فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۹۲۷ مورد.
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۷ تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲
243 - 256
حوزههای تخصصی:
اشتغال زنان یکی از حوزه های مهم مورد توجه در وضعیت اجتماعی آنان بوده است. اهتمام سطوح سیاست گذاری، اجرایی، قانون گذاری و نخبگانی به کم و کیف اشتغال زنان نشان دهنده این اهمیت است. در این مقاله، با فراتحلیل پژوهش های به عمل آمده شامل 8 پایان نامه، 87 کتاب، 132 مقاله علمی و پژوهشی و 13 گزارش پژوهشی از پایگاه های اطلاعاتی کتابخانه ملی، ایران داک و نورمگز با جست وجوی کلید واژه «زن و اشتغال»، در بازه زمانی 1357 تا 1393، به نمایان سازی زوایای پنهان و آشکار مسئله اشتغال و سیر حرکتی جمهوری اسلامی ایران در بدنه علمی و دانشگاهی پرداختیم. غلبه رویکرد کمی در روش انجام پژوهش ها، توجه به نقش سطحی اشتغال زنان در توسعه، سطحی دیدن روند اشتغال، بی توجهی به کیفیت اشتغال، نگاه خرد در تبیین موانع اشتغال و... از اهم نتایج این پژوهش است. در حقیقت، سیر کلی پژوهش های صورت پذیرفته از یک نگاه ثابت و بدون تغییر در مسئله اشتغال زنان متأثر بوده و تغییر محتوایی و ساختاری مهمی در این حوزه شکل نگرفته است.
فراتحلیلی در زمینۀ تأثیر نگرش فرهنگی بر توسعۀ کارآفرینی اجتماعی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
923 - 942
حوزههای تخصصی:
در جهان امروز که با پژوهش های مختلف زیادی در حوزه های گوناگون علمی به خصوص در حوزه کارآفرینی صورت می پذیرد، مواجهه معناگرایانه با یک خروجی قابل مشاهده و عینی و کاربردی برای حل چالش های بشری کار دشواری است. یکی از این حوزه ها نگرش فرهنگی کارآفرینی است که به صورت یک هدف مشخص توسط متغیرهای دیگر می تواند بر توسعه کارآفرینی اجتماعی در بین زنان تأثیر بگذارد. به دلیل تعدد مطالعات، در این پژوهش پاسخ خود را در برآیندی علمی از نتایج این پژوهش ها می بینیم. همچنین به علت گستردگی حوزه مطالعاتی یعنی حوزه کارآفرینی زنان، در یک مرور نظام مند با بهره گیری از نرم افزار cma2 پژوهش های کمی دیگر به صورت جامع تحلیل و بررسی می شود. براین اساس در پژوهش حاضر، جامعه آماری 1547 مقاله جست وجوشده مرتبط با موضوع از سال 2020 تا 2010 است که 305 مقاله از میان آن ها غربال و از این تعداد با رعایت پروتکل استاندارد، 17 مقاله وارد سبد تحلیل شدند. این سبد تحلیل به مقادیری قابل قیاس و تجمیع که اندازه اثر خوانده می شود، تبدیل شده است. نتایج فرضیه تأثیر نگرش فرهنگی بر توسعه کارآفرینی اجتماعی زنان حاکی از این است که براساس مقدار اندازه اثر (345/1) بین نگرش فرهنگی و توسعه کارآفرینی اجتماعی زنان تأثیر مثبت و معناداری وجود دارد که طبق تفسیر اندازه اثر کوهن، قوی تلقی می شود. درنهایت نتایج این پژوهش می تواند در حوزه کسب وکارهای کارآفرینانه و جامعه شناسی مورد استفاده قرار گیرد.
مطالعه تطبیقی پوشاک اساطیر انسانی در نقاشی های دیوارى با زنان سوریه دوره روم (رویکرد کارکردگرایی مالینوفسکی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
595 - 627
حوزههای تخصصی:
اساطیر رومی به دلیل تجسم خدایان در قالب پیکره هایی انسانی با توانایی های ماوراءطبیعی، دارای جایگاهی مقدس و جاودانه بوده اند و از ارزش هنری و تاریخی برخوردارند. اسطوره ها شامل خدایان، نیمه خدایان و صحنه های حماسی و نمادین، در نقاشی های دیواری رومی سوریه تصویر شده اند. این نقاشی ها به نمایش رسوم و اصول اخلاقی می پردازند و نحوه پیروی از مذهب و ارزش کارکردی و درونی جامعه را بیان می کنند. پوشش زن، به عنوان مؤلفه ای نشانگر تمدن، در بخش مهمی از جامعه سوری روم تجسم یافته است. هدف، شناسایی مضامین اسطوره ای در نقوش انسانی و شناخت معانی آنهاست. در این راستا فرم های ظاهری پوشش زن در پنج نقاشی دیواری بررسی و سپس با پوشش زن سوری در دوره روم تطبیق داده می شود که با مؤلفه های نیاز و نهاد مالینوفسکی تحلیل می شود. پرسش آنست که از منظر کارکردگرایی، وجوه اشتراک و افتراق پوشاک در نقاشی های دیواری و زنان سوریه دوره روم با تأکید بر عناصر اسطوره ای مالینوفسکی چیست؟ نتایج نشان داد که نوع پوشش زنان و رنگ های به کاررفته در نقاشی ها و لباس زنان سوریه دوره روم، علاوه بر پاسخگویی به نیاز به پوشش، در جهت پاسخگویی به نیازهای فرهنگی و انسجام روحی ازقبیل اخلاق مداری، باورهای اجتماعی و دین مداری نیز برآمده است. در جامعه سوریه دوره روم، نهادها در خدمت برآورده کردن نیازهای زنان بودند و نقش مثبتی در بقای کلی جامعه داشتند. روش پژوهش، تطبیق تاریخی- تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات، اسنادی است.
تحلیل گفتمان انتقادی اشعار زینب حبش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۸ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۲
265 - 280
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان، روشی است که در بستر اندیشه های پست مدرن بسط و گسترش یافته است. الگوی سه وجهی نورمن فرکلاف در تحلیل گفتمان یکی از چارچوب های کاربردی است که شامل توصیف: بررسی زبان شناختی متن، تفسیر: بررسی متن در سطح گفتمان های سازنده و مصرف کننده و تبیین: بررسی ارتباط گفتمان های سازنده متن با شرایط اجتماعی و سیاسی حاکم می شود. نگارندگان در این پژوهش، با استفاده از الگوی فرکلاف بر اساس رویکرد اجتماعی به تحلیل گفتمان انتقادی شعری زینب حبش پرداخته اند. همچنین، چگونگی پیوند آثار ادبی شاعر با شرایط مسلط بر جامعه اشغالی را واکاوی کرده و به بررسی تعامل زبانی او با اوضاع خفقان آور حاکم پرداخته اند. دستاورد این پژوهش، تبیین گفتمان اشعار مقاومت و اثبات تأثیرپذیری آن از شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه فلسطین است. زینب حبش تلاش دارد با تولید گفتمان انتقادی در شعر مقاومت، صدای هم وطنان خود در سرزمین های اشغالی باشد و بستر تعامل و برخورد میان گفتمان های سیاسی و اجتماعی موجود را برای ایجاد تغییر فراهم کند.
بررسی تأثیر جنسیت برخطاب های به کار رفته در برخی داستان های ادبیات معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱ پاییز ۱۳۸۸ شماره ۱
7-32
حوزههای تخصصی:
این مقاله بر آن است که نقش گرایش های جنسیتی در انتخاب واژگان خطاب در داستان های ایرانی را بررسی کند. بعضی از واژگان خطاب از روی ماهیت خود عملکرد جنسیتی دارند. و ویژه ی زنان یا مردان می باشند. اما همان طور که بررسی شده است گوناگونی انتخاب بعضی از صورت های خطاب یا خطاب های ارجاعی، کم و بیش ناشی از موقعیت اجتماعی و ارزش های اجتماعی شخصیت های مطرح در این داستان های مورد نظر می باشد. برای مثال شخصیت های مرد در هنگام برخورد با شخصیت های زن بیشتر از ضمیر «تو» و اسم کوچک استفاده می کنند. اما شخصیت های زن، مخاطب مذکر خود را با شکلی مؤدبانه تر و با استفاده از نام خانوادگی، همراه با عنوان یا ضمیر شما عنوان می کنند. در این مقاله تلاش شده است که عمل کرد اجتماعی و کاربردی واژگان خطاب مانند اسم کوچک، نام خانوادگی یا اسم فامیل، ضمایر خطاب، عنوان های ویژه و واژگان های خویشاوندی و ... با توجه به جنسیت مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که یکی از عوامل اصلی در انتخاب واژگان خطاب مربوط به جنسیت شخصیت های داستانی می باشد .
مقایسه ی تطبیقی سیمای زن در داستان های هزارویک شب و نگاره های صنیع الملک نقاش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مطالعات فرهنگی درباره ی زن کتاب هزارویک شب، مرجع نسبتاً مهمی بوده است. کتاب دربردارنده ی ده ها شخصیت زن است که نقش های کارکردی و اخلاقی گوناگونی را به عهده دارند. به نظر می رسد که کتاب تنها بازتاب دیدگاه های رایج یک عصر و منعکس کننده ی تجربیات فردی مؤلفانش در رابطه با زنان نیست؛ بلکه برآیند پیچیده ای از نگاه جامعه به این مقوله و تجربه های گوناگون مؤلفان آن است که در طول ازمنه، فرصت های موجود برای بیان یک ایده، و یا نحوه ی برخورد با اندیشه ای را فراهم کرده و ماندگاری یا فنای آن را رقم زده اند. حوزه ی مورد مطالعه در این مقاله، ترجمه ی فارسی داستان های هزارویک شب و تعدادی از نقاشی های صنیع الملک است. در این مقاله داستان هایی مورد مطالعه قرار گرفته اند که نقش محوری آن ها را زنان به عهده دارند. مطالعه ی سیمای زن در این داستان ها و مقایسه ی تطبیقی آن با نقاشی های صنیع الملک هدف مقاله ی حاضر است. شهرزاد هزارویک شب برترین نمونه ی زنان است که با به تصویر کشیدن موقعیت زنان و توصیف ایشان به عنوان زن مدبّر، شجاع و دلاور، عاشق پیشه، هنرمند و اهل قلم، همگرایی کلی ای را در داستان به وجود آورده؛ و سبب شده تا دیگر به نظر تخفیف به زن نگریسته نشود، بلکه خوانندگان داستان او (زن) را مکمّل، هم کار و یار و یاور مرد بدانند و برای حل معضلاتش گام بردارند. صنیع الملک نیز همگام با زبان راوی قصه ها و رعایت اصول داستان ها، فضایی دموکراتیک در باب زنان پدید آورده که حاکی از تأثیرگذاری عمیق شهرزاد و دیگر زنان داستان بر وی است.
تأثیر پویایی های تحصیلات زنان بر متغیرهای کلان اقتصادی با رویکرد الگوی تعادل عمومی پویای تصادفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۱ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
637 - 660
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر تکانه مثبت تحصیلات زنان و فناوری بر متغیرهای کلان اقتصادی از جمله تولید، سرمایه گذاری و اشتغال در ایران است. برای بررسی تأثیر این تکانه ها، از الگوی تعادل عمومی پویای تصادفی (DSGE) استفاده شد. الگوهای تعادل عمومی پویای تصادفی، توانایی بررسی تأثیر یک متغیر بر چندین متغیر را دارند. کارگزاران اقتصادی در مدل شامل خانوارها، تولیدکنندگان، دولت و بانک مرکزی هستند که با بهینه یابی رفتار آن ها در قالب این الگو به بررسی تکانه های آموزش زنان پرداخته شده است. نتایج حاصل از توابع واکنش آنی تکانه های بهبود سطح تحصیلات زنان و بهبود فناوری نشان می دهد تکانه مثبت آموزش زنان سبب افزایش تولید و سرمایه گذاری می شود. همچنین این تکانه، اشتغال را نیز افزایش می دهد. همچنین تکانه فناوری موجب افزایش تولید و سرمایه گذاری و کاهش اشتغال شده است. با توجه به نتایج پژوهش، توصیه می شود با اتخاذ سیاست های مناسب به منظور دستیابی هرچه بیشتر منافع توسعه علمی و نیل به رشد اقتصادی بالاتر، سرمایه گذاری های مناسب در زمینه آموزش زنان مورد اهتمام بیشتری قرار گیرد؛ به نحوی که آموزش های کاربردی در مشاغل مرتبط با زنان نه تنها موجب ایجاد رقابت در تصاحب فرصت های شغلی نشده است، بلکه عاملی در جهت ایجاد اشتغال و فرصت های شغلی جدید نیز محسوب می شود.
جدال زنان عیار در برابر اسطوره مغول در روایت های داستانی بهرام بیضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۷ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴
489 - 506
حوزههای تخصصی:
کهن نمونه «بیگانه دشمن» در تاریخ فرهنگی ایران بارها به صورت های مختلف بروز یافته است و از نمونه های آن، دشمنی و بیگانگی تاتار و مغول را می توان نام برد. وحشی گری و قساوت مغولان به مردمان ایران زمین، تا آنجا بود که پس از حمله سهمگین و قتل و غارت ایشان، تا قرن ها نمونه ای برای هر نوع حمله و غارت به شمار می رفتند و کم کم از شکل تاریخی خارج و به شکلی اسطوره ای در ادبیات و فرهنگ ما باقی ماندند. این مقاله به چگونگی شکل گیری اسطوره مغول در تاریخ فرهنگی ما و به طور خاص، آثار بهرام بیضایی اشاره دارد. از مشخصه های اصلی روایت های داستانی بیضایی، حضورِ فعال زنان در متن روایت است. هدف پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل مبارزه زنانِ «قهرمان عیار» در برابر اسطوره مغول، در روایت های داستانیِ بهرام بیضایی است. نمایش نامه و فیلم نامه هایی که در این پژوهش بررسی می شوند، عبارت اند از: فتح نامه کلات ، قصه های میرکفن پوش ، عیار تنها ، عیارنامه و تاراج نامه . روش پژوهش، توصیفی تحلیلی است؛ بدین صورت که ابتدا شیوه بیضایی در استفاده از اسطوره مغول بیان می شود، سپس پنج اثر که در آن به طور مشخص مبارزه زنان با مغول در محور روایت قرار می گیرد، تحلیل می شوند.
خوانش ترامتنی یکی از لباسهای زنانۀ موجود در موزۀ پوشاک سلطنتی برگرفته از سوزن دوزی بلوچ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
451 - 469
حوزههای تخصصی:
ترامتنیت ژنت از رویکردهای مهم در خوانش و بررسی روابط میان متن ها است که این روابط را در شکل های گوناگون آن مورد بررسی قرار داده و به پنج دسته اصلی تقسیم می کند که عبارت اند از: بینامتنیت، فرامتنیت، پیرامتنیت، سرمتنیت و بیش متنیت. پژوهش پیش رو براساس ترامتنیت ژنت به خوانش یکی از لباس های زنان موجود در موزه پوشاک سلطنتی می پردازد. این لباس بیش متنی است که پیش متن آن پوشاک سوزن دوزی زنان منطقه بلوچستان است، از این رو ارتباطی میان این متن ها شکل گرفته که قابل بررسی است. هدف از این پژوهش، مطالعه و بررسی چگونگی ارتباط سوزن دوزی لباس مذکور با پیش متن های آن در سوزن دوزی های بلوچ است و به این پرسش ها پاسخ می دهد: ارتباط این لباس سلطنتی-درباری با پیش متن های سوزن دوزی بلوچ آن براساس ترامتنیت ژنت، چگونه تبیین می شود؟ در فرایند شکل گیری این ارتباط چه دگرگونی هایی صورت گرفته است؟ پژوهش حاضر به شیوه تحلیلی- تطبیقی و توصیفی، براساس بیش متنیت ژنت صورت گرفته، و تجزیه و تحلیل داده ها در آن به صورت کیفی است. این پژوهش نشان داد که رابطه دو متن از گونه بیش متنیت تراگونگی است و گذار از پیش متن به بیش متن با دگرگونی هایی در ساختار صوری، محیط، گفتمان، کارکرد، کاربرد و... همراه بوده است.
تحلیل نشانه شناختی روایت اقلیت دوچندان در هنر لورنا سیمپسون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۰ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳
333 - 350
حوزههای تخصصی:
تأثیرگذارترین دیدگاه در زمینه فمنیسم سیاه، که جنسیت گرایی و نژادپرستی را هم پیوند می داند، نظریه نقطه اشتراک است. اقلیت دوچندان به شهروندانی گفته می شود که قربانی کاستی های برآمده از نقطه اشتراک اند. آثار تحلیل شده در این مقاله به برشی چهارساله از فعالیت هنری لورنا سیمپسون، یکی از روایت گران مهم هنری اقلیت دوچندان، تعلق دارند. این پژوهش یک موردکاوی نشانه شناختی با رویکرد تحلیلی تفسیری و با هدف توسعه ای است که داده های کیفی آن به شیوه اسنادی داده اندوزی شده اند. نظام/ رمزگان در این نوشتار هنر فمنیستی است و گفتاری که درون این نظام شکل گرفته سبک شخصی سیمپسون. بافت در این مقاله جریان فمنیسم سیاه است و آثار سیمپسون متن هایی آفریده شده درون این بافت. در آثار سیمپسون رمزگان های زبانی و تصویری همنشینی دارند. مهم ترین نشانه در آثار او شخصیت های بی چهره ای اند که نماینده همه زنان رنگین پوست به شمار می روند. سیمپسون حمله به جنسیت و نژاد را همبسته با یکدیگر می داند و گستاخی بخشی از جامعه در تعیین هویت برای دیگران را نمایش می نهد و هم زمان ریشه های نیاکانی شهروندان رنگین پوست را بدان ها یادآوری می کند. سیمپسون تلاش دارد تصویر کلیشه ای برساخته شده از بانوی رنگین پوست درون نظم نمادین بصری جامعه اش را نشانه شکنی و سپس این نشانه را بازتعریف کند و بدان معنا و کارکردی تازه ببخشد.
تصویر ایزدبانوان در روایت های داستانی بهرام بیضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۸ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳
317 - 332
حوزههای تخصصی:
بهرام بیضایی به گذشته پرافتخار ایران توجهی ویژه دارد. او یکی از مشخصه های عصر زرین، یعنی «مادرسالاری»، را برمی گزیند و آن را در بعضی از آثار نمایشی اش به تصویر می کشد. هدف پژوهش حاضر، مطرح کردنِ پیوند قهرمانان زن، با ایزدبانوانِ باستانی ایران در آثار بهرام بیضایی است و نیز بررسی و تحلیل این مؤلفه، روی چند اثر نمایشی وی. آثاری که در این جستار بررسی می شوند، عبارت اند از: فیلم نامه ها و نمایش نامه های ایستگاه سلجوق ، پرده ی نئی ، پرده خانه ، شب هزار و یکم(1) ، شب هزار و یکم(3) و فتح نامه کلات . در این پژوهش، نخست به روش توصیفی تحلیلی، شیوه های روایی بیضایی در پیوند قهرمانان زن با ایزدبانوان مشخص و تبیین می شوند. سپس، آثار نمایشی وی با توجه به این مؤلفه ، بررسی و تحلیل می شوند. برآیند مقاله حاکی از آن است که: بیضایی قهرمانان زنِ روایت هایش را با ایزدبانوانی که مظهرِ «مهر»، «زایش»، «عشق»، «شجاعت» و از همه مهم تر «خردمندی» هستند، پیوند می زند. با توجه به آثاری که تحلیل شد، مؤلفه «خردمندی» بیشترین حضور را در پرداختِ شخصیت های زن این نویسنده دارد. برخلاف تصور رایج، ایزدبانوی خردمندی، که یکی از مصادیقش، ایزدبانویِ «چیستا» است، بیشتر مورد توجه بیضایی بوده تا ایزدبانویِ «آناهیتا».
خوانش نسلی زنان از فیلم سینمایی دو زن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۶ پاییز ۱۳۹۳ شماره ۳
297 - 312
حوزههای تخصصی:
امروزه نقش مخاطب در تفسیر کالاها و محصولات فرهنگی، از جمله فیلم های سینمایی، بسیار اساسی است. از این رو، کشف شیوه معنادهی و خوانش مخاطبان می تواند ما را به جهان اجتماعی در پس این تفسیرها نزدیک کند. زنان از جمله مخاطبانی اند که با داشتن پیشینه ها و تجربه های فرهنگی و نسلی مختلف می توانند خوانش متفاوتی از فیلم ها داشته باشند. مقاله حاضر نیز، مبتنی بر پارادایم تفسیری، قصد دارد بدین سؤال پاسخ دهد که مخاطبان زن در دو نسل متفاوت به چه شیوه ای فیلم دو زن را معنا می کنند. روش شناسی به کار رفته در این پژوهش با رویکرد تفسیری و مبتنی بر روش مصاحبه گروهی بوده است. برای اجرای این کار، دو گروه از زنان در دو نسل 20 30 ساله و 45 55 ساله به شیوه ای هدفمند انتخاب شدند و با آنان در قالب دو گروه مجزا مصاحبه به عمل آمد. تحلیل تفسیری داده ها حکایت از خوانش متفاوت دو نسل زنان مطالعه شده درباره ویژگی های شخصیتی و سرنوشت شخصیت های فیلم در سطح متنی و همچنین در باب مفاهیمی چون مردسالاری و همذات پنداری در سطح فرامتنی داشته است.شباهت میان دو نسل مذکور نیز به معنادهی بر مبنای تقابل سنت و مدرنیته و فهم رخدادها بر اساس این دوگانه، مربوط می شود.
مطالعه تطبیقی زبان زنانه و مردانه در آثار هنرمندان معاصر عرب با موضوع جنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
647 - 666
حوزههای تخصصی:
فمینیسم پست مدرن با گسترش تفاوت های زنانگی و مردانگی قائل به زبان زنانه است که آن را یک عامل متمایزکننده بین آثار هنری و ادبی زنان و مردان می داند و ویژگی هایی چون استفاده از نمادهای چندلایه و پیچیده، استفاده خاص از تن در آثار و وارونه ساختن ارزش های زیبایی شناختی را برای آن برمی شمارند. در مقابل این دیدگاه ها، افرادی چون لیندا ناکلین مخالف شکل گیری چنین زبانی در آثار زنان هنرمند هستند. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیل محتوا و با رویکرد تطبیقی در رابطه با شکل گیری زبان زنانه، به بررسی آثار هنرمندان معاصر زن عرب پرداخته و به دنبال پاسخِ این پرسش است که آیا زبان زنانه در آثار هنرمندان زن معاصر عرب شکل گرفته است؟ براین اساس، در کنار بررسی آثار زن عرب، آثار مردان عرب معاصر هم بررسی شده تا دستیابی به پاسخ پرسش با دقت بیشتری انجام گیرد. نمونه های مطالعه با موضوع جنگ انتخاب شده اند. از نتایج این پژوهش می توان به عدم شکل گیری زبان زنانه در این آثار و شباهت آنان با آثار هنرمندان مرد اشاره کرد.
واکاوی موانع مشارکت اقتصادی زنان در استان یزد (یک مطالعه کیفی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
39 - 65
حوزههای تخصصی:
در حال حاضر توسعه اقتصادی بدون مشارکت اقتصادی زنان امکان پذیر نیست. با وجود این، نرخ مشارکت اقتصادی زنان در ایران در سطح مطلوبی قرار ندارد. بر اساس آخرین آمار، استان یزد رتبه دوم را از لحاظ نرخ بیکاری زنان دارد. از این رو، این تحقیق با هدف واکاوی موانع مشارکت اقتصادی زنان در استان یزد انجام گرفت. در این مطالعه از روش تحقیق کیفی بهره گرفته شد. جامعه هدف تحقیق شامل گروه های منتخب استان یزد بود. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه پیدا کرد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه و مشاهده بود. برای اطمینان از روایی و پایایی داده ها، پژوهشگر به هنگام جمع آوری داده ها از روش های مختلفی چون بررسی اسناد و مدارک، مصاحبه، تهیه عکس و فیلم و ضبط صدا بهره گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از کدگذاری استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد در گام اول، با کدگذاری باز 19 مفهوم اصلی استخراج شد. در گام دوم، کدگذاری محوری انجام گرفت و از 19 مفهوم (کدهای اولیه)، 3 مقوله فرعی شامل «نگرش به نقش زنان در فضای کسب وکار»، «بهره کشی از نیروی کار زنان» و «اثرات فردی، خانوادگی و فرهنگی اشتغال زنان» شناسایی شد. درنهایت، مدل پارادایمی شامل شرایط علی، شرایط زمینه ای، پیامدها، تعاملات و راهبردها به تصویر کشیده شد. بر اساس نتایج به دست آمده، پیشنهاد هایی به منظور افزایش مشارکت اقتصادی زنان ارائه شد.
بررسی و تحلیل گفتمان حاکم بر رمانهای زنان اسلام گرا با تکیه بر نظریه فرکلاف (مطالعه موردی رمان "لن أموت سدى" اثر جهاد رجبی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
381 - 399
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان انتقادی، شاخه ای مهم و رویکردی نو از نظریه تحلیل گفتمان به شمار می رود. این رویکرد به عنوان گرایشی میان رشته ای، در بررسی متون از سطح جمله و کلام فراتر رفته و به بافت موقعیتی که متن در آن شکل گرفته است توجه می کند. نورمن فرکلاف یکی از نظریه پردازان این عرصه است که ارزیابی سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین مولفه های اصلی نظریه او را تشکیل می دهد. این پژوهش سعی دارد تا سطوح سه گانه گفتمان انتقادی را در رمان "لن أموت سدى" اثر خانم جهاد رجبی، از نویسندگان اسلامگرای فلسطینی تبار، مورد واکاوی قرار دهد و ایدئولوژی حاکم بر متن او را تبیین کند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که مؤلف با استفاده از کارکرد واژگان و روابط معنایی میان آنها و نیز بهره گیری از استعاره های متعدد یا کاربست افعال خبری دیدگاه خود را نسبت به اوضاع فلسطین بیان می کند. وی همچنین با فراخوانی شخصیتهای قرآنی، الهام از مفاهیم اسلامی و کارکرد روابط بینامتنی، خوانشگران خود را در مواجهه با بافت موقعیتی جامعه اشغالی قرار می دهد و به بیان مسائل حاکم بر جامعه می پردازد. در واقع نویسنده از این رهگذر به دنبال کسب ایدئولوژی مد نظر خود و تحقق مفاهیمی چون هویت بخشی، آزادی خواهی و مبارزه با اشغالگران است.
نهادگرایی هنجاری، ارائه الگوی حکمرانی مطلوب نمایندگی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۷ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴
537 - 554
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر در صدد پاسخ به این سؤال است که: فرایند نهادگرایی هنجاری چگونه می تواند به ارائه الگوی حکمرانی مطلوب نمایندگی کمک کند؟ هدف این است که تعیین شود چگونه می توان نهاد مجلس شورای اسلامی را با ارزش ها و هنجارهای اجتماعی پیوند داد. روش مقاله، توصیفی تحلیلی است. آمارهای موجود با تحلیل کیفی و تحلیل ثانویه بررسی شده است. جامعه آماری؛ نمایندگان زن ادوار مجلس شورای اسلامی بوده و داده های استفاده شده از گزارش های توسعه انسانی سازمان ملل، مجلس شورای اسلامی، سایر متون مرتبط جمع آوری و تجزیه و تحلیل شده است. تاکنون 10 دوره انتخابات مجلس در ایران برگزار شده که دوره دهم با 96 / 7 درصد بیشترین آمار حضور زنان در پارلمان را داشته است. نتایج نشان داد وجود محدودیت های مدیریتی، اجتماعی و فرهنگی مانع تأثیرگذاری زنان در مجلس بوده است. رشد روز افزون سطح کیفی زنان ایجاب می کند که برای اثربخش بودن در صحنه های اجتماعی توانمند شوند. حکمرانی مطلوب زنان در پارلمان می تواند با توانمندی در ارائه طرح های توسعه ای و سطوح مختلف دولتی، خصوصی و مدنی تسهیل شود. لازم است نمایندگان به منظور اثرگذاری بیشتر بر مدیریت فرهنگی اجتماعی جامعه در کمیسیون ها، فراکسیون ها، هیئت ها و مجامع تخصصی، فعالانه مشارکت کنند.
بررسی تأثیر تعارض کار خانواده و خانواده- کار بر بیگانگی از کار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۵ پاییز ۱۳۹۲ شماره ۳
397 - 414
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر تعارض کار خانواده و تعارض خانواده کار بر بیگانگی از کار است. در این زمینه، از نظریه نمایشی گافمن، دوکسبری و هیگینز، کرچمایر و کوهن، مرتون، اینگلهارت، و فانس استفاده شده است. جامعه آماری شامل زنان متأهل شهر اهواز است. داده های پژوهش با روش پیمایشی، از نمونه ای با حجم 386 نفر، از میان کارمندان زن متأهل اداره های دولتی شهر اهواز با روش نمونه گیری طبقه ای و تصادفی انتخاب شد. بیگانگی از کار در دو حیطه: تعارض کار با خانواده و تعارض خانواده با کار بررسی شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی، آزمون های معناداری، تحلیل واریانس، تحلیل رگرسیون، و تحلیل مسیر استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان داد که: رابطه مستقیم و معناداری بین متغیر تعارض کار با خانواده، تعارض خانواده با کار، و متغیر وابسته (بیگانگی از کار) وجود دارد. همچنین یافته ها نشان می دهد که پایگاه اجتماعی اقتصادی (وجه عینی) از طریق تعارض کار با خانواده و خانواده با کار، بر بیگانگی از کار اثر غیرمستقیم دارد و پنداشت فرد از پایگاه اجتماعی اقتصادی خود (وجه ذهنی) تأثیر مستقیمی بر بیگانگی از کار می گذارد. درضمن، نتایج پژوهش رابطه معکوس و معناداری بین متغیرهای سن، سابقه کار، نوع سمت سازمانی، پیشینه شهری روستایی، و متغیر بیگانگی از کار را آشکار می کند.
اثربخشی آموزش رویکرد تلفیقی شناختی روان نمایشگری بر اصلاح باورهای ارتباطی ناکارآمد زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۶ تابستان ۱۳۹۳ شماره ۲
283 - 296
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش رویکرد تلفیقی شناختی روان نمایشگری بر اصلاح باورهای ارتباطی ناکارآمد زنان متأهل صورت گرفت. جامعه آماری این پژوهش کلیه زنان متأهل ساکن خوابگاه های دانشگاه علامه طباطبایی در سال 1390 بودند. سی نفر که بالاترین نمره را در سیاهه باورهای ارتباطی به دست آورده بودند به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزار استفاده شده در این پژوهش سیاهه باورهای ارتباطی زناشویی (RBI) است. روش تحقیق شبه آزمایشی بود و از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. گروه آزمایش در نه جلسه، هر هفته یک جلسه، آموزش با رویکرد تلفیقی شناختی روان نمایشگری شرکت کردند. پس از اتمام برنامه آموزشی، از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. یافته های تحقیق با استفاده از روش تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش رویکرد تلفیقی شناختی روان نمایشگری بر اصلاح باورهای ارتباطی ناکارآمد زنان متأهل در گروه آزمایش مؤثر بوده است.
تحلیل گفتمان سریال پایتخت 4؛ بازنمایی تعارض نقش سنتی با نقش اجتماعی زن ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۰ بهار ۱۳۹۷ شماره ۱
75 - 95
حوزههای تخصصی:
حوزه تحلیل گفتمان ظرفیت بالایی در جهت تحلیل مسائل فرهنگی و رسانه ای دارد که در تحلیل بازنمایی زن و تحلیل باورها، نگرش ها و ارزش های جنسیتی در فرهنگ رسانه ها خود را نشان می دهد. این باورها و نگرش ها در بازنمایی «زن موفق» در جامعه ایران از یک سو به باورهای سنتی خود دلبسته است و از سوی دیگر نمی تواند حضور اجتماعی زنان را که حاصل باورهای جدید است انکار کند. بازنمایی این تعارض ها و یافتن راه حلی برای آن در تولیدات رسانه ای، به خصوص رسانه ملی، ظهور ویژه داشته است. نوشتار حاضر بر آن است تا گفتمان حاکم بر سریال پربیننده پایتخت 4 را، که به صورت مستقیم به این موضوع می پردازد، استخراج کند. نتایج این تحلیل نشان می دهد که اگرچه سریال سعی دارد رویکردی مثبت به حضور اجتماعی زنان بازنمایی کند، آن را فقط با پذیرش گفتمان مردسالارانه و نقش سنتی زن در خانواده و همچنین تحمل فشار نقش و فداکاری بیشتر زن عملی می داند.
بررسی عوامل مرتبط با اعتیاد به اینترنت در میان دانشجویان دختر ساکن در خوابگاه های دانشگاه یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۶ بهار ۱۳۹۳ شماره ۱
29 - 44
حوزههای تخصصی:
اعتیاد به اینترنت به استفاده مفرط از اینترنت (روزانه بیش از سه ساعت) اطلاق می شود. این پدیده به منزله یک بیماری، آسیب روانی یا اجتماعی، و یک مشکل گسترده با پیامدهای جدی است که بین دانش آموزان و دانشجویان رو به افزایش است. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مرتبط با اعتیاد به اینترنت در میان دانشجویان دختر ساکن در خوابگاه های دانشگاه یزد، در سال تحصیلی 1391 1392، انجام شد. طرح این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود و 335 نفر از طریق روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه اعتیاد به اینترنت، پرسشنامه شخصیتی پنج عاملی NEO، و پرسشنامه ادراک تعامل اجتماعی گلاس بود. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون های همبستگی، t مستقل، و تحلیل رگرسیون انجام شد. نتایج نشان داد که بین ویژگی های شخصیتی و اعتیاد به اینترنت رابطه معناداری در سطح 01 / 0 و 001 / 0 وجود دارد. بین ویژگی های شخصیتی با ادراک تعامل اجتماعی نیز رابطه معناداری در سطح 01 / 0 و 001 / 0 مشاهده شد. همچنین، یافته ها نشان داد بین ادراک تعامل اجتماعی با اعتیاد به اینترنت رابطه معناداری در سطح 001 / 0 وجود دارد. در میزان اعتیاد به اینترنت تفاوت معناداری بین دانشجویان مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد وجود دارد (01 / 0p<)، ولی در میزان ادراک تعامل اجتماعی، تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد.