مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۹۸۱ تا ۲۱٬۰۰۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، بر اساس هستی شناسی مطرح در فلسفه علم روی بسکار، تعریفی برای فناوری ارائه شده است. درک چیستی فناوری پیش نیازی جدی برای پاسخگویی به پرسش های کلیدی در حوزه فلسفه فناوری است، پرسش هایی در حوزه تعامل فناوری و جامعه، اخلاق و فناوری، فناوری و دانش، آزادی و دموکراسی و فناوری، و بسیاری مباحث دیگر. مقاله با بهره گیری از هستی شناسی بسکاری و تحلیل ساختارهای طبیعی، مصنوعی و اجتماعی، فناوری را به عنوان برهم کنش انسان با ساختاری ترکیبی تعریف می کند که هدف آن دستیابی به کارکردهایی مشخص است. بر اساس این تعریف، فناوری نه امری خنثی، بلکه ارزش بار و بدیل پذیر است، به این معنا که مسیر توسعه و کارکردهای آن می تواند با توجه به ارزش ها و انتخاب های اجتماعی تغییر کند. مقاله نشان می دهد که فناوری محصول تعامل پیچیده انسان با ساختارهای طبیعی، مصنوعی و اجتماعی است، و همین تعامل امکان ایجاد شکل های مختلف فناوری را فراهم می کند. در این مقاله تلاش شده به لحاظ فلسفی فهمی عمیق تر از چیستی فناوری ارائه شود. این فهم نشان می دهد که در مواجهه با فناوری نمی توان منفعل بود و می توان فعالانه در شکل گیری آن نقش ایفا کرد. به این ترتیب محتوای مقاله روی خوشی به دیدگاه جبرانگاری فناوری نشان نمی دهد.
ارزیابی معرفت تجربی در اثبات حرکت جوهری و خداباوری(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۹
6 - 28
حوزههای تخصصی:
همگام با تحولات علمی عصر حاضر در تبیین نحوه حدوث طبیعت و اعتقاد به کفایت علل طبیعی در شناخت جهان، چالش های جدیدی برای خداباوری مطرح شده است. در برابر خداناباوری موجود، می توان نشان داد همان طور که حرکت جوهری در صدد بیان حدوث دائمی طبیعت است و صدرالمتألهین به وسیله آن بر فیض دائم الهی و خلق دائمی عالم در هر حدوث استناد می کند، با حرکت رو به عقب در نظام تکاملی که با پدیده هایی همچون مهبانگ مطابقت دارد، می توان ثابت کرد که حرکت جوهری وابسته به تغییر صورت هاست و نیاز طبیعت به علت هستی بخش به سبب فقر وجودی و نیاز دائمی به علت است و علل طبیعی نقشی در خلقت ندارند. بدین ترتیب علوم تجربی و پدیده های نوین مانند تکامل و مهبانگ می تواند مؤیدهایی در تبیین نظام تکاملی جهان ماده یا حرکت جوهری باشد. این تئوری ها هرچند تجربی و تنها شواهدی برای تبیین نحوه حدوث عالم اند، اما با به کارگیری مبانی متافیزیکی علم، می توانند مؤیدی بر حدوث دائمی طبیعت و شکل گیری جهان بر اثر حوادث پی در پی باشند. لذا تأکید بر همبستگی علم و متافیزیک می تواند در تبیین مسئله آغاز جهان و ارتباط آن با خداباوری سودمند باشد؛ همچنین با شناخت محدوده روشی علم و متافیزیک در تبیین جهان، می توان ورود علم در حیطه هستی شناختی را نامعتبر دانست.
تحلیل فلسفی تمایزهای حقایق وجودی و ماهوی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
6 - 30
حوزههای تخصصی:
مطابق با اصالت وجود، متن واقع، وجود است و واقعیت داشتن همه حقایق به وجود است. حقایق موجود به وجود، در یک تقسیم، به حقایق وجودی و حقایق ماهوی تقسیم شده اند. از آنجا که این تقسیم فلسفی است، باید ریشه در واقع داشته باشد. در میان کلمات حکما تفاوت هایی برای نحوه تحقق این دو قسم بیان شده است. از جمله اینکه ماهیت حد وجود است یا تعین وجود است و...؛ لذا در این مقاله با توجه به اهمیت این تقسیم در فلسفه، صدق این ملاک ها و براهینی که منجر به بیان این تفاوت ها شده است، بررسی گردیده است. روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای و از طریق فیش برداری بوده و نگارش و ویرایش مطالب به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. نتیجه ای که در این مقاله با بررسی این براهین به دست می آید، این است که هیچ یک از این ملاک ها نمی توانند بیانگر یک معیار جامع و مانع برای بیان تفاوت صحیح و دقیق بین این دو قسم باشند؛ چراکه یا معیارها صحیح و مطابق با واقع نیستند یا اگر هم صحیح باشند، نمی توانند اثبات کننده تفاوتی نفس الامری میان این دو نوع واقعیت باشند. به عبارت دیگر ملاک های مطرح شده هم با اشکال بر دلیل و هم با اشکال نقضی مواجه اند؛ لذا هیچ یک نمی توانند یک ملاک فلسفی دقیق قلمداد شوند
رابطه فقر ذاتی و تربیت انسان در قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
78 - 99
حوزههای تخصصی:
در قرآن انسان موجودی با فقر ذاتی معرفی شده است که در هر حالی تحت ولایت الله یا تحت ولایت شیطان، مطیع و فرمان بردار خواهد بود؛ از این رو انسان همچون آینه ای است که باید رو به سوی خدا داشته باشد که به صفات کمالی آراسته شود. با توجه به اینکه فقر ذاتی انسان یکی از چالش های اساسی او در مسیر رشد و تربیت است و برای فهم فقر ذاتی باید به قرآن به عنوان مهم ترین منبع معرفت دینی مراجعه نمود. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به بررسی نقش فقر ذاتی در رشد و کمال انسان، تأثیر آن در عبودیت و نیز به دست آوردن قاعده اخلاقی و تربیتی در قرآن با توجه به مسئله فقر ذاتی پرداخته شده است. بر اساس یافته های این پژوهش تعادل قوا با توجه انسان به فقر ذاتی و نیازمندی و در سایه بندگی خدا حاصل می شود و قاعده رشد و تربیت بر محور بودن در هویت حقیقی (فقر ذاتی) انسان است. با توجه به آیات قرآن آثار توجه به فقر ذاتی شامل ذکر، شکر، توکل، آرامش و آثار عدم توجه به فقر ذاتی، شرک و توهم استقلال است.
نقد و بررسی تبیین طبیعت گرایانه ی ادوارد ویلسون از چیستی انسان بر اساس انسان شناسی حکمت متعالیه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
124 - 149
حوزههای تخصصی:
دانشمندان علوم طبیعی بر مبنای رویکرد طبیعت گرایی تلاش کرده اند تا با کمک نظریه ی فرگشت، تمام ساحت های طبیعت از جمله هویت انسان را به سطح ماده تحویل برده و تبیینی فیزیکالیستی از آن ارائه دهند. بر این اساس ادوارد ویلسون از زیست شناسان برجسته ی معاصر نیز ماهیت انسان را سراسر مادی دانسته، کلّ ارگانیسم جانوری را حامل بقاء و تکثیر ژن ها می داند. آنچه در این پژوهش بدنبال بررسی آن بوده ایم این است که از منظر حکمت متعالیه و با روش توصیفی- تحلیلی، تبیین مادی از حقیقت انسان در آثار ویلسون چگونه ارزیابی می شود. در مقاله ی حاضر علاوه بر بررسی اشکالات مبنای طبیعت گرایی وی و دیگر نوداروینیست ها در تفسیر سرشت آدمی، خوانش زیست شناختی محض از «گونه» ی انسان از منظر حکمت متعالیه نیز بررسی شده است. علاوه بر این، براساس ادله ی عقلی مبنی بر وجود نفس مجرد و اشکالات دیدگاه ویلسون در باب هویت حالات ذهنی و نسبتش با ساختار مغزی، نمی توان تبیین طبیعت گرایانه و زیستی صرف از حقیقت آدمی را پذیرفت.
بازتاب عقل عملی در کلام اجتماعی با تکیه بر آرای شهید آیت الله محمدباقر صدر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۱
24 - 53
حوزههای تخصصی:
علم کلام عهده دار ارائه نظام منسجم از باورهای دینی در چارچوب رابطه انسان با خداوند متعال در ظرف عالم هستی و اجتماعات انسانی است. در این راستا شاخه کلام اجتماعی عهده دار ترسیم ساختارها، مناسبات فکری و رفتاری و الگوهای تعاملی میان انسان ها در بستر جامعه بر پایه باورهای دینی و نیز اصلاح و ارتقای باورمندی دینی اجتماع است که در این باره از روش های عقلی و نقلی بهره می گیرد. در روش شناسی کلام اجتماعی، عقل عملی، نقشی محوری و اصیل در استنباط و تولید گزاره ها دارد. در این پژوهش ضمن تبیین دو نظریه «حق الطاعه» و «منطقه الفراغ» مربوط به اندیشمند معاصر اسلامی شهید آیت الله محمدباقر صدر در حوزه کلام اجتماعی به واکاوی روش شناختی با محوریت عقل عملی پرداخته شده تا از این رهگذر جایگاه، قلمرو، ابعاد و میزان کارایی عقل عملی در فهم و تولید نظریه ها و مسائل در حوزه کلام اجتماعی در قالب این نظریه ها آشکار شود و زمینه های ارتقا و توانمندی روش عقلانی در بخش عقل عملی در بارورسازی و کارآمدی دانش کلام اجتماعی در حل مسائل اجتماعی در عرصه باورها و اعتقادات فراهم آید. این پژوهش با گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و اسنادی و بهره گیری از روش های تحقیق توصیفی و اکتشافی به ترسیم هویت عقل و کارکردهای آن در دانش کلام اجتماعی در قالب چهار نظریه مذکور تدوین گشته است.
اخلاق رسانه ای اسلامی در ارتباطات میان فرهنگی( مطالعه ای درباره رسانه های برون مرزی جمهوری اسلامی ایران)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، با افزایش تعاملات فرهنگی میان کشورها به واسطه رسانه ها، توجه به اصول اخلاقی در این عرصه امری ضروری است. جمهوری اسلامی ایران با راه اندازی شبکه های تلویزیونی برون مرزی به دنبال تسهیل ارتباطات میان فرهنگی با کشورهایی است که به لحاظ شاخصه های فرهنگی تفاوت زیادی با ایران دارند. این پژوهش با توجه به نقش این رسانه ها در تقویت پیوندهای فرهنگی، معرفی آداب و رسوم ایرانی، روایت گری و تحلیل مسائل جهانی از یکسو و کمبودهای موجود در ادبیات علمی در این حوزه از سوی دیگر، با رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش مطالعه کتابخانه ای، بر اخلاق رسانه ای اسلامی در ارتباطات میان فرهنگی، به ویژه در رسانه های برون مرزی جمهوری اسلامی متمرکز شده است و اصول و ضوابط اخلاق رسانه ای اسلامی را در سه بعدِ «ارسال کننده پیام رسانه ای، مدیریت محتوای پیام و توجه به کرامت و شرایط مخاطب» استخراج نموده است. نتایج نشان می دهد که اصول اخلاقی اسلام، چارچوب جامعی برای تنظیم ارتباطات میان فرهنگی ارائه می دهد و می تواند راهنمای مؤثری برای توسعه الگوهای اخلاقی رسانه های برون مرزی باشد و بهبود ارتباطات میان فرهنگی با کشورهای جهان را تسهیل نماید.
نقد و بررسی نظریه فاعل بالعنایه از منظر روایات امام علی علیه السّلام(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۱
124 - 149
حوزههای تخصصی:
فاعلیت واجب تعالی یکی از مسائل مهم فلسفی است که هر مکتب فلسفی حتی کلامی درباره آن دیدگاهی مخصوص به خود دارد. مشّائیان و در رأس آنها ابن سینا، واجب الوجود را فاعل بالعنایه و علم قبل از ایجاد را علم عنایی می دانند و معتقدند این علم، حصولی و به شکل صور مرتسمه و لازمه ذات واجب است که منشأ آفرینش اشیا می باشد. این نظریه علاوه بر اینکه از ناحیه فیلسوفان با ایرادهایی روبه رو شده و آنان معتقدند مشّاء با عرَض خواندن صور مرتسمه، ذات واجب را از کمال علمی خالی می کند که امری محال است؛ همچنین با روایات منقول از امام علی7 مورد نقدهای جدّی قرار می گیرد؛ به گونه ای که با این روایات، نادرست بودن دیدگاه فاعل بالعنایه درباره واجب تعالی قابل اثبات است. بیشتر سخنان حضرت در این باره فاعلیّت واجب را با نحوه علم او پیوند زده و با تبیین آنها، تصوّرات نادرست و شبهات پیرامون فاعلیّت و علم واجب تعالی را برطرف می کنند. نقد بر دیدگاه مشّاء با سه دسته از این روایات استنباط می شود که درمجموع این نظریه را شایسته مقام و مرتبه خداوند نمی دانند: دسته اول روایاتی است که بر خلاف مشّاء، علم حصولی را از واجب تعالی نفی می کنند. دسته دوم سخنانی است که با نفی احتیاجِ خداوند به غیر، هر گونه الگو و مثال برای آفرینش موجودات را منتفی می دانند که از آنها می توان نفی الگو و مثال بودنِ صور مرتسمه برای آفرینش اشیا را استنباط نمود. دسته سوم نیز روایاتی است که می گویند هیچ واسطه ای بین خداوند و معلومات او وجود ندارد که از طریق آنها می توان دیدگاه فاعل بالعنایه را که واسطه بودنِ صور مرتسمه بین خداوند و موجودات را ترسیم می کند، نقد نمود. نقدهای مذکور به روش استظهار و استنباط از روایات حضرت به دست آمده اند و در مرحله تجزیه و تحلیل و مقایسه دیدگاه فاعل بالعنایه با آنها نیز به شیوه تحلیلی- عقلی انجام پذیرفته است.
نظریه اعتباریات علامه و طرد تز خنثی بودن فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث از ماهیت مصنوعات تکنیکی از مهم ترین مسائل در فلسفه تحلیلی فناوری است. یک دیدگاه رایج در این خصوص این است که «ماهیت» مصنوعات همان «کارکرد» آن هاست و اگر دو مصنوع، دارای کارکرد یکسان باشند ذیل یک «نوع کارکردی» قرار می گیرند. اما این که کارکرد تکنیکی چیست و چگونه متعیّن می شود سؤالی مناقشه آمیز است. در پاسخ به این سؤال، نظریه های مختلفی مطرح اند که می توان آن ها را در دو دسته جای داد: (1) نظریه هایی که کارکرد را به ساختار و ویژگی های فیزیکی مصنوع «تقلیل» می دهند؛ (2) نظریه هایی که کارکرد را وابسته به «وجوه التفاتی» طراح/کاربر می دانند. تعبیر ساختاری از کارکرد تکنیکی (دسته اول) به نفع تز خنثی بودن فناوری است، در حالی که بر اساس تعبیر التفاتی (دسته دوم) از کارکرد، کارکرد تکنیکی مصنوعات تکنیکی به تبع ارزش باری مقاصد انسانی می تواند ارزش بار باشد و این نتیجه علیه تز خنثی بودن فناوری است. مسئله اصلی مقاله حاضر این است که چه نسبتی میان فلسفه نوصدرایی (با تمرکز بر آرای علامه طباطبایی و شهید مطهری) و تز خنثایی فناوری برقرار است؟ برای پاسخ گویی به این مسئله، ابتدا مسئله تمایز طبیعی-مصنوعی بررسی می شود و پس از تبیین اهمیت تلقی مصنوعات به مثابه «انواع کارکردی»، از این ادعا دفاع می شود که کارکرد مصنوعات تکنیکی جزو اعتباریات است، گرچه تحقق/عدم تحقق کارکرد وابسته به ساختار مادی و ویژگی های فیزیکی (حقیقت خارج از ذهن) است. بنابراین نظریه اعتباریات، جزو نظریه های دسته اخیر در خصوص کارکرد تکنیکی (تعبیر التفاتی) قرار می گیرد و می تواند رویکردی در مقابل تز خنثایی فناوری در نظر گرفته شود.
بررسی انتقادی رویکرد خداباوری گشوده در حل مسئله شر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۱)
273 - 283
حوزههای تخصصی:
هر رویکرد و مکتب جدیدی در کلام و فلسفه دین برای ارائه جامعیت و انسجام خود باید در مسائل مختلفی که خداباوران با آن ها روبه رو هستند راه حلی بیابد. خداباوری گشوده، که در اعتراض به عدم انطباق خداباوری کلاسیک با کتاب مقدس و تکیه و پیروی محض آن از متافیزیک و فلسفه یونانی به وجود آمد، در همین زمینه تلاش کرد و مبتنی بر آموزه گشودگی به ارائه راه حل های خود در این مسائل پرداخت. مسئله شر نیز یکی از آن هاست که الهی دانان گشوده ضمن بازتعریف رابطه خداوند با جهان، با رویکردی تقلیل گرایانه نسبت به قدرت خداوند و بر اساس دفاع مبتنی بر عشق، سعی در حل آن کردند. اما رویکرد آن ها در این مسئله با نقدهای جدی مواجه است؛ طوری که علاوه بر نادیده گرفتن قدرت قهری خداوند حتی در انتساب صفت عشق به او نیز ناموفق بوده اند. بازگشت به الهیات کلاسیک و وجود پارادوکس در مفهوم شر گزاف از جمله مهم ترین نقدهایی است که در رابطه با دفاع آن ها مطرح می شود. در این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی رهیافت خداباوری گشوده در حل مسئله قرینه ای شر مورد نقد و ارزیابی قرار می گیرد. چون به رغم پژوهش های اندکی که در خصوص این مکتب الهیاتی صورت گرفته نگاه و رویکرد آنان در حل مسئله شر تاکنون مورد ارزیابی قرار نگرفته و این مهم در جستار حاضر محقق شده است.
کاربست شاهنامه در آموزش زبان فارسی برپایه ی تلفیق نظریه هلیدی و پریستون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش زبان فارسی به دلیل آشنا شدن زبان آموزان با سبک زندگی و افکار مشاهیر بزرگ آن اهمیت دارد. آموزش بهینه بر پژوهش کاربردی استوار است. فردوسی خداوندگار سخن پارسی است، پس می توان در آموزش زبان غیرفارسی زبانان از شاهنامه نیز بهره جست و التذاذهای ادبی اش را فهمید و فهماند. پژوهندگان درروشی توصیفی-تحلیلی کوشیده اند که با جستار در تناسب بین ابیات شاهنامه و فعل های کتاب های آموزش زبان فارسی نوین بر اساس نظریه نقش گرای هلیدی، دریابند که در کدام سطوح از آموزش این مجموعه آموزشی، کاربست شاهنامه کارآمد است. همچنین، به طور تلفیقی، کاربرد گفتمان های عاشقانه شاهنامه را در افزایش سطح یادگیری زبان دوم بر اساس نظریات پرستون، نیز بررسی نموده اند زیرا هر دو در افزایش علاقه مندی به درک مفاهیم زبانی و ارتباطی بین انسان ها در زبان آموزان مؤثرند. گفتمان های غنائی شاهنامه را به دلیل محظوظ شدن روح و جان زبان آموز از عاشقانه ها در این اثر حماسی برگزیده اند و بعد، آن ها را در آموزش سطوح مختلف کتاب های مذکور، روشمند و علمی معرفی نموده اند. این تحقیق نشان می دهد که این گفتمان ها به دلیل انطباق فعل های به کار گرفته شده در بیت ها با فعل های انواع فرایندهای نظریه هلیدی در حوزه معانی، می تواند در سطوح آغازین، میانی و پیشرفته ی یادگیری، به کار گرفته شود و به علت دربرداشتن عناصر نظریه کنش متقابل زبانی پریستون در افزایش سطح یادگیری نیز، کارآمد است.
نقش استعاره مفهومی ساختاری در موافقت سنجی تعبیری روایات با آیات
حوزههای تخصصی:
روایات از منابع اصیل و بنیادین در فهم دین به شمار می روند؛ ازاین رو بررسی صحت آن ها از طریق کشف نظام ارجاعی میان روایات و آیات و شناخت جایگاه این میراث گران سنگ در منظومه جهان بینی اسلامی، همواره اهمیت داشته و دارد. ویژگی های معرفتی منحصربه فرد عصر حاضر، بهره گیری از روش های نوین معناشناختی شناختی را در این زمینه ضروری ساخته است. یکی از عرصه های مهم در معناشناسی شناختی، بررسی نظام «موافقت تعبیرى» میان آیات و روایات است؛ آن هم به عنوان متونی چندلایه، در چارچوبی استعاری و با رویکردی مقایسه ای و داورانه، که از آن با عنوان «موافقت استعاری» یاد می شود. درک این نظام، پذیرش استعاره ها و معارف دینی را، به ویژه در حوزه های انتزاعی و اعتقادی همچون جایگاه اهل بیت^، خردمندانه تر و قابل فهم تر می سازد. پژوهش میان رشته ای حاضر، با تکیه بر نظریه موافقت تعبیرى، امکان کشف و اثبات نظام ارجاعی در موافقت استعاری روایات را به شیوه ای توصیفی تحلیلی بررسی می کند. این مطالعه با تمرکز بر انواع استعاره های مفهومی به ویژه درباره اهل بیت (ع) گونه های گوناگون رابطه شبکه ای میان روایات و آیات را شناسایی کرده است؛ رابطه هایی که ضمن تبیین ضرورت و کارآمدی این نوع مطابقت ها، درک ژرف تری از متون دینی درباره مقام اهل بیت (ع) فراهم می سازند. نمونه های بررسی شده، نشان از ارتباط گسترده میان قرآن و روایات دارند؛ همچنان که کشف استعاره های ساختاری مانند «زندگی، سفر یا تجارت یا مزرعه است»، پیوندی شبکه ای میان مفاهیمی چون صراط، هادی، زاد، مرکب، خریدار و فروشنده، کالا و ثمن، سود و زیان، زارع، بذر، دانه و محصول را با آیات قرآن شکل می دهد که نشانگر وجود نظام ارجاعی دقیق در موافقت استعاری ساختاری است. همچنین، در استعاره های جهتی و وجودی نیز موافقت هایی میان مضمون روایت و استعاره قرآنی مشاهده می شود. نکته ای نوآورانه در این پژوهش، توجه به «رابطه طولی» در موافقت های استعاری است که مبنای شکل گیری استعاره های فرعی دیگر در روایات قرار می گیرد؛ استعاره هایی که اعتبار آن ها نیز از این مسیر قابل اثبات است؛ ازجمله : صراط و هادی به عنوان ائمه (ع)، توشه سفر به مثابه محبت اهل بیت (ع)، مرکب سفر همانند کشتی اهل بیت (ع)، و بذر و دانه به عنوان نماد معرفت ائمه (ع).
نقد و تحلیل اطناب در جهانگشای جوینی با تکیه بر جملات و عبارات عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تتبع در متون کهن، برای علاقه مندان امروزی در کنار جذابیت دارای برخی مضایقی است که طی آن جز با امعان نظر و تأمل مقدور نیست؛ حال اگر این متون به زیور تصنع و تکلف نیز مزین باشند، دشواری کار را دو چندان می کند. از جمله کتبی که به خاطر ابعاد تاریخی، ادبی و فرهنگی، توجه علاقه مندان را به خود جلب کرده و باعث تألیف آثار ذی قیمتی شده، کتاب تاریخ جهانگشای عطاملک جوینی است. این کتاب منصه ظهور مصادیق علوم مختلف ادبی، از جمله مباحث علم معانی و بالاخص اطناب است. بسامد اطناب و انواع آن در این کتاب تا حدی است که ذهن هر علاقه مندی را برای جست وجوی همه جانبه آن به خود جلب می کند. این پژوهش با بهره گیری از روش استقرایی، مبتنی بر تحلیل و با بازبینی چندین باره هر سه جلد تاریخ جهانگشا، در پی آن است تا با اولویت قرار دادن جملات و عبارات عربی به بررسی شگردهای مختلف اطناب و نقد و تحلیل انواع آن بپردازد. حاصل پژوهش نشان می دهد که با توجه به حجم و نوع اثر- و با قید احتیاط-، اطناب در این کتاب بیشترین بسامد را در متون منثور زبان و ادبیّات فارسی دارد؛ همچنین بسامد حروف ربط همپایه ساز و به تبع آن جملات هم پایه در این کتاب، از دیگر نتایج قابل تأمل و جذاب این جستار است.
گفتمان کاوی انتقادی در رمان غروب پروانه
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
59 - 76
حوزههای تخصصی:
گفتمان کاوی انتقادی، نظریه و روشی بینارشته ای است که در تحلیل انواع متون کاربرد دارد. نورمن فرکلاف یکی از نظریه پردازان شاخص گفتمان کاوی انتقادی است که با ارتقا بخشیدنِ تحلیل متن از سطح توصیف به سطح تبیین و با دخالت دادن مؤلفه های ایدئولوژی، قدرت و تاریخ، متون را تفسیر کرد. رویکرد وی بعدها مورد توجّه قرار گرفت و برای آشکار کردن لایه های پوشیده در آثار هنری و ادبی به کار گرفته شد. پژوهش حاضر بر آن است تا با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان نورمن فرکلاف رمان غروب پروانه از بختیار علی را در سه سطح توصیف، تبیین و تفسیر بازخوانی کند. یافته های اولیه پژوهش از دیدگاه گفتمان کاوی انتقادی، بیانگر آن است که در سطح توصیف، رمان های بختیار علی به صورت غیرخطی به روایت داستان می پردازند، تسلسل زمانی رعایت نمی شود؛ بلکه گذشته، حال و آینده در هم می آمیزند و باعث می شود خواننده درک زمان را مشکل آفرین بیابد افزون براین، زبان توصیف متن داستان های بختیار علی با شیوه محاوره ای حرکت می کند. جملات با بیانی ساده و روان در ارتباطی ملموس و واقعی در وجه اخباری روایت می شوند. در سطح تبیین و تفسیر نیز باید اشاره کرد که محور اصلی رمان بختیار علی، بیانگر مناسبات سیاسی و اجتماعی در کردستان عراق است که در تیپ های مختلفِ شخصیت های رمان نمود پیدا می کند. هر کدام از این تیپ های رمان بختیار علی بازگویی رنج های جمعی و فردی مردم کردستان عراق است؛ جنگ، خشونت در سطح منطقه، مشکلات هویتی، بحران های سیاسی و اقتصادی، تعارض های فردی انسان ها و مشکلات سنّت ها و مسایل ملی گرایی نمونه هایی از این دست هستند که نشان می دهد؛ روایت رمان بختیار علی بر اساس پیوندها، گفتمان های سیاسی و تاریخ بافت اجتماعی کردستان عراق بنیان نهاده شده است.
Littérature contemporaine: Écho du passé ou reflet des nouveaux horizons(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Le déclin de la littérature, et la remise en question de son rôle dans la société contemporaine, ont alimenté de vifs débats dans les milieux intellectuels et littéraires depuis plusieurs décennies. Alors que certains écrivains et critiques soulignent la dégradation de la littérature et de la fonction de l'écrivain dans la société moderne, d'autres plaident pour la résilience et la régénération de la littérature, malgré les bouleversements socio-culturels et technologiques. D'un côté, les partisans de l'idée de déclin évoquent une dilution des standards littéraires, où la qualité et la profondeur des œuvres s'effaceraient devant des productions commerciales généralisées et souvent superficielles. À l'inverse, d'autres voix défendent la notion que la littérature, loin de disparaître, évolue pour s'adapter à un monde en constante mutation. Cette étude qualitative vise à analyser ces perspectives afin de déterminer si la littérature française actuelle parvient encore à refléter la richesse et les subtilités du monde moderne. Nous examinerons également les transformations qu’a subies la position de l’écrivain contemporain, qui oscille entre des rôles traditionnels et des engagements socio-politiques, cherchant à redéfinir sa place au sein d’une société globalisée. Les résultats montrent que la littérature engagée demeure pertinente, mais se manifeste différemment: par la littérature attentionnelle, qui donne une voix à ceux qui en sont souvent privés, avec l’écrivain en tant que témoin ou acteur. Ainsi, la littérature peut contribuer à la construction d'un imaginaire plus riche et diversifié, en éclairant les fractures du monde globalisé.
تحلیل فضیلت گرایانه مدیریت زمان
منبع:
مطالعات اخلاقی سال اول پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
121 - 142
حوزههای تخصصی:
زمان در اختیار انسان یا «عمر»، سرمایه ای محدود و غیر قابل بازگشت است که موعد پایان آن نامعلوم است. بنا براین، ضرورت برنامه ریزی برای بهره برداری بهینه از این سرمایه، به ویژه در عصر فناوری و سرعت، امری حیاتی است . در این پژوهش، اصطلاح «مدیریت زمان» به معنای مطالعه رفتار، ارزیابی و بهره گیری مؤثر از لحظات عمر، با تکیه بر مبانی اخلاقی، یک «فضیلت» معرفی می شود که در ارتباط عمیق با دیگر فضایل اخلاقی است . پژوهش حاضر به روش تحلیلی ۔ اجتهادی، مبانی انگیزشی ۔ اخلاقی مدیریت زمان و نقش آن در دیگر فضایل را با دامنه اخلاق اسلامی و فلسفه اخلاق به طور هماهنگ بررسی خواهد کرد . یک کُنش گر فضیلت مند باید بداند چه وقت کاری را انجام دهد یا از آن دست بکشد؛ زیرا حتی اگر نیّت و نوع عمل درست باشد، انجام آن در زمان نادرست ممکن است غیرفضیلت مندانه باشد . یافته های تحقیق نشان می دهد که مدیریت زمان و برنامه ریزی، به دلیل داشتن مؤلفه های یک فضیلت - اعم از مطلوبیت اخلاقی، کنشی مختارانه، حد وسط دو رذیلت، ارتباط با عقل عملی و داشتن مؤلفه های شناختی و انگیزشی - فضیلتی اخلاقی است که هم سایه انداز دیگر فضایل و هم موجب پرورش فضایلی از جمله تقوا و قدرت نفس در مقابله با هواهای نفسانی و خودکنترلی است .
کاربست شاخصه های بینشی قرآنی در بازشناسی و نقد برخی از فرقه های نوظهور معاصر
منبع:
مطالعات تفسیری آلاءالرحمن سال ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹
121 - 149
حوزههای تخصصی:
گسترش خزنده و بی صدای فرقه های نوظهور از قرن بیستم به بعد در بستر جامعه اسلامی، تهدیدی جدی برای فرهنگ دینی و هویت قرآنی مردم به شمار می رود. از این رو، شناخت فرقه های انحرافی، ضرورتی اساسی در عرصه دین پژوهی و جامعه سازی اسلامی است. این پژوهش بر آن است تا با تمرکز بر شاخصه های قرآنی، چارچوبی روشمند برای ارزیابی برخی از فرقه های نوظهور فراهم آورد. پرسش اصلی تحقیق آن است که: شاخصه های بینشی برگرفته از قرآن در جهت شناسایی و نقد برخی از فرقه های نوظهور کدام اند؟ فرضیه اصلی بر آن است که تعالیم قرآنی، معیارهایی روشن و فرازمانی برای ارزیابی صحت و سقم آموزه های دینی ارائه می دهد که با تطبیق بر فرقه های نوظهور؛ از جمله: بهائیت، رام الله، سای بابا و عرفان حلقه می توان انحراف آن ها را آشکار ساخت. هدف این پژوهش، تبیین معیارهای بینشی استخراج شده از آیات قرآن برای شناخت فرقه های انحرافی نامبرده شده است. این تحقیق با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای در حوزه تفسیر و فرقه شناسی صورت گرفته است. یافته ها نشان می دهد که شاخصه های بینشی همچون جبرگرایی، انکار توسل و شفاعت، اعتقاد به تناسخ، عقل گریزی یا عقل بسندگی، گرایش به خرافه، امتزاج حق و باطل، از مهم ترین نشانه های انحراف فرقه های نوظهور مورد اشاره می باشد. نتیجه نهایی پژوهش آن است که بهره گیری از شاخصه های بینشی قرآنی می تواند ابزاری کارآمد و مستند برای پالایش ساحت دینداری از آموزه های فِرق انحرافی باشد.
بررسی عوامل انگیزه بخش الهی در سبک زندگی اسلامی از منظر آیات و روایات
منبع:
مطالعات تفسیری آلاءالرحمن سال ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰
23 - 45
حوزههای تخصصی:
انسان مؤمن که دلبستگی چندانی به انگیزه های مادی و دنیوی ندارد، برای استمرار مسیر بندگی نیازمند انگیزه هایی اصیل و پایدار است؛ انگیزه هایی همسو با معارف دینی که شور و پویایی را در متن زندگی حفظ کند. در شرایطی که رسانه های معاصر با ترویج انگیزه های سطحی و زودگذر، ذهن و دل انسان ها را دربرگرفته اند، پرسش اصلی این پژوهش آن است که چگونه می توان الگویی انگیزشی برای جامعه ایمانی ارائه کرد که ضمن برخورداری از پشتوانه وحیانی، پاسخگوی نیازهای روحی و روانی انسان معاصر نیز باشد؟ این نوشتار با رویکردی توصیفی تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای، به بررسی عوامل انگیزه بخش در سبک زندگی اسلامی پرداخته و ضمن تفکیک انگیزه های الهی، ولایی، روان شناختی و اجتماعی، صرفاً بر انگیزه های الهی متمرکز است. یافته های تحقیق نشان می دهد که عواملی چون معرفت خداوند، عشق الهی، خوف از عذاب، رضا به قضای الهی و احساس حضور در محضر ربوبی، نقش بنیادینی در جهت دهی رفتار و پایداری روانی مؤمنان دارند. این آموزه های معنوی ظرفیت آن را دارند که انگیزه هایی پایدار و تعالی بخش را در وجود انسان نهادینه کنند؛ انگیزه هایی که نه تنها با عوامل روان شناختی تعارضی ندارند، بلکه عمق بخش و جهت دهنده آن ها محسوب می شوند.
تصویرسازی شخصیت اصلی مؤنث در موقعیت آستانه: انیمیشن های منتخب دیزنی (2012- 2021 م.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر شخصیت های مؤنث در نقش شخصیت اصلی انیمیشن ها توانسته اند با تصمیمات سرنوشت ساز در بحران ها و موقعیت های خاص، حس باورپذیری و همذات پنداری مخاطبین را تقویت نمایند. بنابراین و با در نظر گرفتن گروه سنی مخاطب، بررسی عناصر جذابیت و باورپذیری شخصیت های اصلی در انیمیشن های مطرح به ویژه تولیدات اخیر شرکت والت دیزنی اهمیت می یابد. مسئله ی مهم نحوه یا چگونگی تصویرسازی این شخصیت ها با توجه به وقایع و نقاط عطف داستان است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی_تحلیلی، به شیوه ی اسنادی و بر اساس هدف پژوهش که شناخت تصویرسازی شخصیت اصلی مؤنث برمبنای نظریه موقعیت آستانه ای باختین است؛ به بررسی شش شخصیت اصلی در انیمیشن های شجاع، یخ زده، زوتوپیا، موآنا و افسون پرداخته است. با مشخص نمودن مراتب موقعیت آستانه ای باختین و یافته های حاصل از ویژگی های رفتاری، بصری و تصویرسازی شخصیت، چنین نتیجه می شود که؛ تصویرسازی و کنش های شخصیت اصلی در جهت تقویت پیام داستان و روشن نمودن تلاش او در رسیدن به اهداف و آرزوهایش در هماهنگی با لحظه ی بحرانی و تصمیم نهایی تعریف می شود. به طوری که شخصیت با قرار گرفتن در موقعیت آستانه ای بتواند پیام داستان را به مخاطب انتقال دهد و بیش ترین تأثیر را در باورپذیری او داشته باشد.
موضوع شناسی ورع برای فقه المعرفه و العقیده، فقه الاخلاق و فقه العمل بر اساس روایات
منبع:
دین پژوهی و کارآمدی دوره ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
61 - 84
حوزههای تخصصی:
موضوع فقه، رفتار مکلفان است که علی رغم اختلاف های میان فقیهان در شمولیت این موضوع، می تواند بر اساس نظر برخی، شامل سه حوزه فقه المعرفه و العقیده، فقه الاخلاق و فقه العمل باشد. فارغ از اختلافات در اصل مسئله، ورع نیز از واژگانی است که به تناسب کاربردهای مختلف در فقه به عنوان خصلت قاضی، مجتهد و مفتی و همچنین، گستردگی معنایی در روایات می تواند در هر سه حوزه فوق مطرح شود و موضوع حکم فقهی باشد. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی درصدد پاسخ به این سؤال است که باتوجه به ارتباط واژه «ورع» با سایر واژگان در روایات، ورع موضوع کدام یک از سه حوزه فقه المعرفه و العقیده، فقه الاخلاق و فقه العمل خواهد بود؟ جامعه آماری این پژوهش شامل 346 حدیث است که با استفاده از نرم افزار MAXQDA2020 کدگذاری شدند. محدود دانستن ورع به محدوده فقه الاخلاق و فقه المعرفه و العقیده به دلیل وجود روایات متعدد که ورع را در زمره عمل یا مساوی با آن می دانند، صحیح نیست، بلکه ورع در محدوده فقه العمل نیز داخل است و محدود دانستن آن به باب های قضاوت، اجتهاد و تقلید و نماز در فقه العمل نیز کفایت نمی کند، بلکه ورع باید در باب عبادات فراتر از اوصاف امام جماعت نیز مطرح شود و چه بسا بتوان ورع را از اوصاف واجب همه بندگان و مکلفان اعم از مجتهد و مقلد دانست. در نهایت، ورع و واژگان مثبت همراه آن در روایات در صورتی موضوع فقه المعرفه و العقیده خواهد بود که دارای وصف معرفت شناختی باشد و اگر از مرحله شناختی خارج شد و به ظهور و بروز ظاهری در اعمال و رفتار انسان نرسید، در حوزه فقه الاخلاق وارد خواهد شد و اگر در قالب رفتار و فعل انسان عرضه شد، باید در وادی فقه العمل به دنبال حکم فقهی آن گشت.









