحمه حسابرسی در حسابرسی نخستین تاثیر دارد. از طرفی، تاثیر مستقیم نرخ شکنی حق الزحمه حسابرسی در حسابرسی نخستین بر تغییر حق الزحمه حسابرسی در سال های بعدی حسابرسی صاحبکار، رد نشده است. در نهایت، نتایج پژوهش نشان داد که نرخ شکنی حق الزحمه حسابرسی در حسابرسی نخستین تاثیر معنادار و مثبتی بر کیفیت حسابرسی در سال های آتی دارد.
نتیجه گیری: نرخ شکنی حق الزحمه حسابرسی در حسابرسی نخستین انگیزه ای قوی برای حفظ صاحبکار در سال های بعدی است تا از این طریق جریان درآمد پایدار آتی را به منظور جبران حق الزحمه های سال های اولیه نگهداری کند.
دانش افزایی: بر اساس نتایج این پژوهش، صاحبکاران می توانند با پیش بینی روند کاهشی حق الزحمه حسابرسی، قدرت چانه زنی خود را افزایش دهند. همچنین، حسابرسان می بایستی نسبت به کیفیت حسابرسی برنامه ریزی لازم را داشته باشند زیرا، ممکن است فرصتی برای کنترل قدرت چانه زنی صاحبکار فراهم آورد.
مدرسه خودگردان: ساز و کاری نو برای متناسب سازی مدرسه با جامعه دانش محور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: مدرسه به عنوان مجری سیاست های آموزشی هر کشور یک سازمان اجتماعی است که سیاستگذاری برای چگونگی ادراه آن، تبلور رابطه دولت با نظام آموزشی است. در این خصوص از یک طرف انتظار می رود مدارس امروزی متناسب با جامعه دانش محور فعالیت کنند و از طرفی دیگر، اداره متمرکز مدارس، یکی از موانع مهم تحقق این رسالت به شمار می رود. بر اساس دیدگاه های نو به نظر می رسد خودگردانی به عنوان رویکردی میانه می تواند گره متناسب سازی مدارس با جامعه دانش محور را حل نماید. لذا هدف اصلی این پژوهش، بررسی رابطه مولفه های خودگردانی مدرسه با شکل گیری مدرسه متناسب با جامعه دانش محور بود.روش شناسی پژوهش: در این مطالعه توصیفی 315 نفر از جامعه 1376 نفری معلمان شهر آبادان به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. از آنجا که مدارس ایران به شش شکل متفاوت شامل مدارس دولتی، شاهد، هیئت امنایی، تیزهوشان، غیرانتفاعی و نمونه دولتی و با سطوح متفاوت خودگردانی اداره می شوند، نمونه ها از معلمان شاغل در همه طبقات و متناسب با حجم آنها انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه محقق ساخته که اولی میزان خودگردانی مدرسه و دومی میزان تناسب با جامعه دانش محور را اندازه گیری می کردند، استفاده شد. برای تحلیل داده ها از فنون آمار توصیفی، آزمون Z و آزمون همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که بین مولفه های خودگردانی مدرسه شامل: استقلال، کنترل و چشم انداز- و ویژگی های هفتگانه مدرسه متناسب با جامعه دانش محور رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. نمره سازه خودگردانی مدارس بر حسب نوع و شیوه اداره آنها متفاوت است ولی تفاوت معنی داری نیست و از نظر تناسب با جامعه دانش محور نیز بین انواع مدارس تفاوتهای معنی داری وجود ندارد.بحث و نتیجه گیری: برای متناسب سازی مدارس با الزامات زیست در قرن بیست ویکم لازم است در واگذاری استقلال به مدارس و مدیران آنها، تغییر در شیوه های کنترل مدرسه و تدوین چشم انداز باز برای مدارس تحول اساسی ایجاد شود. بی توجهی به این مولفه ها منجر به نا هماهنگی مدرسه با جامعه دانش محور خواهد شد.
طراحی مدل چند سطحی مدیریت عملکرد منابع انسانی در شهرداری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
233 - 255
حوزههای تخصصی:
بخشی نگری در حوزه عملکرد به اتلاف منابع، ضعف عملکردها در هر سطح و ناکارآمدی مدیریت سازمان منجر می شود. ازاین رو، ایجاد کارایی در تمام سطوح سازمانی، برای هماهنگی در مدیریت منابع انسانی، الزامی است. پژوهش حاضر، با هدف طراحی مدل مدیریت عملکرد منابع انسانی در سطوح فردی، گروهی و سازمانی در شهرداری تهران انجام شده است. پژوهش از نوع توسعه ای و کاربردی است. جامعه آماری بخش کیفی پژوهش، دوازده مدیر از مدیران و کارشناسان ارشد نواحی 124گانه شهرداری شهر تهران هستند که به روش گلوله برفی تا رسیدن به حد اشباع نظری، به روش میدانی و مصاحبه نیمه ساختاریافته با آنان انجام شده است. یافته های این پژوهش، در سطح فردی، دو مضمون فراگیر، در سطح گروهی، دو دسته مضامین فراگیر و در سطح سازمانی، شش مضمون فراگیر پدیدار آمده اند. روایی با روش بازبینی خبرگان و پایایی، با روش آلفای کرپیندورف، سنجیده شده است. در بخش کمّی پژوهش، از بین بیش از 8 هزار نفر کارمندان شاغل در نواحی 124گانه شهرداری تهران، اندازه نمونه براساس فرمول کوکران، تعداد 380 نفر برگزیده شدند. جهت اعتبارسنجی مدل، از آزمون تحلیل عاملی تأییدی و برازش مدل، استفاده شد. نتیجه اینکه، تمامی ابعاد مؤلفه ها و شاخص های مدل تأیید شدند و میزان اهمیت ابعاد و مؤلفه های مدل، قابل قبول هستند. با نظرخواهی از خبرگان حوزه منابع انسانی شهرداری تهران، روابط بین سه سطح بررسی شد که نتایج حاکی از اثر مثبت سطوح بر یکدیگر دارد. مدل استخراجی به مدیریت منابع انسانی شهرداری تهران کمک می کند تا با شناسایی دقیق مفاهیم اثرگذار بر فرآیند مدیریت عملکرد، بهبود عملکرد را در سطوح موجب شوند.
زمینه یابی کارکردهای تفکر استراتژیک بریکولاژ حسابرسان در کنترل وقوع اختلال های سریزشدگی فشارهای حرفه حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تجربی حسابداری مالی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸۴
197 - 287
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه، زمینه یابی کارکردهای تفکر استراتژیک بریکولاژ حسابرسان در کنترل وقوع اختلال های سرریزشدگی فشارهای حرفه حسابرسی می باشد. این مطالعه به لحاظ روش شناسی، ترکیبی محسوب می شود، چراکه بر اساس مجموعه ای از روش های تحلیل کیفی و کمی، به دنبال دستیابی به اهداف پژوهش می باشد. لذا از طریق فرآیندهای بخش کیفی، ابتدا تلاش شد تا بر اساس دو تحلیل گرندد تئوری و غربالگری محتوایی سیستماتیک، نسبت به شناسایی زمینه های کارکردیِ تفکر استراتژیک بریکولاژ حسابرسان و اختلالِ های ناشی از سرریزشدگی فشارهای حرفه حسابرسی، اقدام شود تا پس از پیاده سازی فرآیند تحلیل دلفی فازی و تأیید پایایی ابعاد شناسایی شده، امکان بسط آن ها به بستر مطالعه ممکن باشد. سپس در بخش کمّی مطالعه، از طریق ماتریس ویکور خاکستری تلاش شد تا نسبت به ارزیابی معیارهای شناسایی شده در حرفه حسابرسی اقدام شود. یافته های مطالعه در بخش کیفی حکایت از شناسایی 36 مضمون مفهومی، 6 مؤلفه ی محوری و 3 مقوله برای متغیر کارکردهای تفکر استراتژیک بریکولاژ حسابرسان و شناسایی 5 اختلال ناشی از سرریزشدگی فشارهای حرفه حسابرسی دارد. در ادامه و باهدف ترکیب این متغیرهای در قالب پیاده سازی فرآیند تحلیل ویکور خاکستری، نتایج نشان داد، با ارتقاء سطح کارآمدی زمینه های مذاکره ای حسابرس بر اساس توسعه تفکر استراتژیک بریکولاژ در حسابرسان می توان انتظار داشت، تعارض ناشی از تساهل با صاحب کار به دلیل سرریزشدگی فشارهای حرفه حسابرسی نسبت به سایر اختلال های شناسایی شده ی دیگر، از قابلیت کنترل پذیری بیشتر برخوردار باشد.
تحلیل پیشران های موثر بر آینده گردشگری ورزشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
135 - 162
حوزههای تخصصی:
گردشگری ورزشی پیشرانهای موثر بسیاری می تواند داشته باشد که تصمیمات سفر بر اساس آنها گرفته می شود. تحلیل پیشرانهای موثر آینده گردشگری ورزشی به پیشرفت این حوزه می تواند کمک شایانی نماید. لذا هدف پژوهش حاضر تحلیل پیشرانهای موثر بر آینده گردشگری ورزشی بود. روش پژوهش حاضر آمیخته و از نوع تحلیلی و اکتشافی است و از لحاظ هدف جزء پژوهش های کاربردی به شمار می آید. مشارکت کنندگان در این پژوهش شامل خبرگان و افراد مجرب در حوزه گردشگری ورزشی شامل راهنمایان تورهای گردشگری ورزشی، کارشناسان حوزه گردشگری ورزشی و مدیران ارشد سازمان های مرتبط با گردشگری و اساتید مدیریت ورزشی با تخصص گردشگری بود که از روش نمونه گیری هدفمند در پژوهش استفاده شد. در بخش خبرگان از ابزار مصاحبه استفاده شد و با 18 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. برای تحلیل داده ها از از روش تحلیل تاثیرات متقابل استفاده گردید. در ابتدا عوامل کلیدی و تأثیرگذار بر گردشگری ورزشی احصاء گردید و 58 عوامل کلیدی و تاثیرگذار تدوین شد. در گام دوم با تشکیل پانل خبرگی عوامل کلیدی و تاثیرگذار مشابه با یکدیگر ادغام گردید و از بین 58 عوامل کلیدی و تاثیرگذار، 8 پیشران اصلی تأثیرگذار برای گردشگری ورزشی شناسایی گردید. در انتها با استفاده از نرم افزار آینده پژوهی میک مک و به کارگیری روش تحلیل ماتریس متقاطع تحقیق تاثیرات متقابل پیشران ها تحلیل گردید. نتایج پژوهش نشان داد که 8 پیشران اصلی بر آینده گردشگری ورزشی تاثیرگذار است که شامل توسعه گردشگری و زیرساخت های آن، فناوری و دیجیتال، سلامتی و تندرستی، تحولات مدیریتی و اشتغال، پایداری محیط، متنوع سازی، عوامل اقتصادی و رسانه و ارتباطات می شود.
تأثیر مکانیزم های حاکمیت شرکتی بر عملکرد پایداری
حوزههای تخصصی:
حاکمیت شرکتی به عنوان یک عنصر کلیدی، زمانی که عملکرد شرکت ها در حال رشد بوده تعریف می شود و موجب افزایش اعتماد سرمایه گذاران می گردد. از طرف دیگر، پایداری شرکتی به بیان توانایی یک سازمان جهت تداوم قاطعانه فعالیت ها و اثرات آن بر سرمایه های محیطی، اجتماعی و انسانی می پردازد. این گونه شرکت ها در طول زمان از طریق مدیریت ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی به رشد عملکرد و فعالیت های خود می پردازند. لذا پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین مکانیزم های حاکمیت شرکتی و عملکرد پایداری شرکت می پردازد. بدین منظور از داده های مالی63 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی سال های 1394-1400 استفاده شده است. در این پژوهش از روش رگرسیون چند متغیره و برای جمع آوری داده های عملکرد پایداری شرکتی از روش تحلیل محتوا با استفاده از گزارش های هیأت مدیره استفاده شده است. در قالب فرضیه های جداگانه، اثر هر کدام از شاخص های مختلف حاکمیت شرکتی بر عملکرد پایداری شرکت سنجیده می شود. نتایج نشان دهنده رابطه بین مالکیت نهادی و عملکرد پایداری شرکتی است. همچنین نتایج بیانگر رابطه کیفیت حسابرسی شرکت با عملکرد پایداری شرکت است. در نهایت نتایج بیانگر رابطه تخصص کمیته حسابرسی و عملکرد شرکت است.
تحلیل تغییر سبک زندگی عشایراسکان یافته در کانون های توسعه اسکان روستایی (مورد مطالعه: عشایر اسکان یافته شهرستان خواف)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: جوامع مختلف انسانی بر اساس دارایی ها، منابع در دسترس، شرایط محیطی، محیط اجتماعی، پیشینه فرهنگی دارای سبک های زندگی منحصر به فرد می باشند. اما تغییر وضعیت در شرایط زندگی به واسطه مهاجرت و... می تواند زمینه ساز تغییراتی در سبک زندگی باشد و در شرایطی نیز گویای گذار از سبکی به سبک دیگر است. یکی از جوامعی که این تغییرات در سبک زندگی آنان را می توان مشاهده نمود، جوامع عشایری اسکان یافته می باشد.
هدف پژوهش: پژوهش حاضر، با هدف بررسی و تحلیل تغییر در سبک زندگی عشایر اسکان یافته در روستا انجام شد.
روش شناسی تحقیق: برای رسیدن به هدف پژوهش از روش شناسی توصیفی- تحلیلی مبتنی بر مطالعات اسنادی و پیمایشی(پرسشنامه محقق ساخته) استفاده شد. جامعه آماری پژوهش را 209 نفر از خانوارهای عشایری اسکان یافته شهرستان خواف تشکیل داده اندکه با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی و با استفاده از آزمون های آماری تی تک نمونه ایی، خی دو، فریدمن و نیز مدل اولویت بندی کوپراس انجام گرفته است. پایایی ابزار اندازه گیری با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (850/0) تأیید شد.
قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی تحقیق شامل زیست بوم عشایر اسکان یافته شهرستان خواف یکی از پنج زیست بوم ایلخانی استان خراسان رضوی می باشد که دارای شش کانون توسعه اسکان عشایر بنیاباد، کالشور، ده خطیب، چاه زول، نهور و موسی آباد می باشد.
یافته ها و بحث: یافته های این پژوهش با استفاده از آزمون T تک نمونه ای حاکی از آن است که تغییر سبک زندگی عشایر اسکان یافته در همه متغیرها بالاتر از سطح مطلوب (میانگین عددی 3) هستند که نشانگر این است که این تغییر بعد از اسکان عشایر در همه ابعاد صورت گرفته است.
نتایج: نتایج تحقیق با استفاده از مدل اولویت بندی کوپراس نشان داد که بین روستاهای مورد مطالعه، روستای نهور با بیشترین امتیاز در رتبه اول و روستای ده خطیب در رتبه دوم و روستای کالشور در پایین ترین رتبه تغییر در سبک زندگی قرار دارند.
اثربخشی درمان هیجان مدار بر تکانشگری، سازگاری اجتماعی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی در نوجوانان اقدام کننده به خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان هیجان مدار بر تکانشگری، سازگاری اجتماعی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی در نوجوانان اقدام کننده به خودکشی انجام گرفت. طرح پژوهش حاضر شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه آماری این پژوهش 30 نفر که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (15 نفره) قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه تکانشگری بارات (1995)، پرسشنامه سازگاری اجتماعی سینها و سینگ (1993) و پرسشنامه اعتیاد به شبکه های اجتماعی مبتنی بر موبایل خواجه احمدی (1395) بود. درمان هیجان مدار (9 جلسه 45 دقیقه ای) توسط متخصص روانشناس برای گروه آزمایش اجرا گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) جهت بررسی فرضیه ها استفاده شد. نتایج نشان داد که پس از حذف اثرات پیش آزمون، تفاوت معناداری در ترکیب خطی متغیرهای وابسته دو گروه مورد بررسی وجود داشت . آزمونهای تک متغیری تحلیل کواریانس نیز نشان داد که نوجوانان گروه آزمایش نسبت به نوجوانان گروه کنترل بهبود معناداری در پس آزمون نمرات تکانشگری، سازگاری اجتماعی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی نشان داده اند. بنابراین می توان نتیجه گرفت درمان هیجان مدار می تواند درمان موثری در نوجوانان اقدام کننده به خودکشی باشد.
تاثیر سرمایه اجتماعی بر توسعه اجتماعات محلی (مورد مطالعه: جامعه عشایری استان چهارمحال و بختیاری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: جوامع عشایری از جمله جوامعی هستند که به دلیل ویژگی های تاریخی، فرهنگی و اجتماعی خاص خود، به عنوان یک واحد اجتماعی متمایز و پویا شناخته می شوند. این جوامع با تاریخ و فرهنگ خود، به یکی از عناصر مهم و اساسی در فرهنگ ایرانی تبدیل شده اند و نقش مهمی در توسعه اجتماعی و اقتصادی منطقه و کشور دارند. امروزه، نکته مهمی که برای توسعه جوامع محلی باید مورد توجه قرار گیرد، نقش سرمایه اجتماعی است.
هدف پژوهش: این پژوهش با هدف تحلیل نقش سرمایه اجتماعی بر توسعه اجتماعات محلی در جامعه عشایری صورت پذیرفته است.
روش شناسی تحقیق: جامعه آماری این پژوهش، عشایر استان چهارمحال و بختیاری بودند، که تعداد 264 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید و به منظور افزایش دقت در نهایت تعداد 300 نفر سرپرست خانوار عشایری مورد پرسشگری قرار گرفتند. پایایی پرسشنامه با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ، بررسی (73/0) و تایید شد. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS مورد تحلیل قرار گرفتند.
قلمروجغرافیایی پژوهش: قلمروی جغرافیایی پژوهش حاضر، مناطق عشایری استان چهارمحال و بختیاری و به طور عمده در سطح ایل بختیاری می باشد.
یافته ها و بحث: بر اساس نتایج آزمون همبستگی، میان ویژگی های فردی، خانوادگی و اقتصادی پاسخگویان با برخی ابعاد مختلف توسعه اجتماع محلی جامعه عشایری همبستگی معنی داری وجود داشت. همچنین، مشخص گردید، در بین عوامل اجتماعی تعاملات، انسجام و همبستگی، مشارکت اجتماعی و اعتماد اجتماعی دارای تاثیر مثبت و معنی داری بر توسعه اجتماع محلی جامعه عشایری در استان چهارمحال و بختیاری بودند.
نتایج: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که سرمایه اجتماعی با تقویت همکاری، بهره وری و تاب آوری، نقش مهمی در توسعه جوامع محلی استان چهارمحال و بختیاری ایفا می کند. این امر جامعه ی عشایری را قادر می سازد تا بهره برداری، توسعه اجتماعی و اقتصادی و زیرساخت ها را از طریق همکاری متقابل بر اساس ارزش ها و هنجارهای مشترک با تمرکز بر سرمایه اجتماعی از طریق اشکال مختلف اشتراک گذاری و مشارکت در جامعه، جوامع محلی می تواند توسعه و ظرفیت بلندمدت خود را تضمین کند.
تبیین پیشران های تحولات نظام کاربری زمین و پوشش اراضی (مورد مطالعه: زیرحوضه آبریز کوهپایه– سگزی در ایران مرکزی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
19 - 45
حوزههای تخصصی:
با بروز تحولات اجتماعی و اقتصادی در جوامع انسانی و بهره برداری نامتعارف از منابع، شرایط ناپایداری زمین تشدید می یابد. امروزه واکاری آینده نظام کاربری زمین و پوشش اراضی (LULC) به طور فزاینده ای برای ابزارهای برنامه ریزی فضایی ضروری است و به واسطه مدل های ارائه شده از نتایج این مطالعات و اینکه چه زمانی، چرا و چه تغییراتی ممکن است در آینده رخ بدهد، تصمیم گیرندگان می توانند برنامه ریزی کاربری اراضی را کارآمدتر و اقداماتی را برای جلوگیری از آینده نامطلوب، به ویژه در رویدادهای شدید و بحرانی توسعه دهند. در این راستا از پیش نیازهای اساسی، تبیین پیشران هاست. هدف این پژوهش تبیین پیشران های تحولات نظام LULC در زیرحوضه مطالعاتی کوهپایه-سگزی با رویکرد آینده نگاری است. در این پژوهش به واسطه ترکیب روش دلفی فازی و تحلیل تاثیر متقابل و اجرای پرسشگری به استفاده از پرسشنامه باز و بسته و نیز بهره گیری از نرم افزار میک مک به اهداف مطالعه دست یافته ایم. از میان ۵۶ پیشران شناسایی شده، ۳4 پیشران بااهمیت مشخص شد که از میان آن ها پیشران های «ضعف در برنامه ریزی و مدیریت روستایی، ضعف در سیاست گذاری و مدیریت یکپارچه منابع آب و زمین، فساد اداری و باندبازی سازمان ها و مدیران اجرایی و ذیربط، ناهماهنگی میان سازمان های مرتبط، خزش شهری، بازدارنده نبودن قوانین تغییر کاربری، و انتزاعی بودن قوانین و عدم تناسب و کارایی با توجه به زمان و مکان» به عنوان پیشران های کلیدی مطرح اند. بنابراین به منظور پایداری منابع محیطی، با در نظر داشتن پیشران ها سناریوپردازی آینده الزامی و ضمن آن اصلاح سیاست گذاری ها، بازنگری در قوانین مربوطه، تدوین چارچوب ساختارمند در سازمان های متولی، برنامه ریزی اصولی مبتنی بر نیازسنجی ها و اعمال مدیریت مطلوب ضروری است.
تحلیل پیامدهای کالبدی تحولات کارکردی سکونتگاه های پیراشهری رشت در دو دهه أخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رشد روز افزون شهرها در دهه های أخیر و افزایش تقاضا برای زمین همراه با محدودیت عرضه آن، موجب انتقال برخی فعالیت های شهری به روستاهای پیرامون شهرها بخصوص در شهرهای بزرگ شده است که فعالیت های تولیدی صنعتی و تجاری مهمترین آنها هستند. چنین روند رو به رشدی، موجب تحول در کارکرد اقتصادی روستاها شده و کارکردهای جدیدی به کارکردهای اقتصادی مبتنی بر فعالیت های کشاورزی اضافه شده است. تحول در کارکرد، پیامدهای محیطی، کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در روستاها داشته است که آشکارترین آنها، پیامدهای کالبدی است. هدف: تحقیق حاضر با هدف تحلیل پیامدهای کالبدی تحولات کارکردی سکونتگاه های پیراشهری رشت انجام شده است. روش شناسی: نوع پژوهش کاربردی و روش تحقیق آن توصیفی- تحلیلی بوده که با استفاده از منابع اسنادی موجود و مطالعات میدانی به گردآوری داده ها پرداخته شده است. جامعه آماری این پژوهش روستاهای پیرامون شهر رشت (36 روستا) می باشد. جهت تبیین موضوع با مطالعه پیشینه تحقیق و بررسی های میدانی سه پیامد کالبدی متاثر از تحولات کارکردی و 79 متغیر شناسایی و با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی متغیرهای شناسایی شده در 4 عامل خلاصه شده است. در آمار توصیفی متغیرهای هر عامل به طور جداگانه مورد بررسی قرار گرفته و اطلاعات جهت استفاده در آمار تحلیلی کدگذاری شده است. قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی شامل سکونتگاه های پیراشهری رشت در استان گیلان می باشد . یافته ها و بحث: نتایج آمار تحلیلی به کمک تحلیل رگرسیون و تکنیک کوپراس نشان می دهد تحولات کارکردی در روند تغییر کاربری اراضی، تغییر کیفیت مسکن، تحول کمیت و کیفیت خدمات مؤثر بوده و در روستای پیله داربن بیشترین و در روستای کشل ورزل کمترین تحولات کارکردی طی دو دهه أخیر اتفاق افتاده است. نتیجه گیری: نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد مهمترین تحول در سکونتگاه های پیراشهری رشت، انتقال فعالیت های شهری مانند فعالیت های تولیدی، تجاری و خدماتی بخصوص خدمات پذیرایی و تعمیرگاهی است که کالبد بیشتر این روستاها را تغییر داده است.









