فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶۱ تا ۴۸۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش هدف این است که میزان پایبندی مذهبی دختران دانشجو با توجه به تأثیری که سبک های دلبستگی و سبک های هویتی ایفا می-نمایند و با توجه با کارکرد خانواده مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. در این پژوهش با استفاده از روش مدل معادلات ساختاری انجام قرار گرفت. جامعه ی آماری این پژوهش دانشجویان دانشگاه الزهرا (سلام الله علیها) بوده است و با استفاده از نمونه گیری غیرتصادفی از نوع در دسترس 387 مورد بررسی قرار گرفتند که از این میان 287 نفر مجرد و 31 نفر متأهل بودند. بر اساس یافته های این پژوهش رابطه ی بین سبک هویت اطلاعاتی، هنجاری و تعهد با پایبندی دینی به ترتیب با مقدار 283/0=r ، 552/0 = r و 396/0 = r به صورت مثبت و معنادار می باشد (05/0≥p). رابطه بین ابعاد کارکرد خانواده با پایبندی دینی با مقدار 453/0 = r؛ مثبت و معنادار می باشد. در نهایت اینکه رابطه بین سبک دلبستگی ایمن با پایبندی مذهبی با مقدار 410/0 = r به صورت مثبت و معنادار و رابطه ی سبک دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا با پایبندی مذهبی به ترتیب با مقدار 283/0 = r ، 254/0 - = r و 252/0 - = r به صورت منفی و معنادار می باشد (05/0 ≥p). با توجه به این یافته های ذکر شده این نتیجه به دست آمد که سبک های هویتی و سبک های دلبستگی بر روی میزان پایبندی مذهبی دختران دانشجو اثرگذار است و این اثرگذاری با توجه به میانجی گری کارکردهای خانواده نشان داده شده است.
نقش های مؤثر والدینی در گرایش نوجوانان دختر به حجاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، پرداختن به نقش های موثر والدینی در'گرایش نوجوانان دختر به حجاب اسلامی است. روش پژوهش کیفی از نوع پدیدارشناسی است. اطلاعات با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوری شد. 30 نوجوان دختر بین سنین 13 تا 16 سال بر اساس معیار ورود به پژوهش انتخاب شدند. با استفاده از روش تحلیل مضمون از داده های بدست آمده سه مضمون فراگیر «نقش والدینی»، «نقش مادری» و «نقش پدری» و 16 مضمون سازمان دهنده «مرزهای مشخص ولی-فرزندی»، «مرزهای مشخص پوششی»، «روش های تشویقی و بازدارنده»، «نگاه قرآنی نسبت به حجاب»، «تنظیم رابطه با اقوام و مراسمات»، «الگوسازی»، «ایجاد جو شاد منزل»، «آگاهی بخشی درباره حجاب»، «نظارت بر فضای مجازی» و «ایجاد فضای اعتماد متقابل«، «ارتباط عاطفی با نوجوان»، «ارتباط منطقی با نوجوان»، «نقش محافظ و حامی» و «آشنایی با مسأله حجاب»، «حساس در امر تربیت» و «ارتباط مؤثر با نوجوان» و 39 مضمون پایه احصا شد. نتایج نشان داد علاوه بر نقش والدینی، هر یک از پدران و مادران نقش منحصر به فردی در اقبال دختران نوجوان به حجاب دارند و زمانی که والدین در کنار یکدیگر زمینه روانی را در فرزند خود ایجاد کرده و در امر تربیت همسوئی داشته باشند، حجاب مورد اقبال قرار می گیرد.
تدوین مدل خودمهارگری جنسی در اندیشه خبرگان بر مبنای آموزه های عفت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اسلامی زنان و خانواده سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۶
169 - 185
حوزههای تخصصی:
یکی از روشهای تربیت وتهذیب نفس، در حوزه ی تعلیم وتربیت، مساله خودمهارگری است.خودمهارگری، امری است که امروزه مورد توجه متصدیان امور تربیت قرار گرفته ودرآموزههای دینی از آن به تقوا نیز تعبیر شده است. بنابراین هدف این مطالعه تدوین مدل خودمهارگری جنسی در اندیشه خبرگان بر مبنای آموزه های عفت میباشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی،ازنوع تحقیقات کیفی(توصیفی-تحلیلی) باروش تحلیل مضمون انجام شده است.جامعه آماری این پژوهش 11نفرازخبرگان دانشگاهی وحوزوی روانشناسی وعلوم دینی می باشد که بااستفاده ازروش نمونه گیری گلوله برفی ونقطه اشباع نظری11نفرانتخاب شدند.ابزار جمع آوری بخش کیفی اطلاعات مصاحبه نیمه ساختار یافته برگرفته ازمبانی نظری می باشد. شیوه تجزیه وتحلیل این بخش با استفاده از تحلیل مضمون می باشد. نتایج این بخش از تحقیق در قالب چهار مضمون سازمان دهنده ومضامین پایه تبیین گردید. پیشایندها شامل؛ لزوم سلامت رفتارجنسی، آگاهی از آسیبها و بیماریهای رفتار جنسی کنترل نشده، لزوم پایبندی به اخلاق وتقوا، مراقبتهای تربیتی ازسنین کودکی و پیشگیری از ازدواج سفید وبی بند وباری در جامعه میباشد. راهبردها شامل؛ آموزش جامع مسائل جنسی، تقویت ایمان ودینداری، تسهیل وتسریع شرایط ازدواج جوانان، صبوری وخویشتنداری، لزوم تربیت جنسی جوانان از منظر قرآن کریم وحدیث، داشتن عفاف وحیاوتقواو خودنظارتی ومراقبه میباشد. عوامل زمینه ای شامل؛ تداوم وسلامت نسل وحفظ سنت پیامبر درامر ازدواج، قوانین شرعی وعرفی وعوامل محیطی وژنتیکی میباشد. پیامدهاشامل ؛خویشتن داری جنسی در پرتو عفاف، صبوری وتاب آوری، کاهش رفتارهای جنسی پر خطر وبدون مسئولیت، پرورش توانمندیهای عقلی و اخلاقی،رسیدن به آرامش مطلوب، سلامت وامنیت فرددر اجتماع و ارتباط اجتماعی زن و مرد در پرتو عفاف میباشد.
بررسی عوامل مؤثر در فرار دختران از خانه در ایران: مرور سیستماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۹
105 - 118
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی عوامل موثر در فرار دختران از خانه در ایران با مرور سیستماتیک بود. جامعه آماری، یافته های منتشرشده در خصوص فرار دختران از خانه از سال۱۳۹۰ تا سال ۱۴۰۲مقالات فارسی در پایگاه های اطلاعاتیسیویلکا، گوگل اسکولار ، اس-آی-دی و مگیران بود و تعداد مقالات در مجموع 369 بود. نمونه پژوهش، 11 مقاله مرتبط با دختران فراری با کلید واژه های فرار، دختران، خانه، منزل و خانواده بود که وارد پژوهش شد و مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. روش پژوهش مروری نظام مند یا سیستماتیک بود. نتایج پژوهش نشان داد که عوامل مختلفی مانند عوامل خانوادگی (سبک تربیتی نادرست، تنش ها، والدین سالاری و نیازهای مالی)، عوامل فردی (اختلالات رفتاری و تجارب آزاردهنده) و عوامل اجتماعی و فرهنگی (کارکرد نادرست جامعه، عملکرد نامطلوب مسئولین و رسانه) بر فرار دختران از منزل تاثیر دارد. فرار دختران از منزل یک پدیده اجتماعی-فرهنگی است که مشکلات و پیامدهای منفی دارد. فرار دختران از منزل می تواند به دلایل مختلفی مانند فقرفرهنگی، اقتصادی، تربیتی و...رخ دهد. درنهایت فرار دختران از خانه یک آسیب اجتماعی برای همه جوامع است که تأثیرات نامطلوبی بر جامعه ، خانواده و دختران می گذارد.
واکاوی الگوی رهبری توجهی در مدیران زن آموزش وپرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۶
141 - 173
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، واکاوی الگوی رهبری توجهی در مدیران زن آموزش وپرورش استان کرمانشاه بود. نوع پژوهش ازنظر هدف کاربردی – توسعه ای و ازنظر ماهیت داده ها، کیفی – کمی می باشد. در مرحله کیفی پژوهش بر اساس نظریه داده بنیاد با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته به روش غیر تصادفی هدفمند در بین 15 نفر از مدیران زن و خبرگان مدیریت آموزش وپرورش و با معیار اشباع داده ها، ابعاد الگوی رهبری توجهی شناسایی شد. نتایج حاصل از بخش کیفی نشان داد الگوی پیشنهادی نهایی شامل شش بُعد اصلی است که شامل شرایط علی (بهره وری مدارس و ارزیابی خلاقانه)، پدیده محوری (رهبری همدلانه و تغییر و نوآوری)، شرایط زمینه ای (فرهنگ سازمانی و ساختار سازمانی)، شرایط مداخله گر (الزامات محیطی و کمبود مهارت های نرم)، راهبردها (همسوسازی آموزش پایدار و توسعه فردی) و پیامدها (تحلیل پیشگویانه و تصمیم سازی چابک) می باشند. در بخش کمی پژوهش با بررسی نمونه 200 نفرِ از مدیران زن مدارس به روش طبقه ای- تصادفی نتایج بخش کیفی با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته بررسی شد. روایی و پایایی پرسشنامه تائید و درنهایت داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار pls3 تجزیه وتحلیل شد. نتایج حاصل از بخش کمی پژوهش نشان می دهد الگوی طراحی شده برازش مناسبی دارد. الگوی رهبری توجهی به مدیران زن آموزش وپرورش کمک می کند تا با بهره گیری از مؤلفه های رهبری توجهی و تمرکز بر پدیده محوری مانند رهبری همدلانه و تغییر و نوآوری، محیطی یادگیری محور و کارآمدتر ایجاد کنند که به بهبود کیفیت آموزش وپرورش می انجامد.
رابطه شفقت با خود و ارزیابی شناختی با عادات استرس زا در زنان مبتلا به مولتیپلاسکروزیس
حوزههای تخصصی:
یکی از معضلات عمده در جوامع امروزی ناشی از سبک زندگی صنعتی، ارزیابی های ناکارآمد در مواجهه با چالش ها و تنش هاست که به بروز استرس منجر می شود لذا شناسایی عوامل مولد استرس در بیماری های مختلف از منظر بالینی اهمیت زیادی دارد پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین ارزیابی شناختی و شفقت با خود در عادات استرس زا در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس به عنوان یک مطالعه کاربردی – مقطعی، در دسته پژوهش های توصیفی-همبستگی قرار می گیرد. مصاحبه شوندگان شامل ۱۳۰ زن مبتلا به ام.اس. (عضو انجمن ام.اس. استان البرز) تعیین گردید. در تحلیل داده ها از آزمون رگرسیون و نرم افزار SPSS و جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه شفقت با خود، استاندارد سنجش استرس کودرون و آزمون ارزیابی شناختی گروس و جان استفاده گردید. متغیرهای عادات استرس، ارزیابی شناختی و شفقت به خود با نمره معناداری (p≤0.01) در معادله رگرسیون اثرگذار هستند. متغیرها 5/43% واریانس عادات استرس را تبیین می کنند و پیش بینی عادات استرس زا بر اساس نامهربانی به خود با ضریب بتای 637/0 رابطه مستقیم دارد. همچنین مهربانی به خود و عادات استرس رابطه مثبت و شفقت به خود و عادات استرس رابطه منفی معنادار در سطح 01/0 دارند. ارزیابی شناختی و ابعاد آن نیز در سطح 05/0 معنادار هستند. توصیه می شود درمان هایی مبتنی بر شفقت، آموزش مدیریت هیجان، تمرین های ذهن آگاهی، تکنیک های آرمیدگی و شناسایی افکار خودآیند منفی و ج ایگزینی افکار مثبت، ش بکه های حمای ت اجتم اعی که در مدیریت استرس کارساز هستند برای کنترل استرس افراد مبتلا به ام.اس، آموزش های مدیریت هیجان و ارزیابی های شناختی اجرا شود.
واکاوی موانع مشارکت اقتصادی زنان در استان یزد (یک مطالعه کیفی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
39 - 65
حوزههای تخصصی:
در حال حاضر توسعه اقتصادی بدون مشارکت اقتصادی زنان امکان پذیر نیست. با وجود این، نرخ مشارکت اقتصادی زنان در ایران در سطح مطلوبی قرار ندارد. بر اساس آخرین آمار، استان یزد رتبه دوم را از لحاظ نرخ بیکاری زنان دارد. از این رو، این تحقیق با هدف واکاوی موانع مشارکت اقتصادی زنان در استان یزد انجام گرفت. در این مطالعه از روش تحقیق کیفی بهره گرفته شد. جامعه هدف تحقیق شامل گروه های منتخب استان یزد بود. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه پیدا کرد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه و مشاهده بود. برای اطمینان از روایی و پایایی داده ها، پژوهشگر به هنگام جمع آوری داده ها از روش های مختلفی چون بررسی اسناد و مدارک، مصاحبه، تهیه عکس و فیلم و ضبط صدا بهره گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از کدگذاری استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد در گام اول، با کدگذاری باز 19 مفهوم اصلی استخراج شد. در گام دوم، کدگذاری محوری انجام گرفت و از 19 مفهوم (کدهای اولیه)، 3 مقوله فرعی شامل «نگرش به نقش زنان در فضای کسب وکار»، «بهره کشی از نیروی کار زنان» و «اثرات فردی، خانوادگی و فرهنگی اشتغال زنان» شناسایی شد. درنهایت، مدل پارادایمی شامل شرایط علی، شرایط زمینه ای، پیامدها، تعاملات و راهبردها به تصویر کشیده شد. بر اساس نتایج به دست آمده، پیشنهاد هایی به منظور افزایش مشارکت اقتصادی زنان ارائه شد.
گرایش های نامتعارف جنسی از دیدگاه اسلام تا رویه مراجع بین المللی و قوانین کشورها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
713 - 745
حوزههای تخصصی:
به رغم این واقعیت پذیرفته شده که خانواده مطلوب به عنوان پایه و سلول اصلی جامعه، تأثیر مستقیمی بر پیشرفت جامعه دارد، امروزه با شکاف ایجادشده بین عملکرد برخی جوامع و سنت های اخلاقی-دینی، با تهدیدات جدی بنیان خانواده مواجهیم. یکی از این تهدیدات، گرایش های نامتعارف و غیرطبیعی جنسی افراد به همجنس است که در سال های اخیر به شدت در حال قبح زدایی است. با وجود نهی شدید و مؤکد ادیان خصوصاً دین اسلام درمورد گرایش های نامتعارف جنسی، در عرصه حقوقی بین المللی شاهد این هستیم که مراجع بین المللی متعددی در رویه قضایی خود تبعیض و نابرابری درمورد نهادهای مدنی ای که براساس این گرایش های نامتعارف شکل گرفته اند برنمی تابند و به حدی متأثر از این نگاه غیرطبیعی خویش شده اند که علاوه بر حذف مجازات های تاریخی این رویه غیراخلاقی، برای نفرت از همجنس گرایی، جرم انگاری کرده اند. این امر به گونه ای پیش رفته که حتی برخی از کشورها ازدواج را که از جهت تاریخی و طبیعی مختص روابط بین زن و مرد است، برای روابط مبتنی بر گرایش های جنسی غیرطبیعی به رسمیت شناخته اند. این در حالی است که گرایش های جنسی نامتعارف و غیرطبیعی یا به عبارتی همجنس گرایی در طول تاریخ، یک امر قبیح و ناپسند و غیرطبیعی است و از منظر تعالیم اسلامی نیز فحشا و از گناهان بزرگی است که سخت ترین مجازات ها را دارد و به هیچ وجه قابل تسامح نیست.
تجربه زیسته مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی: مطالعه پدیدار شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۱
19 - 32
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تجربه زیسته مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی بود. جامعه آماری تمام مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی بود که در سال 1401 به بخش روانپزشکی بیمارستان فاطمی شهر اردبیل مراجعه کرده بودند. نمونه پژوهش 20 نفر از مادران بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. روش پژوهش کیفی از نوع پدیدارشناسی بود. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت مادران این کودکان گردآوری شد. داده ها به روش پدیدارشناسی توصیفی کلایزی (2002) تحلیل شد. یافته های حاصل از تجارب زیسته مادران در قالب پنج مضمون اصلی و نوزده فرعی طبقه بندی گردید. مضمون های اصلی شامل مسائل فردی کودک، مسائل خانواده، مسائل اجتماعی، فرهنگی و هیجانی، مسائل درمانی و مسائل مدرسه بودند. هم چنین نتایج به دست آمده از تحلیل تجارب زیسته مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی حاکی از وجود مجموعه ای مشکلات از جمله تفاوت های فرهنگی و تجربیات وابسته به فرهنگ و میزان تحصیلات شرکت کنندگان اشاره کرد. دسته ای دیگر از این مشکلات به دلیل دانش کم مادران و محیط آموزشی است. مشکلات کودکان موجب اختلال در کارکرد طبیعی خانواده می شود و روابط اجتماعی ، فرهنگی و تعاملات آن ها را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. بنابرین آگاه سازی مادران از ماهیت اختلال و آموزش الگوهای تعاملی با این کودکان می تواند از مشکلات پیش رو در این خانواده ها جلوگیری کند.
اثربخشی درمان شفقت به خود بر مدیریت عواطف و تاب آوری زنان با طلاق عاطفی در بستر فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۱
33 - 46
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی درمان شفقت به خود بر مدیریت عواطف و تاب آوری زنان با طلاق عاطفی در بستر فرهنگی شهر اندیمشک بود. جامعه آماری پژوهش تمامی زنان با طلاق عاطفی مراجعه کننده به مراکز مشاوره در سال 1402 بود. نمونه پژوهش 20 نفر از جامعه مذکور بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش(10نفر) و کنترل (10نفر) جایگزین شدند. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. ابزاراندازه گیری شامل پرسش نامه تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) و پرسش نامه مدیریت عواطف ویلیامز (١٩٩7) بود. گروه آزمایش پروتکل درمان شفقت به خود راسل کولتز و همکاران(۲۰۱۶) را در 8 جلسه و هفته ای یک بار به مدت 90 دقیقه دریافت کرد. سپس پس آزمون برای گروه ها انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس چند متغیره (مانکوا) و تحلیل کواریانس تک متغیره( آنکوا ) استفاده شد. نتایج نشان داد که درمان شفقت به خود بر مدیریت عواطف و تاب آوری زنان با طلاق عاطفی اثربخش بود. به طور کلی زنانی که دچار طلاق عاطفی هستند، عواطف ناپایداری تجربه می کنند و این شرایط می تواند بر آن ها تاثیر منفی داشته باشد. هم چنین عوامل فرهنگی نقش بسزایی در افزایش خطر طلاق عاطفی در زنان دارد.
تاثیر آموزش هوش هیجانی بر هراس اجتماعی و احساس محبوبیت زنان کارمند
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش هوش هیجانی بر هراس اجتماعی و احساس محبوبیت زنان کارمند بوده است. پژوهش حاضر از نوع مطالعات شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان کارمند آموزش و پرورش شهرستان زهک در سال تحصیلی 1401-1400 بود. از این جامعه نمونه ای به حجم 40 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای هدفمند انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. سپس هر دو گروه در مرحله پیش و پس آزمون پرسشنامه هوش هیجانی بار-آن، پرسشنامه هراس اجتماعی کانور و پرسشنامه احساس محبوبیت معدندار آرانی و پاریاد را تکمیل، و در این اثناء شرکت کنندگان گروه آزمایش در طی 8 جلسه، 90 دقیقه ای، به مدت 2 روز در هفته در معرض آموزش های هوش هیجانی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که آموزش هوش هیجانی به طور معنی داری منجر به کاهش میانگین نمرات هراس اجتماعی و افزایش میانگین نمرات احساس محبوبیت در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شده است. با توجه به نتایج به دست آمده می توان مطرح کرد که آموزش هوش هیجانی بر احساس محبوبیت و هراس اجتماعی زنان کارمند موثر است.
واکاوی دشواری های تجربه شده زنان هیئت علمی درفرآیند زیست دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۰۵
97 - 122
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر فهم دشواری های پیش روی زنان عضو هیئت علمی در فرآیند انجام کار علمی در حیات دانشگاهی و شناسایی علل، زمینه ها و پیامدهای این چالش های تجربه شده می باشد. پژوهش حاضر از نوع کیفی بوده و از روش نظریه زمینه ای سیستماتیک استفاده شده است. با 12 نفر از زنان عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران که در دانشکده های مختلف مشغول به کار بوده تا رسیدن به اشباع نظری مصاحبه های عمیق و نیمه ساختار یافته انجام شد.یافته ها نشان داد که «تبعیض جنسیتی در کار علمی» پدیده ی مرکزی چالش هایی است که زنان در فرآیند انجام کارعلمی در دانشگاه مازندران تجربه کرده اند. فرهنگ سازمانی مردسالارانه دانشگاه و کمتر دیده شدن زنان، تفاوت ساختاری در دستمزد و حقوق، حمایت ناکافی قوانین دانشگاهی از زنان و فشار روانی ناشی از شرایط محیط کار از جمله علل و زمینه های ایجاد دشواری های تجربه شده می باشد. به علاوه، زنان در مواجهه با دشواری های پیش رو راهکارها و استراتژی هایی همچون مدیریت توازن بین کار علمی و زندگی خانواده، افزایش توانمندی و تلاش برای ارتقای علمی، اعتراض و فشار اجتماعی برای تغییر وضعیت و آگاهی بخشی عمومی برای برابری و کاهش تعصبات اجتماعی را اتخاذ کرده اند. در نهایت، تجربه این دشواری ها در فرآیند انجام کار علمی با خود پیامدهایی همچون دلسردی و بی انگیزگی علمی، فرسودگی روحی و جسمی در کار علمی، انزوای اجتماعی، کاهش نوآوری و بهره وری علمی، بازنشستگی زودهنگام و استعفا، مهاجرت علمی زنان به خارج و تجرد یا تاخیر در ازدواج و فرزند آوری را داشته است.
بررسی رفتار عفیفانه مردان و زنان در دنیای واقعی و مجازی؛ مطالعه موردی: خراسان شمالی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی این پژوهش شناسایی آسیب های احتمالی دنیای مجازی دررابطه با عفاف و حجاب به عنوان موضوع پژوهش های اجتماعی، دینی و تربیتی است. این مقاله با روش کمّی و به شکل توصیفی- پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، کاربران شبکه های اجتماعی ساکن استان خراسان شمالی هستند. روش نمونه گیری در دسترس و ابزار پژوهش پرسش نامه است که ضرایب همسانی درونی آن با روش آلفای کرونباخ محاسبه گردید. یافته های پژوهشی نشان می دهد که نگرش و رفتار افراد دررابطه با عفاف و حجاب در دنیای واقعی و مجازی به طور معنادار به هم وابسته است. به طور کلی، نمره نگرش و رفتار زنان در دنیای واقعی و مجازی، به طور معناداری بالاتر از مردان است. همچنین نمره نگرش و رفتار افراد متأهل دررابطه با عفاف و حجاب، به طور معناداری در دنیای واقعی و مجازی بالاتر از افراد مجرد است. نمره نگرش و رفتار کاربرانی که کمتر از یک ساعت از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند، دررابطه با عفاف و حجاب، به طور معناداری در دنیای واقعی و مجازی بالاتر از کاربرانی است که بیش از یک ساعت از این فضا استفاده می کنند. همچنین یافته ها نشان می دهد که زنان از مردان، افراد متأهل از مجرد و کاربران کم استفاده از کاربران پراستفاده، نمرات بهتری را در مقوله حجاب و عفاف در دنیای واقعی و دنیای مجازی دریافت کردند. درنتیجه به نظر می رسد که در برنامه های آموزشی و تربیتی، تبلیغات دینی و مانند آن، باید مردان بیش از زنان و حداقل به همان اندازه موردخطاب قرار گیرند. ارتقای سواد رسانه ای به ویژه در بین کاربران پراستفاده و افراد مجرد می تواند میزان آسیب های فضای مجازی را کاهش دهد.
تدوین الگوی توسعه کسب و کارهای ورزشی زنان در استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
987 - 1011
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، تدوین الگوی توسعه کسب وکارهای ورزشی زنان در استان تهران است. این پژوهش از نوع مطالعات کیفی است که با تکنیک نظریه برخاسته از داده ها انجام گرفت. جامعه پژوهش شامل کلیه نخبگان و متخصصان حوزه اشتغال، کارآفرینی و کسب وکارهای ورزشی است که 18 نفر از آن ها به روش نمونه گیری نظری و گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود که تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در الگوی نهایی تحقیق که براساس کدگذاری و تحلیل داده ها شکل گرفت، عوامل علی (نیاز به خودشکوفایی، چشم انداز روشن، توسعه بهره وری زنان، درآمدزایی، تناسب کسب وکارهای ورزشی و نیل به استانداردها) لزوم توجه به پدیده محوری (خوداشتغالی و بهبود فضای کسب وکار) را نشان داد. یافته های پژوهش عبارت اند از: خوداشتغالی و بهبود فضای کسب وکار (سیاست گذاری و برنامه ریزی، آموزش کارآفرینی، حمایت قانونی، تشویق کارآفرینی، ترویج کارآفرینی و توسعه اکوسیستم کارآفرینی) با لحاظ کردن عوامل مداخله گر (موانع حقوقی-قانونی، کسب وکار نامناسب، حمایت مالی ناکافی، حمایت ناکافی از کارآفرینی) و زمینه های موجود (محدودیت های فرهنگی، محدودیت های اجتماعی، محدودیت های فردی، مشارکت ورزشی ناکافی، نیروی انسانی مستعد و مزیت پایتخت) پیامدها (توسعه اجتماعی، توسعه اقتصادی، مشارکت ورزشی زنان، ارتقا عملکرد ورزش زنان و تندرستی زنان). نتایج این تحقیق می تواند به عنوان الگویی برای اقدامات و برنامه های توسعه مشاغل ورزشی زنان مورد استفاده سیاست گذاران، برنامه ریزان و مدیران ورزشی قرار گیرد.
فرزندآوری و ناپایداری خانواده: تأثیر فرزندان بر احتمال طلاق زنان در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، طلاق در ایران افزایش یافته و به عنوان یکی از مسائل اجتماعی مطرح است. عوامل و مشخصه های جمعیتی و اجتماعی متعددی بر روند افزایش طلاق مؤثر هستند که یکی از آن ها، عدم داشتن فرزند و همچنین تعداد فرزندان در خانواده است. مقاله پیش رو به طور خاص به نحوه تغییر احتمال طلاق زنان در ایران با داشتن فرزند و تعداد فرزندان در خانواده می پردازد. نتایج حاصل از تحلیل ثانویه داده های دو درصد سرشماری سال 1395 نشان داد که نداشتن فرزند و تعداد آن ها در خانواده های ایرانی، احتمال طلاق زنان را تحت تأثیر قرار می دهد. به طوری که داشتن فرزندان در خانواده احتمال طلاق زنان را کاهش می دهد و زنانی که در طول دوران ازدواج خود فرزند زنده ای به دنیا آورده اند در مقابل زنانی که هیچ گونه تولد زنده ای نداشته اند، احتمال طلاق آن ها کمتر است. همچنین افزایش تعداد فرزندان، اثر تثبیت کننده ای بر ثبات و پایداری خانواده و ازدواج دارد، به طوری که استحکام روابط زناشویی در خانواده های دارای سه فرزند و بیشتر نسبت به دیگر خانواده ها بیشتر است. این نتایج بیانگر اهمیت داشتن فرزند و تعداد آن ها در ثبات و پایداری روابط زناشویی در خانواده ی ایرانی است، بنابراین برنامه ریزی های جمعیتی کشور می توانند ضمن حمایت ازدواج و تشکیل خانواده، از طریق ارائه تسهیلات و حمایت های فرزندآوری پایداری و استحکام خانواده را تحکیم بخشند.
رابطه بین سبک های دلبستگی با پریشانی روان شناختی زنان مبتلا به سرطان پستان با نقش میانجی گری خودکارآمدی و تاب آوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر، بررسی رابطه بین سبک های دل بستگی با پریشانی روان شناختی زنان مبتلا به سرطان پستان با میانجی گری خودکارآمدی و تاب آوری بود. پژوهش حاضر، توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری کلیه زنان مبتلا به سرطان پستان با پرونده فعال در بخش انکولوژی بیمارستان امام خمینی (ره) و امام حسین (ع) تهران در سال 1402 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین (2023) و با روش نمونه گیری در دسترس به تعداد 250 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس، مقیاس تجدیدنظر شده سبک های دل بستگی بزرگ سالان، مقیاس تاب آوری و مقیاس خودکارآمدی عمومی بود. تحلیل آماری داده ها با ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS نسخه 28 انجام گرفت. یافته های پژوهش نشان داد سبک های دل بستگی (ایمن و ناایمن اجتنابی) بر پریشانی روان شناختی اثر مستقیم و معنادار دارد. خودکارآمدی دارای اثر مستقیم و معنادار بود و توانست در رابطه بین سبک های دل بستگی (ایمن و دوسوگرا) با پریشانی روان شناختی نقش میانجی معنادار ایفا کند. تاب آوری دارای اثر مستقیم و معنادار بود و توانست در رابطه بین سبک های دل بستگی (ایمن و دوسوگرا) با پریشانی روان شناختی نقش میانجی معنادار ایفا کند. با توجه به نقش میانجی معنادار خودکارآمدی و تاب آوری، می توان با به کارگیری مداخلات مؤثر دل بستگی محور مانند درمان هیجان مدار از بروز پریشانی روانشناختی در زنان مبتلا به سرطان پستان کاست.
آزمون رابطه علی روان رنجوری با طلاق عاطفی بر اساس میانجگیری تنظیم هیجانی در بستر فرهنگی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
17 - 32
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر آزمون رابطه علی روان رنجوری با طلاق عاطفی براساس میانجی گری تنظیم هیجانی(ارزیابی مجدد و سرکوبی هیجانی) در بستر فرهنگی زنان بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روان شناسی شهرستان آمل در سال 1402-1401 بود که از بین آنان 308 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود.جهت جمع آوری داده ها از پرسش نام ه های طلاق عاطفی محمدی و همکاران (1394)؛ پنج عام ل بزرگ شخصیت کاستا و مک کری (1992) ؛ تنظیم هیجانی گراس و جان (2003) استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل مسیر و از نرم افزار های AMOS-24 و SPSS-26 استفاده شد. نتایج نشان داد که روان رنجوری بر ارزیابی مجدد تاثیر مستقیم منفی و بر سرکوبی هیجانی و طلاق عاطفی تاثیر مستقیم مثبت داشته است(P <0.05). هم چنین ارزیابی مجدد اثر منفی بر طلاق عاطفی و سرکوبی هیجانی، تاثیر مثبت بر طلاق عاطفی داشته است. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که روان رنجوری از طریق متغیر میانجی ارزیابی مجدد و سرکوبی هیجانی بر طلاق عاطفی زنان اثر واسطه ای دارد.بنابراین روان رنجوری و تنظیم هیجانی در طلاق عاطفی برزنان موثر بود.
واکاوی چالش های تحصیلی ازدواج زودهنگام دختران دانش آموز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۲
61 - 73
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، واکاوی چالش های تحصیلی ازدواج زودهنگام دختران دانش آموز بود. جامعه پژوهش تمامی متون چالش های تحصیلی ازدواج زود هنگام دختران دانش آموز بود. نمونه پژوهش با درنظرگرفتن میزان ارتباط با متون چالش های تحصیلی و ازدواج زودهنگام غربال و تعداد 30 منبع برای بررسی نهایی انتخاب شد. روش پژوهش سنتز پژوهشی و با بهره مندی از گام های هفت گانه سندلوسکی و باروس (2007) بود. جهت گردآوری داده ها، از مقالات مرتبط با حوزه ازدواج زودهنگام و چالش های تحصیلی در داخل کشور استفاده شد که در فاصله سال های 1389 تا 1402 با استفاده از روش کیفی انجام شده بود و در مجلات علمی پژوهشی معتبر داخلی منتشر شده بودند. داده ها با استفاده از تحلیل تماتیک و کدگذاری باز و محوری منابع منتخب مورد تحلیل قرار گرفت. در نهایت نتایج این تحلیل4 مولفه اصلی و 7 مولفه فرعی بود. مولفه های اصلی تضعیف سرمایه فرهنگی، پیامدهای تقلیل استقلال شخصی و شغلی و ضعف های ساختاری آموزش وپرورش بود. هم چنین در پی تحلیل ها مهم ترین علل زمینه ساز ازدواج زودهنگام نیز شناسایی شد که متشکل از یک بعد اصلی تحت عنوان شرایط علّی و زمینه ساز ازدواج زودهنگام و چهار بعد فرعی شامل عوامل خانوادگی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بود. بدین ترتیب آگاه سازی والدین در زمینه اثرات سوء ازدواج زودهنگام دختران موثر بود و از آن جایی که بخشی از این فرایند مرتبط با آموزش و ارتقای فرهنگی خانواده هاست اهمیت تحصیلات به عنوان ابزاری برای افزایش سن ازدواج، غیر قابل انکار است. لذا از سیاست گذاران آموزشی و تربیتی انتظار می رود در ابعاد مختلف به خصوص بعد فرهنگی نقش مهمی را ایفا کنند.
تحلیل روان شناختی چندهمسری در قرآن کریم؛ با نگاهی به ملاحظات فرهنگی زن ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۲
91 - 100
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تحلیل روان شناختی ازدواج مجدد در قرآن کریم؛ با نگاهی به ملاحظات فرهنگی زن ایرانی بود. جامعه پژوهش تمامی متون روان شناسی، فرهنگی و قرآن کریم بود. نمونه پژوهش متون مرتبط با روان شناسی، فرهنگ ازدواج مجدد و قرآن کریم بود. روش پژوهش توصیفی -تحلیلی بود. جهت گردآوری داده ها از روش کتابخانه ای و به صورت فیش برداری از منابع مکتوب و مرتبط با روان شناسی ازدواج مجدد ازنگاه قرآن کریم استفاده شد. سپس داده ها به صورت توصیفی- تحلیلی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که روان شناسی فرهنگ قرآن کریم نشان از تک همسری زنان دارد و شواهدی هم ارائه می کند. آیاتی در قران کریم هست که به تک همسری برخی از پیامبران الهی اشاره دارند و چنین برداشت می شودکه فرهنگ قرآن کریم، تک همسری را جهت رسیدن به آرامش، بر چند همسری ترجیح و گویی چند همسری را در شرایط غیر طبیعی مفید می شمارد. در ازدواج های چند همسری، زنان استرس بیشتری را متحمل می شوند و بیشتر در معرض خطر سلامت روان قراردارند و از زندگی خانوادگی رضایت کمی دارند. درآیه (نساء، 3)" تبصره ای هست که بیانگر آن است که عدالت ورزی میان همسران در تعدد زوجات کاری بسیار مشکل است؛ زیرا عدالت از جمله والاترین فضیلت های اختلاقی است که در این باره تنها انسان های آراسته به کمالات اخلاقی می توانند ادعای آن را داشته باشند. تا جایی که در سوره نساء، (آیه، 129 ) در مجموعه آیات بیان از اصل بودن تک همسری دارد.
دلایل اعتقادی و اجتماعی استفاده از نقاب در بین زنان بلوچ اهل سنت: مطالعه موردی شهر زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقاب یکی از رایج ترین پوشش های زنان مسلمان است که در برخی کشورهای مسلمان از جمله ایران، افغانستان و پاکستان استفاده می شود. آنچه در این خصوص اهمیت دارد توجه به پیام های موجود در این نوع پوشش در میان زنان مسلمان است. هدف از پژوهش حاضر، مطالعه دلایل اعتقادی و اجتماعی استفاده از نقاب در میان زن مسلمان بلوچ در منطقه بلوچستان بود. مطالعه حاضر با روش پژوهش کیفی و با اتخاذ رویکرد پدیدارشناسی در سال 1398 انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته با 1۲ نفر از زنان نقاب پوش با نمونه گیری هدفمند جمع آوری شدند. اطلاعات جمع آوری شده کدگذاری، دسته بندی و تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد، مضمون اعتقادی با سه مفهوم فرعی محافظت از توجه مردان، کسب سعادت و رضایت الهی و عفت و حیای عمومی بود. مضمون اجتماعی شامل هفت مفهوم عادت واره، پیروی از ساختار سنتی خانواده، همرنگی با جماعت، احساس قدرت، احساس آزادی، کسب عزت و احترام و احساس امنیت و آرامش بود. با توجه به یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که نقاب فقط یک پارچه نیست بلکه می تواند وسیله مهمی برای انتقال معنا، هویت و ارزش های افراد باشد. نقاب صرفاً دارای معنای شخصی و مذهبی نیست بلکه نشان دهنده هویت جمعی نیز هست.